قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/۱٢/۱٥

یادداشتی در روزنامه شرق دوشنبه 15 اسفند 90 

http://sharghnewspaper.ir/News/90/12/15/26386.html

فیض اله پیری:نامیان و ناموران روزگار اگر نام و نشانی از خود برجای گذاشته اند، همواره از همراه و هم درد  و حامیانی سخن می گویند و گفته اند که بی گمان  اگر نبود چنین ملالت دیدگی و همیاری آن یاران صدیق، این بزرگان نیز مفهوم و عینیتی پیدا نمی کردند و یا دست کم نبودند در مرتبه ای که هویتشان را ساخته است. تاریخ کمتر مرد موفقی سراغ دارد که بدون حمایت و  همراهی همسری فداکار و از خودگذشته کاری از پیش برده و به جایگاهی رسیده باشد.

این اشاره از آن رو مورد اشاره قرار گرفت که بهانه و  دلیلی شود برای ادای احترام و یادکردن از زنی مهربان که تنها از سر وفاداری و عشق به زندگی، هرآنچه در توان داشت، خالصانه بخشید و چون شمعی عاشقانه سوخت تا نتیجه این سوختن، تولد مردی  افتخار آفرین در دنیای فرهنگ  و تاریخ کرد و ایرانی باشد.

نمی توان از ابراهیم یونسی نویسنده و مترجم صاحب سبک کردستانی سخن گفت و جایگاه ممتاز او را تفسیر کرد و در عین حال به آسانی ازکنار نام« رزا خانم» گذشت که زندگی و سرگذشت زمستانی  همسرش را با تمام مشقتها و سختیهای آن تحمل کرد و تا آخرین ثانیه های زندگی پیرترجمه و داستان، لحظه ای از ملالتها ابراز ملالت نکرد.

اگر یونسی توانست به خوبی راوی دردهای یک جغرافیا برای همیشه تاریخ باشد، اگر توانست ندای صلح و دوستی سردهد و دردهای رنجدیدگان و فقرا را فریاد کشد و فضای ادبیات و تاریخ معاصر کردستان و ایران را تحت تآثیر قلم صریح و بی پرده خود قرار دهد، همه به یمن صبر و استقامت و همراهی رزا گلپاشی است؛ دخترمسیحی عاشوری که از دیار دریاچه چیچست، بخت افسری ماجراجو شد و 60 سال از بهترین دوران عمر خود را به پای او ریخت.

عروس جوان کردها هنوز طعم کال کودکی را از یاد نبرده بود و در 16 سالگی هزار رویای جوانی به سرداشت که ناگهان در دومین سال ازدواجش با حادثه قطع پای یونسی روبرو می شود. در میانه راه  او را تا لحظه نوشتن وصیتنامه به مرگ نزدیک می بیند و آشوبی دیگر درونش را ناآرام می کند؛ بعد دست کم 7 سال زندان و سه سال بیکاری همسر و خلاصه زمستان زمستان مشقت...، شرایطی که یونسی هیچ شعری غیر از شعر«زمستان» اخوان ثالث، تفسیر و تشبیهی برای آن ندارد.

بگذریم از روزهای طولانی فراق  به خاطر زندانی شدن یونسی و یا تحصیلش در فرانسه و ...که رزا خانم باید تربیت و تحصیل فرزندان و غم نان و کاردربیرون و سختیهای زندگی را در غیاب همسر تحمل می کرد. تنها یکی از این دردها کافیست تا خانواده ای را از هم بپاشد و از پای درآورد، اما این زن مقاوم ذره ای هم نگسست  و نرمید و خم به ابرو نیاورد .او قوت قلب و موجب دلگرمی یونسی در 60 سال زندگی مشترک و البته منتقدی جدی برای آثارش بود، چنانکه یونسی بزرگ نزد راقم حقیر این سطور  با ادای سوگند این به حقیقت مهر تایید زد.

در سالهای اخیر هرگاه افتخار دیدار با یونسی را پیدا می کردم، دلدادگی و فداکاریهای این بانوی صبور را از نزدیک می دیدم که چگونه عاشقانه یونسی را تنها نمی گذاشت و چون پرستاری دلسوز از او مراقبت می کردغ تنش به ناز طبیبان نیازمند مباد!

فراهم کردن خلوت و امنیت برای قلم یونسی نشان می داد که رزابانوهم همسرش را از جان و دل دوست دارد و هم جایگاه والای او را در جامعه درک کرده است. بویژه در آخرین دیداری که با قلم به دست پیر داشتم، این فداکاری و این سوختن را در اوج دیدم، چنانکه در مسیر بازگشت، یکی از همراهان گفت: این زن نه تنها به پای یونسی، بلکه به پای کرد و ایرانی سوخته است و دست کم کردها باید همواره با او ادای احترام کنند.

وقتی بانویی 15 سال را در خانه پدر و 60 سال را در خانه بخت بسربرد، معلوم است که تعلق خاطر به همسر و فرزندانش باید چنان باشد که در غیاب آنان بی تاب وطاقت باشد. البته  اینک رزاخانم که سالهای کهنسالی را باید در غیاب همراه دوست داشتنی وعاشق قلم پیشه خود سرکند، سربلند است، چون آن گونه که شایسته یک مادر عاشق و همسری دلسوز است، رسالت خویش را به درستی به انجام رسانده و اگر او نبود، بی گمان یونسی به آن شهرت و آوازه نمی رسید که اکنون رسیده است. چنین است که هرجا سخن از نام یونسی برسرزبانها باشد ، نام رزا خانم دوست صدیق و یاور همیشگی او  نیز در اذهان همراه اوست.

کردها به صفاتی خاص نامی اند و از جمله آنکه خادمان خود را خوب می شناسند و  به وقتش آنها را سپاس می گویند. روز تشییع و خاکسپاری ابراهیم یونسی نیز که با شکوهی خاص برگزار شد، جدای از تکریم این نویسنده و مترجم خادم ملک و میهن، روز ادای احترام به زنی بود که یک عمر زندگی خود را صادقانه و در بحرانی ترین شرایط با افسری ماجرا جو گذراند و فرزند کردستان را تا آخرین لحظات وداع تنها نگذاشت.

اهدای گلهای رز به مزار یونسی در آن وداع تلخ زمستانی، اگرچه بهانه یک مرگ بود، اما نشانی از ادای احترام به زندگی رنج آلود و پیراسته و تقدیس زنی مسیحی تبار بود که  علاوه بر اینکه به پای فرزند بی پای کردستان، درد و ملامت کشید، که  روزهای زیادی پذیرا ومهماندار دانشجویان ، جوانان  و شخصیتهای کرد بود و هنوز هم می گوید که در این خانه در غیاب یونسی به روی آنها همواره باز خواهد بود و من خود را از این مردم می دانم. چه پاسخی والاتر و بزرگتر به این همه مهربانی که اهدای گل به مزار یونسی در روز وداع جاودانی نشانی از احترام به رزانیز باشد. رزهای آن روز، رزهایی برای روزهای رزا بود.

 

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :