قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٢/۱۱/٦

تولد وتعدد سوژه‌های فرهنگی وهنری چنان اطرافم را احاطه کرده که خوشبختانه جایی برای پیگیری رفتار سیاست ورزان نمانده است. اما گاهی پازلهایی کنار هم قرار می‌گیرند و ‌آبستن اندیشه‌هایی می‌شوند که اجرایی شدن آنها، ضرر»عموم« را به دنبال دارد. در این صورت عقل حکم می‌کند که از روی اضطرار با زبان الکن واز باب تمرین نوشتن برای خود و «تذکار الملوک» نکاتی را یادآوری کرد. اگر این سیامشق‌ها مورد توجه مخاطب» خاص« قرار نگرفت ،‌ دست کم ما به رسالت اخلاقی خود در تاریخ عمل کرده‌ایم و اگر به دور از تعصب،‌تفسیر شد، می‌توان از سر صداقت نکاتی دیگر را از باب مشورت، پیشنهاد کرد. 
همگان واقف‌اند که بعد از پیروزی روحانی در انتخابات، »حسین فیروزی« به نماد مطالبات استان کردستان برای تصدی مدیریت ارشد اجرایی تبدیل شد و بلکه شهروندانی خارج از کردستان انتصاب استاندار بومی را در این استان،‌مصداق و بلکه نشان نگاه متفاوت دولت به این استان و حتی کشور می‌دانستند و الخ.
 

سرمایه اجتماعی شکل گرفته مبتنی بر اندیشه اعتدال و اصلاح طلبی که توانسته بود 71 درصد رای را برای دولت تدبیر جمع آوری کند، با انتصاب غیرفیروزی پرسشگر شد، پرسشگری منطقی. این سرمایه اجتماعی در نخستین انتظار از دولت امید ناامید و شکننده شد. اجرای تعهدات روحانی در بیانیه اقوام و توجه بیشتر به فصول سوم قانون اساسی درباب حقوق ملت از جمله اجرای اصل 15 قانون اساسی و نیز مشارکت کردها و اهل سنت در مدیریت کلان کشور می‌تواند این امید و سرمایه اجتماعی را حفظ کند، چشمداشتی که هنوز برای اجرای آن دیر نیست. نیمه امیدی نیز در سطح مواضع مدیران جدید دولت نسبت به مطالبات نهفته در پشت 71 درصد رای مردم کردستان به روحانی نهفته است. علاوه بر این، انتصابات در سطح مدیران میانی بعد از استاندار و نیز تغییر سیاستهای حوزه فرهنگ را باید اضافه کرد که البته تلاش برای عملی شدن این مورد آخر در سطح کلان محسوس است.

با انتصاب «عبدالمحمدزاهدی» در جایگاه استاندار کردستان اینک سیلی از مطالبات در برابر او به مثابه امید مردم ودولت قرار گرفته است. کارش آسان نیست، اما کم تجربه هم نیست. صبر او هم تا دوماه و تردید در انتصاب مدیران منطقی به نظر می‌رسد؛ همچنانکه حساسیت بیش از حد در برخی موارد فاقد برهان منطقی - دست کم برای حامیان روحانی- است. طرح این پرسش به جاست که نیروهایی که 71 درصد رای مردم کردستان را به نفع سیاست تدبیر و امید جمع کرده‌اند؛ در عمل تا چه حد مورد اطمینان و مشورت او هستند؟ تا جایی که با افکار عمومی ارتباط دارم،‌استاندار جدید از نظر رای دهندگان به روحانی باید رفتاری داشته باشد که اگر دیدند جایی نوشته بود»زاهدی«، مردم بخوانند فیروزی! به عبارتی فقط در نامها تفاوت وجود داشته باشد و خلوص نیت در خدمت و به رسمیت شناختن مطالبات و پیگیری آنها و عمل به وعده‌های رییس جمهوری باید چنان درعمل ثابت شود که اعتماد مردم بیشتر جلب شودو گرنه درخت سرمایه اجتماعی مبتنی بر اصلاحات و اعتدال ضربه کاری خواهد خورد، سرمایه‌ای شکننده که فردای انتخابات مجلس دهم به آن نیاز است. جامعه شناسان عقیده دارند سرمایه اجتماعی هر چه بیشتر هزینه شود، سود بیشتری به دنبال خواهد داشت. سرمایه اجتماعی اصلاح طلبانه نیز که بعد از سالها ریاضت، دوباره فرصت عرض اندام پیدا کرده ، نیز چنین حکمی دارد. دست کم در کردستان بدون توجه به چهره‌هایی که نماد این سرمایه هستند ، آسیب جدی خواهد دید و [در آن صورت] تجدید نظر اجباری در رای مستدام انتقادی و چک سفید عقلایی کردستانی ها ( وقتی پاسخ نگیرند) به اصلاح طلبان و تغییر رفتار انتخاباتی آنها دور از ذهن نیست، پتانسیلی که رویدادهایی چون حذف »جلالی زاده« از هیات رییسه مجلس ششم و استعفای نمایندگان کردستانی در اعتراض به استاندار غیر بومی (رازانی)را در حافظه تاریخی خود دارد و متاسفانه اصلاح طلبان ملی در این زمینه فاقد حافظه تاریخی‌اند. به استاندار کردستان نیز که از علاقه خود به مطالعه تاریخ سخن می گوید باید یادآور شد که مطالعه تاریخ مهم است، اما نه به اندازه اینکه اکنون در کجای تاریخ قرار داریم. 

زاهدی علاوه بر استانداری کردستان، نماینده فکری دولت با ریشه‌ای اصلاح طلبانه است. در این صورت بهتر است بعد از خود در راس، به گزینه مورد نظر ستاد روحانی در کردستان برای تصدی معاونان خود بی توجه نباشد. از طرفی هم از نظر اخلاقی، هم منطقی و هم - بی‌تعارف- به لحاظ بده بستان سیاسی، به صلاح نیست که بدون مشورت با چهره‌های مورد اعتماد مردم در 24 خرداد 92 تعیین کند چه کسی بر سر مسند اجرایی استان قرار گیرد.‌ هرگونه رفتار با این سرمایه اجتماعی ممکن است سرمایه اجتماعی شکل گرفته در این پیچ تاریخی را احیا و یا برای همیشه به محاق تاریخ ببرد و در این بخش، امید مردم در دولت امید را به ناامیدی تبدیل ‌کند. در صورت تحقق چنین پیش فرضی، مشارکت اعضای ستاد روحانی به هر قیمتی در پست ‌های اجرایی پایین تر، ‌تحلیل یک رقیب را نزد افکار عمومی کردستان معقول تر می‌کند که حامیان روحانی حاضر اند برای هر کاندیدای دیگری به شرط گرفتن پست، پوستر بچسپانند. در آن صورت چنین افرادی نیاز به روزنامه نگاران ندارند که رفتار سیاسی آنها به مردم گزارش شود، چرا که خود با تفکر و اندیشه مورد حمایت استاندار، به تاریخ سپرده می‌شوند. آیا این اقدام احتمالی به صورت مشترک از سوی استاندار و ستاد روحانی کردستان اجرایی می‌شود؟ پاسخ ناظران منفی است، اما اقدام زاهدی در روزهای آینده همه چیز را روشن می‌کند.

 سیروان/ سماره 769  تاریخ 5 بهمن 1392

لینک مرتبط:  http://www.tadbirkhabar.com/note/13138

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :