قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٥/۱٠

ک مثل کرماشان / گفتگوی سیروان با جلیل آهنگرنژاد شاعر و روزنامه نگار كرماشانی
10 مرداد 84
سیروان - فیض الله پیری: »جلیل آهنگرنژاد« از چهره های جدی ادبیات كردی در كرماشان است. كه دبیر اجرایی نخستین كنگره ادبیات كردی سال گذشته در كرماشان را نیز بر عهده داشت.

سيروان - فيض الله پيري: »جليل آهنگرنژاد« از چهره هاي جدي ادبيات كردي در كرماشان است. كه دبير اجرايي نخستين كنگره ادبيات كردي سال گذشته در كرماشان را نيز بر عهده داشت.
او نخستين بار در صفحه اي با عنوان »گلبرگ انديشه« ادبيات كردي را در مطبوعات كرماشان مطرح كرد. بعدها با انتشار كتاب شعر »نه رمه واران« اين موضوع را به صورت جدي پي گرفت و سپس به عرصه اينترنت آمد و با راه اندازي چند سايت و وبلاگ اينترنتي ادبيات كردي را در حوزه اي گسترده تر دنبال كرد كه اينك نيز  ادامه دارد. »مشتيگ ماچ  تَيَل« (مشتي بوسه ي تلخ) عنوان بخشي از اشعار جديد اوست كه آماده چاپ است. او سال گذشته موفق به كسب مجوز هفته نامه »صداي آزادي« در كرماشان شد و اينك از محدود نشرياتي است كه به صورت جدي به فرهنگ و ادب بومي و كردي مي پردازد. در دفتر نشريه »صداي آزادي« با او گفتگو كرديم و ديدگاههايش را پيرامون فرهنگ و زبان ادبيات كردي جويا شديم.
* آقاي آهنگرنژاد علاقه منديم سرآغاز بگوئيد كه چه تلاش هايي در حوزه ادبيات كردي داشته ايد و اينكه چه آثاري تاكنون در اين حوزه منتشر كرده ايد؟
- حضور من در ادبيات كردي تنها از روي علاقه مندي است و چندين سال است كه در حد توان ناچيز خودم فعاليت دارم. من قبل از اينكه وارد دنياي ادبيات كردي شوم، بيشتر در حوزه شعر فعاليت داشتم، حالا چه شعر فارسي يا كردي. نخستين كارهايم كه در مطبوعات چاپ شد به زبان فارسي بود. بعد از مدتي حس كردم انساني كه زبان مادري خود را دارد و داراي زباني خاص است كه از پتانسيل هاي قوي برخوردار است چرا به اين زبان خدمت نكند؟ مثلاً شعري كه مي گويد چرا به زبان مادري نباشد؟ اين سئوال هايي بود كه برايم پيش آمد و من را به وادي ادبيات كردي كشاند. اين گونه هم فكر مي كردم اگر كسي كه در مناطق كرماشان بخواهد شعر فارسي بگويد، همزمان دوكار انجام مي دهد، هم شعر مي گويد و هم ترجمه مي كند. ممكن است شعرش قوي باشد و ترجمه اش متوسط يا ترجمه اش قوي و شعرش متوسط باشد كه در هر دو شرايط به نظر مي رسد كه كار مناسبي از آب درنيايد. بنابراين بهتر از هر گزينه اي است كه انسان به زبان مادري خودش شعر بگويد. من احساس وظيفه كردم كه ذوق ناچيز خودم را در اين حوزه صرف كنم كه شايد خدمتي به مردم همزبان خود بكنم. حدود 10 سال است كه در اين زمينه فعاليت مي كنم. كتابي كردي منتشر كردم به نام »نه رمه واران« كه محصول دو سه سال اول فعاليت شعري ام بود. مجموعه اي ديگر آماده چاپ دارم با عنوان »مشتيك ماچ تيه لَ« كه آثار جديد من را در بر مي گيرد. همچنين كتابي ديگر در حوزه ادبيات كردي كه شامل تاريخچه و نقد و بحثي پيرامون حركت جديد ادبيات امروز است. در كنار اينها حدود هفت يا هشت سال براي اولين بار در صفحه اي به نام »گلبرگ انديشه« به صورت جدي موضوع شعر كردي را مطرح كردم. هر هفته اشعار كردي شعراي كرماشاني و به ويژه جوانان را جمع آوري و منتشر مي كردم كه به گمانم در حوزه ادبيات كردي كاري مناسب بود و تأثير خود را در جامعه بر جاي گذاشت. همين كار را هم مدتي در هفته نامه »نداي جامعه« ادامه دادم. در حال حاضر هم خودم هفته نامه اي به نام »صداي آزادي« دارم كه به شكل جدي تر اين موضوع را پيگيري مي كنيم.

* در هفته نامه شما مطالب كردي هم منتشر مي شود؟
- ماچون مجوز زبان كردي نداريم، در حال حاضر نمي توانيم. درخواست انتشار مطلب به زبان كردي هم داده ايم كه اميدواريم به زودي نتيجه بگيريم، اما به زبان فارسي هم بحث هاي تئوريك در ادبيات كردي داريم و هم با هنرمندان كرد گفتگو مي كنيم. با اين شرايط به صورت غير محسوس و كوتاه اشعاري هم به زبان كردي منتشر مي كنيم.
* ظاهراً اين موضوعات را هم به اينترنت برده ايد، اين گونه نيست؟
- همينطور است. يكي از اولين وبلاگ هايي كه در كرماشان راه اندازي كردم، »نه رمه واران« است كه در اينترنت قابل جستجو است كه در آن هم شعر كردي كرماشان و مسايل مربوط به ادبيات كردي را منتشر مي كنيم و مخاطبان زيادي هم داريم در سطح جهان. علاوه بر اين سايتي ديگر به نام »بلوط« داريم كه با همكاري خانم »عطايي« و آقاي »سليماني« از دوستان ادبي ما اداره مي شود. اين هم انعكاس دهنده مباحث فرهنگي، ادبي كرماشان و نصف آن به زبان كردي است.
* در سال هاي اخير شاهد گرايش تعداد زيادي از جوانان كرماشاني بوديم كه به ادبيات كردي روي آورده اند. شما اين علاقه مندي را چگونه ارزيابي مي كنيد و در حال حاضر در چه سطحي است؟
- من گمان مي كنم ما نسبت به گذشته خيلي تفاوت پيدا كرده ايم. خودم اولين روزي كه وارد ادبيات شدم، مي ديدم
كه خيلي از مسايل مربوط به ادبيات كردي به صورت شوخي و طنز منتشر مي شود. كساني مثل »پرتو كرماشاني« و »تمكين« هم كارهايي كه انجام دادند، استثنا بود. بعد از آنها كاري كه در ادبيات كردي صورت گرفت، سطحي و در حد پائين بود. در سه چهار سال گذشته حركت هاي جدي صورت گرفته و قطعاً اين پروسه در كرماشان به روزهاي روشن تر نزديك مي شود. هم اكنون خيلي از متوليان فرهنگي ما حس كرده اند كه ما يك مؤلفه خاص يابهتر بگويم فاكتور خاص به نام ادبيات كردي داريم كه بايستي براي آن كار و برنامه ريزي كنند و البته لازم است كساني كه در اين وادي تلاش مي كنند به آنها توجه شود. اعتقاد دارم خود جوانان هم حس كرده اند كه اين قضيه خيلي ضروري است. آنهايي هم كه تحصيلات دانشگاهي دارند، روشن هستند و با تئوري هاي امروز ادبيات آشنا هستند، بنابراين فكر مي كنم اگر فضايي خاص ايجاد شود، ادبيات كردي در كرماشان براي چند سال ديگر مي تواند به عنوان ستوني محكم در ادبيات كردي در مناطق كردنشين مطرح شود. اين موضوع حس وظيفه ي خاص براي مطبوعات و نشريات تعريف مي كند كه به اين قضايا و مخصوصاً منطقه كرماشان بيشتر توجه كنند. ما ظرف دو سه سال گذشته نزديك به چهار جشنواره داشته ايم كه هرگز در تاريخ ادبيات كردي منطقه سابقه نداشته است. »كنگره ادبيات كردي كرماشاني« را داشتيم كه اگرچه آن گونه كه دلمان مي خواست، برگزار نشد اما حركتي بزرگ براي پويايي ادبيات كردي در منطقه ما بود. اين مسايل دست به دست هم مي دهند تا هم مخاطب و هم متولي ادبيات كردي بگويند حركتي جدي دارد صورت مي گيرد، حركتي زلال و روان كه افق و چشم اندازي روشن دارد.
* اصولاً چه لزومي دارد كه موضوع ادبيات كردي در كرماشان مطرح و پيگيري شود؟ ديدگاه شما در اين زمينه چيست؟
- من اين گونه فكر مي كنم كه معمولاً هر فرهنگي كه بخواهد در اين دنياي متكثر كه از حالت مدرن به پسامدرن پا مي نهد، ماندگار باشد، بايستي يك هويت و شناسنامه داشته باشد و مهمترين شناسنامه هر انساني زبان و فرهنگ اوست. زبان و فرهنگ را هم با صاحب آن مي شناسند و هم آن شخص صاحب زبان را به دنيا معرفي مي كند. به هر حال ما در دنيا و جغرافياي ايران و صاحب هويتي به نام هويت كردي هستيم كه بايستي به اين دو مقوله توجه جدي داشته باشيم. هويت ما بدون شك از شناسنامه دارترين و باستاني ترين هويت هاي دنياست كه به خاطر خودشناسي بهتر و معرفي خودمان به دنيا بايستي حتماً به سراغ زبان و ادبيات خود برويم و وظيفه داريم به عنوان عضوي از اين شاكله فرهنگي هم براي پاسداشت و حفظ اين فرهنگ گام برداريم و هم اينكه سعي كنيم كه اين درخت پرثمر، پرثمرتر باشد.
* شما از الزامات منطقي موضوع صحبت كرديد. به نظر شما براي عملياتي شدن اين الزامات نويسندگان و شعرا چه رسالتي دارند و مسئولين چه وظيفه اي بايد دنبال كنند؟
- اعتقاد جمعي بر اين است كه هر زباني كه بخواهد ماندگار باشد بايد به دو مقوله توجه كند. اول خلق آثار هنري و ديگري متن است. ادبيات كردي در منطقه كرماشان هنرمندان و علاقه مندان خاصي دارد، اما متون خاصي در اختيار نداريم. ما اگر بخواهيم آثار مكتوب خودمان را بررسي كنيم، شايد به اندازه تعداد انگشت هاي دست نباشد. اين موضوع بايستي به صورت جدي از سوي شعرا و نويسندگان دنبال شود. شعرا بايستي از خود و دنياي اطراف خود شناخت داشته باشند و با تئوري هاي امروز آشنا شوند. نويسندگان هم بايستي براي حفظ فرهنگ و زبان، آستين را بالا بزنند و قلم فرسايي كنند.
يك نكته هميشه مدنظر من است. ما متأسفانه يك مشكل خاص داريم. معمولاً وقتي موضوع ادبيات كردي كرماشاني پيش مي آيد، برخي متوليان امر از »نگاه غير ادبي« به آن مي نگرند. بيشتر ديدگاه امنيتي مطرح است. در دنياي امروز شايد بتوان اين ديدگاه را تاحدي توجيه كرد اما به نظر من ديدگاه كامل و كارشناسانه اي نيست. ما بالاخره عضوي از پيكره ي ايران بزرگ هستيم. آن گونه محمد قاضي مترجم فقيد مهابادي و خيلي از بزرگان ديگر اشاره و اعتقاد دارند، اگر كردي وجود دارد، بايد در دامن ايران باشند. من مي خواهم بگويم ما يك فرهنگ بومي اصيل خاص خود را داريم و اگر بخواهيم به اين فرهنگ توجه كنيم، قطعاً بايد از ديد و مليت بزرگتري فكر كنيم. با اين شرايط لازم است كه مسئولين هم طوري نگاه كنند كه بالاخره، هنرمند كرد كرماشاني - كسي كه مي خواهد از متولي فرهنگ حمايت كند - بايد مورد توجه قرار گيرد.
* به نظر شما چه دلايلي باعث شده كه در سال هاي اخير به ادبيات كمتر توجه شود و اين زبان روبه خاموشي گرايش پيدا كند؟
- من گمان نمي كنم به لحاظ متوليان فرهنگي مشكل عديده و آنچناني داشته باشيم. اين اعتقاد من است. ما بايد خودمان گام برداريم. من خودم چون چند سالي است به صورت جدي ادبيات كردي كار مي كنم و در متن كارهاي اجرايي مثل كنگره و جشنواره هم بوده ام، نديده ام كه يك مسئول و يا متولي مخالفت كند و خيلي چيزهاي ديگر. ما خودمان - هركسي به هر اندازه اي كه مي تواند - بايد آستين را بالا بزند و كار كند. ما مي توانيم شب شعر برگزار كنيم، انجمن داشته باشيم و از كمترين تجمع هاي فرهنگي تا بزرگترين آنها مثل كنگره و جشنواره داشته باشيم.
افراد بيايند كار كنند هرچند شايد نتوانند جوابگوي تمام سليقه هاي افراد باشند، اما در مجموع مي تواند مفيد باشد. با اين حساب گمان مي كنم اگر خاموش بوده، خودمان نتوانسته ايم. حال اگر مي خواهيم كه ادبيات كردي كرماشاني بدرخشد بايد خودمان بخواهيم.
* موضوعي كه از نظر كارشناسان و علاقه مندان ادبيات كردي كرماشاني مطرح است، شيوه رسم الخط اين زبان است كه اختلاف نظرهاي جدي هم درباره آن وجود دارد. به نظر شما چه كاري بايد براي رسيدن به رسم الخط مشترك صورت بگيرد؟ رسم الخط مشترك چه تأثيري بر توسعه اين زبان دارد؟
- من قبل از هرچيز بگويم كه اگر به هر موضوعي ما اشاره كنيم، هم مخالف دارد، هم موافق.
يك بحثي به نام زبان متحد كردي (يه كگرتو) مطرح است كه در جريان آن گاهي نظريات ادبي ديكتاتور گونه اي در آن مطرح و پياده مي شود. عده اي مي گويند كه اگر بخواهيم به زبان متحد برسيم بايد همه به زبان سوراني سخن بگويند و بنويسند. عده اي نظري ديگر دارند. روي اين مسايل اختلاف نظر وجود دارد و البته خيلي از نظرات و ديدگاههاي كارشناسانه است، اما در بعضي ديدگاه ها گويش ها و لهجه هاي كرماشان، ايلام و منطقه لكستان ناديده گرفته مي شود. در اين صورت اين ديدگاه نمي تواند، ديدگاه موفقي باشد، مگر اينكه تمام اين گويش ها و لهجه ها به شكلي به اندازه توان و پتانسيل هاي آنها در زبان متحد (يه كگرتو) مورد توجه قرار گيرد. در مورد رسم الخط (رينوس) زبان متحد هم بايد بگويم در هر بخشي كه ما تفاوت داريم بايد با يك رسم الخط مشترك به توافق برسيم. هيچ شكي ندارم كه اگر بخواهيم در زمينه ادبيات كردي فعاليت كنيم و يك كلمه كردي را بنويسيم، بايد تمام لهجه ها و گويش ها آن يك كلمه را به يك صورت و يك شيوه بنويسند و بخوانند. ما حداقل بايد يك نقطه مشترك داشته باشيم كه اگر آن نقطه مشترك رسم الخط باشد، مي تواند ما را به نقاط مشترك بيشتري برساند. در ادبيات كردي آواهايي داريم كه مختص كرماشان و ايلام است. الآن در حال حاضر اين آواها در لهجه سوراني رعايت نمي شود. خيلي خوب است كه بزرگان و زبان شناسان به يك تفاهمي برسند كه اين قضيه هم حل شود.
* اين موضوع بايد چگونه دنبال شود؟ از طريق كنگره، تأسيس فرهنگستان يا....؟
- نياز اساسي ما در حال حاضر تأسيس فرهنگستان است كه بايد كاملاً علمي باشد و به دور تنگ سليقه اي كه هركس سليقه ي خود را به صورت تنگ نظرانه اعمال نكند. در كنار اين موضوع حتماً لازم است كه كنگره و همايشي داشته باشيم و در مطبوعاتمان هم به اين موضوع بپردازيم.

* با تمام اين چالش هايي كه شما مطرح كرديد، چشم انداز ادبيات كردي در كرماشان را چگونه مي بينيد؟
- اگر بخواهيم ديدگاهي نااميدكننده داشته باشيم، در دنيايي كه هر ماه و هر روز كلمات و گويش هاي يك زبان از بين مي رود و خيلي از زبان ها مورد هجوم امكانات دنياي مدرن قرار گرفته اند و در زير اين چرخ له شده اند، مي تواند زبان ريشه داري مثل كردي را هم با چالش جدي مواجه كند و آن را در معرض خطر نابودي قرار دهد و حتي از بين ببرد. اما از ديدگاه اميدوارانه به نظرم چون زبان كردي به طور كلي ريشه دار و اصيل است و بعيد به نظر مي رسد كه فراموش شود - به ويژه اينكه جوان كرد به اين نتيجه رسيده كه اگر مي خواهد جهاني شود، بايد پرچم فرهنگ و زبان خود را در دست داشته باشد - مي توان به آينده اميدوار بود و من هم خيلي اميدوار هستم. از همه مهمتر در كرماشان، افرادي هستند كه توجه به زبان كردي را خيلي ضرورت مي دانند و هم به توسعه آن نيز خيلي معتقد هستند. ابتدا عرض كردم كه ما براي زنده ماندن به متن هاي قوي نياز داريم و اين متن ها اگرچه الآن كمتر وجود دارد، اما در آينده نزديك شاهد چاپ آثار زيادي خواهيم بود. اين متن ها به ما كمك مي كند كه ما به عنوان صاحبان زبان كردي كرماشاني هم در فرهنگ كردي و هم در فرهنگ ايراني باقي بمانيم، زباني كه ريشه در عمق تاريخ دارد.
* سپاسگزاريم.

 

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :