قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٥/۱٠

پیشینه ی فرهنگی هوره
20 تير 84
علی سهامی-گیلانغرب*: هوره از قدیمی ترین و باستانی ترین آوازهای ایرانی است كه از ریتم آزاد پیروی می كند و به صورت تحریر شكسته از حنجره ی هوره خوان بیرون می آید و با سوزی درونی با اشعاركردی همراه است.

علي سهامي-گيلانغرب*: هوره از قديمي ترين و باستاني ترين آوازهاي ايراني است كه از ريتم آزاد پيروي مي كند و به صورت تحرير شكسته از حنجره ي هوره خوان بيرون مي آيد و با سوزي دروني با اشعاركردي همراه است.
خواستگاه و بن مايه ي اين آواز باستاني را بايد در اعتقادات و باورهاي ديني قبل از اسلام جستجو كرد.
 »هوره«، بخش مهمي از فرهنگ يك قوم را با خود حمل مي كند و حامل پيام ها، روايت هاو سخناني است كه در سكوت زبانها به فرياد درآمده است.
با دقت در لحن هوره و معاني ابيات، زواياي تاريك و روشن گذشته ي يك قوم را مي توان مشاهده كرد.
مردم عشاير به دليل شرايط خاص زندگي خود از ميراث داران و حفظ كنندگان سنتها هستند و گروهي ازمحققان ادبيات عاميانه معتقدند كه قديمي ترين اجرا كنندگان و سازندگان ترانه هاي عاميانه،مردمان جوامع عشايري و چوپانان بوده اند كه در هنگام چراندن گله در مراتع و كوهپايه هاي سرسبز از سر ذوق يا دلتنگي بدان پرداخته اند.
ناگفته نماند هنر هوره، محمل و ظرفي براي حفظ و نگهداري اشعار عاميانه بوده و ادبيات زيبا و دلنشين را از نسلي به نسل ديگر انتقال داده و حفظ كرده است و يكي از عوامل زنده نگهدارنده ي زبانها و گويش هاي محلي بوده است.
ريشه يابي واژه »هوره«
هوره يكي از مزامير باستاني در ستايش »اهورا مزدا« بوده و »اهوره« پاره نخست اهورا مزدا است كه در بسياري ازجاهاي اوستا به تنهايي به كار رفته است.
»اي اهوره! زندگاني نو و سرشار از (اشه) و راستي را به ما ارزاني دار«
(گاهان هات 34 بند 15)
»اهوره« دراوستا به معني بزرگ و سرور به عنوان صفتي براي »ايزدان مهر« و»اپام نپات« هم به كاررفته و در گاهان و اوستاي نو به معني فرمانروا و سالار و بزرگ در مورد آدميان نيز آمده است.
در گزارش زبان پهلوي آن رابه »خوتاي« (خداي) برگردانده اند.
»مزدا« كه به اهورا افزوده شده به معني هوشيار و دانا و آگاه است ودر گزارش پهلوي، آن را به »داناك« (دانا) برگردانده اند. درسنسكريت (مذاس) (برابر مزداي ايراني) به معني دانش و هوش است(1).
ملك الشعراي بهار درباره ي گاث هاي اوستا مي گويد:» گاث ها سروده هايي به شعر هجايي در  ستايش اورمزد و ساير خدايان آريايي (امشاسپندان)است كه با لحني مخصوص و باصداي بلند وآهنگين خوانده شده است.
لغت»گاث« در پهلوي »گاس« و در زبان فارسي بعد ازاسلام »گاه« شد زيرا اغلب »سين« هاي زبان پهلوي در فارسي بعد از اسلام به »ها« تبديل شد و گاه همانطور كه در پهلوي هم به معني آهنگ و سخن موزون وهم به معني تختگاه و هم به معني دفعه اي از زمان است، در فارسي هم به همان معاني مورد استعمال واقع شده است. واز مواردي كه در معني آهنگ و شعر استعمال شده است، لغات دو گاه، سه گاه، چهارگاه، پنج گاه كه آهنگهايي است از موسيقي و هنوز در نزد ارباب اين فن مستعمل است و اين واژه در زبان عربي داخل شده و به كلمه‌ »مقام« ترجمه شده است.(2)
»فريدون جنيدي« در كتاب زمينه ي شناخت موسيقي مي نويسد: »هوره ازنواهاي باستاني مردم كرد است و »باربد« و »نكيسا« براي خسرو شيرين »هوره « مي خواندند«. باربد كه در برخي كتابها نام او را »بهلبد«، »فهلبد« نيز آمده بنا به برخي روايات، كرد بوده است
باربد براي هر روز از هفته نوايي اختراع كرده بودكه به نام نواهاي »خسرواني« يا »طريق الملوكيه« مشهور است و نيز براي هر روز از روزهاي ماه لحن مخصوصي ساخته كه به »سي لحن باربد« معروف است و نيز سيصد و شصت نوا براي هر روزاز سال تركيب كرده است.(3)
(ايرانيان خمسه ي مسترقه را جز سال به حساب نياورده اند.)
نگارنده ي اين سطور بر اين گمان است كه استعمال تركيب كنايي»بارو بت« از واژه ي »باربد« گرفته شده است كه صامت »د« به »ت« تبديل شده است.
در زبان كردي كلهري،‌هنگامي كه شخصي از موضوعات مختلف و فراوان حرف مي زند و مخاطب متوجه نمي شود به متكلم مي گويند: فلاني»باروبت« مي گويد.
»حشمت الله طبيبي« مي نويسد: »نمونه هاي زيادي از الحان و آهنگهاي موسيقي اصيل وسنتي ايران باستان در بين ايلات وعشاير غرب ايران به ويژه نزد تنبور نوازان اهل حق يافت مي شود كه نه به نام الحان باربدي بلكه به نام قائم يا »مقام«، »طرز«، »هوره«، »سياچمانه« و »بيت« ناميده مي شود(4)
هوره خوانهاي معروف مناطق كلهر مي توان از علي نظر منوچهري- عبدالعزيز- صيد قلي كشاورز- ياسم و بريم ودر مناطق كرد غير كلهرنشين سيد علي اصغر كردستاني و بهرام بيگ ولدبيگي نام برد.
بعضي از مقام هاي هوره عبارتند از: دودنگي، ساروخاني، سحري،‌خان اميري،‌سوارانه، قطار، غريبي چر، قاچاقچي چر، هجراني، طرز رستم، هي لاوه، پاوه موري و ....
گونه ديگر »هوره« ، »مويه« يا »مور« است كه در شيون و مراسم سوگواري افراد، بيشتر به وسيله زنان و در بعضي نقاط توسط مردان خوانده مي شود.
دورنمايه و موضوعات هوره مختلف است از جمله: وصف طبيعت، عشق و عاشقي، ‌وصف معشوق، وصف جنگلها، ‌مردان جنگي، كوچ خانواده كرد، و شرح هجران وفراق، و...
نمونه ابيات هوره
الف: وصف عشق وعاشقي
وه زولف سيه كردي پاوه نم
چمان ئه سير چاي ده ماونم
(بازلف سياه مرا پايبند عشق خود كردي  مثل اينكه اسير چاه دماوند هستم)
له دوره وهاتي وه تم يه ياره
گلاره م كوور بوود يه خوو ريواره
(از دور كه آمدي تصور كردم كه اين همان دوستم است، چشمم كور شود، اينكه رهگذر است)
ب: وصف معشوق
من دوسيگ توام گياني گياني بود
د ه م ته نگ و زولَف شور كرماشاني بود
(من دوستي مي خواهم كه خيلي صميمي باشد بادهاني غنچه اي تنگ و گيسواني دراز،‌اهل كرماشان باشد)
ج: وصف كوچ كردن ايل
كووچ كورده مالَ دايم ها له رِه و
نازاران كشن ناره حه تي خه و
(خانواده هاي كرد هميشه در حال كوچ هستند و نازنينان دائما ناراحتي كم خوابي مي كشند.)
كوتي لي بار كه يد، كوتي ها له رِي
كوتي ها له فكر كش »گول وه ني«
(عده اي كوچ مي كنند و عده اي در راهند وعده اي هم در فكر بستن سربند وآرايش خود هستند.)
د: وصف طبيعت
په ل په ل دره ختان، بي وا و بي واران
سه وز مه كه ي له بان شيشه مه غاران
(درختان پرشاخه و برگ بدون باد و باران روي تخته سنگها سبز مي شوند)
وه هار وه و نه غمه ي ره نگاره نگه و
هه ر مه لي سازي گرت وه چنگه و
(بهار با نغمه هاي رنگارنگش آمد و هر پرنده اي بانغمه خواني خود انگار سازي به دست گرفته است)
ه: وصف جنگ ومردان جنگي
ته قه ي ديولَ تيه ،‌له ته ره كه بانان
نيه زانم جه نگه يا ئوردوي خانان
 (از دشتهاي زيبا صداي طبل مي آيد، نمي دانم جنگ رخ داده يا لشكر كشي ايلخان است)
له چه قه ي چه خماق ده س »عه باس خان«
چمان خوه ر چه رخي له رِ و ئاسمان
(از صداي جرقه ي چخماق دست عباس خان( تفنگ چخماق)  و شعله هاي تفنگ، انگار خورشيد در ميان آسمان مي چرخيد)
هه ر له »مه يوانه« تاوه »جافانه«
ئه كبه ر خسيه له ش چوقه ساو خانه
( از كوه»مه يوانه« تا »جافانه« (نام محل هايي در نزديكي شهر گيلان غرب) اكبر جنازه هاي دشمن رامانند احشام كشتار شده در داخل كشتارگاه به زمين انداخته است)
ــــــــــــــــــ
پي نوشت ها
1- اوستا، گزارش دكتر جليل دوستخواه، ‌انتشارات مرواريد چاپ اول 1370 ج 1 صفحه 936
2- بهار و ادب فارسي، مجموعه مقالات بهار، به كوشش محمد گلبن انتشارات شركت سهامي كتابهاي جيبي تهران 1371 جلد يك صفحه 76
3- تاريخ هنرهاي ملي  و هنرمندان ايران از ماني تا كمال الملك، تاليف عبدالرفيع حقيقت، انتشارات شركت مولفان و مترجمان ايران
4- جامعه شناسي ايلات و عشاير،‌حشمت اله طبيبي، چاپ سوم انتشارات دانشگاه تهران 1378 صفحه 263
* مدرس دانشگاه آزاد و مراكز تربيت معلم كرماشان


نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٥/۱٠

ک مثل کرماشان / گفتگوی سیروان با جلیل آهنگرنژاد شاعر و روزنامه نگار كرماشانی
10 مرداد 84
سیروان - فیض الله پیری: »جلیل آهنگرنژاد« از چهره های جدی ادبیات كردی در كرماشان است. كه دبیر اجرایی نخستین كنگره ادبیات كردی سال گذشته در كرماشان را نیز بر عهده داشت.

سيروان - فيض الله پيري: »جليل آهنگرنژاد« از چهره هاي جدي ادبيات كردي در كرماشان است. كه دبير اجرايي نخستين كنگره ادبيات كردي سال گذشته در كرماشان را نيز بر عهده داشت.
او نخستين بار در صفحه اي با عنوان »گلبرگ انديشه« ادبيات كردي را در مطبوعات كرماشان مطرح كرد. بعدها با انتشار كتاب شعر »نه رمه واران« اين موضوع را به صورت جدي پي گرفت و سپس به عرصه اينترنت آمد و با راه اندازي چند سايت و وبلاگ اينترنتي ادبيات كردي را در حوزه اي گسترده تر دنبال كرد كه اينك نيز  ادامه دارد. »مشتيگ ماچ  تَيَل« (مشتي بوسه ي تلخ) عنوان بخشي از اشعار جديد اوست كه آماده چاپ است. او سال گذشته موفق به كسب مجوز هفته نامه »صداي آزادي« در كرماشان شد و اينك از محدود نشرياتي است كه به صورت جدي به فرهنگ و ادب بومي و كردي مي پردازد. در دفتر نشريه »صداي آزادي« با او گفتگو كرديم و ديدگاههايش را پيرامون فرهنگ و زبان ادبيات كردي جويا شديم.
* آقاي آهنگرنژاد علاقه منديم سرآغاز بگوئيد كه چه تلاش هايي در حوزه ادبيات كردي داشته ايد و اينكه چه آثاري تاكنون در اين حوزه منتشر كرده ايد؟
- حضور من در ادبيات كردي تنها از روي علاقه مندي است و چندين سال است كه در حد توان ناچيز خودم فعاليت دارم. من قبل از اينكه وارد دنياي ادبيات كردي شوم، بيشتر در حوزه شعر فعاليت داشتم، حالا چه شعر فارسي يا كردي. نخستين كارهايم كه در مطبوعات چاپ شد به زبان فارسي بود. بعد از مدتي حس كردم انساني كه زبان مادري خود را دارد و داراي زباني خاص است كه از پتانسيل هاي قوي برخوردار است چرا به اين زبان خدمت نكند؟ مثلاً شعري كه مي گويد چرا به زبان مادري نباشد؟ اين سئوال هايي بود كه برايم پيش آمد و من را به وادي ادبيات كردي كشاند. اين گونه هم فكر مي كردم اگر كسي كه در مناطق كرماشان بخواهد شعر فارسي بگويد، همزمان دوكار انجام مي دهد، هم شعر مي گويد و هم ترجمه مي كند. ممكن است شعرش قوي باشد و ترجمه اش متوسط يا ترجمه اش قوي و شعرش متوسط باشد كه در هر دو شرايط به نظر مي رسد كه كار مناسبي از آب درنيايد. بنابراين بهتر از هر گزينه اي است كه انسان به زبان مادري خودش شعر بگويد. من احساس وظيفه كردم كه ذوق ناچيز خودم را در اين حوزه صرف كنم كه شايد خدمتي به مردم همزبان خود بكنم. حدود 10 سال است كه در اين زمينه فعاليت مي كنم. كتابي كردي منتشر كردم به نام »نه رمه واران« كه محصول دو سه سال اول فعاليت شعري ام بود. مجموعه اي ديگر آماده چاپ دارم با عنوان »مشتيك ماچ تيه لَ« كه آثار جديد من را در بر مي گيرد. همچنين كتابي ديگر در حوزه ادبيات كردي كه شامل تاريخچه و نقد و بحثي پيرامون حركت جديد ادبيات امروز است. در كنار اينها حدود هفت يا هشت سال براي اولين بار در صفحه اي به نام »گلبرگ انديشه« به صورت جدي موضوع شعر كردي را مطرح كردم. هر هفته اشعار كردي شعراي كرماشاني و به ويژه جوانان را جمع آوري و منتشر مي كردم كه به گمانم در حوزه ادبيات كردي كاري مناسب بود و تأثير خود را در جامعه بر جاي گذاشت. همين كار را هم مدتي در هفته نامه »نداي جامعه« ادامه دادم. در حال حاضر هم خودم هفته نامه اي به نام »صداي آزادي« دارم كه به شكل جدي تر اين موضوع را پيگيري مي كنيم.

* در هفته نامه شما مطالب كردي هم منتشر مي شود؟
- ماچون مجوز زبان كردي نداريم، در حال حاضر نمي توانيم. درخواست انتشار مطلب به زبان كردي هم داده ايم كه اميدواريم به زودي نتيجه بگيريم، اما به زبان فارسي هم بحث هاي تئوريك در ادبيات كردي داريم و هم با هنرمندان كرد گفتگو مي كنيم. با اين شرايط به صورت غير محسوس و كوتاه اشعاري هم به زبان كردي منتشر مي كنيم.
* ظاهراً اين موضوعات را هم به اينترنت برده ايد، اين گونه نيست؟
- همينطور است. يكي از اولين وبلاگ هايي كه در كرماشان راه اندازي كردم، »نه رمه واران« است كه در اينترنت قابل جستجو است كه در آن هم شعر كردي كرماشان و مسايل مربوط به ادبيات كردي را منتشر مي كنيم و مخاطبان زيادي هم داريم در سطح جهان. علاوه بر اين سايتي ديگر به نام »بلوط« داريم كه با همكاري خانم »عطايي« و آقاي »سليماني« از دوستان ادبي ما اداره مي شود. اين هم انعكاس دهنده مباحث فرهنگي، ادبي كرماشان و نصف آن به زبان كردي است.
* در سال هاي اخير شاهد گرايش تعداد زيادي از جوانان كرماشاني بوديم كه به ادبيات كردي روي آورده اند. شما اين علاقه مندي را چگونه ارزيابي مي كنيد و در حال حاضر در چه سطحي است؟
- من گمان مي كنم ما نسبت به گذشته خيلي تفاوت پيدا كرده ايم. خودم اولين روزي كه وارد ادبيات شدم، مي ديدم
كه خيلي از مسايل مربوط به ادبيات كردي به صورت شوخي و طنز منتشر مي شود. كساني مثل »پرتو كرماشاني« و »تمكين« هم كارهايي كه انجام دادند، استثنا بود. بعد از آنها كاري كه در ادبيات كردي صورت گرفت، سطحي و در حد پائين بود. در سه چهار سال گذشته حركت هاي جدي صورت گرفته و قطعاً اين پروسه در كرماشان به روزهاي روشن تر نزديك مي شود. هم اكنون خيلي از متوليان فرهنگي ما حس كرده اند كه ما يك مؤلفه خاص يابهتر بگويم فاكتور خاص به نام ادبيات كردي داريم كه بايستي براي آن كار و برنامه ريزي كنند و البته لازم است كساني كه در اين وادي تلاش مي كنند به آنها توجه شود. اعتقاد دارم خود جوانان هم حس كرده اند كه اين قضيه خيلي ضروري است. آنهايي هم كه تحصيلات دانشگاهي دارند، روشن هستند و با تئوري هاي امروز ادبيات آشنا هستند، بنابراين فكر مي كنم اگر فضايي خاص ايجاد شود، ادبيات كردي در كرماشان براي چند سال ديگر مي تواند به عنوان ستوني محكم در ادبيات كردي در مناطق كردنشين مطرح شود. اين موضوع حس وظيفه ي خاص براي مطبوعات و نشريات تعريف مي كند كه به اين قضايا و مخصوصاً منطقه كرماشان بيشتر توجه كنند. ما ظرف دو سه سال گذشته نزديك به چهار جشنواره داشته ايم كه هرگز در تاريخ ادبيات كردي منطقه سابقه نداشته است. »كنگره ادبيات كردي كرماشاني« را داشتيم كه اگرچه آن گونه كه دلمان مي خواست، برگزار نشد اما حركتي بزرگ براي پويايي ادبيات كردي در منطقه ما بود. اين مسايل دست به دست هم مي دهند تا هم مخاطب و هم متولي ادبيات كردي بگويند حركتي جدي دارد صورت مي گيرد، حركتي زلال و روان كه افق و چشم اندازي روشن دارد.
* اصولاً چه لزومي دارد كه موضوع ادبيات كردي در كرماشان مطرح و پيگيري شود؟ ديدگاه شما در اين زمينه چيست؟
- من اين گونه فكر مي كنم كه معمولاً هر فرهنگي كه بخواهد در اين دنياي متكثر كه از حالت مدرن به پسامدرن پا مي نهد، ماندگار باشد، بايستي يك هويت و شناسنامه داشته باشد و مهمترين شناسنامه هر انساني زبان و فرهنگ اوست. زبان و فرهنگ را هم با صاحب آن مي شناسند و هم آن شخص صاحب زبان را به دنيا معرفي مي كند. به هر حال ما در دنيا و جغرافياي ايران و صاحب هويتي به نام هويت كردي هستيم كه بايستي به اين دو مقوله توجه جدي داشته باشيم. هويت ما بدون شك از شناسنامه دارترين و باستاني ترين هويت هاي دنياست كه به خاطر خودشناسي بهتر و معرفي خودمان به دنيا بايستي حتماً به سراغ زبان و ادبيات خود برويم و وظيفه داريم به عنوان عضوي از اين شاكله فرهنگي هم براي پاسداشت و حفظ اين فرهنگ گام برداريم و هم اينكه سعي كنيم كه اين درخت پرثمر، پرثمرتر باشد.
* شما از الزامات منطقي موضوع صحبت كرديد. به نظر شما براي عملياتي شدن اين الزامات نويسندگان و شعرا چه رسالتي دارند و مسئولين چه وظيفه اي بايد دنبال كنند؟
- اعتقاد جمعي بر اين است كه هر زباني كه بخواهد ماندگار باشد بايد به دو مقوله توجه كند. اول خلق آثار هنري و ديگري متن است. ادبيات كردي در منطقه كرماشان هنرمندان و علاقه مندان خاصي دارد، اما متون خاصي در اختيار نداريم. ما اگر بخواهيم آثار مكتوب خودمان را بررسي كنيم، شايد به اندازه تعداد انگشت هاي دست نباشد. اين موضوع بايستي به صورت جدي از سوي شعرا و نويسندگان دنبال شود. شعرا بايستي از خود و دنياي اطراف خود شناخت داشته باشند و با تئوري هاي امروز آشنا شوند. نويسندگان هم بايستي براي حفظ فرهنگ و زبان، آستين را بالا بزنند و قلم فرسايي كنند.
يك نكته هميشه مدنظر من است. ما متأسفانه يك مشكل خاص داريم. معمولاً وقتي موضوع ادبيات كردي كرماشاني پيش مي آيد، برخي متوليان امر از »نگاه غير ادبي« به آن مي نگرند. بيشتر ديدگاه امنيتي مطرح است. در دنياي امروز شايد بتوان اين ديدگاه را تاحدي توجيه كرد اما به نظر من ديدگاه كامل و كارشناسانه اي نيست. ما بالاخره عضوي از پيكره ي ايران بزرگ هستيم. آن گونه محمد قاضي مترجم فقيد مهابادي و خيلي از بزرگان ديگر اشاره و اعتقاد دارند، اگر كردي وجود دارد، بايد در دامن ايران باشند. من مي خواهم بگويم ما يك فرهنگ بومي اصيل خاص خود را داريم و اگر بخواهيم به اين فرهنگ توجه كنيم، قطعاً بايد از ديد و مليت بزرگتري فكر كنيم. با اين شرايط لازم است كه مسئولين هم طوري نگاه كنند كه بالاخره، هنرمند كرد كرماشاني - كسي كه مي خواهد از متولي فرهنگ حمايت كند - بايد مورد توجه قرار گيرد.
* به نظر شما چه دلايلي باعث شده كه در سال هاي اخير به ادبيات كمتر توجه شود و اين زبان روبه خاموشي گرايش پيدا كند؟
- من گمان نمي كنم به لحاظ متوليان فرهنگي مشكل عديده و آنچناني داشته باشيم. اين اعتقاد من است. ما بايد خودمان گام برداريم. من خودم چون چند سالي است به صورت جدي ادبيات كردي كار مي كنم و در متن كارهاي اجرايي مثل كنگره و جشنواره هم بوده ام، نديده ام كه يك مسئول و يا متولي مخالفت كند و خيلي چيزهاي ديگر. ما خودمان - هركسي به هر اندازه اي كه مي تواند - بايد آستين را بالا بزند و كار كند. ما مي توانيم شب شعر برگزار كنيم، انجمن داشته باشيم و از كمترين تجمع هاي فرهنگي تا بزرگترين آنها مثل كنگره و جشنواره داشته باشيم.
افراد بيايند كار كنند هرچند شايد نتوانند جوابگوي تمام سليقه هاي افراد باشند، اما در مجموع مي تواند مفيد باشد. با اين حساب گمان مي كنم اگر خاموش بوده، خودمان نتوانسته ايم. حال اگر مي خواهيم كه ادبيات كردي كرماشاني بدرخشد بايد خودمان بخواهيم.
* موضوعي كه از نظر كارشناسان و علاقه مندان ادبيات كردي كرماشاني مطرح است، شيوه رسم الخط اين زبان است كه اختلاف نظرهاي جدي هم درباره آن وجود دارد. به نظر شما چه كاري بايد براي رسيدن به رسم الخط مشترك صورت بگيرد؟ رسم الخط مشترك چه تأثيري بر توسعه اين زبان دارد؟
- من قبل از هرچيز بگويم كه اگر به هر موضوعي ما اشاره كنيم، هم مخالف دارد، هم موافق.
يك بحثي به نام زبان متحد كردي (يه كگرتو) مطرح است كه در جريان آن گاهي نظريات ادبي ديكتاتور گونه اي در آن مطرح و پياده مي شود. عده اي مي گويند كه اگر بخواهيم به زبان متحد برسيم بايد همه به زبان سوراني سخن بگويند و بنويسند. عده اي نظري ديگر دارند. روي اين مسايل اختلاف نظر وجود دارد و البته خيلي از نظرات و ديدگاههاي كارشناسانه است، اما در بعضي ديدگاه ها گويش ها و لهجه هاي كرماشان، ايلام و منطقه لكستان ناديده گرفته مي شود. در اين صورت اين ديدگاه نمي تواند، ديدگاه موفقي باشد، مگر اينكه تمام اين گويش ها و لهجه ها به شكلي به اندازه توان و پتانسيل هاي آنها در زبان متحد (يه كگرتو) مورد توجه قرار گيرد. در مورد رسم الخط (رينوس) زبان متحد هم بايد بگويم در هر بخشي كه ما تفاوت داريم بايد با يك رسم الخط مشترك به توافق برسيم. هيچ شكي ندارم كه اگر بخواهيم در زمينه ادبيات كردي فعاليت كنيم و يك كلمه كردي را بنويسيم، بايد تمام لهجه ها و گويش ها آن يك كلمه را به يك صورت و يك شيوه بنويسند و بخوانند. ما حداقل بايد يك نقطه مشترك داشته باشيم كه اگر آن نقطه مشترك رسم الخط باشد، مي تواند ما را به نقاط مشترك بيشتري برساند. در ادبيات كردي آواهايي داريم كه مختص كرماشان و ايلام است. الآن در حال حاضر اين آواها در لهجه سوراني رعايت نمي شود. خيلي خوب است كه بزرگان و زبان شناسان به يك تفاهمي برسند كه اين قضيه هم حل شود.
* اين موضوع بايد چگونه دنبال شود؟ از طريق كنگره، تأسيس فرهنگستان يا....؟
- نياز اساسي ما در حال حاضر تأسيس فرهنگستان است كه بايد كاملاً علمي باشد و به دور تنگ سليقه اي كه هركس سليقه ي خود را به صورت تنگ نظرانه اعمال نكند. در كنار اين موضوع حتماً لازم است كه كنگره و همايشي داشته باشيم و در مطبوعاتمان هم به اين موضوع بپردازيم.

* با تمام اين چالش هايي كه شما مطرح كرديد، چشم انداز ادبيات كردي در كرماشان را چگونه مي بينيد؟
- اگر بخواهيم ديدگاهي نااميدكننده داشته باشيم، در دنيايي كه هر ماه و هر روز كلمات و گويش هاي يك زبان از بين مي رود و خيلي از زبان ها مورد هجوم امكانات دنياي مدرن قرار گرفته اند و در زير اين چرخ له شده اند، مي تواند زبان ريشه داري مثل كردي را هم با چالش جدي مواجه كند و آن را در معرض خطر نابودي قرار دهد و حتي از بين ببرد. اما از ديدگاه اميدوارانه به نظرم چون زبان كردي به طور كلي ريشه دار و اصيل است و بعيد به نظر مي رسد كه فراموش شود - به ويژه اينكه جوان كرد به اين نتيجه رسيده كه اگر مي خواهد جهاني شود، بايد پرچم فرهنگ و زبان خود را در دست داشته باشد - مي توان به آينده اميدوار بود و من هم خيلي اميدوار هستم. از همه مهمتر در كرماشان، افرادي هستند كه توجه به زبان كردي را خيلي ضرورت مي دانند و هم به توسعه آن نيز خيلي معتقد هستند. ابتدا عرض كردم كه ما براي زنده ماندن به متن هاي قوي نياز داريم و اين متن ها اگرچه الآن كمتر وجود دارد، اما در آينده نزديك شاهد چاپ آثار زيادي خواهيم بود. اين متن ها به ما كمك مي كند كه ما به عنوان صاحبان زبان كردي كرماشاني هم در فرهنگ كردي و هم در فرهنگ ايراني باقي بمانيم، زباني كه ريشه در عمق تاريخ دارد.
* سپاسگزاريم.

 

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٥/۱٠

بهره مناطق کردنشین از عدالت احمدی نژاد
10 مرداد 84
فیض اله پیری: »محمود احمدی نژاد« از میان هفت كاندیدای انتخابات، رییس جمهوری ایران شده است. او با شعار »دولت عدالت« پا به رقابت های انتخاباتی گذاشت و اینك با رئیس جمهور شدن وی، این شعار بر دوش او سنگینی می كند.

فيض اله پيري: »محمود احمدي نژاد« از ميان هفت كانديداي انتخابات، رييس جمهوري ايران شده است. او با شعار »دولت عدالت« پا به رقابت هاي انتخاباتي گذاشت و اينك با رئيس جمهور شدن وي، اين شعار بر دوش او سنگيني مي كند. حاكميت يكدست شده و تماما در اختيار انديشه اي خاص است. مجلس آبادگر با رئيس جمهور آبادگر و همفكر بودن بخشهاي ديگر قدرت، هيچ دليلي براي اجراي نشدن اين شعار باقي نمي گذارد. احمدي نژاد در دوران رقابت انتخاباتي در دانشگاه كردستان بر برقراري عدالت بين تمام شهروندان ايراني تاكيد كرد و صريح تر، از حذف تبعيض بين ساكنان ايران زمين با هر گرايش فكري،‌مذهبي و قومي سخن گفت.
گرچه برخي مخالفان فكري احمدي نژاد بيم آن دارند با افزايش بي سابقه قيمت نفت، عدالت تنها به رنگين شدن موقت سفره هاي مردم ختم شود كه تعبير بخشي از همفكران احمدي نژاد نيز هست، اما بعيد نيست در اثر تحولات منطقه و حتي داخلي، اقليتهاي مذهبي قومي واز جمله كردها واهل سنت در هرم مديريتي سياسي كشور گامي به پيش بروند. سيروان چگونگي تجلي و مصداق يافتن »عدالت« كه تمام اقوام از آن بهره ببرند را بررسي كرده است. مناطق كردنشين و كردها واهل سنت از عدالت احمدي نژاد چه بهره اي مي برند؟ سئوالي است كه پاسخ آن را موافقان و منتقدان احمدي نژاد مي دهند.
اجرا نشدن عدالت، تمايل گريز از مركز را بيشتر مي كند
دكتر »ابراهيم يزدي«‌دبير كل نهضت آزادي ايران و وزير خارجه دولت موقت، عدالت را از نگاه نهج البلاغه، قرار دادن هر چيزي در جايگاه خود تعبير مي كند، كه به گفته وي بنابراين تعريف تنها به حوزه اقتصادي مربوط نمي شود،‌بلكه بايد آزاديهاي سياسي و حقوق اساسي مردم را در حوزه هاي اجتماعي و فرهنگي هم شامل آن كرد. 
به اعتقاد دكتر يزدي تامين حقوق و آزاديهاي سياسي عين عدالت است و سركوب سياسي ومحروم كردن مردم از اين حقوق ظلم وستم به آنهاست. او با اشاره به اينكه كشور ايران مربوط به 70  ميليون ايراني است كه حقوق آنها خارج از مذهب، قوم و نژاد بايد تامين شود، گفت: تمام آنها از جمله كردها بايد بتوانند به نحوه مقتضي در اداره كشور سهيم شوند. يزدي بر اين باور است كه اگر بي تفاوتي و بي اعتنايي نسبت به حقوق و آزاديهاي اساسي ملت تداوم پيدا كند،‌تمايلات گريز از مركز در اقوام بيشتر مي شود و اين موضع به نفع ملت ايران، اقوام و تماميت ارضي كشور نيست. به گفته وي، به گواه تاريخ تمام اقوام نشان داده اند كه همان اندازه ساير ايراني هاخود را ايراني مي دانند ، آنان نيز خود را ايراني تر مي دانند و مدافع استقلال و تماميت ارضي كشور بوده اند.
عدالت در دولت جديد هنوز تبيين نشده است
»ما شاءاله شمس الواعظين« روزنامه نگار سرشناس اصلاح طلب معتقد است تصميم گيري دولت احمدي نژاد تنها در اختيا راو نيست بلكه به اعتقاد وي نقش هاي اصلي تصميم گيرنده در پشت صحنه هستند. او گفت: ظاهرا از شعار جديد »عدالت« بوي سفره هاي رنگين ناشي از پول نفت و وام ازدواج مي آيد ومحورهاي راهبردي عدالت در حوزه هاي اجتماعي و سياسي هنوز تبيين نشده است. وي عدالت را توزيع امكانات زندگي، ثروت و پستهاي سياسي براي تمام شهروندان اعم از قومي، مذهبي و ديني تفسير مي كند و معتقد است : اگر دولت احمدي نژاد آمار طبقه محروم اجتماعي را كاهش دهد يك گام به دموكراسي كمك كرده واگر به شعار خود عمل نكند،‌علاوه بر اينكه حاميان و منتظران محروم از عدالت كه از وي حمايت كرده اند، براي تحقق مطالبات خود به خشونت روي مي آورند،  بلكه پيروان ديگر اين انديشه برنامه اي براي عرضه به مردم ندارند. او گفت: ايستادن يك طيف فكري جامعه روي گسل فقر و غنا، يك صف بندي حاد اجتماعي را ترسيم مي كندو عدالت آخرين حربه ي اين افراد است كه در صورت اجرا نشدن آن عواقب نگران كننده اي در انتظار جامعه است. او گفت: بااجراي عدالت اجتماعي سرمايه گذاران خارجي احساس امنيت مي كنندو جهانگردان بيشتري كه اشتغالزايي را براي جامعه مي آورند، به ايران سفر مي كنند. او بااين حال تاكيد كرد تا زمان كلي گويي و تشريح نكردن برنامه ها، شعار »عدالت«،معلوم نيست دولت به كجا برسد و نبايد منتظر عدالت قدرت و ثروت، اجتماعي و قومي تا اطلاع ثانوي باشيم.
كردها از شعار عدالت خواهي استقبال مي كنند
»جلال جلالي زاده« عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت و از اعضاي ارشد اصلاح طلبان كرد نيز در خصوص شعار عدالت خواهي رئيس جمهور جديد
 گفت: كردها واهل سنت از شعار عدالت خواهي به شرط اجراي آن استقبال مي كنند چون از بي عدالتي در زمينه هاي اقتصادي، حقوق بشر،‌عدالت اجتماعي و سياسي و بهره از مديريت هاي كشور رنج برده اند، ‌اما مشروط بر اينكه اين شعار رنگ عملي به خود گيرد. او گفت: اگر احمدي نژاد عدالت را در حد شعار باقي بگذارد،‌معلوم است كه اين شعار وي و همفكرانش براي جذب آرا بوده، اما اگر در خصوص ثروت، قدرت و توزيع امكانات آن را عملي كند،‌ موجب از بين رفتن سرخوردگي و ايجاد اميدواري در جامعه مي شود. اين فعال سياسي كرد گفت: عمده شعار كانديداهاي رياست جمهوري جذب كردها و اهل سنت در بدنه مديريت كشور بود بنابراين انتظارات مردم بالا رفته و اگر رئيس جمهور جديد نيز كه در پوشش عدالت خواهي آن را مطرح كرد، به آن عمل كند،‌مي توان سطح مشاركت كردها واهل سنت را در جامعه افزايش داد و بي اعتمادي را از بين برد،در غير اين صورت هيچ ابزار ودليلي براي اعتماد سازي دوباره و تقويت مشاركت و رابطه بين مردم و نظام باقي نمي ماند. استاد دانشگاه تهران گفت: با توجه به تحولات روي داده در منطقه و اسرار مردم مبني بر توجه به مطالبات آنها،‌ عاقلانه ترين راه اين است كه احمدي نژاد بدون تقليد از تفكري خاص و برخلاف رويه گذشته حضور مردم كرد واهل سنت را در مديريت كلان كشور عملي و اميد را در مردم زنده كند.
عدالت، تامين حداقل معيشت نيست
»مصطفي تاج زاده« عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت وشوراي داوري مجاهدين انقلاب نيز معتقد است: عدالت به معناي تامين حداقل معيشت مردم نيست و هر كس اين گونه آن را تفسير كند،‌به عدالت ظلم كرده است. او گفت: نبايد با توجه به يك بخش عدالت، آزادي و دموكراسي قرباني شود، بلكه اگر كساني به دنبال عدالت هستند بايد عدالت را در حوزه هاي قوميتي، سياسي، ‌مذهبي، جنسيتي، آموزشي، اجتماعي و قضايي اجرا كنند. تاج زاده گفت: با اجراي عدالت بايد اين امكان فراهم شود كه مردم در سرنوشت خودشان مشاركت كنند كه در اين صورت بايد از آن استقبال كرد اما به گفته ي او به نظر مي آيدكه شعار عدالت يك بازي جديد است.
تاج زاده در خصوص آينده اين شعار در دولت جديد گفت: اگر نيروي اجتماعي و جامعه مدني منفعل شوند، طبيعتا نمي توان انتظاري براي اجراي چنين شعاري داشت و اين يك حالت بد است، اما اگر مردم نقادانه در صحنه باشد،‌مي توان از اختناق جلوگيري و مطالبه جويي كرد.
سياست مركز پيراموني راهكار گسترش عدالت
»عماد افروغ« رئيس كميسيون فرهنگي مجلس هفتم گفت: محروميت هاي اجتماعي بين مناطق ايران ناشي از سياست مركز پيراموني است كه به صورت استراتژي در زمان رضا خان طرح آن ريخته شد و بايد آن را قطع كرد. او در گفت و گو با سيروان گفت: محروميت اجتماعي بين مناطق ايران براساس هويت كردنشين و ترك نشين نيست، بلكه مناطقي از فارسها و شيعيان نيز در محروميت قرار دارند.
عضو آبادگران مجلس افزود: معضلات نابرابري اجتماعي و اقتصادي به سيستم ديوان سالار حجيم و متمركز اداري برمي گردد كه تنها تهران، شيراز، مشهد و تبريز و چند كلان شهر ديگر در اين سيستم توسعه يافته هستند. او گفت: براي برقراري عدالت اجتماعي و بهره ي تمام مردم ايران از جمله كردها از اين سياست بايد اختيارات بيشتري به استانها داد و روستاها و شهرها براي خودشان تصميم گيري كنند. به گفته ي اين نماينده تهران به دنبال استقرار جمهوري اسلامي، آمار نشان مي دهد كه در برخي انتخابات مناطق محروم و قومي بيشترين مشاركت را از مراكز توسعه يافته داشته اند، بنابراين بايد تمركز زدايي در دستور قرار گيرد و زمينه براي مشاركت سياسي، اجتماعي،‌فرهنگي و اقتصادي تمام مناطق از سرمايه هاي كشور فراهم شود. او گفت: اگر ما بيائيم يك وزير از كرد انتخاب كنيم اين راه حل شايسته اي نيست، شايد يك وزير كرد انتخاب شود اما تغييري در شيوه ي تصميم گيري ايجاد نكند. بايد نگاه فردگرايانه را برداشت و به صورت ساختاري سطح مشاركت را بالا برد. او گفت: من از تفكر عدالت خواهانه دفاع مي كنم. همكاري من با آقاي احمدي نژاد هم بر همين اساس بود واگر برنامه هايشان بر اين اساس و در جهت تمركز زدايي نباشد،‌من از منتقدان جدي وي خواهم بودو و از وي دفاع نخواهم كرد. او تاييد كرد كه كردستان محروم است اما بايد ريشه هاي اين محروميت را يافت و در جهت عدالت اجتماعي حركت كرد.
بومي گرايي در مديريت پروژه اي موفق است
»حشمت فلاحت پيشه« نماينده راستگراي اسلام آباد غرب در مجلس و عضو كميسيون امنيت ملي نيز كه به گفته ي خود انتخابات رياست جمهوري مشي بي طرفي پيش گرفته است، مي گويد: شعار عدالت كه از برنامه هاي محوري رئيس جمهور جديد است بايد در سطح كابينه و در تمام مناطق و ازجمله مناطق محروم كشور پياده شود. نويسنده سابق روزنامه رسالت گفت: كردها معتقدند كه به لحاظ مديريت و اداري در جايگاه شايسته خود قرار نگرفته اند اين يك واقعيت است كه احمدي نژاد بايد به آن توجه كند. سطح مديريتي كردها را ارتقا دهد. فلاحت پيشه توجه به مديران بومي و بومي گرايي در مناطق كردنشين راسياستي موفق دانست ، كه به گفته وي درهر بخشي كه اين سياست مورد توجه قرار گرفته ، آثار مثبتي بر جاي گذاشته است. به اعتقاد اين نماينده كرد ،‌احمدي نژاد هم براساس شعار عدالت و هم به خاطر منطق در سياست بايد در سطوح مديريتي و كابينه به اين موضوع توجه كند، چرا كه نيروهاي كرد فراواني وجود دارند كه بخشهايي از 500 پست مديريتي كلان كشور را مي توانند هدايت كنند واين باعث اعتماد متقابل كردها و حاكميت مي شود. او گفت: استفاده از كردها واقوام ديگر نه بر اساس سهم خواهي از كابينه است بلكه بر اين اساس است كه قوميتي بودن نمي تواند مانع شايسته سالاري براي برعهده گرفتن مديريتها باشد.
اجرا نشدن عدالت بر اعتماد ملي تاثير منفي دارد
»كاظم جلالي« مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس معتقد است اگر عدالت و و عدالت طلبي در تمام حوزه هاي جدي گرفته نشود، آسيب هاي جدي به اعتماد بين مردم و حاكميت وارد مي شود و تبعات ناگواري بر ساختار كشور بر جاي مي گذارند. او گفت: انتخابات اخير نشان داد كه مردم تشنه ي عدالت هستند و عدالت نياز امروز جامعه است. نماينده شاهرود گفت: عدالت اجتماعي بدون از بين بردن رانت هاي اقتصادي،‌ اطلاعاتي و عملي ميسور نيست. و دولت بايد مجاري بي عدالتي را شناسايي و آنها را از بين ببرد. او گفت: مناطق حاشيه اي كشور فاصله زيادي با مناطق مركزي داردوبايد با اجراي عدالت اين شكاف هارا كمتر كرد. وي همچنين تصدي مديريتها را بخش ديگري از عدالت بر شمرد و گفت: در صورت اجراي اين بخش از عدالت تمام اقوام و مذاهب كشور در اداره سياسي كشور دخيل وانحصار مديريتي از بين مي رود. به گفته وي، اگر شعار عدالت و عدالت طلبي جدي گرفته شود و اراده اي براي تحقق آن وجود داشته باشد، مي توان چشم انداز روشني را براي كشور ترسيم كرد.

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٥/٩

مطالبه جویی كردها در پارلمان/بررسی فعالیت نمایندگان كرد در مجالس ایران در گفت و گو با »ایرج جمشیدی« خبرنگار كرد در مجلس
3 مرداد 84

سیروان - فیض الله پیری: علاقه مندانی كه روزنامه شرق را به عنوان الگوی روزنامه نگاری و اطلاع رسانی خود پذیرفته اند، ‌بدون شك با نام »ایرج جمشیدی« ‌خبرنگار پارلمانی این روزنامه آشنا هستند كه بارها و ازجمله در تحصن 26 روزه نمایندگان مجلس ششم نام او در صفحه اول این روزنامه نقش بسته است.

سيروان - فيض الله پيري: علاقه منداني كه روزنامه شرق را به عنوان الگوي روزنامه نگاري و اطلاع رساني خود پذيرفته اند، ‌بدون شك با نام »ايرج جمشيدي« ‌خبرنگار پارلماني اين روزنامه آشنا هستند كه بارها و ازجمله در تحصن 26 روزه نمايندگان  مجلس ششم نام او در صفحه اول اين روزنامه نقش بسته است.  ماه گذشته نيز به علت توهين يك نماينده مجلس هفتم به او بار ديگر در رسانه هاي داخلي و جهاني خبر ساز شد.
جمشيدي زاده ي قصر شيرين و 34 ساله است كه سال 72 وارد مطبوعات ايران شد. مدرك كارشناسي خود را در رشته علوم سياسي از دانشگاه تهران و كارشناسي ارشد را در رشته روابط بين الملل در دانشگاه علامه طباطبايي اخذ كرده است. فعاليت روزنامه نگاري او در نشريات دانشجويي آغاز و با حضور در روزنامه »كار و كارگر« رسميت يافت. مدتي به علت خدمت سربازي و تحقيقات دانشگاهي در حوزه مسايل فلسطين و اسرائيل از مطبوعات دور شد، اما با روزنامه »آفتاب يزد« دوباره به اين عرصه بازگشت. او با انتشار »شرق« مدتي به صورت همزمان در اين دو نشريه فعاليت مي كرد و بعدها آفتاب يزد را ترك كرد. ديدگاه اين روزنامه نگار در خصوص فعاليت نمايندگان كرد در چند دوره مجلس كه از نزديك نظاره گر آنها بوده، جالب توجه است. اين گفت و گو با محوريت فعاليت و مطالبه جويي كردها در پارلمان انجام شده و در بخش پاياني نيز به صورت كوتاه در مورد فعاليت اصلاح طالبان كرد و روزنامه نگاران كرد سخن به ميان آمده است.
* آقاي جمشيدي! دو دوره است كه شما در مجلس شوراي اسلامي ششم و هفتم از نزديك فعاليت و مطالبه جويي نمايندگان كرد در پارلمان را شاهد هستيد. حتما از طريق رسانه ها و مطالعه، تاريخ چند دوره گذشته مجلس را نيز دنبال  كرده ايد. به نظر مي رسد طرح مطالبات كردها در مجلس از سابقه كمتري برخوردار است و تنها در دو مجلس اخير رنگ و بوي رسمي به خود گرفته است. اين گونه نيست؟
- كردها به طور كلي سابقه كمي در پيگيري مطالبات خود ندارند. نيز نمي توانيم بگوئيم طرح مطالبات دير آغاز شده است. وقتي ما تاريخ را مطالعه مي كنيم مطالبات كردها از يكسري حركات خود مختاري جويي از طريق احزاب همزمان با آذربايجان وجود داشته است، منتهي مشكل اصلي كردها طرح مسئله است.
كردها يكسري مطالبات دارند كه بسيار منطقي هم هست يعني اينكه انساني كه بگويد من مي خواهم يك زندگي برابر با ساير ايرانيان داشته باشم اين خواستي غير منطقي نيست. اما نوع طرح مسئله هميشه باعث شده كه يكسري مشكلات به وجود بيايدو مهم ترين آنها اين است كه هر گونه حركت تحت عنوان جدايي طلبي تفسير شده است، به ويژه مسئله آذربايجان و كردستان كه ذهنيت هاي تاريخي را در ذهن افكار عمومي ايرانيان به وجود آورده و بعد از انقلاب 57 هم اين مباحث تا حدودي ادامه يافت، از جمله طرح شعار »دموكراسي براي ايرانيان و خودمختاري براي كردستان« به گونه اي بود كه به مسايل خشونت آميز منجر شد. خشونت هم دو طرفه بود، يك طرفه نبود. طبيعتا هر كشوري از مركز احساس كند كه به سمت تجزيه پيش مي رود، مقاومت مي كند. البته تجزيه طلبي هم وجه قالب مطالبات آنها هم نبود،‌ منتهي طرح مطالبات به گونه اي به افكار عمومي القا شد كه ذهنيت تجزيه طلبانه ايجاد كرد. خوب، انقلاب شد و حكومت قبلي فروپاشيد و حكومت جديد هم هنوز پا نگرفته بود،‌ بنابراين طبيعي است كه طرح اين مباحث، چون از قالب منطقي خود خارج شد،‌ به نبرد مسلحانه تبديل شود وآثار آن هم در افكار عمومي ايران باقي بماند و هنوز هم كه كردها مطالبات خود را مطرح مي كنند، سريع السير ذهنيت ها به اين موضوعات بر مي گردد. اين ذهنيتي اشتباه است. اولين ماموريت كساني كه مي خواهند در اين مناطق خدمت كنند به نظر من، زدودن ذهنيت منفي تجزيه طلبي در افكار عمومي است. زمينه اين موضوع هم فراهم است. درحال حاضر كردهاي ايران به لحاظ نزديكي نژادي، قومي و سببي اي كه با قوم فارس دارند،‌ متفاوت تر از نسبت ميان كردهاي عراق با اعراب يا كردهاي تركيه با تركها هستند. 
 به لحاظ تاريخي ايران همگرايي بيشتري با كردها دارد. بنابراين به نظر من هم از نظر تاريخي و هم از نظر جغرافيايي و نژادي زمينه ي جدايي طلبي كرد و فارس در ايران خيلي كم است. اصولا شعا رخوبي نيست كه به اين سمت و سو حركت شود. اين مسايل باعث شد كه مطالبات منطقي مردم مناطق كردنشين تا بعد از حوادث جنگ و سازندگي امكان طرح نداشته باشد.
* به نظر شما طرح نشدن اين مطالبات به خاطر مسايل جنگ و سازندگي بود يا به خاطر ويژگيهاي جامعه شناختي و دير سرد شدن آتش انقلاب؟
- من عرض كردم اين موضوع تاريخي و منطقي است اما نوع طرح مطالبات به گونه اي بود كه اين ذهنيت به وجود آمد.‌ ظرف يك روز و دو روز شكل نگرفته، ‌چندين سال زمان طول كشيده كه اين ذهنيت در افكار عمومي به وجود بيايد.
* بعد از انقلاب چطور؟
- انقلاب اساسا خشونت آميز است. تمام رويه هاي اداري يك كشور را به هم مي ريزد، سريع السير يك روش ديگر جايگزين مي شود و هر نوع حركت كه مانعي براي استقرار سيستم جديد ايجاد كند، به صورت خشونت آميز سركوب مي شود. اين موضوع فقط مخصوص به كردستان نيست. در ساير مناطق ايران هم كه حركاتي صورت گرفت، شرايط حكم مي كرد كه سريعا كنترل شود. اين مسايل تا زمان جنگ كه وضعيت آن حادتر از انقلاب است اجازه طرح نيافت.
بعد از جنگ هم هشت سال سازندگي بود واصلا بحث توسعه سياسي و مطالبات حقوقي واجراي قانون اساسي خيلي مدنظر نبوده است. بيشتر هدف بازسازي مناطق جنگي بود و تحليل ها و موضوعاتي مثل تعديل اقتصادي در جامعه مطرح بود كه آن هم منجر به شكاف هاي اقتصادي عظيم شد و متاسفانه اين سياست تاثير منفي روي اين مناطق گذاشت.
تعديل اقتصادي يعني شكاف اقتصادي بين مناطق مركزي و مناطق حاشيه اي ايران، كه در مناطق كردنشين در حد فاجعه بود. رئوس تعديل اقتصادي هم به اين شكل است كه غني،‌ غني تر مي شود و فقير، فقيرتر. تعديل يعني ايجاد تورم شديد. اين مسايل وجود داشت تا دوم خرداد سال 76 كه همانطور كه براي ساير مناطق ايران فرصتي به وجود آمد كه مطالبات خود را مطرح كنند، در مناطق قوميتي مثل مناطق كردنشين هم فرصت طرح مطالبات به وجود آمد. بنابراين بعد از دوم خرداد بود كه در زمان مجلس ششم فرصت دوباره ي طرح آن به وجود آمد و مطالبه جويي كردها در مجلس رسميت يافت.
به صورت رسمي نمايندگاني وارد مجلس شدند كه حاوي اين تفكر بودند. مهمترين مسئله اين است كه نمايندگان فراكسيون كرد صاحب تفكر بودند. تفاوت بين مجلس ششم و مجالس ديگر براي مناطق كردنشين هم در همين مسئله است. نمايندگان مجلس ششم براي خودشان ماموريت داشتند. خوب بالاخره كردها به صورت رسمي 13 درصد و به صورت غير رسمي هم كه خودشان مي گويند حدود 20 درصد جمعيت كشور را دارند. اگر ما بر فرض مثال 13 درصد بگيريم از جمعيت 70 ميليوني بيش از 10 ميليون نفر كردهستند. اين 10 ميليون هم حق و حقوقي داشته اند، يعني طبق خاستگاه اين آمار حركت كرده اند. عضويت در هيئت رئيسه، رياست كميسيونهاي مهم مجلس، ‌مناصب عالي دولتي و اجرايي و نهادهاي مهم حكومتي تفكري بود كه در مجلس ششم طرح آن به صورت جدي تر صورت گرفت. نمايندگان غير كرد مجلس ششم هم داراي تفكر بودند. در مجموع مجلس ششم به لحاظ عملي نتوانست تغييري ايجاد كند، اما به لحاظ فكري اين تاثير را باقي گذاشت و از جمله اين تفكر كه هر گروهي كه وارد مجلس مي شود مدافع تفكر مطالبات مردم منطقه خودش باشد.
* با توجه به ساختار فعلي قانون اساسي، كردها از طريق مجلس تا چه حد مي توانند به مطالبات خود برسند و فعاليت در اين بخش تا چه ميزان تاثيرگذار است؟
- قانون اساسي فعلي خيلي امتيازات را دارد،‌ هر چند فاقد برخي امتيازات هم هست. در مورد رئيس جمهور شدن ، بحث مذهب مطرح شده اما بحث قوميت مطرح نشده، مثلا نگفته كه كردها اجازه رياست جمهوري شدن را ندارند. اما در مورد رهبري هم مثل رئيس جمهور بايد داراي مذهب رسمي كشور باشد و چون ويژگي رئيس قوه قضائيه در »مجتهد بودن« است، طبيعتا اين پست هم به مذهب رسمي واگذار مي شود. در بقيه موارد واگذاري خيلي پست هاي مهم به كرد اهل سنت بامانعي روبرو نمي شود. ما در حال حاضر مشكلمان قانون اساسي نيست. نمايندگان كرد در مجلس آن قدر ضعيف ظاهر شده اند كه حتي نتوانسته اند رياست يك كميسيون مهم مجلس مثل كميسيون امنيت ملي را به دست بگيرند. بعضي مواقع كميسيون هاي درجه دوم و سوم به آنها واگذار شده،‌ مثلاً همين الان در مجلس هفتم رياست كميسيون اجتماعي به عهده آقاي »مصري« نماينده كرماشان است.
* در مجلس ششم هم آقاي اللهياري ديگر نماينده كرماشان رئيس كميسيون آموزش وتحقيقات بود....
- بله، ‌اينها كميسيونهاي فرعي درجه دوم و سوم هستند. در كابينه هم بعضي اشخاص هم به وزارت رسيده اند، منتهي نه از خاستگاه كرد،‌ بلكه به عنوان كسي كه توانسته در اين سيستم رشد كند. حركت ، قومي نبوده، از اين ديدگاه كسي انتخاب نشده است.
* ظاهراً فقط تلاش و راي نماينده براي تصدي يك كرسي و پست مهم در مجلس به تنهايي مهم نيست. فعاليت هاي خارج از مجلس هم موثر است. در مجلس ششم هم ديديد كه آقاي جلالي زاده كانديداي هيئت رئيسه شد،‌ اما اعضاي ارشد جبهه مشاركت در سنندج اعلام كردند كه نهادهاي قدرت بيرون از مجلس واكنش نشان داده و با اين كار مخالفت كرده اند و گفته اندكه يك اهل سنت نبايد عضو هيئت رئيسه باشد. بنابراين مي بينيم كه كردها خودشان حق طلبي و مطالبه جويي داشته اند، اما مراكز قدرت خارج از مجلس مانع بوده اند. به نظر شما آيا اين رويه در طول مجالس گذشته و فعلي هم تاثيرگذار نبوده كه كردها به رياست كميسيونهاي مهم مجلس نرسند؟
- چرا، دقيقا هم همينطور است. من اشاره كردم كه به لحاظ قانوني به غير از چند مورد خاص ما مشكل و مانع قانوني  براي رسيدن كردها به مناصب عالي حكومتي نداريم. در قانون اساسي قيد نشده كه كرد يا اهل سنت حق رياست بر مجلس را ندارند،‌اما آنچه كه در قانون اساسي هست وآنچه كه اجرا مي شود دو موضوع متفاوت است. مشكل اصلي ما در مراحل اجرايي است كه به آن عمل نمي شود. درست است كه اكثريت حق حكومت دارد، ‌اما حق له كردن اقليت را ندارد. اكثريت به چه معناست؟ به اين معناست كه وقتي كسي رئيس جمهور و منتخب اكثريت مي شود،‌ بايد اقليت باقي مانده را وارد مديريت كند. اين گونه نيست كه بگويد من چون راي اكثريت را دارم، اقليت 20 درصد را كنار بگذارم. اين مشكل زاست كه در ايران اين اقليت 20 درصدي شامل بيش از 15 ميليون نفر جمعيت مي شود.
وقتي كه اين جمعيت را خارج از اداره و مديريت كشور قرار دهند از خيلي از امتيازات محروم مي شوند،‌ امتيازهاي اساسي اي كه به جز از طريق دخالت در مديريت كشور به دست نمي آيد، چون در مديريت كلان كشور تصميم گرفته مي شودكه چه كارهايي عمراني در كجا صورت گيرد، به چه مناطقي چه امتيازهايي بدهند و چه استراتژي و سياستي براي چه منطقه اي اتخاذ كنند. براي اينكه عدالت در اين مورد رعايت شود، ضرورت دارد كه تمام قوميت ها در مديريت كلان حضور داشته باشند. وقتي اكثريت، اقليتي را در خارج از مديريت قرار مي دهد،‌ خود به خود حق آنها ضايع و منجر به شرايطي مي شود كه ما الان مشاهده مي كنيم كه مناطق مركزي ايران نسبت به مناطق حاشيه اي، خيلي ثروتمند تر هستند.
به عنوان مثال ممكن است مشاهده كني كه بودجه سرانه يك منطقه در ايران 20 برابر مناطق حاشيه نشين است كه اين مناطق حاشين نشيني مي تواند كردستان، بلوچستان، شمال خراسان، جنوب خوزستان‌ يا حاشيه شمالي خليج فارس باشد. تا جايي كه مردمان حاشيه نشين ايران ضعيف ترين مردمان هستند، ‌اما هر چه به مناطق مركزي نزديك مي شوي مردم از امكانات و بودجه سرانه بيشتري استفاده مي كنند. جالب هم اينجاست كه وقتي بحث اداي دين به كشور و تكليف و اين گونه مباحث پيش مي آيد، مي بينيم كه مناطق حاشيه اي بيشترين هزينه را پرداخت كرده اند. شما مي بينيد كه هشت سال جنگ باعث شد كه مناطق مرزي كه قومي هم هستند، بيشترين صدمات را ببينند. به طور مستقيم خانواده و زندگي آنها در معرض جنگ و بمباران و مواد شيميايي و ... قرارگرفته و هنوز  هم زمين هاي زراعي و مناطق مسكوني آنها آلوده به مين است واز بين نرفته است. مشاركت از اين واضح تر مي خواهد چگونه باشد؟ مي گويند جوانهايي از مركز به جبهه آمده اند،. خيلي خوب،‌جوانهاي مناطق مرزي و حاشيه اي چند برابر اين موضوع را انجام داده اند. اداي تكليف اين گونه است، اما وقتي بحث حقوق مردم مطرح مي شود،‌ عكس قضيه صورت مي گيرد. اين خلاف قانون، مصلحت و عدالت است كه دو طبقه كاملا متفاوت ايجاد كني. كشوري موفق است كه فاصله طبقاتي را كم و طبقه متوسط را بيشتر كند. معضل مناطق حاشيه اي مثل مهاجرتها، نابهنجاريهاي اجتماعي و... هم به مركز كشيده مي شود كه الان آمار اميدوار كننده اي در اين مورد در دست نداريم.
نمايندگان مجس ششم با نقد اين وضعيت وارد مجلس شدند،‌ يعني جملگي همراه و همگام بودند كه مناطق حاشيه اي محروم هستند و بايد به آنها توجه جدي شود. يك حالت تمايل نسبي در مشاركت قوميتها هم به وجود آمد ولي متاسفانه تفكر حاكم - كه اشاره كردم زمينه ي تاريخي دارد- به نوعي احساس تحقير مي كند كه يك عضو قوميتي وارد مديريت كلان كشور يا عضو هيئت رئيس مجلس و يا مناصب كلان كشور شود.
يك نوع بي اعتمادي و احساس تحقير وجود دارد كه باعث شد اين تفكر نمايندگان مجلس به مرحله ي عمل نرسد.
* وقتي كه طرحي مربوط به مناطق كردنشين در حوزه اقتصادي، فرهنگي يا سياسي و اجتماعي با پسوند »كرد « مطرح مي شود، معمولا جو عمومي و واكنش فضاي مجلس به آن چگونه است؟
- در مجلس ششم هم نمايندگان آگاه بودند و هم اينكه در مجموع مجلس پذيرفته بود كه تغييراتي بايد در سيستم مديريتي ايجاد شود. در مجلس هفتم نوع ورود نمايندگان كرد به مجلس بي تاثير از فضاي قومي كشور نبود، دقيقا مرتبط بود. سليقه تفكر حاكم با خواستهاي مجلس ششم يكي نبود و نمي پذيرفت. مجلس هفتم كه شكل گرفت، ‌با توجه به رد صلاحيتها و اعتراضات فراوان مردم و از جمله كردها مشاركت كمتري داشتند. يكسري نمايندگاني وارد مجلس شده اند - عموما نه مطلق صد درصد- كه اكثريت آنها رنگ و بويي ندارند. با مجموعه مجلس هفتم هماهنگ هستند. مجلس هفتم هم يك مجلس بي رنگ و بو است و تفكر خاصي ندارد.
* ما حتي نماينده هاي كرد در مجلس داريم كه برايشان كسر شان است كه عضو فراكسيون كرد شوند، چرا...!؟
- در مجموع بايد اين گونه مجموعه مجلس را تحليل كرد، آنگاه به جزئيات آن هم پرداخت. الان اين مجلس كه مي بيني، نمي داند دنبال چيست. شما اگر دستورات مجلس را بررسي كني، يك دستور مهم را مشاهده نمي كني. به غير از طرح تثبيت قيمتها كه تصويب كرده اند، برنامه خاصي نمي بينيم كه بگويد اين مجلس به دنبال يك تفكر سازمان يافته است كه يك شيوه مديريتي يا قانون گذاري را در كشور اجرا كند. نمايندگان كرد هم تحت تاثير اين فضا نماينده هاي بدون تفكري هستند. پرسيدند كه اين نمايندگان كرد راستي اند يا چپي؟ من گفتم:  نه راست هستند و نه چپ. اي كاش به يكي از اين دو تفكر تعلق داشتند. براي شناخت از چپ يا راست بودن نماينده اي بايد ببيني رنگ و بويي دارد يا نه؟ وقتي طرف فاقد انديشه خاصي است ديگر نبايد وارد اين موضوع شد. بايد وارد اين مباحث  شد كه عده اي نماينده آمده اند كه بدون اينكه تفكري داشته باشند و بدانند چه برنامه اي براي مناطق خودشان دارند، وارد اين مجلس شده اند. عموما نمايندگاني نا آشنا و بي تجربه با معدل سني پائين هستند كه تجربه سياسي هم ندارند.
مجلس ششم يك انديشه سازمان يافته داشت كه خود مي دانست دنبال چه هست. هر چند برنامه هايش را عملي نكرد اماتاثير خودرا بر جاي گذاشت. عملكرد نمايندگان مجلس هفتم نشان مي دهد كه اينها دنبال چه برنامه اي هستند. اولين برنامه اينها تشكيل فراكسيون كرد بود. اساسا تا شش يا هفت ماه حاضر نبودند كه حتي مسئله فراكسيون را مطرح كنند، چه اينكه تشكيل بدهند.  هر كدام يك ساز جدايي مي زدند وعده اي هم هنوز مي زنند. مثلا برخي نماينده هاي كرماشان و ايلام مي گويند اصلا ما به دنبال چنين موضوعاتي نيستيم. نمايندگان مناطق استانهاي كردستان و آذربايجان غربي مباحث ديگري را مطرح مي كردند. تعدادي ا زآنها باكار سياسي ناآشنا بودند من خودم در شرق مقاله نوشتم و از من هم ناراحت شدند.
من گفتم در اين مجلس دو گروه زنان و كردها حاضر نبودند فراكسيون تشكيل بدهند. هنوز هم روي اين صحبت خودم هستم. وقتي بررسي مي كني، فراكسيون كرد و فراكسيون زنان در مجلس تشكيل نشده بود كه من اين موضوع را نوشتم و نمايندگان كرد هم از من ناراحت شدند. من گفتم ناراحت نشويد. وضعيت شما با ديگران فرق دارد. شما بايد مي آمديد يك گروه تشكيل مي داديد. 20 يا 30 راي داريد. بيائيد با اين برگه هاي راي بازي كنيد.اگر بخواهيد انفرادي حركت كنيد،‌ هيچ فايده اي ندارد كه پاسخهاي منطقي نداشتند. من هم گفتم: اميدوارم عملا شاهد فعاليت شما باشيم.
الان هم كه حدود يك سال و اندي از مجلس هفتم مي گذرد، عملا فعاليت خاصي از اين نمايندگان نديده ام. تقريبا هنوز هيچ حركتي كه منجر به انديشه اي اجرايي شود، من نديده ام. البته تعدادي از آنها فعال بوده اند كه  من هم فردي قضاوت نمي كنم كه بگويم كدام بهتر است. اينجااين مسئله مطرح نيست كه بگوئيم يك نماينده كرد فعال است وآن يكي فعال نيست. مجموع حركت آنها را من ارزيابي مي كنم كه نمود خاصي نداشته است.
* آقاي جمشيدي! كردها بخشي ازمطالبات خود را از طريق مجلس پيگيري مي كنند. در حوزه ي عمراني و مسايل غير سياسي به نظر مي رسد تا حدودي با مانع كمتري براي تصويب طرح و لايحه روبه رو باشند. طرحي مثل»سرباز روحاني« براي طلاب اهل سنت از فيلتر شوراي نگهبان عبور نكرد يا شاخص ترين نمايندگان كردها در مجلس ششم با نظارت استصوابي همين شورا براي مجلس هفتم رد صلاحيت شدند. اصولا اگر حتي كردها بتوانند طرحي مهم از تصويب مجلس بگذرانند كه به تغيير وضعيت حقوقي آنها منجر شود، آيا اميدي وجود دارد بااين تفكر حاكم بر شوراي نگهبان كردها در بخش پارلماني به مطالبات خود برسند؟
-  ماهنوزبه مرحله ي شوراي نگهبان نرسيده ايم.
* حالا اگر رسيديم...؟
- ببينيد، الان مهم ترين مشكل ما طرح مباحث است. ما هنوز به صورت دقيق و منطقي نتوانسته ايم مشكلاتمان را مطرح كنيم. نتوانسته ايم به گونه اي مسايل را مطرح كنيم كه حساسيت افكار عمومي را به دنبال نداشته باشد. ما فعلا دراين مرحله قرار داريم كه نياز به نمايندگان قوي دارد كه بدون اينكه مسئله سازي كنند، ‌مسايل را مطرح كنند. بعد از اين به مرحله ي ارائه طرح مي رسيم. به نظر من اگر بتوانيم به صورت منطقي و به دور از مسايل حاشيه اي و خشونت آميز مسايل را مطرح كنيم، يك موفقيت مهم به دست آورده ايم كه فضا را براي وضع قوانين فراهم مي كند.
* در برخي مجالس از جمله مجلس تازه تاسيس عراق، راي نمايندگان مجلس درحاكميت تاثير گذار است و در بدنه دولت از وزير تا مديران رده پائين جنبه ي اجرايي به خود مي گيرد. به نظر شما مسئله ساختار حقوقي مجلس چه نقشي در بي تاثير بودن راي نمايندگان كرد دارد؟
- من گفتم كه يك اقليت به خاطر اينكه اقليت است نبايد كنار گذاشته شود.در كشورهايي ديگر وقتي يك اقليت ده درصدي وجود دارد،‌ده درصد تمام قدرت و مديريتها را به اين اقليت واگذار مي كنند.
اصلي ترين مشكل ما همين مسئله است كه به نسبت وجود و حضور ما از مديريت كلان محروم هستيم. شايد سكوت قانون داشته باشيم،‌اما به نظرم مشكل قانون نداريم. مهم ترين مسئله اين است كه ما در عمل دچار مشكل هستيم. مابايد عملا اين مشكلات را حل كنيم. شريط ثبات اجتماعي - سياسي در يك كشور حضور تمام اقوام در سطح قدرت است. اين گونه نيست كه اگر اقليت در خارج از قدرت باشد، ثبات بيشتر است.
* با توجه به يك دست شدن قدرت و رئيس جمهور شدن آقاي احمدي نژاد كه با مجلس هفتم همكاري كامل دارد ، به نظر شما تعامل كردها و حاكميت در آينده چگونه خواهند بود شما تبعات و بازتاب اين تعامل منفي يا مثبت را درجامعه بين الملل براي ايران چگونه تحليل مي كنيد؟
- من قبل از اينكه به اين پرسش شما پاسخ دهم، مي خواهم مسئله اي را مطرح كنم. وقتي كه گروهي شناخته شده است و سابقه سياسي مشخصي دارد و به راس كار مي آيد، به نظر شما اين گروه چه حركتي از خود نشان مي دهد؟ به عنوان مثال گروههاي اصلاح طلب اگر به راس كار بيايند داراي انديشه اي مشخص هستند  يا گروههاي محافظه كار سنتي به قدرت برسند، مشخص هست كه داراي چه ديدگاهي در مورد قوميتها و ديگر مسايل دارند. اما تغيير ايجاد شده در انتخابات رياست جمهوري يك حالت ناشناخته است، يعني شما نمي دانيد با چه تفكري مواجه  هستي. اينها نه سابقه ي سياسي دارند،نه تاحالا فعاليت سياسي داشته اند و نه اصولا تشكيلات آنها مشخص هست كه چگونه است و كجا هستند. بنابراين ما بيشتر از روي حدس و گمان صحبت مي كنيم، ضمن اينكه هنوز زود است از همين الان  قضاوت كنيم. پيش بيني خيلي سخت است. بيشتر از روي اظهارات خيلي كوتاه آقاي احمدي نژاد مي توان صحبت كرد. يك مبحث،‌مبحث عدالت است كه گفته عدالت در دستور كار من قرار دارد. اگر عملا اين كار را انجام دهد، قاعدتا بايد به مناطق حاشيه اي از جمله مناطق كردنشين توجه داشته باشد كه الان نسبت به بقيه جمعيت كشور در فقر مطلق قرار دارند. عدالت طلبي ايجاب مي كند كه تمام مناطق كشور در مديريت كلان سهيم شوند.
 از طرف ديگر اگر بخواهيم تفكري كه در مورد منشا فكري اينهادرجامعه مطرح است، بررسي كنيم و همينطور اظهار نظري كه آقاي احمدي نژاد در پاسخ به چند نماينده كرد كه گفته »عراق را به رخ من نكشيد« داشته، مورد بررسي قرار دهيم،  به نظر من عملا تغييري صورت نمي گيرد.
* بازتاب و تبعات اين مسئله به چه شكل خواهد بود؟
- در جامعه بين الملل ايران در حاضر حاضر تحت فشار است و از جمله غرب در اين صدد است كه از هر مسئله اي به عنوان اهرم فشار عليه ايران استفاده كند. بنابراين وقتي از اين منظر نگاه كنيم،‌احتمال دارد مناطق قوميتي ايران ازجمله كردستان،‌خوزستان و ... مطالباتي را مطرح كنند و حاكميت پاسخ ندهد وبه اتفاقاتي منجر شود. از اين لحاظ ممكن است مورد توجه قرار بگيرد و بازتاب جهاني داشته باشد كه فشار را عليه ايران تشديد مي كند.
***
* اخيرا شاهد فعاليت گروهي به نام اصلاح طلبان كرد در سطح مناطق كردنشين بوديم. ديدگاه شما در خصوص فعاليت اين گروه چيست و به صورت كلي تر اصولاً چه تحليلي از فعاليت حزبي وتشكيلاتي كردها داريد؟
- به لحاظ قانوني هيچ مانعي براي تاسيس NGO و فعاليت مدني وجود ندارد. منتهي حاكميت در مباحث حزبي به ترك، كرد، عرب و بلوچ اجازه فعاليت حزبي نمي دهد. اصلي ترين نگراني مجموعه حاكميت اين است كه ممكن است اين مسايل به طرح موضوعات تفرقه افكنانه وتجزيه طلبانه منجر شود. اگر بتوانند مسايلي را مطرح كنند، بدون اينكه ترسي به وجود بياورند كه حركت آنها حركت تجزيه طلبانه است مي توانند به عنوان يك NGO يا نهاد مدني قومي خود رامطرح كنند. اين مسئله براي تقويت بنيه هاي اجتماعي و فرهنگي منطقه كه به نسبت سطح متوسط كشور ضعيف است،‌ضروري به نظر مي رسد. اصلي ترين مسئله، طرح مسئله است.
كردها الان در طرح مسئله ي خود در شرايط موجود دچار ضعف هستند و نمي دانند چگونه خواسته هاي خودشان را مطرح كنند. من مجبورم يك مثال ساده بزنم كه موضوع مشخص شود. وقتي مي گوئيم »لطفا يك ليوان آب به من بده« با »زود باش! يك ليوان آب به من بده« خيلي متفاوت است و طبيعتا تاثير متفاوتي هم بر مخاطب مي گذارد. مانبايد تمام تقصيرات را متوجه حاكميت مركزي كنيم. كردها هم خودشان در طرح مسايل داراي اشكال هستند. لازم است سطح فرهنگ، دانش و تحمل و بينش سياسي مردم را بالا ببريم. اين ضعف ها هم به نظرم ناشي از ضعف اقتصادي و نگاه تاريخي به اين مناطق است. ما چاره اي نداريم جز اينكه به ضعف هاي خود اعتراف كنيم و ساختار دروني جامعه ايران را هم در نظر بگيريم. كردها البته پيشرفت هايي در طرح مسايل خود داشته اندكه نسبت به سالهاي گذشته اندكي در ادبيات آنها تغيير ايجاد شده است. الان به سمت ادبيات انفجاري كمتر حركت مي شود . همين ادبيات باعث شده كه تا حدود خيلي كم حساسيت نسبت به كردها كاهش پيدا كند. كردها الان راحت تر مي توانند ابراز وجود كنند. الان ديدگاه منفي 20 سال پيش نسبت به كردها وجود ندارد. هر چند كه اين ديدگاه به هسته ي اصلي حاكميت نرسيده اما در مجموع تاثيرات مثبتي بين افكار عمومي به وجود آمده كه اينها لايق تر هستند. لازم است كه كردها خودشان در نوع بيان مطالبات حقوقي، منطقي و قانوني خود دقت بيشتري به خرج دهند. هر چند كه اين روش مدت زمان مي طلبد، اما مطمئن تر و موفقيت آميز تر است كه كردها بتوانند از طريق آن وارد حاكميت شوند. در مورد اصلاح طلبان كرد بايد بگويم كه اين حركت يك نوع حركت جبهه اي است ، همانطور كه در كشور جبهه اصلاح طلبان وجود دارد كه در نقطه و جبهه اي مشترك قرار مي گيرند. اصلاح طلبان كرد هم به موازات اصلاح طلبان كشور د رمناطق كردنشين اعلام موجوديت كردند كه با تشكل خود ضمن همسويي با مسايل كلي اصلاح طلبان كشور، مطالبات خاص منطقه اي را مطرح كردند كه در دستوركارشان هست و انتظار دارند ديگر اصلاح طلبان هم به آن توجه كنند و به رسميت بشناسند. به نظر من حركتي كاملا مسالمت آميز و منطقي است و من آن را مثبت ارزيابي مي كنم.
* در خصوص وجود يك روزنامه سراسري در كشور براي تعامل كردها با ديگر ايرانيان و زدودن اين ذهنيت منفي كه شما به آن اشاره كرديد و طرح مطالبات آنها چه ديدگاهي داريد؟
- كردها اگر بخواهند يك روزنامه سراسري منتشر كنند خوب است. قبلا هم سابقه داشته، مثل روزنامه »نشاط« كه آقاي »لطيف صفري«  از كردهاي »اسلام آباد غرب« آن را مديريت مي كرد و حتي مسايل كردها را هم مورد توجه قرار مي داد. به نظر من هم  خوب جواب داد. اما اگر بخواهم در سطح ملي روزنامه اي منتشر كنيم،‌اخبار ملي در اولويت اول قرار مي گيرد. كردها اگر وارد مديريت كلان كشور شوند،‌خود به خود از فوايد آن هم بهره مند مي شوند.
مواهب حضور در مديريت كلان كشور بحث فرهنگي،‌اجتماعي، سياسي،اقتصادي ، حقوقي و ... است . وقتي از اين موضوعات بهره مند شويد طبيعتا بهره ي رسانه اي هم به شما مي رسد.
بنابراين اين مسايل زير مجموعه است. اصل كار مديريت كلان است كه بايد كردها به نسبت جمعيت در آن حضور داشته باشند. اگر اين مشكل حل شود، مشكلات ديگر هم حل مي شود.
* ارزيابي شما در خصوص فعاليت مطبوعات كردنشين چيست، و آيا به نظر شما كردها داراي چنان پتانسيل و تيم روزنامه نگاري هستند كه بتوانند روزنامه اي مثل شرق در تهران منتشر كنند؟
- تعدادي از مطبوعات كردي را ديده ام، در مجموع خوب است. لازم است به تحليل مسايل كشور مرتبط با خودشان بپردازند. براي انتشار يك روزنامه مرتبط با كردها حتما ضروري نيست كه اعضاي آن تمام كرد باشند. اما كردها اين توانايي را دارند. قطعا مناطق كردنشين يكي از مناطق پر استعداد ايران در زمينه روزنامه نگاري و مطبوعات و فرهنگ است كه اگر زمينه ي رشد آنها فراهم شود،‌نه تنها جزو روزنامه نگاران برتر كشور، بلكه جزو روزنامه نگاران برتر منطقه هم به حساب مي آيند.

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :