قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٤/٢/۳۱

فیض اله پیریبه بهانه انتشار اولین شماره از نشریه "کورده واری" دوستان از من خواسته اند یادداشتی کوتاه بنویسم. ضمن تبریک به دوستان دست اندرکار این نشریه، آرزوی می کنم که همچون نامش بازتاب دهنده واقعیت فرهنگی، جامعه شناختی و مردم شناسی کردها باشد. هرنشریه ای که متولد می شود، حسی لذتبخش به روزنامه نگاری آماتور چون من دست می دهد مگر اینکه آن نشریه از اساس در صفت "زباله مطبوعاتی" متولد شود و یا در طول حیات خود چنین هویتی پیدا کند. طبیعی است که در شماره اول هر نشریه، مناسب و مناسبت این است که از میمینت کار و باید ها و ضرورت ها و برنامه ها سخن گفت، اما در این وجیزه کوتاه از این قاعده عبور کرده و نکته ای را طرح می کنم که چند روزی است ذهن مرا متوجه خود کرده و اگر نبود "کورده واری" این یادداشت نیز متولد نمی شد.

گروهی رسمی از استانداری کردستان و حوزه های مرتبط اخیرا سفری اقتصادی به سلیمانیه داشتند. این سفر که چراغ خاموش و بدون اطلاع رسانی قبلی صورت گرفت، چندان بی سرو صدا بود که خبرهای آن در دنیای رسانه ای امروز با چند روز تاخیر - آن هم به صورت محدود- منتشر شد. قاعده ای مرسوم است که پیش از چنین سفرهایی که نوعی دیپلماسی رسمی در شکل محلی آن به شمار می رود ، بیانیه ای مطبوعاتی منتشر شود و افکار عمومی درجریان برنامه ها و اهداف سفر  قرار گیرد. متاسفانه در این سفر نه تنها از این بیانیه خبری نبود، بلکه روزنامه نگاران و خبرنگاران که براساس عرف و قاعده باید بخشی مهم از مسافران باشند، از همراهی بازماندند. صداوسیما البته  نورچشمی است و از این قاعده استثناء!

گفته می شود که معاون  مهرورز برنامه ریزی استانداری(احتمالا سابق!) مسافران این سفر را تعیین کرده و دیگر تصمیم گیران، تسلیم این اراده و لطایف الحیل مهرورزانه شده و نسبت به آن واکنشی نشان نداده اند. حتی خبرهای ناخوشی از این سفر شایع شد؛ از جمله اینکه برخی سکوت به قیمت عضویت در سفر در برابر این اقدام ناشیانه ترجیح داده اند که امیدواریم تکذیب شود. ماهیت چنین سفرهایی که متاسفانه رفته رفته جنبه تفریحاتی و تشریفاتی پیدا کرده و یا دست کم از آن چنین استنباط می شود، باید برای افکار عمومی روشن و مهمتر اینکه به چرایی عدم همراهی رسانه ها نیز پاسخ داده شود.

در هرصورت اگر برنامه این سفر با اراده مهررزان تنظیم شده باشد، باید تاسف خورد که بعد از دوسال از پیروزی دولت تدبیر و امید هنوز سایه احمدی نژادیسم در کردستان تصمیم گیر و تصمیم ساز است و اگر چنین نیست، باید رفتار رسانه ای تصمیم گیران این سفر را نکوهش کرد و مورد پرسش قرار داد.

سلیمانیه نوردی با چراغ خاموش واقعیتی است که تصمیم گیران سفر به اصطلاح اقتصادی نمی توانند از آن گریزی داشته باشند. با این حال خوشبختانه پلیس رسانه توسط این یادداشت راننده و متولیان سفر را رصد کرد و به آنها نمره منفی می دهد. تکرار چنین سفرهایی با چراغ خاموش و بدون اطلاع  و حضور پلیس رسانه قطعا به سمت و سوی ابطال گواهینامه مدیر سفر منجر می شود!

ماهنامه "کورده واری"/ شماره اول/ اردیبهشت 1394

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٤/٢/٢۳

اصالت موسیقی و ذائقه مردم در گفتگوی سیروان با علیرضا صنعتی هنرمند نام آشنای موسیقی کرمانشاه


فیض اله پیری: از خانواده‌ای هنری آمده و »کامکارها شدن« را هدف گذاری کرده است. پدرش ازمعروفترین نوازندگان کرمانشاه بود و با هنرمندان بزرگی چون حسن زیرک وعزیز شاهرخ و لرنژاد و...همکاری داشت.علیرضا صنعتی از اهالی قصرشیرین است. نی می‌نواخت و به نوای عود رسید. برای اجرای کنسرت به کشورهای مختلف سفر کرده ومی گوید: میدوارم روزی برسد که با افتخار لباس کردی بپوشیم، زبان کردی را صحبت کنیم و با افتخار آواهای کردی را زمزمه کنیم که ریشه ما دراین فرهنگ و هنر است. گفت وگوی سیروان با این هنرمند دیار نخل و لیمو را در پی بخوانید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٤/٢/٢۳

دیروز و امروز نشر در کردستان در گفت و گو با افشین بهاری‌زر فعال حوزه کتاب 

فیض اله پیری: در شرایطی که این گفت و گو برای چاپ آماده می‌شد، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان به تلویزیون محلی گفت که عناوین منتشر شده کتاب در کردستان 26 درصد نسبت به سال پیش از آن افزایش داشته و تیراژ کتاب‌ها نیز با رشد 25 درصدی مواجه بوده است. اما افشین بهاری‌زر ناشر و فعال حوزه کتاب گلایه‌های جدی از حوزه نشر دارد و به گفته وی در صورت ادامه شرایط موجود، ورشکستگی دامن بسیاری از ناشران و از جمله او را خواهد گرفت. با این حال او این شرایط را ناشی از هشت سال دولت عدالت می‌داند و امیدوار است در دولت اعتدال، موانع نشر برداشته و این صنعت در کردستان دوران شکوفایی عصر اصلاحات را دوباره تجربه کند. گفت و گو با او را در پی بخوانید.

* وضعیت نشر در سال گذشته از نگاه شما چگونه ارزیابی می‌شود؟
- به طور کلی شرایط بغرنج امروز ربطی به امسال یا سال گذشته ندارد. موضوعی است که ریشه در 10 سال گذشته دارد. محصول تغییر دولت از اصلاحات به دولت عدالت بود. همه چیز ناگهانی روی داد. حالا نمی‌دانم سهوی بود یا عمدی. اما نگاه این بود که فعالیت حوزه نشر محدود شود. »زینگ« و کاغذ را قطع کردند، خرید کتاب از ناشران محدود شد یا قطره چکانی صورت می‌گرفت، نمایشگاه‌ها و مجوزها محدودتر شد. در عصر اصلاحات وابستگی دولتی هم بود، اما تصور ما این بود که کسی دلسوز و دردمند وجود داشت. بعد از آن محدودیت جدی برای ناشران ایجاد شد و نمایشگاه‌های کتاب هم به نمایشگاه تهران خلاصه شد که در آن هم با محدودیت‌های فضا و مکان و تبلیغ و یارانه و مواجه می‌شدیم. حتی به یاد دارم در یکی از نمایشگاه‌ها، کارت ویزیت تبلیغات برای مجموعه چند ناشر را اجازه پخش نمی‌دادند. در مجموع زیرپای صنعت نشر را خالی کردند و صنعت نشر بدون حمایت و مستقل شد. وقتی حمایت نباشد، آقابالاسر را برای چه می‌خواهیم؟! این اتفاقی که عرض کردم روزبروز اضافه شد. البته وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه هم بر بازار کتاب اثر می‌گذاشت. در نهایت قضیه نوسان دلار و تورم افسارگسیخته هم ضربه خود را زد. قیمت کاغذ رقعی از 23 هزار تومان به حدود 70 هزار تومان رسید. قطع وزیری هم از 25 هزار تومان به حدود 90 هزار تومان افزایش پیدا کرد. یعنی بیش از سه برابر. می‌توانم بگویم این مشکلات تا سال گذشته هم بر صنعت نشر سایه انداخته بود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٤/٢/٢۳

فیض اله پیریهفته گذشته یک سیاستمدار کهنه کار آمریکایی که به زبان فارسی هم تسلط دارد، مهمان ویژه برنامه ای با موضوع مذاکرات هسته ای در تلویزیونی بیگانه بود. نشست لوزان سویس محور بحث بود و مجری در میانه برنامه تلاش کرد تا با نسبت دادن موضوع مذاکرات هسته ای به بازی شطرنج، نشان دهد که بازی نفس گیر و سخت است. از جمله بیان داشت که در نقطه ای از محل مذاکرات شطرنجی بزرگ وجود دارد و این مذاکرات نیز به همین بازی ارتباط دارد. سپس نظر مهمان برنامه را خواست تا بین این دو تحلیل خود را ارائه کند. مهمان برنامه اما این مشابهت را نفی کرد و گفت: اگر من به جای آنها بودم، تخت نرد سنندج را به جای شطرنج می گذاشتم! به نوعی تلاش کرد بگوید مذاکرات هسته ای بی ارتباط هم با تخته نرد نیست و ...

این چند سطر کوتاه هیچ ارتباطی به مذاکرات هسته ای ندارد و نام بردن از آن نیز صرفا بواسطه ادای عبارت تخته نرد سنندج از زبان یک دیپلمات است. آدمی شگفت زده می شود که شهرت دستکرد کیمیاگران چوب در سنندج چنان است که حتی در شرایط طرح سوالی ناگهانی و غیر مرتبط از زبان یک سیاستمدار بیگانه مطرح می شود؛ واقعیتی که شاید نه سازندگان ونه همسایگان این هنر از این شهرت جهانی تخته نرد آگاه نیستند.
بیان جزیره ای تخته نرد در گفت و گویی غیر رتبط آن هم حول مذاکرات هسته ای، این واقعیت را بیان می کند که تخته نرد سنندج می تواند نشان و" برندی" برای هنر، هویت و صنعت دستی این شهر و این دیار باشد. باشد که این تلنگر بار دیگر توجه به این هنر بومی و ناب را یادآوری کند تا دست کم ضرورت حمایت و صادرات آن به مثابه نماینده فرهنگ این دیار دوباره در اذهان هنرمندان و مسولان مرتبط زنده شود.

سیروان/ 15 فروردین 1394/ ش 826

نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٤/٢/۱۳
فیض اله پیری:پیشتر در یادداشتی- قابل جستجو و دسترسی-با عنوان "خوابهای خانگی خبرنگاران" وعده های توخالی و متوالی را برای اتمام پروژه مسکن مهر خبرنگاران و هنرمندان کردستان نوشته ام که در این هفت سال چه گفتند و چه کردند! اینک ما مانده ایم و آروزیی به دل مانده که به وقتش برآورده نشد و اکنون چه تدبیری والاتر از این که پروژه یادشده برای روایت دردهای تاریخی عصر خود و دست کم تبدیل آن به زبان دردهای سهامداران  در فهرست میراث ملی ثبت شود؟!
چنانکه عالی اندیشان میراث و اهل فن و تحلیل استحضار دارند، آثار تاریخی گذشتگان داستانها و رویدادهای زمان خود و سرگذشت رفتگان را برای آیندگان روایت می کند. چنین است که اگر آن اثر در فهرست آثار ملی ثبت گردد، توجه اهل تحقیق و گردشگران و کنجکاوان تاریخ نسبت به آن بیشتر می شود. در این نوشتار به دلایلی پیشنهاد ثبت پروژه تکمیل نشده مسکن مهر خبرنگاران و هنرمندان کردستان را برای ثبت در فهرست آثار تاریخی مطرح می کنم تا آنچه بر آن و دوره تاریخی اش می گذرد، برای آیندگان روایت شود، پروژه ای که کارنامه ناموفق دولت "عدالت" را باخود دارد و اینک دامن دولت "اعتدال" نیز بدان آلوده است. احتمالا مایه شگفتی و سوال باید باشد که چگونه و براساس کدام اسلوب علمی باید بنایی مسکونی با هفت سال سابقه در فهرست میراث فرهنگی کشور ثبت شود!؟ این البته سوال بجایی است، اما بنای یاد شده از نگاه این حقیر تنها اسکلت و چند آجر خالی نیست که اینک به لانه پرندگان و آیینه دق سهامداران و نماد ناکارآمدی مدیران مرتبط در گذشته و امروز تغییر ماهیت داده، بلکه رازها و روایت هایی با خود دارد که مسئولان دیروز عدالت و تدبیرچی های امروز،  تحمل عینی و تجربی یکی ازآن رازها و روایتها را ندارند.
اگر دیده اغیار به این کلمات نمی افتاد، عیان تر از آن رازها و روزها می نوشتم، تا بلکه اگر این بنا و این نامه در فهرست آثار تاریخی ثبت نشد، دست کم داستان جاری شدن عرق شرم از سیمای تاریخ به خاطر رفتار برخی مسئولان نسبت به اهالی قلم و هنرمندان عضو در این پروژه ثبت شود؛ راز تحقیر و شرمندگی آنها نزد خانواده و پاسخ نداشتن برای گریه کودکانشان در حد اینکه قدرت خرید وسیله بازی آنها را ندارند تا بلکه ریالی به سهم آورده اضافه کرده باشند، راز گرسنه ماندن و راز گریه ها و خشم ها و دلهره ها که اگر اینک تمام شهر را هم به نام آنان تملک کنی، هیچ وقت آن آسیب ها جبران نمی شود؛ راز باران و ترسهایش، راز ژوان، راز کودکان استرس نشناس اما تجربه کرده، راز آرزوهایی که تنها به علت صداقت صاحبانش و به علت زیادت طلبی ذی نفع ها و بی تفاوتی برخی مدیران در دل ماند، راز رازداران و رازنویسان، راز تهدید با زر و و زور و تزویر در روزهای زرد، راز  رازها و نارضایتی هنرمندانی که نجابت و عزت نفس اجازه نداد بیان کنند و اینجا هم نتوان بر زبان آورد تا که امروز به جایی برسیم که این گونه و بازهم سربسته از آن رازها نوشته شود.
اما رازها و حکایتهایی حول پروژه مسکن مهر خبرنگاران و هنرمندان به تاریخ نفوذ کرده که باید روایت عمومی شود و دست کم باید با کلمه و هنر سروده شوند، تا بلکه در تکمیل پرونده ثبت تاریخی این اثر ماندگار موثر واقع شود؛ رازهایی چون ناکارآمدی دولت قبل در اتمام این پروژه و بی ارادگی مسئولان  فعلی عمران و مسکن و ندانم کاری هیأت مدیره، راز امروز و کردن و وعده دادن ها برای تعیین وعده، راز نبود مسئول برای پاسخ به چرایی طولانی شدن این پروژه از دو سال به هفت سال، راز افزایش سهم آورده از 7 میلیون تومان به 25 میلیون تومان، راز پاسخ غیر رسمی نامه اول از مجموعه "گنج نامه پنج نامه" توسط استاندار اسبق در حین کلنگ زنی این پروژه و پرسش او از چرایی نقش بستن عکس قصابی در صفحه اول ویژه نامه استانی روزنامه دولت و تلخند تحقیر آمیز انتقادی به نقدها- با این فلسفه که او برای خبرنگاران مسکن می سازد و حال آنکه ما برای او نامه انتقادی می نویسیم- راز عصر نجّاری و میخهایی که بر تخته مطبوعات کوفته می شد و به تخته زدن برخی اعتدالیون امروز و مهرورزان دیروز برای او و اویان، راز "شهریار مهرورزان" سابق و پرچمدار امروز اعتدال در حوزه بحران وزارت کشور، راز سکوت بسیاری از مدیران و فعالان سیاسی در مقابل مدیریت اعتماد سوز او و علاقمندی امروزی همان منضبط های ساکت آن عصر به صدارت و علاقه مندی به گرفتن ژست اعتدال به شمایل و شعار، و شیپور تدبیر به دست، راز وعده های اهل تغییر درآن روزها که اگر به قدرت- ببخشید به مدیریت و کرسی خدمت!- برسند، چنین و چنان خواهند کرد، اما آن وعده ها به گعده ها و و سوگیری های فکری به پست گیری های میلی تغییر ماهیت دادند، رازپاسخ وفا با جفا، راز توجیه ناتوانی ها و بی ارادگی ها و بی میلی های این روزها برای اعاده و تحقق آن وعده ها به خاطر ماندن در لذتخانه پست و پول- ببخشید خدمت و توسعه!- ، راز سکوت دربرابر ابقای برخی عدالت پیشگان مهروز و دوستان گرمابه و گلستان آنها در پستهای مدیریتی به قیمت ورود و یا ماندن وارثان رای 71 درصدی در آن تلذذ آباد، راز روزهایی که می شد با کلمه و هنر معامله کرد و بدون نی به نوا رسید و می شد با سکوت و تایید به جایی از رفاه رسید که نه به این پروژه امیدمند و نیازمند بود و نه به خدمت عاج نشینانی رسید که انگار فراموش کرده اند از کجا به کجا رسیدند، اما این رسیدن همان و شبیه شدن هنرمندان با برخی سیاست بازان همان! اما اهل هنر وکلمه همیشه با اهل سیاست از نوع پست پرستان پوسیده تفاوت دارد و چنین است که اکنون تنها از دردهای یک سایه سر رازهای رمز آلود به دل دارند که در سطر به سطر این سطور مستتر و مستور است. 
 آری و باری که پروژه مسکن مهر ما در کردستان چون جریان نوگرایی و اصلاح طلبی در کردستان از چاله عدالت به چاه اعتدال افتاده و اگر آن را دقیق مورد بررسی قرار دهید،  شبیه همین جریان سیاسی فریاد است که از دل آجر به آجری که در آن پروژه شمرده ام، بر می خیزد، ناله است که از درون شن و ماسه به گوش می رسد، هیاهو است که درون بتن سفت و مرده را به هم ریخته، هارمونی جیرجیرک ها و جیرجیر لولای پنجره های نیمه کاره  است که سرود مهر و تدبیر را سر می دهند و خشم است که سنگهای خفته و آسانسور بکار گرفته نشده را به ستوه آورده است. تاریخ آنجاست که به اینجا رسیده و فردا در جایی دیگر قضاوت خواهد کرد.
فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :