قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/٤/٢٢

سازسازهای کردستان از ناسازی ها می گویند


خشک سیم و خشک چوب و خشک پوست از کجا می آید این آوای دوست؟ 

فیض اله پیری: آنچه که مبنای تولید این گزارش قرار گرفته، اظهارات دو هفته پیش معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری کردستان است که در روز جهانی صنایع دستی شواهد و نمونه هایی از کشورهای در حال پیشرفت را به دست داد که به گفته وی از راه توسعه صنایع کوچک و به طور مشخص صنایع دستی اقتصاد خود را متحول کرده اند.

پیداست که توجه صرف به الگو برای دسترسی به هدف مورد نظر، بدون در نظر گرفتن ساز و کارهای ضروری، میسر نیست و بدون توجه به رفع مشکل صنعتگران و هنرمندان عرصه صنایع دستی رسیدن به این مهم رویایی بیش نیست.

اگرچه سیروان در شماره های گذشته مشکلات فراروی صنایع دستی کردستان را به صورت مشروح بررسی کرده و نگاه رسانه ای خود را به این مقوله مهم برنداشته است، اما پتانسیل های فراوان و تعدد رشته ها در صنایع دستی کردستان، این امکان و این ظرفیت را فراهم ساخته است که رسانه ها به صورت ریزو جداگانه با کنکاش در این موضوع، مشکلات فراروی این صنایع را روی میز مسئولان قرار دهند، بلکه نمایی از روزگار سخت و شرایط ناسازگار هنرمندان ارایه شود.

در گزارش حاضر هنر سازسازی مورد توجه قرار گرفته که از پتانسیل و سابقه ای دیرینه در میان مردم کردستان برخوردار است.

ساز و موسیقی

از آنجا که اهالی هنر و صاحبان پژوهش، کهنترین ملودی ها و نواهای موزیکال را در منطقه کردستان یافته اند و هر روز به اسناد و کشفیات جدیدی در این زمینه می رسند، می توان گفت که هرجا موسیقی بوده، هنرمندانی نیز در سازسازی فعالیت داشته اند؛ به عبارتی می توان ادعا کرد که سازسازی سابقه ای به قدمت موسیقی دارد. هرچند در گذشته و هنوز هم نواهایی در میان مردم کردستان همچون »هوره« و »سیاچمانه« وجود دارد که بدون ساز اجرا می شود.

برای رسیدن به اعماق تاریخچه سازسازی نمی توان از کنار ساز »تنبور« به آسانی گذشت، سازی که بنا به اسناد و شواهد دست کم از قدمتی شش هزار ساله برخوردار است.

از اسناد مهم برای گواهی این ادعا، مجسمه ای در حوالی مقبره دانیال نبی واقع در »شوش« به دست آمده که دو مرد نوازنده و در دست یکی تنبور را نشان می دهد.

باستان شناسان قدمت این اثر را به سه هزار سال قبل از میلاد مسیح نسبت می دهند. شواهدی مشابه در تپه »بنی یونس« در موصل به دست آمده که از نظر قدمت، هنوز اطلاعی از آن در دست نیست. با این حال کارشناسان موسیقی و پژوهشگران معتقدندکه اکثر سازهای زهی از تنبور مشتق می شود که هوادارانی به غایت عاشق در کرمانشاه و کردستان دارد و هنوز تنبورسازی هنرمندان کرمانشاهی و کردستانی، هنری با اصالت به شمار می رود.

در تاریخ نزدیک تر در عصر ساسانیان علاوه بر تنبور، به ساخت سازهای چون چنگ باستانی و عود برمی خوریم که بنابه گزارش های تاریخی به همراه تنبور و نای نواخته می شد. به طور مشخص ساز تنبور مورد توجه »خسرو پرویز« پادشاه علاقه مند به شکار و هنر بوده است.

بعد از اسلام نیز سازسازی و موسیقی به لحاظ وجود ملودی های عرفانی و مذهبی از رونق نیافتاد و دست کم هنوز در کردستان سازهایی چون طاس و دف روشنی بخش محافل مذهبی و عرفانی و بلکه شادی هاست و ساخت این سازها در این منطقه بسیار مورد توجه است؛ چنانکه دف کردستان به شهرتی جهانی رسیده و آن را ساز بومی می خوانند.

قداست سازهایی این چنین و تنبور تا جایی است که عده ای معتقدند بدون وضو نمی توان به آن دست زد.

سازها چه می گویند؟

براساس گزارشی از روزنامه »آفرینش«، در ویژه نامه موسیقایی »فاسکه که« که در فرانسه منتشر می شود آمده است: ایران قدیم و سرزمین »میزوپوتامیا« یعنی جایگاهی که کردها اکنون در آن سکونت دارند، قدیمی ترین مهد موسیقی جهان است.

آنچه که ما به مثابه موسیقی و با صدای حزین یک ساز می شناسیم و احساسات و عواطف خود را با آن هماهنگ می کنیم، پیش از آنکه توسط پنجه های هنرمندان نواخته شود، توسط انگشتان و هنرمندان عرصه سازسازی ساخته می شود که نتیجه اش آن می شود که »مولوی« و دیگران در اشعار خود آورده اند و به ادبیات و سیاست و هنر و جغرافیا راه یافته است.

بانگ گردش چرخست این که خلق

می سرایندش به تنبور و به حلق(مولوی)

این است که مولوی همه آنچه که باید باشد، اهمیت موسیقی را به یکجا در یک بیت گرد آورده است.

»جبران خلیل جبران« شاعر صلح طلب لبنانی موسیقی را یگانه زبان جهانی معرفی کرده و چه خوش گفته است که »هرگاه زبان از گفتار باز می ماند، موسیقی آغاز می شود«.

بزرگان و اهل علم نیز معتقدند که زبان هنر، بهترین قالب برای انتقال مفاهیم و نیازهای اخلاقی و انسانی است و چه زبانی مناسب تر از موسیقی که نزد کردان متنوع تر و محترم تر و چه هنری برتر از سازسازی برای خلق مقدمات چنین سخن گفتنی؟!

ساز و سازسازی همواره در میان کردان از احترام و جایگاه رفیع و بلکه مقدسی برخوردار بوده است. به گواه اهل تمیز، موسیقی منطقه کردی جزو شاخص ترین و غنی ترین موسیقی های جهان است که به لحاظ تنوع و قدمت، به طور رسایی رفتار و فرهنگ و اندیشه و بلکه جغرافیا و تاریخ و سوز و گداز زندگی آنها را بازتاب می دهد.

کردها همواره تاریخ در رزم و بزم، جنگ و جوانمردی، شکوه و شکایت، بلکه حکایت و کیاست، شیون و شادی ، حلم و ظلم، کار و کارزار و حتی سوگ و سوز زبان موسیقی را به کمک طلبیده و روایت تاریخ و سخن از جغرافیا و درد جامعه خویش و درد هجران و عشق را با سوز ساز بیان کرده اند. مهمتر از همه عرفان و عبادت با ساز را که به تایید مذهب و ملت رسیده، با زبان موسیقی و ابزار ساز بیان کرده اند و این تنها سخن دیروز و امروز نیست، بلکه قصه تاریخ و هویت مردمانی است که همواره تاریخ ساز را همراه زندگی خویش کرده و این گونه ساز سازی نیز همراه همیشگی آن بوده است.

حتی سازهای غیرعرفانی -به طور مشخص سازهای ایرانی- امروز جنبه عرفانی پیدا کرده و در میان سوغات های گند مدرنیته هنوز وسیله ای برای آرامش و دوری از دنیای پرهیاهوی زندگی شهری است. جای خواص نیز محفوظ که جهت تعالی و رشد عرفانی و بلکه رسیدن به معبود از آن استفاده می کنند؛ سازهایی که در ابتدای گزارش اشارتی به نمونه های آن رفت.

ساز و سازسازان

هنر سازسازی یکی از شاخص ترین رشته های هنرهای چوبی در کردستان است که ساماندهی و مدیریت حمایتی از آن، به سازمان صنایع دستی برمی گردد. آنچه که در این گزارش قصد توجه به آن می رود، هنری است که در 50 سال اخیر غلظت و هویت جدی تری به خود گرفته و گاهی از روی اشتراک کاری، وارد حوزه نازک کاران و بلکه نجاران سنتی شده است. چنانکه وقتی صحبت از این هنر می شود، چهره هایی چون »نجارباشی« در اذهان زنده می شود.

اشتراک کاری این طیف که هنرمندان امروزی آن را »وصله ناچسب« یاد می کنند، به گونه ای است که هنرمندان صنایع دستی و از جمله سازسازان از نظر تشکیلات صنفی زیرمجموعه صنف نجاری قرار گیرند و از آنجا که عضوی از سازسازان در هیات مدیره صنف مرتبط حضور ندارد، مشکلات فراوانی فراروی این مجموعه قرار گرفته است.

هنرمندانی که در این عرصه جان و روح خود را به روی تولید آلات موسیقی می گذرانند، از نظر خودشان تعدادشان از انگشتان دست کمتر است، اما معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به سیروان گزارش می دهد که اکنون تعداد 185 نفر در رشته سازسازی در کردستان دارای کارت شناسایی صنعتگری هستند؛ این البته یک طیف از چهار دسته صنعت سازی در کردستان است.

به گفته »فرهاد حامدی« طیفی دیگر از علاقه مندان سازسازی وجود دارند که در دوره های کوتاه مدت »گواهی مهارت« دریافت کرده اند.

خانه سازسازان کجاست؟

پیدا کردن چند هنرمند سازساز برای پرسش از احوالشان چندان آسان نیست، چنانکه وقتی سراغ آنها را می گیری گاهی باید کوچه پس کوچه های شهر را پیاده روی کنی تا نشانی از هنرمند سازسازی بگیری. برخی از آنها قدرت اجاره مغازه، یا کارگاه در خیابان های قدیمی سنندج که محل آمد و شد مسافران و گردشگران است را ندارند. از این رو در منزل خویش گوشه ای را به کار اختصاص داده اند تا که چرخ زندگیشان بچرخد.

من از بینوایی نی ام روی زرد

»رحمت آیینی« به گواه همکاران خود و صنایع دستی کردستان از هنرمندان شاخص سازسازی در کردستان است. چهار سال پیش در چهار راه فلسطین (ژاندارمری) کارگاه دانست اما اینک به عشق ادامه تولید ساز به پارکینگ خانه اش در شهرک ساحلی نقل مکان کرده است.

او که سال 89 نمونه هنرمندان صنایع دستی کردستان در روز جهانی صنایع دستی شد، به واسطه کار هنرمندانه اش دخل و خرجی متعادل دارد، اما نگران همکاران و شاگردان خود است که با هزار امید و آرزو به این شغل روی می آوردند و تسهیلات »چندرغاز« هم با رفتار نامناسب و بروکراسی اداری به دستشان نمی رسد.

عود، تار و سه تار عمده تولیدات این هنرمند 43 ساله است. 24 سال پیش ذوق و شوق این هنر در او ایجاد شد و اینک استادی زبردست و ماهر به شمار می رود. در کارگاه او سازها، آویزان و رخت های آویخته به تخته در کنار تمثال هنرمندان موسیقی و ابزار ریز و درشت کار خودنمایی می کند. به دقت و وسواس مشغول کار است و می گوید: »هنرجویان جدید این رشته، آثاری تولید کرده اند که به بازار ضربه می زند«. آنچه به گفته این هنرمند، مهمتر از جنبه اقتصادی این هنر است، اصالت و تولید آثار با کیفیت است. این گونه است که هنوز از اقصی نقاط کشور و حتی خارج از ایران برای خرید سازهای کردستانی به این استان می آیند. مهر حک شده بر روی ساز، شهرت هنر کردستان را به خارج از مرزها برده است.

آیینی می گوید: باید سازوکاری فراهم شود که تولید هر اثری در جایگاه ارزشی خود قرار گیرد تا هنرمند به حقوق اصلی خود برسد.

او از شرایطی که در آن تسهیلاتی به نام این هنر به افرادی پرداخت می شود که سراز جایی دیگر درمی آورد؛ انتقاد دارد. ماجرای خود او هم برای دریافت وام شنیدنی است: »تسهیلات 15 میلیون تومانی برای کارگاه من اختصاص دادند اما صندوق عامل طوری برخورد کرد که رهایش کردم و از وام گرفتن پشیمان شدم.«

وی با اشاره به اینکه سازسازی، صنف مشخصی ندارد، گفت: حداقل می توان با طیف وسیع نازک کاران و منبت کاران یک صنف مشترک تشکیل داد تا دست کم برخی مشکلات را حل کرد.

وی، توسعه نمایشگاههای داخلی و خارجی و فراهم کردن بازار مشترک برای تولید و عرضه مستقیم در مرکز شهر را راهی برای رونق گرفتن شغل سازسازی بیان کرد و افزود: مسئولان باید هزینه و زمینه حضور آسان هنرمندان در نمایشگاه ها را فراهم کنند.

وی با بیان اینکه تقاضاسازی از پایه در میان نسل جدید می تواند به حفظ این هنر و ترویج موسیقی در کردستان کمک کند، افزود: دستگاه های فرهنگی و هنری و رسانه ها در این زمینه می توانند یار و یاور ما باشند.

وی تاکید کرد: سازهای کردستان از شهرت خاصی برخوردار است و علیرغم تبلیغات اندک و شناخت نسبی، هنرمندان داخلی و خارجی به خرید سازهای کردستان ابراز علاقه می کنند.

وی اظهار داشت: با تبلیغات مناسب و ایجاد انگیزه می توان بازار پررونق تری شاهد بود و با تربیت جوانان علاقه مند، برای آنها اشتغالزایی کرد و از طرفی هنر و صنعت دستی هنرمندان این استان را به دیگران معرفی کرد.

به گفته وی، اگر از هنرمندانی که کیفیت را بر کمیت ترجیح می دهند، حمایت لازم صورت نگیرد، در آن صورت دست واسطه ها و دلالان باز می شود و سازهای بی کیفیت جای تولیدات اصیل را می گیرد که می تواند ضربه ای جبران ناپذیر بر پیکره این هنر بزند.

آیینی در ادامه گفتگویش کتابی تبلیغاتی از تولیدات دستی اصفهان را نشان می دهد که هنرمندان کردستان و از جمله او و آثارش در آن حضور دارند؛ اثری شاخص از میراث فرهنگی این استان که متاسفانه تاکنون نمونه آن در کردستان چاپ نشده است.

او نگرانی خود را از حضور سازهای الکترونیکی غربی در بازار کردستان پنهان نمی کند و می گوید: اگر فکری برای اشاعه سازهای سنتی شود، باید گرایش جوانان به این سازها و این نوع موسیقی و پیامدهای آن را شاهد باشیم.

او گفت: چه بخواهیم و چه نخواهیم، این سازها مقدمه موسیقی هستند و موسیقی را نمی توان از این مردم جدا کرد، چون جزو فرهنگ ماست؛ بلکه باید آن را در مدارس و دانشگاه ها توسعه داد.

موسیقی و مدارس؟!

اظهارات رحمت آیینی در خصوص اشاعه سازهای سنتی ایرانی در میان جوانان از جمله در مدارس و دانشگاه ها و نیز تکرار این موضوع از سوی دو هنرمند کردستانی در یک روزنامه سراسری، باعث شد بودن یا نبودن آموزش موسیقی را با مدیرکل آموزش و پرورش کردستان در میان بگذاریم. به گفته »خسرو ساکی« در هنرستان ها و مدارس این استان موسیقی تدریس نمی شود و برنامه ای برای آموزش موسیقی در آموزش و پرورش وجود ندارد. او البته تایید کرد به دانش آموزان کردستان در کلاس های تابستانی و فوق برنامه، آموزش هایی داده می شود اما هیچ مدرکی به آنها داده نمی شود. در عین حال به گفته وی در مسابقات فرهنگی هنری، دانش آموزان کردستانی هر ساله در بخش هنرهای آوایی مقام اول را به دست می آورند.

بررسی های سیروان نشان می دهد که رشته موسیقی در دانشگاه های کردستان نیز تدریس نمی شود. آموزشها چنانکه رییس سازمان آموزش و پرورش کردستان اشاره کرد به کلاس های فوق برنامه خلاصه شده است. البته باید برنامه های آموزش موسیقی توسط حوزه هنری، فرهنگ و ارشاد و ادارات مرتبط را نیز مدنظر داشت که تنها اوقات فراغت را پر می کنند؛ ضمن اینکه آموزشگاه هایی به صورت خصوصی نیز فعالیت دارند.

آیینی پیشنهاد می کند که ادارات مرتبط با آموزش موسیقی یارانه هایی برای خرید سازهای اصیل برای جوانان در نظر بگیرند یا مثل زنگ ورزش مدارس، زنگ موسیقی هم در برنامه گنجانده شود. به اعتقاد او آموزش موسیقی در مدارس در رشد شخصیت کودکان نیز موثر است.

سازسازی با سلامتی ناساز است

درد مشترکی که چند هنرمند سازسازی در گفتگو با سیروان مطرح کردند، تاثیر خاک اره چوب بر تنفس و تشدید بیماری های تنفسی است. علاوه بر آیینی، »جمال خیریه« دیگر سازساز کردستانی تایید می کند که ریزه تراشهای چوب بیماری های تنفسی ایجاد می کند و به گفته پزشکان سلامتی آنها را به مخاطره می اندازد.

در کارگاه های سازسازی، انواع چوب از جمله گردو، افرا، نارنج، آبنوس و توت مورد استفاده قرار می گیرد.

هنرمندان به نقل از پزشکان و بعد از تجربه چندین ساله به این نتیجه رسیده اند، که خطرناکترین چوب مورد استفاده در سازسازی چوب درخت توت است که سم های خطرناکی در آن نهفته است. این سم با گرده حاصل از برش چوب تنفس می شود و اکنون هنرمندان کهنه کار به این علت با بیماری هایی دست و پنجه نرم می کنند. تاکنون پژوهش علمی در این ارتباط منتشر نشده، اما خیریه می گوید: گرد و غبار کارگاه به ریه فرو می رود و سلامتی ما را به مخاطره می اندازد و موجب بیماری هایی از جمله آسم می شود. او می گوید: به هنگام کار از ماسک استفاده می کند اما این روش برای کار طولانی چندان موثر نیست. پزشکان، خیریه را از ادامه این حرفه منع کرده اند اما نزد جبر روزگار و فشار اقتصادی این توصیه ها کیلویی چند؟

سوله بیغوله!

ماجرای دنباله دار سازسازان کردستانی و دردهای آنان چون کوهی است که هرچه به آن نزدیک تر می شوی، بزرگ تر می شود. به هنگام پایان گفتگوی ما با آیینی هنرمند ساز آفرین، او ما را به یک سوله دورافتاده در شهرک صنعتی سنندج برد که چند هنرمند از بد حادثه گذرشان به اینجا افتاده و قرار است کارگاه دایر کنند!

سالن کف سازی نشده و بدون برق و امکانات اولیه است، اما آنچه جالب توجه است، این است که صدای جوشکاری و نساجی و شغل های مزاحم در آنجا می پیچد و قرار است در آن آرامش و بی صدایی! هنرمند سازساز، اثر هنرمندانه تولید و بعد آزمایش کند!!

به قول دوستی احتمالا سازسازی هم جزو مشاغل مزاحم است که باید به عکس میدان نقش جهان و قلم زنان آن به بیرون شهر انتقال داده شود! آنچه که روشن است در تمام دنیا، صنایع دستی هویت آفرین و نشان فرهنگی هر جامعه هستند که باید در مراکز شهرها که امکان حضور گردشگران در آنجا وجود دارد، تولید و عرضه شوند، اما اینکه براساس کدام کار کارشناسی این هنرمندان به این نقطه دورافتاده شهر رفته اند، جالب توجه و پاسخ مسئولان صنایع دستی کردستان قابل توجه تر است.

معاون صنایع دستی سازمان صنایع دستی کردستان می گوید: باتوجه به نبود شهرک صنایع دستی در داخل شهر که بی شک تاثیر زیادی در توسعه گردشگری و ایجاد رقابت سالم میان تولید کنندگان دارد، تنها فضایی که در حال حاضر به صورت فضای کارگاهی می توان در اختیار تولید کنندگان قرار داد، همین سوله های کارگاهی است که با همکاری سازمان صنایع و معادن و شرکت شهرک های صنعتی صورت گرفته است.

- چرا بیرون شهر؟ فکر می کنید گردشگران این مکان را به آسانی پیدا کنند؟

* روش مناسبی نیست اما فعلا چاره همین است.

- به نظر شما سازساز می تواند در فضای جوشکاری و آهنگری آرامش پیدا کند و خلاقیت به خرج دهد؟

* صنعتگران خودشان اعلام آمادگی کرده اند.

- اگر کار غیرکارشناسی است، شما چرا اقدام کرده اید؟

* آنها افرادی را هم واسطه کردند، وقتی می گویند فضایی نداریم. بیکار بمانند یا جایی مشغول شوند...؟!

این چند هنرمند برای تهیه این سوله زیربار قرض 85 میلیون تومانی رفته اند و آن گونه که آیینی توضیح داد هر سه ماه یک بار باید هشت میلیون وام بازپرداخت کنند و احتمالا تا مرحله آماده سازی هزینه ساز سازان برای این سوله به بیش از صد میلیون تومان برسد. اما حال حاضر این چهاردیواری که در اثر بارندگی نیز دچار آسیب شده، این است که: فعلا نه به باره نه به داره!

شهرک صنایع دستی؟! خواب دیدی خیر باشد!

احداث شهرک صنایع دستی در شهرک فیض آباد و دو بازارچه فروش در شهرهای بانه و مریوان، خبرهای به اصطلاح خوشحال کننده ای است که هرازگاهی از سوی مسئولان و از جمله مدیریت صنایع دستی کردستان رسانه ای می شود. اما آنچه که از گفتگوی سیروان با مسئول صنایع دستی کردستان حاصل شد و ضرورت اطلاع رسانی آن به هنرمندان احساس می شود، این است که این شهرک دست کم در سال جاری خبری از احداث آن نیست و هنرمندان هم سراغ آن را نگیرند.

البته مطالعه و امکان سنجی این طرح به تصویب رسیده و 70 میلیون تومان هزینه مطالعات آن شده است اما اجرای آن به گفته معاون صنایع دستی در سفر سوم دولت به تصویب نرسیده، اگرچه در سند توسعه استان مورد تاکید قرار گرفته است.

»فرهاد حامدی« از طرح موقت یا جایگزین ساماندهی و بهسازی فضای مجموعه طالقانی نزدیک به فیض آباد سنندج سخن می گوید که تحت عنوان »مجتمع فرهنگی هنرهای سنتی و صنایع دستی کردستان« تعریف شده و می تواند محوطه فروشگاهی، کارگاهی و توریستی، با اشتغالزایی 400 نفر را شامل شود. اعتبار پیش بینی این طرح که زمین آن متعلق به صنایع دستی است، یک میلیارد و 200 میلیون تومان است که 400 میلیون در سال اول برای اجرای فاز اول ضروری است.

بودجه ای برای معرفی ساز نداریم

وقتی سازهای کردستانی در کنار صنایع دستی این استان از مجلات و کاتالوگ های تبلیغی اصفهان سردر می آورند، این پرسش در ذهن ایجاد می شود که چرا در استان برای معرفی هنرهای دستی چنین کارهایی انجام نمی شود؟ اصولا چه میزان اعتبار برای معرفی ساز و امثال صنایع دستی داریم؟

حامدی در پاسخ به این سئوال آب پاکی روی دست همه ریخت و تلویحا تایید کرد که نه کیسه ای جداگانه برای معرفی ساز دوخته ایم و نه در کیسه های دیگر پولی برای این هدف در اختیار داریم. او گفت: »تنها اعتبار حوزه صنایع دستی، اعتباری است که به بخش آموزش تعلق گرفته و از آنجا که آموزش نیز براساس اصل 44 به بخش خصوصی واگذار شده، این معاونت در مقام ناظر انجام آموزش قرار گرفته و اعتبارات در اختیار را با بخش خصوصی قرارداد بسته است و عملا اعتباری برای معرفی رشته های صنایع دستی و از جمله سازهای کردستان در اختیار ندارد«.

وی ضمن تایید پرسش های انتقادی سیروان در جهت معرفی صنایع دستی و هنر سازسازی در کردستان گفت: در قالب اعتبارات فرهنگی، برنامه هایی را نشانه گرفته ایم و در سه سال گذشته ضمن حضور در رسانه ها و برپایی نمایشگاه ها، هشت فیلم برای معرفی صنایع دستی کردستان با اولویت هنرهای بومی تولید شده و چاپ و انتشار تمبر صنایع دستی کردستان نیز در همین راستا صورت گرفته است.

او محل تامین اعتبارات این فعالیت ها را، اعتبارات فرهنگی بیان کرد و گفت: در صورت تصویب کار گروه برنامه ریزی استان، بخشی از اعتبارات در قالب توسعه و ترویج صنایع دستی اختصاص می یابد که می توان به صورت جدی تر تبلیغ و معرفی صنایع دستی استان از جمله سازسازی را در دستور کار قرار داد.

30 سال سازسازی و بازنشستگی؟! فعلا کارکن...

یکی از مطالبات جدی هنرمندان سازساز در کردستان، بیمه تامین اجتماعی است. هنرمندانی از این رشته د رکردستان هستند که علیرغم فعالیت 20 و 30 ساله هنوز بازنشسته نشده اند. اکنون قانونی به مرحله اجرا گذاشته شده و هنرمندانی که کمتر از 50 سال دارند را اجازه داده تا با پرداخت 21 هزار تومان (معادل هفت درصد) بتوانند بیمه تامین اجتماعی خود را استارت بزنند. بر این اساس اگر هنرمند بیشتر از 50 سال سن داشته باشد، شامل این قانون نمی شود، مگر اینکه ماههای بیشتر از 50 سال را از جیب مبارک پرداخت کند. بدین ترتیب هنرمندانی که نزدیک به 30 سال است به هنر سازسازی مشغول هستند، هنوز مجالی برای بازنشستگی نیافته اند. به عبارتی اکنون که باید زمان فراغت و مجال هواخوری آنها فرا رسیده باشد تا به خیابان و بوستان بزنند و فرزندان را با مسافرتی دلخوش کنند، باید کار را از نو آغاز کنند.

البته حسن اجرای این طرح در آن است که در صورتی که هنرمندان 60 سال سن و 10 سال سابقه بیمه داشته باشند، بازنشست می شوند.

با این شرایط بساطمان را جمع کنیم بهتر است

یکی از هنرمندان سازسازی که برای تهیه این گزارش به او مراجعه شد، »کمال پرویزی« است. آنهایی که گذرشان به قطارچیان و کوچه منزل آیت ا.. در سنندج افتاده است، حتما با نام و نشان او آشنا هستند، سیگار به دست و نشسته روی چهارپایه، بیرون را می نگرد؛ گویی انتظارم را می کشد. انتقادهای زیادی به شرایط حاکم بر بازار سازفروشان و بی توجهی به هنرمندان اصیل دارد.

از آن نمونه هایی است که 30 سال سابقه کار دارد و 52 ساله است، اگر دو سال کمتر عمر داشت، می توانست چشم امیدی به بازنشستگی داشته باشد، اما حالا باید با دو سال جریمه، هزینه بیمه را پرداخت کند. چندان به حمایت هایی که گفته می شود دلخوش نیست. شرایط بیمه و حمایت مسئولان و دلالان ساز فروش را به باد انتقاد می گیرد.

برای توسعه کارگاهش تقاضای وام صد میلیون تومانی داده که به 13 میلیون آن را کاهش داده اند. می گوید: اوضاع نابسامان است و با ادامه این شرایط بعید نیست کار را رها کنیم؛ اگر تا به امروز هم ادامه داده ایم، تنها به خاطر عشق و علاقه به کار بوده است.

وی پیشنهاد می کند که کارشناس بیشتری مرتبط با صنایع دستی و از جمله سازسازی در ادارات دولتی مرتبط مستقر شوند، از پرداخت وام غیرضروری به افراد به نام هنر سازسازی جلوگیری شود و از هنرمندانی که عمر خود را در راه این هنر صرف کرده اند، حمایت های اساسی شود.

او می گوید: از بخت بد روزگار ما هم صنف mdf کارها شده ایم. خودمان صنفی نداریم و با هزاران مشکل دست وپنجه نرم می کنیم و بعد ادامه می دهد: البته اگر صنف خودش هم باشد، وقتی اراده ای برای حمایت وجود نداشته باشد، چه سود؟!

به اعتقاد او قیمت سازها را باید هنرمندان اصیل و کهنه کار مشخص کنند و فروش سازهای بدون شناسنامه در بازار ممنوع باشد. می پرسد فنی و حرفه ای چه ارتباطی با نازک کاری و سازسازی دارد که باید آنها از ما امتحان بگیرند؟ او فروش کلوچه و آلوچه در نمایشگاه های صنایع دستی و هنرچوب از جمله سازسازی را به باد انتقاد می گیرد. از نظر او نمایشگاه ها اگر ویژه ساز نباشد، دست کم از حوزه نازک کاری خارج شود. از شهرت سازهای کردستان یک سینه سخن دارد که از شهرهای مختلف ایران علاقه مندانی پیدا کرده است و اگر به صورت جدی این هنر حمایت شود، می تواند در عرصه فرهنگ و اقتصاد و اشتغال و معرفی کردستان به ایرانیان و جهانیان حرف های جدی برای گفتن داشته باشد.

واردات بی رویه سازهای غربی و الکترونیک و همینطور سازهای بی کیفیت برای استاد پرویزی نیز جای سئوال است و این پرسش نیز که آیا گوش شنوایی برای سخنانش وجود دارد؟

با این پرسش تاکید می کند که دیگر چیزی ننویسیم مبادا...

ساز ما ناساز است

خیریه از دیگر هنرمندان فعال در زمینه سازآفرینی است. از سال 68 تاکنون به این هنر اشتغال دارد و چون بیشتر همکارانش شاگردانی در زمینه آموزش موسیقی نیز دارد. بیشتر دیوان می سازد و در تولید سه تار و تنبور و دیگر سازهای ایرانی نیز فعال است. او سازهای کردستان را در زمره بهترین صنایع دستی ایران می داند و شیوه هایی برای تولید انبوه در پیش گرفته است.

»جرّه سنه« که شکل کودکانه و کوچکتر دیوان است را برای کودکان ساخته است تا بلکه مقدمه ای برای ورود آنان به دنیای موسیقی باشد. ساز دیوان را از چوب چنار می سازد و چنانکه خود توضیح می دهد، صدای آن نیز تغییر نکرده است.

می گوید: اگر اراده ای برای اشاعه موسیقی و ترویج آن بین جوانان باشد، می توان صنعت سازسازی را نیز رونق بخشید و در عین حال از بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی جلوگیری کرد. به اعتقاد او خدمات ارایه شده به فعالان هنر سازسازی نتوانسته جوابگوی نیاز آنها باشد، از این رو لازم است، با اراده ای جدی این هنر سالم را حفظ کرد.

وی اظهار داشت: هنرمندان این عرصه با مشکلات متعددی از جمله در زمینه اقتصادی، بیمه، سلامتی هنرمندان، بازار آشفته و تبلیغ نامناسب و نمایشگاه های درخور دست و پنجه نرم می کند و اگر مشکلات بیمه و کارگاه های مشترک و تسهیلات و بازار مشترک را به این مسایل بیفزاییم ردیف طولانی خواهد شد که حداقل حل بخشی از این مشکلات می تواند، هنرمندان فعال در این عرصه را برای ادامه کار دلگرم کند.

وی با اشاره به اینکه در حال حاضر سازهایی با کیفیت پایین در بازار دیده می شود، می گوید: اشباع بازار یا به دلیل عدم شناخت نوآموزان از ساز مناسب است و یا ریشه در بی تفاوتی مسئولان برای معرفی سازهای اصیل ایرانی و تولیدات داخلی دارد.

وی اظهار داشت: با این شرایط من هیچ توصیه نمی کنم که فرزند من این هنر را دنبال کند چون علیرغم تلاش فراوان، هنرمند نمی تواند حاصل دسترنج خود را آن گونه ارزش زحمات او را داشته باشد، به دست آورد.

ساز سازسازان را کوک کنید

آنچه گذشت، تنها گوشه ای از مشکلات فراوان سازسازان کردستان است که چون سازی ناکوک روی دستان آنها مانده که همت مدیران هنرمند و دردآشنا را می طلبد تا ساز سازسازان از نوکوک شود.

گزارش سازسازی تنها نمایی کوچک از واقعیت ها صنایع دستی در کردستان است که هرکدام از این هنر هفت رنگ صنایع دستی با هزار و یک مشکل دست و پنجه نرم می کنند و هرکدام می تواند سوژه گزارشی جداگانه باشد.

منتشر شده در هفته نامه سیروان / سنندج  شماره 421

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :