قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/۳/۳۱

 دیدار با محی الدین حق شناس خالق منظومه شاره که م سنه

آن هنرمند که تک درخت گردوی کوه آبیدر(‌تاقه دار) را با هزار آه وافسوس یادمی کند و نفرین می فرستد بر آن کس که آن را سوزاند، آن هنرمند که از « پل رحیم» و پل «چقلی چقان»‌و چاه«شله قیر» ‌سخن می گوید و از احوال آ« سید» ها پرسش فراوان دارد، آن مرد که «کانی سیده» ‌و نانواخانه « میمی مریم » ‌و « قوتاوخانه ( مدرسه) ملاحسن» را هنوز به یاد دارد و «عبه خادم» را می شناسد و «شب نشینی» ‌و نقالان قهوه خانه های شهر و چهره های آن پاتوق ها را به یاد دارد،‌اینک در کنار من نشسته است؛ سهل و ممتنع، هم بذله گو و هم کم سخن، و گاهی مات و فرورفته در سکوت و نگاهی به دور دستهای دور، گذشته های خاطره آفرین و نوستالژی از دست رفته. او کنار من نشسته است و من با پرسشهای فراوان که امکان طرح همه آنها نیست، در سکوتش فرو می روم تا شاید سخنی بگوید،‌کلمه ای تاریخ ساز.« خامش منشین خدارا... از عشق چیزی بگو».....


ادامه مطلب ...
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/۳/٢۸

 

 

 نخستین بارحسین صفامنش هنرمند آینده دار و نوآورموسیقی کردی اواخر هفته گذشته به همراه گروه موسیقی ژوان در سنندج کنسرتی متشخص برگزار کرد تا دوستداران موسیقی کردی و عاشقان صفامنش برای شنیدن صدای این هنرمند کرمانشاهی به تالار فجر بروند.

صفامنش چنانکه انتظار می رفت، مرا با تحلیل آثارش شناخت و در پشت صحنه و قبل از شروع رسمی کنسرت گپ و گویی دوستانه در مورد آثارش داشتیم. قول گفتگوی مطبوعاتی و حضور در رفتر نشریه داد و اینکه جزئیات خیلی مسائل را خواهد گفت. صفامنش اگرچه کرمانشاهی و از کردان دیار بیستون و کلهر است، اما لهجه کردی سورانی را خیلی خوب تکلم می کند؛ بدون آنکه تشخیص دهی اهل کرمانشاه است؛چنانکه در ادای واژگان کردی اورامی در آثارش نیز تبحر و تخصصی استادانه دارد. می گفت عشق و علاقه او را به  این وادی کشانده است. اگرچه در اجرای کنسرت صفامنش ناهماهنگیهای اداری در برنامه صورت گرفت، اما صدور مجوز- هرچند دیر هنگام- برای اجرای این هنرمند و اهنگهایی چون« ئاموزا گیان»، « کاله به ی کالی» و« ده س له ملانم که » را باید به فال نیک گرفت.

این هنرمند با صدای شیشه ای خود و از جمله یک مقام میانی از هنرمندی نامی، حاضران را به وجد آورد. درکنسرت صفامنش می شد نشانه هایی از سبک کامکارها را در اجرای موسیقی پیدا کرد.

به راستی جای اجرای مشترک حسین صفامنش و کامکارها  در موسیقی کردی امروز خالی است و می توان از این دو تولید آثاری ماندگار را انتظار کشید.

صفامنش به تازگی سایتی هم در اینترنت راه اندازی کرده است. برای دانلود آثار این هنرمند باید عضو سایت شد.

سایت صفامنش را در آدرس زیر دنبال کنید:

http://safamanesh.com

 

لینک مرتبط:    http://ghasrefarhad.persianblog.ir/post/78/

 

http://ghasrefarhad.persianblog.ir/1385/9/

 

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/۳/۱۸

فیض اله پیری:استاد »یدالله رحمانی« خواننده قدیمی و هنرمند نام آشنای سرپل زهابی که با آهنگ های خاطره آفرین در دل مردمان این شهرستان و بلکه دیگر دیار کردان جای باز کرده بود، بامدادان به علت بیماری دعوت حق را لبیک گفت و در آیین باشکوهی با حضور خانواده وهنرمندان و دوستدارانش در قبرستان »میناآباد« کرمانشاه به خاک سپرده شد.
هنرمندانی که در آیین باشکوه تشییع جنازه این خواننده خاطره آفرین شرکت کرده بودند، حضور گسترده مردم را نشانی از پایگاه اجتماعی و محبوبیت این هنرمند مردمی توصیف کرده اند.

رحمانی که در 20 سالگی به هنر روی آورده بود، به هنگام مرگ 61 ساله و آثاری در خور در حوزه موسیقی از خود به یادگار گذاشته بود. »ئه ڵوه ن ناتی« آخرین اثر موسیقایی این هنرمند بود شامل تعدادی آهنگ قدیمی و خاطره آفرین، در سال های اخیر منتشر شده بود. »توجوان«، »خه مین مه نیشه«، »من کور خه م بیوم« از جمله برخی آهنگ های نامی است که به واسطه آ?نها شهره آفاق گشت. رحمانی عضو شورای موسیقی صدا و سیمای کرمانشاه بود و جدای از فعالیت هایش در زمینه موسیقی، ذوقی سرشار در شعر و ادبیات داشت.
براساس روایتی که همسر این هنرمند برای سایت بلوط بازخوانی کرده، چند روز قبل از کوچ ابدی اش قلم به دست گرفته بود تا شعری بنویسد، اما توان نوشتن نداشت. همسر این هنرمند در بیمارستان امام رضا در کرمانشاه گفته بود: »هر وقت در طول این سالها شعری می گفت، با احساس ویژه ای برایم می خواند و با حرکات دست و شمردن ناخودآگاه انگشتان، شعر را دکلمه می کرد. این ساعتها و لحظات اما دیگر توان حرف زدن و نوشتن را ندارد ولی گاهی همان اشارات های دست و انگشت شماریش را می بینم و به یاد آن چشمه ی ذوقش می افتم و گریه می کنم.«
این هنرمند اما در بیمارستان کمتر از چند روز دوام نیاورد و به مرگ لبخند زد و برای همیشه از دیده ها -و نه از دلها- رفت.
زنده یاد رحمانی سرپل زهاب بود؛ شهری که رودخانه الوند بعد از سرچشمه گرفتن از کوههای زاگرس و ریجاب از این شهر می گذرد و بعد از قصرشیرین و خانقین به رودخانه سیروان (در عراق) می ریزد. ساکنان حاشیه این رودخانه صاحب مقام های موسیقایی هستند که در هنر رحمانی بازتاب تمام عیار داشت و به اعتراف اهالی هنر، تنها او بود که این مقام ها را به صورت حرفه ای و هنرمندانه اجرا می کرد، اگرچه هنرمندانی چون مرحوم »آزاد خانقینی« در این عرصه فعال بودند. وی علاوه بر مناطق کردنشین ایران، در دیگر کشورها نیز ارادتمندانی داشت و از جمله یک نشریه کرد زبان در سلیمانیه در ماههای اخیر گفتگوی مفصلی با او انجام داد.
سیروان چندی پیش در تماسی تلفنی قول یک گفتگوی مطبوعاتی از او گرفت، اما متاسفانه اجل امانش نداد و او با یک سینه سخن ناگفته چهره در نقاب خاک کشید. جلیل آهنگرنژاد شاعر و روزنامه نگار کرمانشاهی که در آخرین ساعت زندگی مرحوم »یداله رحمانی« به بیمارستان امام رضا رفته بود، در گزارشی نوشت:
»حوالی ساعت یک بامداد با رضا موزونی به عیادتش رفتم. چند تن از اطرافیان دور او حلقه زده و اشک می ریختند. دخترش با تمام وجود در تکاپو بود تا شاید دریچه ی امیدی به سلامتی پدر بگشاید. اما از آن چشمه ی مهربانی به پیکری زرد با چشمانی که طراوت روزگاران پیش را نداشت مواجه شدیم. تنها نگاهمان می کرد و برای لحظاتی قطره ای اشک در چشمانش حلقه زد. نه صدایی از او شنیدیم و نه لبخند مهربانش را دیدیم«.

دو روایت از جلیل آهنگر نژاد در سایت بلوط
http://www.balout.ir/newspic/000576.php

http://www.balout.ir/cat_01/000582.php

لینک مرتبط

http://sirwanweekly.com/Default.aspx?TabId=58&nid=16016

 

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/۳/۳

این کلمه چه مفهومی در ذهن ایجاد می کند؟وقتی کسی به شما بگوید...سرکاره،بدون اینکه در لحن کنجکاوی کنید،چه فکر و چگونه آن را تعبیر می کنیدد؟شاید در اولین گمان با خود بگویید که فلانی بی هدف مشغول کار است و به قولی نمی داند که مسخرش می کنند. شاید حدس بزنید که فلانی مشغول به کاراست و کاری را انجام می دهد یا به تعبیری دیگر استخدام شده و یا نه، دستش بند است و نمی تواند کاری دیگر انجام دهد؟ معنی دیگری که به ذهن متبادر می شود، مفهوم عامیانه آن است و اینکه حرف"ه" را با کاربرد " ال معرفه" در عربی مشابه بگیرید ودر محاورات عامیانه برای سرباز شناخته شده و مشخصی به کارببرید:" سرکاره". مثل " سرکاره به وظیفش عمل می کرد".
اما کاربرد جدیدی که جدیدا به آن دست یافتم، برایم جالب بود. امروز دفتر نشریه بودم که روابط عمومی نهادی برای روزنامه فاکسی فرستاد و وا‍ژه سرکاره را به جای پیشوندی برای یک خانم مسئول دون پایه( البته محترم در رشته خودش) به کار برده بود. مثل حاجیه، والده و حالا سرکاره!!
از این رویدادها در دفتر سیروان زیاد می افتد و عمدتا از جانب کسانی است که مسئول روابط عمومی هستند و بابت آن از بیت المال حقوقهای آنچنانی دریافت می کنند. به لطف همین شیرین کاری هاست که هر از گاهی یکی از همکاران ندایی می دهد که بشنوید این روابط عمومی چی نوشته؟! از جمله : سرکاره ...؟

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :