قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٢/۱٢/٢٢

فیض اله پیریدو سال از مرگ» ابراهیم یونسی« نویسنده ومترجم نامی گذشت و چه زود رسانه‌ها 19 بهمن را فراموش کردند و فراموش کردیم!

این روزها در برخاستنی ناتمام،آئین یادبودش به خاطر بخشی از فعالیت‌های او (ترجمه) به همراه»‌محمد قاضی« دیگر مترجم کرد در سنندج درپیش است، اما برغم انتقادهایی که بر نحوه اجرای آن گرفته شده،‌باید آن را ستود و به فال نیک گرفت؛ بلکه مقدمه‌ای باشد برای کنگره‌ای اختصاصی و نصب تندیس بزرگمردانی چون او که خدماتی ارزشمند به فرهنگ وادبیات وایرانی داشته‌اند.

یونسی در طول حیات 85 ساله، 82 اثر گرانسنگ و ذی قیمت را از خود به یادگار گذاشت که تحلیل ادبی و جامعه شناسی هر کدام،‌نیاز به قلم فرسایی طولانی اهالی فن و ادب دارد، آثاری که به جایگاهی رفیع و ارجمند در میان فرهنگ دوستان کرد وایرانی دارد. یونسی که از نوادگان خوانین بانه بود، راهی مدنی و دموکراتیک برای پیشبرد اهداف خاستگاه فرهنگی و زادگاه قومی خود در پیش گرفت. سرآغاز از طریق دانشکده افسری وارد ارتش شد و سرنوشت تراژیکی پیدا کرد؛ چنانکه عضویت در تشکیلات افسران حزب توده،‌هزینه‌های زیادی برای او به دنبال داشت؛ قطع یک پا و حدود 8 سال زندان و رفتن تا پای چوبه دار از آن جمله است.

 او اما هیچ گاه از قلم و کتاب دور نشد.در زندان رمان نوشت و زبان بیگانه آموخت. در فرانسه دکترای اقتصاد گرفت وعلیرغم اصرار استادش برای ماندن، راه ایران را ارجیح داد. در میانه راه نویسندگی، برای آرام کردن ناآرامی‌های کردستان در اوایل انقلاب از سوی »صدر حاج سیدجوادی« وزیر کشور دولت موقت حکم استانداری کردستان را گرفت، اما مدیریت او چند ماه بیشتر نپایید. یونسی بعد از این تجربه که به استعفایش منجر شد، این بار در کنج خانه ماند و برای همیشه از وابستگی‌های تشکیلاتی و اجرایی جدا شد و راه فرهنگی در پیش گرفت. تلاشهای او در حوزه ترجمه و داستان، گنجینه‌ای است ارزشمند برای کتابخانه‌های ایرانیان و از جمله کردها. حدود 15 رمان نوشت و بعد از مرگ نیز مجموعه چند داستان کوتاه او در قالب کتابی دیگر انتشار یافت.  ترجمه‌های یونسی نیز به چند بخش تقسیم می‌شود که از آن جمله ترجمه ادبیات ملل ،تئوریهای داستان نویسی و در حوزه‌ای وسیع‌تر ،‌تاریخ کردهاست. او با ترجمه کتابهایی چون »ادبیات روسیه« و »ادبیات آفریقا« و »هنر داستان نویسی«،‌ منابع ارزشمند دیگری به ادبیات فارسی وایرانیان معرفی کرد و آثاری ارزشمند از زبان فرانسه وانگلیسی در حوزه تاریخ کردستان به زبان فارسی برگرداند تا هم خدمات همولایتی هایش در شکل گیری فرهنگ و تمدن ایرانی تداوم بخشیده باشد، هم ماهیت فرهنگی، انسان دوستی و سرگذشت پر از رنج و محنت کردها را به دیگر هموطنان نشان دهد.

داستانهای یونسی،عمىتا تم کردی دارند و از رنج و درد و وطن دوستی و ظلم تاریخ به این مردمان سرشار است.  مخصوصا رمان« مادرم دوبار گریست» او سرشار است از درد و آوارگی و البته اتحاد اقوام ایرانی که آن را به بهترین شیوه و هنرمندانه ترین اسلوب نوشته است. سرگذشتش نیز در کتاب «زمستان بی بهار» بسی دردناک و تلخ است. ظنزی نمکین و کنایه و نکته سنجی و تاریخ نگاری داستانوار در این کتاب نیز در نوع خود بدیع و بی همتاست. از دبیرستان و دانشکده افسری و استخدام در ارتش و ازواجش  گرفته تا ماجرای قطع پا و صدور حکم اعدام و گریز از مرگ  و زندان شدن و نوشتن و نوشتن و ..

در صفحات اولیه  این کتاب با متدی زیبا گریه های ناخوداگاه کودکانه به فریاد آگاهانه و آزادیخوهای تشبیه می شود و یونسی با کام طنز آن را ارتباط می دهد تا اینکه به این نکته برسد که در کودکی هم طرفدار آزادی بیان بوده و به قول خودش آن وقت هم آزادی بیان بود، منتهی یه خرده بعد از بیان اشکال داشت!

در مقدمه ترجمه‌هایی نیز که راجع به کردها به زبان فارسی ترجمه کرده، ‌زبانی گزنده وانتقادی بی پرده نهفته است. او رهبران احزاب کرد را به شدت مورد انتقاد قرار می‌دهد ودر عین حال با زبانی طعنه و کنایه آمیز، رفتار هموطنان خود را در مقاطعی از تاریخ مورد نقد قرار می‌دهد که نسبت به کردها حق تاریخ را ادا نکرده‌اند.  یونسی این سخنان را در مقدمه آثارش که کمتر مورد توجه قرار گرفته می‌نویسد:‌او در این مقدمات که متن ماجراست، راهبردی نو برای کردها تعریف می‌کند و آن پی گرفتن مسیر مطالعه، فعالیت فرهنگی و اطلاع رسانی است که به گفته او کاری جدید است و پیشتر کردها تجربه نکرده‌اند.

این همان راهبردی است که ابراهیم یونسی به کردها توصیه می‌کند و تا آخر عمر نیز از فقدان چنین سیاستی در میان هموندان خود نالان بود. در دیدارهای متعددی که در دوران حیاتش با او داشتم،‌همواره از پایین بودن میزان مطالعه گله مند بود و اینکه بهانه ترجمه‌هایش نیز اطلاع رسانی بوده است.

ضرورت اطلاع رسانی و توجه به مطالعه و آثار فرهنگی چنان نزد یونسی مقدس بود که انجام آن را به مثابه رسالت تاریخ شهروندان کرد به شمار می‌آورد. یونسی اما اینک در میان ما نیست. او رفت و میراثی گرانبها برای کتابخانه ایرنیان و از جمله کردستان باقی گذاشته است که از آنها می‌توان «راه ابراهیم» را استخراج کرد . او رفت و تنهایی همسرش بانو «رزا گلپاشی» ماند، و «ما»ی فراموشکار که هر دو را با هم فراموش کرده‌ایم؛ راه ابراهیم و تنهایی رزا!

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :