قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/٥/٢٢

 گزارش تحلیلی - تاریخی سیروان از تپه باستانی زاگرس در سنندج

سپیده دم 14 آبان ماه سال 87، هنگامی که یک راننده ناشناخته برای کار روزانه در طرح راهسازی محور سنندج به روستای حسن آباد خود را آماده می کرد، هیچ کس خبر از آن نداشت که آن روز کشفی مهم در یک تپه باستانی در کنار شهرک زاگرس به دست می آید که رسانه های داخلی و خارجی را درمی نوردد و شوکی عمیق به روایت های سطحی از تاریخ منطقه وارد می کند. انتشار کشف یک گورستان قدیمی سه هزار ساله در زاگرس همان و تکاپوی رسانه ای و پخش شایعه در سطح داخل و خارج همان.


از یک سو باستان شناسان به سرپرستی »فایق توحیدی« به کاوش های علمی مشغول بودند و از سوی دیگر هر روز اخباری متناقض با ترکیبی از شایعه و واقعیت در میان مردم می پیچید. سرعت انتشار شایعات توسط رسانه به ظاهر کم اهمیت و درواقع قدرتمند بلوتوث و نسبت دادن آن به یک جسد مومیایی و حتی فراتر از آن »دیاکو« پادشاه مادها که از نظر افکار عمومی از گورستان زاگرس به دست آمده بود، اذهان را از مسایل اصلی و کاوش های علمی باستان شناسی دور و بر روی این تصاویر متمرکز کرده بود و حتی رسانه های رسمی و صداو سیما هم نتوانستند بر سرعت انتشار چنین شایعاتی فایق آیند و تا مدتی ورد زبان مردم، کشف یک مومیایی از این گورستان بود.

برخی رسانه ها نیز در آن زمان خود را سوار بر موج افکار عمومی سخنانی از روایت های عامه پسند کوچه و بازار مطرح می کردند و از جمله یک رسانه سراسری در گزارشی اعلام کرد: »شاهدان عینی که در ساعات ابتدایی کشف این گورها قادر به دیدن آنها شدند، اظهار می دارند که یکی از این قبرها مربوط به یک پادشاه می باشد؛ این جسد به صورت سالم در یک تابوت قرار داده شده که لایه ی بیرونی آن را سرب و ساروج و لایه داخلی آن طلاکاری شده است. طول این تابوت دقیقا به اندازه ی طول جسد می باشد. در کنار سر این جسد یک(یادو) جعبه ی طلایی و با محتویات اشیایی از جنس طلا، در کنار آن یک نیزه و در روی سینه و میانه ی بدن آن دو شیء، یکی به شکل ماهی و دیگری به شکل عقاب قرار دارند. روی این دو صفحه کلماتی به زبان میخی حک شده است. همچنین در پشت سر جسد و بر دیواره ی تابوت، تصویری حک شده دیده می شود. نکته ی قابل توجه در این جسد، سالم بودن جسم است. این جسد حتی به شیوه ی مومیایی های کشف شده در پارچه ی قرار داده نشده و با این وجود تمام نقاط آن کاملا سالم مانده اند.

تصاویر مربوط به چهار جسد دیگر نیز در تلویزیون محلی کردستان پخش شده، اما تصویر مربوط به این پادشاه تاکنون در تلویزیون ملی و شبکه ی محلی کردستان پخش نشده است«.

اینک که پخش اخبار غیرعلمی که بعضا با برخی واقعیات نیز همراه بود، پایان یافته و به عبارتی آب از آسیاب افتاده، بازخوانی و نبش قبر رسانه ای این قبور از نگاه کارشناسانی که خود در مسئله دخیل بودند، می تواند گوشه ها و بلکه پرسش های جدیدی از تاریخ منطقه را در مقابل دید جامعه قرار دهد.

بررسی های علمی به کجا رسید؟

به طور کلی اطلاعات باستان شناسان نشان می دهد که این گورستان مربوط به عصر دوم آهن و سالهای 800 تا 1200 پیش از میلاد است و زیورآلات، سفالها و اشیای مفرغی قابل توجهی از این گورستان به دست آمد. فصل اول مطالعات باستان شناسی این گورستان به پایان رسیده و مسئولان محلی در انتظار اختصاص اعتبار برای آغاز کاوش های فصل دوم هستند. گزارش تعداد گورها از عدد 11 تا 32 متفاوت است. درخصوص بومی بودن و نبودن خفتگان این گورها و ساکنان تمدن بیرونی آن در آن زمان و همچنین احتمال مهاجر بودن و یا نبودن این اقوام دیدگاه های محکم علمی منتشر نشده، اما نظر غالب بر این است که این اقوام بومی بوده اند. این را سرپرست گروه کاوش گورستان زاگرس در گفتگوی تلفنی با سیروان تایید کرد.

»فایق توحیدی« باستان شناس کهنه کار سردشتی در کنار کارشناسان این حوزه در کردستان از جمله »زاهد کریمی« کاوش ها را هدایت می کردند و در نهایت یک گزارش علمی تهیه شد که علیرغم اصرار فراوان، برای تهیه گزارش پیش رو در اختیار ما قرار نگرفت. این گزارش اکنون در سازمان میراث فرهنگی کردستان و کشور موجود است.

»ابراهیم زارعی« باستان شناس کرد نیز تحلیلی از این رویداد ارایه کرد و نهایتا دانشجویان کنجکاوی چون »شلیر عاملی راد« بررسی فلزهای این گورستان قدیمی را محور پایان نامه کارشناسی ارشد خود در دانشگاه تهران قرار داد.

روایت یک کارشناس

»زاهد کریمی« باستان شناس جوانی است که در هیات کاوش گورستان تاریخی زاگرس عضویت داشته است. او در گفتگویی به پرسش های سیروان پاسخ داد و اطلاعات تازه ای در اختیار ما گذاشت. وی عملیات اولیه کاوش را به حوزه نجات بخشی مرتبط دانست و گفت: کل محدوده قبرستان هنوز مشخص نیست و نیازمند تعیین عرصه و حریم و جزو برنامه های میراث فرهنگی است.

وی در پاسخ به این سئوال سیروان که باتوجه به اینکه ماشین آلات راه سازی به بخشی از این قبرستان برخورد کرده، آیا احتمال دارد، بخشی از قبرستان از بین رفته باشد؟ پاسخ داد؛ قطعا صحیح است. مشخصا تعدادی از قبور از بین رفته بودند. حدود 18 قبر مورد کاوش قرار گرفت. اما از طرفی باتوجه به اینکه راننده در ابتدای برخورد به قبور، فوری مسئله را اطلاع داده و کار را متوقف کرده بود، نمی توان آمار تخریب را بالا گرفت.

وی در خصوص وابستگی این قبور به اقوام مهاجر یا ساکنان دایمی منطقه گفت: بحث مهاجرت آریایی ها در نقاط مختلف ایران مطرح است و این مسئله در خصوص قبرستان زاگرس درحد یک فرضیه قابل بررسی و به طور کامل نمی توان نظری ارایه داد. با این حال اکثر باستان شناسان متفق القول هستند که بحث مهاجرت اتفاق افتاده است. عده ای نیز معتقدند که قبرستان به بومیان منطقه تعلق دارد که به تکامل تمدنی رسیده اند.

به گفته کریمی، اگر فرض بر این باشد که مهاجرتی اتفاق افتاده باشد، اینها شاید اولین آریایی هایی باشند که در نواحی جنوب روسیه مهاجرت و در این نواحی استقرار پیدا کردند. اگر غیر از این باشد می تواند به خود بومیان مرتبط باشد. »ماسترلا« باستان شناس روسی به طور کلی معتقد است که چیزی به نام مهاجرت اتفاق نیفتاده و گورستان های این چنین به رشد تمدنی صاحبان آن مرتبط می شود. در مقابل کسانی مثل »گریشمن« باور دارند که در ایران مهاجرتی اتفاق افتاده است. به گفته این باستان شناس، اگر فرضیه روسها را در نظر بگیریم، می توانیم بحث بومی بودن را پیش بکشیم، البته داده های علمی ما در این زمینه خیلی کم است و نمی توانیم به جدی روی این مسئله تکیه کنیم

وی در پاسخ به سئوالی درخصوص پیشینه تاریخی گورستان زاگرس گفت: قبرستان مربوط به عصر آهن است که بیشترین مهاجرت آریایی ها در این عصر روی داده است. عصر آهن نیز به گفته وی به سه دوره تقسیم می شود. »عصرآهن یک« از 1500 تا 1200 سال پیش از میلاد است که وسایل کاربردی آنها مثل سفال در این دوره بسیار مهم است. عصر دوم آهن نیز از 1200 تا 800 سال پیش از میلاد تعلق دارد و سالهای 800 تا 500 پیش از میلاد به »عصر آهن 3« موسوم است.

وی در ادامه گفت: تفاوت بین مواد فرهنگی عصر آهن یک و دو بسیار کم، اما قابل تشخیص است، ما در دوره سوم آهن تفاوت بیشتر است و حکومت های محلی مانند مانایی ها، مادها، سکاها و گوتی ها در ایران شکل می گیرند. به گفته این باستان شناس، آثار به دست آمده نشان می دهد که گورستان زاگرس مربوط به اوایل عصر آهن 3 و اواخر عصر آهن دو اوایل عصر آهن 3 یعنی سالهای 900 تا 800 پیش از میلاد به طور کلی به سه هزار سال قبل است. او البته اضافه می کند که میراث فرهنگی کردستان در سنندج به تپه هایی دست یافته که قدمت پنج تا شش هزار ساله دارند.

سنندج و مطالعات باستان‌شناختی

"ابراهیم زارعی" باستان شناس کرد که در رساله دکترای خود "»تغییر و تحولات شهر سنندج از دیدگاه مطالعات باستان شناسی« را بررسی علمی کرده، می گوید: در بررسی‌ها و کاوش‌های باستان‌شناختی شهر سنندج و پیرامون آن، اگرچه تاکنون اطلاعات ارزشمندی مربوط به دوره‌های مختلف پیش از تاریخ، آغاز تاریخی، تاریخی و اسلامی کشف شده است، ولی کشفیات جدید در گورستان زاگرس در تکمیل این اطلاعات و برای تجزیه و تحلیل در شناسایی کامل زیستگاه‌های منطقه دارای اهمیت خاص است. در بررسی‌های میدانی این پژوهشگر باستان شناس آثاری از سفال و تیغه‌های سنگی مربوط به دوره‌های مختلف عصر مس و سنگ (کالکولتیک)، عصر برنز، تاریخی در حاشیه رودخانه قشلاق در مسیر راه سنندج- صلوات‌آباد و در تپه آساوله شناسایی شده که قدمت ا?ن آثار به شش هزار سال پیش باز می‌گردد.

او می گوید: حتی در منطقه "آرندان" قدمت آثار در بررسی‌های سطح‌الارض به بیش از هشت هزار سال پیش می‌رسد. در ادامه این بررسی‌ها در شهر سنندج و پیرامون به شعاع 8 تا 4 کیلومتر آثار دورة‌ تاریخی (دوره‌های پارت و ساسانی) به طور مشخص شناسایی شده که نمونه‌های آن در تپه‌های "آساوله" و " باباریز" است، اما به طور مشخص در داخل شهر سنندج و به ویژه در مرکز آن کهندژ (قلعه سنه‌دژ) قطعات سفالینه از دوره‌های اشکانی و ساسانی شناسایی شده که نشانگر تداوم استقرار و وجود زیستگاه‌ها در این منطقه است. زارعی که بیش از یک دهه است به شناسایی و معرفی آثار تاریخی سنندج فعالیت دارد، می گوید: این روند در دورة اسلامی نیز از قرون اولیه اسلامی با ایجاد شهری به نام »سیسر« در جای سنندج کنونی اثبات شده است. اگرچه این روند تداوم زیستگاهی در دورة سلجوقی با افزایش جمعیت منطقه که موجب استقرارگاه‌های موقت شده، در دوره‌های ایلخانی و تیموری براساس یافته‌های باستان‌شناختی و در بررسی‌های میدانی و کاوش‌ها در نقاطی همانند قلعه سنه‌دژ (کهنه‌دژ) سنندج، تپه زاگرس در فاصله 200 متری جنوب گورستان مکشوفه زاگرس، در تپه روسی داخل شهر سنندج که در شمالغرب عمارت خسروآباد واقع شده تداوم زندگی به شیوه‌های مختلف روستانشینی و شهرنشینی از دوره‌های پیش از تاریخ تا امروز را نشان می‌دهد.

به گفته وی ، طی بررسی و شناسایی آثار در شهر سنندج در فاصله دوره‌های برنز (مفرغ) و دوره تاریخی ابهاماتی در زمینه تطور و پیوستگی وجود داشت که آن هم به علت عدم وجود داده‌های باستان‌شناختی در این فاصله زمانی بوده است. اگرچه در مجاورت غار کرفتو دیوان‌دره در حفاری‌های سال 1382 گورستانی مربوط به هزارة نخست پیش از میلاد در روستا? »"یوزی باش کندی?"« کشف شد، ولی عدم دستیابی به این نمونه آثار با محدوده زمانی در شهر سنندج این ابهام را باقی گذاشته بود. زارعی گفت: کشفیات اخیر اگرچه به صورت اتفاقی در نتیجه برخورد تیغه‌های لودر و بولدوزر بوده، ولی نتایج ارزشمند آن می‌تواند بخش عمده‌ای اطلاعات دربارة دورة‌آغاز تاریخی و هزارة نخست پیش از میلاد در شهر سنندج و پیرامون آن را بنمایاند. این مهم می تواند در روند مطالعه و بررسی روال تدریجی و تکاملی زندگی مردمان این منطقه و وجود زیستگاه‌ها و استقرارها به صورت مداوم نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

گورستان زاگرس سنندج و موارد مشابه

به اعتقاد زارعی، کشفیات گورستان زاگرس سنندج و آثار ارزشمند به دست آمده، نتایج در خور توجه? در روند پژوهش‌های باستان‌شناختی خواهد داشت. در تداوم زنجیروار دوره‌های مختلف باستان‌شناختی سنندج و منطقه کردستان در حد فاصل آثار کشف شده در استان آذربایجان غربی در تپه »حسنلو« شهرستان نقده (Dyson,1976) و در جنوب استان کردستان در استان کرمانشاه در تپه »گودین« (Young, 1965) و ارتباط آن با سایر نقاط کشور حائز اهمیت است. چون در نقاط یاد شده نمونه‌هایی از آنچه که در سنندج کشف شده، بدست آمده و در تپه »نوشیجان« ملایر و »باباجان« لرستان همزمان با این گورستان کشف شده است.

دیدگاه سرپرست گروه کاوش

»فایق توحیدی« باستان شناس کرد که تپه های تاریخی زیادی را مطالعه کرده، سرپرست گروه کاوش های باستان شناسی در گورستان زاگرس سنندج است. این باستان شناس 65 ساله می گوید: مسلما چند منطقه از دوران های متفاوت تا دوره »حسنلو« (بخشی از عصر آهن) آباد بوده و تمدن های هم قواره حسنلو داشته اند که گورستان زاگرس نمونه آنهاست. به گفته وی، تمدن هایی نزدیک به هزاره اول قبل از میلاد در منطقه وجود داشته که جمعیت و زندگی رفاهی مناسب همراه با آرامش از شاخصه های این دوران است که تا زمان حمله دوم »آشوری ها« حدود 840 سال قبل از میلاد و در این حملات تمام منطقه کردستان ویران شده است.

توحیدی افزود: گورستان زاگرس نشان می دهد که این منطقه تا پیش از حمله دوم آشور یعنی سالهای 1100 تا 1200 پیش از میلاد دارای منطقه آباد بوده و جمعیت ساکن در آن صاحب هنر و ابزار زندگی بوده اند.

وی با اشاره به اینکه مهرهای استوانه ای کشف شده در گورستان زاگرس دقیقا مشابه سایت تاریخی »حسنلو« در آذربایجان غربی است، افزود: در مجموع من نتیجه گرفتم که اعتقاداتی {خاص} بر ذهن مردمان این منطقه حاکم بوده است.

وی گفت: در کاوش های صورت گرفته در سه تراشه به ترتیب 12، 7 و (3؟) قبر کشف شده و به نظر من این افراد در فاصله زمانی 150 سال دفن شده اند.

به گفته وی این مسایل از روی شیوه دفن در زمان های گوناگون از چمباتمه تا درازکش، تکامل هنر این مردمان در زمینه هنر تزئینات و ظروف سفالی و اشیای مختلف قابل تشخیص است.

پژوهش های گورستان زاگرس از نظر توحیدی، نشان می دهد این منطقه اواخر هزاره اول و اوایل هزاره دوم نقطه ای مهم بوده و حالات تدفین افراد، معماری قبور و اشیای به دست آمده از آن نکات تاریخی مهمی را به ما گزارش می کند.

توحیدی که با سیروان گفتگو می کرد، افزود: کاوش در گورستان زاگرس، حفاری اضطراری بود و بعد از اتمام این مرحله، لازم است برای رسیدن به نتایج بهتر، عملیات کاوش ادامه یابد.

مطالعات یک دانشجو

»شلیر عاملی راد« دانشجوی سنندجی در دانشگاه تهران، جوان کنجکاوی است که پایان نامه کارشناسی ارشد خود را به گورستان باستانی زاگرس سنندج اختصاص داده است. به اعتقاد وی هزاره اول ق.م که عصر مهاجرت اقوام آریایی به غرب ایران است، مقارن با استفاده روز افزون آهن و گسترش سفال خاکستری است. تمامی این رویدادها و همچنین ارتباطات سیاسی و فرهنگی اقوام ساکن در غرب ایران با امپراتوری آشور و نفوذ اورارتو ها و سکاها به منطقه، موجب ایجاد تحولات گسترده و همگونی فرهنگی در هزاره ی اول ق.م در غرب ایران شده است. برای دستیابی به اطلاعات این دوره یکی از بهترین داده‌ها ، گورستان‌های برجای مانده از هزاره اول ق.م است. یکی از این موارد گورستان زاگرس شهر سنندج است.

در این گورستان 23 گور مورد کاوش نجات بخشی قرار گرفت و کاوش در سایر قبور این گورستان به فصلهای بعدی موکول شده است . بنابه مطالعات عاملی راد، سه نوع تدفین در این گورستان مشخص شده است:

نوع اول :قبوری که به صورت چاله ی نیم دایره ایجاد شده و روی جسد را با خاک دستی پر کرده اند و سطح گور را با قلوه سنگهای ریز و درشت به صورت نامنظم پوشانده اند.اکثر قبور حفاری شده در این گورستان دارای چنین ویژگی، و تمامی آنها دارای تنوع جهت در تدفین هستند.

نوع دوم: قبوری که به صورت یک گودال مستطیل شکل هستند و پس از دفن جسد با تخته سنگهای بزرگ شامل چهار یا پنج تخته سنگ روی آنها را پوشانده اند. گورهای 6 و A10 دارای چنین ویژگی هستند.

نوع سوم: این نوع قبور دارای ویژگی مشترکی با قبور نوع دوم هستند. در این نوع قبور اطراف دیوار گودال مستطیلی را با قلوه سنگ بالا آورده سپس با تخته سنگ‌هایی روی آن را پوشانده اند. فقط یک نمونه از این قبور در این فصل حفاری کاوش شده است، گور A12 دارای چنین ویژگی است.

درگورهای نوع دوم و سوم، دفن شدگان در جهت جنوب غربی و شمال شرقی قرار گرفته اند و هر سه گور دارای تشابه در نوع تدفین هستند. در گور 12، احتمالاً، مادر و کودک، گور شماره 6، یک مرد و یک کودک و در گور شماره 10 یک زن و مرد و یک کودک دفن شده اند.

عاملی راد در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که در هر سه گور، بخصوص در گور شماره 12، اشیای فراوانی همراه شخص مدفون قرار داده شده است. اشیا این گور مشخصاً جنسیت شخص مدفون را مونث نشان می‌دهند؛ از جمله وجود سوزن‌های تدفینی، موچین و تزیینات لباس. با توجه به اینکه این گور دارای بیشترین اشیا در میان سایر گورهاست می‌توان چنین نتیجه گرفت که این زن دارای جایگاه و موقعیت ویژه ای در میان جامعه خود بوده است.

در سایر قبور این گورستان اشیا بسیار کمی به دست آمده که در بعضی از آنها فقط یک دستبند مفرغی و یا یک دکمه‌ی مفرغی و یا یک یا چند ظرف سفالی با سبک محلی قرار داده شده است. در بعضی از قبور نیز هیچ شیء فرهنگی به دست نیامده است. این متغیر بودن اشیا در قبور، نشانگر تفاوت موقعیت و منزلت اجتماعی افراد دفن شده در این گورهاست.

گاه‌نگاری گورستان:

براساس تحقیقات عاملی راد گورهای شاخص A 10، A 12، A 6 و C 2 جهت تاریخ‌گذاری این گورستان انتخاب شده‌اند.

انتخاب گور C2به این دلیل است که در این گور فقط زیورآلات آهنی شامل، یک دستبند مفتولی و دو انگشتر آهنی و همچنین گردنبندی با مهره‌های آهنی به همراه دو سفال خاکستر و نخودی ساده قرار داده شده است. استفاده از زیورآلات آهنی در اواخر عصر آهن یک و عصر آهن دو مرسوم بوده است. همچنین با توجه به این که ظروف سفالی خاکستر و نخودی از مشخصه‌های عصر آهن یک و دو هستند، تمامی این موارد مؤید تاریخ اواخر آهن یک و اوایل آهن دو برای تاریخ‌گذاری گورستان زاگرس سنندج است.

گور A 12: این گور متعلق به یک زن است که بیشترین اشیا را نسبت به سایر قبور دارد. بیشتر اشیای به دست آمده از این گور منحصر به فرد و احتمالاً نوعی هنر بومی و محلی را نمایش می‌دهند.

بنابرگزارش عاملی راد، از اشیا جالب توجه این گور که به تاریخ گذاری آن کمک می‌کنند وجود شش مهر استوانه ای با سبک »آشور نو« است که از این نوع مهرها در حسنلو، »چنگبار« و گورستانهای لرستان به دست آمده و به نوعی در اواخرعصر آهن دو و اوایل عصر آهن سه دارای عمومیت بوده اند. همچنین سوزن های تدفینی ساخته شده از آهن و مفرغ که مشخصه آهن دو هستند و ظرف برنزی کوچکی که دارای تزیینات برجسته است به نوعی یادآور ظروف هخامنشی است.

وی به نقل از کاوشگران در ادامه تحقیقات خود آورده است: گور شماره 6 که از لحاظ حجم اشیای به دست آمده در رتبه‌ی دوم قرار می‌گیرد، متعلق به یک زن است. اما بر اساس اشیای یافته شده در گور، احتمال تعلق این گور به یک مرد را نشان می‌دهند.

زیرا وجود سرنیزه و یک چاقو آهنی موجود در این گور، از موارد تمیز گور مردان از گور زنان درعصر آهن است. از اشیای شاخص این گور وجود دو ظرف برنزی است که هر دو ظرف شاخص عصر آهن II هستند و همچنین کمربند برنزی ساده ای که موید این تاریخ است.در گور شماره 10 یک سنجاق قفلی(Fibula) به دست آمده که به تاریخ گذاری این گور بسیار کمک می‌کند.

به نوشته عاملی این سنجاق از نوع سنجاق‌هایی است که از قرن هشتم ق. م به بعد مورد استفاده قرار گرفته است و تاریخ این گور را عصر آهن سه نشان می‌دهد.

ظرف برنزی به دست آمده در این گور را نیز می‌توان مربوط به همین دوره دانست. بنابراین گزارش با توجه به مطالب گذشته و همچنین با بررسی و تحلیل و مقایسه ی اشیا و با توجه به حضور مداوم اقوام گوناگون، تردد آنها در غرب ایران نفوذ هنرهای اقوامی چون ماناها، هنر لرستان و تاحدودی هنر آشور نو و به نوعی هنر بومی و محلی را در این گورستان مشاهده می‌شود.

اهمیت محوطه تاریخی

دکتر ابراهیم زارعی می گوید: تاکنون در کارنامه یا تاریخچه مطالعات باستان‌شناختی شهر سنندج و پیرامون آن ابهاماتی در تطور و توالی و پیوستگی دوره‌های زندگی از زمان ‌پیش از تاریخ، آغاز تاریخی و دورة تاریخی وجود داشت که با کشف گورستان زاگرس اطلاعات ارزشمندی از دورة عصر آهن به دست آمده است. اطلاعات حاصله از 10 قبر کاوش شده نشانگر روش تدفین به سبک هزارة نخست قبل از میلاد است که در اصطلاح و ادبیات باستان‌شناختی آن‌را تحت عنوان "عصر آهن" ، نامگذاری کرده‌اند. این مقطع زمانی مهم در باستان‌شناسی ایران از سال 1500-500 قبل از میلاد را شامل می‌شود و به سه دوره تقسیم می شود. بسیاری از محققین معتقدند که در نتیجه وجود فرهنگ‌های عصر آهن تغییرات ناگهانی در فلات ایران به ظهور رسیده و تغییر به وجود آمده در ساختار فرهنگی ایران به وسیله اقوام مهاجر ایرانی در اواسط هزارة دوم قبل از میلاد بوده است. از این نظر سنت ساخت و استفاده از سفال‌های منقوش که قبل از ورود ایرانی‌ها تقریباً در سراسر ایران معمول بود، یکباره منسوخ شد و ساخت و استفاده از سفال‌های مشخص خاکستری صیقل داده شده جایگزین آن گردید. به گفته زارعی، همزمان با این تحولات فرهنگی، سنت تدفین مردگان نیز متحول شد و سنت دفن مردگان در کف خانه‌های مسکونی از بین رفت و قبرستان‌هایی در خارج از محوطه‌های مسکونی به وجود آمد.

به گفته وی، روش تدفین در این دوران طولانی به صورت "چمباتمه" و "درازکش"، بوده است که مجموعاً به هنگام تدفین روی به سوی خورشید داشته‌اند و این امر نشانگر مراسم و سنت‌های تدفین مردم ایران در این دوره تحت تأثیر اعتقادات مذهبی آن‌ها بوده است. در این دوره مردم ساکن در فلات ایران به دنیای پس از مرگ عقیده داشته‌اند و براساس تأمین حیات واپسین، غذا و احتیاجات دیگر موردنیاز زندگی روزمره هر فرد را با خود او دفن می‌کردند.

با توجه به اشارة فوق، در گورستان زاگرس سنندج روش تدفین کاملاً شبیه به این شیوه تدفین در سراسر نقاط ایران است. بنابه تحلیل زارعی، نوع تدفین از دیدگاه مطالعات باستان‌شناختی از نوع گورهای گودالی ساده، تعدادی از گورها با تخته‌سنگ‌های بزرگ پوشیده است و قابل مقایسه با گورهای مکشوفه در گورستان »"کول تاریکه" یوزباش کندی« در مجاورت غار کرفتو هستند. با توجه به نوع گورها، شیوه تدفین اجساد و اشیای آن‌ها چنین به نظر می‌رسد که گورهای خانوادگی به جهت اینکه در یک گور بیش از یک جسد قرار داده شده، در اینجا وجود دارد. وی معتقد است که این گورستان‌ در دو دورة تاریخی متوالی در این منطقه استفاده شده و احتمالاً گورهای دورة‌اول با تخته‌سنگ‌های بزرگ پوشیده شده و در عمق بیشتری هم قرار دارند که تاریخ‌گذاری دقیق آن‌ها پس از پایان کاوش‌ها امکان‌پذیر است و گورهای ساده احتمالاً جدیدتر باشند.

از نمونه های شاخص‌ سفال مکشوفه در کنار سایر اشیای نمونه سفالینه‌ای گلدان شکل با نقوش برجسته با طرح کنگره در لبه بیرونی آن که در نوع خود منحصر به فرد است و می‌توان آن را از ظروف محلی و بومی منطقه قلمداد کرده است. این باستانشناس می گوید: اما در میان اشیا فلزی، قطعه‌ای وجود دارد که احتمالاً یک کمربند مفرغی و در اثر فشار تخته سنگ بزرگ روی اجساد شکسته شده باشد، ولی نوع قرارگیری و فرم آن که آیا کمربند بوده است، پرسشی است که نیاز به مطالعات بیشتر دارد.

زارعی در نتیجه‌گیری باستان شناختی از گورستان زاگرس می گوید: هرچند که نتیجه‌گیری دربارة این کاوش که هنوز ادامه دارد، بسیار زود هنگام است، ولی همین اندازه می‌توان گفت که داده‌های مکشوفه در ادبیات باستان‌شناختی منطقه و بویژه شهر سنندج دارای ارزش قابل تأملی است. این اکتشافات و اشیای مکشوفه آن می‌تواند بسیاری از سؤالاتی که در ارتباط با دورة آهن در منطقه سنندج وجود دارد را پاسخگو باشد.

وضعیت حفاظتی قبور چگونه است؟

عضو هیات کاوش های باستان شناسی می گوید: ما حفظ قبور نمی کنیم. اساسا باستان شناسی یعنی تخریب کردن و از بین بردن. اگر شما بخواهید چیزی به دست آورید باید حتما چیزی را از دست دهید. وقتی قبرستانی مستندسازی می شود، یکسری اسکلت از آن باقی می ماند که کاربردی ندارد و نیازی به حفظ آن نداریم.

کریمی افزود: ما یک سری اهداف و فرضیات داریم که در عملیات کاوش مدنظر قرار می گیرد. بخشی از کاوشها می تواند این اهداف را تامین کند. این به معنی آن نیست که چون بخشی از اهداف تامین شد، شما می توانید بقیه اثر را از بین ببرید. یکی از اهداف باستان شناسان این است که تخریب حداقل باشد و آثار آن را برای نسل های آینده حفظ کنند. ممکن است نسل آینده به نتایج بهتری برسد که امروزه من و شما نتوانیم به آن برسیم.

سیروان از کریمی پرسید شما گفتید که 18 قبر پیدا شده و سه مورد آنها به موزه منتقل شده است. شاید برای افکار عموی مهم باشد که آن 15 قبر دیگر باقی مانده یا نه؟ وی در پاسخ گفت: بله، اما دچار آسیب شده اند.

سه قبر در موزه

گردشگران و علاقه مندانی که برای بازدید به موزه شهر سنندج در عمارت »حبیبی« می روند با سه قبر انتقال یافته از گورستان زاگرس مواجه می شوند که به این مکان انتقال یافته اند. معمولا پرسشی جدی ذهن های کنجکاو را به پرسش وا می دارد که آیا این قبور به صورت علمی نگهداری می شوند و خطر نابودی آنها را تهدید نمی کند؟

کریمی در این خصوص به سیروان گفت: هرکاری در اول راه خود با مشکلاتی خاص مواجه است. برای اینکه مردم با تاریخ و گذشته خود آشنا شوند، باید در یک جایی این آثار را ببیند. ما هم در همین راستا اقدام کردیم. البته در ابتدای راه یک سری ایرادات و اشکالاتی وجود دارد. باید وزن، حفاظ نگه دارنده، دمای هوا و محیطی که قبر در آن عادت کرده و خیلی مسایل دیگر را در نظر داشت.

وی بدون اشاره به جزییات شرایط نگهداری امروزین این قبور از نظر علمی در موزه سنندج، تنها به این بسنده کرد که الان وضعیت نگهداری نسبت به زمان های اولیه بهتر است. با این حال امکان بهبود شرایط نگهداری هم وجود دارد.

در همین زمینه مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کردستان در حاشیه دیدار با نمایندگان رسانه های جمعی به مناسبت روز خبرنگار به صورت کوتاه به سئوال سیروان پاسخ داد و گفت: ما نیاز به سه ویترین ویژه نگهداری این قبور با اعتباری معادل صد میلیون تومان داریم که امیدوایم بتوانیم با حمایت استانداری این نیاز مرتفع شود.

به گفته »امیر الهی« این ویترین ها در خارج کشور ساخته می شود واز طریق سیستم رایانه ای کنترل می شود و دما، نور و شرایط محیطی را گزارش می کند.

پرسش پایانی

آنچه که در تاریخ از سنندج گفته می شود‌، قدمتی بیشتر از 500 سال نیست. تاریخ نگاران بومی نیز چون »آیت اله مردوخ «و »وقایع نگار کردستانی« هم تاریخ معاصررا محور آثار خویش قرار داده اند.

اینک اما شواهدی از دل خاک بیرون آمده و چنانکه تپه باستانی زاگرس به ما گزارش می دهد،‌می توان دست کم سه هزار سال برای تاریخ این شهر در نظر گرفت؛ جدای از تپه های باستانی دیگر که به قول پژوهشگران شش هزار سال قدمت دارد . پارادوکس زمانی تاریخ خفته در زیر خاک و زنده در کتابها را چگونه باید تحلیل کرد؟

»مهاجر نژاد« عضو هیات علمی پژوهشگاه باستان شناسی کشور ومدیر کل میراث فرهنگی کردستان در سالهای 76 تا 78 می گوید:‌اگر تاریخ سنندج را ننوشته اند،‌نشان نبود آن نیست.

وی در گفتگو با سیروان به صراحت از بومی بودن انسانهای خفته د رگورستان زاگرس سخن می گوید می افزاید: ممکن است شهر سنندج در طول تاریخ جابه جا شده باشد،‌اما واقعیت آن است که آثار در این شهر و اطراف آن نشان می دهد که از دوره غارنشینی (پیش از تاریخ) به بعد می توان تطور زندگی را در سنندج شاهد بود.

وی با بیان اینکه خصوصیات اشیای پیدا شده در گورستان زاگرس یک عصر خاص(آهن)‌را مشخص می کند،‌گفت: برای رسیدن به گاه نگاری مطلق باید آزمایشهای باستان شناسی روی این کشفیات صورت گیرد.

وی اظهار داشت: این گورستان قدیمی شواهد دیگر به ما گزارش می دهد که سخن گفتن از تاریخ 500 ساله برای شهر سنندج منطقی نیست و آثار نشان می دهد که باید هزاره های زمانی برای تاریخ این شهر در نظر گرفت.

 

منبع :شماره 647 هفته نامه سیروان، سنندج، 22مرداد ماه 1390

http://sirwanweekly.com/Default.aspx?TabId=1

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :