قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/۱۱/٢۸

7 بهمن 84

 نه نجار فرزند كردستان است و نه من فرزند ایران

جلال جلالی زاده سخنان آقای سید عماد حسینی نماینده قروه در جلسه معارفه استاندار فعلی و حساسیت ایشان درباره چاپ این جمله كه »آقای نجار هرچند متولد كردستان نیست ولی فرزند كردستان است« و نامه ایشان به سیروان در اعتراض به گزینش سخنانش بهانه خوبی شد برای طرح مجدد این مطلب و طرح این سوال كه آیا آقای نجار كرد و كردستانی است كه ما تاكنون نفهمیده ایم و كشف نكرده ایم و اكنون آقای حسینی كشف كرده است؟ اگر باشد چه مزیتی دارد و اگر نباشد چه مزیتی دارد؟ و آیا من نوعی با هویت كردی سنی ایرانی هستم، یا نیستم؟ آیا تعریف شهروند ایرانی در مورد من صدق دارد؟ آیا حقوقی كه در اعلامیه جهانی حقوق بشر برای انسان ها تعیین شده شامل حال من می شود؟‌ آیا موازینی كه اسلام برای مراعات حقوق همگان و رعایت مقام و منزلت اشخاص وضع كرده را شامل می شود؟ آیا در توصیه های حضرت علی در نامه اش به مالك اشتر كه مردم را به دو گروه هم كیش و هم نوع تقسیم می كند من جزء كدام گروه هستم؟ البته در اینجا بحث روی شخص خاصی نیست و نزاع و مخالفت و خطاب با فرد مشخصی نیست. هر چند امیدواریم كه د رعمل و در پایان دوره این نكته ثابت شود. به قول آقای جلائی پور آقای نجار ضد كرد نیست و این می تواند امتیاز مثبتی برای ایشان باشد چون چنین تجربه تلخی متاسفانه در این منطقه سابقه دارد.
همان طور كه در سرآغاز گفتم كه موضوع بحث یك موضوع كلی و عام است و فردی و شخصی و مربوط به امروز هم نیست. می خواهم بپرسم چه كسی كرد و كردستانی و چه كسی ایرانی است؟ البته زیاد درباره ی كرد بودن و واگذاری پست و مسئولیت به كردها هم نمی پردازم، چون گاهی به كردهایی مسئولیت واگذار می شود كه فقط - و تنها در هنگام حضور در جمع كردانه و كسب حامی و حفظ پست كرد هستند اما در خدمت و تعهد، نبودشان هیچ تاثیری ندارد.
اما چون همه ما در داخل محدوده بزرگتری به نام ایران زندگی می كنیم و این واژه در بین همه افراد مانند انسانیت مشترك معنوی است و بر اساس آن كسی نمی تواند در داخل این چارچوب خودش را ایرانی تر بداند و همانگونه كه عرف بین الملل و ملت ها هم نشان داده است كه داشتن تابعیت و شناسنامه و حیات و زندگی خانوادگی و روابط اجتماعی و غیره بر این موجودیت صحه می گذارد. من می توانم بگویم ایرانی هستم، یكی افغانی است، آن دیگری پاكستانی و ... پس این خطوط و مرزبندی خواه ناخواه منجر به هویت مستقلی با زیر مجموعه هایی از افراد شده كه نام شعب و ملت و قوم و قبیله را به خود گرفته است. این تقسیم بندی ها هرگونه كه باشد منافی با اصول مشترك انسانیت و عدالت و یكسانی نیست و از این منظر این پرسش مرا آزار می دهد كه من با یدك كشیدن این نام چرا مانند دیگران كه این نام را یدك می كشند از حقوق برابر برخوردار نیستم؟ چه علتی در این تمایزها و تبعیض ها وجود دارد. البته آن چه مشخص است برخورد ایدئولوژیكی در نظام های ایدولوژیك است كه در داخل كشور می توان بسته رفتار كند و در خارج باز عمل كند. هر چند مسلمان بودن و متدین بودن به اسلام مایه افتخار است اما در بسیاری از عملكردها هنوز مرزی به نام دین در گذرنامه ها و تعهدات بین المللی گنجانیده نشده است. امروز در مساله انرژی هسته ای كسی از انرژی هسته ای اسلامی یا شیعی بحث نمی كند. همان گونه كه در پیروزی تیم فوتبال ایران بر آمریكا كسی به خاطر سنی بودن مربی، از آن به پیروزی سنی ها و یا شیعه ها سخن نگفت. جوانان سنندجی، بلوچ ها و تبریزی ها همه گفتند ایران پیروز شده است.
در بعد فرامنطقه ای نیز رمز توسعه ملت هایی مانند ژاپن و حتی مالزی در این بوده و هست كه هر كس می كوشد به كشورش خدمت كند و مذهب و آیینش را دخالت نمی دهد. چون در كشورش از آب و خاك و نعمت های آن استفاده می كند. اما متاسفانه روندی كه در ایران در پیش گرفته شده و دخالت دادن مذهب در واگذاری امكانات و توزیع قدرت و ثروت قبل از به چالش گرفتن مجموعه ای از مسئولان و یك نظام، اصول یك مكتب را با زیر سئوال رفتن مواجه می سازد. مگر نه این است كه صفت خدا عدل است و عدالت و عادل بودن یك ویژگی بسیار مهم معتقدان به این دین است. آیا عدالت تنها برای اعضای خانواده و همكیشان است و برای دیگران سخنی بیش نیست؟ كاری به تاكید بر عدالت در اسلام ندارم. بحث در مورد ساكنان یك خانه بزرگ به نام ایران است كه در این خانه اعضا حق دارند ادعای حق خود را بكنند و دیگر اعضا نمی توانند به بهانه های واهی آنها را از حق خود محروم كنند. اما اگر بدون دلیل برخی اعضای قدرتمند و ذی نفوذ برخی از اعضا را محروم كردند و آنها را از خدمتگزاری و تلاش برای توسعه و پیشرفت بی نصیب كردند، چه معنایی دارد جز اینكه شما آنها را هم خانواده و هم وطن و هم شهری خود نمی دانید. پس من ایرانی نیستم؛ نه اینكه سخن من باشد، بلكه سخنی تحمیلی است كه عده ای تنگ نظر با سخنانی فریبكارانه و دهن پركن كه همه را برای خود می خواهند بر من نوعی تحمیل می كنند. وقتی كه آبدارچی سفارتخانه ایران در كوبا می تواند یك معاود عراقی باشد، یا خدماتی به لبنانی ها در شهرهای بیروت و بعلبك داده می شود و قبلا به سوریه داده می شد و استفاده از افغانی ها در برخی از جاها و ... امكان پذیر است. كم كم این شائبه در ذهن من ایجاد می شود كه نكند من بیگانه هستم! چون وقتی كه در مسائل مهم و حساس از آموزش و سیاست و اقتصاد و فرهنگ نامحرم شمرده می شوم و اهمیتی به من داده نمی شود به تدریج بر اثر گذشت روزگار این شائبه در ذهن ها ایجاد می شود كه من از اینجا نیستم و باید به جای دیگر بروم. این موضوع بزرگترین خیانت و جفا در حق انسانیت و هم وطنان است كه به جای ماندن در صحنه و دفاع از آن دچار بی تفاوتی و منزوی شدن شوند. اما امروز تغییرات سرسام آور جوامع بشری چنان ذهن ها را به تفكر واداشته كه حتی كودكان دبستانی به محض سخن گفتن گوینده، پی به لب مطلب وی می برند و با سفسطه و توجیه هم فریب نمی خورند. در كابینه هفتاد میلیونی آقای احمدی نژاد هم می شد به افراد كردی حتی تغییر مذهب داده اعتماد كرد و عدالت گستری و مهرورزی را در عمل نه در شعار ثابت كرد و خط بطلان بر بافته ها و رسوبات ذهنی گذشته كه با معیارهای دنیای مدرن هم خوانی ندارند كشید. در دنیایی كه فردی به خاطر دفاع از حقوق بشر می تواند مورد توجه جهانیان باشد و حامیان مردمی و دولتی پیدا كند، بی توجهی به مطالبات و خواسته ها و دهن كجی به آنها هرگز نمی تواند قابل قبول باشد. این كشور همانگونه كه در نوشته و در مقاطع حساس به همه هموطنانش نیاز داشته در موقعیت های حساس بعدی هم كه كم نیست نیاز به همه نیروها و شهروندانش دارد. با ترجیح منافع فرقه ای و گروهی حب وطن را از دل های هم میهنان اصیل نزدائیم و آنها را وادار نكنیم كه بگویند ما ایرانی نیستیم.


نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/۱۱/۱٤

تجربه سیروان عبدالعزيز مولودي
12 بهمن 84
 ورود سیروان به عرصه ی مطبوعاتی محلی كردستان، فال نیكی بود كه 8 سال پیش و در فضایی سرشار از امید آغاز شد. آغازی كه همزمان بود با راه افتادن قطار اصلاحات، كه به تعبیر اصلاح طلبان با هدف همراه نمودن هر چه بیشتر علاقه مندان به تغییر از طیفهای مختلف فكری به حركت افتاد و توانست علیرغم همه كاستیهایی كه داشت زمینه را برای مشاركت بیشتر واعتماد سازی اجتماعی فراهم نماید.

در آغاز و در ادامه راه به سیروان نیز كم و بیش دارای كاستیها و نقاط قوت بود وعلاقه مندی به سیروان و شخص آقای جلالی زاده به عنوان مدیر مسئول، هیچگاه مانع از آن نشد كه كاستیها را نادیده بگیرم و مورد انتقاد قرار ندهم . علیرغم آنكه نوشتن در مطبوعات را ابتدا با سیروان تجربه كردم، همواره نیز از منتقدان آن بودم، چرا كه معقتدم این به سلامت راهی كه میرفت یاری می رساند. تجربه با سیروان در طول 8 سال ادامه یافت و با همه ی قبض و بسطی كه یافت، در انتشار سیروان ماه كه چهار شماره اول آن را با همكاری آقای توفیق رفیعی كار كردم به اوج خود رسید.
نوع برخورد با سیروان بعد از تغییرات اخیر حاصله در حوزه سیاسی (مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم) بیانگر یك تفاوت در نگرش و روشی است كه به نظر می رسد مجال شكل گرفته در 8 سال گذشته را به محاق برده و با مشكل مواجه می سازد.
در طول دوره 8 ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی،‌ در كنار سیروان، دیگران نیز تحمل شدند و حتی آبیدر كه در آن سالها با ادبیاتی غیر معمول در حوزه روزنامه نگاری و اخلاق به انتقاد از اصلاح طلبان می پرداخت تا وقتی توان داشت،‌انتشار یافت و خود خاموش گشت. اینك كه محافظه كاران به هر بابت قدرت را به طور كامل فرا دست آورده اند، چه در سطح ملی و چه در سطح محلی حداقل هایی كه می توانست حتی در سلامت راهی كه می روند مشفقانه و منتقدانه نقش داشته باشند را نیز برنتافته و یكی بعد از دیگری تصرف می نمایند. كاش این حداقل را تحمل می نمودند و برای مدیر مسئول جدید سیروان یا در جائی دیگر شغلی می یافتند یا اگر توان حضور در مطبوعات را داشت،‌ امتیازی دیگری برای نشریه ای دیگر می دادند و علاوه بر تامین آن به فرهنگ كتبی منطقه هم یاری می رساندند. البته فرهنگ و فعالان فرهنگی در منطقه علیرغم مشكلات موجود به حیات خود ادامه خواهند داد.
چرا كه تنها منطقه ممنوعه برای آنها و مخصوصا برای من طی سالهای گذشته و حال دفاع از حقوق بشرو شهروندی عموم مردم و مردم كُرد مخصوصا بوده است.   


نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/۱۱/۱۳

زنگ خطری برای "استاندار کردستان"


 ايرج نظافتی ـ شنیدن خبر تاسف بار کناره گیری اعضاء تحریریه" سیروان " نه تنها در باور مردم کرد،با فرهنگی به بلندای تاریخ نمی گنجد،قطعا برای کسانی که در حوزه مطبوعات نیز فعالیت دارند غیر قابل قبول است.

چرا که اگر کیهان را حرفه ای ترینن برنامه در ایران بنامیم - سخن مسعود بهنود - بدون شک سیروان نیز حرفه ای ترین نشریه محلی ایران است که مناطق کردنشین غرب کشور را تحت پوشش خبری خود دارد.حوزه نفوذ سیروان نه تنها در مناطق منتشره بلکه تا فرای مرزهای غربی کشور و گستره مناطق کردنشین کشورهای اروپایی را در نوردیده است.

 این در حالی است که در استانهای غرب کشور دهها نشریه با گرایش های مختلف به فعالیت می پردازند،اما سیروان به گواه اصحاب قلم و اندیشه،در غرب کشور حرف اول را می زند.

تحقق این امر و پیدایش محبوبیت "سیروان" بدون شک مرهون زحمات بی دریغانه عزیزانی است که از دل و جان و در حد توان و انصافا بیش از توان خود برای نهال نو پای سیروان فعالیت کرده اند.

آری . . . دفاع از حقوق مردم ممستضعف کردستان،کرمانشاه و ایلام و رساندن پیام این همه محرومیت و مظلومیت به گوش حاکمیت کار سهل و آسانی نیست.

هشت سال فعالیت بی دریغانه و بدون کوچکترین چشم داشت و فقط به عشق مردم ،اسلام و انقلاب،هشت سال با مردم و برای مردم بودن،هشت سال در غم و شادیهای مردم کرد شریک بودن،هشت سال مدافع راستین حقوق مردم بودن،هشت سال . . .

و اما روی سخنم با استاندار محترم کردستان به عنوان نماینده دولت آقای احمدی نژاد است از اینکه نگذارید فرصت طلبان و قلم به مزدان منافق از چالش به وجود آمده به نفع خود بهره ببرندو از این آب گل آلود ماهی بگیرند.

بدون شک برکناری گردانندگان فعلی سیروان به حساب دولت کنونی و شخص استاندار محترم کردستان نوشته خواهد شدو فضای سیاسی این خطه محروم را برعلیه جمهوری اسلامی رقم خواهد زد،همچنان که در برخی نشریات و سایت های داخلی و خارجی این مسئله به خوبی مشهود است.

استاندار محترم کردستان باید این موضوع را بدانند- که الحمدالله می دانند - حذف گردانندگان یک نشریه پرنفوذ و پرمخاطب محلی در کردستان :

۱-موجب بدبینی و تنفر شدید مردم کرد از نماینده دولت در کردستان  خواهد شد

۲-نگاه مردم را به خبرگزاریها و رسانه های بیگانه که اغلب بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی فعالیت دارند معطوف خواهدکرد.۳-فضای بی اعتمادی مردم به حاکمیت و نظام را ترویج خواهد کرد.شبکه خبری "العربیه"چندی پیش در آماری منتشره اعلام کرد که بیش از ۱۰ هزار سایت خبری در دنیا بر علیه اسلام،قرآن و حکومت جمهوری اسلامی فعالیت دارند.امیدواریم با تدبیر مدبرانه استاندار محترم کردستان این مهم تحقق یابد که دولت آقای احمدی نژاد،برخلاف اظهارات بی پایه و اساس دشمنان خارجی و برخی فریب خوردگان داخلی، همچنان بر پایه عدل و عدالت استوار است و بدون وابستگی به احزاب سیاسی و باند بازیهای جناحی عمل خواهد کرد،و مهرورزی خود را به مردم کرد به اثبات خواهد رساند.ضمنا این را هم فراموش نکنیم که رئیس جمهور محترم بارها در سخنانشان فرمودند:« اگر بی عدالتی در کشور دیدید آنچنان فریاد بزنید که من احمدی نژاد در تهران آنرا بشنوم.»هر چند روز گذشته همین موضوع به عرض وزیر محترم ارشاد رسید و ما همچنان منتظر تدابیر مدبرانه مسئولین مربوطه هستیم.

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/۱۱/٩

بدرود سیروان!
7 بهمن 84
توفيق رفيعی ـ انگار همین دیروز بود كه درودی سر دادیم تا به جمع با صفای شما بیائیم. درودی از پس تلاشی سترگ از بهمن 76 تا فروردین 77. سیروان جوانه زد و از رهگذر طوفان آرای معنی دار و مواج مناطق كردنشین در انتخاب خاتمی، برای بازتاب اراده ملتی آمد كه به رفع تبعیض دلبسته بودند.آمدیم و كوشا كار كردیم. نمی دانیم خوب و بدش را . مردمان خود نیك قاضیانند كه به وجدان خود و در اوج راستی و حقیقت محك می زنند.

آنچه در این سالها در مصحف »سیروان« آمد ترجمان رنج های بی پایان جمعی از مردم این دیار محروم مانده بود، از ایلام تا شوط. تحفه درویش كه هر شنبه در آغاز نخستین روز هفته نوید امید می داد كه شاید پشتوانه ای برای تحقق حق شهروندی  برابر برای كردها باشد.
حكایت 8 سال انتشار سیروان، حدیث مفصل و بی پایانی است كه در این دفتر ناید، حكایتی كه گوشه ای ناچیز و كم مقدار از عظمتِ تاریخ، تمدن، مبارزه، فرهنگ و حق طلبی ملتی كه او را اصیل ترین ایرانیان خوانده و دیرینه ترین فرهنگ سرزمین باستانی را از آنش دانسته اند، بازتاب داده است.
سیروان آمد كه بگوید: ممكن است و می توان كار كرد. تنگناهای سختی بیهوده بر راهش و بر مشی گردانندگانش استوار كردند، اما سیروانیان با تكیه بر اراده سترگ كردها و فقط به جهت آنچه كه بدان اندیشه كرده بودند،‌ پایمردی كردند، ماندند، سوختند و ساختند و بارها تلاش هایمان را از نو آغازیدیم كه شاید ... . و ضعف هایمان را به پشتوانه اراده پایان ناپذیر شما قوی كردیم و در برابر هیچ ناحقی تسامح و كرنش نكردیم و همواره با سكوت و تداوم كار رفتار خود را بروز دادیم.
سیروان، به اعتبار خوانندگانش و با تكیه بر دانایی و شجاعت خبرنگاران ،‌نویسندگان و همكارانش پایاترین و ماناترین شمارگان و نشریه به نسبت حرفه ای تاریخ اخیر كردها را رقم زد. نشریه ای كه روزنامه نویسانش از وابستگی و قلم به مزدی برای هر كس و حزب و دولت و مقامی پرهیز كردند و بدور از هر جریانی و فقط برای دل خود كوشیدند روزنامه ای برای مردمانشان منتشر كنند. و در این وادی »اخلاق و اصول حرفه ای« را سرلوحه قرار دادند.
از پسِ جریان یافتنِ سیروان ، جریان مطبوعات در مناطق كردنشین جان گرفت. بر خود می بالیم و خدای »عدالت« را شاكریم كه جریان مانایی از روزنامه نگاری در منطقه پی افكنده شد كه شاید خشكاندن و یا انحراف سیروان از مشی اصیلش خدشه ای بر اطلاع رسانی در این دیار باشد اما اعتقاد راسخ داریم اصالت روزنامه نگاری در مناطق كردنشین همچنان پویا و پایا تداوم خواهد یافت.
اینك بایستی دست آنهایی كه، ادامه خدمت بنیان گذاران سیروان در این شرایط طاقت فرسا را روا نمی دارند، صمیمانه فشرد و به نوع خدمت گذاری و مهرورزیشان  سلام داد كه درود بر شما كه بنیان گذاران را از بنیان بركندید  و این گونه است كه من شهروند كرد این روزها به نیكی معنای بلند عدالت را در مهرورزی دولت خواندم.
اما دوباره می كنم آنچه در این سالها به نام سیروان منتشر شد انگیزه ای جز وظیفه ای از سر درد نداشته و هیچ منتی بر شهروندی ندارد ، كاری از برای دلِ خود كرده ایم و دلِ ریش دار شهروندانی كه در دنیای غدار امروز تمنایی جز برابری و عدالت و رفع تبعیض ندارند و اكنون نیز هر كس در این وادی گام نهد، هر نام و عنوان و تعلقاتی داشته باشد در دل ما جای دارد.
پیداست سیروان منتقدان و مخالفانی داشته كه در كنار همراهان، یاریگر مسیر پر سنگلاخ و سهمناك سیروان بوده اند و در پیچ و خمهای پر خطر سیروان كار خود كرده اند . منتقدانی كه بدون نقد آنها سیروانِ جاری، ایستا می ماند و از مواجی مسیر كاسته می شد. و مخالفانی كه یا عقده داشتند و یا جمعی كه از اول پی افكندن سیروان را از آغاز غلط پنداشته و ادامه مسیر را انحراف می انگاشتند و همواره با ارایه تندترین و عتاب آلوده ترین فرمایشات و بدون ارائه هر راهكار منطقی تنها سرزنش هایی از جنس ادبیات خود برون دادشان بود و حذف سیروان  رضایت دلشان.

اینك كه خامه بنفش رنگ فلان مدیر میانی فرمان گرفته از بالا در نامه ای اداری سامان یافته كه »مدیران و سیروانیان بروند« ، هنگامه و گاه بدرود است. بدرودی از پس درودی بلند به درازنای 8 سال. بدرودی كه صادقانه اذعان می كنیم به عرف و عادت زیستن این سالها در كرانه سیروان زیاد راحت نیست. ولی كرانه سیروان كردان بسیار به خود دیده و از آغاز تاریخ در كردستان جریان یافته و به امروز رسیده، امیدواریم این راز ماندگاری، سیروان را یاری دهد و این نشریه نیز برای مردمانش بماند. چرا كه كردان همواره روزگار با سیروان جاری بوده اند، سیروانی كه كرانه نشینانش از طراوت آن نشاط و سرسبزی و خرمی و به غرش آن غرور و افتخار كرده و سیروان را هموزن زایش و امید و نماد فردای بهتر دانسته اند. سیروانی كه مرز نشناخته پیشتافته و از بر آن، كردها بهره ها گرفته اند.
سیروانی كه ترجمان دست رنج صدها اندیشه ور، دانشجو، دانش آموخته و بسیاری شهروندان این دیار بود كه همگی »عدالت« خواهی را فریاد كردند و خواستار حق شهروندی برابر شدند و سیروانی كه ما كمترین كارش را صورت دادیم. اكنون گاه آن است كه رنج هایتان را بستاییم و دست مریزاد بگوییم و در برابر رنج هایتان سر كرنش فرود آوریم و سپاس گوییم همكاریتان را.
ما در طلوع »اصلاحات« در ایران زمین و برای »رفرم«خواهی و برای پیشرفت كردستان محروم، و برای كسب و حفظ عزت، كرامت و منزلت شهروندان این دیار در كشور آمدیم و در تغییرات پیشین نیز به تاكید این خواست را دوباره كردیم و ادامه دادیم و امروز نمی توانیم و نمی خواهیم و نباید كه بتوانیم دون شان مان، مزورانه نگاه و عقاید را تغییر دهیم و آنچه به عنوان حق فریاد كرده ایم در محاق سكوت و مصلحت واگذاریم، چون آنانی كه در آن جلسه رو چرخاندند و نمی دانم كدام روی خود را رو كردند كه تا دیروز فریاد »واصلاحا«ی آنان گوش فلك را آزار می داد و امروز با دیوان سالاران همنشینی می كنند و به گونه ای از مهروزی و عدالت سخن می رانند كه گویی خود نظریه پرداز این واژگانند.
وای بر ما اگر روزی چنین باشیم و حق را به میزان »نان« دولتی محك زنیم كه یقین داشته باشید دیروز چنین نكرده ایم و اكنون نیز بر حقانیت و اصالت اصلاح امور مناطق كردنشین تاكید داریم و با اعتماد و اطمینان از این روش بر آن تاكید می ورزیم حتی اگر دیگر آنی برای كار در روزنامه فرصت نداشته باشیم.
در پایان از همه شهروندانی كه ممكن است به نوعی از ناحیه كار ما در سیروان دچار تنگی و مضایقی شده اند عذرخواهی می كنم امید آن دارم كه عذر من را بپذیرید و حلال فرمائید. شادكامی و بهروزی تان را از خداوند عادل و مهرورز مسالت می كنم! 

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :