قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/٢۸

روایت هایی از هنر و سیاست كردها

28 مهر 84

فیض اله پیری - مهاباد: عبدالرحمان (رحمان) قاضی یكی از 50 نفر جوان كرد بود كه در زمان جمهوری مهاباد برای آموزش های نظامی به روسیه اعزام شد. روزگاری چكمه می پوشید ونظامی پیشه و سیاست مسلك بود كه اینك تنها چون خواب روایتها و خاطراتی از آن باقی مانده است. او در عین حال از خوشنویسان توانا و نقاشان بنام و البته شاعری خوش ذوق و از دوستان ماموستا »هه ژار« و »هیمن« شعرای نامی كرد است. حیات 81 ساله او فراز و فرودهای فراوانی داشته و اینك در پس روزگاران بازگوی آن خاطرات می تواند سندی مطمئن برای تاریخ معاصر و نسل امروز كردها باشد. از پنج سال پیش به علت بیماری كه خود آن را »زونا« می خواند بینایی چشمهایش را از دست داده و قلبش نیز با باطری زندگی اش را تداوم می بخشد. اما حیات خانه اش هنوز سبز قامتی تاك های حاصل دسترنج او را نظاره می كند و به هنگام این مصاحبه نیز از محصولات همان باغ از ما پذیرایی كرد.
رحمان قاضی اگر چه در میان مهابادی ها كمتر و خارج از آن نیز بیشتر گمنام مانده، اما او را باید در زمره هنرمندانی همچون »هیمن« و »هه ژار« و دیگر بزرگان تاریخ و ادب و هنر كردها به حساب آورد. سیاستمداری شاعر، خوشنویسی قادر و نقاشی ماهر و از تبار خانواده نام آوازه »قاضی« های مهاباد است كه به قول خودش از میان آنان تنها صاحب صدا و آواز خوانی قوی برنخاسته است.
در گفتگوی دو ساعته اش با سیروان، حكایت تاریخی نقاشی كردها، رویدادهای جمهوری مهاباد و خاطراتش با هیمن و هه ژار را برای ما بازگو كرد.
آن گونه كه خود روایت می كند او متولد 1303 در مهاباد و فرزند قاضی عبدالكریم (كریم) از قضات شهر مهاباد و نوه »قاضی منعم« عموی »قاضی محمد« است. »احمد«، »میرزا قادر« و »میرزا وهاب« عموهای او هستند كه اولی در جوانی درگذشت و »احمد قاضی« (فعال مجله سروه و برادر رحمان) را به یاد او نامگذاری كردند.
میرزا وهاب نیز به گفته ی رحمان، مسئول حمل و نقل و ترابری در جمهوری مهاباد بود.
او برادر بزرگ »حاجی عبداله«، »مصطفی«، احمد (سردبیر سروه)، »منتقیم«، »ملك محمود« و »یوسف قاضی« است كه به همراه فرزندان خود از هنر بی بهره نگشته اند.
آن گونه كه خود آرزو دارد جوانان كردبه دنبال هنر بروند، فرزندانش آرزوی او را بر آورده كرده اند. »ابراهیم« نقاش، ‌‌‌»جعفر« نقاش و مجسمه ساز، »نادر« شاعر و نقاش و »ناصر« نیز خطاطی ماهر است. »اسماعیل« نیز تحصیلات عالی را ادامه داده است. خود می گوید: خانواده ما همه اشان از اول تا آخر در مهاباد بوده اند و از طرف حكومت وقت حكم قضاوت به آنها داده شده است. در این خانواده مردان بسیار بزرگی برخاسته اند، مثل مرحوم »فتاح قاضی« كه در جنگ جهانی اول در شهر مهاباد توسط روس ها شهید شد. این خانواده چون كارشان قضاوت بوده و به درد و مشكلات مردم رسیدگی می كردند، حكم قضاوت به آنها داده شد. به هنگام تولد من، مهاباد محقر، كوچك و تو در تو بود كه آن را قصبه ساوجبلاغ می گفتند. چون در قراغ (سراب سابلاغ) چشمه ای سرد وجود داشته و قسمت اعظم آبادی، اطراف این چشمه بوده كه بعدها جمعیت فراوان شده و توسعه پیدا كرده است. حكایت های قاضی از رویدادهای فرهنگی و آموزش و پرورش آن زمان مهاباد نیز از زبان او جالب توجه است.
بر اساس روایتی كه او بازگو می كند، مهاباد آن زمان تنها صاحب دو مدرسه »پهلوی« و »سعادت« بود كه توسط حكومت رضا شاه تاسیس شده بود و اگر نه مردم همواره در حجره های دینی زیر نظر ماموستایان درس می خواندند. تعداد دانش آموزان این مدارس از 150 نفر تجاوز نمی كرد. قاضی برای تحصیل در سن 10 سالگی از روستای »قاضی آباد« در 12 كیلومتری مهاباد به شهر آمد. این روستا از آن رو‌ »قاضی آباد« خوانده می شود كه پدر استاد »رحمان« آن را بنا نهاده است. به گفته ی وی نقاشی به همراه موسیقی در آن زمان توسط ماموستایان آئینی حرام شده بود، به همین خاطر این دو هنر كمتر رواج داشت. اما رحمان در این مصاحبه توضیح می دهد كه چگونه با استفاده ااز هنر نقاشی پدرش را به حج می فرستد و پرچم شوروی را طراحی می كند. او می گوید: در سال 1316 نخستین دبیرستان در مهاباد پایه گذاری شد. ما هم كه از امتحان ششم ابتدایی قبول شده بودیم وارد این دبیرستان شدیم. معلمها بیشتر غیربومی از ارومیه و تبریز بودند. آن زمان، تدریس زبان فرانسه به جای زبان انگلیسی رایج بود. شهریور 1320 به علت جنگ جهانی دوم مدارس برای مدتی تعطیل شد. البته در دوران پهلوی دبیرستانی دخترانه به نام »پروانه« نیز در مهاباد تاسیس شد. بعد از تعطیلی مدارس به همت »قاضی محمد« كه خیلی علاقه مند بود كردها باسواد باشند و معلومات فرا گیرند، مدارس بازگشایی شدند. در جنگ جهانی دوم، مهاباد شاهد حضور روسها و انگلیسی ها در شهر بود و مردم هم اسلحه به دست آورده بودند.
* تحصیلات را تا كجا ادامه دادید؟
- من تا چهارم دبیرستان تحصیل كردم. در خرداد 1324 »قاضی محمد« و »ملا مصطفی بارزانی« آمدند همان كلاس چهارمی كه ما درس می خواندیم عده ای را برای تحصیلات نظامی انتخاب كردند و به شهر بادكوبه (باكو) در شوروی فرستادند. حدود 11/5 ماه در باكو ادامه تحصیل دادیم كه ارتش شوروی و انگلیس ایران را ترك كردند و نیروهای ارتش به آذربایجان و كردستان حمله ور شدند. در آذر 1325 رهبر جمهوری كردستان در مهاباد دستگیر و زندانی شد و ما هم در 15 اسفند 1325 به مهاباد برگشتیم.
* چند نفر برای ادامه تحصیل انتخاب شدند؟
- از میان كردها 50 نفر و از جمهوری آذربایجان 250 نفر. حدود 10 نفر از این 50 نفر مهابادی بودند. تا آنجا كه به یاد دارم »مجید ولی زاده«، »قادر حمیدی«، »قادر ریحانی«، »رحمان گرمیانی«، »سوره (عبدالخالق) خسروی«، »حسین فتاح قاضی«، »رحیم سیف قاضی«، »دكتر ئاسو (قادر محمود زاده)« و »غنی بلوریان« همراه ما بودند. ما به مهاباد آمدیم و قاضی به فاصله 25 روز یعنی در دهم فروردین سال 26 اعدام شد. چون پدرم فردی مسن و پسر عموی قاضی محمد بود، جنازه ها را به پدرم تحویل دادند. پدرم به من گفت: برو در سمت راست مقبره های خودمان سه قبر كنار هم بكن. آن وقت قبرستان ملا جامی مشهور بود، هر كس وفات می كرد آنجا به خاك سپرده می شد. الآن به منازل مسكونی و ادارات تبدیل شده است.
من هم قبركن بردم و سه قبر آماده كردیم. وقتی جنازه ها را تحویل پدرم دادند اجازه نمی دادند هیچ كس به طرف جنازه ها برود. هر جنازه را با چهار نفر به قبرستان بردند. وقتی به درب ورودی شهربانی كه در طرف جنوبی مسجد جامع واقع است، رسیدیم، پدرم به افسر نظامی گفت كه ما مسلمانیم. جنازه ها باید شسته شود. او هم با بی سیم به یك سرهنگ فارس تبار كه رئیس حكومت نظامی در مهاباد بود، پیغام را منتقل كرد و جواب مثبت گرفت. جنازه ها را در حوض مسجد »حاج احمد« غسل دادیم و سپس دفن كردیم. البته ابتدا پدرم آمد روی جنازه ها، گفت: روی جنازه ها را باز كن كه می خواهم ببینم. آن وقت حكومت نظامی بود و ما خیلی عجله داشتیم. وقتی باز كردیم »قاضی محمد« در وسط بود. پدرم گفت: قاضی را بیرون بیاورید و در قبر اول بگذارید. »صدرالاسلام« را در قبر راست و »محمد حسین سیف قاضی« را در قبر سوم بگذارید. این گونه ما آنها را به خاك سپردیم.
* چطور شد كه از باكو به ایران برگشتید؟ هنوز كه جمهوری مهاباد از بین نرفته بود ....؟
- وقتی ارتش به كردستان و آذربایجان آمد قاضی محمد دستگیر و حكومت نظامی برقرار شد.
جمهوری تقریبا دچار فروپاشی شده بود. وقتی خبر انحلال جمهوری مهاباد به ما رسید، ما اعتصاب غذا كردیم و گفتیم كه شما كلاه بر سر ما گذاشتید و ما را بدبخت كرده اید. ما هم نظامی گری نمی خواهیم. به رشته های تحصیلی دیگر ما را انتقال دهید. قبول نكردند. ما تقریبا از 21 آذر تا اول اسفند در اعتصاب غذا بودیم. اول اسفند از طرف »استالین« دستور آمد كه اگر هم اشان نمی خواهند بمانند، آنها را برگردانید. روز 15 اسفند ما را فرستادند تبریز و آنجا هم هر كس به شهر خودش برگشت.
* كسی از شما در باكو باقی نماند؟ اصولا شما می توانستید به اختیار باقی بمانید؟
- ما در دانشكده افسری بودیم. ما باید افسر می شدیم و در مناطق كردنشین و آذربایجان خدمت می كردیم. فقط تحصیلات نظامی آموختیم. به خاطر ماجرای طراحی پرچم شوروی زمینه تغییر رشته برای من فراهم شد كه حتی می توانست سرنوشت باقی ماندن مرا رقم بزند اما چون ما همه رفقا با هم بودیم و نمی توانستیم از هم جدا شویم، این كار را نكردم. دو نفر آنجا باقی ماندند. یكی »سیدكریم ایوبی« بود كه پزشكی خواند. قادر ئاسو هم وقتی به ایران برگشت از راه قاچاق دوباره راهی باكو شد و او هم آنجا پزشك شد. »رحیم آقا سیف قاضی« هم چون نمی توانست به ایران برگردد، آنجا باقی ماند. او برادر محمد حسین خان سیف قاضی و برادرزاده قاضی محمد بود. بنابراین جرات نمی كرد به ایران برگردد. دكتر ئاسو البته در سال 1370 به مهاباد برگشت و فوت كرد. »سیدكریم ایوبی« هم در باكو فوت كرد و همانجا دفنش كردند. »رحیم آقا سیف قاضی« هم به هنگام انقلاب به ایران بازگشت و به عضویت حزب دموكرات كردستان در آمد و بعدها از حزب جدا شد. بعد از جدایی اش از حزب دوباره به باكو رفت و همانجا فوت كرد. البته دكتر ئاسو قبل از بازگشتش به ایران، در سال 1370، مدتی حدود سه تا چهار سال - دقیقا نمی دانم - در عراق طبابت می كرد.
* شما به هنگام بازگشت چه سرنوشتی پیدا كردید؟
- من هم بارها زندانی و تبعید شدم. یكبار به مدت سه ماه در سال های 61 و 62 و یك بار هم سال 59 حدود یك ماه زندانی شدم (از اول تا آخر رمضان). بعدها به دامغان تبعید شدم. شبی آمدند و من و فرزندانم را به زندان سپاه بردند. وقتی رفتیم عده ای دیگر هم آمده بودند. بعد از 24 ساعت بازجویی ما را سه سال به دامغان تبعید كردند. سال 63 برگشتیم. البته زمان شاه هم سه سال در ملك كندی (ملكان) [آذربایجان غربی] و یك سال به تهران تبعید شدم.
* اشاره كردید به طراحی پرچم شوروی، ممكن است بیشتر توضیح دهید كه اصل ماجرا چگونه بود ... ؟
- زمانی كه باكو بودم، فرمانده دانشكده افسری (وقت انتخابات) آمد و گفت: نفری می خواهم كه آرم روسیه را روی كاغذ بیاورد. در میان ما دكتر ئاسو هم نقاشی را دوست داشت. فرمانده او را برای این كار انتخاب كرد اما خودش را در این حد ندید. مرا به او معرفی كردند. مرا به اتاقی بردند و وسایل برایم آماده كردند. من صندوق كشیدم و به ابتكار خودم گفتم بگذار نماد عدالت هم در كنار این صندوق باشد. صندوق را داخل داس طراحی كردم. وقتی كه دانشجویان از آموزش برگشتند و فرمانده دانشكده بخش ایرانی ها نقاشی مرا دید، گفت: تو نباید اینجا باشی. تو را می فرستیم رشته مهندسی. اینجا كارهایت ظهور پیدا نمی كند.
چون محیط نظامی است. تو استعداد فراوان داری ...
* پس شما طراح پرچم شوروی هم هستی؟

- بله با تغییراتی كه من دادم، من طراح جدید پرچم شوروی شدم كه بعدها رسمیت یافت.
* نقاشی را از كجا یاد گرفته بودی؟
- در شهر مهاباد در آن زمان نقاشی توسط ماموستایان دینی قدغن شده بود. می گفتند حلال نیست. جایز نیست. من در واقع خودم نقاشی را آغاز كردم. ما معلمی داشتیم به نام »ترابی« كه اهل ارومیه بود. او روی تخته سیاه اغلب برای ما نقاشی می كشید، ما هم می كشیدیم. این آغاز راه من بود كه به نقاشی علاقه پیدا كردم. سرآغاز خبری از رنگ روغن نبود.
با سیاه قلم كار می كردیم. اغلب، منظره های كردستان به ما می دادند، مثل كوه »خزایی«. 
* قبل از شما چه كسانی نقاشی می كشیدند؟
- »حسین خان ناهید« قبل از ما نقاشی می كشید، اما من اطلاعی از زندگی او ندارم. پدرم هم هر چند كه ماموستا بود، به نقاشی علاقه داشت و خط نسخ را بسیار زیبا می نوشت. استاد پدرم، مرحوم »قاضی علی« پدر قاضی محمد بود. به غیر از صدر الاسلام كه با »مصباح دیوان« كه هم شاعر و هم نقاشی بزرگ بود و با صدرالاسلام رابطه فامیلی داشت كسی ندیدم كه نقاشی بكشد و تابلویی با عنوان نقاشی در منازل آویزان شود. مصباح تابلوی روستای خودشان (سلیمان كندی) در نزدیكی بوكان را كشیده بود. او شخصا بیگ زاده بود.
* از مصباح هم اثر نقاشی باقی مانده است؟
فقط در منزل »خانم خانم« دختر صدرالاسلام تابلویی زیبا و كهن است كه قدمتش به گمانم به صد سال پیش برسد. خودش را سوار اسبی نشان می دهد كه منظره روستا به همراه زنان روستایی كوزه به دوش كه برای آب به چشمه می روند را كشیده است. به نظرم این تابلوها مثل تابلوهای »كمال الملك« زیباست.
از آنجا كه رحمان قاضی می گوید پدرش خطی خوش داشت و برایش سر مشق می زده و او هم می نوشت به نظر می رسد غیر از پدرش استادی دیگر در خط نداشته و او این هنر را از والدش آموخته باشد. پدرش نیز شاگرد قاضی علی پدر قاضی محمد بود. خود اینك خط را به زیبایی كتابت می كند و در نسخ و نستعلیق  به استادی رسیده است. حاصل دست نوشته های او قرآنی است كه با خط نسخ نگاشته است. علاوه بر این مجموعه خاطرات و رباعیات كردی خیام را نیز به همراه مجموعه اشعار خود كتابت كرده كه هیچكدام از آنها هنوز منتشر نشده است.
اما افسوس كه 70 یا 80 تابلوی نقاشی او آن هنگام كه به علت تبعید به دامغان در زیر خاك پنهان كرده بود، مفقود شده و به هنگام هیچ اثری از آنها نیافت. خود احتمال می دهد كسانی آن را از زیر خاك بیرون آورده باشند.
قریحه شعری رحمان قاضی نیز قابل تامل و در خور مطالعه است. انتشار مجموعه ی اشعار او بی شك علاقه مندان به ادبیات كردی و منتقدان را بیشتر به خود جذب خواهد كرد. خاطرات او نیز مشتمل بر حكایت ها و روایت های تاریخی بسیار مهمی است كه انتشار آن به همراه تصاویر تاریخی از شخصیت های بزرگ مهاباد كه ضمیمه كتاب است می تواند روشنایی دیگری در تاریخ معاصر مهاباد ایجاد كند. بعد از مرگ ماموستا هیمن - از دوستان نزدیك رحمان قاضی - برادر او »احمد« در مجله »سروه« مسئولیت گرفت
و صحبت هایی برای انتشار این خاطرات مستند بین آنها صورت گرفت، اما وقتی اصل كتاب به انتشارات »صلاح

الدین ایوبی« (مركز انتشار مجله سروه) ارسال شد، به قاضی گفتند
كه با حذف بخش هایی از كتاب می توان آن را منتشر كرد، اما او گفت حتی اگر یك حرف نیز از آن كم شود حاضر به انتشار آن نیست. اینك او از طریق مراكز نشر كردی در عراق به دنبال چاپ كتاب خاطرات خود است.
»قاضی« بعد از بازگشتش از روسیه (باكو) مدتی بیكار بود اما سال 1327 مدتی به عنوان دبیر خط و نقاشی به استخدام آموزش و پرورش درآمد كه به گفته ی خودش آن هنگام 34 تومان حقوق می گرفت.
 رحمان قاضی نه خاطره كه خود جزئی از واقعیت های تاریخی مردمانی است كه امروز به روایت های او به عنوان بخشی از تاریخ خود نیاز دارند. حكایت های او برای »هه ژار پژوهان« نیز جالب و خواندنی است.
* با ماموستا هه ژار چگونه آشنا شدی؟ خاطره ای هم از او دارید؟
- با همین »ئاسو قادر« (دكتر ئاسو) كه با ما به باكو آمد دم از شعر می زدیم. آن وقت انتشار شعر به زبان كردی قدغن بود. دكتر ئاسو خانه ای محقر داشت. روزی هر دو كنار كرسی نشسته بودیم. من شعری از »شیخ رضا طالبانی« خواندم و او هم شعری از »نالی«. جوانی آمد نشست. خیلی با دقت به حرف های ما گوش می داد. ما هم مشكوك شدیم. روز بعد در كنار قهوه خانه ای در كنار باغ »سیسه« كه آب زلالی از آن جاری می شد و مردم حصیر پهن می كردند و عصر با دوستان آنجا می رفتند، من و قادر، آن جوان را دوباره دیدیم كه در میان چمن ها دراز كشیده و كتابی در دست دارد. رفتیم جلو گفتیم: جوان، خودت را معرفی كن. گفت: نام من »عبدالرحمن« است و مشهور به »هه ژار« هستم. آن وقت هنوز نام آواز نشده بود. ما هم نمی دانستیم كه این جوان در آینده بزرگ مردی در تاریخ كرد می شود.
* با ماموستا »هیمن« چطور؟
- »هیمن« پسر شیخ »حسن شیخ الاسلام« بود. ما هم فامیل بودیم و هم در املاك همسایه. خانه اشان در »شیلان ئاوا« در شرق مهاباد بود. همیشه با هم بودیم. تمام زندگی ما با ماموستا »هیمن« خاطره است. هر دو فقیر و تنگ دست بودیم. وقتی كه شاه رفت در میدان عباس آباد (آزادی) در مهاباد قطعه شعری برای مردم با عنوان »ده برۆ ئه ی شاهی خائین، به غدا نیوه ی رێێت بێ« (برو ای شاه خائن كه بغداد در وسط آن راهی باشد كه تو می روی) خواند. چندی بعد »زاهدی« كودتا كرد و شاه ایران بازگشت و ماموستا هیمن مجبور شد به عراق برود و با هه ژار هم خانه شود. سه یا چهار سال با هم بودند. بعدها ارتش عراق به بارزانی ها حمله كرد و ایران به »ملا مصطفی« در كرج مسكن و تامین داد. او برای هه ژار هم امنیت گرفت. ماموستا هیمن تا زمان انقلاب در عراق ماند. بعد از انقلاب به ایران بازگشت. ما برای پیشوازی، از او به روستای »بیوران« سردشت كه الآن بازار مرزی شده رفتیم. آنجا او را دیدیم. با هم به مهاباد برگشتیم و مردم تا كنار قهوه خانه سد مهاباد نزدیك به 10 كیلومتر به استقبال آمده بودند. من و هیمن همیشه باهم بودیم. وقتی به مهاباد می آمد معمولا مهمان من بود.
من هم برای دیدارش به »شیلان ئاوا« می رفتم. گاهی شعر می گفت، من هم جوابش را می دادم. رابطه بسیار صمیمی داشتیم. با هم به شكار می رفتیم. شب هایی در صحرا می خوابیدیم.
* از او چه خاطره ی دیگری دارید؟
بله، شبی مهتابی بود به روستایی به نام »كه وته ر« رفتیم. خرمنی كوبیده نزدیك ده بود و ما شب را روی خرمن خوابیدیم. چون هوا سرد بود و هیچ نبود كه روی خودمان بیندازیم، چند روپوش الاغ كنار خرمن بود كه از آنها استفاده كردیم تا سردمان نشود. ماموستا هیمن در یكی از اشعارش به این موضوع اشاره كرده و می گوید:
بۆ په ره سیغار و توتون ماته ڵم
هه رده ڵێ ی دایلاغی فێره دو كه ڵم
(برای توتون و كاغذش معطل هستم * تو گویی كه شتر عادت كرده به دود هستم)
من كه راده كشام له سه ر ته ختی فه نه ر
را خه رم ئێستا چی یه؟ كورتانی كه ر
(من كه دراز كشیده بودم روی فنر - تشبیه به خرمن * زیراندازم حالا چیست؟ روپوش الاغ)
قاضی اما، اینك ایام جوانی را پشت سر نهاده است. خرمن خاطرات او را اكنون می توان درو كرد و از آن اسناد مهم برای تاریخ كردها تهیه كرد.
چشمهایش دیگر سویی ندارد اما چند تابلوی او در خانه هنوز روشنی بخش اهالی هنر است. تركیب زیبای رنگ ها و بهره از تجربه های طولانی، او را استادی كم نظیر می نماید، گرچه به قول خود اینك كهولت سن و هزار درد پیری او را از فعالیت هنری دور نگه داشته است. سالها دوران را دور زد و انباشته هایش را فزونی بخشید. اینك چشمه ای از هنر و ادبیات گشته كه خانواده اش نیز از او جرعه ها می نوشند. فرهنگ و فولكلور كردی را هنر كرده است. گفته های او درباره هنر نشان می دهد كه طبیعت و فرهنگ فولكلور كردستان، زنان كوزه به دوش را با هنر آراسته است ولی هیچگاه این آثار را به نمایش نگذاشت و منتشر نكرد. اما در میان آثارش البته می توان به موضوعاتی متفاوت دست یافت.
تابلویی از ظهور عیسی مسیح در خانه اش را برای ما توضیح می دهد:
این را كلاسیك كار كرده ام. دقیق به یاد دارم كه دوستی داشتم به نام دكتر »عبداله مولوی« كه تازگی ها فوت كرد. روزی رفتم مطب او و روزنامه ای دیدم كه این عكس را چاپ كرده بود. من هم روزنامه را آوردم و آن عكس را نقاشی كردم. ظهور حضرت مسیح و نجات یارانش را نشان می دهد. به نظرم خیلی زیبا آمد.
»قاضی« در نقاشی استادی بزرگ است اما فرصتی برای آموزش شاگردان رسمی در كلاس نداشته بلكه افرادی كه
به منزلش می آمدند از او نكته آموزی می كردند. البته او
 می گوید: سرهنگ »امینی« كه در ارتش مهاباد خدمت می كرد از او برای آموزش نقاشی دو دخترش دعوت كرده و او نیز در سال 1328 به منزل آنها می رفت.
گرچه آن زمان هنر نقاشی از سوی ماموستایان دینی در مهاباد منع شد، اما نقاشی نه برای قاضی ضرری نداشت كه از طریق همین هنر پدر خود را به سفر حج فرستاد. این روایت نیز از زبان خودش خواندنی است:
سال 1320 در روستای قاضی آباد كه  17 سال سن داشتم، زندگی می كردیم. من بزرگ بودم و برادران دیگرم كوچك تر. پدرم گفت: می خواهم مكه بروم. خندیدم و گفتم با چه هزینه ای؟ گفت: این پنج شش گاو میش را می فروشم. شما هم آنها را ببر »آل بلاغ« تا خودم می آیم. آنجا فامیلی به نام »حاج مسعود« داشتیم. شب رفتم منزل او. گاوها را بردیم بازار »محمدیار«. من هم در زندگی خود هنوز گاو و گوسفند نفروخته بودم. می گفتم كلاه بر سرم می رود یا نه؟ به دنبال من پدرم و حاج مسعود هم آمدند. او پسر مرحوم »میرزا كریم« از خانواده قاضی ها و پدر »قاضی عبداله« است. دو سه نفر دیگر هم بودند. یك نفر نگفت گاوها به چند؟ نهایتا شخصی كوتاه قد پیدا شد كه هیچ وقت او را ندیده بودم. گفت: می دانم كه غریبه ای. اولین بار است كه به بازار می آیی و تا حالا گاو هم نفروخته ای. چوبی به میان گاوها زد و میدان را شلوغ كرد. سپس با هوشیاری تمام گاوها را با قیمت پنج هزار تومان فروخت و پول ها را در جیبم گذاشت.
پدرم می گفت: حالا كه پول آماده شده، مرا آماده سفر كنید. ما هم پدر را نزد »سید محی الدین« كه رفت و آمد عراق می كرد فرستادیم. آنجا هم رفتیم منزل »كاك عبدالصمدی« كه یكی از آغایان »مامشان« است. شب را آنجا بودیم و صبح كه هوای سرد ما را اذیت كرده بود، به »خلان« عراق رفتیم. پدرم جریان را به »شیخ علاء الدین« گفت كه در ایران اجازه نمی دهند حج بروم. آمده ام كه تو شناسنامه عراقی برایم بگیری و مرا به حج بفرستی. شیخ صبح زود در روستا گشت زد. هیچ شناسنامه ای نه به قیمت نه به همت به ما ندادند. بعد از سه روز سرگردانی خواستیم برگردیم ایران.
* سال چند بود؟
به سال 1320 بر می گردد. سید محی الدین اهل شوخی بود. رفت بیرون و آمد گفت مدرسه ای پیدا كرده ام كه بچه ها درس می خوانند. ما هم با تفنگ و فشنگ مسلح رفتیم مدرسه. دیدم كسی روی تخته سیاه پرچم كردستان را می كشد. من و محی الدین هم آخر كلاس و شاگردان جلو ما نقاشی را نگاه می كردیم. خیلی بد نقاشی كشید. به معلم گفتم اجازه می دهید من رسم كنم؟ راضی شد. رفتم پای تخته سیاه و من بیرق كشیدم.
 به حدی جالب بود كه همه حتی خودم تعجب كردم. معلم دست در گردنم انداخت و مرتب مرا می بوسید. گفت: ببخشید خیال كردم »كرد كوهی« هستی با این تفنگ و فشنگت! چرا آمده ای منزل شیخ؟ گفتم پدرم می خواهد حج برود، شناسنامه عراقی می خواهد. گفت یك اسب و صد تومان پول به من بدهید برایت ظرف دو روز شناسنامه پیدا كنم. این نقاشی راهم پاك نمی كنم تا همه معلمان آن را ببینند. ما هم پول و اسب دادیم و او از »خلان« رفت »رواندز« و آنجا شناسنامه ای به نام »عبداله فقیه حسن« برای پدرم گرفت و تا همین سال های اخیر هم باقی بود و پدرم از طریق آن به حج رفت.
رحمان قاضی بدین گونه با هنر نقاشی پدر را حاجی كرد. هنری كه در زمان او ماموستایان آن را در تضاد با عرف و برنامه دینی می دانستند. آن هنگام كه او به عراق می رفت، بارزانی نهضت كردها را هدایت می كرد. قاضی نقل می كند كه اصل نهضت را »ملا مصطفی بارزانی« و برادر بزرگش »شیخ احمد«  پایه گذاری كردند.
بعثی ها شیخ احمد را كشتند و وقتی كه »ملك« رفت، ملا مصطفی قیام كرد. آن وقت »اسماعیل آقا سمكو« در ایران در به در بود ... و حكایت هایی از این دست.
رابطه قاضی با بزرگان ادب و هنر كردستان، هنوز می تواند به شناخت و بازشناسی  گوشه های تاریك حیات آنان كمك كند. رحمان با محمد قاضی مترجم سرشناس مهابادی فامیل و منزل او بارها حضور این مترجم را شاهد بوده است. »سید علی اصغر كردستانی« را نیز در سال 1313 به چشم دیده است. به گونه ای وقتی به دعوت »سالار خاتون« - كه عده ای را اطراف او در یك قهوه خانه جمع كرد - آواز خواند، او را شبیه »سعید ماملی« برادر »حسن« و »محمد ماملی« دانسته است. لابد سعید صدای خوش تر از دو برادر خود داشته است. با هیمن و هه ژار نیز به گونه ای كه شرح آن رفت، بسیار صمیمی بود. از آنان نقل می كند كه هر دو می گفتند دیگری »شاعرتر« است. هه ژار در »چێشتی مجیور« این موضوع را تصدیق كرده و نوشته است: »هیمن از هر شاعری شاعرتر است«.  اینك اما اندك اندك جمع دوستان نه كه می رسد، بلكه یكدیگر را ترك می كنند، چه شاید وعده دیدار دنیایی دیگر باشد. مصاحبه ما با قاضی به پیشنهاد استاد »مصطفی شیر زاد« نقاش نامی بوكان به عنوان ادای دین به او و لازمه ی روزهای حیاتش در مهاباد انجام شد.
 


نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/٢۸

تازه ترین نگاه حاكمیت به كردها
28 مهر 84

سیروان -پيری : »رشید جلالی« رئیس هیئت تحقیق و تفحص كمیسیون امنیت ملی از حوادث مناطق كردنشین در گفت و گویی با سیروان می گوید: طرحی با عنوان »طرح توسعه و تامین مناطق غرب كشور« در شورای عالی امنیت ملی تصویب شده كه در آن ملاحظات مردم این منطقه مورد توجه قرار گرفته به گونه ای كه با اجرای این طرح، مردم كرد این مناطق به ایرانی بودن خود افتخار كنند. او همچنین در این گفتگو به نتایج تحقیقات كمیسیون امنیت ملی از حوادث مناطق كردنشین اشاره دارد ولی سعی می كند تلویحا به آن  مسائل اشاره كند. گفتگوی سیروان را با رشید جلالی رئیس هیئت تحقیق و تفحص از حوادث و ناآرامی های مناطق كردنشین در پی بخوانید.
* آقای جلالی، مردم انتظار داشتند گزارش های رسمی از حوادث مناطق كردنشین اطلاع رسانی شود، نتیجه گزارش مجلس به كجا ختم شد؟
- دو سال پیش طرحی در شورای عالی امنیت ملی با عنوان »طرح توسعه و تامین مناطق غرب كشور« تصویب شد. این طرح مدتی به علت مسایلی چون درگیری سیاست خارجی و انتخابات تا حدودی متوقف شد. بعد از اینكه گزارش تحقیق و تفحص ما در كمیسیون قرائت و به آقای رئیس جمهور ارایه شد، آقای دكتر احمدی نژاد دستور دادند كه »طرح توسعه و تامین مناطق غرب كشور« مورد بررسی مجدد قرار گیرد. تاكنون سه جلسه در این خصوص در شورای عالی امنیت ملی برگزار شده و احتمال دارد تا پایان آذر ماه این طرح به مرحله عملیاتی برسد و در بودجه سال 85 نیز قرار گیرد. این طرح مسایل فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی را تحت پوشش قرار داده و اینكه مردم كرد مطالبات به حقی دارند. پیشرفت مناطق كردنشین علیرغم اینكه از نظر مردم و مسئولین كافی نیست اما قابل توجه و چشمگیر و در حوزه راههای روستایی، كشاورزی مكانیزه، دامداری، عمران و بهداشت و درمان كارهای خوبی صورت گرفته اما محدودیت ها زیاد است كه این اقدامات را كمتر نشان می دهد. در طرح »توسعه و تامین مناطق غرب كشور« این مسایل و از جمله موضوعیت سیاسی - اجتماعی بویژه در شمال غرب كشور را با تمام ملاحظاتش مورد توجه قرار داده و در نهایت كردستان و مناطق غربی را در حدی می بیند كه مردم به كرد و ایرانی بودن افتخار كنند.
* منظور شما از مسایل سیاسی اجتماعی چیست؟
ببینید، منطقه حدود 15 سال درگیریهای داخلی داشته و این موضوع باعث شده كه روند توسعه در غرب كشور كند باشد. تحولات آن سوی مرزهای ایران در غرب كشور - عراق - هم خواسته ها را سرعت بخشیده و طبیعتا باید كار توسعه و عمران این مناطق با سرعت بیشتری پیش برود. خیلی از شهرهای كردنشین از محرومیت رنج می برند و بسیاری از جوانان افق زندگی خود را تاریك می بینند. باید زمینه های اشتغال زایی به تناسب ظرفیت ها، جدی تر شود. البته خوشبختانه با تصویب قانون اساسی عراق ثبات بیشتر در منطقه حاكم می شود. 
* شما گزارش حوادث اخیر را فقط در كمیسیون امنیت ملی قرائت كردید ... محتوای این گزارش چه بود؟
- بله ، گزارش اصلی در كمیسیون قرائت شد. ما در مهاباد و سقز جمعیت های صمیمانه ی با فرهیختگان و نخبگان داشتیم. البته فرصت كم اما محتوای بحث ها خوب بود. از جمله اینكه نباید به این مناطق نگاه امنیتی شود. از نظر ما حوادث مناطق كردنشین ریشه در یك سری مطالبات و محرومیت های اجتماعی داشت كه جرقه ای ایجاد شد و در كوران انتقال دولت قبل به دولت جدید توسط مجموعه های سیاسی از آن بهره برداری سیاسی شد. اصلا حرف مردم مقابله با دستگاه های سیاسی و اجرایی كشور نبود. ما هم آنچه كه شنیدیم نگرانی جوانها از اشتغال و ازدواج و توسعه مناطق كردنشین بود و البته اجرای بندهایی از قانون اساسی به ویژه اصول 15، 19 و 12 در خصوص قومیت ها بود كه عقیم مانده و باید ساز و كار عملیاتی كردن این اصول در منطقه فراهم شود كه در بندهایی از گزارش به آن توجه شد. در مهاباد قول دادیم و از مردم خواستیم كه همین صحبت ها كه موافق نظام هم بود پیگیری كنیم، كه خدای نخواسته مردم احساس شهروند درجه دومی نكنند. بر اساس همین گزارش ما و این طرح، گزارش بسیار مفصل تری در كمیسیون امنیت ملی در حال تدوین است كه این موضوعات و حتی مسایلی مانند وضعیت گروههای سیاسی اپوزسیون داخل به طور كلی، آنچه كه تقریبا از نظر مردم به تاریخ و حال منطقه اشاره دارد مورد بررسی قرار گرفته است كه امیدواریم تا پایان آبان ماه تهیه و در اختیار مسئولان از جمله سران سه قوه قرار گیرد.
* دولت در مورد طرحها و گزارش شما و این اصولی كه اشاره كرد باید اجرا شود، چه دیدگاهی دارد؟
- رئیس جمهور در خارج از ظرفیت های قانون اساسی نمی تواند تصمیم بگیرد. در قالب ظرفیت های فعلی قانون اساسی می شود كار كرد و این حقوق هم به رسمیت شناخته شده.
موضوعات فرهنگی را نباید به شورای عالی امنیت ملی برد. تدریس زبان كردی و مسایلی از این دست باید در شورای عالی انقلاب فرهنگی بررسی شود . در طرح توسعه و تامین غرب كشور شورایی 12 نفره تشكیل می شود و مسایل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و در درجه ای كمتر، امنیتی مورد توجه قرار می گیرد. ما حتی قول دادیم كه سمیناری با عنوان »هویت كردی« و یا عناوینی از این دست با مسئولیت كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس برگزار شود. البته چند نفر هم در دانشگاه آزاد مهاباد و سنندج تقاضاهایی با این مضمون ارایه داده اند. مردم همكاری لازم را با مجلس داشتند، حالا نوبت مجلس و حاكمیت است كه پاسخ دهند.
* شما بالاخره اصل گزارش را برای مردم منتشر نمی كنید؟
- مختصات و جزئیات گزارش همین بود كه خدمت شما عرض كردم. اصل گزارش محرمانه است و بخشی از آن هم مقدمه و تحلیل است. آقای حمیدی نماینده سنندج هم به كمیسیون مراجعه كردند كه گزارش را در اختیار او هم قرار دادیم و گفتیم اگر اصل و مجموع گزارش را منتشر نكنند اشكالی ندارد. ما نباید به مردم دروغ بگوییم و لازم نیست هم هر راستی را به مردم گزارش كنیم.
 * نتیجه تحقیق و تفحص شما به كجا رسید؟ بالاخره مقصران این حادثه چه كسانی بودند؟ 
- به گمانم تهیه این گزارش و دو طرحی كه به آن اشاره كردم از نتایج كار هیئت تحقیق و تفحص باشد. اما معرفی مقصرین این حادثه به عهده دستگاه قضایی است نه مجلس. خوشبختانه تغییراتی در نیروی انتظامی آذربایجان غربی صورت گرفت و فرمانده این نیرو در استان به عنوان التیام آلام مردم به استانی دیگر منتقل شدند. هر چه بیشتر بررسی كردیم از ناجا خطایی رخ نداده و این تغییرات به خاطر تنبیه نبود. اقدام دیگر ما بازدید پنج نفر از اعضای كمیسیون امنیت ملی به همراه نمایندگان سردشت، بانه و پیرانشهر از مناطق مزبور بود كه خوشبختانه وضعیت منطقه به لحاظ بازرسی ها تغییر كرده و از هدف گرفتن افراد در مرز به خاطر قاچاق دیگر خبری نیست و به لطف خدا تلفاتی نداشتیم.
* یعنی مردم می توانند انتظار داشته باشند كه از این به بعد به خاطر یك كیسه برنج یا یك صندوق چای در مرزها به سوی آنها تیر اندازی نشود ...؟
- در شرایطی كه با روند افزایش قاچاق اسلحه و مشروبات الكلی روبرو نشویم، بله. این موضوع باید از طریق روحانیت و فرهیختگان جامعه كه نقش بیشتری دارند، ترویج شود. هیچ كس نمی پذیرد كه مرزها را باز بگذاریم كه هر كسی و هر ساعتی بخواهد هر چیزی را وارد و خارج كند. اگر این موضوعات روی ندهد مطمئن هستیم كه حادثه ای در منطقه روی نمی دهد.
ما مطالبات و خواسته های فرهنگی و قومی مردم را قبول داریم. ما می دانیم كه مردم نسبت به صدا و سیما معترض هستند. حتی پیشنهاد كرده ایم كه شبكه ای ماهواره ای و به صورت كاملا كردی در منطقه راه اندازی شود.

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/٢٤

تحلیل اظهارات رجب طیب اردوغان نخست وزیر تركیه در گفت و گو با صالح نیكبخت وكیل سرشناس كرد و پژوهشگر مسایل كردستان/سپیده دم کردها در ترکیه
8 شهريور 84

سیروان-فیض اله پیری: نخستین بار در تاریخ كشور تركیه »رجب طیب اردوغان« دبیر كل حزب اعتدال و توسعه و نخست وزیر اسلامگرای این كشور با حضور در محافل روشنفكری این كشور و شهر كردنشین »ئامد« (دیاربكر) تأكید كرد كه مسئله كرد از راه دموكراسی قابل حل است.
حكام ترك پیشتر كردها را »ترك كوهستان« می خواندند و حاضر نبودند كلمه كرد را برای آنها به كار ببرند.
اظهارات این مقام سیاسی تركیه كه در رسانه های جهانی و از جمله مطبوعات این كشور بازتاب گسترده ای داشت با استقبال فعالان سیاسی كرد مواجه شد.
سیروان در گفت و گو با صالح نیكبخت وكیل سرشناس سقزی مقیم پایتخت و پژوهشگر و محقق مسایل كردستان خاستگاه و ریشه های اظهارات اردوغان را تحلیل و بررسی كرده است.
* آقای نیكبخت همانطور كه می دانید كشور تركیه در تاریخ شكل گیری خود تاكنون حاضر نبوده كلمه »كرد« را برای صاحبان این هویت به كار برد و آنها را ترك كوهستان خوانده است. اخیراً »رجب طیب اردوغان« در دیدار با روشنفكران ترك و سخنانی تاریخی در شهر »دیاربكر« سخن از حل مشكل كردها از راه دموكراسی رانده و تأكید كرده مسیری كه تركیه در پیش گرفته بدون بازگشت است. شما این رویداد را چگونه تحلیل می كنید؟
- من سخنرانی آقای اردوغان در شهر »ئامد« را شنیدم. ئامد از لحاظ تاریخی پایتخت كردستان تركیه است. ابتدا می خواهم نقش روشنفكران ترك را كه با درك شرایط تاریخی و وضعیتی كه مردم جنوب و شرق تركیه (كردستان) دارند و مسئله كردها را با شجاعت با نخست وزیر مطرح كرده اند، ستایش كنم. این نشان می دهد روشنفكران در هرجای دنیا اگر سكوت نكنند و بخواهند واقعیت موجود را در جامعه منعكس كنند، خدمت بزرگی به مردم می كنند و این رسالت روشنفكران است. از طرفی اگر آنان سكوت كنند و چشم بر حقایق ببندند، خیانت بزرگی است كه از روشنفكران سر می زند. بنابراین روشنفكر همواره بین دو قطب خدمت و خیانت قرار دارد.
اما در پاسخ به سئوال شما، اینكه اردوغان برای نخستین بار در تركیه به عنوان نخستین مقام سیاسی می پذیرد كه در تركیه مسئله ی مهمی به نام كرد وجود دارد و این مسئله باید از راه دموكراتیك حل شود، یك عمل شجاعانه انجام داده است. این گفتار تا زمانی ارزش دارد كه وعده و وعید صرف و به منظور كاهش فشارهای داخلی و بین المللی به زبان نیامده باشد. به نظر من سخنان ایشان را می توان از دو زاویه مورد تحلیل قرار داد: اول شرایط بین المللی و دوم شرایط داخلی.
در خصوص شرایط داخلی همانطور كه می دانید ارتش جنگ طلب تركیه بار دیگر جنگ را در كردستان از سر گرفته و علیرغم اینكه با تمام قوا با نیروهای مبارز كرد این كشور درگیر شده، تلفات زیادی برآن وارد شده است. نكته دیگر اینكه فصل جاری فصل توریسم در تركیه است و تداوم و تشدید جنگ اثر مستقیمی بر كاهش توریسم و یكی از منابع اصلی درآمد تركیه به ویژه در دوران حزب اعتدال و توسعه كه اردوغان ریاست آن را بر عهده دارد، داشته است. این را هم اضافه كنیم كه وضعیت تركیه از لحاظ داخلی در سال 2005 رشد و شكوفایی سالهای گذشته را ندارد و این امر ناشی از دو دلیل است. اول افزایش بهای نفت به قیمت هر بشكه بالاتر از 65 دلار كه ضربه مهلكی است كه اقتصاد این كشور تحمل می كند. دلیل دوم هزینه سنگین ادامه جنگ داخلی در این كشور است كه ژنرال های قدرت طلب هم به دلیل بورژوازی زمان جنگ و نیز به این خاطر كه در زمان جنگ و خونریزی داخلی امكان تجارت مواد مخدر از شرق تركیه به اروپا بیشتر شده است، این شیوه را ادامه می دهند و دولت را در این شرایط اقتصادی درگیر مشكلات اساسی كرده اند و این نكته می تواند تأثیر نامطلوبی بر اقتصاد تركیه داشته باشد.
من مجموعه این عوامل و نكاتی دیگر را در مقالات متعددی كه در مطبوعات منتشر كرده ام به آن اشاره داشته ام و منافعی كه نظامیان جنگ طلب از ادامه جنگ در تركیه می برند و ضربه ی كاری بر اقتصاد این كشور است برملا كرده ام.
* در حوزه بین الملل چطور؟
- بله، نكته دوم من همین است. از منظر بین الملل هم تركیه می خواهد عضو اتحادیه اروپا شود. واضح است راه اتحادیه اروپا بدون حل دو مسئله به روی تركیه بسته است. اول مسئله ی كردها در تركیه است كه بیش از 82 سال است دولت كمالیزم تركیه با ایدئولوژی ناسیونالیزم شوونیستی و نفی وجود یك ملت دیگر در این كشور حقوق بیش از یك سوم مردم تركیه همراه با اقلیت های كوچك دیگر مانند آشوری ها، عرب ها و ارامنه را نادیده گرفته است و به این دلیل ترك ها با داشتن چنین سابقه ای نمی توانند در جمع كشورهایی كه همه مستلزم به رعایت حقوق بشر هستند و یكی از مسایل اعلامیه جهانی حقوق بشر هم حق تعیین سرنوشت ملت ها می باشد، حضور یابد، دروازه اتحادیه اروپا را بكوبد و اجازه ورود بخواهد.
مسئله بین المللی دیگر مرتبط با تركیه، مسئله قبرس می باشد. از آنجا كه دولت تركیه و همچنین كسانی كه اكنون به عنوان ملت ترك در این كشور حكومت می كنند بر اثر توسعه طلبی ترك ها از شرق آسیا به این نقطه آمده اند وبا تصرف امپراطوری روم شرقی و كردستان و همچنین توسعه طلبی به سمت خاورمیانه به خود آمده اند و در سال 1973 با حمله به قبرس به عنوان یك كشور آزاد و دموكراتیك این كشور را به دو منطقه ترك نشین و یونانی نشین تقسیم كردند. تا زمانی كه به این توسعه طلبی جدید یعنی تصرف بخشی از یك كشور مستقل و ایجاد یك دولت خودساخته به نام جمهوری ترك قبرس پایان ندهند، دروازه اتحادیه اروپا بسته می ماند. بنابراین مجموعه این عوامل كه برشمردم زمینه هایی بوده است كه اردوغان در سفر به دیاربكر این سخنان را بر زبان بیاورد و برای اولین بار اقرار به وجود مسئله ی كرد و خود را ملزم به حل آن از راه دموكراتیك كند. اینكه این وعده تا چه حد عملی شود، آینده مشخص می كند.
* آیا امیدی به عملی شدن سخنان اردوغان هست و اصولاً می توان امیدوار بود كه كردها از آن بهره ای ببرند؟
- پیداست تركیه یك كشور لایه لایه است. مناطق كردنشین در جنوب و شرق و بخش های شمال شرق كه ارامنه مقیم آن هستند، چون لایه ای خاكستری و تیره و تار و بسیار عقب مانده و بخش های دیگر ترك نشین كه در مركز و غرب قرار دارد توسعه یافته و متفاوت است و هركس وارد تركیه شود این تبعیض و عقب ماندگی به علت جلوگیری از رشد و توسعه یافتگی در مناطق كردنشین را مشاهده می كند.
ادامه وضع موجود، شرایط را تیره تر می كند. دولت تركیه همین وضعیت را در قبرس ایجاد كرده است. هركس وارد بخش ترك نشین قبرس شود و آن را با بخش یونانی نشین این جزیره مقایسه كند، كاملاً به این تفاوت پی خواهد برد و چون اردوغان یك تحصیلكرده غرب دیده است و چنین نگرانی ای را نمی تواند در دامان ملت ترك ببیند در حل این مسئله باید برآید. به این جهت من فكر می كنم باتوجه به این مسایل این وعده را به كردها داده است. به ویژه رسانه های تركیه سخنان اردوغان را به طور چشمگیری منعكس كرده اند و دیگر بازگشتی نسبت به آن وجود نخواهد داشت و می توان امیدوار بود كه در آینده حل مسئله كرد و جبران عقب ماندگی های مناطق كردنشین روند مثبتی را طی كند. آنچه كه ممكن است چنین وعده ی امیدواركننده ای را در معرض تهدید قرار دهد، تهدید نظامیان است. هرگاه دولت های تركیه درصدد برآمده اند كه از وضعیت كنونی خارج شوند و دروازه های نوینی را به روی پیشرفت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و حل مسئله كردها و قبرس بگشایند، نظامیان با كودتا و پافشاری مانع شده اند. هرچند با اصلاحات به عمل آمده در دوران اردوغان و همچنین بعد از فروپاشی نظام دوقطبی در دنیا، چكمه های ژنرال های ارتش تركیه دیگر آن صدای سابق را ندارد.  
* از دیدگاه شما حتی اگر نظامیان را پرقدرت ببینیم و یا صدای چكمه هایشان بلندتر از گذشته هم شود، آیا می توان منكر مسئله ی كرد در تركیه شد؟ آیا امروز ارتش می تواند روی موجودیت اقلیتی بزرگ در این كشور سرپوش بگذارد؟ تحولات تركیه به طور كلی چه اثری می تواند روی سرنوشت كردها داشته باشد؟
- من دو سال پیش كتاب كوچكی خواندم كه در آن یك نفر مصاحبه ای پنج ساعته با شادروان »ابراهیم احمد« - بنیانگذار حزب »دموكرات« و »هیوا« در عراق و خالق منظومه »شیرین بهاره« - كه رنج ملت كرد را منعكس كرده، انجام داده كه او گفته بود مسئله ی كرد دیگر آن مسئله ی محدود بسته گذشته نیست. بنابراین هر اقدامی در هر كجای كردستان صورت گیرد، قطعاً عكس العمل و واكنش هماهنگ و متناسب با آن كنش را به وجود خواهد آورد و در این واكنش بیش از همه چیز اثر مستقیم روی مسایل مردم كرد در نقاط دیگر خواهد داشت. بنابراین اگر اردوغان به معنای واقع در گفتار خود جدی باشد و تغییرات و وعده داده را به عمل آورد، قطعاً این امر روی مسایل كردستان و به طور كلی كردهای دیگر كشورها تأثیر گذار است، آن گونه كه تحولات عراق و موقعیت كردها همین اثر را روی كردهای تركیه گذاشته است.
* از سخنان اردوغان چه نكات مثبت و منفی دیگری را می توان استنتاج كرد؟
* علیرغم اینكه من شجاعت اردوغان در قبول مسئله ی كرد در تركیه را ستایش می كنم، متأسفانه در گفته های ایشان دو نكته منفی وجود دارد. ایشان گفته اند تركیه یك دولت و یك ملت دارد و دیگر اینكه تركیه یك پرچم خواهد داشت. بدین ترتیب او علیرغم وعده ای كه از اصلاحات و تأمین حقوق شهروندی كردها و قول رفع تبعیض ها داده و با این سخنرانی احساسی خود، مردم دیار بكر را به تشویق خود واداشت، تأكید روی این نكات منفی در واقع به معنای این بود كه اردوغان نمی خواهد مسئله كردها را در یك چارچوب مثلاً فدرالیسم و اتحاد آگاهانه و با رغبت مردم كردستان بپذیرد كه از دید ناظران سیاسی به دور نخواهد ماند. همچنانكه فشار 83 ساله تركیه بر كردهای این كشور دوام نیاورد و لقب »ترك كوهستان« را نتوانستند به این ملت تحمیل كنند، قطعاً دیری نخواهد پائید كه اردوغان یا جانشینان او ملتی به نام كرد در سرزمین رسمی ای كه از لحاظ مرزبندی بین المللی »تركیه« نامیده می شود، خواهند پذیرفت.
* آقای نیكبخت به نظر شما اجرای این اصلاحات در تركیه، چه تغییری را در وجهه بین المللی این كشور ایجاد می كند؟
- وعده های اردوغان دو انتظار را به دنبال خواهد داشت.
 اگر به آنچه گفته است، بلافاصله عمل كند و آنچه كه او در قالب احداث راه، ایجاد پارك، آسفالت كردن خیابان و توسعه آموزش و پرورش در كردستان مطرح كرده و اصل مسئله كه وجود اقلیت 25 میلیونی را در این كشور بپذیرد و برای این ملت متناسب با جمعیت و سرزمینی كه در آنجا كرد اكثریت دارد، حقوقی كه در اعلامیه جهانی حقوق بشر و منشور حقوق مدنی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه دولت تركیه نیز آن را امضا كرده است، در موردشان به اجرا درآورد، در این صورت دولت تركیه در جهان به عنوان یك دولت دموكراتیك و آزادی خواه پذیرفته می شود و راه ورود این كشور به اتحادیه اروپا كه در حال حاضر برای تركیه حیاتی است، باز خواهد شد. رعایت مواد قانونی حقوق بشر مهم است. مستحضر هستید براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر و دو منشوری كه اشاره كردم، همه آحاد مردم حق تعیین سرنوشت خود را دارند و حق دارند كه آزاد باشند و با زبان، فرهنگ، آداب و رسوم خود زندگی كنند و اگر در چارچوب دول دیگر بودند و بخواهند در این چارچوب باقی بمانند یا نمانند باید این، مورد توجه قرار گیرد و محترم شمرده شود.

* برای اجرای اصلاحات مورد نظر اردوغان در مورد كردها از دیدگاه شما آیا در حوزه بین الملل و معادلات سیاست جهانی تهدیدی وجود دارد؟ بیم آن نمی رود كه منافع تركیه در مواردی به خطر بیفتد كه اجرای برنامه های حقوق بشر تركیه در مورد كردها را با مشكل مواجه كند؟
- باتوجه به اینكه كشور تركیه عضو »ناتو« و از لحاظ اقتصادی و سیاسی خواهان ورود به اتحادیه اروپاست و از طرف دیگر شعار اتحادیه اروپا و سایر كشورهای آزادی خواه دنیا نیز این است كه مردم كشورها بدون استثنا و قید و شرط در شرایط آزاد و برخوردار از تمام حقوق سیاسی خود زندگی كنند، اولاً این اقدام اردوغان با استقبال روبرو خواهد شد. ثانیاً كشورهای دیگری كه اقدامات اردوغان به ضرر منافع آنها باشد، در چنان وضعیتی نیستند كه بتوانند مانع اردوغان از انجام این كار شوند. از طرفی نیروهای كرد مخالف تركیه نیز اعلام كرده اند كه عكس العمل ها به اقدامات تركیه باید محدود و مشروط و متناسب با هر اقدام این كشور در مورد كردها باشد.
* شما در حوزه داخلی از »ارتش« به عنوان تهدید برای اجرای این برنامه یاد كردید. علاقه مندیم موضوعات داخلی تركیه كه احتمال می رود اصلاحات وعده داده شده در مورد كردها را به خطر بیندازد، بیشتر بشكافید.
- به نظر من در برابر اقدام اردوغان نه در خارج، بلكه احتمال می رود در داخل كشورتركیه مقاومت صورت گیرد و این مقاومت همچنان كه گفتم از طرف ارتش و محافل ارتجاعی است كه هنوز دنیا را پیش از كنفرانس »هلسینكی« كه بر اساس آن تمام دنیا متعهد به رعایت حقوق بشر و آزادی های سیاسی و حق تعیین سرنوشت شدند و اولین كنفرانس علیه كشورهای توتالیتر بود، تصور می كنند.
* اگر این مقاومت های داخلی مانع از اجرای اصلاحات و تغییر وضعیت كردها شود، وضعیت چگونه است و چه شرایطی پیش می آید؟ به نظر شما در آن صورت چه تصویری از تركیه می توان ارایه داد و جایگاه این كشور در مرحله ی بین الملل در كجا قرار خواهد گرفت؟
- اگر بازهم محافل ارتجاعی تركیه و ارتش این كشور هزینه كردن بخشی از درآمد ملی را با ادامه جنگ، هزینه كنند تا خود از آن بهره ببرند، در این صورت از لحاظ بین المللی و انعكاس آن در محافل آزادی خواه نه تنها وضع كردهای تركیه بدتر نخواهد شد، بلكه مطمئناً موج حمایت از آنان گسترده تر می شود، زیرا تمام كوشش دولت تركیه این است كه نیروهای مبارز كرد را تروریست معرفی كند. وقتی ثابت شود نیروهای كرد فقط در برابر حملات ارتش تركیه عكس العمل نشان می دهند، آن وقت قطعاً زمینه ایزوله شدن تركیه در دنیا به وجود خواهد آمد و راه برای ورود تركیه به اتحادیه اروپا و حتی تجارت جهانی (كات) مسدود می شود و بهترین دستاورد برای كردها همین خواهد بود.
* با این تحلیلی كه شما ارایه دادید، پرسش نهایی این است كه چشم انداز تحولات جدید وعده های داده شده و سرنوشت كردها در تركیه را چگونه می بینید؟
- البته اردوغان جزئیات سخنان و طرح شجاعانه خود را اعلام نكرده و هنوز از او اقدامی سر نزده است. به عقیده من اگر بلافاصله بعد از سخنرانی حالت جنگی را در مناطق كردنشین متوقف كند و به درگیری ها خاتمه دهد و همچنین با گروه »پ.ك.ك.« و سایر احزاب سیاسی كردی مانند حزب لیلا زانا و دهاپ (دموكراتیك خلق) وارد مذاكره شود، در آن صورت كردهای تركیه و همچنین آزادیخواهان ترك به این قناعت می رسند كه دولت تركیه درصدد حل ریشه ای این مسایل است. نتیجه این كار افزایش محبوبیت دولت و ایزوله شدن بیشتر محافل جنگ طلب و ارتجاعی خواهد بود.

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/٢٤

25 تير 84

در گفت و گوی سیروان با صاحبنظران سیاسی مناطق كردنشین بررسی شد:چشم انداز آینده كردها در دولت جدید

سیروان-فیض الله پیری:12 مرداد »محمود احمدی نژاد« رئیس جمهور آبادگر ایران آغاز به كار می كند. او در مناطق كردنشین به ویژه مناطق سنی نشین درجریان انتخابات از پشتوانه رای كمتری برخوردار شد. احمدی نژاد سال ها در میان كردها زیسته و در مدیریت های استانهای كردنشین به نحوی نقش آفرین بوده است. رئیس جمهور منتخب از پس دولت های سازندگی هاشمی و توسعه سیاسی خاتمی می آید تا به شعار محوری اش یعنی اجرای »عدالت« در ایران بپردازد.
او با كردها چندان نا آشنا نیست ودر سرزمین كردان مدیریت كرده و با رفتارهای سیاسی و جامعه شناختی كردها آشناست.
مشاور در استانداری كردستان، فرمانداری »ماكو« و بازسازی در شهر مرزی سردشت و حضور در صحنه های جنگ به ویژه به همراهی اتحادیه میهنی در »رواندز« و »كركوك«‌كارنامه همراهی احمدی نژاد با كردهاست. ولی او پس از انتخاب به ریاست جمهوری و در دیدار با نمایندگان شمال غرب كشور به كردها توصیه كرد »نحوه حكومت در عراق را به رخ او نكشند« با این حال سیروان در نظرسنجی كه در مورد مشی آینده دولت احمدی نژاد در كردستان به روی سایت اینترنتی خودقرار داده ، بیش از نیمی از كاربران معتقدند رفتار دولت آینده در مورد مناطق كردنشین جدید و غیر قابل پیش بینی است. از سوی دیگر خبرهای رسیده حاكی است بحث هایی در موردبه كارگیری كردها واهل سنت در كابینه و استانداری ها مطرح شده اما این قضایا نهایی نشده است و احتمال انجام و یا رد آن پنجاه، پنجاه است. با این وصف ، سیروان در گفت و گویی با صاحب نظران كرد كوشیده است شرایط پیش رو را بكاود.
* چهار اصل حقوقی كردها در قانون اساسی
»صالح نیكبخت« روزنامه نگار و وكیل سرشناس كرد می گوید: مسئله حقوق اقوام و كردها در قانون اساسی مطرح و بر رعایت آن تاكید شده كه متاسفانه این حقوق در چهار بعد رعایت نشده و یا اگر درصدد رعایت آن بوده اند، به علت شرایط ومسایل ملی و منطقه ای حاكمیت ایران نتوانسته آن را اجرا كنند. وی در توضیح چهار بعد حقوق اقوام گفت: اولین مسئله اجرای اصول 19 و 20 قانون اساسی وعدم وجود هر گونه تبعیض بین شهروندان ایرانی به ویژه اقوام می باشدكه براساس این دو اصل همه آحاد ملت ایران ازهر قوم و قبیله ای از لحاظ حقوقی، اجتماعی، سیاسی و ... برابر برخوردار هستند اما متاسفانه این دو اصل قانونی به معنای واقعی اجرا نشده ودر حال حاضر كردها از دسترسی به مشاغل مهم مختلف محروم هستند: به عنوان مثال كردها بر خلاف گذشته نمی توانند به مشاغل فرماندهی در سطوح عالی نظامی وانتظامی برسند واز تصدی  مناصب عالی در قوه قضائیه، وزارت خارجه،‌مدیریت د راجرای سطوح عالی و میانی محروم هستند،‌در این صورت برای كردهای اهل سنت رنگ بیشتری به خود می گیرد. او گفت:‌علی رغم اینكه از آغاز انقلاب این موارد مورد توجه رهبر فقید انقلاب بوده و بارها اعلام كرده كه بین پیروان مذاهب مختلف اسلامی و نیز اقوام ایرانی هیچ گونه تمایزی نباشد،‌اما هرگز عملی نشده است.
او دومین مسئله حقوق كردها را اجرای اصول 12 و 15 قانون اساسی دانست و گفت: علی رغم اینكه اصل 15 قانون اساسی بر آموزش زبان اقوام ایرانی به زبان مادری خودشان تاكید دارد ودر صورت مذاكرات مجلس خبرگان قانون اساسی كه بین مرحومین شهید بهشتی و مولوی عبدالعزیز نماینده مجلس خبرگان از سیستان و بلوچستان برقرار شد، شهید بهشتی تاكید كردند كه آموزش و پرورش باید امكان تدریس زبانهای اقوام را فراهم آورد و از طرف دیگر آموزش این زبانها كه همه ریشه مشترك دارند ونه تنهاموجب تضعیف بلكه به شكوفایی زبان فارسی هم می افزاید، تا كنون از اجرای آن خودداری شده است.
او گفت: سومین مسئله عدم توزیع برابر امكانات فراهم شده برای مردم در استانهای كردنشین است كه قابل مقایسه با استانهای همجوار نظیر همدان و یا زنجان نمی باشد،‌ بنابراین اجرای اصل 48 قانون اساسی كه بر تامین امكانات مساوی برای همه مردم ایران از هر قوم و قبیله ای تاكید می كند،‌عملا رعایت نشده است.
به گفته وی، اصل دیگری كه رعایت نگردید، مشاركت اقوام ایرانی در مدیریت عالی سیاسی كشور از جمله در هیئت دولت و معاونت های ریاست جمهوری و یا مقامات عالی قوه قضائیه و همچنین هیئت رئیسه مجلس می باشد. به عنوان مثال علی رغم اینكه كردها واهل تسنن نزدیك به 20 درصد جمعیت ایران را در بر می گیرند در 26 سال گذشته یك وزیر یا معاون رئیس جمهور و یا یكی از مقامات عالی رتبه قوه قضائیه از میان آنان انتخاب نشده است، بنابراین با توجه به این مسایل اصل صورت مسئله حقوق كردها در دوره ریاست جمهوری همچنان باقی خواهد ماند واز موضوعاتی نیست كه با پاك كردن صورت مسئله ، منكر حل آن شد.
نیكبخت در پاسخ به این سئوال كه آیا در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد امكان عقب گرد فضای سیاسی وجود دارد، گفت:‌این موضوع بستگی به عملكرد هیئت دولت و مجلس خواهد داشت. اما در طول 10 سال گذشته اقوام ایرانی و به طور كلی همه مردم ایران از لحاظ آزادیهای سیاسی و اجتماعی دستاوردهای داشته و این دستاوردها از بین نخواهد رفت، چرا كه عطیه ای نیست كه از طرف قدرت یا مقامی به ملت اعطا شده باشد. این دستاوردها حق مردم است و شرایط جهانی كنونی به گونه ای است كه هرگز به كسی اجازه نمی دهد كه حقوق مكتسب مردم را از دست آنان خارج كند. نیكبخت در خصوص پیش بینی حوادث اجتماعی بر آینده كردها می گوید: با توجه به اینكه فعلا در كمتر از پنج سال آینده تركیه با داشتن بیشترین اقلیت ملی به نام كرد وارد اتحادیه اروپا خواهد شد و سیستم این اتحادیه طوری نیست كه به كشوری اجازه دهد كه حقوق اقلیتهای مهم را نادیده بگیرد و از طرفی با توجه به اینكه 107  سال از تشكیل حزب »خۆی بوون« می گذرد و كردها چه قبل از دوران آتاتورك و چه بعد از دوره كمالیزم برای به دست آوردن حقوق مبارزه كرده اند،‌قطعا اقلیت كرد در تركیه با بیش از 20 میلیون نه تنها امكان آموزش  به زبان كردی و داشتن مطبوعات و رادیو تلویزیون را خواهند داشت،‌ بلكه قطعا به صورت فدراتیو در مدیریت سیاسی كشورتركیه مشاركت خواهند كرد و بدون قبول این مسئله ورود تركیه به اتحادیه اروپا مقدور نخواهد بود.
وی افزود: درعراق هم با توجه به مبارزات 87 ساله كردها از زمان قیام ملك محمود برزنجی و به دست آوردن آزادیهایی زیاد نظیر تثبیت حالت فدراتیو حداقل در سه استان و نظر به اینكه هم اكنون اقلیت ملی كرد در كشور سوریه با حدود یك میلیون و 700 هزار نفر از چالشهای اساسی دولت بعثی این كشور است و در شش ماه گذشته رفتار دولت نسبت به كردها بهتر شده است، در كشور ایران نیز كه كردها دومین اقلیت بزرگ بعد از ترك ها هستند وخود را از هر ایرانی،‌ایرانی تر می دانند و از اساس، ایران مربوط به كردها بوده و هر نوع تجزیه طلبی و جدایی را محكوم می كنندو براین امر هم تاكید دارند كه دولت اینده نمی تواند این مسئله را نادیده بگیرد،‌مگر اینكه چون دولتهای گذشته پنبه ای در گوش بگذارد وتصور كند كه صدایی وجود ندارد. به اعتقاد نیكبخت دولت آینده نه تنها نباید جلوی اصلاحات خاتمی در حوزه سیاست و فرهنگ را بگیرد بلكه باید با تمام قوا در جهت پیشرفت و تثبیت و نهادینه كردن این اصلاحات اقدام كند. زیرا مطمئناً شرایط  جهانی سوم تیر ماه 84 و خطراتی كه كشور ما را از هر لحاظ از جمله استقلال و تمامیت آن تهدید می كند، قابل مقایسه با دوم خرداد 76 نمی باشد بنابراین تنها راه به رسمیت شناختن حقوق اقوام كشور، تامین آزادیهای سیاسی مردم می باشد.این وكیل كرد تاكید كرد:‌این چیزی است كه ما پیش از آنكه رئیس جمهور بر كرسی ریاست جمهوری تكیه زند،‌از باب خیر خواهی می گوئیم و خود او داند كه چه خواهد كرد.
اقوام اولویت اول دولت احمدی نژاد نیست
»ایرج جمشیدی« روزنامه نگار قصر شیرینی مقیم پایتخت كه در طول حیات مجلس ششم و هفتم به عنوان خبرنگار پارلمانی شرق ارتباط تنگاتنگی با فضای مجلس و نمایندگان كرد داشته بر این عقیده است كه بستن فضای مدنی در مناطق كردنشین قطعا امكان پذیر نیست همانطوركه در دیگر مناطق ایران امكان بازگشت به قبل از دوم خرداد وجود ندارد،. وی افزود: در مجاور ایران اتفاقات جدیدی افتاده است كه
براساس تاریخ، كردها هیچ گاه شاهد چنین تحولاتی به نفع خود نبوده اند. او گفت:‌در كشوری كه اكثریت آن را غیر كردها تشكیل می دهند، یك نفر كرد رئیس جمهور می شودو یك كرد دیگر به عنوان رهبر كردستان انتخاب می شود كه در دیگر مناطق كردنشین كشورها، كردها را به این فكر واداشته كه حداقل به نسبت جمعیت در حاكمیت حضور داشته باشند. به گفته وی كردها به موجب آمار رسمی 13 درصد جمعیت كشور ایران را تشكیل می دهند و به عنوان اقلیتی هم در دوران های جنگ هشت ساله، سازندگی و اصلاحات حضوری فعال داشته و مستقیما در معرض آسیب های جنگ هشت ساله بوده اند، بنابراین انتظار فضای باز و حضور در حاكمیت برای آینده، معمولی است. او با این حال افزود: احمدی نژاد در دیدار با نمایندگان شمال غرب كشور كه كردها هم در آن حضور داشته اند،‌اعلام كرده كه تحت تاثیر حوادث رخ داده در عراق نیست و این نشان می دهد كه در دولت احمدی نژاد توجه به اقوام حداقل جزو اولویت های اول نیست.
منافع ملی و صلاح كردها
»علی زینی وند« كارشناس ارشد روابط بین الملل و عضو اصلاح طلبان كرد از استان ایلام نیز گفت: برخورد تنگ نظرانه با مسایل سیاسی و اقلیت های قومی به صلاح مملكت نیست و با این عمل دولت به دست خود نخبگان كرد را از خدمت به جامعه محروم می كند واز طرفی احساس بیگانگی به لحاظ روانی،  جامعه شناختی و سیاسی در بین مردم ایجاد می كند. او گفت:‌تحولات عراق و منطقه ایجاب می كند به عنوان شهروند ایرانی به كردها و دیگر اقلیت ها به صورت یكسان نگریسته شود، در غیر این صورت زمینه برای سرخوردگی نخبگان و بهره برداری اپوزیسون انگلیس و آمریكا از ایران فراهم می شود.
به گفته این كارشناس سیاسی كرد،در عصر ریاست جمهوری احمدی نژاد بازگشت فضای سیاسی مناطق كردنشین به قبل از دوم خرداد امكان ندارد واز طرفی تحولات سیاسی جهان به گونه ای است كه ناگزیر باید براساس خواسته های مردم حركت شود و به ویژه به مناطق كردنشین به لحاظ سیاسی واقتصادی باید توجه جدی شود. او گفت: كردها همه دارای چهره های مدیریتی زیادی هستند كه تعهد خودشان را به كشور و منافع ملی ثابت كرده اند و لازم است در كابینه و در سطح مدیریت كلان كشور از آنها استفاده شود. كردها خود را از خانواده ایرانی می دانند و مانند سایر ایرانیان در پی حقوق شهروندی خودهستند، بنابراین صلاح ممكلت دراین است كه به حقوق آنها توجه جدی شود.
كردها در برابر بسته شدن فضا سكوت نخواهند كرد
مهندس »بهاالدین ادب«‌نماینده دوره های پنجم و ششم سنندج در مجلس شورای اسلامی گفت: عملكرد »احمدی نژاد« در شهرداری تهران مشخص می كند وی چه تفكری را نمایندگی می كند .
او گفت: »دردوران ریاست جمهوری خاتمی و مجلس ششم اندكی فضای باز سیاسی در حد »منتقد قدرت« باز شد و امكان بازگشت به فضای قبل از آن وجود ندارد و اگر چنین اقدامی صورت گیرد، جامعه ایرانی و از جمله كردها در برابر این اقدام سكوت نخواهند كرد و تعاملی چالش برانگیز با حاكمیت خواهند داشت.
او گفت: این رفتار چالش برانگیز مردم و جامعه در برابر قدرت موجب شكل گیری اشتراك نظر و NGO ها و احزاب و انسجام بیشتر بین آنان می شود.
ادب باتجلیل از رفتار انتخاباتی كردها در ریاست جمهوری نهم گفت: من برای آشتی بین كردها و حاكمیت و تحقق دموكراسی به صحنه آمدم اما، وقتی من بعد از دو دوره نمایندگی مجلس رد صلاحیت می شوم بدون اینكه دلیلی برای رد صلاحیتم ارائه شود، به این نتیجه رسیدم كه مشكل كردها به ساختار حقوقی كشور، قانون اساسی و مراكز قدرت فراتر از قانون و قانون گریز هستند. به گفته وی وقتی ما نمی توانیم یك كاندیدای كرد اهل سنت برای ریاست جمهوری معرفی كنیم، یعنی حقوق شهروندی مان پایمال می شود. اودر تایید این اعتقاد خود گفت: خاتمی نتوانست دو لایحه اختیارات رئیس جمهوری را از سد شورای نگهبان عبور دهد وآن را به صورت قانون درآورد. او گفت: با این اختیارات و پشتوانه 22 میلیون رای مردم ، »مردم سالاری« به »مردم سالاری دینی« و »جامعه مدنی« به »مدینه النبی« تبدیل شد و به »شایسته سالاری «و »قانون «كه شعار اصلی خاتمی بود عمل نشد وعملا مدیران برخی وزارتخانه های مهم بدون توجه به شایسته سالاری ازسوی مراكز قدرت معرفی شدند.
شكاف دولت - ملت پیامد بی توجهی به كردها
به گفته سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب شاخه كردستان روند انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری و نتایج حاصل از آن كه شگفتی همگان را برانگیخت پیش بینی آینده سیاسی كردهای ایران بعد از تشكیل دولت آقای احمدی نژاد را مشكل كرده است. دكتر محمد علی توفیقی گفت: در جریان تبلیغات انتخاباتی، احمدی نژاد كمترین توجه را به مسئله اقوام داشت و تنها به ارائه تعریف و تمجیدهای كلی، تكراری و مرسوم نظیر برادربودن و یكسان بودن همه آحاد ملت ایران بسنده كرد. به همین دلیل اظهار نظر در این مورد نمی تواند چندان به واقعیت نزدیك باشد و امكان تحلیل منطقی شرایط آتی عملاً وجود ندارد. وی ادامه داد:  : باتوجه به اظهارات و مصاحبه های اخیر رئیس جمهور منتخب فعلاً فقط باید منتظر شگفتی های بیشتر بود!
وی یادآور شد: واقعیت های موجود و شرایط حاكم بر كردها كه طیف وسیعی از تبعیض ها و بی عدالتی در زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی از سالیان دور را شامل می شود و در انتخابات اخیر نیز عدم مشاركت فعال كردها را رقم زد و از سوی دیگر تحولات منطقه ای و بین المللی به نفع جریان دمكراسی خواهی كه خواسته اصیل كردها نیز می باشد نشان می دهد احمدی نژاد در برخورد با كردها با گزینه های متعددی روبرو نیست. وی تصریح كرد: دولت آینده كه با شعار رفع تبعیض و عدالت گستری بر سر كار خواهد آمد یا با پذیرش واقعیت های موجود و پاسخ مناسب به مطالبات بحق كردها در جهت رفع تبعیض های آشكار و ستم های تاریخی حركت خواهد كرد كه در میان مدت اقبال كردها به حاكمیت را باعث شده و دورنمای امیدواركننده ای را برای حل مسئله كرد در درازمدت پدید خواهد آورد ویا همانگونه كه تاكنون مشخص شده است مسئله قومیت ها و اقلیت های مذهبی در دستور كار دولت آینده نبوده و سیاست های غیرواقع بینانه گذشته در خصوص كردها ادامه خواهد یافت. او با اشاره به برخورد اخیر احمدی نژاد با نمایندگان كرد مجلس گفت: بی توجهی به حقوق مردم كرد و مناطق كردنشین به افزایش شكاف دولت - ملت و بلندتر شدن دیوار بی اعتمادی و همچنین پیچیده تر شدن مسایل موجود در كشور می انجامد.
باید در صحنه ماند
»عبدالعزیز مولودی« روزنامه نگار و فعال مدنی نیز براین باور است كه برای حفظ فضای موجود در مناطق كردنشین نیروهای اجتماعی و سیاسی باید در صحنه بمانند. او گفت:‌بستن فضای سیاسی جامعه هزینه های زیادی دارد،‌حداقل این مشكل را ایجاد می كند كه اعتماد مردم نسبت به حاكمیت از بین می رودو فضای همكاری بسته می شود و از طرفی عقب نشینی نیروهای مدنی در اثر این اقدام، زمینه را برای حركتهای تند فراهم می كند.
به گفته وی، در حال حاضر زمینه برای بستن فضای سیاسی و مدنی در مناطق كردنشین فراهم نیست. به گفته او كردها رفتاری متاثر از تحولات عراق دارند. بنابراین دولت جدید حداقل باید فضای موجود را حفظ كند. او گفت: احمدی نژاد رئیس جمهور جدید هم انتظاراتی برای مردم از جمله در حوزه اقتصادی و اجتماعی ایجاد كرده اند و باید این انتظارات را برآورده كند و به این نیازها پاسخ دهد.
اصلاح طلبان به تقویت جامعه مدنی همت كنند
دكتر صلاح الدین خدیو روزنامه نگار و تحلیلگر كرد معتقد است كه با خروج اصلاح طلبان از قدرت باید جامعه مدنی تقویت و آن را بازسازی كنند.
او در خصوص بسته شدن یا نشدن فضای سیاسی در مناطق كردنشین گفت: یك دیدگاهی مطرح است كه با آمدن احمدی نژاد فضای عمومی جامعه بسته و آزادی های فردی، اجتماعی و سیاسی محدود می شود. دیدگاهی دیگر این است كه حوزه عمومی كه در دولت خاتمی تقویت شد، در دولت احمدی نژاد تقویت نمی شود. او گفت: در عصر اصلاحات و دوره خاتمی كسانی بودند كه شعار جامعه مدنی دادند اما جامعه مدنی با جامعه سیاسی تفكیك نشد، اینك وظیفه نخبگان تقویت جامعه مدنی و فعال كردن NGOهای مدنی است. به گفته وی جامعه مدنی با حوزه عمومی متفاوت است و اگر دولت جدید فضای موجود را محدود كند به علت تغییرات اساسی در لایه های عمقی و زیرپوستی و تحولات جهانی و منطقه ای این محدودیت ها بیشتر از یك سال دوام نمی آورد و عملاً امكان بازگشت به فضای دهه 60 و 70 وجود ندارد، مگر فضایی شبیه كره شمالی به وجود آید. به گفته ی وی واقعیت های موجود داخلی و ارتباط آن با تحولات بین المللی احمدی نژاد را با مردم و جامعه هماهنگ خواهد كرد و جمع كردن وضعیت موجود به آسانی امكان پذیر نیست. او تأكید كرد كه تقویت نهادهای مدنی با فرصت به وجود آمده برای اصلاح طلبان تنها گزینه فراروی آنان است

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/٢٤

صدای گرم هوره/گپی با چهره‌ی مشهور آواز باستانی هوره، سیدقلی كشاورز
20 تير 84

جلیل آهنگرنژاد: در یكی از همین شبهای زمستانی كه در حال همدمی با اوییم، به همراه جمعی از دوستان، برای دیدار با یكی از بزرگان آواز باستانی‌ »هوره« به ماهیدشت می رویم.
ماهیدشت كه همان نام ماندگار از تاریخ »ماهیدشت« است و به معنای »دشت ماد« می باشد، (همان قوم بزرگی كه در تاریخ درخشان ایران نامی پر آوازه است) در مسیر جاده ی كرمانشاه به اسلام آباد قرار دارد. ساعت هفت و نیم شب است. برف اولین حضور جدی خود را در سال تازه بر كوه و دشت و درخت تحمیل كرده است. از ماهیدشت به سوی مسیری كه تا به حال قدم در راهش نگذاشته ایم، به راه می افتیم. جاده ی خاكی مسیر ماهیدشت به روستای »لاله ون« پوشیده از برف است. برفی كه گاه یادآور »‌زمستان اخوان« است و گاه مرا به یاد هنرمانای »بهمن قبادی« در  »آوازهای سرزمین مادری ام« می اندازد: »هناری گول هناری! … هناره، برات، برف، مویه‌های زنی كه سوزناك می خواند و...«… در بین مسیر گاه به گاه چشمان درشت جغدی،‌ ما را - كه رهگذرانی تازه ایم  ـ‌ می كاود. برای اولین بار بود كه جغد را این گونه دوست داشتنی می دیدم. ماشین، ما را به نزدیكی های روستا می كشاند. باز برف، تیرگی، كور سوی چند چراغ نیمه جان و صدای پارس سگهایی كه نگهبانان ساده ی قومند!. به سوی آخرین خانه كه در سمت غرب »لاله وه ن« جا خوش كرده، به راه می افتیم. در سفید خانه با سپیدی برف زمستانی انگار همدست شده است. سكه ای بر در می كوبد و بعد از مدتی كوتاه »سید نجات« فرزند هنرمند و رهرو »سید قلی« با خوشرویی بسیار به استقبالمان می آیند. بعد از او همه ی اهل خانه با همان منش زیبای كردان گرد این دیار، سردی هوا را با گرمی و صمیمت خویش از یادمان می برند. ما را به سوی اتاقی رهنمون می كنند. اتاقی كه با همان سادگی و صمیمیت اهل خانه‌ رابطه ای عجیب دارد. صحبتها بعد از خوش و بشی كوتاه گُر می گیرد. از هر دری سخنی و….. دو تن از دوستان شاعر هم در این محفل گرم با گرمای شعرشان مارا مهمان می كنند. شعرهای كردی!. شیوا و شنیدنی! بالاخره نوبت به ما می رسد. قرار یك مصاحبه ی ساده با كسی كه بارزترین ویژگی شخصیت او سادگیست و گپ ما این گونه‌ آغاز می شود: ‌
* پیشتر از هر بحثی، خواستم كه از زندگی خودتان بگویید !
- به نام خدا و با سلام به همه ی كسانی كه این مطالب را می خوانند ، اول از هر چیز به شما خیر مقدم می گویم. فكر می كنم كه همه می دانند بنده »سید قلی كشاورز« هستم. سال یكهزار و سیصد و بیست به دنیا آمده ام. چون شغل پدران و نیاكانم كشاورزی بوده، بنده هم به ناچار راه و كار آنها را اختیار كرده ام. در كنار كشاورزی شغل رانندگی هم داشته ام و به این وسیله امرار معاش می كردم.  همین برای شروع كافی است.
*سید! از كی متوجه شدی كه می توانی صدای خوبی داشته باشی !؟
-  قدیمها كه نوجوان بودم و گاه به گاهی در مجالس گرم شب نشینی و سایر جمع ها می نشستم، عموما در این مجالس یا به وسیله ی گرامافون و یا ضبط صوت صداهایی پخش می شد كه بیشتر آنها آوای زیبای »هوره« بود. هوره خوانان هم در بین اهالی، ‌بسیار خوشنام و مشهور بودند. كسانی مثل: رستم زابلی، علی نظر، و ….. خیلی دوست داشتم كه روزی مثل این جماعت نقل محافل باشم و صدایم به عنوان صدایی ماندگار در بین مردم پخش شود. ذوقی برای خواندن داشتم و گاهی در بین دوستان، شروع به خواندن می كردم. 
حس كردم كه توانایی این را دارم به عنوان یك هوره خوان در مجلسی بخوانم و این كار را كم كم شروع كردم و مورد استقبال قرار گرفتم. همین شوق مردم برای شنیدن، مرا وا داشت كه جدی تر و  هنری تر بخوانم و هنوز هم كه سن سالی از من گذشته، پرشور تر از همیشه مشتاق خواندنم.
*آقای كشاورز! آیا در خانواده اتان هم كسی قبل از شما هوره خوانی كرده یا تنها شما اولین هوره خوان محفل خانوادگی تان هستید!؟
- حقیقت این است كه كسی نداشتیم و حتی اگر كسی بوده در خاطرم نیست.
* می خواستم بدانم كه شما تا چه حد با هوره و تاریخچه‌ی آن آشنایی دارید وآیا به نظر شما هوره می تواند صدای ماندگار در آینده ی تاریخ باشد!؟
- اولا عرض كنم كه متاسفانه بنده از نعمت سواد در حد خوبش محرومم و این مسئله قدری باعث شده كه كمتر اطلاعات تاریخی مستند داشته باشم . اما آن طوری كه شنیده ام و همگان به آن اعتقاد دارند،‌  هوره آوازی باستانی است و بی هیچ شكی از واژه ی »اهورا« گرفته شده است. آنچه كه در این باره یاد گرفته ام، این گونه است كه روحانیان زرتشتی كتاب مقدس زرتشتیان را كه »اوستاست«، با این آواز خوانده اند. پس ریشه ی این هنر به خیلی قدیم بر می گردد. یعنی همان ایران باستان. البته امروزه كسی از هوره خوانان زرتشتی نیست و نشنیده ام كسی سرودهای اوستا را با این آواز بخواند. بیشتر، هوره محتوایی عاشقانه و عارفانه دارد و گاه نیز دردهای خاص یك انسان عامی از جمله: مرگ،‌ طبیعت، اندوه ها، رنج ها و شادی هایش را به تصویر می كشد. البته بیشترشادی بخش است و به قول كردی »په ره ی دل واز كه ید« این را هم اضافه كنم كه هوره از معدود آوازهای بشریست كه نیاز به ساز ندارد و نوع آواز هوره مخاطب را از حس داشتن ساز بی نیاز می كند.
* آقای كشاورز! تا حالا برایتان پیش آمده در كوچه، خیابان و یا هر جای دیگر از طریق ضبط یا هر پخش كننده ی دیگری صدای هوره ی خودتان را شنیده باشید!؟
- بله بسیار زیاد.  
* در آن لحظه چه احساسی داشتید !؟
-  خوب ! جوابش ساده است . خیلی مواقع شادمان  بوده ام و گاهی اوقات هم شاید ناراحت . من فكر می كنم كه هر هنرمندی دوست دارد پس از ارائه ی آثار خود ، آن را به دقت بكاود و نكات مثبت و منفی اش را با دقت جستجو كند . البته همیشه در این مواقع ، گفته ام كه ای كاش بهتر از این  می خواندم !
* دوست داریم خاطره ای از زبان شما درباره ی هوره بشنویم !
- خاطره زیاد است. اگر موافق باشید از زبان یكی از همشهریان خاطره ای نقل كنم!
* با كمال میل !
- می گفت كه: برای انجام كاری مهم به یكی از شهرهای كشور آلمان رفته بودیم .برای اولین بار بود كه مسافرت خارج از كشور داشتیم و برایمان دشوار بود كه كارهایمان را انجام بدهیم . پس از پرسه های زیاد در شهر ، و ناآشنایی درد سر ساز ، از كوچه ای اتفاقی –می گذشتیم كه ناگهان با صدایی آشنا مواجه شدیم . این صدا ، صدای گرم هوره بود . احساس نزدیكی و راحتی عجیبی كردیم . گفتیم كه هر كسی باشد ، حتما كُرد كرمانشاهی است . به هر طریقی كه شد صدا را دنبال كردیم و خانه ی صاحب صدا را یافتیم و موفق شدیم كه با یك كرمانشاهی پر احساس و خونگرم آشنا شویم . می گفت كه : این آشنایی باعث شد كه تمام كارهای ما با سهولت كامل انجام شود و خاطره ای بسیار زیبا از سفر به آلمان داشته باشیم و صدای هوره ی شما كمك بسیار بزرگی برایمان بود .
* اگر از شما بخواهیم چند هوره خوان معروف كرد را نام ببرید،‌ چه كسانی به ذهنتان می رسند!؟
- یك نكته را ابتدا اشاره كنم و آن اینكه در بین هوره خوانان این سرزمین ، چهره های خوب بسیاری داریم و جوانان جویای نام فراوانی در این عرصه هستند . اما بی شك تاریخ كرد ، نام كسانی چون علی نظر منوچهری را فراموش نخواهد كرد .رستم زابلی ،‌ابراهیم حسینی ، سلیمان نوروزی و خیلی های دیگر ….
* گاهی در هوره با اصطلاحات خاصی هم برخورد می كنیم. مثلا : پایه موری ، دو ده نگی ، سرسواری ، ئه ر كوازی چر و... به نظر شما آیا هوره هم مثل انواع دیگر آوازها از قواعد خاصی تبعیت می كند !؟
- بدون شك بلی ! . هوره هم كاملا از اصول و قواعد خاصی برخوردار است و مثل سایر خواندنیهای موسیقی ، موازین خاصی دارد . هم مقام دارد و هم گوشه و… البته بهتر است بقیه ی جواب را كه نظری كارشناسی می خواهد، به كارشناسان واگذار كنیم. یكی از هنر های شما علاوه بر آواز دلنشینتان در هوره ،‌ خلاقیت شعریست .همگان بداهه گویی شما را زبانزد می دانند. شما علاوه بر اشعار حاصل ذوقتان ، از شعر كسانی دیگر هم استفاده می كنید !؟
خوب ! همانطور كه اشاره كردید بیشتر اشعار خوانده شده در هوره ی اینجانب ابداع خودم می باشد. البته به علت محرومیت از سواد متاسفانه كمتر می توانم از شعرهای زیبای شاعران كرد این دیار استفاده نمایم .گاهی اوقات شعرهایی از بزرگان شعر هم استفاده می كنم.  مثل همین شعر مشهور : »هامسه ران فانی هامسه  ران فانی«
* نام چند شاعر كرد قدیمی این دیار را ذكر كنید !
- شاكه ، خان منصور ، سید یعقوب ماهیدشتی ، سیدصالح ماهیدشتی و ....
 * به عنوان یك هنرمند كُرد ، چقدر به فرهنگ كردی علاقه مند هستید !؟
- خوب ! مسلم است كه جواب چه باشد ! من یك ایرانی كردم و با علاقه ی شدید به فرهنگ و زبانم زندگی می كنم . چرا كه این فرهنگ ، هویت من است و باید به آن عشق بورزم .
* سید ! از مسئولین فرهنگی استان به عنوان یك هنرمند چه انتظاری دارید ؟!
- تنها انتظارم این است كه به فكر فرهنگ و هنر كردی هم باشند .
*  در خانواده ی شما كسی هست كه بتواند راه شما را ادامه بدهد !؟
- بله ! سید نجات تا حدودی صدایش خوب است و می تواند .
* آخرین بحثتان در این مصاحبه !؟
- سلامتی شما و همه ی دوستداران فرهنگ و هنر اصیل كردی ! زنده باشید سید! یا علی !
جلیل آهنگرنژاد نسخه قابل چاپ مطالب مرتبط(1) نظرات (10)


نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/٢٤

تصویر واقعی/گزارش تحلیلی سیروان از نمایشنامه خوانی»مردی كه چشاش سگ داشت«
11 تير 84

سیروان- فیض الله پیری: »عبید رستمی«‌كارگردان و سرپرست گروه تئاتر تجربه كه بیشتر مسایل اجتماعی را بر روی صحنه می برد،‌این بار نیز در »مردی كه چشاش سگ داشت« و در قالبی دیگر از سبك های تئاتر( نمایشنامه خوانی) همین موضوع را دنبال كرده است.
نمایشنامه خوانی این هنرمند سنندجی آن گونه كه از تجربه او بر می آید،‌این بار نیز مسایل و مشكلات اجتماعی و البته مخصوص زنان را دنبال می كند ؛ فاكتوری كه رستمی به آن تاكید می ورزد و این گونه است كه - اگر چه به طور كلی اعتیاد، اما - به صورت جزیی زنان خیابانی، نوعروس كم تجربه و بی سواد روستایی، زنی با بچه اش در كنار خیابان  و... درتجربه جدید او درمتون نمایشنامه خوانی اش برای مخاطب تصویر می شود.
نمایشنامه خوانی، تركیبی از متن خوانی واجراست كه در آن بازیگران تقریبا برخلاف بازی معمول در تئاتر و از طریق دیالوگ و میمیك (حركات چهره) اثر را اجرا می كنند و یك نفر به عنوان صحنه خوان تغییر صحنه و ایپوزوتها را به هم ارتباط می دهد.
سالن شماره دو سینما بهمن سنندج هفته گذشته به مدت چهار روز میزبان شهروندان سنندجی بود كه برای دیدن »مردی كه چشاش سگ داشت« به این سینما آمده بودند.
هم »بهار لطافتیان« نویسنده این اثر،‌موضوعات را آن گونه كه باید، شناسایی ودر كنار هم قرار داده و هم »عبید رستمی«‌كارگردان این اثر، موضوع را به خوبی به خواننده القا می كند.
»اقدس« زنی 50 ساله در اتاقی زندگی می كند كه در كنار دستشویی و با نظافت آن كسب درآمد می كند. تجربه اش فراوان و آنقدر مارگزیده كه برای خود هیولایی شده است. با هر نوع شخصیت زن خیابانی و در اتاقی كوچك دركنار دستشویی هم صحبت و همنشین می شود. سیگار و مواد مخدر از عرفیات این كلنی كوچك جمعیتی است كه خرده فرهنگی خاص و نسبتا امروزی را تشكیل می دهند. در آن جمع نوعروسی بی سواد و روستایی، شوهرش را جستجو می كند كه به علت ناآشنایی به مسایل اجتماعی و حقوق مدنی خود، هنوز اطلاع ندارد كه شوهر متروكه اش او را به جای عقد، صیغه كرده است؛ دختری  ساده دل كه بعدها تحت تاثیر آن جو و خرده فرهنگ، سیگاری می شود و نهایتا شغل اقدس را ادامه می دهد. درنمایشنامه خوانی مردی كه چشاش سگ داشت نویسنده و كارگردان به زیبایی و از زاویه ای نو به موضوعات می پردازند. زنی دیگر با بچه اش به اتاق اقدس راه پیدا می كند كه او هم مشكلات خاص خود را دارد. دختری جوان با لب خوانی آهنگی امروزین كه ذهن ها را به سوی بزرگ شدن او در فرهنگی»اینترنت و چت« سوق می دهد، باعینكی آفتابی و لباس مخصوص خود بخشی دیگر از تصاویر جامعه »شلم شوربای«‌امروزی را تصویر می كنند كه همزمان می توان این تصاویر رادر یك خیابان مشاهده كرد.  در مردی كه چشاش سگ داشت تنوع شخصیت های جامعه زنان به صورت واقعیت یك جا جای داده شده است. تركیب نسل میانه وامروزی و هر كدام با رفتاری خاص و به عبارتی تركیب رفتاری مردمان موج اول با موج دوم و یاسوم و نابهنجاریهای اجتماعی، فرهنگ و یا فضای خاصی را تصویر می كند كه نویسنده و كارگردان به زیبایی به آن پرداخته اند. در این نمایشنامه خوانی كه در واقع در نوع خود در جامعه كردی، به نظر می رسد نخستین تجربه باشد، دختری زیبا و نسل امروزی به خاطر مشكلات اقتصادی آدامس فروش و فالگیر و یا واكسی می شود كه مورد سو قصد »گرگهای اجتماعی« برای انتقال به آن سوی آب قرار می گیرد و كم تجربگی وعدم شناخت وی باعث خوش باوری او می شود. متن موضوع دراین بخش از كار به گونه ای  روشن است كه از »شیخ های آن ور آب« نام برده می شود؛ تصویری كه به نظر می رسد در جامعه كردی امروز كمتر می توان برای آن مشابه و جایگاهی پیدا كرد.
آن گونه كه مخاطبان این نمایشنامه به سیروان  می گویند، واقعیت های جامعه شناختی و چالشهای فرا روی زندگی زنان امروز در مردی كه چشاش سگ داشت به آسانی به تصویر كشیده شده است.
به هر روی خیابان فردوسی سنندج و سینما بهمن هفته گذشته چهار روز شلوغ را پشت سر گذاشت.

 

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/٢٤

    " هوره "، نجوای عاشقانه كردها در گذار تاریخ
ايرنا

23 مهر 84
هوره نبض تاریخ این سرزمین است، لالایی و زبان مشترك زاگرس با درختهای سربه فلك كشیده بلوط و مردمانی به زلالی چشمه‌های كوهپایه. در سرایش هوره كلمات به نرمی و در چینشی مروارید گونه به آرامی بر زبان جاری می‌شوند و داغ و درد و غریبی و شكوه از روزگار را نهفته در لا به لای خود به ذهن شنونده می‌بخشند.

نجوایی عاشقانه در شبی آرام با سوسوی ستارگان و نور نقره‌ای ماه كه همچون حریری بر پهنه دشت گسترده است، داغ غریبی و یاد روزگاران و یاران گذشته با سیل كلمات كه از زبان "سید قلی" آخرین بازمانده نسل هوره‌سرایان نامدار جاری می‌شود.

هوره رودخانه پر رمز و راز كلمه است، جاری شده از اعماق قرون و نهفته در سینه گرم نسلی كه اكنون می‌رود تا در شلوغی آهنگهای جاز و راك گم شود.

هوره نبض تاریخ این سرزمین است، لالایی و زبان مشترك زاگرس با درختهای سربه فلك كشیده بلوط و مردمانی به زلالی چشمه‌های كوهپایه.

در سرایش هوره كلمات به نرمی و در چینشی مروارید گونه به آرامی بر زبان جاری می‌شوند و داغ و درد و غریبی و شكوه از روزگار را نهفته در لا به لای خود به ذهن شنونده می‌بخشند.

هوره آواز زمزمه‌گونه و با ریتم سنگین و كشداری است كه خواننده شعرها و ابیات كردی را در این شیوه می‌خواند.

این در حالی است كه در دوره‌های گذشته مضمون ابیات مذهبی بوده و هوره سرایان بیشتر به آواز كردن آیات كتب آسمانی یا آموزه‌های منظم مذهبی پرداخته‌اند اما امروزه مضمونی عاشقانه دارد.

كردهای منطقه غرب و بویژه ایلام از دیرباز در شادی و غم و هنگام وقوع رویدادهای تاثیرگذار از جمله غربت، از دست دادن عزیزی و یا در خلوت عاشقانه خود شروع به خواندن هوره و درددل با ذات مادرانه طبیعت و ذكر ستایش گونه اهورامزدا می‌كردند.

هوره با قدمتی هزاران ساله به ژرفای تاریخ این سرزمین مربوط به دوران "زرتشت" است و بخش مهمی از كتاب مقدس "اوستا" هوره را ندای حق‌طلبی و كرداری نیك و پنداری نیك می‌داند.

واژه هوره از واژه "اهوره" گرفته شده و از شیوه هوره در خواندن قرآن نیز استفاده می‌شود و واژه "سوره" از همین نام گرفته شده است.

آواز هوره از ریتم آزاد پیروی می‌كند و این گونه آوازخوانی بیشتر در بین مردم مناطق "شیروان چرداول" و "ایوان" ایلام، "گوران"، "سنجابی"، "قلخانی" و "كلهر" استان كرمانشاه مرسوم است.

بنظر می‌رسد كه هوره مادر همه آوازها، تصنیفها و ترانه‌های مردمان جهان است كه در قالب مقامهای "هجرانی"، "مجنونی"، "سحری" و "هی‌لاوه" و... بدون استفاده از سازها و آلات موسیقی شكل گرفته است.

در گذشته انسانها به تنهایی یا به صورت دسته‌جمعی به خواندن ممتد آواز روی می‌آوردند سپس به مرور زمان انواع سازها و آلات موسیقی به میان آمد و آنان هوره ممتد و موزون را به قطعات و اجزا متنوع و متكثر امروزی بدل كردند.

به اعتقاد كارشناسان، آوازهای سنتی ایران زمین امروز همان هوره است كه به صورت ردیفی و دستگاه درآمده و اساس این دگرگونیها و تنوع در آوازهای شاد و غمناك برگرفته از هنر لطیف و اصیل هوره است.

در مناطق كردنشین غرب كشور بویژه استان ایلام هنرمندان بزرگی وجود دارند كه خواندن آواز هوره را به حد كمال رسانده‌اند كه از سرایندگان بزرگ این آواز می‌توان به شادروان "داراخان"، "علی‌نظر" و سید "قلی كشاورز" اشاره كرد.

یك پژوهشگر ایلامی معتقد است: هوره یكی از آواهای باستانی منتسب به زمان زرتشتیان است اما به اعتقاد برخی قدمت هوره به آوای اولیه بشر نیز نسبت داده می‌شود.

"بهروز سپیدنامه" بیان كرد: در هوره افراد هوره‌خوان یا (هوره‌چر) احساسهای درونی خود را در قالب كلمه و پیچیده در فراز و فرودهای آواز بیان می‌كنند.

وی ادامه داد: هوره نسل به نسل از گذشته تا به حال به انسان امروزی انتقال یافته و دارای دو بخش اصلی موسیقی و شعر است.

وی اظهار داشت: موسیقی هوره دارای چندین مقام و ظرافت خاصی است كه تنها افراد خاصی كه با این شیوه آشنا باشند، اختلافها و نوع مقامها را تشخیص می‌دهند.

وی افزود: شعر در هوره برآیند زندگی افراد شامل زندگی شخصی، عشق، دوری، مسایل اجتماعی و حوادث و اتفاقهای تاریخ منطقه نظیر جنگهای طایفه‌ای است.

سپیدنامه اضافه كرد: در هوره گاهی وقتها از دلاوریهای مردان شجاع و رشادت‌مردیهای آنان نیز یاد و تجلیل می‌شود.

این پژوهشگر افزود: عناصر طبیعی، بومی‌گرایی شدید، كوه، درخت، و سیاه چادر (دوار) در بیتهای هوره نقشی تاثیرگذار و محوری دارد و از زندگی ماشینی امروزی در هوره هیچ گونه اثری نیست.

وی یادآور شد: آوای هوره گرچه برخاسته از اندوه بوده و گاهی به صورت مویه است اما اندوه فردی و اجتماعی نهفته در آن منجر به یاس نمی‌شود.

وی تصریح كرد: آوای هوره تحرك ایجاد می‌كند و صدای دلنواز آن به ویژه وقتی از حنجره هوره‌خوان خوش صدا جاری شود تاثیر شگرفی بر مخاطب دارد.

سپیدنامه بر ضرورت كارشناسی و تخصصی برای ماندگاری هوره توسط دستگاه‌های مرتبط با فرهنگ در ایلام تاكید كرد.

به عقیده مسوول امور فرهنگی و هنری اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایلام، هوره ریشه در خون و رگ مردمان دیار زاگرس دارد.

"علی ادیب" گفت: هوره از دیرباز زبان ارتباط نسلهای گذشته با دنیای پیرامون بوده و در آتشكده‌ها با این زبان به گفت و گو با اهورامزدا پرداخته‌اند.

وی افزود: این شیوه از آواز از اركان موسیقی امروز به شمار می‌آید و می‌توان آن را مادر و خاستگاه شیوه‌های آوازی و موسیقی امروز ایران و حتی جهان برشمرد.

وی تصریح كرد: پاسداشت و تلاش برای حفظ این نوع موسیقی و انتقال آن به نسلهای آینده از جمله اولویتهای مهم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ایلام است.

ادیب اظهار داشت: در این خصوص جمع‌آوری صداهای بزرگان و هوره‌خوانهای مشهور منطقه زاگرس در دستور كار این اداره قرار گرفته است.

وی برگزاری جشنواره موسیقی هوره، چاپ تحقیقها و كتابهای مربوط به هوره، گردآوری آثار ارایه شده توسط بزرگان این شیوه را از جمله كارهای در دست اقدام برای ماندگاری هوره عنوان كرد.

ادیب گفت: با توجه به ضرورت جمع‌آوری آثار ارایه شده در این عرصه و تلاش برای نگهداری آنان به عنوان گنجینه‌ای از فرهنگ و هنر این منطقه از پژوهشگران و كسانی كه به كار گردآوری آثار بزرگان هوره‌خوان رو آورند، حمایت می‌شود.

وی قرار دادن هوره در بخش خنبی جشنواره‌های موسیقی و اجرای این شیوه موسیقی را از برنامه‌های دیگر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایلام برای انتقال و آشنایی بیشتر نسل امروز با هوره عنوان كرد.

مدیر كل میراث فرهنگی و گردشگری ایلام نیز تلاش برای زنده كردن آواهای بومی و موسیقی محلی این استان را یك ضرورت فرهنگی دانست.

"فریدون محمدی" در این خصوص به خبرنگار ایرنا گفت: زنده كردن موسیقی محلی و سنتی به عنوان یكی از نمادهای فرهنگی تاریخ كهن این دیار وظیفه همه فعالان فرهنگی ایلام و نهادهای مربوط است.

وی افزود: هوره را می‌توان مرواریدی سفته از تاریخ درخشان ایلام دانست كه باید از صدف سینه بزرگان این شیوه آوازی به نسل آینده انتقال یابد.

وی تصریح كرد: در بیتهای هوره فرهنگ و هنر و یاد بزرگان این دیار نهفته است كه می‌تواند جوانان امروز و فردا را با ریشه‌های فرهنگی و قومی خود بیشتر آشنا كند.

محمدی در همین خصوص از اجرای برنامه‌های مختلفی برای ماندگاری هوره به عنوان میراثی باستانی خبر داد.

وی گفت: قرار است بزودی همایش "هوره" در قلعه والی شهر ایلام برگزار شود.

وی ادامه داد: همچنین قرار شده كه تندیسهایی از افراد مطرح هوره‌خوان در استان ساخته و در مناطق مختلف گذارده شود.

وی اظهار داشت: علاوه بر این بخشی از كارهای گذشتگان هوره‌خوان ضبط شده و تلاش می‌شود كه دیگر آثار افراد مطرح در قالب بایگانی نگهداری شود.

محمدی تاكید كرد: ماندگاری این میراث فرهنگی باستانی مستلزم تلاش همه دلسوزان، فرهنگ دوستان و افراد جامعه است

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/٢۳

تغییر استراتژی؛ تأكید بر مواضع اصولی/گزارش سیروان از نشست فوق العاده اصلاح طلبان كرد در سنندج
7 تير 84

سیروان -پيری :‌اصلاح طلبان كرد به دنبال آنكه در دستاوردی بزرگ مسئله قومیت كرد و اهل سنت را به گفتمان كاندیداهای دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری تبدیل كردند، اگرچه كاندیدای موردنظرشان - دكتر معین - رای نیاورد، سه شنبه گذشته در باشگاه فرهنگیان سنندج در نشستی فوق العاده بار دیگر گردهم آمدند تا شرایط پیش آمده سیاسی و نتیجه انتخابات را بازبینی كنند.
اصلاح طلبان كرد در سنندج و این بار با حضور »عبدالله رمضان زاده«‌ رئیس این گروه كردی - كه پیش تر هیئت دولت حضور او را در این حیات منع كرده بود-  نشست خود را برگزار كردند.
رمضان زاده : می خواهیم نفس بكشیم
سخنران اصلی نشست پنجم اصلاح
 طلبان كرد »عبدالله رمضان زاده« رئیس شورای یازده نفره این تشكل بود.
او گفت: ما براساس تعهد اجتماعی و به خاطر اینكه منفعل نشویم حركت اصلاح طلبی كردی را آغاز كردیم و مورد تیغ اقتدارگرایان و تحریم كنندگان قرار گرفتم، چون منافع هیچ كدام از آنهارا تامین نمی كردیم. درهیچ جمعی ما را منطقی نقد نكردند، بلكه ما را كوبیدند و حتی برای ما پرونده سازی كردند.
او گفت: بااین حال ما اصلاح طلب هستیم و از چارچوب اخلاق،‌قانون و منافع ملی خارج نمی شویم و به مردم هم دروغ نگفته و نخواهیم گفت. وی در ادامه به میزان تاثیرگذاری این تشكل در جامعه شهری كردها اشاره كرد و با اشاره به اینكه كاندیدای موردنظر اصلاح طلبان كرد در شهرهای كردنشین آرای مناسبی را كسب كرده، گفت:‌ما سازماندهی و ارتباط مناسب  با روستاها نداشتیم و از وسیله ارتباطی مناسب بهره مند نبودیم، بنابراین ‌نیازمند ارتباط بیشتر با مردم هستیم. به گفته رمضان زاده، شكستن تابوی طرح مطالبات قومی و تبدیل آن به گفتمان كاندیداها از دستاوردهای اصلاح طلبی كرد است. او با تشریح شرایط موجود در انتخابات مرحله دوم،‌گفت: علی رغم انتقادهایی كه به هاشمی وارد است مااز او حمایت می كنیم چون می خواهیم همچنان نفس بكشیم، امنیت ما حفظ شود و مردم د رخانه هایشان در امان باشند.
جلالی زاده: تحریم كنندگان چه دستاوردی داشتند؟
»جلال جلالی زاده« عضور شورای هماهنگی اصلاح طلبان كرد گفت: ما افتخار می كنیم كه از آزادیخواهی و فكر و اندیشه حمایت كردیم، هر چند كه معین رئیس جمهور نشد. او گفت:‌امروز نقش اصلاح طلبان كرد ‌در صحنه سیاسی ایران برای هیچ كس قابل انكار نیست،‌احزاب دیگر با 40 تا 50 سال سابقه برای ما حساب باز كرده اند و گروهها و شخصیت های مختلف در داخل و خارج نسبت به این گروه كنش و واكنش دارند. جلالی زاده افزود: ما از كاندیدایی حمایت كردیم كه نماد عدالت طلبی و آزادیخواهی بود و بعد از 25 سال مطالبات ما را پذیرفت.
او گفت: كسانی كه انتخابات را تحریم كردند چه نتیجه ای گرفتند؟ امروز با خواهش وتمنا باید به هاشمی بگویند كه ما را نجات دهد. او گفت: ما كردها هیچ گاه حرف همدیگر را نشنیده ایم،‌افرادی در سایه اصلاحات فضای سخن گفتن پیدا كردند، اما با تحریم، احتمال از دست رفت این اندك فضا نیز وجود دارد.
ابراهیم فتاحی: حمایت از هاشمی استراتژی است نه تغییر موضع
»ابراهیم فتاحی« عضو دیگر شورای هماهنگی اصلاح طلبان كرد از كرماشان گفت:‌تكثر كاندیداهای اصلاح طلب موجب رای نیاوردن آنها شد اما در مجموع 70 درصد به اصلاح طلبان رای دادند. او با انتقاد از سازماندهی نیروهای نظامی برای تغییر وضعیت انتخابات ، گفت:‌ مرحله دوم انتخابات بین مرگ دموكراسی و پیروزی استبداد است و اما در سیاست سیاه و سفید و همه و یا هیچ نداریم. او گفت:‌اگر استبداد پیروز شود،‌ وضعیتی به وجود می آید كه به برگزاری این نشست ها حتی برای تعریف و تمجید مجوز نخواهند داد، بنابراین باید به حداقل اكتفا كنیم و اصلاحات را زنده نگه داریم تا دوباره فرصتی به دست آید.
او گفت: یكی از پیامدهای انتخابات این بود كسانی كه تا دیروز از قدرت انتقاد می كردند،‌امروز در برابر قدرت حاكمه ایستاده اند. او گفت: با تمام انتقادی كه بر هاشمی وارد است،‌حمایت از هاشمی، استراتژی است نه تغییر موضع. وی از مدیریت غلط جریان اصلاحات در كشور و مجوز ندادن استاندار دولت خاتمی برای نشست اصلاح طلبان كرد در ایلام انتقاد كرد و گفت: امروز در اثر این شرایط باید چپ ترین و راست ترین ها در حمایت از هاشمی در كنار هم قرار گیرند تا از تفكر طالبانی جلوگیری شود.
مهندس دارایی: اصلاح طلبان كرد نباید زیر چتر مشاركت و مجاهدین انقلاب باشند
در نشست اصلاح طلبان كرد در سنندج،‌ مهندس دارایی از چهره های جوان اصلاح طلبان كرد در ایلام، خواستار آن شد كه این تشكل به صورت مستقل به فكر ادامه حیات خود در آینده باشد و نباید زیر چتر احزاب مجاهدین انقلاب و مشاركت قرار بگیرد.
او پرسید:‌اصلاح طلبان كرد اگر چه فعالیتی آبرومندانه داشتند،‌اما چقدر قدرت بسیج افكار عمومی كردها را داشتند كه امروز صحبت از حمایت از هاشمی می شود ؟‌آیا باید به فكر خودمان باشیم یا هاشمی؟ او گفت: ما را به اصلاح طلبان حكومتی لقب داده اند،‌اگر همان راه برویم، دقیقا این لقب عینیت پیدا می كند. او گفت: از روحیه یك انسان كرد به دور است كه بعد از 48 ساعت افكارمان را عوض كنیم، ما باید به دنبال حیات تشكیلات خودمان باشیم. او ابراز امیدواری كرد كه اصلاح طلبان كرد طوری حركت كنند كه به آنها لقب »فرصت طلبان« كرد داده نشود. او صریحا حمایت از هاشمی را به صورت انفرادی رد كرد اما نقد احمدی نژاد را ضروری دانست.
یزدانپناه: رای به معین آگاهانه بود
یزدان پناه: عضو بوكانی شورای هماهنگی اصلاح طلبان كرد،‌گفت: معین در آذربایجان  غربی نسبت به كل كشور بیشترین آرا را كسب كرد  رای به معین از روی آگاهی بود. او گفت:‌اصلاح طلبان كرد توانسته بودند پایگاهی پیدا كنند اما به شدت مورد انتقاد مطبوعات قرارگرفتند. او پرسید مگر هاشمی تغییر موضع داده است و مطالبات كردها را پذیرفته است كه از وی باید حمایت شود؟ او نیز از مخالفان حمایت از هاشمی بود. در پایان نشست بیانیه اصلاح طلبان كرد منتشر شد


نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/٢۳

 
 

سیروان،‌فیض الله پیری: دكتر »صادق زیبا كلام«‌اصلاح طلب میانه رو كهنه كار و استاد دانشگاه تهران كه روزهای گذشته در مقاله ای با عنوان »سیاستمدار تنها« در روزنامه شرق، رفسنجانی را به حضور در انتخابات فراخوانده و از او حمایت كرده بود و پاسخ دكتر »احمد زید آبادی« چهره جوان ملی- مذهبی را به دنبال داشت، چهارشنبه گذشته به دعوت »انجمن اسلامی دانشجویان« به كردستان آمد و در جلسه ای با عنوان نقد عملكرد هاشمی رفسنجانی در دانشگاه علوم پزشكی كردستان استدلال های خود در دفاع از اندیشه حداقلی را تشریح و اگرچه انتخابات را غیر قابل پیش بینی توصیف اما به تلویح هاشمی را فردی مناسب برای ریاست جمهوری ذكر كرد، از این رو وقتی در مقابل پرسش سیروان قرار گرفت برخلاف دیدگاه هاشمی كه پروژه قتل های زنجیره ای را به عملكرد دولت وقت (خاتمی) نسبت داد، این پروژه را محصول دولت هاشمی و خاتمی دانست؛ حتی وقتی سیروان از تشابه سخنان او با رفسنجانی پرسید، تاكید كرد كه او دیدگاه های نزدیك با رفسنجانی دارد اما سخنگوی وی نیست.
وی با این حال در سخنانی با تشریح هشت دوره انتخابات ریاست جمهوری گذشته كه به گفته ی او تكلیف انتخابات دوره های پیشین از قبل روشن بود، بر این نكته تاكید گذاشت كه نتیجه انتخابات نهم برخلاف این دوره ها روشن نیست. بدین ترتیب او روشن نبودن نتیجه انتخابات را ویژگی انتخابات نهم ریاست جمهوری بیان كرد و گفت: من هم نمی خواهم ادبیات مسئولان را در خصوص اهمیت آن به كار گیرم كه می گویند در شرایط حساس و فوق العاده هستیم، به سوی صندوقهای رای بشتابید...، اما به عقیده من انتخابات این دوره از بسیاری جهات نسبت به هشت سال پیش وضعیت ما به آن بستگی دارد.
او گفت: تمام تلاش نظام این خواهد بود كه مردم هرچه بیشتر پای صندوقهای رای بیایند اما شماری از اصلاح طلبان (جبهه مشاركت، مجاهدین انقلاب و ...) بدشان نمی آید كه دكتر معین رد صلاحیت شود.
استاد دانشگاه تهران پیش بینی كرد كه حداقل 40 و حداكثر 60 درصد مردم در انتخابات شركت كنند اما به نظر او بعید به نظر می رسد [ به خاطر میزان مشاركت مردم] داستان دوم خرداد تكرار شود.
او دلیل خود را برای این پیش بینی، انتخاب مجلس هفتم و دوم شوراها بیان كرد و حتی تا آنجا پیش رفت كه مدعی شد بحث و اقبال عمومی از اصلاح طلبان افول كرده است.وی وضعیت سیاست خارجی و ارتباط آن با ریاست جمهوری را از دیگر تفاوت های دوره نهم ریاست جمهوری بیان كرد كه در گذشته چندان دخیل نبوده و گفت: ما در شرایطی به استقبال انتخابات نهم می رویم كه تعامل با عراق و مسئله ی هسته ای دو معضل اصلی در سیاست خارجی ماست. به گفته وی، گاهی در عراق ثبات و امنیت خواسته ایم كه دو گروه دوست ایران -كردها و شیعیان- در آنجا حاكم هستند و از طرفی می خواهیم آمریكا در عراق عاقبت به خیر نشود كه حداقل به لحاظ رسانه ای و پوشش خبری انفجارها، این گونه برخورد كرده ایم و این مغایر با پارامتر اول- ثبات در عراق- است.
زیبا كلام گفت: مشكل بعدی ما در سیاست خارجی موضوع پرونده هسته ای است ما گفتیم تحت هیچ شرایطی از غنی سازی دست بر نمی داریم و آمریكا واسرائیل گفته اند باید از روی جنازه ما رد شوند.
وی در نقد دوران ریاست جمهوری خاتمی گفت:‌علی رغم این كه در این هشت سال دستاوردهای بزرگی داشته ایم،‌افول جایگاه ریاست جمهوری به گونه ای است كه در هفته های اخیر، خاتمی معلوم نیست چه كار می كند، باغبانش كیست؟ راننده اش كیست؟ و نهایتا نتوانست فرودگاه امام را باز بگذارد و این اوج افول جایگاه ریاست جمهوری است.
او گفت: نظامی توسعه سیاسی یافته تر است كه جایگاه رهبری نظام و سه قوه حالت فرمانبرداری نباشد، رئیس جمهور بتواند بارهبر صحبت كند نه اینكه خود را مطیع اوامر رهبر بداند. او گفت: [اگر این گونه باشد] شاید به لحاظ مدیریتی و اجرایی مطلوب باشد اما نه به نفع رهبری است و نه به نفع توسعه سیاسی.
در حوزه اقتصادی و اجتماعی این روزنامه نگار، صادرات غیر نفتی پنج میلیاردی واحساس ناامیدی ، پوچی و سرخوردگی را با آمار سایر كشورهایی نظیر كره جنوبی، تركیه، مالزی و پاكستان مقایسه و بررسی كرد و گفت: شواهد نشان می دهد كه وضع ما اسفناك و بدترین فاجعه برای جامعه این است كه نسل جوان شور و عشق در[میان] آنها نباشد.
او در پایان سخنان خود این سئوال رامبنای اندیشه ی شركت یا عدم شركت در انتخابات ذكركرد كه آیا این نظام با شورای نگهبان،مجمع تشخیص مصلحت نظام و ... قابل اصلاح هست یانه؟ و خود در پاسخ گفت: با توجه به تحولاتی كه در هشت سال گذشته صورت گرفته، قابل اصلاح است و من نمی توانم جوری دیگر به توسعه بیندیشم.
سخنان زیبا كلام با اعتراض چند دانشجو مواجه شد كه گویی از یك اصلاح طلب سخنان اینچنین را انتظار نداشته اند، بدین ترتیب تعداد انگشت شماری از دانشجویان دراعتراض به سخنان وی جلسه را ترك كردند اما جلسه با سئوال یكی از دانشجویان درخصوص حمایت وی از هاشمی دنبال شد كه او پاسخی غیرمرتبط به این سئوال داد و گفت: نتیجه ی انتخابات مشخص نیست. 48 میلیون رای دهنده داریم كه هركس 24 میلیون به علاوه یك رای رای بیاورد پیروز می شود. اگر 50 درصد مردم در انتخابات شركت كنند 12 میلیون رای به علاوه یك به سود هر كسی به صندوق ریخته شود برنده انتخابات است. او اضافه كرد:‌ایشان [هاشمی] ممكن است رای نیاورند.
دانشجویی دیگر این سئوال به گونه ای دیگر تكرار كرد و از زیبا كلام پرسید چرا خود را پیشمرگ حمایت از كسی كرده كه...؟زیبا كلام گفت: اگر مطالبی را كه در خصوص ایشان گفته ام، بررسی كنید نشان می دهد كه من او را تایید و تصدیق نمی كنم. آیا این نحوه برخوردی كه برخی نسبت به ایشان داشتند، صحیح بود؟ من گفتم درست نیست اما عده ای طوری دیگر فكر می كنند. پخته تر ها الان متوجه شده اند برخورد سال 78 باهاشمی صحیح نبود.
حرف من در آن زمان این بود كه با زدن هاشمی چه چیزی به دست آوریم؟
او گفت: من در آن زمان می گفتم: زدن فرد نباید برای ما مهم باشد،‌بلكه جنبش نوپای دوم خرداد باید مهم باشد. باید مواظب باشیم خشك نشود. دوم خرداد ضعیف تر از آن است كه هاشمی را از خود طرد كند. زیبا كلام دلیل دیگر دفاع خود را از هاشمی را با این سئوال مطرح كرد كه آیا ما در روابط سیاسی خود را مكلف و موظف به رعایت حداقلی از اخلاق می دانیم؟
در ادامه گفت: هاشمی ، »ژان ژاك روسو« ، »ماندلا« و »گاندی« نیست،‌ایشان را باید باروحانیون دیگر قیاس كرد.
در پاسخ به سئوالی دیگر درخصوص سیاست خارجی هاشمی، استاد دانشگاه تهران بدین گونه از كاندیدای مورد نظر خود حمایت كرد: ایشان را ندیده ام كه قایل به این باشند كه جمهوری اسلامی تضاد بنیادین با آمریكا دارد. ما با آمریكا در مورد افغانستان و عراق اختلاف داریم كه هر دو كشوری می توانند داشته باشند. ایشان از تنش رویگردان نیستند، به دنبال حل آن هستند، به ویژه در مورد [ مسئله ی ] عراق و انرژی هسته ای.
مدافع اندیشه ی »مشاركت حداقلی« بار دیگر بر این نكته تاكید گذاشت كه بخت و اقبال از تمام گروه های سیاسی بخت بربسته است. او گفت:‌اصلاح طلبان آن گونه كه به سرمایه ی هنگفتی دست پیدا كردند به همان سرعت آن را از دست دادند.
دانشجویی در میان سخنان زیبا كلام، رای ندادن را اعلام نارضایتی از سیتسم موجود بیان كرد و زیبا كلام با تایید نارضایتی مردم از نظام گفت: مردم در دوم خرداد، و اسفند 81 نارضایتی خود را نشان دادند. وی با انتقاد ازعملكرد دفتر تحكیم وحدت اظهار داشت: خطاب به این تشكل دانشجویی گفته ام بعد از دوم خرداد آمدید به قدرت چسبیدید . حالت نقادی را از دست دادید و هنو زاین تحلیل را ارایه نداده كه آیا این نظام قابل اصلاح هست یانه؟ و خطاب به جمعیت گفت : اگر قابل اصلاح نیست چرا در اینجا [برای گفتگو] جمع شده اید؟ آلترناتیو(بدیل) شما چیست؟ او افزود هیچ چاره ای نداریم به جز اینكه مجموعه موجود را حفظ كنیم. این را عطف به صد سال پیش می گویم. او آنگاه برخی چهره های كشور را نام برد و گفت: من شیفته آنها نیستم، از دست اینها دلم خون شده است.زیبا كلام، قانونگرایی را از جمله دست آوردهای دوم خرداد توصیف كرد ودر پاسخ به سئوال یكی از دانشجویان گفت: صرف نظر ازاینكه در دولت آینده چه كسی سر كار بیاید، شرایط سیاسی و اجتماعی از وصف موجود به عقب نخواهد رفت. اگر افراطیون سركار بیایند نمی توانند شرایط موجود را محدود كنند.
دانشجویی از زیبا كلام در خصوص ممنوع الخروج بودن هاشمی رفسنجانی سئوال كرد. زیبا كلام گفت: این طور نیست كه در رابطه با دادگاه میكونوس هاشمی را بگیرند واو را با سند خانه آزاد كنند!‌اگر سفر خارجی برود حتما تمهیداتی فراهم خواهم شد. این طوری نیست كه او را در فرودگاه دستگیر كنندو برای ملاقات با او كمپوت به دست بگیرند!
وی در پاسخ به سئوال دیگری در مورد این گفته هاشمی كه او تنها از طریق كشاورزی كسب درآمد می كند گفت:‌ایشان تنها كاری كه نكرده بودند،‌كشاورزی بوده است!
زیبا كلام همچنین از عملكرد كرباسچی در دوران مدیریت او دفاع كرد و گفت: معتقدم كه اگر كرباسچی های دیگر بیایند خوب است.
وی در پاسخ به سئوالی دیگر، دلایل افول جایگاه ریاست جمهوری را به شخصیت خاتمی،‌عملكرد برخی اصلاح طلبان و مخالفین اصلاحات نسبت داد. زیبا كلام همچنین احتمال رد صلاحیت یزدی را بیشتر ممكن دانست اما وضعیت معین را مبهم توصیف كرد.

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/۱٩

جریان اصلاح طلبان كرد در نگاه فعالان سیاسی ایران
17 ارديبهشت 84

سیروان، فیض الله پیری: برگزاری سه جلسه »اصلاح طلبان كرد« در شهرهای سنندج، كرمانشاه و بوكان موجب شكل گیری جریانی دموكراتیك و فراگیر در مناطق كردنشین مرتبط با مركز كشور شده است؛ جریانی كه اگرچه دیرآمده اما تأثیر زودهنگام آن بر مناطق كردنشین در استان های آذربایجان غربی، كردستان، كرمانشاه، ایلام و خراسان شمالی موجب شده كه كردها را در معادلات سیاسی ایران و از جمله در انتخابات ریاست جمهوری جدی تر از آنچه كه فكر می شد، بنمایاند. در شرایطی نشست چهارم »اصلاح طلبان كرد« بیست و دوم اردیبهشت ماه جاری در ایلام برگزار می شود كه واكنش های متفاوتی در جامعه سیاسی ایران نسبت به این حركت نشان داده شده است.
محافظه كاران از حركت دموكراتیك كردها خشمگین شده و از جمله به دنبال نشست های سنندج و كرمانشاه حملات رسانه ای شدیدی علیه این جریان صورت دادند. آنان در سایت های اینترنتی و روزنامه های خود در مركز و نیز برخی شهرهای كردنشین، شدیدترین انتقادات را با زیرپاگذاشتن اخلاق رسانه ای متوجه این جریان كردند.
اما با این حال چهره های سیاسی و برخی كاندیداهای ریاست جمهوری و نیز احزاب ملی از این جریان حمایت كرده و آن را روشی دموكراتیك قلمداد كرده اند.
روشی منحصر به فرد
»عمادالدین باقی« روزنامه نگار و رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان با تأكید بر اینكه نشانه هایی از فروپاشی اخلاقی و اجتماعی در جامعه دیده می شود كه می تواند به فروپاشی در بخش های دیگر منجر شود و این مسئله به سود هیچ كسی نیست، گفت: در شرایطی كه كشور با چالش های جهانی و داخلی مواجه است، حركات اصلاح طلبانه می تواند در جامعه مؤثر باشد.
او گفت: از طریق حركات رادیكال، نه قومیت های ایرانی بلكه دیگر ایرانیان به حقوق خود نمی رسند و روش اصلاح طلبی كه كردها برای تحقق و دستیابی به مطالبات خود برگزیده اند، روشی منحصر به فرد است و گزینه ای بهتر از این وجود ندارد.
باقی ویژگی اصلاح طلبی را نارضایتی از وضع موجود و مخالفت با روش های آوانگارد دانست و گفت: هر حركتی كه به شیوه ی اصلاح طلبی انجام شود ارجمند و قابل حمایت است. این روزنامه نگار در خصوص مطالبات 15 گانه اصلاح طلبان كرد افزود: بخش هایی از این حقوق به كلیت ایرانی ها تعلق دارد و مربوط به فارس علیه ترك و كرد نیست كه در 25 سال گذشته مغفول مانده است، بنابراین اشكالی ندارد كه اصلاح طلبان كرد در چارچوب ظرفیت های قانون اساسی مطالباتی از این دست مطرح كرده اند، بلكه باید كسانی كه در 25 سال گذشته نسبت به این مطالبات غافل مانده اند، پاسخگو باشند.
او در خصوص واگذاری امورات محلی كه در مطالبات 15 گانه اصلاح طلبان كرد مطرح شده است به سیروان گفت: همانطور كه گیلانی ها، خوزستانی ها و اهالی آذربایجان یا اصفهان به مسایل خود بیشتر آگاه هستند، كردها هم آشنایی بیشتر به محیط جغرافیایی خود دارند و می توانند بهتر آن را اداره كنند، بنابراین موضوع از  حقوق بدیهی شهروندی است و مخالف با قانون نیست.
 كردها آگاهانه تر عمل كنند
»كامبیز توانا« روزنامه نگار و تحلیل گر بین الملل به سیروان گفت: كلیه تحولاتی كه در عراق - از جمله انتخاب یك رئیس جمهور كرد - صورت می گیرد بر كردهای ایران و تركیه تأثیر مستقیم دارد، با این تفاوت كه تلاش كردها در ایران برخلاف دو كشور دیگر كه به دنبال رسمیت دادن به یك هویت قومی قبل از ملی هستند، تحت لوای ملیت ایرانی صورت می گیرد و تمام اقوام ساكن در ایران خود را ایرانی می دانند.
او با تأیید حركات دموكراتیك كردها در قالب جریان اصلاح طلبی كردی گفت: نهادهایی مانند وزارت كشور و شورای عالی امنیت ملی باید روی موضوع قومیت ها و حركاتی كه برای مطالبات آنها صورت گرفته كار كارشناسی كنند.
به اعتقاد این روزنامه نگار، اگرچه مطالبات كردها لزوماً در چارچوب قانون اساسی است، اما جریانی در كشور هست كه با این كار موافق نیست و حركات قانونی مثل مصوبات مجلس را مغایر با قانون و شرع می داند و از طرفی نهادهایی آن را مغایر با مصلحت نظام تفسیر می كنند. توانا تأكید كرد كه كردها از طریق حركات دموكراتیك باید به دنبال مطالبات خود بروند و با مراجعه به دانشگاه ها و نظرسنجی در افكار عمومی آگاهانه تر عمل كنند.
اگر اصول 15 و 19 مورد توجه قرار می گرفت...
»محمد بسته نگار« از فعالان ملی مذهبی با گرامی داشتن واقعیت های تنوع قومی و مذهبی و با استناد به آیات قرآنی كه مبنای ارزش انسان ها »ایمان نزد خداوند« و نه »ایمان نزد انسان« هست به سیروان گفت: در متون دینی و در اصول 15 و 19 قانون اساسی هیچ قومی بر قوم دیگر برتری ندارد و مردم از هر قوم و قبیله ای كه باشند فارغ از نژاد و رنگ با هم برابرند.
او با تأیید حركت اصلاح طلبان كرد كه در چارچوب قانون اساسی شكل گرفته، تأكید كرد كه اگر اصول 15 و 19 قانون اساسی مورد توجه قرار می گرفت، امروز شاهد فشار و ظلم مضاعف بر قومیت ها نبودیم.
او گفت: پیامبر در 14 قرن پیش بر اخوت و برادری تأكید داشته و هنگام ورودش به مكه قبل از سخن گفتن از روزه و نماز روی موضوع برابری تأكید كرد.
او گفت: در نهج البلاغه نیز امام علی (ع) به مالك اشتر تأكید داشته كه به سنت هایی كه در آن سامان قبل از تو وجود داشته، احترام بگذار، بنابراین به این واقعیات باید احترام گذاشت.
مطالبات مشخص بهتر از كلی گویی
»جواد روح« روزنامه نگار فعال كشور نیز معتقد است هر گروه مطالبات یك جریان یا یك نیروی اجتماعی و مشخص را پیگیری كند موثر و ماندگار است. این حركت اگرچه محدود و با مطالبات محدود باشد اما همین كه به دور از كلی گویی و دارای محوری مشخص باشد بسیار بهتر است.
به گفته وی، در دوم خرداد تجربه هایی مثل طرح كلی شعار »جامعه مدنی« داشتیم اما مطالبه ای مشخص وجود نداشت. او گفت: حركت اصلاح طلبی كردی مطالبات قشری خاص به شیوه ای ملموس را طرح كرده و با كمك به اصلاحات نقش حلقه مفقوده جریان اصلاحات با مردم كرد را بازی كرد.
این روزنامه نگار در خصوص مطالبات 15 گانه كردها افزود: اگر ما از زاویه حقوق بشر و قانون اساسی به این مطالبات بنگریم، باید پیش از این مطالبات تحقق پیدا می كرد اما به خاطر دید امنیتی كه به مناطق كردنشین و حتی جریان های سیاسی دیگر وجود داشت این خواسته ها تحقق پیدا نكرد.
او گفت: طرح مطالبات كردها در قبال آرای مردم كرد به عنوان بخشی مهم از جامعه ایرانی می تواند به توسعه، تحقق سهم كردها در قدرت و برآورده شدن مطالبات فرهنگی از جمله تدریس زبان كردی كمك كند.
راه مؤثر و كم هزینه
»حمیدرضا جلایی پور« فعال سیاسی و پژوهشگر مسایل كردستان كه سابقه ی »فرماندار«ی مهاباد را نیز در اوایل انقلاب در كارنامه خود دارد، به سیروان گفت: حركت اصلاح طلبان كرد یك حركت واقع بینانه، مسالمت آمیز و قانونی است كه حقوق شهروندی كردها را پیگیری می كند و تأكید می كند كسانی كه كاندیدای ریاست جمهوری هستند این حقوق را مورد توجه قرار دهند كه در قانون اساسی نیز به آن اشاره شده است. او گفت: اصلاح طلبان كرد با این حركت نشان دادند كه منفعل و منتظر نیستند كه حادثه ای اتفاق افتد تا حقوقشان را ادا كند، بنابراین حركتی واقع بینانه، مؤثر و كم هزینه را در پیش گرفته اند.
جلایی پور گفت: محافظه كاران از این حركت به این خاطر عصبانی هستند كه اصلاح طلبان كرد روی نقطه خوبی انگشت گذاشته اند. محافظه كاران مخالف مشخص و صریح گروه های خشونت طلب و مسلح كرد هستند و تفنگ را با تفنگ جواب می دهند، بنابراین مشكل آنها با كسانی است كه برابر همین قانون اساسی و از راه مسالمت آمیز مطالبات خود را پیگیری می كنند. او خطاب به محافظه كاران عاقل گفت كه می خواهند با این شهروندان بالاخره چكار كنند؟ اگر خودمختاری را پیگیری كنند، می گویند تجزیه طلب هستند، اگر در چارچوب قانون حقوق خود را خواستار شوند، مخالفت می كنند پس نهایتاً می خواهند چكار كنند؟ و خود در پاسخ گفت: جواب روشن است. حقوق این ایرانی ها را هم رعایت كنید. نمی شود درب آن را بست و با تكیه بر شبیه سازی، یكسری را به عنوان كرد نشان داد و از آنها حمایت كرد.
جلایی پور در خصوص مطالبات 15 گانه كرد كه اخیراً منتشر شد و به قضاوت افكار عمومی واگذار شده است، گفت: به نظرمن این »كف« مطالبات است كه به صورت حداقلی و واقع بینانه تنظیم شده كه برخی كاندیداها آن را تأیید كرده اند. اگر كاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان كرد هم رأی نیاورد، این حركت بر رئیس جمهور آینده تأثیر غیر مستقیم دارد، آن گونه كه الآن محافظه كاران با ادبیات هشت سال پیش سخن نمی گویند و حتی از برخی شعارهای اصلاح طلبان سخن می گویند.
او گفت: اگر انتخابات آزاد برگزار شود، باتوجه به آرای تأثیرگذار كردها و اهل سنت به نظر می رسد، كاندیدای آنها رأی بیاورد و وضعیت تغییر كند اما اگر انتخابات آزاد برگزار نشود، جامعه به دو قطبی حكومت و ملت تغییر پیدا می كند كه در قطب ملت بخش هایی مثل زنان، جوانان، كردها و اهل سنت در آن جای می گیرند.

 

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/۱٩

آینده كردهای ایران در موزائیك قدرت
10 ارديبهشت 84

سیروان، فیض الله پیری: »سید محمد رضا خاتمی« دبیر كل جبهه مشاركت و نایب رئیس مجلس ششم و عضو اصلاح طلبان پیشرو در سفری به كردستان و دیدار عمومی مردم با شهرهای مختلف این استان به صراحت از حقوق كردها در حاكمیت سخن گفت كه به گفته وی دكتر معین كاندیدای مورد حمایت آنها برای ریاست جمهوری این كار را عملی خواهد كرد.
قتل های زنجیره ای، حضور كردها در كابینه ی آینده، مطالبات قومی، ماجرای جلالی زاده در هیأت رئیسه مجلس ششم، نقد برادر، قدرت رئیس جمهور و ... از جمله موضوعاتی بود كه خاتمی در جمع نخبگان كردستان به طور صریح درباره آنها سخن گفت.
* مطالبات كردها و تبعیض مثبت
دبیر كل جبهه مشاركت در پاسخ به سوالی درخصوص تبعیض مثبت برای جبران مطالبات كردها گفت: تبعیض مثبت امروز دردنیا یك روند قابل قبول است وتجربه بشری نشان داده كه مفید است. یك سری طبقات اجتماعی، گروهها، اقوام و ... هستند كه به خاطر ناعدالتی هایی كه در قبل وجود داشته ، نتوانسته اند استعدادهای خودشان را رشد و پرورش دهند بنابراین باید از طریق تبعیض مثبت ضریب بی عدالتی را كه در قبل وجود داشته فراهم كنیم. مناطقی مثل كردستان، بلوچستان، هرمزگان وبخشی از خوزستان وآذربایجان به اعتقاد خاتمی ‌جاهایی هستند كه باید تبعیض مثبت را در خصوص آنها اعمال كرد.
* اصل 15 چرا عملی نشد؟
او در پاسخ به سئوالی د رخصوص تدریس زبان كردی و اجرا نشدن اصل 15 قانون اساسی به بهانه حفظ امنیت ملی گفت: [ تدریس زبان كردی] كه در حوزه اختیارات رئیس جمهور است، حتما عملی خواهد شد. من این تحلیل را كه به بهانه حفظ امنیت ملی اجرا نشد،‌قبول ندارم، بلكه پرداختن به یكسری مسایل سیاسی و عام اجتماعی موجب شد كه این مسئله در حاشیه قرار بگیرد. در دو سه سال اول بخشی از توجه خودمان را به شوراها اختصاص دادیم. برخی از مسایل كه قومیتی هم نبود و به همان اندازه كه شما با آن درگیر هستید،‌ما هم با آن درگیر هستیم، پیگیری كردیم مثل جرم سیاسی و قانون مطبوعات. او به تاكید اضافه كرد:‌ آن اصول از قانون اساسی كه مطابق با مطالبات شما وضع شده است مورد توجه قرار می گیرد و كاری باید بكنیم كه غفلت هشت سال گذشته مورد توجه قرار گیرد.
* شرط شركت در انتخابات
خاتمی گفت:‌اگر انتخابات آزاد نباشد و ما تصور كنیم هیچ تغییری ایجاد نمی كند،‌در آن شركت نمی كنیم. اصل این است كه یك گام به پیش برویم واز این فرصت استفاده كنیم . اگر فرصت نیست، لزومی نیست به جریانی كه می خواهد همه مظاهر اصلاحات درجامعه را ببندد، مشروعیت بدهیم.كسانی یك سال پیش گفتند ما شركت نمی كنیم، فرصت را برای طرح ایده های خودشان محدود كردند . او تأكید كرد كه انتخابات فضایی است كه به طرف مقابل تحمیل شده و نباید این فرصت نادیده انگاشته شود.
* »‌ایران برای همه ایرانیان« نه برای همه قومیتها!
این فعال سیاسی درتوضیح اظهارات خود كه در مهاباد شعار »ایران برای همه ایرانیان« را تأیید و »ایران برای همه قومیتها« را نفی كرده بود، گفت: قومیتها بخشی از ایران هستند و ایرانیها گسترده تر و چتربازتری ازهمه قومیتها هستند. اگر ایران را برای همه قومیتها بدانیم، بخشی از ایرانیها را حذف كرده ایم،‌اما ایران برای همه ایرانیان، مشكلی ایجاد نمی كند.
* مطالبات كردها و اختیارات رئیس جمهور
خاتمی در خصوص مطالبات »15 گانه« كردها گفت: من مطالبات 15 گانه كردها را قبول دارم. »كوتاه آمدن« ها و »ملاحظه كاری« هایی كه در دوران گذشته بوده، نخواهیم داشت و معتقدیم كه برای اجرای آن می توان از اختیارات رئیس جمهوری استفاده كرد،‌اگر دیگران چالش ایجاد كردند،‌باید برخورد كرد. در بخشی كه مربوط به اختیارات رئیس جمهوری نیست، باید تلاش شود با استفاده از افكار عمومی و جریان اجتماعی بخشی دیگر حكومت ترغیب، تشویق و در مواردی به او تحمیل شود. دبیر كل جبهه مشاركت با اشاره به عضویت شخصیت های قومی در حزب متبوع خود اظهار داشت: تشكل ما آنقدر قوی نیست كه برنامه های كلان داشته باشیم، اما باهماهنگی دوستان كرد، بلوچ، تركمن، و ... برای مطالبات آنها تلاش می كنیم.
* رئیس جمهور كرد در عراق
وی در خصوص انتخاب جلال طالبانی به عنوان یك رئیس جمهور در عراق گفت: هم اصلاح طلبان و هم بخش هایی از حكومت از این جریان استقبال كردند و با توجه به روند مسالمت آمیز ومشاركت همه بخش های مختلف در ساختار قدرت، جامعه عراق می تواند الگویی برای همه كشورهایی باشد كه تنوع در آنها وجود دارد.
او گفت: این جریان بر اصلاح طلبان و حتی اقتدارگرایان (برای اصلاح بینش آنان) كه نسبت به مطالبات كردها بی توجه هستند، تاثیر گذار است و موجی كه در منطقه ما ایجاد شده نمی توان در برابر آن چشم پوشیده وباید نسبت به آن واكنش نشان داد.
* رئیس جمهور كرد در ایران!
یكی ازحاضران جلسه از خاتمی در خصوص احتمال رئیس جمهور شدن كردها در ایران پرسشی مطرح كرد كه او در پاسخ گفت: من موافق هستم، امااشكال قانون اساسی مثل بخش های دیگر وجود دارد. اصلاح قانون اساسی از اختیارات دولت نیست. مشی ما این است كه قانون اساسی به عنوان یك دستاورد بشری باید در معرض نقد واصلاح قرار گیرد؛ بنابراین دولت [ آینده] در صددآن خواهد بود كه خیلی راحت این قانون توسط كارشناسان و نخبگان بتواند نقد وایرادهای آن استخراج شود . درآن صورت می توان با كمك همدیگر و آن بخش هایی كه موثر هستند،‌ فشار آورد كه به اصلاح قانون اساسی نظر بدهند.
* ماجرای جلالی زاده در هیئت رئیسه مجلس
نایب رئیس مجلس ششم در پاسخ به سئوالی در خصوص عدم حمایت حزب وی از عضویت جلال جلالی زاده به عنوان یك كرد اهل سنت در هیئت رئیسه مجلس اظهار داشت: ائتلاف اصلاح طلبان از قسمتی از راست شروع می شد و تا چپ ترین چپ ها هم ادامه داشت. با انتخاب جلالی زاده و بعد از فشارهایی كه بر مجلس حاكم شد، بخش قابل توجهی از این اصلاح طلبان دچا رمشكل ذهنی شدند و به هر دلیل از این روند حمایت نكردند. او گفت: 50 تا 60 نماینده مشاركتی بود، حدود 120 نفر طرفدار مشاركت، اما مجموعه اصلاحات حدود 200 نفر بودند. بنابراین در لحظه ی نهایی بعد از فشارهایی كه ایجاد شد ، جز آن 60 نفركسی هم حاضرنبود ‌حمایت كند. همین مشكل در قانون مطبوعات برای ما پیش آمد. اما الان وضعیت تغییر یافته و نیروهایی كه در جریان اصلاحات هستند انسجام فكر و عملی دارند.
* حضور كردها دركابینه
خاتمی در خصوص حضور كردها در كابینه آینده گفت:‌ما مصمم هستیم كه این كار را بكنیم اما آن قسمتی كه به وزرا مربوط می شود بخشی از آن به مجلس مربوط است اما این دلیل نمی شود كه در بخش های دیگر مانند معاونین رئیس جمهور و مدیریتهای كلان وزارت خارجه ازآنها استفاده نكنیم. حتما دراین بخش كه اختصاصاً در اختیار دولت هست از این نیروها استفاده خواهد شد. وی درخصوص مقایسه كردها با مسائل خوزستان گفت: آگاهی و منطق مردم كردستان قابل مقایسه با دیگر اقلیتها نیست،‌باید این روند مسالمت آمیز و دموكراتیك را دركردستان تقویت كنیم.
* مطالبات زنان
در نشست نخبگان كردستان با دبیر كل جبهه مشاركت، چند تن از زنان نیز برنامه های دولت آینده را برای پیگیری و مطالبات زنان جویا شدند. عضو ارشد اصلاح طلبان پیشرو گفت: جامعه ما یك جامعه سنتی است اما تحولاتی در این زمینه ایجاد شده از جمله دو زن در كابینه حضور دارند. این كافی نیست اما این تابو را درجامعه ما شكست. الان زنانی را در سطح مدیران كلان وزارتخانه ها،فرمانداران و بخشداران داریم اما در تمام جهان چند نخست وزیر،‌وزیر و رئیس جمهور وجود دارد؟
او گفت: وقتی در سویس قانون می گذارند كه 30 درصد از نمایندگان باید زن باشد، یعنی به طور عادی مردم آقایان را انتخاب می كنند. این مشكل در تمام جوامع وجود دارد اما باید به جلو گام برداریم. وی اضافه كرد: باید در سه بخش قوانین، فرهنگ سازی و افزایش سهم زنان در مدیریت تلاش كنیم كه قبلاً هم فعالیت هایی در مجلس صورت گرفته و از جمله حذف مسخره ترین قانون یعنی مجاز نبودن سفر خانم ها به خارج از كشور كه ازدواج نكرده بودند و نیز قانون »رفع هر گونه تبعیض علیه زنان« كه با چالش مواجه شد.
* حكومت یگانه دموكراتیك
محمد رضا خاتمی اظهار عقیده كرد كه او حكومت یگانه دموكراتیك را می پسندد اما پرسید كه در جامعه ما چقدر امكان تحقق یك انتخاب كاملاً آزاد و دموكراتیك وجود دارد كه هر كسی رئیس جمهور شود واختیارات مناسب را برای پیش بردن برنامه هایش عین كشورهای دموكرات داشته باشد؟ وی گفت: محافظه كاران 7 تا 10 درصد پایگاه مردمی دارند  پس حكومت »یگانه دموكراتیك« قابل تحقق نیست بهتر است كه حكومت دوگانه نیمه دموكراتیك داشته باشیم .نباید بگوئیم از هیچ فرصتی استفاده نمی كنیم و همه چیز را د راختیار آنها بگذاریم. مردم ایران»حكومت دموكراتیك« را می خواهند اما عواملی سبب می شود كه نتوانند از همه قدرت استفاده كنند. ما باید برای تحقق این امر باید نهادهای فرهنگی ، هنری و اجتماعی كه از نهادهای سیاسی امكان فعالیت بیشتری دارند را گسترش دهیم.
* سهم اهل سنت در قتل های زنجیره ای!
خاتمی در پاسخ به سوالی درخصوص قتل های زنجیره ای كه اندیشمندان كرد و اهل سنت هم جزو آنها بودند،‌گفت: قتل های زنجیره ای قبل از مجلس ششم اتفاق افتاد. در مجلس ششم با حضور دوستان كرد در مجلس جلسات متعدد گذاشته شد. مواردی كه سرو صدا داشت،‌مشخص بود،‌اما مواردی كه بی سر و صدا و مظلومانه بود، بعدها ابعادش برای جریان ها و فعالین سیاسی روشن شد؛ از جمله در مورد اهل سنت.[ این قتل ها] نه تنها در كردستان بلكه در سیستان و بلوچستان، هرمزگان ، تربت جام و ... اتفاق افتاد و تعداد، پروژه ها،‌شیوه ها و مسایلی كه داشتند،‌روشن شدو ما از این جریان مطلع هستیم. او گفت: پرونده ناقص مانده است. همه می دانند چه اتقافی افتاده است.[پیگیری]  كسانی كه مرتكب این قتلها شده اند و یا دنبال كرده اند و مهم تر از همه افكاری كه در پشت این پرده هست،ناتمام مانده و آقای معین گفته اند كه پیگیری می كنند.
* تعامل با مجلس هفتم
دبیر كل جبهه مشاركت پیرامون تعامل دولت آینده بامجلس هفتم گفت: برخی دوستان می گویند كه این مواضع برای رد صلاحیت شما كافی است. وقتی ما این مواضع رامی گوئیم علی رغم اینها رد صلاحیت نمی شویم، بنابراین یك مانع ذهنی برای تحقق این اهداف برداشته شده است؛ یعنی كسی كه حاضر است دكتر معین را با این مواضع تایید صلاحیت كند،آن وقت به مجلس هفتم  اجازه نخواهد داد كه در هر كاری كه دلش می خواهد دخالت كند .او مشكلات و موانع را تایید كرد، اما گفت: باید با مجلس تعامل كرد و به نتیجه رسید. استفاده حداكثری از اختیارات قوه ی مجریه در دستور كار ماست.
* توافق پشت پرده با رفسنجانی نداریم
خاتمی در پاسخ به سوالی درخصوص توافق پشت پرده اصلاح طلبان با رفسنجانی گفت: چنین اتفاقی نیفتاده و از طرف ما به آقای رفسنجانی یا دوستانی دیگر كه در رابطه با ایشان فعال هستند، هیچ گونه ارتباط و همكاری و هماهنگی نبوده است. به غیر از جلساتی كه در قالب جبهه دوم خرداد برگزار می شود و كارگزاران هم در آنجا شركت می كنند،‌ارتباطی نبوده است.
* محدودیت اطلاع رسانی دولت
به گفته نایب رئیس سابق مجلس ششم یكی ازمشكلاتی كه دولت فعلی داشت و یكی از عواملی كه موجب شد مهندس موسوی وارد عرصه نشود جریان اطلاع رسانی یك سویه و خیلی اوقات سانسو ركننده دولت است. بنابراین برای جریان اطلاع رسانی برای اصلاح طلبهایی كه در درون دولت هستند باید فكری كرد. در مجلس به خاطر تریبون آزاد این محدودیت ها كمتر بود اما برای دولت حتماً باید فكری بشود.
* مشاركت حداكثری یا انتخابات آزاد؟
این چهره سیاسی كه حزب متبوع وی»معین«را برای ریاست جمهوری نهم كاندیدا كرده و خودنیز به عنوان معاون وی در نظر گرفته شده است تاكید كرد كه تلاش ما این است  كه اگر انتخابات آزاد وجود داشته باشد، حداكثر مردم را به صحنه بكشانیم. انتخابات آزاد یكی از مهمترین وسیله ها برای تحقق دموكراسی است. به گفته وی، انتخابات آزاد با مشاركت حداكثری به نفع مردم و كشور است اما انتخابات آزاد بامشاركت حداقلی ضررش كمتر و در عین حال انتخابات بسته با مشاركت كمتر خدشه ای بسیار مهم به مشروعیت نظام وارد می كند ودر حقیقت باز كردن دریچه بحران به روی مملكت می باشد كه بخش اصلی آن در دست كسانی است كه می توانند اجازه برگزاری انتخابات آزاد را بدهند.
* رقیب معین
خاتمی، »تحریم« و »شركت نكردن مردم درانتخابات« را رقیب اصلی معین دانست و گفت: ما در حقیقت با تحریم رقابت می كنیم . اگر انتخابات آزاد برگزار شود و كاندیداها درهمین حد باشند،  آقای رفسنجانی می تواند رقیب باشد. اما اگر آقای رفسنجانی نیاید، یكی از كاندیداهای محافظه كاران رقیب اصلی است. در صورت رد صلاحیت معین در میان كسانی كه الان هستند،‌كاندیدایی كه با معیارهایی كه مدنظر ماست پیدا نمی كنیم.
* امضای آخر شورای نگهبان
به اعتقاد دبیر كل جبهه مشاركت مهم نیست كه شورای نگهبان تایید انتخابات را امضا آخر می كند، بلكه مهم این است كه انتخابات آزاد برگزار شود. او گفت: ما می توانیم آن را دموكراتیك وآزاد تلقی كنیم و بهره ی خودمان را از آن بگیریم. اختیارات شورای نگهبان نامحدود است اما لزومآً این نیست كه شورای نگهبان در همه انتخابات از این اختیارات برای مقاصد سیاسی و جناحی استفاده كند،‌اگر شرایط را مناسب بدانند این كار را می كند اما ما باید در سطح احزاب و مردم مانع آن شویم.
* ارتباط سوریه،‌تركیه  و ایران برای سركوب كردها نیست
عضو ائتلاف اصلاح طلبان در پاسخ به سئوالی در خصوص ارتباط سوریه، تركیه و ایران برای سركوب كردها گفت: من گمان نمی كنم این ارتباط در مورد سركوب كردها وجود داشته باشد. ارتباط هایی در مسایل مختلف اقتصادی، سیاسی و منطقه ای وجود دارد اما تا آنجایی كه من مطلع هستم - حداقل در دولت آقای خاتمی - هیچ ارتباطی در این مورد با آنها وجود ندارد،‌طبیعی است كه ما و آنها از مرزهای خودمان حفاظت می كنیم اما این كه ارتباطی برای سركوب وجود داشته باشد، چنین چیزی وجود نداشته است و در آینده هم این موضوعی نیست كه بتواند در دستور كار قرار گیرد. اودر پاسخ به سئوالی دیگر د رخصوص مشروعیت رئیس جمهور شدن اهل سنت در ایران، گفت: به نظرم باید در قانون اساسی شرایطی فراهم شود كه هر ایرانی بتواند برای ریاست جمهوری انتخاب شود.
* موسوی و تحریم انتخابات
خاتمی در پاسخ به دو پرسش در خصوص آمدن موسوی و نیز تحریم انتخابات،‌اظهار داشت: مطالبات اصلی اصلاح طلبان با آمدن موسوی تغییر نخواهدكرد،‌اما این كه جرات تحریم انتخابات را داریم یا نه؟ ما درمجلس هفتم این كار را عملی كردیم. در صورتی كه انتخابات آزاد نباشد، اعلام می كنیم كه انتخابات آزادو قانونی نیست. [ مثل مجلس هفتم كه گفتیم] مجلسی كه دارد تشكیل می شود فرمایشی است،‌می گوئیم انتخابات نمایشی است.
* رئیس جمهور تداركاتچی نیست!
برادر رئیس جمهور بر خلاف اظهارات برادرش تاكید كردكه رئیس جمهوری تداركاتچی نیست و اختیاراتی كه رئیس جمهور دارد،‌اگر بخواهد استفاده كند،‌شأن او شأن خیلی بالایی است و می تواند بخش مهمی از این مشكلات را تقلیل دهد. ما با توجه به شناختی كه از توانائیهای رئیس جمهور داریم وارد این عرصه شده ایم كه اگر ملاحظه كاری نباشد واز همه اختیارات استفاده شود، حتما به پیشبرد روند دموكراسی كمك می كند.
* تكلیف كردهای خارج از كشور
خاتمی درپاسخ به سئوالی درخصوص بازگشت كردهای خارج كشور به عنوان دبیركل جبهه مشاركت و معاون اول رئیس جمهور احتمالی آینده اظهار داشت: ما اعتقاد داریم كه یكی از شاخصه های نظام دموكراتیك این است كه كمترین  تبعیدی سیاسی رادر خارج كشور داشته باشد،‌هر چند این آمار بیشتر باشد به معنای این است كه در آن كشور فضا برای ابراز عقاید و فعالیت سیاسی وجود ندارد و این یكی ازمعیارهایی است كه ما برای كاهش این میزان تلاش می كنیم. او گفت: ما باید به دنبال این باشیم كه آن كسانی كه به هر دلیل به خارج كشور رفته اند و خواهان این هستند كه شرافتمندانه در داخل كشور فعالیت سیاسی كنند، این فضا و  امكان به وجود بیاید.
اوگفت: بخشی از این امكان در دولت هست. در دولت خاتمی این تلاش صورت گرفت و گامهای اول هم اثر داشت: یعنی این روند باز گشت و فعالیت ایجاد كرد اما مسئله قتل های زنجیره ای ، گرفتاریها و مسئله كوی دانشگاه و ... برای ناكام گذاشتن این برنامه دولت بود كه موجب متوقف شدن این روند شد. ما با این اعتقاد تلاش خواهیم كرد كه این فضا را عوض كنیم. استفاده از این نیروها - حداقل آنهایی كه كار سیاسی نكرده اند و ناراضی هستند - در دانشگاهها و مراكز مختلف حتماً‌در دستوركار هست.
* چرا به عرصه عمومی باز نمی گردیم؟
این فعال سیاسی درخصوص مفید بودن فعالیت سیاسی و بازگشت خود و همفكرانش به عرصه عمومی اظهار داشت: ما دركشوری هستیم كه حكومت ابرقدرت است،‌یعنی همه چیز كشور دولتی ومردم در همه امور نیازمند دولت هستند. شما دراین وضعیت نمی توانید انتظار داشته باشید اصلاحات ودموكراسی در مقابل اقتدارگرایی به پیش برود و به همین دلیل سیاست اصلاح  درون حكومت یكی از سیاستهای ماست. اگر خارج از حكومت هم باشیم باید اصلاح درون حكومت مورد نظر باشد.
او گفت: نمی توانیم بگوئیم مابه حكومت كاری نداریم. اگر فرصتی ایجاد شده كه طی آن می توان با یك روند قابل قبول به درون حكومت رفت و بخشی از آن را اصلاح كرد و روی بخشی دیگر اثر گذار بود، نباید از این فرصت چشم پوشی كنیم. بنابراین مخالف هستیم كه به درون جامعه بازگردیم و رها كنیم.
* صحبت با برادر
دبیر كل جبهه مشاركت گفت: ما با خاتمی صحبت كردیم كه از همین اختیارات فعلی كه خیلی هم كامل نیست استفاده كنید،‌آنگاه به سراغ اختیارات بیشتر بروید. در همین قانون، رئیس جمهور می توانست سالی یكبار گزارش عملی حقوق بشر به مجلس بدهد اما نداد. می شود اخطار قانون اساسی داد. این ظرفیتها وجود دارد. در بحث وبلاگ نویسان جواب داد، البته وقتی كه [موضوع]  علنی شد. آقای خاتمی[رییس جمهور] تا آخر می گفت كه من به عنوان فرد وارد جریان شده ام، مدیون هیچ كس نیستم.
مردم 22 میلیون رای دادند. اما الان بر خلاف او یك جریان و گروه كاری منسجم كه هشت سال سابقه وتجربه خوب در این عرصه داشته، به صورت جدی وارد میدان شده ایم. معین قرار است با خود جمعی حركت كند و امكان بهره گیری از همه این فرصت ها برای ایشان بیشتر خواهد بود.
* معین و بحران كوچك و بزرگ
یكی از حضار از خاتمی پرسید كه وقتی معین نتوانست یك بحران كوچك [ حادثه 18 تیر] را كنترل كند و استعفا داد چطور می تواند ، بحران بزرگتری را كنترل كند؟ خاتمی در پاسخ گفت: من استعفا را كار بدی نمی دانم وقتی او دید كه فقط جاده صاف كن اقتدارگرایان خواهد بود،‌اشكالی نداشت استعفا دهد. استعفای معین یك اعتراض به روندی بود كه دیگر نمی توانست در آنجا كار كند.
او گفت: تفاوت دراینجاست كه اختیارات وزیر محدود و رئیس جمهور بیشتر است كه می تواند بحران های بزرگ تری را حل كند. اگر یك شرایطی پیش باید كه به هیچ وجه امكان پیشبرد آن وجود نداشته باشد و حضور فرد تنها مشروعیت بخشیدن به یك نظام غیر دموكراتیك باشد، بهترین گزینه استعفا خواهد بود.


نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/۱٩

ازخالق »شاره كه م سنه» تقدیر شد
16 مهر 84
سیروان ـ پيری: شامگاه سه شنبه گذشته حوض آب» خانه كرد« سنندج تصاویر مدیران و مردمانی را در خود انعكاس می داد كه جملگی برای حق شناسی از چهره ای سرشناش در این عمارت تاریخی گرد هم آمده بودند

. استاد »محی الدین حق شناس« خالق منظومه »شاره كه م سنه« با آنكه ایام كهولت را سپری می كند اما همچنان فولكلور جویی می كند و فولكلور شهر و مردمان دیار خود را در  قالب اشعار كردی به تصویر می كشد. صاحبان این فولكلور به پاس زحمات او به قدرشناسی اش آمدند و در مراسمی شایسته كه با حضور مسئولان و توسط سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی وانجمن دوستداران میراث فرهنگی برگزار شد، با دسته های گل به او ادای احترام كردند و سپاس گفتند.
سرآغاز آیین تقدیر از محی الدین حق شناس با سخنان »ابراهیم زارعی« مدیر كل میراث فرهنگی و گردشگری استان كردستان بود كه ارج نهادن به مقام بزرگان جامعه را ضروری خواند.
او چهره هایی چون  »علی اكبر بهزادیان« و محی الدین حق شناس را حافظان فولكلور كردی خواند و تقدیر از صاحبان هنر و فولكلور را افتخار و مایه خوشحالی دانست.
»كامبیز قصری« رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی نیز تجلیل از محی الدین حق شناس را
آغازی  برای تجلیل از بزرگان  كردستان خواند و خلق اثر »شاره كه م سنه« را محصول ذوق واحساس و نیاز خواندكه خالق آن با ظرافتی خاص فولكلور و گویش مردمان سنندج را كه در حال فراموشی بود حفظ كرد. او به نقل ازحق شناس گفت كه شاره كه م سنه همراه با اشك و نفس سروده شده است.
قصری خواستار آن شد كه مكانهای عمومی به نام بزرگان سنندج و از جمله محی الدین حق شناس نامگذاری شود.
در پی سخنان قصری وآن هنگام كه هوا به تاریكی می گرائید و خرمن ماه می رفت در میان آب حوض خانه كرد ظاهر شود، پیرمردی 80 ساله از میان مردمان برخاست و با كمك فرزندش در جایگاه قرار گرفت.
حق شناس از سكوت و ضعف بینایی و فراموشی خود سخن گفت و هدف  زندگی خویش را تنها خدمت به شهرش - سنندج - بیان كرد و به قول خود»سنه سه روه تمه سه روه تم بۆ چه س« (سنندج سرمایه من است، دیگر ثروت نمی خواهم)
او آنگاه سخن از ناتوانی خود در نوشتن گفت اما به یاد »سید علی اصغر كردستانی« كه او را »كم نظیر در بشریت« خواند افتاد كه اكنون به سان او به ماندگاری صدا می اندیشد و خاطرات خود را با صدای خود در كاست ها ضبط می كند كه آمارش به 50 و 60 رسیده است. صدای خاطرات او روایاتی از سنندج از محله های قدیمی شهر، بزرگان، ادبا، فولكلور و شعرا، آسیاب های سنتی و قهوه خانه های قدیمی با خود دارد كه به گفته صاحب آن صدا،‌همچنان اصرار بر تكمیل كردن آن  و ضبط خاطراتش دارد. حق شناس آن گاه ، به اختصار به شرح خاطراتی از خود و حیات انسانی و جانوری سنندج در دهه های گذشته پرداخت و تصاویر آن زمان را برای دقایقی درخانه كرد مجسم كرد.
آن هنگام كه جملگی مردمان به احترامش سكوت كرده و با اشتیاق سخنانش را گوش می دادند، از 50 نوع پرنده و چرنده سخن به میان آورد ومحله های »تكیه و چمن« ، »امانیه« ، »آبیدر« و »تك درخت« آن و ... را با خاطراتی به یاد آورد و سپس سفر خود به »كرفتو« ، »چل چشمه«،‌»شیلان«، »شان چی«، » سلطان سراج الدین«، »پنجه علی« ودیگر روستاهای اطراف سنندج را با نوع حیات وحش و طبیعت آن را ذكر كرد و با اطمینان تمام گفت: می داند كه در كدام مناطق چه هنرمندانی زندگی كرده اند.
او گاهی در میان سخنان خود اشعاری كردی به زبان می آورد و سفر خود را در ایران و اروپا را تشریح می كرد.
در خاتمه سخنان»محی الدین حق شناس« ، مسئولان استان كردستان كه در راس آنها معاون عمرانی استانداری قرار داشت با تقدیم هدایایی از مقام و جایگاه این كردستان شناس تقدیر كردند.
هنوز استاد از جایگاه پائین نیامده بود كه نزدیكان و دوستداران او با دسته های گل به استقبالش رفتند،‌او را بوسیدند واحترامش نهادند.
آئین تجلیل از استاد حق شناس كه اجرای موسیقی توسط گروه»ئاویه ر« آخرین بخش آن بود، در پایان نیز همچنان به صورت غیر رسمی ادامه داشت و حق شناس با چهره ای بشاش و شادمان خانه كرد و حاضران را ترك كرد.

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/۱٩

ایل كلهر در سقز و بوكان
17 مهر 84

سیروان- فیض اله پیری: محدوده جمعیتی ایل كلهر تنها به استان كرماشان خلاصه نمی شود. ردپایی از این مردمان تا خوزستان نیز دنبال شده است. بنابه تاریخ مكتوب و شفاهی، خاك كردستان در سقز، بوكان و تكاب و حتی مهابادو سنندج نیز حضور آنهارا لمس كرده است. براساس روایتی كه مجید خان كلهر برای سیروان بازگو می كند، این مردمان در بخشهایی از خاك عراق و شیراز و تهران نیز زیست كرده اند.
مهاجرت كلهر به مناطق سقز و بوكان اما به زمان نادرشاه بر می گردد. این را مجید خان كلهر به نقل از بزرگان پیشین خود می گوید. نادر به منظور دفاع از مرزها، مردمان كلهر را به این مناطق كوچ داد. نخستین خان كلهر به هنگام مهاجرت آنان»فتاح بگ« بزرگ بود. در پس او »آقا رضا بگ« و سپس »فتاح خان« و »حسن خان«، و »سنجر خان كلهر« در حوزه حكومتی كلهر در كردستان حكم رانده اند. مجید خان در پس سه برادر اخیرخود »خان« شد.
حاكمیت او بر كلهر گرچه در این مناطق در سال 57 رسمیت یافت اما پیش از این نیز به دلیل ذكاوت و هوشیاری و بهره از علوم زمان تا حد دیپلم ریاضی وادبی مورد احترام دو برادر ارشد خود بود و سخن او رواج داشت.
»خانزاده« و آخرین »خان« كلهر اینك ساكن شهر سقز است و در سن 63 سالگی ایام را سپری می كند. هنوز جوان می نماید وموهای بالا رفته و پشت گرفته كه به سپیدی تمام می گراید، حكایت ها برای گفتن دارد.
سال 42 به علت آنچه كه در این مصاحبه عنوان می كند، از مدرسه دارالفنون اخراج شد،‌به كردستان بازگشت و در روستای »رُسَمان« تا امروز كشاورزی پیشه كرده است. آن گونه كه او نقل می كند جمعیت كلهر در سقز در روستای »رُسَمان« ، »خانه میران«، »دره قبله«، »قتلو«، »شیخله«، »قشلاق امین بگ«، »خور خوره«، »تیلكوه« و »سرشیو« و ... پراكنده اند. در شهربوكان محله ای به نام »كلهر«‌وجود دارد. در مناطقی چون تكاب (افشار) ،  مهاباد، كرفتو، كروز، قاشق، باغ، بیتولی و خارخار نیز كلهر وجود دارد و حتی ادبیات كلهری هنوز در میان برخی از آنها رایج است. مجید خان می گوید:‌من حتی برخی اهالی كلهر در كردستان عراق را می شناسم. در »سلیمانیه« هم حضور دارند ودر شهر
»كلار« نیز »احمد كلاری«‌هنوز خان مردمان كلهر آن دیار است. كلهر اما در كردستان ایران عمدتا بامركزیت سقز پیوستگی داشته اند. هم اكنون اسنادی از تاریخ به جای مانده كه نشان می دهد »آقا رضا خان« برادر بزرگ مجید خان  با لقب »رشید الممالك« از سوی محمد رضا شاه به رسمیت شناخته شده است. كلهر درتكاب و بوكان زود شهرنشین شدند و آن گونه كه خان امروز كلهر در سقز می گوید:‌ارتباط عشایری با بزرگان كلهر داشته و تحت نظر آنها بوده اند.
مجید خان در مصاحبه اش به نكات جالبی درباره تغییر فرهنگ مردمان كلهر اشاره می كند. بنابه روایت او مهاجران كلهر در ابتدای ورودشان به سرزمین كردستان شیعه مذهب بوده اند، اما تحت تاثیر اكثریت و ازدواج با بومیان به مذهب »اهل سنت« گرایش پیدا كرده اندو حتی عده ای از آنان هنوز خود را شیعه می پندارند، اما آن را آشكار نمی كنند. زبان در میان این مردمان نیز بنا به گفته ی این كردزاده كلهر دچار تحولات فراوانی شده است،‌به گونه ای كه اكنون دیگر لهجه ای به نام »كلهری« در میان این مردمان دیده نمی شود. اكثریت زبانشان به كردی سورانی تغییر یافته است. اگر چه بنابه گفته مجید خان، اكنون عده ای از این مردمان در تكاب ویا دیگر مناطق كردستان ایران به زبان كلهری سخن می گویند، اما خان كلهر در این دیار خود امروز به صورت نامحسوس و لكنت گونه كلمات كلهری را به زبان جاری می كند و تنها اشعار كلهری فولكلور كه به لحاظ شهرت حتی به میان صاحبان دیگر لهجه های كردی نیز راه یافته است، به یاد می آورد. او هنوز به كشاورزی علاقه دارد و خود بیل به دست می گیرد. شكار به شیوه سنتی همراه تازی را دوست دارد و به هنگام این مصاحبه نیز گفت كه چند روز پیش از شكار برگشته است. توله های سگ پشمین و تازی شكار هنوز در حیاط شهری او حیات دارند. آغاز شهرنشینی این مردمان در سقز براساس روایت مجید خان به دوره اصلاحات ارضی بر می گردد، دوره ای كه او از آن به عنوان اصلاحات كذایی و سیاست »تفرقه بیانداز و حكومت كن« یاد می كند. حاكم سابق و خان امروز كلهر از میزان جمیعت كلهر در این مناطق اطلاعات دقیق ندارد اما او تعداد خانواده های كلهر را چهار تا پنج هزار تخمین می زند.
اودر تشریح اهمیت مردم كلهر و نقش آنها در تاریخ سیاسی - اجتماعی ایران در زمان حكومت پهلوی این گونه روایت می كند: وقتی مرحوم»‌عباس خان قبادیان كلهر« كه نماینده كرماشان در مجلس شورای ملی بود، مجلس راتعطیل كرد، رضا خان او را دستگیر كرد و همراه برادرش »خسرو خان« به مدت 10 سال آنان را زندانی كرد و بعد از شهریور 20 آزاد شدند. در دوره محمد رضا شاه ،‌او از روسای عشایر و طوایف می ترسید و مبادا »فتاح خان« پدرم با توجه به نفوذی كه در منطقه داشت،‌اغتشاش یا بی نظمی ایجاد و ادعای حكومت كند، فرمانی صادر كرد و توسط تیمورتاش وزیر دربار لقب» رشید الممالك« را برای مرحوم پدرم ابلاغ كرد. آن زمان تقریبا عشایر، حكومت های محلی داشتند. در جریان جشنهای 2500 ساله و 21 آذر و 28 مرداد و دیگر مراسمات ملی طوایف و عشایر هر كدام با پرچم محلی خودشان حاضر می شدند . از هر ایلی تقریبا 100 تا 200 سوار حضور می یافت و روسای ایل نیز سخنرانی می كردند. خود من هم سخنرانی داشته ام.
* رابطه شما با دولت رضا خان چگونه بود؟
رابطه ما با حكومت مركزی در زمان رضا خان خوب نبود؛ به خاطر اینكه نسبت به كلهر خیلی بدبین بودو عرض كردم عباس خان قبادیان از بزرگان كلهر را كه فردی سرشناس بود دستیگر و زندانی كرد. محمد رضا هم با اصلاحات ارضی - كه در زمان وزارت كشاورزی »ارسنجانی« صورت گرفت- ایل و طایفه را تقریبا متلاشی كرد. این ناشی از اختلافاتی بود كه بین مالك و زارع به وجود آمده بود. اما دست طبیعت عاملان این سیاست را از گردونه روزگار كنار زد.
مجید خان كلهر داماد»فیض اله بیگی« های سقز و بوكان است. موهایش اگر چه سپید، اما هنوز بلند است و روایتی از جوانی با خود همراه دارد. قوی هیكل است و می گوید قدش به 186  سانتی متر می رسد. از دو همسر هفت دختر و چهار پسر دارد كه تقریبا همه ی آنان تحصیل كرده و در ارومیه ، تهران، سنندج و سقز و ... پراكنده هستند. »داوود« و »سالار« و »قباد« مهندس اند و »سردار« آخرین پسرش دانشجو.
خان كلهر كردستان سال 1321 در روستای رُسَمان منطقه خور خور دیده به جهان گشود. به گهوارگی پدرش فوت
شدوتحصیلات ابتدایی رادر همین روستا دنبال كرد و بعدها به سقز رفت.
خود می گوید: برای ادامه تحصیل در تنها دبیرستان شهر سقز فقط دو رشته طبیعی و ادبیات وجود داشت و من چون به ریاضی علاقه داشتم به سنندج رفتم و به سفارش برادرم در منزل »ابوالقاسم خان قبادی« ساكن شدم. همانجا در دبیرستان »هدایت« كه آقای »فریور« ریاست آن را بر عهده داشت درمحله چهار باغ  سنندج ادامه تحصیل دادم.
من چون قوی هیكل و بلند قد بودم پرچمدار دبیرستان شدم. فریور یك روز به من پرخاش كرد كه چرا پرچم را بسته و خودت نرفته ای؟ آن موقع ما در میدانی نزدیك »گریزه« به همراه دانش آموزان دبیرستانهای دیگر تمرین رژه می كردیم. بعد از دیپلم، رفتم تهران ودر دارالفنون ادامه تحصیل دادم. آنجا دیپلم ادبی هم گرفتم. دو سه سال در تهران در دبیرستان نظام بودم و آنجا با»یحیی خان صادق وزیری« كه دادستان كل كشور و سنندجی بود، دیدار داشتم. »صارم خان« برادر یحیی خان نیز جزو افسران توده بود كه مدتی زندانی شد. بعد مرا از دارالفنون اخراج كردند و گفتند كه تو با »یونسی «های بانه فامیل هستی.
* واقعاًَ ارتباط فامیلی دارید؟
- بله
* با ابراهیم یونسی چطور؟ منظورم همان نویسنده و مترجم  نامدار هست...؟

- اصل كار همین جا بود. او پسر دایی من است. كتابهای
زیادی منتشر كرد. گفتند شما با او فامیل هستی. مرا اخراج كردند. این حادثه به زمان رئیس ساواكی »تیمور بختیار« بر می گردد. یونسی از افسران توده بود كه یك پایش را هم از دست داده بود و حتی در زندان در زمان محمد رضا شاه با زندانبانان درگیری داشت .  همسرش آشوری است. بعد از انقلاب استاندار شد و ...
پدر بزرگ مادری من و پدری ابراهیم یونسی،  »كریم خان« حاكم بانه بود. او عده زیادی از روسها را در یك درگیری كشت. شخصی به نام» حبیب« كه پستچی و قاصد بین سقز وبانه بود از میان 30 نفری كه توسط روسها دستگیر شدند،‌آزاد شد. این پستچی برای مادرم نقل می كرد كه روسها 30 نفر از جمله كریم خان را دستگیر می كنند و با پای پیاده تا »ایروان« آنهارا می برند. به كریم خان شیر خوك »گوراز« می دادند  و از دو طرف دهانش پائین می آمد.  تا وقتی كه از دنیا رفت، در راحتی نزیست.
از میان آن 30 نفر فقط حبیب پستچی آزاد شد. كریم خان معتقد بود كه باید بر علیه روسها مبارزه كرد چون آنها كافرند.
»اصلاحات ارضی«برای مجید خان خاطره تلخی است كه مداوم در بین سخنانش به آن اشاره می كند. »سردار جاف« كه بعداز مرگ پدرش - داود بگ-  ژنرال  آجودان كشور و برادرش - »سالار جاف« - نیز نماینده پاوه در مجلس شده بود، موافق اصلاحات ارضی بودند. سردارو سالار جاف از خانواده عثمان پاشا بودند كه در زمان »عبدالكریم قاسم« وقتی عراق به هم خورد شاه ایران كمكشان كرد. اما »محمد حسن خان صادق وزیری« جزو مخالفین بود. شیخ »عثمان دورو« هم علیه سالار و سردار بود. حتی اختلافی میان آنان درگرفت و چند نفر كشته شدند. مجید خان  نفسی تازه می كند و آن خاطرات را این گونه ادامه می دهد.
درهمین ایام بود كه شاه به سنندج سفر كرد.  آقای »امین« استاندار كردستان ارتشی و فارس زبان بود. به همراه »محمد رضا شاه« ارسنجانی وزیر كشاورزی هم آمده بود. ما مخالف اصلاحات ارضی بودیم. شاه نیاز به حمایت طوایف داشت. خیلی ضعیف بود،‌مخصوصا این اواخر هر لحظه
یك تصمیم می گرفت. می گویند یك روز وقتی رضا خان او را دیده كه روی تخت دراز كشیده به او گفته كه طبیعت در خلق شما اشتباه كرده تو باید زن می بودی و »اشرف« (خواهر محمد رضا) مرد می شد.
سالار به سردار گفته بود،‌وقتی كه شاه به تبلیغ و حمایت  نیاز دارد، حتما ضعفی در او هست. هر چه به انقلاب نزدیكتر می شد، شاه سست تر می شد و بی اختیار.

مجید خان در ایام جوانی سوار كاری ماهر بود. آن هنگام كه »غلامرضا شاپور« برادر محمد رضا شاه« كه همسرش كرد و دختر »سلطان حسین خان« مالك دیواندره بود به منطقه آمد،‌دلباخته اسب عرب مجید خان شد، اما آن را با خود نبرد و بعدها آن رادرخواست كرد. اكنون دیگر نه شاید از سواركاری خبری باشد كه تنها گه گاهی خان كلهر به شكار می رود و در روستا به كشاورزی می پردازد. پیشه ای كه به گفته ی خود بعد ازاخراج او از دارالفنون در سال 42 تا كنون بدان مشغول است.
آن ایام كه ابراهیم یونسی در زندان پهلوی بود، »مجید خان« برای آزادی او به تهران رفت، اما به گفته خود با شرایطی مواجه شد كه یونسی با زندانبانان اختلاف داشت واین امر میسر نشد. خان  و خانزاده كلهر به هنگام این مصاحبه كه در منزل او در سقز انجام شد، بخشهایی از كتاب »ایلات وعشایر كردستان« نوشته »حیرت سجادی« را به ما نشان داد كه به مردمان كلهر در این دیار مرتبط است. او البته به بخشهایی از كتاب انتقاد داشت و واقعیات را خود بازگویی می كرد. روایت او از این مردمان كه هنوز مورد احترام كلهر كردستان است، بخشی از تاریخ زنده مردمانی است كه هنوز مركزیت آنها را استان كرماشان می دانند. آن مردمان كلهر خود لهجه ای كردی به این نام دارند واینك در میان صاحبانش در سقز و بوكان و تكاب و ... رو به خاموشی است و نسل جدید از جمله فرزندان مجید خان دیگر قادر نیستند بدان تكلم كنند. اما هنوز ویژگی هایی چون شجاعت، صداقت و چابكی در میان آنان با قیست.  خرده فرهنگهای كلهری و نوای »هوره« ‌نیز بنا به گفته ی »مجید خان كلهر« هنوز در میان بخشهایی از این مردمان مرسوم است. از این رو ادعای آن دسته از مورخین مبنی بر وجود »هوره« در بخشهایی از كردستان مثل سقز و دیگر مناطق ادعایی بیهوده به نظر نمی رسد. پس لابد وقتی سخن از »هوره« در كردستان به میان می آید، مراد همان نوای مردمان كلهر در این مناطق است. از كلهر در كردستان در میان نسل جدید نامی نیست اما اهالی تحقیق و مطالعه آنها را عمیقا پوییده اند.مجید خان كلهر هنوز در سقز نامی است و بیشتر شهروندان سقزی او را می شناسند و حتی نشانی منزلش را نیز دارند. جوش وخروش او اینك فروكش كرده و تنها شاید مصاحبه ویادآوری خاطراتی ازاین دست،‌ایام خوش این »خان جوان« در آن زمان را دوباره به یاد آورد. هر از چند گاهی مردمان كرماشان و لرستان با او به واسطه جایگاه او در میان كلهر و برای كلهر گویی مرتبط می شوند. خود نیز از بزرگانی چون» داوود خان كلهر« به نیكی یاد می كند و می گوید: »اردشیر كشاورز« مورخ كرماشانی را می شناسم.

 

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :