قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٤/۸

حاشیه و متن موسیقی كردی

             گفت و گوی با جلیل عندلیبی

16 خرداد 84

فيض الله پيري- اشاره: اهالي موسيقي با نام »عندليبي ها« و »جليل عندليبي« آشنا هستند. اين هنرمند 51 ساله، اهل سنندج، ساكن تهران و سرپرست گروه موسيقي» مولانا« است. گروه او تا كنون بيش از 20 كاست موسيقي را روانه بازار كرده است و تازه ترين اثر او به همراه »عباس كمندي« به زودي منتشر مي شود. جليل به هنگام برگزاري جشنواره موسيقي كردي به سنندج آمد و در گفت و گويي به سئوالات سيروان پاسخ گفت. اين گفت و گو را در پي بخوانيد.
* در جشنواره موسيقي كردي ما چهره هاي نامدار را نديديم. جشنواره با عنوان »يادواره حسن كامكار« برگزار شد، اما كامكارها در يادواره پدرشان شركت نكردند كه اين خود جاي سئوال دارد. گفته شد كه كامكارها به اين خاطر شركت نكردند كه شما آمديد و يا اگر آنها مي آمدند شما شركت نمي كرديد..؟ يا عباس كمندي هم...؟
- نه،‌ اتفاقا قرار بود من و هوشنگ [كامكار] با هم بيائيم كه در خارج كشور كنسرت داشت. جمشيد [عندليبي] قرار نبود بيايد، اما به دعوت من آمد. افراد سودجو شايعاتي در مورد اختلاف كامكارها وعندليبي ها مطرح مي كنند كه اين طور نيست! ما با هم خيلي صميمي هستيم. به هر حال براي داوري در جشنواره موسيقي معمولا ما و كامكارها هستيم يا افرادي مي آيند كه روي نت ها تخصص داشته باشند.عباس كمندي هم ظاهرا برنامه هايي داشتند كه نيامدند ما با هم خيلي صميمي هستيم و خيلي هم براي او احترام قائليم.
* گروه »مولانا« به سرپرستي شما فعاليت هايي در جهت اشاعه موسيقي كردي داشته، علاقه منديم اشاره اي كوتاه به اين فعاليتها داشته باشيد.
- گروه مولانا حدود 30 سال سابقه دارد. ما فعاليت خود را از سال 1354 شروع كرديم.جدا از معرفي استاد »شهرام ناظري« كه من با شعر عرفان او را معرفي كردم و همينطور »عليرضا افتخاري«‌. در زمينه موسيقي سنتي، كساني مثل »پيام عزيزي« و »حسام لرنژاد« را در حوزه موسيقي عرفان معرفي كرده ام. كاست »هه ي گول« را در سال 65 با همكاري »بهروز توكلي« و »از دست عشق« را با همكاري »عزيز شاهرخ« منتشر كرديم كه جزو اولين نوارهاي كردي بود كه به صورت كردي منتشر شد كه از افتخارهاي من در موسيقي كردي است و به گمانم با اين آثار فصل تازه اي از موسيقي كردي و معرفي آن آغاز شد.
* انتقادي كه بر شما وارد است اين است كه آهنگ هاي كردي را براي خوانندگان فارسي اجرا مي كنيد. مثلا »سه وزه لَيَ،‌سه وزه لَيَ« را به »اي گل ناز من« تغيير داديد و براي »عليرضا افتخاري« اجرا كرديد و يا آهنگ »از دست عشق« »عزيز شاهرخ« را به خانم »حميرا« فروختيد. گفته شد كه عزيز شاهرخ از اين اقدام شما خيلي ناراحت شده است...؟
- عزيز شاهرخ به خاطر اين آهنگ بعدها از من تشكر كرد. اين آهنگ دسته اول بود. ما بايد افتخار كنيم كه خواننده درجه اول مثل »حميرا« آهنگي از خواننده ي دوم مثل عزيز شاهرخ اجرا كند و اين باعث معرفي عزيز شاهرخ مي شود. خودش وقتي اين را فهميد از من تشكر كرد. اگر ما يك آهنگ دسته دوم فارسي را به كردي تبديل كنيم، خوب نيست، اما اگر هنرمندان فارسي از هنر كردي تقليد كنند به نفع ماست. در واقع اين نشانه ي وسعت موسيقي كردي و استقبالي است كه فارس زبان ها از موسيقي كردي دارند. ما با اين كارها توانسته ايم موسيقي كردي را به تمام فارس ها معرفي كنيم. امروز شرايطي پيش آمده كه هر گروه موسيقي غير كردي كه در خراسان يا تهران برنامه اجرا مي كند يك آهنگ كردي را هم چاشني كارش مي كند. به خاطر اينكه موسيقي كردي جذابيت، شادي آفريني و حركت و رقص دارد ومردم از آن استقبال مي كنند.
اين حركتهاي من در سال 65 در كاستهاي »هه ي گول« و »از دست عشق« در واقع آغاز شد و يكي از مسايل رواني و اجتماعي است كه من براي خدمت و معرفي موسيقي كردي انجام داده ام. نيامده ام آهنگ »آمنه آغاسي« را به فارسي تبديل كنم كه نمي خواهم اشاره كنم چه كسي اين را خوانده است.
* يكي از نيازهاي امروز موسيقي كردي »آموزش جوانان«‌است و طبيعتا اين انتظا رو گله مندي از شما و كامكارها هست كه چرا به مناطق كردنشين اهميت نمي دهيد و به آموزش جوانان اهتمام نمي ورزيد؟
- من به همين اندازه مي توانم اشاره كنم كه هر كاست من با يك نسل جديد است و در همين راستا حدود 10 تا 15 خواننده جديد معرفي كرده ام، پس آموزش از اين بهتر؟ من نمي توانم به كردستان يا كرماشان يا مهاباد بيايم. همين كه بتوانم در مركز (تهران) مراقب اين موسيقي باشم به گمانم كاري مهم كرده ام. هنرمندان مناطق كردنشين هم هنرمندان خوبي هستند كه مي توانند آموزش بدهند، واقعا بعضي ازآنها در سطح ملي هستند.
* چالش هاي فرا روي موسيقي كردي به نظر شما چيست و اصولا موسيقي كردي درحال حاضر چه موانعي فراروي خود مي بيند؟
- به نظرم بخشي از مشكلات به خود مان بر مي گردد كه كمتر تلاش مي كنيم. مانع خاصي نمي بينم. موسيقي نياز به پارتي ندارد بلكه خودش بايد گوياي خودش باشد. ما نبايد مغرور باشيم. چالش ها را خودمان ايجاد كرده ايم كه به صورت آكادميك سراغ موسيقي نمي رويم و به آن ارزش نمي دهيم. در دف نوازي، كرماشاني ها، كردستاني ها از جمله آقايان »خليفه كريم‌« و »ميرزا آغه غوثي« خوب كار كرده اند، اما در ساز ديوان درهمين جشنواره موسيقي كردي ما مي بينيم كه هنرمندي از »مراغه« بهتر از هنرمند سنندجي، ايلامي يا كرماشاني مي نوازد. مسئله اين است كه به صورت جدي ما موضوع را دنبال نمي كنيم. دنياي موسيقي دنياي رقابت و نوآوري است. اگر كردها هوشيار نباشند،‌عقب مي افتيم، حتي در سازي مثل دف.
* همين ساز ديوان كه شما اشاره كرديد،‌ظاهرا برادر شما - جمشيد عندليبي- معتقد بود كه هويت تركي دارد، شما هم همين ديدگاه را مي پذيريد؟
- نه‌، جمشيد گفت ساز ديوان مختص كردهاي ديار بكر و بادينان در تركيه است. ساز ديوان اصالت و هويت كردي دارد.
* وقتي از موسيقي ايراني سخن مي گوئيم، به نظر شما موسيقي كردي دركجاي آن قرار دارد و چه جايگاهي براي آن بايد قايل شد؟
- تمام موسيقيدانان غير كرد ايراني خود اعتراف مي كنند كه مهد موسيقي ايران را بايد در كردستان جستجو كرد.
جايگاه موسيقي كردي بسيار رفيع است و هنرمندان بايد رسالت حفظ اين جايگاه را به خوبي دنبال كنند.
 من گفتم گروههاي غير كرد در ميان كارهايشان موسيقي كرد را هم اجرا مي كنند. به نظر من موسيقي ايران بدون موسيقي كردي كامل نيست و اگر موسيقي كردي را از موسيقي ايران جدا كنيم،‌ناقص مي شود.
* براي رشد موسيقي كردي چه توصيه اي مي كنيد؟
- معتقدم كه بايد از حاشيه سازي بپرهيزيم و به اصل موضوع بپردازيم. به طور جدي وآكادميك بايد دنبال موسيقي برويم. عده اي براي اينكه مردم را از واقعيات دور كنند،‌حاشيه سازي مي كنند،‌مثلا مي گويند چون عندليبي ها به جشنواه آمده اند، پس كامكارها نمي آيند. اين حاشيه ها به ضرر موسيقي است.چرا به دنبال كار هنري خودمان نمي رويم؟ عده اي دنبال موسيقي »شارلاتان« هستند يا موسيقي» پوپوليستي« و كوچه بازار را دنبال مي كنند و از حوزه ي علمي آن دور مي شوند. براي رشد بايد اين موضوعات را كنار گذاشت. موسيقي متنوع است. هر گلي بويي دارد بايد يكديگر راتحمل كنيم.
* سئوال آخر من در مورد اثر جديد شما است. ظاهرا گفته بودي كاري جديد در دست داريد....؟
- بله، كاري مشترك با »عباس كمندي«‌داريم كه هنوز نامگذاري نكرده ايم. بخشي از اين كاست درحوزه موسيقي »‌اورامان« و بخشي هم تقريبا» پاپ كردي«‌است. به گمانم بتوانيم يك ماه ديگر اين اثر را منتشر كنيم.


نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٤/۳

ما مجبوریم امیدوارانه به آینده نگاه كنیم
سیروان: هفته گذشته سیروان میزبان دو دیپلمات اروپایی بود. آقایان »هینسن« دبیر اول سفارت دانمارك و »آخیم فابیك« كنسول سفارت آلمان د رایران به دنبال دیدار دو روزه خود از NGO ها و مطبوعات كردستان به سیروان آمدند ودر نشستی با تحریریه سیروان به گفت و گو پرداختند.

سرآغاز »توفيق رفيعي« مدير سيروان پيرامون هفته نامه تحت مديريت خود گفت: »سيروان« هفته نامه اي فرهنگي، سياسي، اجتماعي واقتصادي است كه به دو زبان كردي و فارسي منتشر مي شود. در »سيروان ماه« به كارهاي تئوري و نظري مي پردازيم و از طريق سايت اينترنتي» سيروان نيوز« مطالب واخبار روزانه را به صورت »آن لاين« منتشر مي كنيم و هم اكنون در بيش از 60 كشور جهان كاربر داريم.
سپس »آخيم فابيگ« كنسول سفارت آلمان كه خود نيز در حوزه حقوق بشر فعاليت دارد،‌اظهار داشت: وقتي در تهران هستيم، طبيعتا از تمام مردم ايران از جمله كردها شناخت كامل نداريم. كردها در ايران اقليتي بزرگ هستند. ما به كردستان آمديم تا از نزديك با اين مردم آشنا شويم. طبيعتا روزنامه نگاران، بهتر از مسايل كردها شناخت دارند. سرآغاز مي خواهيم بدانيم مشكلات فراروي روزنامه نگاري و اهداف شما چيست؟
مدير سيروان گفت: روزنامه نگاري در دنيا كاري عاشقانه است. روزنامه نگاري پديده جهان  و دنياي غرب است كه به دنياي سنت ما آمده است. ما در كشوري استبداد زده زندگي كرده ايم. در پس انقلاب و جنگي هشت ساله فعاليت مي كنيم. اقليت هستيم. از سويي ديگر با مردمي كه آرماني فكر مي كنند روبرو هستيم. كار ما مبارزه با كوهي از مشكلات است.
كنسول آلمان پرسيد: آيا دستگاه قضايي با همكاران شما برخورد كرده است؟
رفيعي گفت: با نشريه ما تا كنون برخورد نشده است يكي از دلايل آن اين است كه ما سعي كرده ايم با فضاي موجود عقلاني برخورد كنيم.با خطوط قرمز و قوانين مطبوعاتي آشنا هستيم. آنها هم تلاش كرده اند با ما تعامل كنند. اختلاف نظر داشته ايم اما در مجموع از ما راضي نيستند.
آخيم فابيگ : آيا تا كنون مطلبي را قبل از چاپ در سيروان سانسور كرده اند؟ قبل از شما كسي مطالب را مي بيند؟
رفيعي: هيچ كس غير از من حق ندارد مطالب را ببيند و تا كنون هم اين گونه بوده است. به هيچ كس اجازه ي دخالت نداده ايم. ما اين كار را مخالف آراي مردم مي دانيم.
آخيم فابيگ: از حضور بارزاني به عنوان سمبل و رهبر كردها د رعراق چه احساسي داريد؟
رفيعي: انتخاب بارزاني براي ما افتخار است و ما مبارزات آنها را مي ستائيم و برايشان آرزوي توفيق داريم.
كردهاي ايران اكنون در جاهايي مشكل دارند اما در جاهايي هم پيشرفت كرده اند. نمونه اش اين است كه يكي ازمحورهاي انتخابات از زبان كانديداها »كرد و اهل سنت« بود. ما مي توانيم تعامل كنيم. ما جمعي داريم به نام »اصلاح طلبان كرد« كه براي اولين بار شكل گرفته است.
آخيم فابيگ : اصلاح طلبان چه خواسته هايي در انتخابات مطرح كردند؟
رفيعي: آنها 15 خواسته را تنظيم كردند. برنامه هايي براي حفظ هويت كردي از جمله تدريس زبان كردي در مناطق كردنشين واجراي اصل 15 قانون اساسي،‌حضور كردها و اهل سنت در مديريت كلان كشور،‌اختصاص بودجه هاي ويژه براي مناطق كردنشين خارج از بودجه سالانه،‌حذف نگاه امنيتي به كردها، حذف گزينش در مناطق كردنشين،‌استفاده از كردها در مديريت كلان كشور و ديگر استان ها، واگذاري مديريت تلويزيون هاي محلي در مناطق كردنشين و مطالبي از اين دست.
آخيم فابيگ: رويكرد و نظر شما به اين مسايل چيست؟
رفيعي: بايد تلاش كنيم در گروه ها و انجمن ها اين خواسته ها را در هر شرايط دنبال كنيم،‌گرچه خيلي هم اميدوار نيستيم . ما مجبوريم اميدوارانه نگاه كنيم. هر چند در دولت آينده  چشم اندازي براي آنها ديده نمي شود، اما ما تلاش خواهيم كرد. به نظر من »اصلاح طلبان كرد« تنها تشكلي بود كه در سالهاي اخير توانسته واكنش كردهاي داخل، خارج و حكومت را برانگيخته كند.
آخيم فابيگ: آيا قرار است اين گروه به صورت حزب رسمي دربيايد؟
رفيعي: براساس قوانين اين امكان وجود ندارد. مجوز حزب به قوميت ها داده نخواهد شد. آنها علاقه مندند تا زماني كه جلوي آن گرفته شود، كار كنند. مشكلات كردها علي الاصول سياسي است. اقتصاد تابعي از سياست است. آنچه كه كردها را از نظر اقتصادي محروم كرده،‌نگاه سياسي بوده كه مانع توزيع يكسان اعتبارات شده است. اين نگاه در دولت خاتمي هم در جاهايي كاملا هويدا بود. گرچه مي گفتند چنين نيست اما وقتي اعتبار نيامد معني اش چيزي ديگر است.
آخيم فابيگ: شمابا چه خط قرمز هايي روبرو هستيد؟
مدير سيروان : جدای از آنچه كه در كشور براي مطبوعات خط قرمز است در كردستان چيزهايي ديگر هم هست از جمله مسايل قومي و مذهبي.
»هينسن« دبير اول سفارت دانمارك: به غير از دولت كساني هستند كه براي ترويج زبان كردي فعاليت كنند؟
رفيعي: افرادي علاقه مند هستند. ما در روزنامه به دو زبان كردي و فارسي كار مي كنيم. صفحه اي ويژه براي كودكان هم  داريم. اگر امكان كار باشد، ‌برنامه هايي در آينده براي آموزش زبان كردي داريم. به دليل اينكه آموزش رسمي در مدارس ما به زبان فارسي است،‌قدرت نشريه ما در برابر قدرت رسمي حاكميت اندك است. ما نبايد از اين اندك هم دست برداريم. براي اجراي اصل 15 تلاش خواهيم كرد. امسال در رشته ادبيات كردي در دانشگاه كردستان دانشجو پذيرفته مي شود. بايد با اميدواري هاي اندك بر نااميدي هاي بزرگ غلبه كرد.
هينسن: در صفحات ادبي هم زبان كردي را پيگيري مي كنيد؟
رفيعي: بله.


نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٤/۳

دودیپلمات اروپایی درسیروان

سیروان نیوز:سیروان عصر امروز میزبان دودیپلمات دانمارکی وآلمانی بود.در این دیدار پیرامون مسایل سیاسی کردها ومطبوعاتی سیروان گفت وگو شد. گزارش این دیدار به زودی منتشر خواهد شد. عکس ها :صالح رفیعی








نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٤/٢

 

    زبان متحد كردی و باقی قضایا

سيروان -فيض اله پيری

اشاره: دانش آموزان كريم پور مي گويند كه او در سركلاس در دبيرستان باقرفاني قصرشيرين به آنها پيشنهاد مي كرد كه هركس لغت جديدي كردي كلهري (كرماشاني) را كشف كند به او نمره مي دهد. آن روزگاران سال 77 شمسي بود و كريم سال 68 به اين وادي پاگذاشته بود. »تقويم ايلياتي كردي«، تحقيق در مورد »سكه هاي ماهيدشت«، »فرهنگ سه جلدي كردي - فارسي خوه رهه لات«، »ترجمه قرآن به زبان كلهري« و »شعر«، »لالايي و چيستان در ادبيات كردي« و... تنها بخشي از آثار مكتوب او در حوزه ادبيات كردي كرماشان است. او براي نخستين بار رسم الخط ادبيات كردي كرماشاني را ابداع كرده است. بر همين اساس نيز پيشنهاد او در خصوص زبان متحد (يه كگرتوو) كردي جالب توجه و قابل اجراست. كريم پور معلم زبان و ادبيات كردي، از اهالي نفت شهر در شهرستان قصرشيرين و اينك ساكن كرمانشاه است. با او در مغازه »خوه رهه لات« در كرمانشاه گفتگو كرديم، مغازه اي كه از سكه هاي قديم و كهن تا وسايل زندگي ديروز و امروز كرمانشاه را در آن مي توان يافت. گفتگوي سيروان را با او در پي بخوانيد.  

*آقاي كريم پور با سپاس از جنابعالي به خاطر شركت در اين گفت و گو، اگر موافق هستيد سرآغاز از چگونگي گرايش به فعاليت در ادبيات كردي بگوئيد و اين كه چه زمينه اي باعث شد شما به اين حوزه قدم بگذاريد؟
- آنچه كه موجب شكل گيري اين جريان در ذهن من شد،‌ به دوران محصلي بر مي گردد. وقتي كه محصل بودم د راثر ادبيات فولكلور و ضرب المثل هايي كه در خانواده ما رايج بود، سنگ بناي علاقه ي من به زبان وادبيات كردي گذاشته شد؛ مثل داستان هاي داود خان كلهر و ... پدر بزرگم در اسلام آباد جزو قشون داودخان كلهر بود. به طرف گيلان مي رود و همانجا هم داودخان وهم پدر بزرگم فوت مي كنند و پدرم به طرف نفت شهر مي رود. من هم آن جا به دنيا آمدم كه جزو قصر شيرين است اما ريشه ما به گيلان غرب و اسلام آباد غرب بر مي گردد. در جواني من در دانشسراي مقدماتي قبول و معلم ابتدايي شدم. شروع كردم به جمع آوري چيستان و داستان و ... در مدت چند سال كه در مدارس سومار، بيله وار ( پشت دَروَن)و گيلان غرب بودم. نهايتا به ذهنم رسيد كه يك فرهنگ لغت كردي كلهري بنويسم. منتهي متاسفانه يا من كسي را در اين زمينه نشناخته ام يا اين كه كسي در كرمانشاه در حوزه ادبيات كلهري (كرماشاني) ‌نبود. اين امر براي خودم واقعيت است. ‌ما آمديم بر مبناي فتحه و ضمه و كسره فارسي رسم الخط نوشتيم. كتاب هاي دوستاني مثل آقاي »محمد علي سلطاني«‌هم كه بيرون آمد به رسم الخط فارسي بود. د راين شرايط جوي در كرمانشاه حاكم بود كه زياد توجه به ادبيات كردي نمي شد، يعني از چند طرف ما گير كرده بوديم. من آمدم اين رسم الخطي كه الان منتشر كرده ام، نوشتم. چند سفر به استان كردستان داشتم و ديدم آنجا مي توانم براي رشد بمانم و در دانشگاه هم درس بخوانم.
درسال هاي 65 يا 66 در دانشگاه آزادسنندج قبول شدم كه آن موقع در خيابان حسن آباد بود، بعدها توسعه پيدا كرد. دوست داشتم راجع به ادبيات كردي تحقيق كنم هر جايي كه مي رفتم و مي گفتم كه من كرد كرماشان هستم. مي گفتند شما گوران هستي و كرد نيستي يا مي گفتند كردهاي كرماشان اوايل انقلاب گفته اند كه ما كرد نيستيم. من هم گفتم پس من چكاره هستم؟ من جزو كرماشان هستم و مي خواهم راجع به اين موضوع تحقيق كنم. واقعا سر خورده شدم. اينجا هم تدريس مي كردم دانش آموزان مي گفتند كردي كرماشاني بگو. آنجا مي گفتند كرد نيستي اينجا دانش آموزان خودم...! عجب! ما كردي شروع كرديم ديدم در كردستان هم زبان كرماشاني احترام و طرفدار دارد.با دانشجويان هم مراوده داشتم تا اين كه خودم رفتم سراغ رسم الخط كردي. رسم الخط كردي سوراني كه ياد گرفتم ديدم اين رسم الخط كردي فقط مخصوص سوران است. دليل آن هم از جمله اين است كه صدايي بين »و«  و »ي« در كردي كرماشاني وجود دارد كه در رسم الخط سوراني نيست. من آمدم براي اين صدا »و« انتخاب كردم كه بر روي آن دو نقطه قرار  مي گيرد و تكرار آن هم به پيشنهاد خودم در زبان كردي كرماشاني قابل اجراست.صدايي ديگر بين »ن« و »گ« (تودماغي) وجود دارد كه آن هم مختص در زبان كرماشاني است نه سوراني كه عدد هفت كوچك در زير اين دو قرار مي گيرد يعني با هم ارتباط دارند. كسره هايي كوتاه توأم با »ـَ« كوتاه هم وجود دارد.
اؤ فرهنگ ماموستا هه ژار، آمده كه اين رسم الخط، »ي« مجهول همان كسره است در حالي كه اين دو موضوع متفاوت است. در رسم الخط كرماشاني»ح« و »ع« هم نداريم كه حروفي حلقي هستند. هر چه كه از دهان در مي آيد همان طور نوشته مي شود. در لهجه كرماشاني حروف حلقي به زبان نمي آيد. اگر ما اين را ناديده نگيريم، قانون سوراني از بين مي رود و اگر قانون سوراني را مدنظر بگيريم، نمي تواند كامل باشد و لهجه كرماشاني براي نوشتن مشكل پيدا مي كند. به زبان هاي  ايران باستان هم مراجعه كردم ديدم كه حروف حلقي وجود ندارند. در آنجا با يك »و« كوتاه كه از ضمه كوتاه تر است برخورد كردم. مثل كلمه ي »گوني« (»و« در اينجا از »ــُ « كوتاه تر و از »و« بلندتر است).
ناگفته نماند من از فرهنگ »مصطفي خرم دل« و ديگر استاد عزيزم آقاي دكتر »رخزادي«‌استفاده كردم يا دكتر »اطميناني« ودكتر »ابراهيمي«‌همه استفاده كردم.
طي چند نشست با »كريمي دوستان« (رئيس فعلي دانشگاه كردستان) صحبت كردم كه با چنين مسايلي برخورد داشته ام و او هم تاييد كرد. نهايتا من حروف حلقي »ح« و »ع« را حذف و آن كلماتي كه لازم بود (قبلا توضيح دادم) اضافه كردم. من در مواردي حتي در لهجه سوراني به »و« مجهول برخورد كرده ام. از سال 1360 تا 1370 به مدت 10 سال روي رسم الخط كردي كرماشاني كار  و دو سال هم آن را تايپ و نهايتاً‌در سال 72 آماده چاپ كردم به عبارتي در سال 72 دستور زبان و
رسم الخط كردي كرماشاني آماده شد. در قصر شيرين هم در سال 70 در دبيرستان »باقر فاني« مجله »الوند«‌وابسته به آموزش و پرورش قصر شيرين را طي دو شماره منتشر كرديم و در شماره سوم - حالا به هر دليلي - متوقف شد. رسم الخط كردي كرماشاني هم كه قرار شد سال 72 منتشر شود، به علت ناتواني مالي در سال 1380 با ده سال تاخيرآن را چاپ و منتشر كردم.
* با اين توضيحاتي كه شما داديد، تكليف زبان معيار چه مي شود؟
- ما زبان معيار و مشخصي براي تمام كردها نداريم. علاوه بر زبان معيار ، رسم الخط كاملي هم نداريم. سال هايي كه من در كردستان بودم به دوستان مي گفتم كه ما كرد هستيم يا نه؟ مي گفتند: بله. بعد از اين كه رسم الخط هارا تحويل داديم و كارهايم مشخص شد،‌چيزهايي پذيرفتند.
كردها تا زماني كه رسم الخط كامل و مشترك نداشته باشند و هر كسي كه در لهجه ي خود تخصص دارد با هم گفت و گو نكنند و يك رسم الخط كامل ننويسند، مشكلات همچنان باقي مي ماند. سوران مي گويد من كرد اصيل هستم با رسم الخط خودم، خب، كلهر هم همين را مي گويد كه موجب تنش مي شود. بايد يك رسم الخط جامع تشكيل شود كه تمام مصوتها و صداهايي چهار لهجه اصلي كردي را در برداشته باشد. به اعتقاد من چهار لهجه كردي داريم چون من لهجه لكي و لري را جزو كلهري(كرماشاني) به حساب آورده ام.
 به لحاظ دستور زبان هم يكي هستند. نكته سوم اين است كه ما بايد به دنبال يك نرم افزار كامپيوتري باشيم كه اين مشكلات را حل كند. مثلا من اگر مطلبي را به لهجه كرماشاني  براي يك نشريه كردي بفرستم و نتواند با اين لهجه آن را بر روي كاغذ و كامپيوتر اجرا كند مشكل ساز و مسئله ناقص و عوض مي شود.
* راههاي ديگري هم براي رسم الخط كردي كرماشاني پيشنهاد شده است. مثلا در مورادي كه ما به  لهجه كردي كرماشاني مطلبي را در سيروان منتشر كرده ايم براي »و« كه دو نقطه بر روي آن قرار مي گيرد و صداي بين »و« و »ي« مي دهد از »وي« استفاده كرده ايم يا استاد »علي اكبر نقي پور« پيشنهاد كرده كه از حروف لاتين براي حفظ مصوتها استفاده شود. براي رسيدن به اجماع و شكل گيري يك الگوي كلي براي تمام لهجه ها به نظر شما چه بايد كرد؟
- خوب، هستند افرادي كه نظرشان تخصصي است. افرادي هم هستند كه بدون پژوهش وتخصص نظريه هاي آبكي ارايه مي دهند. كسي روي دستور زبان كردي كرماشاني فعاليت داشته است و شالوده كار در دستش است، نظرش محترم است. من وقتي كه روي موسيقي كاري نكرده باشم، چه سودي دارد كه ساز را به دست گيرم؟ من استفاده از زبان لاتين براي رسم الخط كردي كرماشاني موافق نيستم. اگر مي بيني در تركيه يا در جاهايي ديگر اين كار صورت مي گيرد تحصيلات آنها نسبت به ما در اين زبان بالاست. ما هنوز ابتداي راه هستيم. وقتي كسي هنوز كردي را بلد نيست بخواند چطور با لاتين...؟ درصد آنهايي كه در آن مناطق به زبان هاي خارجي مسلط هستند، از ما خيلي بيشتر است.
* مي خواستم به اين نكته بپردازيد كه براي رسميت يافتن يك الگوي متحد از چه راهي بايد رفت؟
- هر پيشنهادي كه براي يك شكل شدن رسم الخط زبان كردي صورت گيرد بايد منهاي مذهب باشد. مذهب يك موضوع دروني است. يكي از مسايلي كه در حال حاضر در كرماشان حاكم است اين است كه همه شعار مي دهند كه همه كرد هستيم. اما براي »كرد« بودن و ماندن چه گامي برداشته ايم؟ اين كرد بودن بايد به هم نزديك باشد يا دور؟ اگر بخواهيم در اين زمينه گامي برداريم بايد جدي تر  باشيم و عقايد مذهبي كردها بايد نزد هم محترم باشد. همه كاسه ي
داغ تر از آش هستيم اما درعمل مسئله فرق مي كند. تازي ها(اعراب) وقتي به ايران حمله كردند... شيعه به خاطر چه زير حكومت آن زمان نرفت؟ تقيه كرد و ... بعضي »اهل حق« و بعضي هم »دوازده امامي« هستند. دليل اين است كه طرف هاي حضرت علي با آنها ضد هستند و دليل ديگر آن است كه زن امام حسين ايراني است و به قول آنها »فرايزدي« به ميان اعراب رفته است. به همين خاطر است كه در كرماشان به فرزندان اينها مي گويند شاهزاده نه امامزاده ؛ مثل شاهزاده محمد. يك امامزاده با يك شاهزاده وصلت كرد. پس ما براي اتحاد و رفع تفرقه در جامعه بايد به اعتقادات هم احترام بگذاريم. خيلي دور نيست. الان برادران »شافعي« هم به امام حسين احترام و اعتقاد دارند.
در مرحله دوم بايد يك كانوني به وجود بيايد كه فقط مختص به »كردي« باشد كه رسم الخط كردي را دنبال كند. نگوئيد من كرد اصيل هستم ديگري فتوكپي هست يا ... !اين مسايل تفرقه انگيز است. هر گلچيني كه از لهجه هاي كردي (با زير مجموعه هايش) با ديناني، سوراني، گوراني و كلهر تشكيل شود تبديل به زبان متحد مي شود. من اين را قبول ندارم كه برخي برادران سوران در اثر بي اطلاعي مي گويند و در روزنامه ها مي نويسند كه كلهر و لك جزو گوران هستند. اين مسئله بايد براي هميشه حل شود. »گوران« شامل اوراميها مي شود. در حال حاضر »اهل حق« به زبان كرماشاني سخن مي گويند اما عبادات و مكتوبات آنها به زبان گوراني (اورامي)‌است.
شخص »شرف الدين بدليسي«‌اشاره مي كند كه »لر« و »لك« هم داريم اما من اين دو مورد را در زير مجموعه كلهر قرار داده ام كه شامل لرستان، لكستان و ايلام مي شود. وقتي كه اعراب به ايران حمله مي كنند، نام »دينور« را »ماه الكوفه« مي گذارند.»نهاوند« را هم كه »بصره اي« ها مي گيرند، آن را »ماه البصره« مي خوانند. »بهلول دانا«‌كه مي گويند شاگرد امام صادق بوده است و نهضتي را با عنوان »بهلول ماه« ي راه اندازي مي كند، منظور اين است كه اهل »دينور« بوده است. قديمي ترين نوشته اي كه به صورت شعر درآمده در رابطه با مذهب اهل حق(يارسان) مرتبط با قرن دوم است كه به گوراني(اورامي) نوشته شده است. »ملا پريشان« هم در قرن هشتم هجري به زبان كلهري مطالبي نوشته كه مربوط به قديمي ترين مسايل مذهبي است. در قرن هشتم هم نمونه هايي به زبان سوراني داريم.
اگر اين راهم كه مربوط به زمان حمله اعراب است در نظر بگيريم كه‌:
هورموزگان رمان ئاتران كوژان
ويشان شارده وه گه وره ي گه وره كان
دراين حمله »فهله« را تا »شهر زور« گرفته اند.
ما چند زبان را در »پهلوي« داريم كه اشاره مي شود كه »دري« (درباري) و »فهله« است كه مربوط همين منطقه ما شامل كرماشان،‌ايلام، تيسفون و ... مي باشد كه وابسته به مداين بوده اند.
* اين موضوع از كجا سرچشمه مي گيرد؟
- وقتي كه اعراب حمله مي كنند و در فتح الفتوح شكست مي خورند يكي از برادران گوران اين شعر را سروده كه عرض كردم (هورموزگان رمان...) و اين شعر بر روي يك پوست حيوان نوشته شده و يك چوپان آن را در يكي از غارهاي سليمانيه پيدا كرده است كه مربوط به ظلم و جور اعراب است. »اهل حق« ها براي حفظ مذهب خود به »شاهو« و »دالاهو« پناه مي برند كه در اعتقادات نيز مقدس هستند. »هو« ي آخر اين دو كلمات نمي تواند بدون مفهوم باشد. به ظاهر مسايل اسلامي را رعايت مي كنند اما در واقع اعتقادات خود را حفظ مي كنند. منتظر هستند ببينند كه چه كسي ضد اعراب است كه ما هم از آنها حمايت كنيم.
* اجازه بدهيد ازموضوع خارج نشويم. اين رسم الخطي كه جنابعالي پيشنهاد كرده ايد چه ضمانت اجرايي براي آن وجود دارد؟ مثلا در حال حاضر كامپيوتر حرف »و« را كه بر روي آن دو نقطه قرار بگيرد، اجرا نمي كند، براي مشكلات انتشار پيش بيني خاصي داشته ايد؟
- اولين كاري كه من در هفته نامه »نداي جامعه« در كرماشان كردم اجراي اين شيوه رسم الخط بود كه بازتاب خوبي هم در كرماشان داشت. دو نقطه ي روي »و« را با روان نويس روي كاغذ كالك مي نوشتم، شايد به هنگام چاپ جوهر پخش مي كرد اما در كل جاافتاد.
* در آن صورت براي قرار گرفتن بر روي صفحات كامپيوتر در اينترنت چه بايد كرد؟
- اين را ديگر بايد مهندسين كامپيوتر به دنبال رفع مشكل باشند.
* نظريه شما مخالفاني هم دارد؟
- مخالف واقعي به كسي مي گويند كه روي اين موضوع كار كرده باشد و بايد به بزرگان احترام گذاشت.  وقتي »محمد مكري«‌، »و« دو نقطه دار را تاييد مي كند كه دو نسل قبل از من به دنيا آمده ديگر... در زبان آلماني و فرانسه هم وجود دارد. در زبان خودمان تركيبي از »و« و »ي« هست.
* من همين نكته را مي خواستم بپرسم، آيا نمي شود كه »وي« را براي آن به كار ببريم مثل حروف انگليسي؟
- نمي شود
. دليل آن را هم عرض مي كنم. ما تركيباتي داريم مثل »ئا« (ئـ + ا)، »ئو« (ئـ + و) يا »ئي« ( ئـ + ي) اما وقتي به »و« ‌دو نقطه دار مي رسيم از تركيب صداي  »و« + »ي« تشكيل شده است.
* من منظورم اين بود كه همچنانكه »zh«‌صداي »ژ« يا »kh« صداي »خ« مي دهد، در بعضي مواقع »وي« هم صداي بين »و« »ي« را بدهد..؟
- چون مصوت بلند است،‌نه. نمي توانيم بگوئيم در مصوت بلند »ئا« صداي »ئي« مي دهد.
تمام كردها سه مصوت »ئي« ، »ئو«  و »ئا« دارند اما كردي كرماشاني چهار مصوت بلند دارد. ما »وو« مجهول هم داريم كه بر روي هر دوي آنها نقطه قرار مي گيرد. كمي اجراي آن در كامپيوتر سخت است كه تا حالا نديده ام كسي كاري در اين زمينه انجام دهد. اميدواريم علاقه مندان به فرهنگ كردي اين كار را انجام دهند. من در فرهنگ كردي كرماشاني »خوه ر هه لات« هم با روان نويس خودم دو نقطه را روي »و« قرار داده ام. در ترجمه ي قرآن به زبان نثر و شعر كردي كرماشاني هم مجبورم همين راه را ادامه دهم تا ببينم كي افقي گشوده مي شود.
*نظريه اي هم وجود دارد كه لهجه سوران زبان متحد است،‌در اين خصوص  چه نظري داريد؟
- به نظر من امكان پذير نيست. اگر سوران بخواهد ادبيات فولكلور و ناب كرماشاني مطالعه كند كه برخي لغات آن هم قابل ترجمه نيست مي خواهد چكار كند؟ هر زماني هر حرفي از فرهنگ و ادبيات كردي پيدا كرديم بايد آن را به كار ببريم. ما مي گوئيم كه زبان ساسانيان 44 حرف داشته است. پس ما هم بازگشت به آن زمان هر چه حروف بيشتري را به كار ببريم، زبان كردي را غني تر كرده ايم. وقتي زبان متحد و رسم الخط متحد از تمام لهجه ها و گويش ها شكل گرفت قرائت
هر متني از هر لهجه اي براي ديگر لهجه ها آسان است. ديگر كاري به كلهري يا سوراني يا ... نداريم. هم و غم ما رسم الخط مشترك كردي است. وقتي مي گوئيم زبان كردي، يعني تمام لهجه ها، سوران، گوران، كلهر و ... مي توانند از هم وام بگيرند.
 * پس با اين شيوه اي كه جنابعالي مي گوئيد، در حال حاضر »سوران« نمي تواند زبان و رسم الخط متحد باشد...؟
- نه، امكان پذير نيست. »سوران« نمي تواند لهجه كرماشاني را پوشش دهد. وقتي مي گوئيم »كوري خاس« در لهجه ي سوراني به معناي »پسر خوب« است اما در لهجه ي كرماشاني »پسري خوب« است و معرفه به نكره تبدل مي شود. من در مجلات »ئاوينه«، »سروه« و »مه هاباد« داد زدم گفتم بيائيد روي يك رسم الخط مشترك كار كنيم. اگر زبان كردي در دانشگاه تدريس شود يا بايد سوراني و كرماشاني جداگانه به عنوان دو لهجه مشخص، هر كدام تدريس شود كه تا ابد موازي كاري مي شود يا بايد به صورت وام گيري و تكميل همديگر به لحاظ رسم الخط  و زبان مشترك و متحد با ديگر لهجه ها تشكيل دهند كه موجب مي شود سوران به لهجه كلهر و كلهر به لهجه سوران نوشته ي كردي رابخواند حتي اگر از آن متوجه نشود.
وقتي كه شخصي اورامي(گوراني) از اورامانات و كلهر از اسلام آباد غرب وارد كرماشان مي شود چون زبان همديگر را خوب نمي فهمند ،گاهي با هم فارسي صحبت مي كنند. همين موضوع باعث مي شود كه بگويند كرماشاني ها زبان همديگر را نمي فهمند و فارسي با هم حرف مي زنند كه باعث مي شود بگويند كرماشان »فارس زبان« است.
* به نظر شما چه عاملي موجب عقب ماندگي ادبيات و زبان كردي در كرمانشاه شده است؟
- من در يك سخنراني كه در انجمن ادبي كردي در دانشگاه رازي داشتم گفتم كه سه مسئله عمده باعث عقب ماندگي زبان كردي در كرمانشاه شده است. يك موضوع به دولت بر مي گردد كه تدريس زبان كردي را عملي نكرده، يك دليل هم از طرف خودمان و يكي هم از طرف كردهاي ديگر لهجه هاست. وقتي خودمان اثبات نكنيم و رسم الخط نداشته باشيم و اهميت ندهيم ديگران هم  مي گويند اينها كرد نيستند و نهايتا هم دولت چنين اقدامي مي كند. وقتي خودمان نخواهيم، نمي شود كاري از پيش برد. دليل اصلي خودمان هستيم. بيشترين عامل شكست زبان كرماشاني خود كرماشاني ها هستند. از طرفي وقتي ديگر لهجه ها مي گويند كه كرماشان كرد نيست، خيلي گران تمام مي شود. مي گويند تو كرد هستي ولي رسم الخط نداري!‌ اين يعني انكار كرد بودن»كرماشان« به صورت غير مستقيم. پس من »كرد« بودن خود را چگونه اثبات كنم؟ »سوران« شعار مي دهد كه كرماشان كرد است اما وقتي حرف عمل به ميدان مي آيد... !بايد درتمام مسايل »كردي«، كرماشان را بپذيرند. وقتي من از رسم الخط كردي كرماشاني با گسترده لكستان،‌ايلام، كرماشان و حتي لرستان بهره اي نداشته باشم، زبان من قابل استفاده نباشد و ... ديگر چه نوع كردي هستم؟ وقتي تمام امكانات در خدمت لهجه ي سوران قرار مي گيرد ، .....؟
* در آن صورت ‌تكليف كردهايي كه در تركيه با حروف لاتيني مي نويسند چه مي شود؟
- زبان آنها با زبان سوران نسبتا نزديك و امكان اجراي آن بيشتر است تا اين كه ما در شرايط موجود باشيم و لاتين را براي تمام لهجه ها به كار گيريم. فقط نياز به يك اجماع دارد كه نماينده تمام لهجه هايي كه در حوزه زبان خود به صورت تخصصي فعاليت داشته اند، حضور يابند در يك جمعي كه براي دستور زبان كردي گرد هم آمده بودند، همه به دنبال رياست بودند. گويي كانديداتوري مجلس هست!
گفتم ما براي دستو رزبان كردي جمع شده ايم، نه رياست!
ته ره نه ني هه ي ته ره نه ني
من چه هو -شم تو چه ژه ني(1)
(با خنده) ما همه مشترك هستيم نه اين كه فقط ما را جزو »كرد« به حساب بياورند اما توجهي به ادبيات و رسم الخط ما نشود كه در اثر عدم شناخت‌»سوران« هااز كرماشان است. اگر بحث تدريس زبان كردي پيش بيايد، رسم الخط سوراني از كامياران به پائين كاربردي ندارد.
*‌شما به صورت شخصي چه كارهايي در حوزه ادبيات كردي كرماشان داشته ايد و براي آينده چه برنامه اي داريد؟
- دستور زبان كردي كرماشاني (كلهري) را منتشر كرده ام كه به گمانم در بازار هم الان پيدا نشود.  دو هزار نسخه بود كه خيلي زود تمام شد و الان بودجه ندارم دوباره آن را تجديد چاپ كنم. يكي هم در رابطه با قرآن است كه تمامي آيات قرآن را به صورت شعر كردي كرماشاني تمام كرده ام كه از سال 76 شروع به كار كردم و تا ماه رمضان گذشته ادامه داشت. اين كتاب حدود 15 هزار بيت است و متاسفانه به علت نداشتن توان مالي موفق نشده ام اين كتاب را هم چاپ كنم. ترجمه قرآن به صورت نثر را هم در دست دارم كه كارهاي پاياني آن دارد انجام مي شود . اين كار را با شهرداري »كوزران« شروع كردم كه با استيضاح شهردار قبلي مشكلاتي پيش آمد. شهردارجديد هم گفت كه دست نگه دار كه ما فعلا اعتبار نداريم.
كتاب »‌تاريخچه نفت شهر « را هم سال 1375 درانتشارات كرمانشاه چاپ و منتشر كردم. يك كار ديگري كه به نظر خودم كاري ارزشمند بود،‌انتشار »تقويم ايلياتي كرماشان« مربوط به مناطق گرمسيري بود كه شما هم در سيروان درباره آن نوشته بوديد، كه توسط انتشارات چشمه هنر و دانش به بازار آمد. در اين كتاب تغييرات آب و هوايي را براساس باورهاي سنتي مردم منطقه بررسي كرده ام. فرهنگ »خوه ر هه لات« هم كه مي شناسيد كه در سال 80 به عنوان پژوهش  برتر شناخته شد و به همين خاطر يك گروه شغلي در آموزش و پرورش به من تعلق گرفت.
»مويه نامه ي حضرت زينب« هم كه ترجمه اي از »رضا شيرازي« است و در سال 79 منتشر كردم. در حال حاضر هم اگر خدا توفيق دهد قصد دارم نهضت امام حسين و تاثير آن در مناطق كردنشين يا »اسلام اهورايي«‌را چاپ كنم. از طرفي ديگر كارنامه »اردشير بابكان« را در حال ترجمه دارم كه قسمت اول آن آماده شده و تحقيقات ونوشته هايي هم در حوزه »چيستان در  ادبيات كردي« و »لالايي در ادبيات كردي « دارم كه آماده كردن آنها براي چاپ كار چندان زيادي ندارد. من قسمتي از اين ها را در سال 73 در سمينار كردشناسي (در بخش كرماشان شناسي) خواندم.در لالايي گفته ام كه مادر هر چه براي بچه اش مي خواند،‌همگي آرزوي دروني خودش است و براي بچه نيست. هدف از لالايي احياي زمانهاي خاص و استخراج عشق و تاريخ از آنهاست، نه اينكه موضوعي و ترانه اي كليشه اي را منتشر و به خورد جامعه بدهيم.
موضوع چيستان را هم بررسي كرده ام كه در كجاي ادبيات كردي قرار مي گيرد و مسايلي از اين دست.
* چه لزومي اهميتي دارد كه اين فرهنگها و ادبيات شفاهي مكتوب و احيا شود؟
- اگر گردآوري نشود،‌امروز نه فردا از بين مي رود. شهر نشيني موجب مي شود كه اين موضوعات فراموش شود. اين گونه نيست كه بگوئيم پدر به فرزند انتقال مي دهد. راديو تلويزيون و اينترنت باعث شده كه مردم بيشتر شنونده و بيننده و بهره بردار اين گونه رسانه ها باشند تا اينكه شبها دور هم جمع شوند واز اين ادبيات شفاهي بگويند. بنابراين اگر اينها به صورت مكتوب در نيايند از بين مي روند اگر به صورت مكتوب در بيايند نسل فردا به راحتي مي تواند از اينها استفاده كند و حتي مي توان از طريق راديو و تلويزيون از آنها استفاده كرد. البته به نظر من از طرف دولت نياز هست كه از اين برنامه ها حمايت شود واعتباري خاص براي حفظ اين ميراث فرهنگي اختصاص داده شود، يا از طرف دلسوزان ادبيات بومي. اگر من 60 هزار لغت با لهجه كلهري استخراج كرده ام به همين اندازه هم از مناطق لرستان و ايلام واژه جا گذاشته ام ، يعني فرهنگ لغت من ناقص است . معتقدم بايد اين واژه ها استخراج و گردآوري شود و با تمام فرهنگ هاي لغت مثل فرهنگ آيت الله مردوخ، »هه ژار« ، »خال« و ... تركيب و يك فرهنگ جامع و كامل سيصد هزار يا چهارصد هزار لغتي چاپ شود. اين كار بايد از بادينان تا جنوب لرستان انجام شود.
* آيا كسي در منطقه ايلام يا لرستان براي جمع آوري و انتشار فرهنگ لغت پروژه  اي انجام داده است؟
- در ايلام صورت گرفته يا آقاي »ايزدپناه« فرهنگ لغت »لك« و»لر« را جمع آوري كرده كه دو سه هزار لغت بيشتر نيست. آقاي »منصوريان« هم اقداماتي انجام داده كه كسره و فتحه فارسي را به كار برده اند. 
در اين شرايط براي يك لغت مي توان معاني و معادل اورامي، كلهري، باديناني، لري و ... نوشت آيا اين...؟
* به نظر شما چه عاملي موجب عقب ماندگي ادبيات و زبان كردي در كرماشان شده است؟
- من در يك سخنراني كه در انجمن ادبي كردي در دانشگاه رازي داشتم گفتم كه سه مسئله عمده باعث عقب ماندگي زبان كردي در كرمانشاه شده است. يك موضوع به دولت بر مي گردد كه تدريس زبان كردي را عملي نكرده، يك دليل هم از طرف خودمان و يكي هم از طرف كردهاي ديگر لهجه هاست. وقتي خودمان اثبات نكنيم و رسم الخط نداشته باشيم و اهميت ندهيم ديگران هم  مي گويند اينها كرد نيستند و نهايتا هم دولت چنين اقدامي نمي كند. وقتي خودمان نخواهيم، نمي شود كاري از پيش برد. دليل اصلي خودمان هستيم. بيشترين عامل شكست زبان كرماشاني خود كرماشاني ها هستند. از طرفي وقتي ديگر لهجه ها مي گويند كه كرماشان كرد نيست، خيلي گران تمام مي شود. مي گويند تو كرد هستي ولي رسم الخط نداري!‌ اين يعني انكار كرد بودن»كرماشان« به صورت غير مستقيم. پس من »كرد« بودن خود را چگونه اثبات كنم؟ »سوران« شعار مي دهد كه كرماشان كرد است اما وقتي حرف عمل به ميدان مي آيد... !بايد درتمام مسايل »كردي«، كرماشان را بپذيرند. وقتي من از رسم الخط كردي كرماشاني با گسترده لكستان،‌ايلام، كرماشان و حتي لرستان بهره اي نداشته باشم، زبان من قابل استفاده نباشد و ... ديگر چه نوع كردي هستم؟ وقتي تمام امكانات در خدمت لهجه ي سوران قرار مي گيرد ، .....؟
* در آن صورت ،‌تكليف كردهايي كه در تركيه با حروف لاتيني مي نويسند چه مي شود؟
- زبان آنها با زبان سوران نسبتا نزديك و امكان اجراي آن بيشتر است تا اين كه ما در شرايط موجود باشيم و لاتين را براي تمام لهجه ها به كار گيريم. فقط نياز به يك اجماع دارد كه نماينده تمام لهجه هايي كه در حوزه زبان خود به صورت تخصصي فعاليت داشته اند، حضور يابند در يك جمعي كه براي دستور زبان كردي گرد هم آمده بودند، همه به دنبال رياست بودند. گويي كانديداتوري مجلس هست!
گفتم ما براي دستو رزبان كردي جمع شده ايم، نه رياست!
ته ره نه ني هه ي ته ره نه ني
من چه هو -شم تو چه ژه ني(1)
(با خنده) ما همه مشترك هستيم نه اين كه فقط ما را جزو »كرد« به حساب بياورند اما توجهي به ادبيات و رسم الخط ما نشود كه در اثر عدم شناخت‌»سوران« هااز كرماشان است. اگر بحث تدريس زبان كردي پيش بيايد، رسم الخط سوراني از كامياران به پائين كاربردي ندارد.
*‌شما به صورت شخصي چه كارهايي در حوزه ادبيات كردي كرماشان داشته ايد و براي آينده چه برنامه اي داريد؟
- دستور زبان كردي كرماشاني (كلهري) را منتشر كرده ام كه به گمانم در بازار هم الان پيدا نشود.  دو هزار نسخه بود كه خيلي زود تمام شد و الان بودجه ندارم دوباره آن را تجديد چاپ كنم. يكي هم در رابطه با قرآن است كه تمامي آيات قرآن را به صورت شعر كردي كرماشاني تمام كرده ام كه از سال 76 شروع به كار كردم و تا ماه رمضان گذشته ادامه داشت. اين كتاب حدود 15 هزار بيت است و متاسفانه به علت نداشتن توان مالي موفق نشده ام اين كتاب را هم چاپ كنم. ترجمه قرآن به صورت نثر را هم در دست دارم كه كارهاي پاياني آن دارد انجام مي شود . اين كار را با شهرداري »كوزران« شروع كردم كه با استيضاح شهردار قبلي مشكلاتي پيش آمد. شهردارجديد هم گفت كه دست نگه دار كه ما فعلا اعتبار نداريم.
كتاب »‌تاريخچه نفت شهر « را هم سال 1375 درانتشارات كرمانشاه چاپ و منتشر كردم. يك كار ديگري كه به نظر خودم كاري ارزشمند بود،‌انتشار »تقويم ايلياتي كرماشان« مربوط به مناطق گرمسيري بود كه شما هم در سيروان درباره آن نوشته بوديد، كه توسط انتشارات چشمه هنر و دانش به بازار آمد. در اين كتاب تغييرات آب و هوايي را براساس باورهاي سنتي مردم منطقه بررسي كرده ام. فرهنگ »خوه ر هه لات« هم كه مي شناسيد كه در سال 80 به عنوان پژوهش  برتر شناخته شد و به همين خاطر يك گروه شغلي در آموزش و پرورش به من تعلق گرفت.
»مويه نامه ي حضرت زينب« را هم كه ترجمه اي از »رضا شيرازي« است در سال 79 منتشر كردم. در حال حاضر هم اگر خدا توفيق دهد قصد دارم نهضت امام حسين و تاثير آن در مناطق كردنشين يا »اسلام اهورايي«‌را چاپ كنم. از طرفي ديگر كارنامه »اردشير بابكان« را در حال ترجمه دارم كه قسمت اول آن آماده شده و تحقيقات ونوشته هايي هم در حوزه »چيستان در  ادبيات كردي« و »لالايي در ادبيات كردي « دارم كه آماده كردن آنها براي چاپ كار چندان زيادي ندارد. من قسمتي از اين ها را در سال 73 در سمينار كردشناسي (در بخش كرماشان شناسي) خواندم.در لالايي گفته ام كه مادر هر چه براي بچه اش مي خواند،‌همگي آرزوي دروني خودش است و براي بچه نيست. هدف از لالايي احياي زمانهاي خاص و استخراج عشق و تاريخ از آنهاست، نه اينكه موضوعي و ترانه اي كليشه اي را منتشر و به خورد جامعه بدهيم.
موضوع چيستان را هم بررسي كرده ام كه در كجاي ادبيات كردي قرار مي گيرد و مسايلي از اين دست.
* چه لزومي اهميتي دارد كه اين فرهنگها و ادبيات شفاهي مكتوب و احيا شود؟
- اگر گردآوري نشود،‌امروز نه، فردا از بين مي رود. شهر نشيني موجب مي شود كه اين موضوعات فراموش شود. اين گونه نيست كه بگوئيم پدر به فرزند انتقال مي دهد. راديو تلويزيون و اينترنت باعث شده كه مردم بيشتر شنونده و بيننده و بهره بردار اين گونه رسانه ها باشند تا اينكه شبها دور هم جمع شوند واز اين ادبيات شفاهي بگويند. بنابراين اگر اينها به صورت مكتوب در نيايند از بين مي روند اگر به صورت مكتوب در بيايند نسل فردا به راحتي مي تواند از اينها استفاده كند و حتي مي توان از طريق راديو و تلويزيون از آنها استفاده كرد. البته به نظر من از طرف دولت نياز هست كه از اين برنامه ها حمايت شود واعتباري خاص براي حفظ اين ميراث فرهنگي اختصاص داده شود، يا از طرف دلسوزان ادبيات بومي. اگر من 60 هزار لغت با لهجه كلهري استخراج كرده ام به همين اندازه هم از مناطق لرستان و ايلام واژه جا گذاشته ام ، يعني فرهنگ لغت من ناقص است . معتقدم بايد اين واژه ها استخراج و گردآوري شود و با تمام فرهنگ هاي لغت مثل فرهنگ »آيت الله مردوخ«، »هه ژار« ، »خال« و ... تركيب و يك فرهنگ جامع و كامل سيصد هزار يا چهارصد هزار لغتي چاپ شود. اين كار بايد از بادينان تا جنوب لرستان انجام شود.
* آيا كسي در منطقه ايلام يا لرستان براي جمع آوري و انتشار فرهنگ لغت پروژه  اي انجام داده است؟
- در ايلام صورت گرفته يا آقاي »ايزدپناه« فرهنگ لغت »لك« و»لر« را جمع آوري كرده كه دو سه هزار لغت بيشتر نيست. آقاي »منصوريان« هم اقداماتي انجام داده كه كسره و فتحه فارسي را به كار برده اند.
* در اين شرايط براي يك لغت مي توان معاني و معادل اورامي، كلهري، باديناني، لري و ... نوشت آيا اين...؟
- به اعتقاد من دستور زبان كردي، كامل ترين دستور زبان است،‌منتهي بايد باهم باشند. براي ترجمه لغت فارسي
»مي خواهم« مي توان»‌مه يتم«، »ميهام«، »توام« ، گه ره كمه«،
»ده مه ويَ«، »گه ره كما« (گه ره كمه ن) ، »خوازم« ،
»ده خوازم« ، »ئه مه ويَ«، » ده مه ويَ«، »ئه توام« يا »مه توام« و ... معادل پيدا كرد. كدام زبان اين قدر غني است؟
اين نشان مي دهد كه اين فرهنگ پربار است. ما آستين را بالا نزده ايم. تا زماني شعار ما‌»اصيل« و »غير اصيل« باشد نمي توانيم از اين غنا استفاده كنيم.
* خود شما براي اين فرهنگ لغت تركيبي كه اشاره كردي، برنامه ي خاصي داريد؟
- اين موضوع كار يك فرهنگستان و از توان يك نفر خارج است. نياز به يك عزم جزم و تشكيل يك فرهنگستان دارد.
* اين فرهنگستان را بايد چه كسي راه اندازي كند؟
- در هر صورت كساني كه نسبت به اين مسايل دلسوز و علاقه مند هستند.
يكي از اين علاقه مندان و ....؟
ـ بايد  پشتيباني مالي هم - حالا يا از طرف دولت يا شخصي- داشته باشي. بدون پشتوانه مالي اين كار علمي نمي شود.
* به نظر شما چرا انسان بايد به زبان مادري و فرهنگ سنتي خود اهميت بدهد؟
-  اينها نشانه هويت ماست وقتي اين زبان ناب از زمان ماد تا حالا تحت شرايط گوناگون به دست ما رسيده ما هم بايد از آن حمايت كنيم و حمايت ما جز از طريق ثبت و ضبط بي فايده است. مصوتها نبايد از بين برود. مهندسين كامپيوتر مي توانند اين كار را عملي كنند.
* دكتر موكري كه روي» و« دو نقطه گذاشته، از چه شيوه اي استفاده كرده است‌؟
- به گمانم از طريق حروف سربي اقدام كرده باشد. ايشان تحقيقاتي عالي درخصوص پرندگان منطقه ي كردنشين داشته كه از لرستان تا بادينان به صورت كامل بررسي كرده است.
* گويا شما تحقيقاتي درخصوص سكه هاي قديم كرماشان هم انجام داده ايد...؟
- در خصوص ضرب سكه هاي منطقه كرماشان،‌ما سكه هايي داشته ايم به نام »ماهي« كه تقريبا چهار يا پنج پادشاه در زمان ساساني در اين منطقه ضرب سكه داشته اند. اعراب هم وقتي به ايران حمله مي كنند، اين ضراب خانه دوباره به كار مي افتد اما اين بار به زبان عربي. به نام »دينور« و »نهاوند« هم در زمان ساسانيان ضرب سكه داشته ايم.
من تحقيقاتم رادر شماره 129 مجله »سروه« به چاپ رسانده ام كه  حدود پنج يا شش سال پيش بود. اميدوارم دوستان اين نشريه را به دست من برسانند. در شماره 113  و 114 مجله »ئاوينه« هم مسايلي در ارتباط با كردشناسي دارم.
اگر ما سكه ي »پوران دخت« را نگاه كنيم به زنان كلهر شباهت دارد با اين تفاوت كه اينان »تاج« دارند اما زنان كلهر »سه روه ن« (سربند) دارند.حتي هر دو دسته اين زنان موي سرشان از سه طرف جلو آويزان شده است.
تحقيقاتي داشته ام كه »اسب« هاي اشكاني كه قبلا در اين منطقه بوده اند به صورت حدس و گمان نشان مي دهد كه از كجا تا كجا بوده اند. اينان به عنوان »اسب« هاي جنگي اشكاني (نيستايي) در منطقه كرماشان بوده اند.
 * شما به سربند اشاره كرديد، »سه روه ن لار« (سربند كج) در ادبيات كلهري چه مفهومي دارد؟
- سربندهاي زنان كلهر  معمولا كج است و اين از قديم رسم بوده كه از پشت سر ،‌دستمال آنها تا نزديكي هاي پا هم دراز است.در ادبيات فولكلوريك كلهر هم داريم:
كرماشان گه نه كرم و مار ديري
»قه لَاي شان« خوه شه سه روَين لار ديري
يا:
له و بالَا(2) خانه خوه م خه م و خواره و
خوه م خه م وه باوه ش ئه و سه روه ن لاره و (3)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ضرب المثل كردي كرماشان است كه به اختلاف »خواننده« و »ساز« اشاره دارد. در كلمه ي »هو - شم« (كرماشاني= مي گويم) مي بايست دو نقطه روي »و« قرار گيرد در اينجا استثناً »-« به دنبال »و« و به جاي دو نقطه آمده است.
2- كرماشان بد است كرم و مار دارد
»قلعه شاهين« خوش است سربند كج دارد (قلعه شاهين نام دهستاني است در سرپل ذهاب كه اكثريت قريب به مطلق ساكنان آن را»مردمان كلهر« تشكيل مي دهد)
3- از طبقه بالايي ساختمان خودم را به آغوش آن زن سربند كج پايين مي اندازم

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :