قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/۱٢/٢٧
سلسله گفتگوهایی با اعضای گروه کامکارها(5)

فیض اله پیری:قشنگ کامکار نخستین زنی است که پس از انقلاب روی صحنه رفت و به صورت صحنه‌ای موسیقی اجرا کرد. متولد۱۳۳۲ سنندج و از اعضای گروه کامکارهاست. هویت او معمولا با گروه کامکارها شناخته می‌شود، گرچه خارج از این گروه نیز اجراهای زیادی داشته. ویولن را در کودکی نزد پدر آموخت و اکنون سه‌تار می‌نوازد. در جوانی با محمدرضا لطفی ازدواج کرد اما به متارکه انجامید. این جدایی هیچگاه از احترام لطفی نزد کامکارها نکاست و مرگ لطفی کامکارها را در غمی بزرگ فرو‌برد. قشنگ کامکار زیاد اهل مصاحبه نیست و تنهایی‌اش بیشتر در حس‌و‌حالی که با ساز پیدا می‌کند، معنا می‌یابد. ورود به این تنهایی پرمعنا چندان آسان نبود و برای انجام این گفت‌وگو نیز بیژن کامکار واسطه شد. قشنگ با پذیرش این پیشنهاد با صمیمیت به سوالات ما پاسخ گفت، مصاحبه‌ای که ناخواسته به تنهایی و روزهایی با محمدرضا لطفی و روزگاری در کردستان سوق پیدا کرد. اینک در نخستین سالمرگ مرحوم‌لطفی، انتشار آن بی‌مناسبت نیست. این مصاحبه در سفر کامکارها برای اجرای دومین کنسرتشان در سنندج در تابستان٩٣ انجام شد.

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/۱٢/٢۳

سلسله گفتگوهای سیروان با اعضای گروه کامکارها(4)

صبا کامکار

فیض اله پیریصبا کامکار دختر استاد هوشنگ کامکار - سرپرست و برادر ارشد گروه کامکارها- و سال 1360 در تهران متولد شده و علاوه بر فعالیت موسیقایی اکنون مسئول روابط عمومی موسسه حمایت از بیماران سرطانی(محک) است. او درسالهای اخیر توانسته با زحمات زیاد، در کنار پدر، عمه و عموهایش قرار گیرد و در کنسرتهای رسمی با گروه کامکارها به روی صحنه برود و استعداد هنری و نشان پدری را به رخ بکشد. صبا دانش اندوخته مهندسی طراحی رسانه درمقطع کارشناسی در آلمان و اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد رشه مدیریت و به زبانهای انگلیسی و آلمانی مسلط است. او پرسشهای ما را با را بعد از کسب اجازه از پدر با ا اعتماد به نفس خاص پاسخ داد؛ مصاحبه ای که تنها دقایقی پیش از آغاز کنسرت کامکارها در سال93 در سنندج شکل گرفت و پرسش از دغدغه های هویتی نسل سوم کامکارها محور آن بود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/۱٢/٢۱

فیض اله پیریدر عصر اطلاعات"خبر،گرانترین کالاست"(محمد سلطانی فر). رسانه های به زندگی ما شکل و معنا می بخشند و بیشترانسان ها آن گونه[فکر و] زندگی می کنند که رسانه ها می خواهند. 

امروز تفکیکهای جغرافیایی رسانه در حوزه های محلی ، منطه ای ، سراسری و بین المللی در برخی پارامترها عملا از معنا و مفهوم افتاده است. این موضوع ریشه در در هم تنیدگی اجتماعی – عمدتا ناشی از رسانه- و تاثیرگذاری پدیدها و رفتار انسانی بر یکدیگر است. از این روست که گاهی گاهی یک فرا رسانه چنان به یک مسئله محلی، جان می بخشد که جهان را متاثر می کند و حال آنکه همین رسانه های محلی خود اساسا از آن بی خبر اند و خود مخاطب همان غولهای رسانه ای می شوند. 
یکی از ویژگیهای عصر اطلاعات که از دید مدیران رسانه پنهان مانده، تغییر مناسبات مخاطب و رسانه است. در عصر حاضر رسانه ها چنان تنوع و تعدد پیدا کرده اند که تمام ابعاد زندگی انسان را تحت تاثیر خود قرا داده و تصور کردن حتی یک روز زندگی بدون رسانه، در هیچ خیالی نمی گنجد. روزگاری نه چندان دور و در همین جامعه ما، اگر کسی رادیو یا "سنوق آوازه" و یا رسانه متاخر تر- تلویزیون- داشت، چندین خانوار آشنا و فامیل را دور خود جمع می کرد و آن مخاطب برای دیگران که ندیده بودند، با آب و تاب خاص تعریف می کرد که باری فردی به داخل جعبه رفته و چنین وچنان!! و یا بدون اینکه کسی را ببینی صدایش پخش می شود و الخ! به عبارتی یک رسانه می توانست، مخاطبان انبوهی را جذب و سازماندهی کند و به شدت افکار عمومی را آن گونه که می خواهد، در دست گیرد. این همان رابطه ای است که امروز که امروز شکل عکس گرفته، یعنی تعداد رسانه نسبت به مخاطب چنان افرایش پیدا کرده است که هر مخاطب بدون متحمل شدن زحمتی اندک، چندین رسانه را در اختیار دارد. به عنوان مثال یک مخاطب روزانه در معرض رسانه هایی چون انواع شبکه های اجتماعی، سایت ها، ویکی ها، رادیوها و تلویزیونهای متفاوت سنتی، اینترنتی و ماهواره ای، روزنامه های مکتوب و الکترونیک و انواعی از پیشرفته ترین گوشیهای تلفن همراه با اپلیکیشنهای بی شمار که دسترسی به هر رسانه و اطلاعاتی را فراهم کرده، قرار دارند. در چنین رقابتی نفس گیر و سخت، حفظ مخاطب- هرچند برای لحظاتی- هنرمندی خاص خود را می خواهد. این هنرمندی کار هرکس نیست و هر رسانه ای بخواهد با درشت گویی به جای درست گویی، بی توجهی ناشی از غرور و سکوت با مفهوم بی ارزش بودن سوال و نیاز عمومی و "ماست مالی کردن" مسئله، رفتاری جدا از واقعیت جامعه را در پس بگیرد، به آنجایی می رسد که ناگهان می بیند هیچ مخاطبی اطرافش نیست، مگر گردانندگان و تولیدکنندگان محصول رسانه ای و احتمالا خانواده هایشان؛ چنانکه اگر اگر اندکی واقع بین باشیم، محیط ما از این نوع رسانه ها کم ندارد. خارج شدن افکار عمومی داخلی از دست رسانه های بومی در اثر بی توجهی به نیاز آنها و گرایش به رسانه های دیگر برای ارضای خبری، تهدید آمیز ترین موضوعی است که نباید از آن غافل شد. هر خبرنگار داخلی که بتواند با یک تصویر و یا چند کلمه، مخاطب را برای لحظاتی چند حفظ کند، رفتاری هنرمندانه داشته و باید دست او را بوسید؛ نه اینکه چون احتمالا نقد را متوجه شخص خاص کرده، بر او غرید و درشتی کرد که باری منفعت عمومی را به مخاطره انداخته ای!
باید رسانه ها را با هنرمندی و توجه به نیاز مخاطب جذاب کرد تا بتوان از این رقابت نفس گیر پیروز شد. متاسفانه رسانه های ما زمینه موفق نبوده اند، برای همین است که بسیاری از شهروندان نیازهای خبری خود را خارج از رسانه های بومی ما تامین می کنند.
بخش عمده مخاطبان این یادداشت، تصمیم گیران رسانه ای هستند که هر یک به نوعی بخشی از گرایش های فکری جامعه را از خود رانده و حذف کرده اند. باید پذیرفت که در حال حاضر رسانه های ما روزمرگی را می گذرانند و به علت نبود انگیزه، در ایجاد جذابیت ناتوان اند و هنری از خود ندارند و عمدتا به دکانداری پول و جناح تبدیل شده اند. واقعیت آن است که رسانه های ما مرده اند و طبیعی است که حتی از مرده شویی عاجز باشند. به جای تصمیم احساسی، باید اندیشید. رسیدن به توسعه با تکیه بر رسانه در این شرایط بیشتر به لطیفه شبیه است، لطیفه ای جدی تر از آن است که در واکنش، تلخندی بر لبان آدمی نشانده شود!

منبع:هفته نامه سیروان شماره 822 تاریخ 22 اسفند 1393

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/۱٢/۱٠

سلسله گفتگوهای سیروان با اعضای گروه کامکارها(3)

استاد اردشیر کامکار/ عکس از افشین فتاحی

 فیض اله پیریدر خردسالی نزد پدرش استاد"حسن کامکار" به فراگیری تئوری موسیقی و ساز ویولن پرداخت ودر همان اوان کودکی به عنوان نوازنده ویولن و کمانچه ،به عضویت ارکستر فرهنگ و هنر سنندج در آمد. سایت شخصی او می نوشته است:اردشیر کامکار متولد 28 آبان 1341،چهار باغ سنندج است و در سال 1359 در تهران همکاری اش را با گروه های شیدا و عارف آغاز کرد و همزمان نکات و ظرایف ردیف های سازی و آوازی موسیقی سنتی ایران را نزد اساتیدی چون محمد رضا لطفی ،پشنگ کامکار، داوود گنجه ای، محمد رضا شجریان و اصغر بهاری فرا گرفت. نوآوری های این عضو گروه کامکارها در کمانچه نزد اهل فن مشهور است. او عقیده دارد کمانچه قابلیت های بسیاری در اجرای قطعات تکنیکی و پیچیده دارد . در همین راستا میتوان به انتشار آلبوم "به یاد صبا" در سال 1365 که شامل گزیده ای از آثار" ابوالحسن صبا" با اجرای کمانچه است اشاره کرد. همچنین است، تالیف آثاری مانند "بی غبار عادت" و یا قطعات "بر تارک سپیده"و کنسرتینو کمانچه. وی به منظور ارتقا سطح فنی نوازندگی ساز کمانچه، با مد نظر قرار دادن متد نوازندگی در مراکز آکادمیک موسیقی کشورهای آذربایجان و ارمنستان از یک سو و نیز شیوه های نوازندگی کمانچه در موسیقی مقامی ایران به ویژه خطه لرستان، از سوی دیگر تلاش داشته است تا به این مهم دست یابد.

اردشیر کامکار علاوه بر عضویت در گروه کامکارها ،از دیر باز در پی عملی ساختن پروژه هایی نظیر ایجاد ارکستر بزرگ کمانچه (آنسامبل) و نیز گروه آنسامبل موسیقی ملی بوده است. در این زمینه میتوان ضبط و اجرای آثاری مانند ناشکیبا با صدای همایون شجریان و اجراهایی در تهران و شهرستانها در سال 93 با گروه اردشیر کامکار و خوانندگی وحید تاج و حشمت اله رجب زاده  را ذکر کرد.

اجرای گروه کامکارها در سرزمین مادری بهانه این مصاحبه شد، مصاحبه ای که در پشت صحنه تمرین و دقایقی پیش از آغاز کنسرت انجام گرفت.


ادامه مطلب ...
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/۱٢/٥

سلسله گفتگوهای سیروان با اعضای گروه کامکارها(2) 

هانا کامکار. عکس از افشین فتاحی

 فیض اله پیریهانا کامکار متولد 1359دختر استاد بیژن کامکار است. در موسیقی و تئاتر و عکاسی فعال و پرانرژی است.  گرچه دوری از کامکارها را برای خود سخت می داند، اما در عین حال علاقمند است او را با هویتی متفاوت و ناشی از اراده خودش بشناسند، هویتی میان هانای مستقل و گروه کامکارها.

پیش از اجرای کنسرت امسال  کامکارها در سنندج، از قبل هماهنگ کردیم تا هم گفتگویی مطبوعاتی داشته باشیم و هم به دیدار فتانه ولیدی برویم. چنین شد که گفتگو  در هتل شادی پیش از دیدار با فتانه انجام شد و هانا صریح و صمیمی به سوالهای ما پاسخ داد و از دغدغه هایش گفت.


ادامه مطلب ...
فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :