قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/۳/٢٠

بختیار رحمانی

 

 گفت و گو با بختیار رحمانی فوتبالیست سرپل زهابی تیم ملی ایران

سلام و تبریکی ردو بدل شد و گفت:»همه چی تمام. مزد زحماتم را گرفتم. از اعتماد کیروش مطمئن بودم، اما هنوز به دعای مردم محتاجم...«

سرانجام انتظارها به سر آمد و بختیار رحمانی جوان رعنا و فوتبالیست شایسته سرپل زهابی در لیست نهایی تیم ملی قرارگرفت تا در معتبرترین رویداد فوتبال جهان دربرابر مردان بزرگ و تاریخ ساز این رشته سربرآورد؛ حقیقتی که بیشتر رویا می‌نمود و رویایی که ریشه در رمادیه دارد و به ریودوژانیرو ختم شد.
آن گونه که در گفتگو به سیروان می‌گوید، »راهی طولانی و سخت« طی کرده و »در این مسیر پر از مشقت بی وفایی‌های زیادی دیده، اما چون هدف را می‌شناخته و برنامه داشته، از کنار حاشیه‌ها گذشت« تا باور کنیم او اینک مسافر جام جهانی است؛ در قالب تیم ملی فوتبال ایران...


از رویاهای رمادیه تا رقابتهای ریودوژانیرو

گزارش زندگی و موفقیت‌ها و گفت و گوی اختصاصی سیروان با بختیار رحمانی فوتبالیست کرد و ملی پوش ایرانی در جام جهانی برزیل

فیض اله پیری:سلام و تبریکی ردو بدل شد و گفت:»همه چی تمام. مزد زحماتم را گرفتم. از اعتماد کیروش مطمئن بودم، اما هنوز به دعای مردم محتاجم...«

سرانجام انتظارها به سر آمد و بختیار رحمانی جوان رعنا و فوتبالیست شایسته سرپل زهابی در لیست نهایی تیم ملی قرارگرفت تا در معتبرترین رویداد فوتبال جهان دربرابر مردان بزرگ و تاریخ ساز این رشته سربرآورد؛ حقیقتی که بیشتر رویا می‌نمود و رویایی که ریشه در رمادیه دارد و به ریودوژانیرو ختم شد.

آن گونه که در گفتگو به سیروان می‌گوید، »راهی طولانی و سخت« طی کرده و »در این مسیر پر از مشقت بی وفایی‌های زیادی دیده، اما چون هدف را می‌شناخته و برنامه داشته، از کنار حاشیه‌ها گذشت« تا باور کنیم او اینک مسافر جام جهانی است؛ در قالب تیم ملی فوتبال ایران.

در فرودگاه است و عازم برنامه مراسم استقبال از تیم ملی. او هم »سفر« می‌رود؛ واژه ای که فردوسی پور آن را برای نسبت دادن هویت خوانندگی رحمانی به خاطر آهنگ سفر، پرسشگرانه و طعنه آلود آن را در برنامه 90 مطرح می‌کرد. این بار اما »سفر« می‌رود؛ سفری برای حضور در جمع ستارگان فوتبال. اطرافش شلوغ می‌نماید و گاهی در گفت و شنود تلفنی هردوی ما، پارازیتی ایجاد می‌شود وهردو مجبوریم دوباره سوال و جواب را تکرار کنیم. از انتظاراتش نسبت به تصمیم کیروش و اعلام لیست نهایی می‌پرسم. می‌گوید: صد دردصد اعتماد داشتم چون تمرینات سختی را پشت سرگذاشتم و خودم را اثبات کردم. خدا را شکر با دعای خیر مردم به اهدافم رسیدم.

*شما علیرغم اینکه در رده‌های مختلف تیم ملی حضور داشتید، ولی برای رسیدن به تیم ملی بزرگسالان خیلی پشت خط ماندید و راهی طولانی طی کردید. دلیل این تاخیر چه بود؟

** قبول دارم. من دیر به تیم ملی بزرگسالان رسیدم.ولی صبرو سختی زیادی را تحمل کردم. باید خودم را با شرایط تطبیق می‌دادم. خیلی زحمت کشیدم. به خودم می‌گفتم که  باید گامها را محکم بردارم تا شاید بتوانم به اهدافم برسم. هرچند مدتی دعوت نبودم اما خوشبختانه جبران شد. با تلاش می‌توان به هدف رسید.من در منطقه ای محروم تولد یافتم و با زحمات زیادی رشد کردم. اما فوتبال همیشه با من بوده و با رویای جام جهانی بزرگ شدم.

در خصوص ابراز خوشحالی کردها نسبت به حضور او در تیم ملی می‌پرسم. می‌گوید: خبر دارم. من خودم را جای آنها می‌گذارم این محبت‌ها را فراموش نمی کنم. هیچ وقت یاد مرحوم صدیق قنبری مربی عزیزم را فراموش نمی کنم. از همه مردم سپاسگزارم . پیام مرا به آن مردم محروم برسان و بگو امیدوارم همچنان از دعای خود ما را محروم نکنند. امیدوارم با بازی خوب دل آنها را شاد کنم. من می‌دانم از کجا آمده ام و چه انتظاراتی از من می‌رود. انشاءالله که کرد و ایرانی همیشه سرفراز باشند.

*فکر می‌کنید که  کادر فنی در ترکیب ثابت قرار می‌دهد؟

** من زحمت خودم را می‌کشم. هرچی تصمیم بگیرند، قبول داریم. مهم پیروزی جمعی است و موفقیت تیمی. سعی می‌کنم بهترین بازی را ارائه بدهم و گل هم بزنم. هرچی خدا خواست.

* به نظر شما تیم ایران چه نتیجه ای می‌گیرد؟

** کار ما سخت است، اما نا امید نیستیم. کیروش خیلی زحمت می‌کشد. امیدوارم بتوانیم نتیجه خوبی به دست بیاریم و دل مردم را شاد کنیم.

*شایعه پیوستن شما به استقلال هم همچنان مطرح است.

** قبلا هم گفته ام. کذب محض است. فعلا دوسال دیگر با فولاد قرارداد دارم. سعی می‌کنم از حاشیه دور باشم.

*حضور شما در جام جهانی در انتخاب تیم آینده موثر است؟

** قطعا موثر است. من همیشه به حرفه ای بودن فوتبال و زیبایی آن می‌اندیشم. هدف من بازی در باشگاههای اروپایی است.

این فوتبالیست حرفه ای  در خصوص توسعه نیافتگی فوتبال در مناطق کردنشین می‌گوید: پیشرفت در فوتبال امروز آسان نیست. من خودم بی وفایی زیادی دیدم، اما باید نسبت به حاشیه‌ها بی تفاوت بود. هزاران استعداد در میان کردها و زادگاه من وجود دارد، اما متاسفانه به این استعدادها توجهی نمی شود. برنامه ریزان باید نگاه خود را تغییر دهند  و به این استعدادها توجه کنند. من با زبان بی زبانی خودم به اینجا رسیدم. هرچند دوستانی کمک کردند و از باب نمک شناسی من از آنها تشکر می‌کنم. اما من خودم اراده کردم. همه که اینجوری نیستند. برای پیشرفت باید سرمایه گذاری شود و استعدادها پرورش یابند. منطقه ما محروم است و در فقر به سر می‌برند. کسی حاضر نیست سرمایه گذاری کند. جای نگرانی دارد که استعدادهای نوجوانان و نونهالان این منطقه بی استفاده می‌ماند. پیشنهاداتی هم دارد. ا و از جمله می‌گوید: زمین چمن حرفه‌ای و مدرسه فوتبال چمنی و سرمایه گذاری و مربیان حرفه‌ای می‌طلبد. اگر در سطح باشگاههای ملی  و مدیریت کلان ورزش  نیروی بیشتری داشته باشیم، می‌توانند چند نفر دیگر را بگیرند. ما مربیانی می‌خواهیم که به فوتبال و بچه‌های این منطقه عرق و تعهد داشته باشند. مربیان و خانواده‌ها هم باید مشوق باشند. امیدوارم مسئولان هم نسبت به این استعدادها بی تفاوت نباشند و شرایطی فراهم کنند که ما هم صاحب فوتبال حرفه‌ای شویم.

چند سوال کوتاه عادل فردوسی پور از او در یکی ازبرنامه‌های 90 رحمانی را اندکی بیشتر معرفی می‌کند:

*از کجا شروع کردید آقای رحمانی؟

** در لیگ نوجوانان کشور بازی کردم.توی شهرستان جوانرود.

*بچه کجایی؟

**اصلیتم سرپل زهابی است،از شهرستان‌های استان کرمانشاه.

*از کی رفتید فولاد؟

** بازی‌های لیگ جوانان بود در مرحله کشوری.درخدمت زاگرس جوانرود بودم. رفتیم اصفهان بازی داشتیم.با فولاد خوزستان بازی داشتیم.بعد از بازی مسئولان فولاد خوزستان اعلام کردند که بازی من رو پسندیده اند.

*توی آکادمی فولاد بودین؟

** بله.من از نوجوانان اومدم بزرگسالان اینطور نبود که هم جوانان هم امید بازی کنم.

*پس یعنی شما 6 سال هست که تو لیگ بازی می‌کنید؟

** کلا 15 لیگ یک بودم.

*بعد گل زدن به پرسپولیس پیراهنتون رو در آوردید...قضیه در اوردن پیراهن چی بود؟ یه توضیحی بدین.زیرش نوشته شده بود »صدیق قنبری«.

** بله خدابیامرزه ایشون رو.خیلی به من لطف داشتند.مربی من در سرپل ذهاب بودند که در پیشرفت من تاثیر بسزایی داشتند. وبا این کار می‌خواستم جواب محبت‌های ایشون رو بدم.

رحمانی شناسنامه‌ای با هویت سرپل زهاب دارد. تولد یافته شناسنامه ای اول مهرماه 1370 اما درواقع 1368 است. برخلاف دیگر بازیکنان فوتبال که تصغیر سن در میان آنان باب است، بدون اراده رحمانی بود و به قول خودش، به کار او نیامده است.

خانواده رحمانی از میان محرومیت برخاسته اند. خاستگاه آنها به »تایشه‌ای«‌ها در دهستان ذهاب شهرستان سرپل زهاب برمی گردد؛ منطقه ای با تاریخی آمیخته به جنگ ورویدادهای مرزی؛ محروم و توسعه نیافته اما سرشار از استعدادهای طبیعی و انسانی.  سال 1359 تعداد زیادی از خانوارهای مرزی -که آمار غیررسمی حکایت از 15 هزار خانوار دارد- در شهرستانهای قصرشیرین، سرپل زهاب، ثلاث باباجانی و جوانرود در اثر جنگ تحمیلی آواره کشور عراق شدند و رژیم بعث آنها در روستاهای آن سوی مرز به اردوگاهی کویری و لم یزرع  در شهر رمادیه  در غرب عراق تغییر مکان داد. سکونت در این اردوگاه برای عده ای  تا حدود سه دهه ادامه داشت. عده ای از این مردم توسط صلیب سرخ در همان سالهای اولیه به اروپا منتقل شدند و قلیلی نیز در سالهای اخیر در کردستان عراق اسکان داده شده اند. اما عمده آنها در سالهای 1370 به بعد با حمایت و همکاری ایران به موطن خود بازگشتند و علیرغم محرومیت ها، خود را با محیط اجدا و آبایی خود تطبیق دوباره دادند. خانواده رحمانی نیز از همین بازگشتگان است. او پیش از بازگشت در شهر رمادیه تولد یافته و به هنگام بازگشت، کودکی در آستانه مدرسه رفتن بود. از این رو به تشخیص احتمالی مسئولان-  و یا بنا به برخی روایتهای اینترنتی، به خواست پدرش-  شناسنامه ای با دو سال بزرگتر برای او صادر می‌شود. در اردوگاه رمادی اما، برغم همه محرومیتها و کمبود امکانات مسابقات فوتبال در زمینهای خاکی برگزار می‌شد و برادران رحمانی از فوتبالیست‌های سرشناس این اردوگاه بودند. چنانکه مسن‌ترها روایت می‌کنند برادر بزرگتر بختیار با شهرت »مختار تایشه ای«، نامی شناخته شده و یکی از برترین فوتبالیستهای آن مسابقات بود؛ زمانی که بختیار هنوز تولد نیافته بود.

آوارگان ایرانی که به موطن خود در شهرستانهای غرب استان کرمانشاه بازگشته بودند، در سالهای اولیه در سخت ترین شرایط  ممکن معیشتی قرار داشتند. شهر هنوز بوی توپ و دود و خرابی ناشی از جنگ تحمیلی می‌داد و سیمای سوخته شهر تعریفی نداشت. اما با این وجود برادران رحمانی از استعداد برادر کوچک خود غافل نشدند. آنان رویاهای خود را فراموش نکرده بودندو تحقق آنها را در شخصیت بختیار جستجو می‌کردند از همین رو با حداقل امکانات شهر او را به فوتبال تشویق کردند. در این برهه زمانی، بختیار همیشه از مربی جوانمرگش با نام صدیق قنبری یاد می‌کند.

فوتبال بختیار با عضویت در تیم نوجوانان زاگرس جوانرود هویتی جدی گرفت. در سال 1385 در بازی بین تیم‌های زاگرس و فولاد در لیگ برتر نوجوانان، بختیار نظر مسئولان آکادمی فولاد را به خود جلب کرد و در فصل بعد در تیم جوانان فولاد خوزستان بازی کرد . یک سال بعد توسط »آگوستو ایناسیو« در17 سالگی به تیم بزرگسالان باشگاه منتقل شد.  او رده‌های ترقی را با شایستگی و با ارائه بازی‌های در خور توجه  طی کرد و از ابتدای لیگ دوازدهم  تا کنون کاپیتان فولاد است. در همه رده‌های سنی برای تیم ملی فوتبال ایران نیز به میدان رفته است و سابقه  کاپیتانی تیم ملی امید را نیز داراست.

او در حالی که تنها 17 سال داشت در رقابت‌های لیگ آزادگان، 19 بار به میدان رفت و 3گل به ثمر رساند. در پایان آن فصل، فولاد به دسته بالاتر صعود کرد و بختیار حضور در لیگ برتر را نیز تجربه کرد.

تا قبل آن زمان، نام باشگاه فولاد به واسطه حضور»نادراحمدی« جوانرودی دیگر فوتبالیست کرد برای غرب کشور و از جمله کرمانشاهی‌ها آشنا بود. چنانکه گاهی از هواداری می‌شنیدی که »امشب فولاد بازی دارد، جوانرودی‌ها بیدار اند«. یک بار دکتر »بیژن ذوالفقار نسب« مربی نامدار کردستانی که سراغ او را از »مجید جلالی« مربی وقت فولاد گرفته بود، به سیروان آمد و روایت و حمایت جلالی را بازگو کرد. به روایت او و به گفته جلالی »این یارو خوب فوتبالیستیه ها..!«. اما تولد طوفانی بختیار در این باشگاه، هواداران فولاد را در این منطقه دو چندان کرد. مجید جلالی به رحمانی علاقه زیادی داشت و در فصل‌های بعدی تحت هدایت جلالی، بختیار همواره در ترکیب اول فولاد حضور داشت. در لیگ  یازدهم با تشخیص جلالی پست بازی بختیار کمی به جلو متمایل شد و از آن زمان او بیشتر وظیفه یک بازی‌ساز را به عهده دارد تا یک هافبک مرکزی. در لیگ دوازدهم و با جدایی »جلال کاملی مفرد«، بختیار کاپیتان فولاد شد. بختیار در پایان فصل 12ام لیگ برتر قراردادش با باشگاه را تا تابستان 1395 تمدید کرد. البته ادامه فوتبال خود در اروپا را انکار نمی کند. چنانکه در تایید این نکته به خبرگزاری فارس نیز گفته است:" فعلا که خداراشکر شرایطم به گونه‌ای است که می‌توانم به اروپا هم بروم و خیلی هم دوست دارم فصل آینده این کار را انجام دهم، البته پس از مشورتی که با نکونام و تیموریان داشتم آنها نیز من را تشویق کردند تا خارج از ایران بازی کنم. بختیار درحاشیه فوتبال، به هنرخوانندگی هم علاقه دارد و نماهنگی با نام "سفر کِردی" به زبان کردی  منتشر کرده و هرازچند گاهی برای او حاشیه هایی می‌سازد؛ از انتشار آلبوم تا برگزاری کنسرت در کردستان عراق!! حتی فردوسی پور در برنامه 90 با شوخی طعنه آلود پرسید که »سفر می‌ری«؟!!

او در پاسخ گفت: »من به خوانندگی علاقه دارم ولی دیگه اینجوری‌ها هم که فکر می‌کنید نیست که برم کنسرت و اینا بذارم.در کل دو سه تا اهنگ بیشتر پخش نکردم.«

حتی پس از انتشار شایعه برگزاری کنسرت توسط بختیار، منصوریان او را از تیم امید کنار گذاشت. البته بختیار این شایعه را رد کرد و پس از مدتی دوباره به تیم بازگشت و بازوبند را به بازو بست.

او به همراه تیم امید قهرمان یازدهمین تورنمنت دوستانه قطر شد. رحمانی در دیدار دوستانه مقابل عمان در یکم خرداد 1392 برای نخستین بار برای تیم ملی بزرگسالان ایران به میدان رفت. رکوردها و افتخارات بختیار رحمانی در تاریخ فوتبال نیز درخور توجه است.  او جوان‌ترین گل‌زن فولاد در یک دیدار رسمی با 17سال سن ،جوان‌ترین کاپیتان تاریخ لیگ برتر با 22سال سن، دومین گل‌زن برتر تاریخ فولاد با 25گل زده است.

مرد شماره 11 فولاد 178 سانتی متر قد دارد و در میان دعوت شدگان به تیم ملی هافبک بازی ساز قابلی است. اخیرا به خبرگزاری ایسنا گفته است: »کسی باور نمی‌کرد به جام‌جهانی بروم«. کاپیتان فولاد خوزستان با ابراز خوشحالی از حضور در لیست نهایی کارلوس کی‌روش گفت: »پیش از این هم به این که مسافر جام‌جهانی شوم، امیدوار بودم ولی شاید در این مقطع کسی باور نمی‌کرد که بختیار به جام جهانی برود. واقعا در اردوهایی که داشتیم خودم را به آقای کی‌روش اثبات کردم و توانایی‌هایم را به او نشان دادم و خدا را شکر که جواب هم داد«.

رحمانی هویت خود را انکار نمی‌کند و می‌گوید: »اصالتا کرد هستم و شنیدم که همه مردم در تمام مساجد جامعی که اطراف کرمانشاه است، برای اینکه من مسافر جام‌جهانی شوم، دعا کردند که واقعا از آنها تشکر می‌کنم«.

 

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :