قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٢/٥/۱٠

خوانش شعر و شخصیت شامی، آدمی را مشتاق می‌کند که هردم از این وطن دوست شیرین کلام، سخن بگوید واشعارش را برای دیگران به مثابه مَثل بازخوانی کند و نکته سنجی و سخنوری این تاریخ ساز بی سواد، اما روشنفکرو دردشناس را مورد توجه قرار دهد.
شامی تا پیش از مرگ و انتشار بخشی از مجموعه اشعارش که معمولا »"چه پکه گول"« نامیده می‌شود و با اندکی تغییر و بنا به روایت "»محمد علی سلطانی"« با نام "»چنانی« از آن یاد می‌شود، شخصیتی گمنام و اشعارش تنها در سطح مردم کوچه و بازار نفوذ دارد.
 عصر دوم زندگی شامی بعد از انتشار مجموعه اشعار این شاعر نام آوازه است؛ تولدی که با مرگ شامی آغاز می‌شود؛ چنانکه "جبران خلیل جبران" شاعر و فیلسوف صلح طلب لبنانی به این مرام عقیده‌ی راسخ داشت که زندگی شاعر بعد از مرگ او رقم می‌خورد.
در سالهای اخیر تحت تأثیر پروسه جها نی شدن و توسعه وسایل ارتباط جمعی که تمام شاخصه‌های فرهنگی »خفتگان« را از خوابهای زمستانی بیدار کرد و از تاریک خانه‌ی بی خبری و بی‌توجهی بیرون آورد، گوشه‌های دیگری از رنگین کمان زبان و فرهنگ جوامع ناشناخته ظهوری دوباره یافته‌اند. شامی و مهمتر از همه زبان کردی کرماشانی نمونه‌ای کوچک از این جغرافیای بی خبریهاست.
شامی در سالهای اخیر و به ویژه بعد از تولد دوباره او، مورد توجه پژوهشگران و علاقه‌مندان فرهنگ کردی کرماشانی بوده است. از دید این قلم هویت "روشنفکری" این شاعر نکته دان در این تلاش کمتر به چشم آمده است. این جستار کوتاه، به شرح این فاکتور نمی‌پردازد، بلکه  تلاش دارد نشانه‌هایی به اهل تحقیق و شامی شناسان ارایه کند تا بلکه از ژرفای قلم آنها، این بعد از شخصیت او مورد بازخوانی قرار گیرد.
شامی روشنفکر است، اما کدام روشنفکر؟! روشنفکری با مفهوم جوهری آن، امروزه چنان در لباس و لعاب‌های رنگارنگ، پوشیده شده که تمیز مرزهای آن با ناتمیزان عرصه روشنفکری آسان نیست؛ چه از نظر مقدماتی که در حوزه‌ی علوم انسانی برای آن در نظر گرفته می‌شود و چه بایدها و نبایدهایی که ماهیت عملکردی در حوزه سیاست و ادبیات برای آن تعریف شده است- که رفتارهای سیاسی و اجتماعی  وانتشار آقار قلمی از نشانه‌های آن است- و چه آنهایی که اصل "بودن" را با "حرف زدن" و "نوشتن" تفسیر کردند که نهایتا به "آلبر کامو"ی "بیگانه" نویس رسید که معتقد بود: " من عصیان می‌کنم پس هستم".
 بودند روشنفکران وطنی که فلسفه این بودن‌ها را زیر و رو کردند و پرسیدند عصیان در مقابل چه چیزی و چه اعتراضی؟! دکتر" علی شریعتی" از آن جمله بود که فلسفه‌ی بودن را به گونه‌ای دیگر تفسیر کرد و معتقد بود که اساسا مسئله، "بودن"  یا "نبودن" نیست، بلکه "چگونه بودن" است. این گونه فلسفه "بودن" در میان کردها نیز بزرگانی دارد. مرحوم ماموستا "عبدالرحمن شرفکندی" (هژار) شاعر، نویسنده و روشنفکر مهابادی نیز همین عقیده را در یکی از اشعارش مطرح می‌کند که نشان از اعتقاد راسخ او دارد. چنانکه معروف است که می‌گوید: "»چون بژی  شه رته نه وه ک چه نده بژی«" (چگونه زیستن مهم است نه چه مدت زیستن).
بازتعریف فلسفه‌ی بودن از طرف این دو چهره، همه رؤیاهای "بودن"را  به هم ریخت و زاویه‌ی دید ایدئولوژیک آنها را با روشنفکران غربی مشخص ساخت. اما چون عقیده امثال هژار در بستر همان  شیرین کاری ضرب المثل‌های ادبی کردی و به دور از تشریفات و تعاریف علوم انسانی از فلسفه تولد یافت، به طور مشخص از سوی روشنفکران جدید کمتر مورد توجه قرار گرفت. مخصوصاً از آنجا که مفاهیم جدید علوم انسانی عمدتا از دنیای شهر می‌آیند و فقر تئوریک در زمینه علوم انسانی جدید در جامعه ما موضوعی قابل انکار نیست. بسیارجوانان نیز بدون مطالعه آثار بومی، به تعاریف غربی  در این زمینه چراغ سبز نشان داده و مفهوم روشنفکری را چنان در لفافه پیچانده شده و لایه‌های تو در توی آن چنان سر در گمی ایجاد کرده که دسترسی به  جوهره و هسته آن کار آسانی نیست.
اما اگر روشنفکری براساس عرف به معنای درد شناسی جامعه و بازتاب آن در ادبیات و هنر است و ماهیت آن دراعتراض و انتقاد مشفقانه برای بهبود اخلاقی شرایط زندگی مردم نهفته است(مخصوصا اعتراض به چگونه بودن)، اگر روشنفکری شاخصه‌ای مردم شناسی و درد شناسی و بازشناسی زخمهای مردم و بیان سخنورانه و به تصویر کشیدن هنری حیات هم نوعان است، شامی کرماشانی  نیزبه مفهوم فلسفه چگونه بودن، یک روشنفکر تام و تمام بدون دسته بندی عرفی و غیرآن است. او روشنفکر است چون زبان مردمان خویش را از حاشیه به متن آورد و جایگاه زبان در شکل گیری هویت و قدرت را به خوبی شناخته بود و تعریفی نو از انتقاد شیرین کارانه به زبان مادری ارایه کرد. شامی روشنفکراست چون دردهای تاریخی زمان خود را به خوبی تشخیص داد، دکتر "مصدق" را آنگونه که بود، شناخت بود، به شرایط جامعه شناسی موطن وزادگاه خود آگاه بود و نکته‌های فلسفی فراوان در اشعارش نهفته دارد و مهمتراز همه خود را منتقد اجتماعی مطرح کرده است.
شامی اما از نظر روشنفکران لابد روشنفکر نیست، چون اولاً سواد ندارد، به زبان ساده  مردمانش سخن گفته و جغرافیای رسم الخط و فنوتیک لهجه‌ای که با آن سخن گفته، محدود است، از فلسفه چیزی نمی‌دانسته، به نان شب محتاج بوده، شعر را برای تفریح و برای خنده مردم کوچه و بازار و از سر تفنن می سروده و اساساً او کجا و روشنفکری کجا؟!!
این اتهامات را به شامی نسبت می‌دهند، چون او به زبان اکثریت عامه سخن گفت و نه اقلیت - به اصطلاح- روشنفکر. از دیگر سو احتمالا از زاویه دید طیفی از روشنفکران، سخن روشنفکر را هر کس نباید درک کند و روشنفکری در استخدام کلمات نامانوس بیگانه‌ی راه یافته به ادبیات ما، معنی پیدا می‌کند. شامی اما، خواسته یا ناخواسته روشنفکری را از لایه‌های تو درتوی مقدس مآبانه بیرون آورد و عریان کرد و عریان سخن می‌گفت و اصل این نقش را در سخنانش بیان کرده است.
اگرهمین "زندگی سگی" مطرح شده در اشعارش، از زبان یک چهره گمنام غربی بیان می‌شد، چنان در تحلیل‌های ادبی به او قدسیت می‌‌بخشیدند ومکتب‌ها و ایسم‌های  فکری و فلسفی برایش می‌ساختند که نسل جوان در دامنه ارتفاعات این بلندیها و "قله قاف" سازیها سردرگم می‌ماند. اما خوشبختانه شامی با فراصت تمام، انحصار تعریف روشنفکری را از آنها ستانده و اگر از سوی این عده نفی می‌شود، به خاطر به خطر افتادن نانشان از تعریف و تفسیر انحصارطلبانه این واژه‌هاست که شامی بی مقدمه و تشریفات، آن را عریان عرضه کرده است. این بعد شخصیت مشتاق وطن دوست از آن رو مورد توجه قرار گرفت که دیگر بار ضرورت بازنگری در مفهوم روشنفکری با تکیه بر بوم شناسی و البته با شناخت از دنیای جدید یاد آوری شود، چیزی شبیه آنچه که مرحوم شریعتی آن را "بازگشت به خویشتن" یاد می‌کند.

هفته نامه سیروان شماره 743/ پنجم مرداد 1392


http://www.sirwanweekly.com/Default.aspx?page=Complete&cp=2200

سایت بلوط و ویژه نامه شامی در هفته نامه صدای آزادی_ کرمانشاه

http://www.balout.ir/articles/1392_03/000881.php

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :