قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/٢/٢٥

گفتگو با عبدالحمید حیرت سجادی نویسنده و پژوهشگر کرد

 

 

 

فیض اله پیری: عبدالحمید حیرت سجادی متولد 1308 از نویسندگان و پژوهشگران بنام کردستان است و حاصل 50 سال تحقیقات او، انتشار کتب متعدد و مراجع تاریخی و فولکلوریک ارزشمندی است که از جمله آنها می توان به گزیده ای از »تاثیر قرآن بر نظم فارسی«، »روش درست نویسی«، »گلزار شاعران کردستان«، »شاعران کرد پارسی گوی«، »نمازخواص«، »تضمین، ترصیع و تلمیح آیات قرآن در اشعار فارسی«، »پیغمبران قرآن در قلمرو شاعران«، »تاریخ آموزش و پرورش کردستان«، »ایلات و عشایر کردستان«، »پند پیشینیان« (به زبان کردی) و آثار دیگر اشاره کرد.

وی سالها آموزگاری پیشه کرد و زندگی او در سنندج، ارومیه، مشهد و تهران با تجربه کار در رادیو و مطالعه تحقیقات همراه شد و اینک بعد از بازنشستگی در سنندج زندگی را سپری می کند.

پدر حیرت سجادی نیز که به »رکن الاسلام« شهرت داشت، از ارکان تاریخ آموزش و پرورش کردستان بود و در سال 1286 بعد از تاسیس نخستین مدرسه مردمی علوم جدید، نماینده دولت برای احداث اولین مدرسه دولتی در کردستان شد، از این رو پسر، پدر را بنیادگزار آموزش و پرورش کردستان می داند. برای گفتگو با عبدالحمید حیرت سجادی به خیابان شهدا در بافت قدیم شهر سنندج رفتیم پرسش از جزییات آثار و احوال شخصی و زندگی امروز او محور گفتگویی شده که تقدیم خوانندگان می شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/٢/۱٩

برگرفته از روزنامه اطلاعات ؛سه شنبه دوازدهم اردیبهشت سال 1340

دیروز کسانی که به وزارت فرهنگ مراجعه می کردند پیرمرد کهنسالی را در باغ وزارت خانه مشاهده می کردند که بیش از هشتاد سال از سنش می گذشت. دست و پایش می لرزید، چشمانش به زحمت می دید و به وسیله سمعک آن هم با سختی گفتگوها را می شنید. اما با تمام قدرت خود با دو دست بند محکمی را که به دور یک کتاب سنگین پیچیده بود چسبیده بود.

چهار هزار صفحه:این کتاب شاید 30 کیلو وزن داشت و مشتمل بر چهار هزار صفحه بزرگ نیم ورقی بود. تمام جلد چرمی سخت صحافی شده بود. قطر کتاب بیش از 30 سانتیمتر بود. به همین جهت چفت و بست آهنی محکمی دو طرف جلد را به یکدیگر متصل می ساخت. پیرمرد به سختی گام بر می داشت و با دو دست این کتاب را همچون موجود عزیزی با خود می کشید.

همه کسانی که به وزارت فرهنگ مراجعه می کردند با کمال اعجاب و شگفتی لحظه ای بر جای ایستاده و به این پیرمرد و کتاب عجیب او نظر می دوختند. همه می خواستند بدانند این کتاب چیست، در آن چه نوشته شده و نویسنده آن کیست؟ من که نمی توانستم به آسانی از این مطلب بگذرم به پیرمرد نزدیک شدم و از او پرسیدم

- ممکن است بفرمایید این کتاب عجیب چیست؟

پیرمرد نشنید ناچار سئوال خود را با صدای بلند تکرار کردم گفت خودت نگاه کن.

کتاب را باز کردم تمام چهار هزار صفحه با قلم مشکی نوشته شده بود و آن طور که خودش می گفت به خط خود پیرمرد بود.

فهرست کتاب :در صفحه اول کتاب نوشته شده بود: شرح زندگی و احوال کافه رهبران و دانشمندان باستان، پیغمبران مبعوث بر انسان و اقوام ودولت های قدیمه و جدیده جهان، حکام و امرا طوایف انسان، سلاطین، کاشفین، مورخین، نام و نشان بت های بت پرستان قدیمه، حکمای هر زمان، عرفا و اولیااله، مشایخ ارشاد، ادبا، علمای اقوام مختلف، نویسندگان و سخن گویان مشهوره، حقیقت گویان و رهنمایان ادیان و رهنمای بزرگ اسلام، خلفای راشدین وامرای مسلمین و اصحابه رسول اکرم(ص)، فلاسفه و علمای اسلام و سایر ملل، مولفین و شعرای هر زبان و نمونه اشعار و نام تالیفات آنان و به طور خلاصه تمام مشاهیر پنج قلعه جهان و چگونگی ادیان ومعتقدات ملل قدیمه موجوده و اساطیر و افسانه ها که در اطراف هریک مشروحا بحث گردیده است، نوشته شده است.

دبیر بازنشسته:- از پیرمرد پرسیدم این کتاب را چرا به وزارت فرهنگ آورده اید؟

جواب داد: من تمام عمرم به تالیف گذشته است و تاکنون که 82 سال از عمرم می گذرد یک سطر از تالیفاتم به چاپ نرسیده است از 15 سال پیش تالیف این کتاب را شروع کردم. چند ماهی است به پایان رسیده و آن را برای چاپ قبلا به وزارت فرهنگ ارائه دادم. وزارت فرهنگ پس از بررسی، کتاب را که به منزله آنسیکلوپدی باستانی است خوب و مفید تشخیص داد حالا آن را آورده ام به وزارت فرهنگ بدهم که چاپ کنند.

از نام و شغل او پرسیدم. جواب داد: نام من عبدالباقی مدیری سنندجی دبیر ریاضیات، تاریخ جغرافیا و نقاشی هستم که فعلا بازنشسته شده ام.

22 سال زحمت:تا سن 30 سالگی در بیروت و قاهره تحصیل می کردم و سپس به ایران آمده و به سمت دبیر دبیرستان ها به خدمت در وزارت فرهنگ مشغول گردیدم و مدت 30 سال نیز در دبیرستان ها در رشته ریاضیات، تاریخ، جغرافیا و نقاشی به تدریس پرداختم در سن 60 سالگی بازنشسته شدم و در موطن خود سنندج بر اثر علاقه به فرهنگ مشغول تالیف کتاب شدم و اکنون در سن 82 سالگی که آفتاب عمر من در شرف افول است مایلم نتیجه رنج و زحمات 22 ساله ام را که این کتاب و هفت جلد کتاب دیگر است برای استفاده عموم منتشر سازم تاکنون این کتاب ها را در مغازه ای در سنندج قرار داده بودم تا علاقه مندان به علم و ادب و فرهنگ آن را مطالعه کنند اما چون عمر من به پایان رسیده است و مایل بودم در زمان حیات خود این کتب چاپ شده و در دسترس همگان قرار گیرد درصدد برآمدم به تهران آمده و در این راه از وزارت معارف استمداد کنم. این مرد دانشمند و دبیر بازنشسته زحمتکش فرهنگی در حالیکه بیش از پیش ارتعاش در صدایش شنیده می شد افزود: برای آمدن به تهران چون پول نداشتم ناچار »دایرء المعارف عربی« خود را به مبلغ 300 تومان فروخته و به تهران آمدم تا شاید موفق شوم به آرزوی خود که چاپ این کتابهاست جامه عمل بپوشانم.

از ایشان سئوال شد از چه راه امرار معاش می کند و آیا تاکنون تاهل اختیار کرده است یا خیر؟

پیرمرد پس از شنیدن این سئوال در حالیکه عینک خود را جابجا می کرد، از شدت شرم چهره اش سرخ شد و با چشمانی اشک آلود گفت من در مدت عمر خود سه بار ازدواج کرده ام زن اول و دوم من در اثر حوادث از بین رفتند و اکنون از زن سوم خود و زن های مرحوم پنج اولاد دارم که چهار نفر آنها دختر و یک نفر از آنها پسر می باشند. تاکنون سه نفر از دخترانم ازدواج کرده و مستقلا مشغول زندگی می باشند. پسرم »گرانبها مدیری« نام دارد که در اداره فرهنگ سنندج مشغول کار می باشد و تنها درآمد من 6985 ریال حقوق بازنشستگی است که از فرهنگ دریافت می دارم و در نهایت عسرت و تنگدستی به زندگی خود و عائله ام ادامه می دهم؛ تا خدا چه خواهد!

آقای عبدالباقی مدیری سنندجی اضافه کرد غیر از کتاب هایی که ملاحظه می کنید رسالات زیاد دیگری هم نوشته ام که مهمترین آنها زندگانی پیغمبر اکرم محمدبن عبداله صلی اله علیه و آله وسلم است.

اشعار : در بیان 7 جلد کتاب دیگر اشعاری به این مضمون که معرف آنها می باشد سروده است که چون جالب به نظر می رسید ابیات مزبور عینا به اطلاع خوانندگان می رسد

این بدایع هفت دفتر می شود/هریکی بهتر ز دیگر می شود

دفتر اول سخن چون کیمیاست/از خدا و انبیا و اولیاست

دفتر دوم سخن از باستان /حکمرانان و سلاطین جهان

دفتر سوم سخن پند خلف /شیوه رفتار شاهان سلف

دفتر چارم سخن لحن زبان /گفته های خوش نمای مردمان

دفتر پنجم سخن اندر زمین /مردم و حیوان و آثار متین

دفتر ششم سخن از آسمان /وضع کوکب ها و جو و کهکشان

دفتر هفتم سخن جغرافیاست /شرح خاک و آب و اقیانوسهاست

از بدیع این هفت دفتر یادگار /ماند اندر دست اهل روزگار

بدین معنی که 7 جلد کتاب ایشان در ابواب پیشوایان ادیان، سلاطین جهان، رفتار و کردار شاهان گذشته، سخنان بزرگان، آثار قدیمی و تاریخی، هیات و ستارگان و جغرافیا نوشته شده است.

ما به این مرد که 22 سال از عمر خود را بدون وقفه به نوشتن کتاب اختصاص داده و اکنون در سن 82 سالگی امیدی به چاپ آثار خود ندارد؛ فردوسی قرن بیستم لقب دادیم. خصوصا آنکه از طرف وزارت فرهنگ کتاب او مفید و خوب تشخیص داده شده تا عقیده شما چه باشد؟

سندی از کتاب تاریخ آموزش و پرورش کردستان - اثر حبدالحمیدحیرت سجادی 

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/٢/۱٢

چون دیگران اولین روزی که به مدسه رفتم را به یاد دارم. محمد مرادی نخستین معلم ما بود. کنار مدرسه کاهگلی الوند دستانم را فشرد. غریب و خیره مانده بودم و او خوش آمدم گفت. هیکلی وبزرگ می نمود؛ به دل و به جسه. استعدادم زود شکوفا شد و درسها را خوب می آموختم. مشکل عمده ام از "میم" مار و "میم" بادام بود که چگونه یکی سر بالا و میم دیگر سرپایین است!!

این سختیها زود گذشت و معضلی دیگر خود را وسط کشید؛ من از مدرسه فراری بودم. هربار برادر ارشد مرا باز می گرداند و آقای مرادی درس جدید را معرفی می کرد.روزی درس "فرزندان ایران" را در غیاب من تدریس کرده بود. گفت: بیا از روی کتاب بیاموزمت. گفتم: من درس را حفظم! تعجب کرد. خیلی زود استعدادم را شناخت و متفاوت از دیگران مرا دوست می داشت. کلاس سوم را با  هنوز تمام نکرده بودم، مرا به صورت جهشی در کلاس چهارم پذیرفت.اولین و آخرین جایزه کلاس را من از او گرفتم.دفتری 100 برگ بود؛ به خاطر حل مسئله ریاضی "تقسیم" که از تمام مدرسه زودتر حل می کردم؛ رفته است از آن حال و روزها  بیش از20 سال. من روزنامه نگار شدم و او معلمی را از دست داد و او اینک در کرمانشاه کارگری پیشه دارد.آخرین بار در نوروز امسال دیدمش. در دلش خدا داند که چه می گذرد و روزگارش چگونه بود، اما به چهره آن نبود که باید می بود. دلم هنوز به یادش می تپد؛ چون آن روز  سخت سنگین شده است. دیروزروز کارگر و امروز روز معلم است. دیروز نباید روزش می بود، اما بود و امروز باید روزش باشد که نیست. او مظهرخدمات صادقانه و بی منت است. دیروز و امروزش مبارک و فردایش جاودانه باد.

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :