قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٥/٩/٢٧

                                    به دنبال تشخص وهویت در موسیقی 

                                                     حسین صفامنشفیض اله پیری                                                             »حسین صفامنش« از پدیده های موسیقی کردی در دهه 70 است که با کاست »خوه یشکه خاسه گه م« به او ج رسیدو شهره آفاق گشت. صدای دلنشین،انعطاف پذیر و جدی به همراه تسلط او بر سبک آوازی و مهارت در ادای کلمات باعث شد که او علی رغم تولدش در محیطی غیر رسمی در عرصه موسیقی،‌درمیان اهالی رسمی فرهنگ و هنر و (به ویژه موسیقی کردی) پایگاهی با هویت یابد به گونه ای که حتی تصویر او بارها در رسانه های محلی کرمانشاه به همراه مصاحبه هایی از وی منتشر شد.
صفامنش اینک با کاست »ئێواره« در عرصه موسیقی حضور دوباره و جدی تر از گذشته یافته است، جایی که باید در انتظار منتقدان بی رحم باشد. این هنرمند گرچه با احیای برخی قطعات کردی و نیز انتخاب اشعار زیبا و دلنشین از شاعران محلی چون»‌اسد چراغی« از همان ابتدا به دنبال تشخص و هویت در موسیقی کردی بود، اما در اثر جدید به شیوه ای حرفه ای تر و منسجم تراین هویت را کاویده ودر پی تکمیل آن رفته است؛ راهی که او باانتخاب مجدد اشعارش از همان جنس و همان شعرا با ترکیبات و محتوای جدید،‌استوارتر از پیش، خود را به اهالی موسیقی معرفی کرده است.
هر چند قطعه »خوه یشکه خاسه گه م« شعر دوم اسد چراغی، شاعر خوش قریحه سرپل زهابی، در »ئیواره« به استواری و محکمی اجرای اول صفامنش (در آثار غیر رسمی اش) نمی رسد، و به عبارتی در آثار غیر رسمی موفق تر از اثر رسمی جدید خود عرض اندام کرده، اما در واقع نمی توان توانایی او را به عنوان خواننده ای موفق در موسیقی کردی انکار کرد؛ خواننده ای که از متن فرهنگ کلهر برخاست، به موکریان (‌مهاباد) رفت و به زبان آن دیار آشنا و بعضا با اجرای برخی کنسرت ها و زندگی در آن دیار عملا در متن آن فرهنگ قرار گرفت. او اخیرا با اجرای یک قطعه موسیقی اورامی در اثر جدید خود نشان داد که می تواند پنجره ای جدید از هنر حنجره اش را در موسیقی این دیار به رخ بکشد.
هر چند اثر جدید صفامنش متاسفانه (‌در برخی قطعات)‌لعاب کاملا پاپ به خود گرفته
و این کار زیبایی ملودی های کردی را از آن گرفته، اما تبحر در اجرای آنها،‌این عیب را از اثر جدید او ستانده و نشان می دهد که این صدای هنرمند است که نوع و تشخص اثر هنری را تعیین می کند. صفامنش دراثر جدید نامی از خود نبرده و خود را به عنوان »میرا« معرفی کرده است. جالب است در »ئیواره« نام 25 نوازنده به چشم می خورد. از جمله چهره های سرشناسی چون»‌خاچیک بابائیان« و »ارسلان کامکار« با او همکاری می کنند.
در برخی قطعات ردپای برخی آثار کهن چون »له کچه خاله و له کچه مامه« اثر »صابر محمد« یا ملودی مشابه این آهنگ احساس می شود،‌اما هنرمند چنان این اثر را تغییر داده و به زیبایی اجرا کرده که اجازه نمی دهد مخاطب به آسانی آن را به ماسبق نسبت دهد.آثار ناهید محمدی، اسد چراغی، وفایی و چند اثر فولکلور اشعار »ئیواره« را تشکیل می دهند. این کاست جدید شامل 9 قطعه ی زیبای کردی به نامهای ئیواره، خه و، پێشواز، هاوار،‌نه وروز، چه وه ری، نجابه ت، گول بازی و ده ردی یار است.
به هر روی صفامنش هر چند در این اثر صدای خود را چون گذشته رها نکرده و یا در آثار قبلی به نسبت اثر رسمی خود، پر انرژی تر ظاهر شده، اما کار جدید و رسمی،‌او را در قالب و چارچوبی محدود قرار داده که گریز و رهایی از آن شاید به سختی ورودش نباشد.

این یادداشت در سیروان ۴۱۳ منتشر شده است

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٥/٩/٢۳
                                                       حكایت مثلث شمس
                                                             فیض اله پیری
* وقتی كه صحبت از ناظری ها می شود، معمولاً مثلث شهرام ناظری، كیخسرو پورناظری و گروه تنبور شمس در ذهن متجسم می شود. شما بگویید كه این مثلث چگونه و بر چه اساسی شكل گرفت؟
- این مثلث با دو قطب شروع كرد و اصولاً گروهی به نام تنبور شمس وجود نداشت. پدر من و پدر شهرام ناظری پسرعموی هم هستند. سال 1351 ارتباط هنری من و او در سربازی شكل گرفت. من ساز می زدم و او آواز می خواند. دوستی هنری و عشق ما به موسیقی باعث شد كه ما چند ماه كنار هم باشیم. اما آنچه كه باعث تشكیل این مثلث شد. در واقع شكل گیری گروه شمس به سال 59 بر می گردد. قبل از این هم ما كنسرت هایی برگزار می كردیم كه شهرام ناظری هم یكی از خوانندگان ما بود و از ایشان استفاده می كردیم. منتهی در آن شرایط شهرام چندان مشهور نبود. بعد از اینكه ارتباط كاری ما با شكل گیری گروه شمس مستحكم شد،نخستین كاری كه ما با عنوان »صدای سخن عشق« منتشر كردیم، این مثلث رسماً شكل گرفت.
بعدها دو كاست دیگر به نام »مهتاب رو« و »حیرانی« منتشر كردیم. گروه شمس كه سال 59 تشكیل شد، فعالیت آن هنوز ادامه دارد. افراد ما در گروه عوض شدند. گروه ما با چهره هایی مثل مرحوم سید »خلیل عالی نژاد«،»علی اكبر مرادی«،» كیهان كلهر« و برادرش مرحوم »كامران كلهر« - كه دف می زد - »سیاوش نورپور« و چند نفر دیگر كار را شروع كرد كه اگر اشتباه نكنم سال 67 بود كه انشعابی در گروه شكل گرفت و هركدام دنبال كارهای دیگر رفتند.
* كیهان كلهر با استاد شجریان ادامه داد....
- كیهان كلهر نزد ما تنبور می زد اما ادامه نداد. كمانچه را دنبال گرفت. مرحوم عالی نژاد هم با بچه های »صحنه« جدا شد و مرادی هم بعدها رفت.
* مرادی هم گویا بعدها با بیژن كامكار اثری به نام »گلاریژان« منتشر كرد...؟
- حضور ذهن ندارم. به گمانم همینطور است. من بعدها با فرزندان و شاگردانم گروه شمس را احیا كردیم. كاست »افسانه تنبور« هم مربوط به همین زمان است كه بیژن كامكار آن را خواند.
* الان چه كسانی با شما در گروه همكاری می كنند؟
- فرزندانم هستند به همراه چند نفر از شاگردانم.
* گروه جدید چه برنامه هایی را محور كار خود قرار داده است؟
- گروه جدید شمس موسیقی كردی، موسیقی سنتی فارسی و هم تنبور را به عنوان سه بخش فعالیت های خود قرار داده است. قبل از نوروز هم كنسرتی بسیار بزرگ در پاریس داشتیم كه حمیدرضا نوربخش خواننده ما بود. بخشی هم موسیقی سنتی و تنبور بود. الان هم چند كار سنتی و تنبور در دست ضبط داریم. یكی از كارها در آستانه انتشار قرار دارد. مشغولیم خلاصه.
* خاستگاه فرهنگی و زادبوم شما و مثلث گروه شمس تقریباً به گذشته های دور در دالاهو و آئین های قدیمی در این منطقه بر می گردد. از طرفی ساز مورد استفاده شما ساز تنبور از سازهای مذهبی و كهن است. به نظر شما این هویت موسیقی و شخصی شما چه تأثیری بر تولیدات موسیقی گروه شمس داشته است؟
- ببینید، زیربنای موسیقی من، موسیقی سنتی است. من ابتدا ساز تار به دست گرفتم سالهای قبل از انقلاب هم گروهی در فرهنگ و هنر كرمانشاه داشتیم كه هم كار موسیقی كردی انجام می دادیم و هم سنتی. اما وقتی كه گروه تنبور راه اندازی كردیم، من از فرهنگ تنبور و حس و حال مقام های آن استفاده كردم و سه چهار كاستی هم كه منتشر كردم از همین حال و هوا و توانایی های این ساز آبشخور دارد.
من اهل كرمانشاه هستم و با موسیقی كردی بزرگ شده ام. از كودكی فولكلور كردی شنیده ام و در سینه دارم. در واقع خود به خود این تصاویر در ذهن هنری من شكل گرفته است. موسیقی سنتی را هم به صورت سیستماتیك و اصولی یاد گرفته ام. تنبور كه دیگر حكایت خاصی ندارد. من از متن این ساز و خاستگاه فرهنگی آن آمده ام و معمولاً با بچه های »اهل حق« دوست بودیم كه جملگی اهل این ساز هستند. چهره هایی مثل علی اكبر مرادی شاگرد من بودند. من در این فضا موسیقی آموختم و آثار ما هم از این فضا تأثیر پذیرفته است. البته باید بگویم من نخستین بار تنبور را در خانه انسان بزرگی چون مرحوم »خراباتی« دیدم. كرمانشاه در آن زمان یكی - دو تنبورزن مهم داشت. یكی از آنها »غلام زنده دل« نام داشت كه گاهی به خانه فرهنگ می آمد و من آنجا كار می كردم و از او چیزهایی آموختم. بعدها خودم هم دنبال این هنر رفتم و بیشتر شنیدم و بیشتر علاقه مند شدم تنبور برایم جذابیت داشت. اكنون هم وقت هنری خودم را بیشتر روی تنبور صرف می كنم.
* به غیر از ساز تنبور شما چه سازهای دیگری را دنبال كرده اید؟
- ابتدا با تار شروع كردم و سپس سه تار را دنبال كردم. اما وقتی كه تنبور را به
دست گرفتم دیگر سه تار نمی نوازم. اما تا حالا تار و تنبور را ادامه داده ام و هنوز در دست دارم.
* وقتی كه ما موسیقی ناظری ها را در حوزه سنتی و كردی بررسی می كنیم ردپای موسیقی مقامی نواحی كهنی كه خدمت شما عرض كردم، در آن محسوس و به آسانی قابل دسترسی است. این تأثیر گذاری را شما چگونه ارزیابی می كنید؟
- خب. من كارهایی دارم كه موسیقی سنتی خالص است. به عنوان یك كرد كرمانشاهی كه به موسیقی سنتی هم شناخت دارد، عرض می كنم كه می توانیم از بن مایه های بخشی از موسیقی و فرهنگ بومی این منطقه، وام و تأثیر بگیریم. من خودم همچنان كه می توانم از تجربه موسیقی سنتی در موسیقی كردی استفاده كنم، از بن مایه مقام های كردی كرمانشاه كه با آن آشنا هستم، بهره می برم.
* اصولاً اگر یك موسیقی مثل كردی را از موسیقی ملی جدا كنیم، به نظر شما چه تصویر و جایگاهی از آن باقی می ماند؟
- بالاخره، قبل از اینكه موسیقی سنتی تأثیر خود را از موسیقی كردی بپذیرد، این موسیقی وجود داشته است. وقتی كه دستگاههای ارتباط جمعی مثل رادیو وجود نداشته، موسیقی سنتی كار خود را كرده و به نظر من این موسیقی در موسیقی كردی تأثیرگذاری بیشتری داشته است. بعدها موسیقی كردی غنای خاصی پیدا كرده و گروه های مختلف، این موسیقی را ترویج داده و سازهایی چون تنبور رواج پیدا كرده اند كه بر موسیقی ملی تأثیرگذار بوده اند. به عبارتی رابطه ای دوسویه در این تأثیرگذاری باقی است.
در ردیف های آوازی هم اگر دقت كنیم، ردپای موسیقی كردی مشخص است. مثل كردبیات. یك بار یك فرد روستایی كه نمی دانم از كجا آمده بود، كاملاً كردبیات می خواند. این بنده خدا نه رنگ شهر دیده و نه كردبیات را شناخته است. كردبیات و »كردانیه« - كه به »گردانیه« تغییر كرده
است - در موسیقی ملی داریم. كردانیه از »كردانیا« گرفته شده است.
»نیا« یا »نوا« یا »نیاك« به معنای صدای موسیقی است. ما خود نیاگر داشته ایم كه این نیا به معنای نوای صدا و موسیقی است. وقتی كه می گوییم كردانیا، یعنی نوای كردی كه یك نوع ردیف است. یا حالتی مثل مقدمه »گریلی« داریم كه عده ای می گویند »كردیلی« بوده كه به »كریلی« و »گرایلی« و »گریلی« تغییر پیدا كرده است. این گونه موسیقی ملی از تمام منطقه تأثیر پذیرفته است. ما قطعاتی در موسیقی ملی به نام های خوارزمی، »گیلكی« یا »دشتی« داریم كه همه بنام های مناطقی از ایران است. هر نوای زیبایی كه در هر منطقه ای وجود داشته، گوش به گوش و صدا به صدا به مركز آمده و اساتید بزرگ آن را به موسیقی سنتی وارد كرده اند. موسیقی های همسایه از هم تأثیر می پذیرند. الان موسیقی كردی در كردستان عراق در مواردی رنگ و طعم عربی به خود گرفته است. كردستان تركیه هم مشابه این وضعیت است.
* شما به عنوان كسی كه سالهاست موسیقی را دنبال می كنید و آن را می شناسید، چه دغدغه ای در موسیقی دارید؟
- تمام دغدغه ما امروز این است كه متأسفانه دستگاههای ارتباطی مثل رادیو و تلویزیون اشاعه گر یك نوع موسیقی غیر بومی و غیر اصیل به نام موسیقی پاپ شده اند كه شما هم می دانید این موسیقی را این قدر تكرار كرده اند كه مردم تغییر ذائقه و سلیقه داده اند و دنبال این موسیقی ساده، بی تفكر و بی زحمت می روند. چون مردم هر صدایی كه بشنوند با آن خاطره می سازند و اگر بعد از چندی دوباره آن را بشنوند، خاطره آن برایشان تداعی می شود. این وضعیت نگران كننده است.
دغدغه كسانی مثل من كه موسیقی اصیل را دنبال می كنیم، این است كه سلیقه مردم عوض كردن بسیار خطرناك است و به آینده موسیقی محلی، نواحی، مقامی و ملی لطمه وارد می كند.
* شهرام ناظری همواره از تكراری بودن تولیدات موسیقی غیرپاپ انتقاد كرده كه آثار جدید كپی همان آثار قدیمی است. این موضوع به نظر شما چقدر واقعیت دارد؟ اگر با این موضوع موافق هستید به نظر شما ریشه در كجا دارد؟ چرا نوآوری نداریم؟
- حقیقتاً، واژه نوآوری كه ورد زبان همه شده، خیلی جای بحث دارد. نوآوری باید شناسنامه و عمق فرهنگی و هنری داشته باشد، نه اینكه چیزی خودساخته را به عنوان نوآوری معرفی كنیم. به نظر من اینك در عرصه موسیقی تولیدات جدیدی نداریم و این به ریشه فعالیت سازندگان آثار بر می گردد. نوازنده باید حداقل 20 سال تجربه داشته باشد كه به یك زبان و احساس هنری كامل برسد تا اثری خوب تولید و به بازار عرضه كند. متأسفانه بسیاری از هنرمندان امروز همین كه دوره آموزشی را به پایان می برند، به تولید آثار بازاری روی می آورند. با این شرایط كاری كه عرضه عمومی و به بازار ارایه می شود، بدون محتوا و بدون ریشه است.
آنهایی هم كه خلاقیتی دارند و صاحب تجربه هستند باید شرایط برای آنها فراهم شود كه به تولید اثر گرانبها روی بیاورند. عده ای از این گونه هنرمندان دغدغه مالی و زندگی دارند و انگیزه ای برای تولید اثر در آنها وجود ندارد كه بنشینند و اثری پرمحتوا، نو، زیبا و ماندگار بسازند.
*این گفتگو را برای سیروان انجام داده ام ودر شماره۴۱۳ منتشر شده است
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٥/٩/٥

                               Image hosted by allyoucanupload.com         

   هواپیمای احمدی نژاد و انتظار طولانی ما - عکس از محمد رضا باغبانی  

 هنگامي كه رييس جمهور صبح روز چهارشنبه 24 آبان با پروا ز تهران - سنندج بيستمين سفر استاني خود را به كردستان آغاز كرد، خبرنگاران زيادي در پاويون فرودگاه سنندج از ساعتها قبل در انتظار »احمدي نژاد« بودند تا كه تنها به يك سئوال آنها پاسخ دهد: هدف از سفر به سنندج...؟ معمولا طرح اين سئوال بر اساس عادت ،‌عرف يا قانون قبلي توسط خبرنگار محلي صدا و سيما مطرح مي شود و حضور ديگر خبرنگاران در اين مكان تنها جنبه تشريفاتي دارد.

تشريفات امنيتي هم طبق عرف چنين برنامه هايي اجرا و وسايل صوتي وتصويري از قبل تحویل شده و موبايل ها به هنگام ورود نيز هم .

البته برخي خبرنگاران از جمله خودم موفق شديم موبايل ها را با خود به محل گفتگوي رييس جمهور با خبرنگاران ببريم.

خبرنگاران به پشت خط مانع هدايت مي شوند. فيلمبرداران وعكاسان در پشت اين خط قرار مي گيرند و ديگر خبرنگاراني كه قصد ضبط صدا يانوشتن سخنان  رييس جمهور را دارند اندكي به عقب تر هدايت مي شوند؛ جايي كه حلقه اي از خبرنگاران اطراف يك باند صدا شكل مي گيرد .علي رغم توصيه تشريفات و همراهان امنيتي رييس جمهور براي حضور در محل پخش صداوترک جایگاه عکاسان (روبروی  احمدی نژاد) اما من در رديف آنان مي مانم و مي گويم دو نفر ديگر ازهمكاران ما آنجا هستندو صدا را ضبط می کنند. بدين ترتيب احمدي نژاد پشت تريبون _ جايي كه ميكروفون ها با چند لوگوي تلويزيون محلي و ملي نصب شده_قرار مي گيرد وبا لبخند با خبرنگاران خوش و بش مي كند. چهره اش در ميان فلاش هاي عكاسان گم مي شود ...و خبرنگارصدا و سيما از او اهداف سفر به كردستان را مي پرسد.

همراهان رييس جمهور از قبل به خبرنگاران گفته بودند كه تنها خبرنگار صدا و سيما اين سئوال را مي پرسد اما من معتقدم ويژگي و توانايي خبرنگار زيرك در اين گونه موارد ظاهر مي شود كه بايد فراتر از اين توصيه ها عمل كند.

موافقت نامه روابط عمومي دفتر رياست جمهوري زير دفتر يادداشتم هست و همينكه كلمات آخر پاسخ احمدي نژاد به خبرنگارصدا و سیما ادا مي شود و قبل از اينكه از مقابل دوربينها دور شود عرف را مي شكنم،توصیه های ایمنی!را نشنیده می گیرم و موافقت نامه روابط عمومی دفتراحمدی نژاد را به او نشان مي دهم. و مي گويم:

* آقاي رييس جمهور! موافقت كرده ايد كه با من مصاحبه كنيد...

رييس جمهور در مقابل دوربينها و خبرنگاران سئوالم را بي پاسخ نمي گذارد وبا لبخند مي گويد:

*در پايان سفر چشم.

ساكت نمي شوم ودوباره مي پرسم:

* گفتي خصوصي مصاحبه مي كنم،‌آقاي رييس جمهور. موافقت مكتوب كرديد..؟.

 رييس جمهور با لبخند مي گويد:

- چشم، حتما در پايان سفر ...

بدین ترتیب رييس جمهور با اين جملاتدر مقابل دوربین خبرنگاران  وفاي به عهد خود را براي مصاحبه با من تجديد.

دقايقي از بامداد روز جمعه 26 آبان ماه گذشته بود كه خبرنگاران در اتاق روابط عمومي استانداري كردستان كه براي كنفرانس مطبوعاتي تهيه شده بود در انتظار رييس جمهور بودند .هرازگاهي نمايندگان مجلس،‌وزرا و .... به اين اتاق سر مي كشيدند. »مصري« وزير كرمانشاهي رفاه و تامين اجتماعي ، »شعباني«‌نماينده سنندج، استاندار كردستان و... از آن جمله بودند. در شرايطي كه خواب آلودگي خبرنگاران سوژه عكس و فيلم ديگر همكاران شده بود، رييس جمهور به همراه نماينده ولي فقيه و استاندار كردستان به جمع خبرنگاران پيوست.

تنها سئوال اين جلسه مطبوعاتي را مثل هميشه بايد خبرنگار صدا و سيما بپرسد و رييس جمهور نيز در جواب او دستاوردهاي سفر هيات دولت به كردستان را تشريح مي كندودر واقع به همه سوالات مطرح نشده خبر نگاران پاسخ می دهد.همینکه کلمات آخر پاسخش را تمام می کندخبر نگاران به سوی او می روندوهریک با رییس جمهور گفتگوی  غیر خبری و غیر رسمی بکنند.اما من دنبال پاسخ چند سوال وروشن شدن تکلیف مصاحبه ام بودم.از جمله از رییس جمهور وضعیت راه آهن کردستان را جویا شدم که پاسخش در میان حلقه خبرنگاران گم شد.فقط این دو جمله را به یاد دارم که گفت "مشکلی ندارد بودجه متمم گذاشتیم سال آینده هم ..."دلم به حال خبر نگاران سوخت . برخی ازآنها چنان خود را گم کرده بودندکه انگار نه انگار خبر نگار هستند تا از این فرصت برای گرفتن پاسخ چند سوال استفاده کنند.یکی مشکل مسکن خبر نگاران را مطرح کرد _ که البته احمدی نژاد گفت"کمکتان می کنم"_دیگری به دنبال عکس گرفتن با رییس جمهور بود و خبر نگار نشریه بدر در قروه(اسمش را فراموش کردم) هم پار چه سبز رنگی با خود آورده بود که به رییس جمهور هدیه کند و البته آخر سر هم هدیه کرد و احمدی نژاد از آن به عنوان حسن ختام سفرش یاد کرد .راستش این دوست خبر نگار که انگار فقط برای این کار در کسوت خبر نگار ظاهر شده بود،اگر رد صلاحیت نمی شد رقیب احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بود !! یادم می آید در آن زمان در باره او نوشتم "کاندیدای ریاست جمهوری در سیروان "!

به هر روی دوباره موافقت نامه دفتر ریاست جمهوری را برای گفتگو با احمدی نژاد به او نشان دادم اما  احمدی نژاد گفت:

*مگر سوالت را نپرسیدی؟

گفتم:من سوالی نپرسیدم!

با لبخند گفت:پس این چه بود؟(منظور سوال در خصوص وضعیت راه آهن)

گفتم:این یک سوال بود؟!

گفت:خب ، یک سوال دیگه بپرس

گفتم:خود شما  کتبا موافقت کردید که خصوصی مصاحبه کنید!{یعنی با این شرایط در این شلوغی امکان ندارد}

مثل بقیه حرفهایش که با لبخند همراه بود ، گفت:خب سوالت بپرس

گفتم: آقای رییس جمهور...{دقیقا نمی دانم_اما مفهومش این بود که در این شرایط امکان مصاحبه خصوصی نیست}

گفت:مگه چقدر وقت می خواهی ؟

گفتم :حد اقل یک ربع {ساعت}

گفت :اوووو .....یه ربع!

گفتم : حتی تهران ....؟

باز هم با خنده گفت: من احمدی نژاد الان می رم تهران هزار و یک کار دارم...!

 این ماجرای  وعده رییس جمهور  برای گفتگو با یک خبر نگار بود که البته داستان آن ادامه خواهد داشت!!!

البته خلاصه گفتگوی احمدی نژاد با خبرنگاران وعده اجرای یکصد مصوبه دولت در کردستان بود.

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :