قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٢/۱٠/٥
شاعر بداهه گوی کرد که در 22 آذر ماه دعوت حق را لبیک گفت
 
فیض اله پیری:انگار همین دیروز بود نوشتم:«سیگار چاق کنی برای او هم، نوعی موانست است؛ پیرمرد 90 ساله و شاعر بداهه گوی کرد. نوروز 91 دیگربار به دیدارش رفتم. سرکوچه آفتاب گرفته بود و انگار منتظر کسی که احوالش را بپرسد. تا از میان ما نرود، انگار نباید کسی او را بشناسد. دلی بزرگ دارد به شکوه جانمازی که همیشه به دوش دارد. می گفت: منتظر مرگم! سوادندارد اما بداهه گویی متبحر است. کاست ها از او انتشار یافته است؛ شاعر آوارگیها. مردم شناسی تواناست و حافظه ای عجیب دارد. از او یاد کنید و اگر فرصتی کردید به دیدارش بروید؛ «امین -ذلیل- آقایی» ( درویش امین)؛ شاعر کردی گوی مردمی و نیکونام سرپل زهابی».
اینک اما، درویش امین آقایی(امین ذلیل) شاعر بداهه گوی کرد دیگر در میان ما نیست. چراغ زندگی درویشانه او 22 آذر ماه جاری برای همیشه خاموش گشت و دعوت حق را لبیک گفت. به سیما درویش بود و به دل غنی. در کودکی بینایی اش را از دست داد و نسبت دادن تخلص و لقب مردمی «امین ذلیل»به او به همین دلیل بود. به علم، سوادی نداشت گرچه سودای عرفان و دلدادگی را از کودکی آموخته بود. در خویش بود و درویش بود. حق پرستی شاعری که شاعرانگی را با بذله گویی آمیخته بود و مجالس مهمانی و ذکر را با بداهه گویی اش مزین می کرد، شهره عام و خاص بود. چنانکه از دور با جانمازی که بردوش داشت، برای عموم شناخته شده بود. حافظه عمیقی داشت و تاریخ محلی را خوب آگاه بود. چنانکه به گفته خود، سرپل زهاب را با نی و نیزارها دیده، پیش از آنکه طبیعت این شهر در میان سنگ وسیمان گم شود.
آن گونه که در کتاب "سرپل زهاب در گذر تاریخ" اثر مشترک «رضا جمشیدی» و «منوچهر کمری» آمده، "کانی شیرینه" زادگاه اوست، هرچند از طایفه »"قلخانچک"« و روستای" »گلم کبود"« بوده باشد. آن گونه هم که آرزو داشت، در خاستگاه روستایی اش به اندازه و به کام نزیست. گفته می شود، در جوانی جست و خیزی پرشور و با کاروانهای آمد و شد اقتصادی با آن سوی مرز، سودایی داشت. سال 1359 و با شروع جنگ تحمیلی به همراه حدود 15 هزار خانواده کرد از شهرستانهای غربی استان کرمانشاه، آواره عراق شد و حدود 15 سال در غربت و غرب این کشور در اردوگاهی بیابانی با حداقل امکانات به نام "طاش" در اطراف شهر "رمادیه" ایام را بسربرد؛ جایی که شیرین گوییها و سروده های نوستالژیک او سوز آوارگی و درد دوری از وطن را در خود داشت و این گونه بود که دلها را به زادگاه و زادگاه را به خاطره ها درهم می آمیخت. بازگشت او نیز در سال 1371 توام بادرد و رنج بود. دشمن بعثی،شهر سرپل زهاب را با خاک یکسان کرده بود و در زمینهای خفته و سوخته، نه خبری از باغ بود و نه مزرعه و نه آبادانی. درویش پیر که تا آخر عمر، مجرد زیست در کنار خانواده برادر در سرپل زهاب ماند. 20 سال در این شهر زیست و سرانجام آقتاب عمرش پس از 91 سال مشقت و گمنامی رو به غروب نهاد تا باورکنیم که درویش دیگر در میان ما نیست.
درویش امین، هویت خداپرستی و دینی خویش را برجسته تر می دید، اما او در میان بداهه گویان شاعر، نامی بنام است و ماندگار. به ویژه نکاتی از تاریخ محلی را به خوبی در آثار پراکنده و کاستهای ضبط شده اش آورده است، آثاری که متاسفانه خستگی ناشی از دردو رنج و آوارگی، به دوستداران فرهنگ و ادب و تاریخ امکان جمع آوری آنها را نداد، کاستهایی که او در زمان حیات - و البته با علاقه و خواست مردم و نه به رغبت خود - از خود به یادگار گذاشته، هنوز گرمی بخش محافل شب نشینی و مجالس و مهمانی هاست؛ به ویژه برای نسل ناجوان آن سامان. خود می‌گفت: به شعر از کودکی علاقه داشته و درخواب نیز به او الهام شده است. هویت کردی را نیز پنهان نمی‌کرد و از کردها و آوارگی و رنج‌های آنان می‌گفت. بخشهایی دیگر از زندگی این درویش کوچ کرده وشاعر آوارگی ها و مشخصا روایت شخص او از نزدیکان بزرگان تاریخ کرد به همراه روایت دیگران از جمله مجادله و مشاعره با شعرایی چون"عزیز کلهر" نزد راقم این سطور، مسطور است تا فرصتی دیگر برای نشر.یادش گرامی و روحش شاد.
فیض الله پیری،سنندج- هفته نامه سیروان شماره 765
http://sirwanweekly.com/Default.aspx?page=Complete&cp=3130
لینک مشابه در سایت بلوط:
http://www.balout.ir/cat_4/1392_10/001173.php

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :