قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٥/٩

مطالبه جویی كردها در پارلمان/بررسی فعالیت نمایندگان كرد در مجالس ایران در گفت و گو با »ایرج جمشیدی« خبرنگار كرد در مجلس
3 مرداد 84

سیروان - فیض الله پیری: علاقه مندانی كه روزنامه شرق را به عنوان الگوی روزنامه نگاری و اطلاع رسانی خود پذیرفته اند، ‌بدون شك با نام »ایرج جمشیدی« ‌خبرنگار پارلمانی این روزنامه آشنا هستند كه بارها و ازجمله در تحصن 26 روزه نمایندگان مجلس ششم نام او در صفحه اول این روزنامه نقش بسته است.

سيروان - فيض الله پيري: علاقه منداني كه روزنامه شرق را به عنوان الگوي روزنامه نگاري و اطلاع رساني خود پذيرفته اند، ‌بدون شك با نام »ايرج جمشيدي« ‌خبرنگار پارلماني اين روزنامه آشنا هستند كه بارها و ازجمله در تحصن 26 روزه نمايندگان  مجلس ششم نام او در صفحه اول اين روزنامه نقش بسته است.  ماه گذشته نيز به علت توهين يك نماينده مجلس هفتم به او بار ديگر در رسانه هاي داخلي و جهاني خبر ساز شد.
جمشيدي زاده ي قصر شيرين و 34 ساله است كه سال 72 وارد مطبوعات ايران شد. مدرك كارشناسي خود را در رشته علوم سياسي از دانشگاه تهران و كارشناسي ارشد را در رشته روابط بين الملل در دانشگاه علامه طباطبايي اخذ كرده است. فعاليت روزنامه نگاري او در نشريات دانشجويي آغاز و با حضور در روزنامه »كار و كارگر« رسميت يافت. مدتي به علت خدمت سربازي و تحقيقات دانشگاهي در حوزه مسايل فلسطين و اسرائيل از مطبوعات دور شد، اما با روزنامه »آفتاب يزد« دوباره به اين عرصه بازگشت. او با انتشار »شرق« مدتي به صورت همزمان در اين دو نشريه فعاليت مي كرد و بعدها آفتاب يزد را ترك كرد. ديدگاه اين روزنامه نگار در خصوص فعاليت نمايندگان كرد در چند دوره مجلس كه از نزديك نظاره گر آنها بوده، جالب توجه است. اين گفت و گو با محوريت فعاليت و مطالبه جويي كردها در پارلمان انجام شده و در بخش پاياني نيز به صورت كوتاه در مورد فعاليت اصلاح طالبان كرد و روزنامه نگاران كرد سخن به ميان آمده است.
* آقاي جمشيدي! دو دوره است كه شما در مجلس شوراي اسلامي ششم و هفتم از نزديك فعاليت و مطالبه جويي نمايندگان كرد در پارلمان را شاهد هستيد. حتما از طريق رسانه ها و مطالعه، تاريخ چند دوره گذشته مجلس را نيز دنبال  كرده ايد. به نظر مي رسد طرح مطالبات كردها در مجلس از سابقه كمتري برخوردار است و تنها در دو مجلس اخير رنگ و بوي رسمي به خود گرفته است. اين گونه نيست؟
- كردها به طور كلي سابقه كمي در پيگيري مطالبات خود ندارند. نيز نمي توانيم بگوئيم طرح مطالبات دير آغاز شده است. وقتي ما تاريخ را مطالعه مي كنيم مطالبات كردها از يكسري حركات خود مختاري جويي از طريق احزاب همزمان با آذربايجان وجود داشته است، منتهي مشكل اصلي كردها طرح مسئله است.
كردها يكسري مطالبات دارند كه بسيار منطقي هم هست يعني اينكه انساني كه بگويد من مي خواهم يك زندگي برابر با ساير ايرانيان داشته باشم اين خواستي غير منطقي نيست. اما نوع طرح مسئله هميشه باعث شده كه يكسري مشكلات به وجود بيايدو مهم ترين آنها اين است كه هر گونه حركت تحت عنوان جدايي طلبي تفسير شده است، به ويژه مسئله آذربايجان و كردستان كه ذهنيت هاي تاريخي را در ذهن افكار عمومي ايرانيان به وجود آورده و بعد از انقلاب 57 هم اين مباحث تا حدودي ادامه يافت، از جمله طرح شعار »دموكراسي براي ايرانيان و خودمختاري براي كردستان« به گونه اي بود كه به مسايل خشونت آميز منجر شد. خشونت هم دو طرفه بود، يك طرفه نبود. طبيعتا هر كشوري از مركز احساس كند كه به سمت تجزيه پيش مي رود، مقاومت مي كند. البته تجزيه طلبي هم وجه قالب مطالبات آنها هم نبود،‌ منتهي طرح مطالبات به گونه اي به افكار عمومي القا شد كه ذهنيت تجزيه طلبانه ايجاد كرد. خوب، انقلاب شد و حكومت قبلي فروپاشيد و حكومت جديد هم هنوز پا نگرفته بود،‌ بنابراين طبيعي است كه طرح اين مباحث، چون از قالب منطقي خود خارج شد،‌ به نبرد مسلحانه تبديل شود وآثار آن هم در افكار عمومي ايران باقي بماند و هنوز هم كه كردها مطالبات خود را مطرح مي كنند، سريع السير ذهنيت ها به اين موضوعات بر مي گردد. اين ذهنيتي اشتباه است. اولين ماموريت كساني كه مي خواهند در اين مناطق خدمت كنند به نظر من، زدودن ذهنيت منفي تجزيه طلبي در افكار عمومي است. زمينه اين موضوع هم فراهم است. درحال حاضر كردهاي ايران به لحاظ نزديكي نژادي، قومي و سببي اي كه با قوم فارس دارند،‌ متفاوت تر از نسبت ميان كردهاي عراق با اعراب يا كردهاي تركيه با تركها هستند. 
 به لحاظ تاريخي ايران همگرايي بيشتري با كردها دارد. بنابراين به نظر من هم از نظر تاريخي و هم از نظر جغرافيايي و نژادي زمينه ي جدايي طلبي كرد و فارس در ايران خيلي كم است. اصولا شعا رخوبي نيست كه به اين سمت و سو حركت شود. اين مسايل باعث شد كه مطالبات منطقي مردم مناطق كردنشين تا بعد از حوادث جنگ و سازندگي امكان طرح نداشته باشد.
* به نظر شما طرح نشدن اين مطالبات به خاطر مسايل جنگ و سازندگي بود يا به خاطر ويژگيهاي جامعه شناختي و دير سرد شدن آتش انقلاب؟
- من عرض كردم اين موضوع تاريخي و منطقي است اما نوع طرح مطالبات به گونه اي بود كه اين ذهنيت به وجود آمد.‌ ظرف يك روز و دو روز شكل نگرفته، ‌چندين سال زمان طول كشيده كه اين ذهنيت در افكار عمومي به وجود بيايد.
* بعد از انقلاب چطور؟
- انقلاب اساسا خشونت آميز است. تمام رويه هاي اداري يك كشور را به هم مي ريزد، سريع السير يك روش ديگر جايگزين مي شود و هر نوع حركت كه مانعي براي استقرار سيستم جديد ايجاد كند، به صورت خشونت آميز سركوب مي شود. اين موضوع فقط مخصوص به كردستان نيست. در ساير مناطق ايران هم كه حركاتي صورت گرفت، شرايط حكم مي كرد كه سريعا كنترل شود. اين مسايل تا زمان جنگ كه وضعيت آن حادتر از انقلاب است اجازه طرح نيافت.
بعد از جنگ هم هشت سال سازندگي بود واصلا بحث توسعه سياسي و مطالبات حقوقي واجراي قانون اساسي خيلي مدنظر نبوده است. بيشتر هدف بازسازي مناطق جنگي بود و تحليل ها و موضوعاتي مثل تعديل اقتصادي در جامعه مطرح بود كه آن هم منجر به شكاف هاي اقتصادي عظيم شد و متاسفانه اين سياست تاثير منفي روي اين مناطق گذاشت.
تعديل اقتصادي يعني شكاف اقتصادي بين مناطق مركزي و مناطق حاشيه اي ايران، كه در مناطق كردنشين در حد فاجعه بود. رئوس تعديل اقتصادي هم به اين شكل است كه غني،‌ غني تر مي شود و فقير، فقيرتر. تعديل يعني ايجاد تورم شديد. اين مسايل وجود داشت تا دوم خرداد سال 76 كه همانطور كه براي ساير مناطق ايران فرصتي به وجود آمد كه مطالبات خود را مطرح كنند، در مناطق قوميتي مثل مناطق كردنشين هم فرصت طرح مطالبات به وجود آمد. بنابراين بعد از دوم خرداد بود كه در زمان مجلس ششم فرصت دوباره ي طرح آن به وجود آمد و مطالبه جويي كردها در مجلس رسميت يافت.
به صورت رسمي نمايندگاني وارد مجلس شدند كه حاوي اين تفكر بودند. مهمترين مسئله اين است كه نمايندگان فراكسيون كرد صاحب تفكر بودند. تفاوت بين مجلس ششم و مجالس ديگر براي مناطق كردنشين هم در همين مسئله است. نمايندگان مجلس ششم براي خودشان ماموريت داشتند. خوب بالاخره كردها به صورت رسمي 13 درصد و به صورت غير رسمي هم كه خودشان مي گويند حدود 20 درصد جمعيت كشور را دارند. اگر ما بر فرض مثال 13 درصد بگيريم از جمعيت 70 ميليوني بيش از 10 ميليون نفر كردهستند. اين 10 ميليون هم حق و حقوقي داشته اند، يعني طبق خاستگاه اين آمار حركت كرده اند. عضويت در هيئت رئيسه، رياست كميسيونهاي مهم مجلس، ‌مناصب عالي دولتي و اجرايي و نهادهاي مهم حكومتي تفكري بود كه در مجلس ششم طرح آن به صورت جدي تر صورت گرفت. نمايندگان غير كرد مجلس ششم هم داراي تفكر بودند. در مجموع مجلس ششم به لحاظ عملي نتوانست تغييري ايجاد كند، اما به لحاظ فكري اين تاثير را باقي گذاشت و از جمله اين تفكر كه هر گروهي كه وارد مجلس مي شود مدافع تفكر مطالبات مردم منطقه خودش باشد.
* با توجه به ساختار فعلي قانون اساسي، كردها از طريق مجلس تا چه حد مي توانند به مطالبات خود برسند و فعاليت در اين بخش تا چه ميزان تاثيرگذار است؟
- قانون اساسي فعلي خيلي امتيازات را دارد،‌ هر چند فاقد برخي امتيازات هم هست. در مورد رئيس جمهور شدن ، بحث مذهب مطرح شده اما بحث قوميت مطرح نشده، مثلا نگفته كه كردها اجازه رياست جمهوري شدن را ندارند. اما در مورد رهبري هم مثل رئيس جمهور بايد داراي مذهب رسمي كشور باشد و چون ويژگي رئيس قوه قضائيه در »مجتهد بودن« است، طبيعتا اين پست هم به مذهب رسمي واگذار مي شود. در بقيه موارد واگذاري خيلي پست هاي مهم به كرد اهل سنت بامانعي روبرو نمي شود. ما در حال حاضر مشكلمان قانون اساسي نيست. نمايندگان كرد در مجلس آن قدر ضعيف ظاهر شده اند كه حتي نتوانسته اند رياست يك كميسيون مهم مجلس مثل كميسيون امنيت ملي را به دست بگيرند. بعضي مواقع كميسيون هاي درجه دوم و سوم به آنها واگذار شده،‌ مثلاً همين الان در مجلس هفتم رياست كميسيون اجتماعي به عهده آقاي »مصري« نماينده كرماشان است.
* در مجلس ششم هم آقاي اللهياري ديگر نماينده كرماشان رئيس كميسيون آموزش وتحقيقات بود....
- بله، ‌اينها كميسيونهاي فرعي درجه دوم و سوم هستند. در كابينه هم بعضي اشخاص هم به وزارت رسيده اند، منتهي نه از خاستگاه كرد،‌ بلكه به عنوان كسي كه توانسته در اين سيستم رشد كند. حركت ، قومي نبوده، از اين ديدگاه كسي انتخاب نشده است.
* ظاهراً فقط تلاش و راي نماينده براي تصدي يك كرسي و پست مهم در مجلس به تنهايي مهم نيست. فعاليت هاي خارج از مجلس هم موثر است. در مجلس ششم هم ديديد كه آقاي جلالي زاده كانديداي هيئت رئيسه شد،‌ اما اعضاي ارشد جبهه مشاركت در سنندج اعلام كردند كه نهادهاي قدرت بيرون از مجلس واكنش نشان داده و با اين كار مخالفت كرده اند و گفته اندكه يك اهل سنت نبايد عضو هيئت رئيسه باشد. بنابراين مي بينيم كه كردها خودشان حق طلبي و مطالبه جويي داشته اند، اما مراكز قدرت خارج از مجلس مانع بوده اند. به نظر شما آيا اين رويه در طول مجالس گذشته و فعلي هم تاثيرگذار نبوده كه كردها به رياست كميسيونهاي مهم مجلس نرسند؟
- چرا، دقيقا هم همينطور است. من اشاره كردم كه به لحاظ قانوني به غير از چند مورد خاص ما مشكل و مانع قانوني  براي رسيدن كردها به مناصب عالي حكومتي نداريم. در قانون اساسي قيد نشده كه كرد يا اهل سنت حق رياست بر مجلس را ندارند،‌اما آنچه كه در قانون اساسي هست وآنچه كه اجرا مي شود دو موضوع متفاوت است. مشكل اصلي ما در مراحل اجرايي است كه به آن عمل نمي شود. درست است كه اكثريت حق حكومت دارد، ‌اما حق له كردن اقليت را ندارد. اكثريت به چه معناست؟ به اين معناست كه وقتي كسي رئيس جمهور و منتخب اكثريت مي شود،‌ بايد اقليت باقي مانده را وارد مديريت كند. اين گونه نيست كه بگويد من چون راي اكثريت را دارم، اقليت 20 درصد را كنار بگذارم. اين مشكل زاست كه در ايران اين اقليت 20 درصدي شامل بيش از 15 ميليون نفر جمعيت مي شود.
وقتي كه اين جمعيت را خارج از اداره و مديريت كشور قرار دهند از خيلي از امتيازات محروم مي شوند،‌ امتيازهاي اساسي اي كه به جز از طريق دخالت در مديريت كشور به دست نمي آيد، چون در مديريت كلان كشور تصميم گرفته مي شودكه چه كارهايي عمراني در كجا صورت گيرد، به چه مناطقي چه امتيازهايي بدهند و چه استراتژي و سياستي براي چه منطقه اي اتخاذ كنند. براي اينكه عدالت در اين مورد رعايت شود، ضرورت دارد كه تمام قوميت ها در مديريت كلان حضور داشته باشند. وقتي اكثريت، اقليتي را در خارج از مديريت قرار مي دهد،‌ خود به خود حق آنها ضايع و منجر به شرايطي مي شود كه ما الان مشاهده مي كنيم كه مناطق مركزي ايران نسبت به مناطق حاشيه اي، خيلي ثروتمند تر هستند.
به عنوان مثال ممكن است مشاهده كني كه بودجه سرانه يك منطقه در ايران 20 برابر مناطق حاشيه نشين است كه اين مناطق حاشين نشيني مي تواند كردستان، بلوچستان، شمال خراسان، جنوب خوزستان‌ يا حاشيه شمالي خليج فارس باشد. تا جايي كه مردمان حاشيه نشين ايران ضعيف ترين مردمان هستند، ‌اما هر چه به مناطق مركزي نزديك مي شوي مردم از امكانات و بودجه سرانه بيشتري استفاده مي كنند. جالب هم اينجاست كه وقتي بحث اداي دين به كشور و تكليف و اين گونه مباحث پيش مي آيد، مي بينيم كه مناطق حاشيه اي بيشترين هزينه را پرداخت كرده اند. شما مي بينيد كه هشت سال جنگ باعث شد كه مناطق مرزي كه قومي هم هستند، بيشترين صدمات را ببينند. به طور مستقيم خانواده و زندگي آنها در معرض جنگ و بمباران و مواد شيميايي و ... قرارگرفته و هنوز  هم زمين هاي زراعي و مناطق مسكوني آنها آلوده به مين است واز بين نرفته است. مشاركت از اين واضح تر مي خواهد چگونه باشد؟ مي گويند جوانهايي از مركز به جبهه آمده اند،. خيلي خوب،‌جوانهاي مناطق مرزي و حاشيه اي چند برابر اين موضوع را انجام داده اند. اداي تكليف اين گونه است، اما وقتي بحث حقوق مردم مطرح مي شود،‌ عكس قضيه صورت مي گيرد. اين خلاف قانون، مصلحت و عدالت است كه دو طبقه كاملا متفاوت ايجاد كني. كشوري موفق است كه فاصله طبقاتي را كم و طبقه متوسط را بيشتر كند. معضل مناطق حاشيه اي مثل مهاجرتها، نابهنجاريهاي اجتماعي و... هم به مركز كشيده مي شود كه الان آمار اميدوار كننده اي در اين مورد در دست نداريم.
نمايندگان مجس ششم با نقد اين وضعيت وارد مجلس شدند،‌ يعني جملگي همراه و همگام بودند كه مناطق حاشيه اي محروم هستند و بايد به آنها توجه جدي شود. يك حالت تمايل نسبي در مشاركت قوميتها هم به وجود آمد ولي متاسفانه تفكر حاكم - كه اشاره كردم زمينه ي تاريخي دارد- به نوعي احساس تحقير مي كند كه يك عضو قوميتي وارد مديريت كلان كشور يا عضو هيئت رئيس مجلس و يا مناصب كلان كشور شود.
يك نوع بي اعتمادي و احساس تحقير وجود دارد كه باعث شد اين تفكر نمايندگان مجلس به مرحله ي عمل نرسد.
* وقتي كه طرحي مربوط به مناطق كردنشين در حوزه اقتصادي، فرهنگي يا سياسي و اجتماعي با پسوند »كرد « مطرح مي شود، معمولا جو عمومي و واكنش فضاي مجلس به آن چگونه است؟
- در مجلس ششم هم نمايندگان آگاه بودند و هم اينكه در مجموع مجلس پذيرفته بود كه تغييراتي بايد در سيستم مديريتي ايجاد شود. در مجلس هفتم نوع ورود نمايندگان كرد به مجلس بي تاثير از فضاي قومي كشور نبود، دقيقا مرتبط بود. سليقه تفكر حاكم با خواستهاي مجلس ششم يكي نبود و نمي پذيرفت. مجلس هفتم كه شكل گرفت، ‌با توجه به رد صلاحيتها و اعتراضات فراوان مردم و از جمله كردها مشاركت كمتري داشتند. يكسري نمايندگاني وارد مجلس شده اند - عموما نه مطلق صد درصد- كه اكثريت آنها رنگ و بويي ندارند. با مجموعه مجلس هفتم هماهنگ هستند. مجلس هفتم هم يك مجلس بي رنگ و بو است و تفكر خاصي ندارد.
* ما حتي نماينده هاي كرد در مجلس داريم كه برايشان كسر شان است كه عضو فراكسيون كرد شوند، چرا...!؟
- در مجموع بايد اين گونه مجموعه مجلس را تحليل كرد، آنگاه به جزئيات آن هم پرداخت. الان اين مجلس كه مي بيني، نمي داند دنبال چيست. شما اگر دستورات مجلس را بررسي كني، يك دستور مهم را مشاهده نمي كني. به غير از طرح تثبيت قيمتها كه تصويب كرده اند، برنامه خاصي نمي بينيم كه بگويد اين مجلس به دنبال يك تفكر سازمان يافته است كه يك شيوه مديريتي يا قانون گذاري را در كشور اجرا كند. نمايندگان كرد هم تحت تاثير اين فضا نماينده هاي بدون تفكري هستند. پرسيدند كه اين نمايندگان كرد راستي اند يا چپي؟ من گفتم:  نه راست هستند و نه چپ. اي كاش به يكي از اين دو تفكر تعلق داشتند. براي شناخت از چپ يا راست بودن نماينده اي بايد ببيني رنگ و بويي دارد يا نه؟ وقتي طرف فاقد انديشه خاصي است ديگر نبايد وارد اين موضوع شد. بايد وارد اين مباحث  شد كه عده اي نماينده آمده اند كه بدون اينكه تفكري داشته باشند و بدانند چه برنامه اي براي مناطق خودشان دارند، وارد اين مجلس شده اند. عموما نمايندگاني نا آشنا و بي تجربه با معدل سني پائين هستند كه تجربه سياسي هم ندارند.
مجلس ششم يك انديشه سازمان يافته داشت كه خود مي دانست دنبال چه هست. هر چند برنامه هايش را عملي نكرد اماتاثير خودرا بر جاي گذاشت. عملكرد نمايندگان مجلس هفتم نشان مي دهد كه اينها دنبال چه برنامه اي هستند. اولين برنامه اينها تشكيل فراكسيون كرد بود. اساسا تا شش يا هفت ماه حاضر نبودند كه حتي مسئله فراكسيون را مطرح كنند، چه اينكه تشكيل بدهند.  هر كدام يك ساز جدايي مي زدند وعده اي هم هنوز مي زنند. مثلا برخي نماينده هاي كرماشان و ايلام مي گويند اصلا ما به دنبال چنين موضوعاتي نيستيم. نمايندگان مناطق استانهاي كردستان و آذربايجان غربي مباحث ديگري را مطرح مي كردند. تعدادي ا زآنها باكار سياسي ناآشنا بودند من خودم در شرق مقاله نوشتم و از من هم ناراحت شدند.
من گفتم در اين مجلس دو گروه زنان و كردها حاضر نبودند فراكسيون تشكيل بدهند. هنوز هم روي اين صحبت خودم هستم. وقتي بررسي مي كني، فراكسيون كرد و فراكسيون زنان در مجلس تشكيل نشده بود كه من اين موضوع را نوشتم و نمايندگان كرد هم از من ناراحت شدند. من گفتم ناراحت نشويد. وضعيت شما با ديگران فرق دارد. شما بايد مي آمديد يك گروه تشكيل مي داديد. 20 يا 30 راي داريد. بيائيد با اين برگه هاي راي بازي كنيد.اگر بخواهيد انفرادي حركت كنيد،‌ هيچ فايده اي ندارد كه پاسخهاي منطقي نداشتند. من هم گفتم: اميدوارم عملا شاهد فعاليت شما باشيم.
الان هم كه حدود يك سال و اندي از مجلس هفتم مي گذرد، عملا فعاليت خاصي از اين نمايندگان نديده ام. تقريبا هنوز هيچ حركتي كه منجر به انديشه اي اجرايي شود، من نديده ام. البته تعدادي از آنها فعال بوده اند كه  من هم فردي قضاوت نمي كنم كه بگويم كدام بهتر است. اينجااين مسئله مطرح نيست كه بگوئيم يك نماينده كرد فعال است وآن يكي فعال نيست. مجموع حركت آنها را من ارزيابي مي كنم كه نمود خاصي نداشته است.
* آقاي جمشيدي! كردها بخشي ازمطالبات خود را از طريق مجلس پيگيري مي كنند. در حوزه ي عمراني و مسايل غير سياسي به نظر مي رسد تا حدودي با مانع كمتري براي تصويب طرح و لايحه روبه رو باشند. طرحي مثل»سرباز روحاني« براي طلاب اهل سنت از فيلتر شوراي نگهبان عبور نكرد يا شاخص ترين نمايندگان كردها در مجلس ششم با نظارت استصوابي همين شورا براي مجلس هفتم رد صلاحيت شدند. اصولا اگر حتي كردها بتوانند طرحي مهم از تصويب مجلس بگذرانند كه به تغيير وضعيت حقوقي آنها منجر شود، آيا اميدي وجود دارد بااين تفكر حاكم بر شوراي نگهبان كردها در بخش پارلماني به مطالبات خود برسند؟
-  ماهنوزبه مرحله ي شوراي نگهبان نرسيده ايم.
* حالا اگر رسيديم...؟
- ببينيد، الان مهم ترين مشكل ما طرح مباحث است. ما هنوز به صورت دقيق و منطقي نتوانسته ايم مشكلاتمان را مطرح كنيم. نتوانسته ايم به گونه اي مسايل را مطرح كنيم كه حساسيت افكار عمومي را به دنبال نداشته باشد. ما فعلا دراين مرحله قرار داريم كه نياز به نمايندگان قوي دارد كه بدون اينكه مسئله سازي كنند، ‌مسايل را مطرح كنند. بعد از اين به مرحله ي ارائه طرح مي رسيم. به نظر من اگر بتوانيم به صورت منطقي و به دور از مسايل حاشيه اي و خشونت آميز مسايل را مطرح كنيم، يك موفقيت مهم به دست آورده ايم كه فضا را براي وضع قوانين فراهم مي كند.
* در برخي مجالس از جمله مجلس تازه تاسيس عراق، راي نمايندگان مجلس درحاكميت تاثير گذار است و در بدنه دولت از وزير تا مديران رده پائين جنبه ي اجرايي به خود مي گيرد. به نظر شما مسئله ساختار حقوقي مجلس چه نقشي در بي تاثير بودن راي نمايندگان كرد دارد؟
- من گفتم كه يك اقليت به خاطر اينكه اقليت است نبايد كنار گذاشته شود.در كشورهايي ديگر وقتي يك اقليت ده درصدي وجود دارد،‌ده درصد تمام قدرت و مديريتها را به اين اقليت واگذار مي كنند.
اصلي ترين مشكل ما همين مسئله است كه به نسبت وجود و حضور ما از مديريت كلان محروم هستيم. شايد سكوت قانون داشته باشيم،‌اما به نظرم مشكل قانون نداريم. مهم ترين مسئله اين است كه ما در عمل دچار مشكل هستيم. مابايد عملا اين مشكلات را حل كنيم. شريط ثبات اجتماعي - سياسي در يك كشور حضور تمام اقوام در سطح قدرت است. اين گونه نيست كه اگر اقليت در خارج از قدرت باشد، ثبات بيشتر است.
* با توجه به يك دست شدن قدرت و رئيس جمهور شدن آقاي احمدي نژاد كه با مجلس هفتم همكاري كامل دارد ، به نظر شما تعامل كردها و حاكميت در آينده چگونه خواهند بود شما تبعات و بازتاب اين تعامل منفي يا مثبت را درجامعه بين الملل براي ايران چگونه تحليل مي كنيد؟
- من قبل از اينكه به اين پرسش شما پاسخ دهم، مي خواهم مسئله اي را مطرح كنم. وقتي كه گروهي شناخته شده است و سابقه سياسي مشخصي دارد و به راس كار مي آيد، به نظر شما اين گروه چه حركتي از خود نشان مي دهد؟ به عنوان مثال گروههاي اصلاح طلب اگر به راس كار بيايند داراي انديشه اي مشخص هستند  يا گروههاي محافظه كار سنتي به قدرت برسند، مشخص هست كه داراي چه ديدگاهي در مورد قوميتها و ديگر مسايل دارند. اما تغيير ايجاد شده در انتخابات رياست جمهوري يك حالت ناشناخته است، يعني شما نمي دانيد با چه تفكري مواجه  هستي. اينها نه سابقه ي سياسي دارند،نه تاحالا فعاليت سياسي داشته اند و نه اصولا تشكيلات آنها مشخص هست كه چگونه است و كجا هستند. بنابراين ما بيشتر از روي حدس و گمان صحبت مي كنيم، ضمن اينكه هنوز زود است از همين الان  قضاوت كنيم. پيش بيني خيلي سخت است. بيشتر از روي اظهارات خيلي كوتاه آقاي احمدي نژاد مي توان صحبت كرد. يك مبحث،‌مبحث عدالت است كه گفته عدالت در دستور كار من قرار دارد. اگر عملا اين كار را انجام دهد، قاعدتا بايد به مناطق حاشيه اي از جمله مناطق كردنشين توجه داشته باشد كه الان نسبت به بقيه جمعيت كشور در فقر مطلق قرار دارند. عدالت طلبي ايجاب مي كند كه تمام مناطق كشور در مديريت كلان سهيم شوند.
 از طرف ديگر اگر بخواهيم تفكري كه در مورد منشا فكري اينهادرجامعه مطرح است، بررسي كنيم و همينطور اظهار نظري كه آقاي احمدي نژاد در پاسخ به چند نماينده كرد كه گفته »عراق را به رخ من نكشيد« داشته، مورد بررسي قرار دهيم،  به نظر من عملا تغييري صورت نمي گيرد.
* بازتاب و تبعات اين مسئله به چه شكل خواهد بود؟
- در جامعه بين الملل ايران در حاضر حاضر تحت فشار است و از جمله غرب در اين صدد است كه از هر مسئله اي به عنوان اهرم فشار عليه ايران استفاده كند. بنابراين وقتي از اين منظر نگاه كنيم،‌احتمال دارد مناطق قوميتي ايران ازجمله كردستان،‌خوزستان و ... مطالباتي را مطرح كنند و حاكميت پاسخ ندهد وبه اتفاقاتي منجر شود. از اين لحاظ ممكن است مورد توجه قرار بگيرد و بازتاب جهاني داشته باشد كه فشار را عليه ايران تشديد مي كند.
***
* اخيرا شاهد فعاليت گروهي به نام اصلاح طلبان كرد در سطح مناطق كردنشين بوديم. ديدگاه شما در خصوص فعاليت اين گروه چيست و به صورت كلي تر اصولاً چه تحليلي از فعاليت حزبي وتشكيلاتي كردها داريد؟
- به لحاظ قانوني هيچ مانعي براي تاسيس NGO و فعاليت مدني وجود ندارد. منتهي حاكميت در مباحث حزبي به ترك، كرد، عرب و بلوچ اجازه فعاليت حزبي نمي دهد. اصلي ترين نگراني مجموعه حاكميت اين است كه ممكن است اين مسايل به طرح موضوعات تفرقه افكنانه وتجزيه طلبانه منجر شود. اگر بتوانند مسايلي را مطرح كنند، بدون اينكه ترسي به وجود بياورند كه حركت آنها حركت تجزيه طلبانه است مي توانند به عنوان يك NGO يا نهاد مدني قومي خود رامطرح كنند. اين مسئله براي تقويت بنيه هاي اجتماعي و فرهنگي منطقه كه به نسبت سطح متوسط كشور ضعيف است،‌ضروري به نظر مي رسد. اصلي ترين مسئله، طرح مسئله است.
كردها الان در طرح مسئله ي خود در شرايط موجود دچار ضعف هستند و نمي دانند چگونه خواسته هاي خودشان را مطرح كنند. من مجبورم يك مثال ساده بزنم كه موضوع مشخص شود. وقتي مي گوئيم »لطفا يك ليوان آب به من بده« با »زود باش! يك ليوان آب به من بده« خيلي متفاوت است و طبيعتا تاثير متفاوتي هم بر مخاطب مي گذارد. مانبايد تمام تقصيرات را متوجه حاكميت مركزي كنيم. كردها هم خودشان در طرح مسايل داراي اشكال هستند. لازم است سطح فرهنگ، دانش و تحمل و بينش سياسي مردم را بالا ببريم. اين ضعف ها هم به نظرم ناشي از ضعف اقتصادي و نگاه تاريخي به اين مناطق است. ما چاره اي نداريم جز اينكه به ضعف هاي خود اعتراف كنيم و ساختار دروني جامعه ايران را هم در نظر بگيريم. كردها البته پيشرفت هايي در طرح مسايل خود داشته اندكه نسبت به سالهاي گذشته اندكي در ادبيات آنها تغيير ايجاد شده است. الان به سمت ادبيات انفجاري كمتر حركت مي شود . همين ادبيات باعث شده كه تا حدود خيلي كم حساسيت نسبت به كردها كاهش پيدا كند. كردها الان راحت تر مي توانند ابراز وجود كنند. الان ديدگاه منفي 20 سال پيش نسبت به كردها وجود ندارد. هر چند كه اين ديدگاه به هسته ي اصلي حاكميت نرسيده اما در مجموع تاثيرات مثبتي بين افكار عمومي به وجود آمده كه اينها لايق تر هستند. لازم است كه كردها خودشان در نوع بيان مطالبات حقوقي، منطقي و قانوني خود دقت بيشتري به خرج دهند. هر چند كه اين روش مدت زمان مي طلبد، اما مطمئن تر و موفقيت آميز تر است كه كردها بتوانند از طريق آن وارد حاكميت شوند. در مورد اصلاح طلبان كرد بايد بگويم كه اين حركت يك نوع حركت جبهه اي است ، همانطور كه در كشور جبهه اصلاح طلبان وجود دارد كه در نقطه و جبهه اي مشترك قرار مي گيرند. اصلاح طلبان كرد هم به موازات اصلاح طلبان كشور د رمناطق كردنشين اعلام موجوديت كردند كه با تشكل خود ضمن همسويي با مسايل كلي اصلاح طلبان كشور، مطالبات خاص منطقه اي را مطرح كردند كه در دستوركارشان هست و انتظار دارند ديگر اصلاح طلبان هم به آن توجه كنند و به رسميت بشناسند. به نظر من حركتي كاملا مسالمت آميز و منطقي است و من آن را مثبت ارزيابي مي كنم.
* در خصوص وجود يك روزنامه سراسري در كشور براي تعامل كردها با ديگر ايرانيان و زدودن اين ذهنيت منفي كه شما به آن اشاره كرديد و طرح مطالبات آنها چه ديدگاهي داريد؟
- كردها اگر بخواهند يك روزنامه سراسري منتشر كنند خوب است. قبلا هم سابقه داشته، مثل روزنامه »نشاط« كه آقاي »لطيف صفري«  از كردهاي »اسلام آباد غرب« آن را مديريت مي كرد و حتي مسايل كردها را هم مورد توجه قرار مي داد. به نظر من هم  خوب جواب داد. اما اگر بخواهم در سطح ملي روزنامه اي منتشر كنيم،‌اخبار ملي در اولويت اول قرار مي گيرد. كردها اگر وارد مديريت كلان كشور شوند،‌خود به خود از فوايد آن هم بهره مند مي شوند.
مواهب حضور در مديريت كلان كشور بحث فرهنگي،‌اجتماعي، سياسي،اقتصادي ، حقوقي و ... است . وقتي از اين موضوعات بهره مند شويد طبيعتا بهره ي رسانه اي هم به شما مي رسد.
بنابراين اين مسايل زير مجموعه است. اصل كار مديريت كلان است كه بايد كردها به نسبت جمعيت در آن حضور داشته باشند. اگر اين مشكل حل شود، مشكلات ديگر هم حل مي شود.
* ارزيابي شما در خصوص فعاليت مطبوعات كردنشين چيست، و آيا به نظر شما كردها داراي چنان پتانسيل و تيم روزنامه نگاري هستند كه بتوانند روزنامه اي مثل شرق در تهران منتشر كنند؟
- تعدادي از مطبوعات كردي را ديده ام، در مجموع خوب است. لازم است به تحليل مسايل كشور مرتبط با خودشان بپردازند. براي انتشار يك روزنامه مرتبط با كردها حتما ضروري نيست كه اعضاي آن تمام كرد باشند. اما كردها اين توانايي را دارند. قطعا مناطق كردنشين يكي از مناطق پر استعداد ايران در زمينه روزنامه نگاري و مطبوعات و فرهنگ است كه اگر زمينه ي رشد آنها فراهم شود،‌نه تنها جزو روزنامه نگاران برتر كشور، بلكه جزو روزنامه نگاران برتر منطقه هم به حساب مي آيند.

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :