قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٥/٥/۱۸

                                برترین خبرنگار مطبوعاتی کردستان شدم!

این بار دیگه برترین خبرنگار مطبوعات محلی استان کردستان شدم و می خواهم کلی از خودم خبر بنویسیم..بالاخره چهار دیواری و اختیاری! آیین تجلیل ازخبر نگاران استان کردستا ن با یک روز تاخیر(در 18 مرداد) با حضوراسماعیل نجار  استاندار کردستان وکم لطفی قریب به اتفاق اکثر مدیران این استان که به خود اجازه حضور در این مراسم را  نداده بودند برگزار شد و باز از بخت خوش روزگارکج ما راست

شدو به عنوان برترین خبرنگار مطبوعات استان انتخاب شدیم.آفرین به خودم!تبریک

Image hosted by allyoucanupload.com

در این مراسم که درجوی کاملا خبرنگارانه برگزارشد استاندار کلی سخنرانی کردواز منعکس نشدن خدمات دولت ومقاومت حزب الله  لبنان درمطبوعات کردستان گله مندبود .البته استاندارشکمی از عزا درآوردوتا  دلت بخواهد  به صورت غیر مستقیم ازسیروان ونوشته های من انتقادکرد. خلاصه به نظرم اگر انتخاب برترین خبرنگار دست ایشان بود حتما از اول آخر می شدم! .هر چه او سیروان را غیر مستقیم مورد اشاره قرارمی داد من و مسعود احمدی  خبر نگار ایرنا خنده مان بیشتر می شد!.دست آخر استاندار فهمید وبا خنده  گفت:دوستان دارند می خندند.نمی دانم از درست یا نادرستی سخنان من است؟!این را هم گفت که ما با بخش فارسی سیروان چالش داریم!.می خواستم برم توضیح بدهم. دستمو گرفتند اجازه ندادند.هرچه گفتم ولم کنید...!!!استاندار البته قول داد مشکل مسکن خبرنگاران را حل کند ولی به راستی باورش سخته!    

 خلاصه برترین خبرنگار شدیم و از این بابت به خودم تبریک می گم.آفرین.چه از خود راضی!          نزدیک به 53 خبرنگار و فعال مطبوعاتی در کردستا ن نیز به همراه استاد و همکار عزیزم شیروان یاری خبرنگار تواناو کنجکاو در حوزه اجتماعی که گزارشهای او خیلی ها را عصبانی کرده و ناصر حسنی دیگر همکارمادر بخش کردی سیروان  مورد تقدیر قرارگرفتند.البته این واقعیت را نباید فراموش کرد که متاسفانه به علت تعریف نشدن جایگاه حرفه ا ی خبرنگاران در ایران در این گونه  مراسمات به جنبه مالی هدایا بیشتر توجه می شود و متاسفانه جایزه ما هم با دیگر خبر نگاران به لحاظ مالی تفاوت نداشت!از این بابت واقعا افسوس!!.

روزگار خدا را می بینی؟ امروز هم استراحت نداشتیم وگزارش نوشتیم.البته هم خبرنگاری کردیم هم خبر نگاری بردیم!.باز هم آفرین به خودم برای این جایزه.

Image hosted by allyoucanupload.com

از طرف مردم حتی آنهایی که دوستم ندارند دعا می کنم برای موفقیت بیشتر خودم!!

این جایزه را تقدیم می کنم به استادان عزیزم جناب آقای دکتر محمد سلطانی فر,خانم دکتر شهناز هاشمی,مرحومان  دکتر ابو ترابی ,سلیمان کیانی و...

به خاطر عکسها  ازفرزاد نویدی عکاس باشی جوان اما زیرک ایرنا (عکس اول ) و حمید جوادیان خبرنگار کیهان (عکس دوم)سپاسگزارم  

لینکهای مرتبط 

http://pukmedia.com/farsinews/13-8/news6.html

 http://sirwannews.com/Default.aspx?TabId=58&nid=4708                                          

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٥/٥/۱٤

یادی از سلیمان کیانی روزنامه نگار کرد کرمانشاهیhttp://www.persianblog.ir/userlinks.asp?id=115908

http://ghasrefarhad.persianblog.ir/1384_9_ghasrefarhad_archive.html

۱۷ مرداد روز خبرنگار که بهانه تحریر این نوشتار است به همکاران رسانه ای واصحاب عرصه قلم و مطبوعات تهنیت و یادخبرنگاران قربانی در زیر خاک ودر بند زندان جاودان باد 

                                            خبرنگاران وسياستمداران                                               

                                     یادداشت اوال سیروان شماره ۳۹۳ 

فیض اله پیری :خبرنگاران درجهان راويان قصر قصه هاي قدرت اند؛ از اين رو گاهي كه قلم به دست مي گيرند، قوم قدرت قصد قلم پايشان مي كنند.  

 تاريخ پرفراز و نشيب روزنامه نگاري صحنه رويدادهاي جالب خبري بين روزنامه نگاران و سياستمداران است. آنان گاه ياري دهنده و گاه مزاحم حريم هاي محرمانه قدرت اند. گرچه صاحبان قدرت و قلم از نگاه برخي كارشناسان لازم و ملزوم يكديگرند، اما همواره صاحبان قلم تعيين كننده موجوديت خود در مقام ياري دهنده يا مزاحم قدرت بوده اند.

 پشت صحنه زندگي خبرنگاران حرفه اي ، براي سياستمداران نمي تواند چندان جالب باشد، اما درز اخبار هر چند كوتاه از زندگي خصوصي اهالي قدرت گاهي آنان را تا پاي مرگ سياسي پيش مي برد. گاهي كاربرد تنها يك تاكتيك مطبوعاتي (پوشش خبري،‌نظريه و كتاب مشترك محمد سلطاني فر وشهناز هاشمي) مي تواند تمام نقشه هاي سياستمداران را نقش بر آب كند. سياسيون كلان نگر همواره از در آشتي وتعامل با رسانه ها و روزنامه نگاران در مي آيند. آنان كه به زعم خود زين به انديشه مي كنند،‌راهشان به تركستان است. با شتاب دموكراسي وتكامل نظريه دهكده جهاني و موج سوم،‌افكار عمومي در جهان اهميت بيشتري پيدا مي كند و به تبع آن مفاهيم امنيتي نيز دچار دگرگوني مي شوند. {در این شرایط}آمار پائين مشاركت مردم در انتخابات يكي از شاخصه هاي تهديدهاي امنيتي حكومتها در جهان است. خبرنگاران قادرند افكار عمومي را د رانتخابات به شكل دلخواه خود هدايت كنند و براي حكومت ها مشكل ساز شوند.از اين رو عقلاي قدرت در ايام تبليغات انتخاباتي زمينه را براي طرح مسايل جديد و بعضا شكستن تابلوهاي خبري فراهم مي كنند كه مردم مشاركت بيشتري در انخابات داشته باشند. خبرنگاران و رسانه ها به فعاليتهاي حكومت ها و رويدادهاي اجتماعي و سياسي عينيت مي بخشند. در دنياي رسانه اي امروز هيچ كاري شكل عيني و عملي به خود نمي گيرد،‌مگر اينكه شكل عملي آن در رسانه ها منعكس شود. هنگامي كه »محسن فتاحي« خبرنگار ايرنا {همکار سابق من در مرز خسروی و قصرشیرین}در گفت و گو با »جلال طالباني« در مرز خسروي،‌خبر دستگيري »صدام حسين«، ‌ديكتاتور سابق عراق توسط پيشمرگان كرد را اعلام كرد،کارشناسان و رسانه هاي حرفه اي معتقد بودند،‌نه پيشمرگان كرد كه »ايرنا صدام را گرفت« . از همين رو بهترين برنامه هاي سياسي و عملكردهاي توسعه اي مديران و صاحبان قدرت اگر توسط خبرنگار به افكار عمومي منتقل نشود، عملا ارزشي پيدا نخواهد كرد. همين خبرنگاران هستند كه سياسيون رااز عرش به زمين مي آورندو گاهي چهره هاي ناشناخته نزد افكار عمومي را تا عرش مي برند. نمونه هاي عيني آن در محافل قدرت و سياست نيز فراوان است. انعكاس ماجراي غير اخلاقي »بيل كلينتون« در كاخ سفيد و ياانتشار كاغذ يادداشت كوچك »جورج دبيليو بوش« به خانم »رايس« وزير خارجه آمريكا در جلسه شوراي امنيت كه در آن بوش به دستشويي احساس نياز كرده بود،‌نمونه ي جالبي از اين ماجراهاست. اخيرا »كارل روو« مشاور ارشد بوش به دليل رسوايي ناشي از درز برخي اطلاعات محرمانه به مطبوعات آمريكا ضمن كناره گيري از سمت خود و با انتقاد شديد از روزنامه نگاران اعتراف كرد كه »آنان [خبرنگاران] مي توانند نشان دهند كه همه بدبدختي ها و گرفتاري ها به خاطر سياستمداران است«. در ايران نيز ـاگر چه به گفته »ابوالقاسم حالت« شاعر پارسي گوي،گاهي لازم است »چون هوا گرم شد، از مزه ماست و خيار« و »چون هوا سرد شد، از كشك و لبو بايد گفت« اما ـ خبرنگاران هر گاه كه اراده كرده اند - اگرچه با هزينه هاي فراوان - مزاحمت هاي زيادي براي سياسيون ايجاد كرده اند. بعد از آنكه رئيس جمهور سابق ايران كه دو دوره در اين پست حضور داشت، قصد حضور در انتخابات مجلس ششم كرد، نوشته هاي برخي روزنامه نگاران جايگاه او را تا مقام نزديك به نفر سي ام حوزه انتخابيه تهران كاهش داد. اگر جمله مشهور »ناپلئون« را به اين مصداقها اضافه كنيم، اهالي قدرت و سياسيون انديشه تعامل با خبرنگاران را بيشتر مرور خواهند كرد. ناپلئون با آن همه اقتدار سياسي و نظامي گفته است: »من از صد هزار لشكر نمي ترسم اما از يك خبرنگار مي ترسم »بعيد است كه سياسيون امروزي خود را با اين مرد سياسي تاريخ مقايسه كنند. خبرنگاران حرفه اي علاوه بر انتقال مفاهيم زندگي،‌تنظيم كننده روابط اجتماعي و سياسي و ضربان قلب جامعه هستند. گاهي خروج غافلانه از رسالت حرفه اي جامعه را دچار التهاب مي كند و گاه در واكنش به تحديد و تهديد رسانه ها از سوي سياسيون، براي قدرت مشكل آفرين مي شوند.تاريخ نشان مي دهد اگر قواعد دموكراتيك بازي رعايت شود، روزنامه نگاران در برابرهر گونه كنش سياسيون مي توانند گليم خود را از آب بيرون كشند و در هر شرايط اين اهالي قدرت هستند كه قافيه راخواهند باخت، نه خبرنگاران.

اگرچه شايد در شرايط زماني كوتاه خبرنگاران تحديد و تهديد شوند، اما لبخند گس، و بس تلخند تاريخ در انتظار قدرتمنداني است كه از در مخالفت با روزنامه نگاران درآيند.

از اين جايگاه و فرصت ها، خبرنگاران حرفه اي هيچ گاه استفاده سوء نبرده اند. اخلاق حرفه اي حكم مي كند تا حكومت ها و قداره بندهاي قدرت پا را از گليم حقوق مردم و افكار عمومي و تهديد رسانه ها درازتر نكنند،‌روزنامه نگاران نيز از اين مقام اخلاقي و حرفه اي فراتر نروند. خبرنگاران امين جامعه هستند و حرفه اي هاي اين عرصه در جهان به دنبال منافع عمومي مردم هستند و هيچ گاه شان و جايگاه حرفه اي خود را با تطميع و تحديد زير سئوال نخواهند برد.  تورق تاريخ در مناقشات امروز سياسي و نظامي در بحران عراق، جنگ افغانستان و نبرد فلسطين و لبنان با اسرائيل سند حقانيت مظلوميت روزنامه نگاران براي كسب جايگاه حرفه اي است. با اين حال خبرنگاران حرفه اي{گاه سیاسیون را قلقلک خبری می دهند} اما د رهر شرايطي براي سياسيون قابل كنترل نيستند. انواع تاكتيكهاي مطبوعاتي وجود دارد كه كاربرد آنها در برابر ممنوع القلم شدن خبرنگاران،‌توقيف رسانه ها، آچمز كردن مالي روزنامه نگاران و ايجاد محدوديت هاي ديگر نسبت صد به يك دارد.

 با يادآوري اين نكته كه هيچ يك از سياسيون به اندازه روزنامه نگاران حرفه اي در جهان غم و دغدغه توسعه جامعه،‌منافع عمومي و مردم را ندارند،‌اين نوشتار تنها از آن رو تحرير شد كه جمله يكي از يادداشتهاي گذشته را يادآوري كنم كه:

 بسي تجربه كردم در اين دير مكافات

 با دُرد كشان هركس درافتاد ورافتاد

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٥/٥/۸
                               روزگار مردم شیمیایی شده
                          گفتگو با افشین مرادی دبیر موسسه غیر دولتی مرصاد                   
 فیض اله پیری: سی و یكم تیر ماه سالگرد بمباران شیمیایی روستای زرده و عشایر سرمیل (روستای فعلی چشمه كلبعلی) در شهرستان دالاهو و نیز روستاهای نثار و شامار دیره در شهرستان گیلان غرب استان كرمانشاه است. علاوه بر این منطقه »شیخ سله« در ثلاث باباجانی و در دهم دی ماه سال 65 بیمارستان صحرایی سومار نیز مورد بمباران شیمیایی حملات رژیم بعثی قرار گرفت در این بمباران ها {وبمباران شیمایی سردشت }هزاران نفر از مردمان بی گناه این مناطق شهید و یا مصدوم شدند. بررسی وضعیت و شرایط زندگی بازماندگان و مصدومان شیمیایی از آن رو حائز اهمیت است كه به گفته »افشین مرادی« دبیر موسسه غیر دولتی مرصاد (مدافع مصدومان شیمیایی)‌عوارض ناشی از این بمباران ها اكنون در روستای زرده به اوج خود رسیده است.
سیروان كه همواره این موضوعات را پیگیر بوده است این بار نیز درگفت و گو با مرادی شرایط مصدومان و مناطق شیمیایی شده استان كرمانشاه را از زاویه دیگر بررسی كرده است.متن كامل این گفت و گو را در پی بخوانید

* ‌آقای مرادی ظاهرا آثار ناشی از بمب های شیمیایی هنوز مزاحم زندگی مردمان استان كرمانشاه است. این گونه نیست؟
- مسئله روستای زرده و دیگر مناطق شیمیایی شده استان كرمانشاه هنوز گمنام مانده است. با توجه به عوارض مواد شیمیایی،‌موضوع جدی تر شده و الان در روستای زرده دارد به اوج می رسد. یعنی سرطانهای ریه، خون و بیماریهای مختلف دیگر در میان مردم روستا در حال اوج گرفتن است. وقتی بدن آنها مقاومت را از دست می دهد،‌سلولهای بیماری ناشی از عارضه مواد شیمیایی، در بدن بیشتر فعال می شوند. كشورهایی كه خودشان این سلاحها را ساخته و علیه مردم این منطقه در اختیار صدام نهاده اند، الان منتظر نتایج آزمایشهای پزشكی هستند. خوشحال می شوند و خیلی برایشان مهم است كه نتایج مثبت باشد. در واقع آنها در ذهن خود به موفقیت رسیده اند. این مواد باقی مانده شیمیایی، همان سربازهایی هستند كه در بدن انسان رها شده اند بدن را فتح می كنند و انسان را از بین می برند. مثل همان صحبتی كه صدام گفته است كه ارتش من تا صد سال دیگر در ایران باقی می ماند. سربازان شیمیایی او را هم باید جزو این سلاحها دانست.
* ظاهراًَ تعدادی از افراد این روستا كه حتی بمباران شیمیایی را ندیده اند. بانشانه های مختلف كه حتی به مرگ آنها منجر می شوند،‌دچار این عارضه می شوند. در این زمینه توضیح بیشتری دارید..؟
- از نظر بیماریها مختلف از جمله اعصاب و روان خیلی افراد داریم كه بدن آنها الان می لرزد و این ناشی از گاز اعصاب است كه روی آنها تاثیر گذاشته است. البته نباید از كنار عارضه اجتماعی و روانشناسی و پزشكی دیگر گذشت كه ریشه در همین موضوع دارد. آمار طلاق، آمار سقط جنین و بیماریهای دیگر بعد از عوارض شیمیایی باید مورد مطالعه جدی قرار بگیرند. مهم تر از این قضیه، اثراتی است كه بر روی كشاورزی و محیط زیست گذاشته است.
بخش كشاورزی این روستا تاحدودی راكد مانده است. خیلی از درختها خشك شده اند. خیلی از زمینهای كشاورزی بی حاصل است. حتی از میوه های تولیدی خودشان با اطمینان كامل استفاده نمی كنند. چون منطقه مورد بمباران شیمیایی قرارگرفته، خیلی با ترس و دلهره از آنها استفاده می كنند. در حالی كه میوه هایی مثل گردو،‌انجیر و انگور از تولیدات اصلی این روستا است.
* ظاهرا علاوه بر زرده‌،عشایر وقت »سرمیل« نیز كه الان با عنوان روستای »چشمه كلبعلی« در ریجاب ساكن شده اند، جزو بمبارانهای همان روز بوده اند. از طرفی مناطق دیگر هم در استان كرمانشاه داریم كه مورد بمباران شیمیایی قرار گرفته اند. از این حوادث چه اطلاعاتی دارید؟
- خدمت شما عرض كنم كه عملیات »مرصاد« در تاریخ چهارم مرداد ماه سال 67 صورت گرفت و »منافقین« وارد منطقه شدند. عراق هم عملیات پی در پی علیه ایران داشت. حملات شیمیایی هم كه در واقع در 31 تیر - سه روز قبل از عملیات مرصاد - صورت گرفته بود، این هدف را دنبال می كرد كه موانع پیش روی منافقین برداشته شود. غیر نظامیان هم در مسیر راه بودند. با توجه به روحیات سلحشوری كه درمیان مردم منطقه وجود دارد و مردم مرزنشین حتما از مرزهای ما دفاع كرده اند، این ترس در وجود دشمن بود كه مردم مانع عملیات نظامی شوند و بنابراین تصمیم به برداشتن آنها در مسیر راه خود كردند و این گونه بود كه منطقه مورد بمباران شیمیایی قرار گرفت.
سی و یكم تیرماه وقتی عراق به سرپل ذهاب حمله كرد، دوباره از آن منطقه خارج شد. همان روز حدود ساعت شش صبح بود كه رژیم صدام چند منطقه از جمله زرده را بمباران كرد. اهالی ساكن »چشمه كلبعلی« كه در آن زمان در منطقه »سرمیل« چادرنشین بودند - ‌و البته می دانید كه در فاصله كمتر از 20 كیلومتر قرار دارند - مورد حملات بمبهای شیمیایی قرار گرفتند. الان در چشمه كلبعلی حدود 40 نفر هستند كه جانباز 40 درصد به بالاهستند.
یكی دیگر از مناطق شیمیایی شده منطقه مسكونی »دیره « در گیلان غرب است كه روستاهای »شامار« و »نثار« را شامل می شود . حدود 10 تا 12 بمب شیمیایی بر روی این روستا فرود آمد كه آثار و محل بمبها هنوز مشخص است.
به همین خاطر منطقه به طور كلی آلوده شد و نیروهای نظامی ایران به كمك این غیر نظامیان آمدند. در تاریخ دهم دی ماه سال 65 هم بیمارستان صحرایی »سومار« در شهرستان قصر شیرین مورد حمله شیمیایی قرار گرفته است. برابر كنوانسیون منع سلاح های شیمیایی، بیمارستانها و مناطق غیر نظامی نباید مورد حمله قرار گیرند. در بمباران شیمیایی بیمارستان صحرایی سومار هم رزمندگانی شهید شدند. متاسفانه ما آمار مشخصی نداریم. ‌
»ظهراب شكور« یكی از پزشكانی بوده كه همان روز در آنجا مشغول مداوا می شود و خود نیز جزو مصدومین شیمیایی است. البته منطقه »شیخ سله« هم در جوانرود كه البته با تغییرات جغرافیایی صورت گرفته، به گمانم الان جزو شهرستان »ثلاث باباجانی« هست،‌مورد بمباران شیمیایی قرار گرفت كه متاسفانه اطلاعات ما دراین مورد هم ناقص است. اما مصمم هستیم در این مناطق مطالعات جدی داشته باشیم و موضوع را شناسایی كنیم.
* شما به عنوان موسسه »مرصاد« تا كنون چه كارهایی برای مصدومین شیمیایی این مناطق انجام داده اید؟
موسسه »مرصاد« یك سازمان غیر دولتی است كه در سال 81 تاسیس شده است. اولین كاری كه ما انجام دادیم كارشناسان پژوهشكده علوم پزشكی جانبازان را دعوت كردیم كه از منطقه بازدید كنند. این بازدید خیلی مثمر ثمر بود. ثمره آن این بود كه از مردم آزمایشهایی به عمل بیاید و حتی كارشناسان محیط زیست در منطقه حضور پیدا كنند. آزمایشهای پزشكی بر روی مصدومان شیمیایی وقت و همچنین كسانی كه بعدها دچار عارضه شیمیایی شدند، صورت گرفت. ما جلسات مختلفی با مسئولان مرتبط با مصدومان شیمیایی برگزار كردیم. جلسه ای با حضور دكترعرب زاده معاون درمان بنیاد جانبازان، جاسمی و فلاحت پیشه نمایندگان گیلان غرب و دالاهو در مجلس شورای اسلامی به همراه عظیمی رئیس شورای زرده برگزار و مقرر شد كه هر كدام از افرادی كه مدعی مصدومیت شیمیایی هستند، مورد آزمایش پزشكی قرار گیرند و اگر مصدومیت آنها به اثبات رسید، تحت پوشش بنیاد قرار بگیرند. در این راستا بنیاد جانبازان اقدامات خوبی انجام داده كه قابل تقدیر است. بنیاد جانبازان با برخی مراكز پزشكی قرارداد بست كه روزانه 20 نفر از مدعیان مصدومیت شیمیایی در این مراكز مورد آزمایش قرار گیرند اگر مصدومیت آنها تایید شود به كمیسیون پزشكی بنیاد ارجاع داده می شوندو در صورت تایید پزشكان این كمیسیون،‌تحت پوشش بنیاد جانبازان قرار می گیرند.
* آمار دقیق مصدومان در استان كرمانشاه چند نفر هستند؟
- تعداد افرادی كه در روستای زرده ادعای مصدومیت دارند حدود یك هزار و 400 نفر در روستای نثار در حدود یك هزار نفر و روستای شامار (چسبیده به نثار) حدود 500 تا 600 نفر هستند كه ادعای مصدومیت دارند. در روستای چشمه كلبعلی متاسفانه به دلیل اینكه عشایر كوچ رو بوده اند و حتی افرادی غیر از آنها در این حادثه مصدوم یا شهید شده اند، اطلاعات و آمار دقیقی در دست نیست. تصمیم جدی داریم كه در این حوزه هم مطالعاتی داشته باشیم.
در مورد تعداد شهدا هم آمار مختلفی ارایه می شود. افرادروستا و اعضای شورای روستای زرده می گویند كه 270 نفر شهید شده است. عده ای از اینها از اهالی روستای زرده نبوده اند. با توجه به اینكه مقبره »بابا یادگار« به عنوان مركز زیارتی در منطقه قرار دارد، مردم زیادی در نقاط مختلف به هنگام بمباران شمیایی در روستای زرده بوده اند. پرونده عده ای از شهدای این حادثه در جاهای دیگر است. حدود 46 نفر از اهالی خود روستای زرده به شهادت رسیده اند. بقیه افراد در شهرستانهای مثل سرپل زهاب، اسلام آباد غرب، صحنه و شهرستانهای دیگر پرونده دارند. فعالیت محوری ما الان بیشتر روی كسانی است كه مدعی مصدومیت هستند. افرادی كه الان زنده ،اما مصدوم هستند، مشكلات فراوانی دارند. باید در بحث درمان آنها و قرار گرفتن تحت پوشش بنیاد جانبازان مورد توجه جدی قرار گیرند. مسئولان هم به ما كمك كرده اند،‌ما از آنها سپاسگزار هستیم.
* بعد از 20 سال ظاهرا این رویداد تلخ انسانی در عرصه افكار عمومی جهانی و منطقه ناشناخته مانده است. برای معرفی این موضوع به افكار عمومی چه كارهایی صورت گرفته است؟
- در حوزه بین المللی می توانم اشاره كنم به برگزاری دادگاه »آن راد« فروشنده هلندی مواد شمیایی به صدام. ایشان شخصی بوده كه سالیان سال به عنوان تاجر شركت های مختلف مواد شیمیایی به صدام فروخته است. بعد از اینكه پلیس هلند ایشان را تحت تعقیب قرار داد، به عراق فرار كرد و مدت 11 سال به نام »ابو فارس« درعراق زندگی مخفی كرد.
بعد از اشغال عراق توسط آمریكا دوباره به كشور هلند می رود ودر آنجا توسط پلیس اطلاعات هلند دستگیر و در رابطه با همین پرونده محاكمه می شود. ایران هم یكی از قربانیان حادثه ای بود كه »آن راد« مواد این حادثه را در بازار عرضه كرد. ما هم از طریق دفتر خدمات حقوق ریاست جمهوری افرادی مصدوم را به این دادگاه معرفی و عكسهایی از حادثه را ارایه كردیم. آقای »تی من« دادستان هلند به ایران آمد. و از 10 تا 12 نفر تحقیق به عمل آورد و از نزدیك با چگونگی حادثه و وضعیت پرونده های پزشكی آشنا شد. بعد از این موضوع مرحله دوم این پرونده روی داد كه وكیل متهم - وكیل آن راد - از مصدومین شیمیایی روستای زرده در دالاهو، روستای آلوت بانه، شهر سردشت و آبادان تحقیق به عمل آورد. دادستان چند نفر را در این مناطق انتخاب كرد كه در دادگاه »آن راد« شهادت بدهند. از كرمانشاه سه نفر،‌از آلوت دو نفر، آبادان و اشنویه هر كدام یك نفر و سردشت هم سه یا چهار نفر بودند كه در دادگاه هلند حضور پیدا كردند.جالب اینكه در دادگاه هلند،‌یك نفر ژاپنی علیه فروشنده مواد شیمیایی (آن راد)‌شهادت داد. دادگاه به این فرد ژاپنی كه همدست آن راد بود برای شهادت، مصونیت داد.
نكته ای دیگر كه می خواستم اشاره كنم،‌ارتباط با رسانه ها و مطبوعات است. تا این مدت مناسب سالگرد این حوادث و بعضا حضور هیئتهای ایرانی و خارجی اطلاع رسانی نشده است. اطلاعات مربوط به مصدومان و مناطق شیمیایی موجود هم در موسسه ما نگهداری می شود و به مراكز تحقیقاتی واطلاع رسانی قابل ارایه است. صدا و سیما و برخی مطبوعات محلی و كشوری د رحوزه بمبارانها و مصدومان شیمیایی خوب كار كرده اند. خود شما و هفته نامه سیروان سنگ تمام گذاشتید و واقعا هیچ رسانه ای به اندازه شما دراین حوزه فعالیت نداشته است كه جای سپاسگزاری دارد. این قضیه محكوم است. لازم است كشورهایی كه مدعی حقوق بشر هستند و خود عاملان ضد حقوق بشر هستند رسوا شوند.
ما سال 83 همایش »پیامد كاربرد سلاح شیمیایی« برگزار كردیم كه دكتر »دهقان« معاون رئیس جمهور وقت در امور بنیاد شهید و دكتر »خرازی« وزیر خارجه وقت پیام هایی به این همایش ارسال كردند.
آقای »طباطبایی« دبیر مجمع كنوانسیون منع سلاح های شیمیایی وزارت خارجه به همراه خبرنگاران داخلی و خارجی از جمله شبكه ZDF آلمان در همایش حضور یافتند. بازتاب این همایش به شناخت بیشتر موضوع و مصدومان شیمیایی كمك زیادی كرد. عوارض ناشی از این بمباران ها بیشتر معرفی شدند.
* اخیرا بحث حضور مصدومان و وكلای شیمیایی ایران در دادگاه صدام حسین مطرح شده ماجرا به كجا ختم شد؟ آیا موضوع عملی خواهد شد؟
- اولا دادگاه صدام از نظر ما یك دادگاه صوری و یك دادگاه آمریكایی است. ما اصلا این دادگاه را قبول نداریم چونكه هیچ یك از اتهاماتی كه صدام حسین علیه ایران مرتكب شده ، در دادگاه مطرح نشده است.
پس ما به عنوان مجموعه ای غیر دولتی این دادگاه را به رسمیت نمی شناسیم و به این دادگاه هم شكایتی نمی بریم. ما شكایت خود را در مجامع و دادگاه بین الملل ارایه خواهیم كرد.
* اگر ممكن است در خصوص موانع اجرایی و مشكلات موسسه مرصاد در رابطه با مصدومان شیمیایی اشاره ای داشته باشید.
- ما در دیداری كه با دادستان كل كشور داشتیم، آقای دكتر خرم آبادی به عنوان مسئول جمع آوری اسناد و شكوائیه مصدومان شیمیایی انتخاب شد. مسایل خوب پیش می رود. البته مشكلاتی هم هست اما د رمجموع راضی هستیم متاسفانه برخی مسئولین به اهمیت NGO هاپی نبرده اند و با ما همكاری نمی كنند. موسسات غیر دولتی هنوز جایگاه خودرا در ایران پیدا نكرده اند.
* از نظر شما چه اهمیتی دارد كه موضوع بمبارانها و مصدومین سلاحهای شیمیایی پیگیری شود؟ موسسه شما با چه هدفی این موضوع را دنبال می كند؟
- یكی از مهم ترین دلایل ما مسئله انسانیت است. به هر حال عاملان این بمباران ها اعمالی ضد بشریت و انسانیت انجام داده اند. همین عمل آنها،‌ عوارض خطرناكی به دنبال خود آورده است. بیماری اعصاب و روان ، پوستی،داخلی و وضعیت محیط زیست و مشكلات كودكانی كه به دنیا می آیند،‌مسایلی نیست كه به آسانی ازكنار آن گذشت. كجای دنیا هست كه اگر كسی خطایی مرتكب شده، بگویند چون مدتی از آن گذشته قابل پیگیری نیست؟ اما این قربانیان خاموش كه بدون سر و صدا شهید می شوند،‌واقعا درد بزرگی بر پیكره بشریت است و باید به آن اهمیت داد. باید فروشندگان مواد شیمیایی در دنیا معرفی شوند كه كسی دیگر به خود اجازه ندهد كه مواد شیمیایی در اختیار كشوری برای استفاده علیه بشریت و مردم ما به كار بندند. 
  این گفتگو  در شماره ۳۹۲ هفته نامه سیروان منتشر شده  است 

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :