قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/٧/۱٦

فیض اله پیری:روزگاری کردستان را پایتخت موسیقی ایران می خواندند و اصالت نغمه ها و ملودروزگاری کردستان پایتخت موسیقی ایران بود ی های این دیار بر تارک موسیقی اقوام ایران زمین خودنمایی می کرد، اگرچه هنوز موسیقی استان کردستان، بخش بزرگی از هویت موسیقی کشورمان است، اما مشکلات فراروی آن می رود تا اندک اندک این هنر اصیل کردستان را به حاشیه رانده و تولید آن در خور نام و تاریخ آن نباشد.
سالهای نه چندان دور ، در عرصه موسیقی کردستان و به ویژه بعد از انقلاب اسلامی، فرصتی فراهم شد که چهره هایی چون کامکارها، عندلیبی ها، تعریف ها و ... به موسیقی کشور معرفی شوند. گلبانگ این نوای دلنشین در نیمه‌ی نواختن، سکوت کرد و امروز در میان هیاهوی روزگار کمتر سخنی از چگونگی ظهور بزرگانی در عرصه موسیقی ایرانی با تکیه بر اصالت موسیقی کردی گفته می‌شود. از دیگر سو امکانات اندک و بالا بودن هزینه تولید در شهرستان ها و مهمتر از همه روش دردآور تکثیر غیرمجاز تولیدات موسیقایی و شاید عدم حمایت مردمی و دولتی از هنرمندان موسیقی -آنگونه که انتظار دارند- باعث شده که دیگر سایه بازارپسندی بر تولیدات حاکم شود. در این میان هستند اندک هنرمندانی که با چنگ و دندان و از راه کنسرت و بعضا آموزش هنرجویان هنوز خود را سرپا نگه داشته و به آینده چشم دوخته اند . این گزارش در پی تحلیل پتانسیل ها و سرمایه های موسیقی کردستان نیست و تنها گوش سپردن به درد دلهای جمعی از فعالان این عرصه است که در پایان نیز به دیدگاه مسئولان مرتبط نیز اشاره ای کوتاه دارد. . .

 


فاخر یعنی چه؟
»شهرام علیمحمدی« در عرصه موسیقی کردستان نامی آشناست؛ دست کم به واسطه 30 سال فعالیت در این عرصه. او اینک آموزشگاه »نوا« را در سنندج اداره می کند؛ آموزشگاهی چند طبقه که نوای موسیقی از هر گوشه آن به گوش می رسد و حضور و جنب و جوش کودکان و والدینشان حکایت از سرزندگی این آموزشگاه دارد، اگرچه وضعیت موسیقی درکردستان از نظر علیمحمدی نگران کننده است، اما او چشم امید به نسلی دوخته که اینک در آموزشگاه های سنندج مشغول فعالیت هستند؛ چنانکه به گفته وی، آموزش موسیقی در کردستان نسبت به استان های دیگر بی نظیر است و همین، دلسوزان موسیقی را به آینده امیدوار کرده است وگرنه از نظر این هنرمند، موسیقی در حال حاضر در کردستان کاملا در محدودیت قرار دارد.
وی که در سازهای دیوان، تنبور و عود تخصص و کلاس آموزشی دارد، می گوید: اگر تحول و تطور موسیقی را در جامعه درنظر بگیریم، باید امروز شکل تکامل یافته ای به خود گرفته باشد، اما آنچه که امروز می بینیم نه تحول و نه تکامل، بلکه شاهد تولید اثاری هستیم که درواقع بازتولید موسیقی فارسی، ترکی و عربی است که ریشه در کسب شهرت و درآمد دارد. براین اساس هنرمندان خود را باذائقه شبکه های ماهواره ای تطبیق می دهند، چون صدا و سیمای ما فرصت حضور استعدادها را فراهم نمی کند.
او می گوید: صدا و سیما سازها را نشان نمی دهد و بلکه هنرمند را با چند گل و بلبل به تصویر می کشد و هنوز ما متوجه نشده ایم که موسیقی حرام است یا حلال؟
وی سیاست متولیان دولتی در خصوص حمایت از آثار "فاخر" را با این سئوال پاسخ می دهد که فاخر یعنی چه؟ آیا این نوع موسیقی حتما سنتی ایرانی باید باشد یا به موسیقی نواحی ایران متعلق باشد. به گفته وی، اشعار موسیقی نواحی فولکلور است و در بسیاری موارد برای گرفتن مجوز، نظر بر این است که شعر باید عوض شود که در این صورت از محتوا و خاصیت می افتد.
وی تصریح می کند که صدا و سیما امروز تصنیف و ترانه و گورانی را همه به نام سرود می شناسد و حال اینکه هرکدام از اینها هویت و شاخص های خاص خود را دارند.
علیمحمدی به بالابودن هزینه‌های تولید اثر اشاره می کند و می گوید: امروز هزینه مالی، وقت، ایاب و ذهاب و فشار روانی ناشی از آن و هزینه استودیو ضبط و تکثیر به هنرمند اجازه نمی دهد که یک اثر مطمئن و علمی آن گونه که می خواهد، تولید کند. به این مسایل این نکته را باید اضافه کرد که نوازندگان به واسطه ارتباط اندک با گروه و ناشی از دوری فاصله و یا کرد نبودن، بدون تعلق خاطر و ارتباط عاطفی و روحی با اثر، تنها ساز می زنند؛ در حالی که اگر ما یک ضبط استودیو کامل و جامع در کردستان در اختیار هنرمندان بگذاریم، بسیاری از این مشکلات حل می شود. وی می گوید که خود 10 سال پیش استودیویی راه اندازی کرده، اما به واسطه عدم حمایت، مسئولان با شکست مواجه شده است.
مسئله دیگری که به گفته علیمحمدی دست و بال هنرمندان را بسته، این است که چون صدا و سیما سلیقه خاص خود را دارد و محدودیت زیاد ایجاد می کند، بنابراین تولیدات داخلی به سمت شبکه های ماهواره ای سوق داده می شوند، چون آنجا خریدار دارد. به گفته وی هنرمندی که وضعیت مالی ثابتی ندارد، اگر شبانه روز هم تلاش کند، نمی تواند به حیات هنری خود ادامه دهد، چنین کسی چگونه می‌تواند خلاقیت ایجاد می کند؟ در این صورت یا وطن را ترک می کند یا براساس ذائقه متولیان و مخاطبان شبکه های ماهواره ای عمل می کند. با این رفتاری که با هنرمند می شود، سخت امکان پذیر است و یا اصلا امکان پذیر نیست که یک اثر از روی دل و برای دل مخاطبان داخلی تولید کرد، چون امکان انتشار آن از رسانه های داخلی و به طور مشخص رادیو تلویزیون وجود ندارد.

علیمحمدی این شرایط را هم نکوهش می کند و می گوید: وقتی که برای شبکه های ماهواره ای اثر تولید می شود، آنها هم شرایط خاص خود را دارند که مثلا در کلیپ حتما باید زن و دختر حضور داشته باشد که اصالت موسیقی را زیر سئوال می برد.
یکی دیگر از انتقادات علیمحمدی به بخش خصوصی و اسپانسرها مربوط است که به گفته وی، از آثار هنری حمایت نمی کنند. سرمایه داران حاضرند اسپانسر ورزش شوند، اما به حمایت فرهنگی تاکنون چراغ سبزی نشان نداده اند، دست کم در کردستان این گونه است.
وی اظهار داشت: در برخی کشورهای اروپایی مثلا شهرداری استراسبورگ ارکستر اختصاصی دارد، یا رادیو "وین" ارکستر ویژه دارد و حقوق تمام نوازنده ها را می دهد، اما در اینجا زمینه حرفه ای بودن فراهم نیست.
وی در پاسخ به این سئوال که هنرمندان با محدودیت های موسیقی چگونه سازگاری پیدا می کنند، می گوید: من از راه آموزش جبران می کنم و نوجوانان و جوانان را برای آینده پرورش می دهم، چون این محدودیت ها موقت است و هیچ کس نمی تواند با موسیقی و از جمله موسیقی کردی مقابله کند، چون ما در عزا، عروسی و آیین های مذهبی و اجتماعی و خانقاهی موسیقی داریم و این هنر در تمام ابعاد زندگی جریان دارد و مقابله با آن بی اثر است.

هنرمند باید حمایت شود
»"هوشنگ شگرف"|« از هنرمندان قدیمی موسیقی است که روزگاری با کامکارها کار کرده و از خوانندگان این گروه بود. هرچند او کارمند ارشاد اسلامی است، اما نمی تواند نیازهای امروز موسیقی و ضرورت حمایت متولیان دولتی را پنهان کند. وی تاکید دارد که برای تولید اثر مشخص موسیقی، هنرمند باید مورد حمایت قرار گیرد و به ویژه در تولید رسمی اثر موسیقایی باید تسهیلاتی برای هنرمندان قائل شد.
وی با بیان اینکه موسیقی در کردستان طرفداران زیادی دارد، می گوید: زمانی کردستان پایتخت موسیقی ایران بود اما اینک از آن ابهت آن گونه که شایسته نام کردستان است، خبری نیست.

او البته از تکثیر غیرمجاز آثار رسمی در بازار گله مند است و معتقد است وقتی هزینه یک اثر هنری به میزان سرسام آوری بالا رفته، امکان بازگشت این هزینه به هنرمند با شرایط موجود امکان پذیر نیست؛ چون خیلی‌ها به دلیل عدم شناخت از نحوه تولید و تکثیر یک اثر موسیقی رسمی حاضر نیستند نسخه اصلی اثر را خریداری کنند و طبیعی است با این شرایط انگیزه ای در هنرمند برای تولید آثار دیگر باقی نمی ماند.
او می گوید: برای تولید اثر، همکاری همزمان و متقابل مردم و مسئولان ضرورتی اساسی دارد. یکی دیگر از پیشنهادات شگرف برای اشاعه و پیشرفت موسیقی در کردستان، دانشگاهی کردن آموزش و ایجاد رشته مرتبط با این هنر است. به گفته وی، وجود علاقه مندان زیاد و جوانان دوستدار موسیقی و مهمتر از همه سرمایه و پتانسیل های فراوان در کنار استادان مجرب، دلایل خوبی برای ایجاد رشته دانشگاهی موسیقی در کردستان است.

دوباره کاری در کسب مجوز
»"سعدالله نصیری« در سالهای اخیر یکی از هنرمندان فعال عرصه موسیقی بوده و آثار متعددی منتشر کرده است. او به واسطه اجرای کنسرت های مختلف در داخل و خارج از کشور و البته در کنار شغلی دیگر، توانسته کم و بیش حیات هنری خویش را تداوم بخشد. مشخص ترین گلایه و انتقاد این هنرمند، به نحوه مدیریت و فراهم شدن برگزاری‌کنسرت‌برای هنرمندان است.

از جمله می گوید: وقتی یک کاست رسمی مجوزدار منتشر کرده ام قصد اجرای آن را به صورت کنسرت داشته باشم، باید تمام اشعار آن از نو مجوز بگیرند که روند اخذ آن را طولانی تر می کند. از طرفی به گفته وی، مجتمع فرهنگی هنری فجر که تقریبا تنها محل اجرای کنسرت های موسیقی است، به هنرمندان برای اجرای کنسرت اجاره داده می شود، در حالی که نباید به هنرمندان همچون سایرین نگاه شود.
وی افزود: شرایط اجرای کنسرت محدودتر شده و از طرفی کپی نامحدود و غیرمجاز آثار، نبود استودیو و عدم حمایت و پرداخت سوبسید، موسیقی را در تنگنا قرار داده و عملا فعالیت هنری در عرصه موسیقی سخت تر شده است.
نصیری از مسئولان خواست که حمایت بیشتری از هنرمندان به عمل آورند، به ویژه هنرمندانی که صادقانه به دنبال حفظ هویت موسیقی این سامان هستند و شخصیت هنری خویش را ثابت کرده اند
او همچنین با اشاره به وجود علاقه مندان فراوان و اساتید برجسته موسیقی در استان کردستان، بر ضرورت حمایت از کلاس های آموزشی موسیقی با تسهیلات دولتی تاکید کرد و افزود: هنرجویانی داریم که حتی توان خرید یک ساز را ندارد، اما گناهشان چیست که موسیقی را دوست دارند؟ از این رو حمایت از موسیقی در کردستان نیاز به یک برنامه ریزی و حمایت همه جانبه در دو مقطع درکوتاه و درازمدت دارد.

بیش از هرچیزی به حفظ موسیقی فولکلور نیازمندیم
یکی از هنرمندان جوانی که به صورت علمی و تخصصی، مسئله موسیقی را پی گرفته »"کژوان ضیاءالدینی"« است که مجموعه یادداشت ها و گفتگوهای او با هنرمندان موسیقی در سیروان بازتاب زیادی داشته است. به اعتقاد وی، امروزه واژه ی موسیقی، طیف وسیعی از فعالیت های آگاهانه ی صوتی آدمی را در بر می گیرد.
وی افزود: اگر قبلا بنیادی ترین ویژگی موسیقی، ساخته شدن آن با صدای موسیقایی (با بسامد منظم) بود، تجربه های قرن بیستمی و ورود سر و صداهای مخدوش (مانند صدای پارازیت رادیویی) در این قرن، چنان اغتشاشی در گستره ی دلالت واژه ی موسیقی ایجاد کرده که من ناچارم در اینجا تعریفی از آنچه از "هنر موسیقی" منظور دارم، ارایه دهم.
این دانشجوی کارشناسی ارشد موسیقی گفت: دراینجا منظور من از هنر موسیقی، فعالیت های آگاهانه صوتی ای است که در خدمت بیان یک اندیشه ی مشخص و با مواد و مصالحِ خاصِ زیباشناسی فرهنگی حوزه ی جغرافیایی مشخص (کردستان)، شکل می گیرد. "بیان اندیشه" نیز حوزه ی دلالت گسترده ای دارد و این "اندیشه" می تواند از فرانمایی یک احساس خاص، تا تلاش اندیشه ورزانه برای پیچیده کردن و"زیبا نمودنِ" پردازش ساختارهای یک موسیقی -صرفا از لحاظ فرمال- را شامل شود. بنابراین کاربرد چنین تعبیر کلی ای عمدی است.
وی در خصوص متولیان موسیقی و رسالت آنها در حفظ و اشاعه این هنر گفت: متولیان حکومتی موسیقی را سه نهاد تشکیل می دهند: صدا و سیما، فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی؛ که لازم است کاستی های نتیجه‌ی کارکرد هر یک از این نهاد ها روشن شود.
به گفته وی، نوع نگاهی که صدا و سیما به موسیقی -به طور عام- دارد، یک نگاهِ مصرفی است. به این ترتیب که صدا و سیما، شبانه روز، نیاز به "مصرف" موسیقی دارد. بدبختانه این نیاز مبرم به مصرف، تا حدودی فرصت بازنگری و عبور از صافی بررسی ارزش موسیقی را از متولیان موسیقی این نهاد گرفته است و این عامل، در کنار توجه بیش از حد به سلیقه ی مخاطب عام، وضعیتی را در صدا و سیما به وجود آورده که نمی توان از این نهاد، انتظار توجه و مطالعه ی بنیادی در رابطه با هنر موسیقی را داشت.
وی گفت: "ارشاد" نیز، آن گونه که تجربه های این چند ساله نشان داده، متولی اصلی حمایت از جنبه های مختلف جریان هنری موسیقی، با صدور مجوز های کنسرت، در اختیار قرار دادن سالن های اجرا و برگزاری جشنواره های موسیقی، در این عرصه فعالیت داشته است. جشنواره های برگزار شده ی این نهاد نیز، اگر چه می توانست مکان مناسبی برای اجتماع موسیقی دانان و بحث و تبادل نظر آنان و عرضه ی فعالیت های جدی پژوهشی و اجرایی موسیقی باشد، اما متاسفانه آنچه در این سال ها از برگزاری این جشنواره ها عاید شده، بیشتر، فراهم آمدن مجالی بوده برای عرضه ی مقالات غیر تخصصی برخی کارکنان و فرصتی برای خوانشِ دوباره ی عباراتی چون "موسیقی کردستان، مهد موسیقی ایران/جهان"، و اجرای "موسیقی و کار" هایی که در عرصه های دف نوازی و موارد مشابه، پای ثابت همه ی جشنواره ها هستند.
ضیاءالدینی افزود: این جشنواره ها، در نتیجه اهداف موسیقایی دنبال نمی کنند. به برنامه ریزی ها و اهداف دور و نزدیکی که موجباتِ این جشنواره ها ترسیم می کنند کاری ندارم، ولی می بینیم که نتیجتا و در عمل، آن چه در این جشنواره ها به وقوع می پیوندد، فقط به وقوع پیوستن نفس جشنواره است. صورت مسابقه ای بودنِ آن ها نیز، که بخش به ظاهر سازنده ی این اتفاق هنری است، در این سال ها، با حضور چهره های تکراری و دارای خط مشی یک سو نگر و غیر تخصصی در جایگاه داوری، تاثیرات مخربی روی فضای موسیقی کردستان -به خصوص بخش بومی آن- گذارده است.
وی در ادامه افزود: حوزه هنری نهاد سوم نیز، در کنار آموزش، به حمایت از بعضی کنسرت ها پرداخته است و گه گاه نیز جشنواره هایی برگزار کرده است. در یک کلام، نتیجه ی عملکرد این سه نهاد، بیشتر از این که به حمایت از زیربناهای شکل گیری و اشاعه ی موسیقی هنری بپردازند، محلی هستند برای عرضه و ارایه ی موسیقی غیر حرفه ای.

وی درخصوص نیازهای امروز موسیقی کردستان گفت: امروزه، نیاز مبرم موسیقی کردستان، بیش از هر چیزی، حفظ موسیقی "فولک" آن است. مقطع کنونی موسیقی فولک کردستان، بسیار حساس است. هر سال تعدادی از موسیقی دانانِ نظام سنتی و بومی موسیقی های کردستان فوت می‌شوند و این در حالی است که موسیقی آنان، ابتر مانده است؛ اینجاست که به گفته ضیاءالدینی، دایره ی وظایف نهادی چون میراث فرهنگی به این حیطه کشیده می شود.
وی افزود: اگر باور داشته باشیم که تنها شکاف خرابه ها نیستند که با ایما و اشاره، باور های دیرینه ی ما را نمایان می سازد، و میراثِ فرهنگی ما، شامل ادبیات و هنر شفاهی مانده ی ما نیز می شود، آنگاه می توانیم بگوییم که حفظ فرهنگ موسیقایی و موسیقی فرهنگ کردستان، از اصلی ترین وظایف سازمان میراث فرهنگی است و برگزاری جشنواره هایی که بیشتر جنبه ی نمایشی دارند، نمی تواند گامی در این جهت باشد. به عبارت دیگر، خدمت به عرصه ی موسیقی در برگزاری جشنواره خلاصه نمی شود.
او گفت: انتظارات موسیقی دانان از نهادهای متولی دولتی، زیاد است و به حق، اما ما منتظر برآوردن این انتظارات ننشسته ایم. بار حفظ فرهنگ موسیقی کردستان را، امروزه اشخاص و پژوهش گران دلسوزی به دوش می کشند که دست از جلب حمایت نهاد های دولتی شسته اند؛ و این برای متولیان دولتی هنر موسیقی، اصلا جالب نیست.

سیاست مرکز و موسیقی محلی با هم هماهنگ نیستند
برای تکمیل این گزارش به سراغ »"ساسان صالحی"« نوازنده و استاد موسیقی رفتیم که اینک مسئولیت واحد موسیقی حوزه هنری کردستان را بر عهده دارد. صالحی 45 ساله است و از سال 66 کار موسیقی را دنبال کرده و اینک تار و سه تار را تدریس می کند. اخیرا کتابی از او نیز با عنوان دستور بربط (عود) برای دوره مقدماتی منتشر شده است.

صالحی می گوید :یکی از موانعی که در کنار کمبود امکانات، موسیقی کردستان را با محدودیت مواجه کرده است، سازگار نبودن سیاست های کلی با ذائقه بومی است. مثلا ما سرمایه ای به نام فولکلور داریم که برخی از اشعار آن مورد تایید مرکز نیست و ما در این زمینه دستمان بسته است. اگر شما ماهیت فولکلوریک اثر را -حتی از طریق شعر- از آن بگیرید، شناسنامه و هویت اثر زیر سئوال می رود؛ در این زمینه نیاز به یک سازگاری و تغییر نگاه داریم.
یکی دیگر از مواردی که می تواند به کمک موسیقی کردستان بیاید، استودیوی مناسب است. به گفته صالحی در حال حاضر استودیو تخصصی در کردستان وجود ندارد و تنها استودیوی کامل و مجهز در اختیار صدا و سیماست . وی اظهار داشت: یک هنرمند برای تولید یک اثر با کمبود امکانات موجود، گاهی تا مرز 20 میلیون تومان هزینه می کند که هیچ تضمینی برای بازگشت این سرمایه وجود ندارد، چون سیاستی مدون و برنامه ریزی شده در جهت حمایت و جبران بخشی از هزینه‌های این آثار وجود ندارد.
او همچنین به فرهنگ استفاده از نسخه اصلی آثار تولیدی در عرصه موسیقی اشاره می کند و می گوید: متاسفانه هنوز این فرهنگ جانیفتاده و مردم به آسانی از نسخه های کپی استفاده می کنند که ضربه ای اساسی بر موسیقی وارد می کند.
صالحی ابراز امیدواری کرد: همان گونه که امروز این فرهنگ در بین مردم مرسوم است که ریختن زباله در سطح خیابان عملی زشت تلقی می شود، روزی نیز فرابرسد که مردم تهیه نخسه های اصلی آثار هنرمندان را برای حمایت از آنها در زندگی خود پیاده کنند و هنر در سبد اقتصادی خانواده ها جای گیرد.
وی گفت: این شرایط نیازمند بازنگری و نظارت و برنامه ریزی جدی است و رسانه ها باید در این زمینه فرهنگ سازی کنند.
به گفته وی، هم اکنون بیش از 120 هنرجو در شهر سنندج در کلاسهای آموزشی حوزه هنری کردستان در رشته موسیقی حضور پیدا می کنند که در هر ترم این آمار متغیر است. وی افزود: هزینه های این کلاسها نسبت به آموزشگاه های خصوصی کمتر است، با این حال هنرجویانی مراجعه می کنند که حتی توان خرید یک ساز را هم ندارند و ما از طریق سازسازها هماهنگ می کنیم که سازی آموزشی با حداقل هزینه برای این هنرجویان بسازند.
این هنرمند پیشنهاد می کند که هزینه های تولید، پایین آورده شود، دولت با خرید آثار هنرمندان از آنها حمایت کند، استودیو و مراکزی برای اجرای کنسرت و آموزش با تسهیلات فراهم شود و آموزش دانشگاهی رشته موسیقی و نشان دادن سازهای هنرمندان در سیما برای معرفی به مردم و به طور کلی تسهیلاتی برای شنیدن موسیقی اصیل با نگاهی نو مورد توجه قرار گیرد.

مسئولان چه می گویند؟
رییس مرکز موسیقی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی که برای حضور در جشنواره سرودهای رضوی به سنندج آمده بود، از حمایت این مرکز از یک اثر موسیقایی خاص در هر استان سخن گفت و افزود: مجوز برگزاری کنسرت و برنامه های موسیقی نواحی را به انسانها واگذار کرده ایم.
»"میرزمانی"« از تکثیر غیرمجاز آثار هنرمندان نیز لب به انتقاد گشود و از مردم خواست تا هنرمندان را حمایت کنند. وی جایگاه دولت را در نظارت و مقابله با تکثیر غیرمجاز مشخص نکرد.
وی در گفتگو با سیروان از برنامه های کلی برای حمایت از کنسرت ها و گروه های موسیقی سخن گفت، اما جزئیات آن را بیان نکرد. در عین حال حمایت از آثار علمی و فاخر که با ارزش های جمهوری اسلامی هماهنگ باشد را مورد تاکید قرار داد.
مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان نیز در گفتگو با سیروان، واگذاری مجوز برگزاری کنسرت و اجراهای موسیقی محلی و سنتی به اداره کل استانها را برای تصمیم گیری موفقیت آمیز دانست.
»"قباد میمنت آبادی"« در تفسیر حمایت وزارت ارشاد از یک اثر آن را شامل تامین کامل هزینه تولید دانست و درخصوص چگونگی انتخاب این اثر گفت: اثر مورد نظر را مرکز موسیقی وزارت ارشاد با شاخص هایی که دارد انتخاب می کند.
او گفت: می توانیم دامنه حمایت‌های خود را در کردستان بیشتر کنیم.
سیروان از وی در خصوص جزئیات افزایش چتر حمایتی سئوال کرد که میمنت آبادی در پاسخ گفت: به طور مشخص سالیانه از پنج آلبوم حمایت می کنیم و اگر اثر به تایید شورای موسیقی استان برسد، ما 50 درصد هزینه اثر را تقبل می کنیم. وی تصریح کرد: برنامه هایی برای سهولت صدور مجوز کنسرت ها داریم.
وی درخصوص فعالیت انجمن های موسیقی در 10 شهرستان گفت: هم اکنون دو انجمن فعال داریم و دلیل رکود آن این است که زمینه کار موسیقی و بستر آن فراهم نشده است.
او تایید کرد که امکان خرید ساز و تامین هزینه های آموزش در کردستان بالاست و مردم به برخی آموزشگاه های خصوصی اعتماد نمی کنند.
وی اظهار داشت: ما نمی توانیم کلاس آموزش دولتی برگزار کنیم اما گرایش هایی وجود دارد و پیگیری هایی داشته ایم که این نیاز عملی شود و در مجتمع فجر کلاس آموزش موسیقی دایر کنیم.
او گفت: برنامه ای خاص برای تجدید حیات انجمن ها و ساماندهی این نابسامانی داریم و قرار است در این زمینه بانک اطلاعاتی تشکیل شود تا آموزش و ارتقای کیفیت تولیدات موسیقی در کردستان به صورت جدی تر دنبال شود.
به گفته میمنت آبادی پتانسیل موسیقی در کردستان مورد غفلت واقع شده و ما این آمادگی را داریم که با نگاهی نو از هنرمندان موسیقی حمایت کنیم.
او همچنین تایید کرد که کپی و تکثیر غیرمجاز، آسیب های جدی به موسیقی در کردستان وارد کرده و این خلاف قانون است. وی در پاسخ به این سئوال که وزارت ارشاد چه رسالت و نظارتی در این زمینه دارد؟ گفت: کمیته ای متشکل از نیروی انتظامی، بازرگانی، دادگستری و ارشاد برای نظارت بر این اماکن از 7 ماه گذشته شکل گرفته، اما تاکنون موفقیت چندانی در برخورد با تکثیر غیرمجاز نداشته است.

درد مشترک را فریاد کنیم
اکنون که هنرمندان از وضعیت موسیقی می نالند و مسئولان نیز به کمبودهای و موانع پیشرفت موسیقی اذعان دارند، باید گفت که مهمترین مسئله که همان "درد مشترک" است، احساس شده است؛ چنانکه رسانه های مکتوب (ونه صدا و سیما) به آن اذعان دارند.
چه خوب است به جای برگزاری جشنواره های متعدد و برگزاری جلسات محدود به انجمن و افراد، نشست و همایشی عمومی برای آسیب شناسی موسیقی در کردستان و تدوین آرای کارشناسان و هنرمندان جهت کسب اطلاع از نیازها و دسته بندی آنها برگزار شود و تصمیمی اساسی برای بهبود موسیقی کردستان گرفته شود.

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :