قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/٥/٢۸

فیض اله پیری: از استاد دکتر ابراهیم یونسی نکته‌ها به یاد دارم و درسها آموخته‌ام. از طعن و طنزهایی که در آثارش به کار می‌گیرد تا صراحت لهجه و بذله گویی و تجربه‌های تلخ و شیرین زندگی‌اش. در یک مورد سال 83 که با او سعادت دیدار داشتم، نقل می‌کرد که شخصی نسبتا تحصیل کرده در حوزه غیر داستان، او را مورد عتاب و خشم قرار داده که این چرت و پرت‌ها چیست که به نام داستان می‌نویسی؟ الان پسرم منحرف شده و همه‌اش کارهای شما و داستان دیگران را می‌خواند؟! 

گفتم مگر چه اشکالی دارد؟ این که خیلی خوب است! آن مرد توضیح داد که پسر من از زندگی بریده...! هرچه من می‌گفتم داستان، عین زندگی است، فایده نداشت...!

مرحوم یونسی در ادامه تاسف‌وار و دردکشان نقل می‌کرد که با چنین فاجعه‌ای روبرو هستیم که تحصیل کرده با داستان میانه‌ای ندارد و اگر نسل جدید هم از روی کنجکاوی به داستان گرایش پیدا کند، چنین واکنشی می‌بیند. تاسف می‌خورد که کتاب مخصوصا داستان در میان کردها خواننده ندارد و برایش پرسش بود که چرا...!؟ چنان بیان می‌کرد و ابراز تاسف می‌کرد که موی بدن آدمی سیخ می‌شد.

این خاطره را به مثابه مقدمه‌ای برای این گفته بیان کردم که داستان نویسان پیش از اینکه داستان بنویسند، به فکر فراهم کردن زمینه اجتماعی آن باشند و این پرسش‌ها را برای مردم روشن کنند که داستان از کجا به متن زندگی بشر آمده، چه مسیری را طی کرده عصر مدرنیته چه نقشی در زندگی اجتماعی و توسعه جامعه دارد؟ جسته و گریخته گاهی روزنامه نگاران و نویسندگان سعی در تبیین این موضوعات داشته‌اند، اما شمار نوشته‌ها و تحلیل‌ها چندان اندک است که به چشم نمی‌آید. به نظر می‌رسد در حال حاضر اولویت داستان نویسان نباید داستان باشد بلکه باید پاسخ تحلیلی و جامعه پذیرتر به این پرسش‌ها برای پاسخ و اقناع افکار عمومی باشد. پس لطفا داستان ننویسید!

 ....................................................

 منبع: هفته نامه سیروان، 25 مرداد 1393 شماره 795

http://www.sirwanweekly.com/Default.aspx?page=Complete&cp=4998

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/٥/۱۸

چند نکته در باره رسانه به مناسبت روز خبرنگار

- با سختیها و شغل و هویت خبرنگار قریب و این سالها با روزمناسبتی آن غریبه‌ام. روشن‌‌تر بگویم چند سالی است که میانه‌ای با روزخبرنگار ندارم و در مراسم آن شرکت نمی‌کنم، بلکه سختی عبور زمانی این روز از زندگی خود را شبیه عبور 18 چرخ از کوره راههای صعب العبور اورامان می‌دانم! به جشنواره‌های مرتبط استانی و منطقه‌ای هم اثری نمی‌فرستم و در این آیین ها شرکت نمی‌کنم. این از آن روست که ناشیانگی دراجرا و تهی بودن این آیین‌ها از محتوا را با مسیر توسعه نیافتن رسانه در کردستان مساوی می‌دانم. ازنظر شخصی هم- اگر جسارتی به بزرگان این حوزه تلقی نشود- نه خود را آنقدر کوچک می‌دانم که به" سله‌های این رسوم نامرسوم  دلخوش باشم و نه این شبه تقدیرهارا مناسب پاسخگویی به زحمات خود می‌دانم.
- رسانه برای ما غریبه است. زیست بوم رسانه که دنیای شهر و جهان مدرن است، در دنیای ما، پدیده‌ای غریب است؛ شبیه زیستن شتر در دریا و ماهی در بیابان! دنیای ما سنتی است و ما ابزار زندگی مدرن(رسانه)را نمی‌شناسیم و نمی‌توانیم با آن هنرمندانه کارکنیم. از این رو تامین اقتصاد و حیات رسانه همواره به سختی امکان پذیر است. شبیه ماشینی که می‌تواند به مقصد و مقصود برساند و یا عامل مرگ باشد. پشت فرمان ناشیانه نشسته و نمی‌دانیم به کجا می‌رویم. در کشورهای مدرن‌تر آشنایی با رسانه از سطوح راهنمایی و بلکه ابتدایی آغاز می‌شود. انگلیس و کانادا نمونه‌های خوبی‌اند. رسانه در جامعه ما در سطح دانشگاهی هم به سختی قابل پذیرش است. آنجا از طفولیت آغاز کرده‌اند اما رسانه ما هنوز عصر طفولیت را می‌گذراند. از این رو به علت غریبانگی جامعه با رسانه، مسئولان دولتی هم بعضا تحلیل و تعامل ابتدایی با هیولای رسانه دارند، چون از آغاز با آن نبوده و آن را نمی‌شناسند.
- فضای کردستان را "زباله رسانه‌ای"(صرفا به مفهوم حرفه‌ای آن) فراگرفته و ضرورت "زباله‌زدایی" از رسانه‌های استان بیش از هر زمانی احساس می‌شود. زباله زدایی تمام ابعاد رسانه را شامل می‌شود. موضوع را می شود در فضایی فراخ تر گشود.
- مسئولانی که مرتبط با رسانه‌‌اند، باید هم رسانه شناس باشند و هم براساس تحلیلهای منطقه‌ای و محلی، بتوانند به صورت منطقی از ضرورت وجود رسانه‌های منتقد در کردستان دفاع کنند و گرنه با تداوم شرایط موجود و تولد غولهای محلی رسانه‌ای در همین نزدیکی‌های ما، حداقل مخاطبان موجود هم به رسانه‌های دیگر تمایل پیدا می‌کنند. این تهدید را باید جدی گرفت، هرچند بیان نشود ویا طرح آن به آرامی و بدون سروصدا  باشد.
- در عصر شبکه‌های اجتماعی، برخلاف عصر رسانه‌های جمعی، ویژگی‌ها و نکاتی چند لازم است مورد توجه قرار گیرد؛ از جمله آنکه در این عصر، اطلاعات از انحصار دولت‌ها خارج می‌شود و انتشار اطلاعات ضرورتا از بالا به پایین نیست و هویت و سیاست "»شمال- جنوبی«" انتقال اطلاعات عملا منسوخ شده است. اکنون موضوع »شهروند رسانه« و  »شهروند خبرنگار« مطرح است و ابتکار عمل به صورت افقی در دست شهروندان، گسترده است . دولتی‌ها باید این واقعیت را بپذیرند و برای آن آلترناتیو تعاملی برگزینند.
- برخلاف عصر رسانه‌های جمعی سنتی که مخاطبان برای یافتن کوچکترین رسانه در رقابت بودند و انتخاب نوع اطلاع رسانی و محتوای پیامها با صاحبان رسانه بود، در عصر فعلی این رسانه‌ها هستند که بر سر جذب و حفظ مخاطب رقابت دارند. در شرایطی که رسانه‌های کردستان جذابیتی برای مخاطبان ما ندارند، شکار مخاطبان ما توسط دیگر رسانه‌ها با اهدافی دیگر امری طبیعی است. گاهی ایجاد جذابیت برای مخاطبان با انتقاد صریح و بی پرده از مسئولان امکان پذیر است؛ روشن است و نیازی به تفسیر نیست که بسیاری از مسئولان زیر سوال رفتن مدیریت خود را با زیر سوال رفتن زمین و آسمان و کهکشان و بلکه خلقت دنیا و دین مساوی می‌دانند!
- از ویژگیهای عصر اطلاعاتی حاضر، رهاشدن پیام از انبان‌ها و خفته خانه است؛ به عبارتی، بر اساس طبیعت انتقال پیام و اطلاعات، گردش اطلاعات به نوعی حرکت عکس خود را - از محال پرخبر به فضای بی خبران -
در عصر حاضر آغاز کرده است. پیامهایی که در جاهایی خاص تجمع یافته‌اند، به شدت در تکاپواند که خود را به خلوت مخاطبان برسانند و خود را در فضای آفتابی مخاطبان متاثر از رسانه‌های جدید نمایان کنند. حیات خبر و پیام، بدون مخاطب معنا ندارد و غیرممکن است. از همین روست که در رسانه‌های غیر رسمی گاهی کاربران و فعالان رسانه‌ای با پیامها و اطلاعاتی مواجه می‌شوند که تا همین دیروز و در غیاب رسانه‌های نوین دسترسی به آنها امکان پذیر نبود. به این ترتیب پیام‌ها و اطلاعات از نقاط پرتراکم به نقاط کم تراکم می‌رود؛ شبیه تمایل آب به نفوذ و ضدیت نور با تاریکی. حرکت جریان اطلاعات در اهدافی دور دست به دنبال ایجاد سطح تخت اطلاعات است. هرجا چاله‌ای باشد، اطلاعات و پیام برای پرکردن آن چاله آماده می‌شود و بی تابی می‌کند‌. این همان فطرت اطلاعاتی است که تا کوچکترین سوراخ بی خبری هم نفوذ می‌کند. موج رسانه‌های نوین، طوفنده و آسیب زاست؛ تاحدممکن و براساس فطرت، پلمپ نهانخانه‌های پیام و اطلاعات را هم می‌شکند و هیچکس را یاری اثرنپذیری از آن نیست. البته این پدیده پایان تاریخ نیست؛ اما می‌تواند همراه با لذت، آسیبهای جدی به دنبال داشته باشد.
در عرصه رسانه باید واقعیت گراتر بود.

منبع: هفته نامه سیروان،18 مرداد 1393 شماره 794 

http://www.sirwanweekly.com/Default.aspx?page=Complete&cp=4942

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :