قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٦/۱٤
14 شهریور 84  
                          به عشق سید علی اصغر زنده ایم
                          سالهای دور و نزدیک در گفت و گو با علاءالدین بابا شهابی
 

 

 

 

 

 

سیروان-فیض اله پیری:((سیدعلاءالدین بابا شهابی)) نوه پسری مرحوم »سید علی اصغر کردستانی« استاد مسلم آواز و صاحب صدای ماندگار موسیقی کردی است. چهره اش نسبتا شادمان و جوان می نماید،‌اگر چه 66 ساله است. سال 1318 در محله چهارباغ سنندج به دنیا آمد. نسل سوم، میانی و همسالان بابا شهابی او را خوب می شناسند و به یاد دارند. موسیقی و ورزش را توأم از کوچه پس کوچه های چهار باغ به دنیای مدرن امروز آورده و شاگردانی بزرگ دراین عرصه ها تربیت کرده است. »نجم الدین غلامی« و »ارژنگ کامکار« در موسیقی، »بیژن ذوالفقار نسب« مربی سرشناس فوتبال و »کامران نجات الهی« و... همگی در مکتب بابا شهابی تلمذ کرده اند که هر کدام به رسم شاگردی واستادی هر از چند گاهی از او یاد می کنند.
ذوالفقار نسب چندی پیش درتلویزیون بودن خویش را مدیون این استاد فرهیخته دانست ودر »سوئد« نیز »نجمه« به دیدارش آمد واستاد را دوباره پس از سالهای طولانی ستایش کرد.
بابا شهابی تحصیلات مقدماتی را در سنندج گذراند و سال اول دبیرستان به رادیو سنندج دعوت شد و با مرحوم »حسن کامکار« - پدر کامکارها - همکاری خود را آغاز کرد. خود نخستین بار اثر ارایه و مرحوم کامکار آن را تبدیل به نت و آهنک کرد و بعدها در صدا و سیما اجرا شد.
همزمان دو کار دیگر با نامهای »ساقی سه روی باڵات « را به »ایرج عندلیبی« پسر عموی »جلیل عندلیبی« داد که به قول خودش »گل کرد« و این آغاز رسمی فعالیت  هنرمندی جوان بود که در 15 سالگی به موسیقی روی آورده بود.
کار اصلی بابا شهابی ورزش فوتبال بود. اوادبیات فارسی و زبان عربی تدریس می کرد اما انتقال او به تهران و عشق وعلاقه اش به موسیقی والبته آشنایی با هنرمندان بزرگ او را از فوتبال دور و در موسیقی غرق کرد.
حکایت های آن سال و دیدارش باهنرمندان بزرگ را در گفتگویش با سیروان به یاد می آورد. خود می گوید: سال 46 به تهران رفتم. درتهران دوره موسیقی کوتاه گذراندم وبا ارکسترهای »مفتاح« و »کردی تهران« همکاری ام آغاز شد. »وطن«، »گل اندام« از اولین کارهایم بود که براساس ملودی خودم،‌ استاد حسن کامکار آن را ساخت. اما سومین اثرم با عنوان»نامه وێ بۆ چیمه ئاهه نگ و به زم و ره زمی سه ر چنار« مرحوم کامکار خود با ذهن خلاق و هرمندانه اش ساخت. این آهنگ پنج مصراع و به گمانم شعرش مربوط به ماموستا »هه ردی« بود.
‌هنرمند سالهای دور و نزدیک کردستان که 50 سال است در عرصه موسیقی، ماندگاری صدا را دنبال می کند، به گفته خود تنها پنج یا شش آهنگ را در سنندج ساخته واجرا کرده است. در تهران برای ارکستر بزرگ صدا و سیما حدود ، 60 کار زیبا و برای ارکستر مفتاح و سنتی نیز بیش از 40 اثر اجرا کرده است. صدای عندلیبی و روح لطیف و دلنوازش د رکاست »پائیز پائیزه« رامی توان احساس کرد،‌آن گونه که می شود »از باده ی گویا« ی او طلب آرامش نمود.
او البته در این دو اثر که اولی سال 69 و دومی توسط »ذوالفنون« در سال 71 منتشر شد چند آهنگ فارسی رانیز اجرا کرده اما در سی دی »شنه ی به ر به یان« در لندن و»هاورازی دڵ« برای ارکستر بزرگ تهران زیباترین ملودی های کردی را به کام تشنه ی عاشقان هنر می نشاند.
بیژن کامکار چندی پیش در گفت و گو با سیروان از روزگاری سخن گفت که پدرش برای راه اندازی ارکستر موسیقی کردی سرزمین کردها را زیر و رو می کرد، اما بابا شهابی امروز اگر چه به بازاری شدن موسیقی انتقاد دارد که در همین گفت و گو به آن اشاره می کند، لیکن او از آنچه که آن را »شکوفایی موسیقی کردی« می نامد، ‌خوشحال است. او محفل آن زمان موسیقی و عصر پدر کامکارها را یادآوری می کند و می گوید: »در آن زمان ماموستا حسن کامکار بود و چند نفر دیگر  که ارکستر رادیو را تشکیل می دادند. تلویزیون هنوز نبود . آقایان »نوروزی« و »رومی« آواز می خواندند. آقای »نوبری« دایی عندلیبی ها قبل از ما آمد. بعد ها ما و »مظهر خالقی« و »جلیل« و ... آمدیم.
* با مظهر خالقی چگونه آشنا شدید؟
- با مظهر خالقی درتهران آشنا شدم. حدود سالهای 46 تا 55 با هم بودیم. من و مظهر نزدیک به یازده سرود به صورت مشترک با هم خوانده ایم که هیچ کس نمی داند این صدا، صدای دو نفر است. همه فکر می کنند یک نفر آنها را خوانده است. در آرشیو تلویزیون کرماشان موجود بود. الان نمی دانم بر سرش چه آمده است! به نظرم الان قابل پخش نباشد.
بابا شهابی اگر چه سه سال بعد از مرگ سید علی اصغر (پدر بزرگش ‌) به دنیا آمد،‌اما خود می گوید: از او تاثیر پذیرفته، آن گونه که به عشق او زنده است: »وقتی استاد سید علی اصغر کردستانی فوت کرد من سه سال بعد به دنیا آمدم، بنابراین شناخت تحقیقی و جامع درباره او ندارم. البته ناآشنا نیستم. اما »حمه حمه باقی« شناخت تحقیقی حیات او را دنبال و منتشر کرد. برخی روابط خانوادگی در بین ما بود که طبیعتا در این کتاب منتشر نشده است.
او می گوید که در زمان ما خانواده ها حاضر نبودند فرزندانشان را آن گونه که تبدیل به فرهنگ شود،‌به مکتب موسیقی بفرستند، اما امروز فضا متفاوت و بسیار عالی است.
با این شرایط آینده موسیقی کردی روشن است؛ هر چند که متاسفانه عده ای موسیقی را فقط با هدف مادی،‌نه با انگیزه خدمت به فرهنگ و هنر کردی دنبال می کنند.
به اعتقاد بابا شهابی اگرچه تعداد هنرمندان نسبت به گذشته افزون گشته است اما تولیدات موسیقی از نظر کیفیت نسبت به گذشته قوی نیست. دلیل آن هم این است که عده ای موسیقی را از جنبه ی مادی دنبال می کنند. نوازندگان هنرمندان ماقبل از اینکه به فکر تولید موسیقی باشند،‌در فکر بازاریابی هستند. زندگی مادی شده و موسیقی و هنر را هم در بر گرفته است. موسیقی به عنوان کالا فروخته می شود. قبلا موسیقی به خاطر عشق به موسیقی و فرهنگ بود اما امروز به جرات می گویم به خاطر تنگناهای مادی است. البته نباید تقصیر را به گردن خواننده هایی انداخت که به دنبال پول هستند. فضا این گونه شده است. من هم باور ندارم که حتی افرادی مثل ما به این راه بروند. البته خدا آن روز را نیاورد.
آنچه که این هنرمند را تا به امروز نگه داشته تنها عشق به موسیقی است.
این را بارها درمیان گفته هایش بیان می کند. از نگاه او موسیقی روح فرهنگ جامعه است. اگر موسیقی نباشد فرهنگ معنی ندارد. برای اثبات گفته های خود به بابا طاهر استناد می کند:
تن بی عشق را افسردن ولا
هر که عشقی ندارد، مردن ولا
هرکه نیست ثابت در ره عشق
ذره ذره به آتش سوتن ولا
و باز این گونه ادامه می دهد: اگر موسیقی نباشد، اگر عشق نباشد، مردم چگونه روحیه بگیرند؟ جامعه ای که در آن عشق و هنر و موسیقی نباشد،‌مرده است.
در میان مصاحبه آن گونه که گویی تنها این دیدارها ست که آن خاطرات را به یادش می آورد، گاهی در خلسه ای غمگین فرو می رود وباز لبانش همرنگ موهای سپید او می شود. زیر و بم نگاه و احساس او هر کدام روایتی به دنبال دارد: ‌دلیل رفتن من از سنندج انتقال به تهران بود. آنجا ازدواج کردم و همسرم از فامیلان خودم است. یادش به خیر،‌تازه با یوسف زمانی آشنا شده بودم! زندگی ام را مدیون او هستم. روزی مرا صدا کرد و از من خواست که موسیقی را به صورت جدی تر واصولی دنبال کنم. درآن زمان بزرگان موسیقی ایران در ارکسترهای گلها وباربد بودند. »فرهاد فخرالدینی«، »کسروی«، »فریدون ناصری«، »مرتضی حنانه«‌و ... همگی بودند. آ‌شنایی من با هنرمندان باعث حضورم در ارکسترهای بزرگ شد. الان سالهاست از آن خاطرات می گذرد. سخن گفتن از این ایام خاطرات خاص خود را برایم زنده می کند.
* نمی خواهی به کردستان برگردی؟
- من البته با این آب و خاک زندگی کرده ام، اگر چه در تهران باشم. سالی حدود دوبار به کردستان می آیم. برادرانم ، خواهرانم و دیگر نزدیکانم اینجاهستند. البته من نمی توانم برای همیشه به کردستان برگردم. فرزندانم در تهران مشغول شده اند. من هم مجبورم بمانم. یکی از فرزندانم دکترای مدیریت را تحصیل می کند و در وزارت معادن و فلزات جایگاهی خوب دارد.
حتی اگر خودم هم بخواهم به ملاقات او بروم، باید از منشی اش اجازه بگیرم!
در آلمان و سوئد و نروژ هم پیشنهاد کردند بمانم، اما من نمی توانم از خانواده ام جدا شوم.
»دکتر ذوالفقارنسب« که دومین طعم حضور در جام جهانی را به ایران چشاند، هم محله ای و شاگرد استاد بابا شهابی است. آنان فرزندان چهارباغ هستند . هنرمندان امروز نظیر» ارژنگ کامکار« و »نجم الدین غلامی« هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی کردی نیز در کلاس درس این استاد حضور داشته اند.
شنیدن ناگفته ها وحضور این هنرمندان در کلاس بابا شهابی جالب است. در این زمان خنده اش می گیرد و می گوید: »نجمه« از همان کودکی صدایی خوش داشت. او البته خیلی زرنگ بود.. دکتر نجات الهی هم شاگرد من بود. او اهل بیجار بود. الان خیلی یادم نیست، اما همه با وفا هستند و معمولا احوال ما را می پرسند.«
هنگامی که »ناصر رزازی« به عنوان هنرمند رسمی در کردستان فعالیت داشت، »بابا شهابی« در تهران بود. اما خود می گوید به آثار هنری او علاقه مند است.
از میان شاگردان این استاد موسیقی، »ارژنگ« به همراه برادرانش راه پدر را ادامه و گروه موسیقی»‌کامکارها« را به همراه برادرانش تشکیل داد، نجمه، نغمه های ناب می خواند و بیژن در فوتبال مرتضی گشته است.
* استاد، در سالهای اخیر حضور شما در محافل عمومی کمرنگ شده است. مردم منتظر حضور شما هستند. به نظر می رسد شما سکوت کرده ای ، این سکوت را کی می شکنی؟
- من سکوت نکرده ام در تهران فعال هستم. در شورای موسیقی بودم والان هم در ارکستر بزرگ در تهران هستم. من بدون دعوت به جایی نمی روم، دوست ندارم. قبلا از سنندج و مهاباد و دیگر شهرهای کردنشین دعوت می شدم. ‌من الان در تهران هستم. گروه کامکارها هم مستقل است و به کسی غیر از خودشان راه نمی دهند. عندلیبی هاهم گروهی مجزا دارند. من هم خودم البته گروه دارم اما بیشتر وقتم را در ارکسترها می گذرانم.
از مجموع نزدیک به 200 آهنگ که بابا شهابی در طول نیم قرن حیات هنری خود را اجرا کرده،‌ بیش از 50 آهنگ را قبل از انقلاب اجرا کرده و به گفته ی خود حتی روی اشعار آهنگهایش خیلی حساس است. در پاسخ به سئوالی مرتبط با این موضوع می گوید:
شعرها را خودم انتخاب می کنم. به نظرم نمی آید که شعر سبک انتخاب کرده باشم. سعی کرده ام ضمن اینکه کار موسیقی انجام می دهم،‌خدمت فرهنگی هم بکنم. می خواهم مردم همچنانکه »کریم کابان« ، »حمه جزا« ، »علی مردان« و »طاهر توفیق« را می شناسند ، ماموستا »گوران« و »وفایی« و »طاهر بگ« و دیگر شاعران را هم بشناسند. هدفم تنها خودم نیست. هدفم این است که افراد غیر کرد هم بدانند ما شاعران بزرگی داریم. مولوی کرد با مولانای بلخ تفاوتی ندارد.«
او دوباره از استاد مسلم موسیقی کردی مظهر خالقی، سخن می گوید که پنج سال پیش در لندن به کنسرتش آمدو در دو روز تمام خاطرات سالهای دور را مرور کردند،‌سپس او را به پدر پزرگش »سید علی اصغر کردستانی« آوازخوان بی نظیر کرد ربط می دهد که صدای شیشه ای او، آن هنگام که دختران و زنان بر سر طناب ها لباس آویزان می کردند، بر فراز بلندیهای صلوات آباد، فضا و مردم را روحی تازه می بخشید، صدایی که به قول بابا شهابی ماندگار است و مانا. آری »صدا، صدا، صدا تنهاست که می ماند«.
با هر آنچه که تصور کنی در فضای صدای ناب این هنرمند کرد فرو می رود و آنگاه آهی از دل می کشد و می گوید: همه ما به عشق سید علی اصغر زنده ایم. او تنها متعلق به خانواده ما نیست. سید علی متعلق به تمام کردها و عاشقان هنر است. همانطوری که ما تعصب او را می کشیم،‌ دیگران هم این گونه اند و به او ادای احترام می کنند. او هنرمندی ابدی و افتخار آمیز برای کردهاست. صدایش هنوز که بعد از سالها می شنوی،‌خیال می کنی همین دیروز خوانده است.
بابا شهابی خود اینک به همراه فرزندش شاهین و شهرام وآرش در علم و هنر و رزش پای جای پدر نهاده اند و در تهران ساکن اند.
یکی از فرزندان این نواده سید علی اصغر با خانواده »‌خیابانی« های تبریز وصلت کرده است.  بابا شهابی اگر چه سالهاست در تهران زندگی را به سر می برد، اما همچنان در هنر و زندگی اش در پی احیای فولکلور کردی است.
او موسیقی را تا به امروز دنبال کرده و در بهار کوتاه جوانی نیز از فوتبالیستهای سرشناس  کردستان بود که بعدها در کسوت مربیگری نیز فعالیت کرد.
وی به مدت11 دوره د رمسابقات فوتبال قهرمان وآموزشگاههای کشور شرکت داشت و هشت سال مربی تیم باشگاه تاج (استقلال کردستان) بود.
تاج کردستان آن سالها بهترین تیم غرب کشور بود و بعد از تهران، تبریزو اصفهان مقام چهارم کشور را کسب کرده بود. بابا شهابی با افسوس از این قهرمانی ها یاد می کند به گفته او دیگر خبری از آن سالها نیست، آه!
گفت و گوی ما با این هنرمندورزشکار کرد در تازه ترین سفر او به زادگاهش صورت گرفت.

 

 

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٦/۳

سپیده دم كردها در تركیه 3 شهريور 84  
سیروان-فیض اله پیری: نخستین بار در تاریخ كشور تركیه »رجب طیب اردوغان« دبیر كل حزب اعتدال و توسعه و نخست وزیر اسلامگرای این كشور با حضور در محافل روشنفكری این كشور و شهر كردنشین »ئامد« (دیاربكر) تأكید كرد كه مسئله كرد از راه دموكراسی قابل حل است.
حكام ترك پیشتر كردها را »ترك كوهستان« می خواندند و حاضر نبودند كلمه كرد را برای آنها به كار ببرند.
اظهارات این مقام سیاسی تركیه كه در رسانه های جهانی و از جمله مطبوعات این كشور بازتاب گسترده ای داشت با استقبال فعالان سیاسی كرد مواجه شد.
سیروان در گفت و گو با صالح نیكبخت وكیل سرشناس سقزی مقیم پایتخت و پژوهشگر و محقق مسایل كردستان خاستگاه و ریشه های اظهارات اردوغان را تحلیل و بررسی كرده است.
* آقای نیكبخت همانطور كه می دانید كشور تركیه در تاریخ شكل گیری خود تاكنون حاضر نبوده كلمه »كرد« را برای صاحبان این هویت به كار برد و آنها را ترك كوهستان خوانده است. اخیراً »رجب طیب اردوغان« در دیدار با روشنفكران ترك و سخنانی تاریخی در شهر »دیاربكر« سخن از حل مشكل كردها از راه دموكراسی رانده و تأكید كرده مسیری كه تركیه در پیش گرفته بدون بازگشت است. شما این رویداد را چگونه تحلیل می كنید؟
- من سخنرانی آقای اردوغان در شهر »ئامد« را شنیدم. ئامد از لحاظ تاریخی پایتخت كردستان تركیه است. ابتدا می خواهم نقش روشنفكران ترك را كه با درك شرایط تاریخی و وضعیتی كه مردم جنوب و شرق تركیه (كردستان) دارند و مسئله كردها را با شجاعت با نخست وزیر مطرح كرده اند، ستایش كنم. این نشان می دهد روشنفكران در هرجای دنیا اگر سكوت نكنند و بخواهند واقعیت موجود را در جامعه منعكس كنند، خدمت بزرگی به مردم می كنند و این رسالت روشنفكران است. از طرفی اگر آنان سكوت كنند و چشم بر حقایق ببندند، خیانت بزرگی است كه از روشنفكران سر می زند. بنابراین روشنفكر همواره بین دو قطب خدمت و خیانت قرار دارد.
اما در پاسخ به سئوال شما، اینكه اردوغان برای نخستین بار در تركیه به عنوان نخستین مقام سیاسی می پذیرد كه در تركیه مسئله ی مهمی به نام كرد وجود دارد و این مسئله باید از راه دموكراتیك حل شود، یك عمل شجاعانه انجام داده است. این گفتار تا زمانی ارزش دارد كه وعده و وعید صرف و به منظور كاهش فشارهای داخلی و بین المللی به زبان نیامده باشد. به نظر من سخنان ایشان را می توان از دو زاویه مورد تحلیل قرار داد: اول شرایط بین المللی و دوم شرایط داخلی.
در خصوص شرایط داخلی همانطور كه می دانید ارتش جنگ طلب تركیه بار دیگر جنگ را در كردستان از سر گرفته و علیرغم اینكه با تمام قوا با نیروهای مبارز كرد این كشور درگیر شده، تلفات زیادی برآن وارد شده است. نكته دیگر اینكه فصل جاری فصل توریسم در تركیه است و تداوم و تشدید جنگ اثر مستقیمی بر كاهش توریسم و یكی از منابع اصلی درآمد تركیه به ویژه در دوران حزب اعتدال و توسعه كه اردوغان ریاست آن را بر عهده دارد، داشته است. این را هم اضافه كنیم كه وضعیت تركیه از لحاظ داخلی در سال 2005 رشد و شكوفایی سالهای گذشته را ندارد و این امر ناشی از دو دلیل است. اول افزایش بهای نفت به قیمت هر بشكه بالاتر از 65 دلار كه ضربه مهلكی است كه اقتصاد این كشور تحمل می كند. دلیل دوم هزینه سنگین ادامه جنگ داخلی در این كشور است كه ژنرال های قدرت طلب هم به دلیل بورژوازی زمان جنگ و نیز به این خاطر كه در زمان جنگ و خونریزی داخلی امكان تجارت مواد مخدر از شرق تركیه به اروپا بیشتر شده است، این شیوه را ادامه می دهند و دولت را در این شرایط اقتصادی درگیر مشكلات اساسی كرده اند و این نكته می تواند تأثیر نامطلوبی بر اقتصاد تركیه داشته باشد.
من مجموعه این عوامل و نكاتی دیگر را در مقالات متعددی كه در مطبوعات منتشر كرده ام به آن اشاره داشته ام و منافعی كه نظامیان جنگ طلب از ادامه جنگ در تركیه می برند و ضربه ی كاری بر اقتصاد این كشور است برملا كرده ام.
* در حوزه بین الملل چطور؟
- بله، نكته دوم من همین است. از منظر بین الملل هم تركیه می خواهد عضو اتحادیه اروپا شود. واضح است راه اتحادیه اروپا بدون حل دو مسئله به روی تركیه بسته است. اول مسئله ی كردها در تركیه است كه بیش از 82 سال است دولت كمالیزم تركیه با ایدئولوژی ناسیونالیزم شوونیستی و نفی وجود یك ملت دیگر در این كشور حقوق بیش از یك سوم مردم تركیه همراه با اقلیت های كوچك دیگر مانند آشوری ها، عرب ها و ارامنه را نادیده گرفته است و به این دلیل ترك ها با داشتن چنین سابقه ای نمی توانند در جمع كشورهایی كه همه مستلزم به رعایت حقوق بشر هستند و یكی از مسایل اعلامیه جهانی حقوق بشر هم حق تعیین سرنوشت ملت ها می باشد، حضور یابد، دروازه اتحادیه اروپا را بكوبد و اجازه ورود بخواهد.
مسئله بین المللی دیگر مرتبط با تركیه، مسئله قبرس می باشد. از آنجا كه دولت تركیه و همچنین كسانی كه اكنون به عنوان ملت ترك در این كشور حكومت می كنند بر اثر توسعه طلبی ترك ها از شرق آسیا به این نقطه آمده اند وبا تصرف امپراطوری روم شرقی و كردستان و همچنین توسعه طلبی به سمت خاورمیانه به خود آمده اند و در سال 1973 با حمله به قبرس به عنوان یك كشور آزاد و دموكراتیك این كشور را به دو منطقه ترك نشین و یونانی نشین تقسیم كردند. تا زمانی كه به این توسعه طلبی جدید یعنی تصرف بخشی از یك كشور مستقل و ایجاد یك دولت خودساخته به نام جمهوری ترك قبرس پایان ندهند، دروازه اتحادیه اروپا بسته می ماند. بنابراین مجموعه این عوامل كه برشمردم زمینه هایی بوده است كه اردوغان در سفر به دیاربكر این سخنان را بر زبان بیاورد و برای اولین بار اقرار به وجود مسئله ی كرد و خود را ملزم به حل آن از راه دموكراتیك كند. اینكه این وعده تا چه حد عملی شود، آینده مشخص می كند.
* آیا امیدی به عملی شدن سخنان اردوغان هست و اصولاً می توان امیدوار بود كه كردها از آن بهره ای ببرند؟
- پیداست تركیه یك كشور لایه لایه است. مناطق كردنشین در جنوب و شرق و بخش های شمال شرق كه ارامنه مقیم آن هستند، چون لایه ای خاكستری و تیره و تار و بسیار عقب مانده و بخش های دیگر ترك نشین كه در مركز و غرب قرار دارد توسعه یافته و متفاوت است و هركس وارد تركیه شود این تبعیض و عقب ماندگی به علت جلوگیری از رشد و توسعه یافتگی در مناطق كردنشین را مشاهده می كند.
ادامه وضع موجود، شرایط را تیره تر می كند. دولت تركیه همین وضعیت را در قبرس ایجاد كرده است. هركس وارد بخش ترك نشین قبرس شود و آن را با بخش یونانی نشین این جزیره مقایسه كند، كاملاً به این تفاوت پی خواهد برد و چون اردوغان یك تحصیلكرده غرب دیده است و چنین نگرانی ای را نمی تواند در دامان ملت ترك ببیند در حل این مسئله باید برآید. به این جهت من فكر می كنم باتوجه به این مسایل این وعده را به كردها داده است. به ویژه رسانه های تركیه سخنان اردوغان را به طور چشمگیری منعكس كرده اند و دیگر بازگشتی نسبت به آن وجود نخواهد داشت و می توان امیدوار بود كه در آینده حل مسئله كرد و جبران عقب ماندگی های مناطق كردنشین روند مثبتی را طی كند. آنچه كه ممكن است چنین وعده ی امیدواركننده ای را در معرض تهدید قرار دهد، تهدید نظامیان است. هرگاه دولت های تركیه درصدد برآمده اند كه از وضعیت كنونی خارج شوند و دروازه های نوینی را به روی پیشرفت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و حل مسئله كردها و قبرس بگشایند، نظامیان با كودتا و پافشاری مانع شده اند. هرچند با اصلاحات به عمل آمده در دوران اردوغان و همچنین بعد از فروپاشی نظام دوقطبی در دنیا، چكمه های ژنرال های ارتش تركیه دیگر آن صدای سابق را ندارد* از دیدگاه شما حتی اگر نظامیان را پرقدرت ببینیم و یا صدای چكمه هایشان بلندتر از گذشته هم شود، آیا می توان منكر مسئله ی كرد در تركیه شد؟ آیا امروز ارتش می تواند روی موجودیت اقلیتی بزرگ در این كشور سرپوش بگذارد؟ تحولات تركیه به طور كلی چه اثری می تواند روی سرنوشت كردها داشته باشد؟
- من دو سال پیش كتاب كوچكی خواندم كه در آن یك نفر مصاحبه ای پنج ساعته با شادروان »ابراهیم احمد« - بنیانگذار حزب »دموكرات« و »هیوا« در عراق و خالق منظومه »شیرین بهاره« - كه رنج ملت كرد را منعكس كرده، انجام داده كه او گفته بود مسئله ی كرد دیگر آن مسئله ی محدود بسته گذشته نیست. بنابراین هر اقدامی در هر كجای كردستان صورت گیرد، قطعاً عكس العمل و واكنش هماهنگ و متناسب با آن كنش را به وجود خواهد آورد و در این واكنش بیش از همه چیز اثر مستقیم روی مسایل مردم كرد در نقاط دیگر خواهد داشت. بنابراین اگر اردوغان به معنای واقع در گفتار خود جدی باشد و تغییرات و وعده داده را به عمل آورد، قطعاً این امر روی مسایل كردستان و به طور كلی كردهای دیگر كشورها تأثیر گذار است، آن گونه كه تحولات عراق و موقعیت كردها همین اثر را روی كردهای تركیه گذاشته است.
* از سخنان اردوغان چه نكات مثبت و منفی دیگری را می توان استنتاج كرد؟
* علیرغم اینكه من شجاعت اردوغان در قبول مسئله ی كرد در تركیه را ستایش می كنم، متأسفانه در گفته های ایشان دو نكته منفی وجود دارد. ایشان گفته اند تركیه یك دولت و یك ملت دارد و دیگر اینكه تركیه یك پرچم خواهد داشت. بدین ترتیب او علیرغم وعده ای كه از اصلاحات و تأمین حقوق شهروندی كردها و قول رفع تبعیض ها داده و با این سخنرانی احساسی خود، مردم دیار بكر را به تشویق خود واداشت، تأكید روی این نكات منفی در واقع به معنای این بود كه اردوغان نمی خواهد مسئله كردها را در یك چارچوب مثلاً فدرالیسم و اتحاد آگاهانه و با رغبت مردم كردستان بپذیرد كه از دید ناظران سیاسی به دور نخواهد ماند. همچنانكه فشار 83 ساله تركیه بر كردهای این كشور دوام نیاورد و لقب »ترك كوهستان« را نتوانستند به این ملت تحمیل كنند، قطعاً دیری نخواهد پائید كه اردوغان یا جانشینان او ملتی به نام كرد در سرزمین رسمی ای كه از لحاظ مرزبندی بین المللی »تركیه« نامیده می شود، خواهند پذیرفت.
* آقای نیكبخت به نظر شما اجرای این اصلاحات در تركیه، چه تغییری را در وجهه بین المللی این كشور ایجاد می كند؟
- وعده های اردوغان دو انتظار را به دنبال خواهد داشت.
 اگر به آنچه گفته است، بلافاصله عمل كند و آنچه كه او در قالب احداث راه، ایجاد پارك، آسفالت كردن خیابان و توسعه آموزش و پرورش در كردستان مطرح كرده و اصل مسئله كه وجود اقلیت 25 میلیونی را در این كشور بپذیرد و برای این ملت متناسب با جمعیت و سرزمینی كه در آنجا كرد اكثریت دارد، حقوقی كه در اعلامیه جهانی حقوق بشر و منشور حقوق مدنی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه دولت تركیه نیز آن را امضا كرده است، در موردشان به اجرا درآورد، در این صورت دولت تركیه در جهان به عنوان یك دولت دموكراتیك و آزادی خواه پذیرفته می شود و راه ورود این كشور به اتحادیه اروپا كه در حال حاضر برای تركیه حیاتی است، باز خواهد شد. رعایت مواد قانونی حقوق بشر مهم است. مستحضر هستید براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر و دو منشوری كه اشاره كردم، همه آحاد مردم حق تعیین سرنوشت خود را دارند و حق دارند كه آزاد باشند و با زبان، فرهنگ، آداب و رسوم خود زندگی كنند و اگر در چارچوب دول دیگر بودند و بخواهند در این چارچوب باقی بمانند یا نمانند باید این، مورد توجه قرار گیرد و محترم شمرده شود.
* برای اجرای اصلاحات مورد نظر اردوغان در مورد كردها از دیدگاه شما آیا در حوزه بین الملل و معادلات سیاست جهانی تهدیدی وجود دارد؟ بیم آن نمی رود كه منافع تركیه در مواردی به خطر بیفتد كه اجرای برنامه های حقوق بشر تركیه در مورد كردها را با مشكل مواجه كند؟
- باتوجه به اینكه كشور تركیه عضو »ناتو« و از لحاظ اقتصادی و سیاسی خواهان ورود به اتحادیه اروپاست و از طرف دیگر شعار اتحادیه اروپا و سایر كشورهای آزادی خواه دنیا نیز این است كه مردم كشورها بدون استثنا و قید و شرط در شرایط آزاد و برخوردار از تمام حقوق سیاسی خود زندگی كنند، اولاً این اقدام اردوغان با استقبال روبرو خواهد شد. ثانیاً كشورهای دیگری كه اقدامات اردوغان به ضرر منافع آنها باشد، در چنان وضعیتی نیستند كه بتوانند مانع اردوغان از انجام این كار شوند. از طرفی نیروهای كرد مخالف تركیه نیز اعلام كرده اند كه عكس العمل ها به اقدامات تركیه باید محدود و مشروط و متناسب با هر اقدام این كشور در مورد كردها باشد.
* شما در حوزه داخلی از »ارتش« به عنوان تهدید برای اجرای این برنامه یاد كردید. علاقه مندیم موضوعات داخلی تركیه كه احتمال می رود اصلاحات وعده داده شده در مورد كردها را به خطر بیندازد، بیشتر بشكافید.
- به نظر من در برابر اقدام اردوغان نه در خارج، بلكه احتمال می رود در داخل كشورتركیه مقاومت صورت گیرد و این مقاومت همچنان كه گفتم از طرف ارتش و محافل ارتجاعی است كه هنوز دنیا را پیش از كنفرانس »هلسینكی« كه بر اساس آن تمام دنیا متعهد به رعایت حقوق بشر و آزادی های سیاسی و حق تعیین سرنوشت شدند و اولین كنفرانس علیه كشورهای توتالیتر بود، تصور می كنند.
* اگر این مقاومت های داخلی مانع از اجرای اصلاحات و تغییر وضعیت كردها شود، وضعیت چگونه است و چه شرایطی پیش می آید؟ به نظر شما در آن صورت چه تصویری از تركیه می توان ارایه داد و جایگاه این كشور در مرحله ی بین الملل در كجا قرار خواهد گرفت؟
- اگر بازهم محافل ارتجاعی تركیه و ارتش این كشور هزینه كردن بخشی از درآمد ملی را با ادامه جنگ، هزینه كنند تا خود از آن بهره ببرند، در این صورت از لحاظ بین المللی و انعكاس آن در محافل آزادی خواه نه تنها وضع كردهای تركیه بدتر نخواهد شد، بلكه مطمئناً موج حمایت از آنان گسترده تر می شود، زیرا تمام كوشش دولت تركیه این است كه نیروهای مبارز كرد را تروریست معرفی كند. وقتی ثابت شود نیروهای كرد فقط در برابر حملات ارتش تركیه عكس العمل نشان می دهند، آن وقت قطعاً زمینه ایزوله شدن تركیه در دنیا به وجود خواهد آمد و راه برای ورود تركیه به اتحادیه اروپا و حتی تجارت جهانی (كات) مسدود می شود و بهترین دستاورد برای كردها همین خواهد بود.
* با این تحلیلی كه شما ارایه دادید، پرسش نهایی این است كه چشم انداز تحولات جدید وعده های داده شده و سرنوشت كردها در تركیه را چگونه می بینید؟
- البته اردوغان جزئیات سخنان و طرح شجاعانه خود را اعلام نكرده و هنوز از او اقدامی سر نزده است. به عقیده من اگر بلافاصله بعد از سخنرانی حالت جنگی را در مناطق كردنشین متوقف كند و به درگیری ها خاتمه دهد و همچنین با گروه »پ.ك.ك.« و سایر احزاب سیاسی كردی مانند حزب لیلا زانا و دهاپ (دموكراتیك خلق) وارد مذاكره شود، در آن صورت كردهای تركیه و همچنین آزادیخواهان ترك به این قناعت می رسند كه دولت تركیه درصدد حل ریشه ای این مسایل است. نتیجه این كار افزایش محبوبیت دولت و ایزوله شدن بیشتر محافل جنگ طلب و ارتجاعی خواهد بود

 

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :