قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/٥/۱

فیض اله پیری:درد و دریغ که روزنامه نگار رفیع و آزاده «آزاد پرنیان» پرگرفت؛ در تصادفی دلخراش در جاده سرپل زهاب به قصرشیرین  ؛ به همین کوتاهی.

شرح دردآلودش را دیگران نوشته اند؛ اما آنچه در رثای او باید نوشت، حسرت و افسوس از کوچ ابدی روزنامه نگاری است که برای جامعه ای محروم، چراغی روشن و قلم به دستی متخلق به اخلاق و متعهد بود که می توانست دست کم در انعکاس آلام هم دیاری هایش آیینه ای باشد صیقل یافته و صاف. از آنجا که خود از طبقه ای محروم از میان مردمانی پاکدل برخاسته بود، دردهای آنان را می شناخت و نسبت به رسالت مطبوعاتی و اطلاع رسانی که برعهده داشت مسئولانه نیازهای شهر و دیارش را منعکس می کرد و در این راه بسی رنج برد و مرارت کشید.روزنامه نگار آزاده، مرحوم آزاد پرنیان

از کودکی اش او و خانواده اش را که اهل درد و رنج و نان حلال بودند؛ می شناختم، چه آن هنگام که من نوجوانی خام و ناپخته بودم و به شوق آموزش زبان انگلیسی در کلاسهای مرحوم استاد احمدی ویسی( احمد رش) کوچه پس کوچه های کاههگلی را در میان گرد و خاک تابستان و گل و لای زمستان می پیمودم و آزاد، نوباوه ای بود که در کنار مدرسه زبان ما پرسه می زد تا وقتی که من قصد ورود به سال اول راهنمایی داشتم و تعطیلات تابستان هریک بساط دستفروشیمان را در دو گوشه شهر پهن می کردیم و چه این اواخر که می رفت روزنامه نگاری آبدیده و حرفه ای شود.

 فرزند بزرگ خانواده بود و عصای دست پدر و دیده مادر. نه تنها برای خانواده، که این سالها و ماههای اخیر، امید جامعه و در معادلات منطقه امیدآفرین بود. سالهای 83 به بعد تماسش با سیروان برقرار شد و پیش از آن استعدادش را در نشریات محلی منطقه شکوفا یافته بود. 12 سال روزنامه نگاری تجربی در هفته نامه ندای جامعه پیشه کرد و به گواه دوست و آشنا، در کارش صدق و شجاعت را در هم آمیخته و در رسالت مطبوعاتی خود اندکی سهل انگاری و تردید در انعکاس حقایق به خرج نداد. سیروان را الگوی مناسب برای روزنامه نگاری می دانست و هرازگاهی در دیدارهایمان، پرسش و تحلیل فراوان از الزامات حیات مطبوعات حرفه ای به میان می آمد. چنان پرشور و جنب و جوش سوژه ها را دنبال می کرد که انگار برای این شغل به دنیا آمده بود.

در میان اهل فضل و اندیشه جایگاهی والا داشت و بزرگان فهم و قدرت نیز برای او حساب ویژه باز کرده بودند.به حق روزنامه نگار خود ساخته ای بود و اگرچه تنها از طریق تجربه و اندک آموزش مقدماتی پای به این وادی گذاشته بود و من  و بی شک  دیگرانی که از او شناخت داشتند، به استعدادش برای توسعه منطقه امیدوار بودند، اما زودتر از آنچه که خانواده و نزدیکان و دوستانش فکر می کردند، دعوت حق را لبیک گفت و جان به جان افرین تسلیم کرد. 29 سال از بهارش نگذشته بود که به مرگ سلام کرد و زندگی را وداع گفت؛ عمری کوتاه اما پر محتوا و مفید برای جامعه - چون شمعی سوخته.

 مرگ اگرچه حق است اما مرگ روزنامه نگار دردش دو چندان است، چون تنها مرگ یک فرد نیست، بلکه، نوعی از مرگ شخصیتی است که جامعه ای از خدمات او بی بهره می شوند؛ از این زاویه مرگ او را به حقیقت مایه دریغ و افسوس است.هفته گذشته برای نگارنده این سطور، ایام خجسته ای نبود؛ به ویژه آن دم که من و همکاران کم و بیش از جزئیات مسئله ای باخبر شدیم که مرگ روزنامه نگار جوان را دردناک تر می نمایاند.او نیت ازدواج داشت و حتی با من در میان گذاشته بود که ناکام ماند، اما به جای وصل زمینی،آسمانی شد و از دیار به یار حقیقی رسید.

پرنیان همواره عاشق حرفه روزنامه نگاری بود و آن را مقدس می پنداشت. در آخرین تماسش عکسها و مطالبی از آیین افتتاح مسجدالنبی اهل سنت قصرشیرین به سیروان فرستاد؛ عکسهایی تاریخی از مسجدی که خود نخستین اذان محمدی را در آن طنین انداز کرد.

او در سالهای اخیر،  علاوه بر روزنامه نگاری، وبلاگ نویسی را نیز به تجربیات خود افزوده بود و وبلاگ «کوری زانیاری» را مدیریت می کرد. در این وبلاگ توسعه همه جانبه شهر و دیارش از اقتصاد و فرهنگ گرفته تا سیاست و اندیشه را پی می گرفت و سوژه های زیادی را در آن منتشر می کرد و  سرانجام مرگ خود او نیز سو‍ژه این سامانه مجازی ورسانه های دیگر شد.

خانواده پرنیان از نحوه رسیدگی اولیه پزشکی از جمله در بیمارستان شهدا سرپل زهاب سئوالات زیادی دارند، باشد که مسئولان امر در این زمینه پاسخگو باشند و امید که مرگ این روزنامه نگار جوان، تلنگری باشد برای تعریض و بهبود جاده ای که در این دیار به جاده مرگ شهره است .نیز به جاست شهرداری سرپل زهاب، خیابان یا مکانی عمومی به نام «آزاد پرنیان» ثبت کند که خدماتی در خور به روزنامه نگاری آن دیار کرد . روحش شاد

منبع بدون تغییر در هفته نامه سیروان شماره 644 شنبه اول مرداد:

http://sirwanweekly.com/Default.aspx?TabId=58&nid=16516

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :