قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٦/۱/٢٩

 نگاهی به «سروه» اثر جدید حسین صفامنش خواننده کرد

فیض اله پیری:حدود یک دهه پیش،هنگامی که «حسین صفامنش» یکی از آهنگهای مشهور یک خواننده نامی کرد را بازخوانی کرد،آن هنرمند سرشناس آرزو کرده بود که جوانان مستعدی چون صفامنش به عنوان سرمایه های آینده موسیقی کردی جای امثال او را پرکنند.آن هنگام صفامنش جوان بود و جویای نام.اینک که دهه سوم زندگی را پشت سر می گذارد او یکی از سرمایه های بلامنازع موسیقی کردی است که با شوق آواز و سوز ترانه، کرانه های مخاطبانش را گسترش می دهد و اینک نه تنها در میان کردها و ایرانیان نامی آشناست که روح عشاق هنر را در آن سوی مرزها به تحریک وا می‌دارد وچنانکه «جبران خلیل جبران» می گفت، با «یگانه‌ زبان جهان»(موسیقی)با دیگران سخن می گوید.

درآثار اولیه این هنرمند و آن هنگام کنسرتهای غیر رسمی به پا و آثاری چنین منتشر می کرد،توانایی خویش را نمایان کرد و رفلکس و همراهی حنجره با صدایی که مورد نظرش بود،باعث شد که از همان ایام نسیمی روح بخش چون «سروه» را به آینده نوید دهد.درنخستین اثرش به نام «ئیواره» به دنبال تشخص و هویت در موسیقی  بود واینک در سروه با پیمودن مرحله‌ای دیگراز تکامل هنری،مسیر را یافته واوج هنرنمایی خود رانمایان کرده است. اثر جدید او که در فضایی کاملا شاد وبه یاد یار و دیار خلق شده، پنجره خیال آدمی را به سوی حقیقتهای ناشناخته اما شگفت انگیز موسیقی کردی سوق می دهد و هنرمند با انتخاب با اشعاری ناب از تمام لهجه های مناطق کردنشین (غیر از کرمانجی)،هم به متن آنها رفته وهم طبیعتا آنها را با خود همراه کرده است.گرچه در شناسنامه «سروه» اشاره ای به هویت اشعار و آهنگ‌ها نشده اما به نظر می رسد بیشتر آنها ریشه فولکلوریک دارد والبته چنانکه «بیژن کامکار» به نگارنده گفت،هیچ کس نمی تواند خودرا مالک محض فولکلور بداند ؛هرچند آن را زودتر اجرا کرده باشد.صفا‌منش البته به همان اندازه در بازسازی برخی آثار فولکلور تبحر دارد،که در شناسایی،به‌کارگیری وهویت‌بخشی به سروده های شاعرانی چون «اسدچراغی» ، «ناهیدمحمدی» و احتمالا در آینده «سعید عبادتیان»،که برای به نظم درآوردن فرهنگ کردها آثار درخوری خلق کرده اند.

این هنرمند اگرچه خود کردزاده کرمانشاهی است،اما با داشتن وشناختی کامل ازجغرافیای موسیقی کردها،برای خود مخاطبانی به وسعت «سروه» جذب می کند وصدای خود را فراتر از مرزهای بیستون طنین انداز می کند.

 اصولا هر هنرمند یا حتی صاحب قلم زمانی می تواند در دل مردم جای خود را باز کند که به زبان هنر و فرهنگ خودشان با آنها سخن گوید ونقش زندگی روزمره آنها را بازی کند که صفامنش به این موضوعات، خوب توجه کرده وبدون شک آیینه ای هنری از زندگی مخاطبانش است.او در سروه علاوه بر آنکه با لهجه مردمان کلهراز«خرما» و«لیمو»ی قصر شیرین  و «ستاره آسمان سنقروکلیایی در استان کرمانشاه سخن می گوید، به لهجه زیبای سورانی(موکریانی) نام سردشت،بانه ،مهاباد وشارزور(در کردستان عراق) را به زبان جاری می کند و با اجرای آهنگی با لهجه لری ،گامی دیگر در جهت گسترش دایره مخاطبان خود برمی دارد.این ها البته برای یک خواننده که می خواهد به متن مردم برود کافی نیست.شناخت جغرافیایی ونیاز فرهنگی مخاطبان و مهمتر از همه تسلط زبانی و انعطاف پذیری حنجره درمسیر ادای کلمات یک لهجه، از شروط مهم به شمار می رود که صفامنش این ابزارها را یکجا نزد خود گرد آورده است. او به همان سادگی که آهنگ«به‌و به‌و» را به لهجه کرمانشاهی(کلهری) ادامی کند،به یمن تسلط کاملش برفنوتیک وشکل ادای واژه‌های لهجه‌های مختلف زبان کردی،«سه‌وزه سه‌وزه» را به لهجه ساکنان لرستان به زیبایی می خواند و فبدون برخورد با مشکل لحنی، آهنگی در فضای لهجه اورامی که می توان رد پای «چپله» را در آن حس کرد، اجرا می‌کند و این جرات‌های هنری، خود سرمایه‌ای عظیم به شمار می رودکه بتوان بدون خطای فنوتیک از لهجه‌ای به لهجه دیگر گام نهاد وبا موفقیت از آن گذشت. 

چنانکه شاهد بوده‌ایم در سالهای اخیر تعدادی از خوانندگان تلاش کرده اند برا ی جذب مخاطبان بیشتر ، به تقلید آهنگهای غیر از زبان خود روی بیاورند که به علت تقلید طوطی‌وار و ادای نامناسب کلمات ناشی ازعدم شناخت،تنها باعث تخریب منزلت آهنگ اصلی شده‌اند.البته شاید عده‌ای بگویند که این کار در لهجه های درون یک زبان(مانند کردی) اندکی آسان و بنا‌بر‌این صفامنش در «سروه» کار مهمی نکرده است.باید گفت که وسعت کلمات وتفاوت و تعدد لهجه در زبان کردی چنان است که گاهی یادگیری یک لهجه برای صاحبان لهجه‌ای دیگر بسیار سخت است، چنانکه همین قلم شاهد بوده که یک کرد بوکانی با کرد ایلامی به علت نفهمیدن منظور همدیگر به زبان فارسی با هم گفتگو کرده‌اند. به هنگام ورود به حوزه لهجه اورامی کار مشکل تر می‌شود.لهجه «کردی اورامی» زبان ساکنان سرزمین اساطیری وکهن اورامان است که جغرافیای سرزمینی آن میان استانهای کردستان، کرمانشاه وکردستان عراق تقسیم شده است.بسیاری را عقیده بر این است که بدون اینکه فرد از کودکی در محیط فرهنگ اورامی بزرگ نشود،نمی تواند واژه های لهجه کردی این منطقه را چون ساکنانش برزبان جاری کند. با این دلایل باید ورود- هرچند اندک،اما موفقیت آمیز- صفامنش در دو اثر«ئیواره» و «سروه» به حوزه نفوذ ناپذیر اورامان را باید ستود.البته باید اضافه کرد«عباس کمندی» هنرمند نام آشنا وکهن سال کردستان نیز در کاست«اورامان»که سالها پیش با گروه کامکارها منتشر شد،توانست نغمه‌هایی از سرزمین اورامان را احیا و باز خوانی کند و به خوبی از عهده آن برآید که البته این اثر نشان می دهد که فعالیت پژوهشی در پشت سر آن بوده است. 

آنچه که صفامنش در سروه عرضه کرده،نوعی موسیقی شاد ونیاز امروز جامعه است که ریشه در بزم وشادی‌های اصیل کردی دارد وصدور مجوز آن درداخل ایران باید به فال نیک گرفت.چون در سالهای  دهه شصت و هفتاد اجرای این نوع موسیقی حتی در آیینهای شادی وخصوصی مردم کرد در ایران بسیار آسان نبود. البته خالق سروه باید مواظب باشد که بیش از این به عمق این نوع موسیقی وارد شود، چرا که اسراف در آن ممکن است اصالت را از هنرش بگیرد،شکل مطربی کار بیشتر کرده و به شخصیت هنری‌اش آسیب برساند.نیز باید گفت اصالت ومنزلت چنین آثاری از حضور بیش از حد سازهای غربی والکترونیک چون کیبورد،متضرر ومتزلزل می‌شود.البته سازی همانند ویولون در موسیقی کردی و ایرانی هضم شده اما کیبورد هرچند با چیره دستی هنرمندی چون«لاوک لطیف» اجراشود، در میان  ساز و آواز این دیار غریبه وحضورش غیر عادی و تصنعی است. ناگفته نماند که در سروه،از «نرمه‌نای»،«دوزله» و«سرنا» به عنوان ساز های کردی استفاده شده اما حضورشان اندک است. 

به هرروی اگرچه اثرمورد بحث ما نمی تواندخالی از اشکال وبدون کاستی باشد،اما بدون شک خدمتی ماندگار در موسیقی کردی است که سرمایه‌هایی چون حسین صفا منش را به جامعه معرفی می‌کند. 

پیداست «سروه» شبیه «سروه» تولد یافته که‌ به صاحب آن شخصیت هنری بخشیده ، بنابراین منش هنری نیز حکم می کند که صاحب چنین صدایی،چنانکه جامعه از او انتظار دارد،سلوک اجتماعی خود را نیز با ساز سروه تنظیم کند.چه خوب است  صفامنش با آزمایش صدای خود در اجرای مقامهای کردی والبته بدون دخالت سازهای الکترونیک به دنبالخلق آثارماندگارتر در عرصه موسیقی برود و نیز لهجه کرمانجی را به متن آثار جدیدش بیاورد. 

سروه از 9 آهنگ با نامهای«گول وه گولمی»،«خه‌نه‌به‌ندان»،«سروه»،«به‌و به‌و»،«مه‌گری»،«خال‌ له‌‌رو»،«گه‌رده»،«ته‌نک‌ته‌نکی» و«سه‌وزه سه‌وزه» خلق شده ،«لاوک لطیف» آن را تنظیم کرده و«رامین یوسفی» و«اسماعیل مردانی» نیز با او همکاری می کنند 

 

یادداشت مرتبط:به دنبال تشخص و هویت در موسیقی

http://ghasrefarhad.persianblog.ir/1385/9/

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٦/۱/۱٦

 افشین مرادی رییس موسسه مرصاد از تشکلهای فعال در زمینه دفاع از مصدومان شیمایی به دادگاه تجدید نظر فرانس آن راد( فروشنده مواد شیمیایی به رژیم صدام )رفته است در تماسی تلفنی از محل دادگاه در هلند اعلام کرد که حکم نهایی این متهم پنجم اردیبهشت ماه سال جاری صادر می شود

به گفته وی شواهدمصدوم شیمیایی از شهر های سردشت؛اشنویه و آبادان و نیز روستاهای زرده دالاهو(کرمانشاه)و آلوت بانه علیه فرانس آن راد شهادت دادتد و در مقابل وکلای متهم خواستار آزادی موکل خود شدند.به گفته وی با توجه یه اتهامات سنگین این تاجر مواد شیمیایی رییس دادگاه با آزادی وی مخالفت کرد

 شرکت کنندگان در دادگاه تجدید نطر آن رات همچنین در حاشیه دادگاه نما یشگاهی از تصاویر؛بروشورها و اسناد مناطق شیمیایی شده برگزار کردند .

لینک

 http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=ghasrefarhad.persianblog.ir&postid=6251534

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :