قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/٩/٥

گفتگوی سیروان با ستار چمنی گل

کارگردان سریال «خانه‌ای برای خوشبختی»


فیض اله پیری: ستار چمنی گل کارگردان روزهای خوش زندگی که با دیالوگ‌های ماندگار در ذهن مردم جای خود را باز کرده بود، اینک با سریالی دیگر با عنوان خانه‌ای برای خوشبختی بازآمده که نوروز امسال در تلویزیون کردستان پخش می‌شود. او در سریال جدید بار دیگر باهنرمندی رضا پشابادی (کاحمه علی) هنرمند کامیارانی را به کار گرفته و با تعدادی از بازیگران سنندجی به میان مردم آمده و دیالوگ‌های نو آفریده است. هفته گذشته به محل ضبط این سریال در خانه‌ای قدیمی در چهار باغ سنندج رفتیم و با تعدادی از عوامل این سریال از جمله کارگردان آن گفتگو کردیم، جایی که ستار چمنی گل می‌گوید »دیالوگ‌ها را لو نمی‌دهم«! گفتگو با این کارگردان جوان جزئیات بیشتری از پروژه جدید او را به دست می‌دهد.


*آقای چمنی گل سرآغاز بفرمایید که ذهنیت استفاده مجدد از کاراکتر کاحمه علی و احیای این شخصیت از کجا شکل گرفت؟

- بعد از سریال »روزهای خوش زندگی« که مورد استقبال مردم کردزبان و داخل و حتی خارج کشور قرار گرفت، پیشنهادها و پیام‌های متعددی به من می‌رسید که قسمت دوم این سریال را بسازم. تقریبا از دو سال پیش ایده‌ها شکل گرفت و مقدمات کار را پی گرفتیم. 6 ماه بعد از اینکه به ما کار پیشنهاد شد، موضوع را جدی‌تر دنبال کردیم. متنی در خصوص اعتیاد داشتیم. در حالی‌که روزهای خوش زندگی درخصوص فرهنگ‌سازی و معضل آپارتمان نشینی و معضلات آن بود. دغدغه ما این بود که مسئله اعتیاد را در قالب پروژه‌ای به تلویزیون ببریم. اعتیاد که موضوعی بسیار تلخ است و چاشنی طنز می‌تواند از تلخی کار بکاهد و در عین حال در انتقال پیام موثر است. آسیب‌ها و تهدید موضوعی تلخ مثل اعتیاد با زبان تلخ را شاید بتوان بهتر گزارش کرد. ما داستان را به قالب سریال منتقل کردیم و از 6 ماه پیش نگارش فیلمنامه را ‎آغاز کردیم که مجموعا 30 قسمت 30 دقیقه‌ای است و اگر خدا بخواهد نوروز پیش‌رو در تلویزیون استانی کردستان آماده می‌شود. در این داستان، کاحمه علی مسن‌تر شده و فرزندش که تحصیلات روانشناسی دارد، از خارج کشور برگشته و قرار است مطب مشاوره روان شناسی و ترک اعتیاد دایر کند. خانواده کاحمه علی دو نفرند و خانواده‌ای اجاره نشین هم با آنها همسایه است که »اشرف« پدر، »ملی خانم« مادر و »امید« هم فرزند خانواده است. اشرف هم معتاد است، اما نه معتاد صنعتی، کارمندی است که او را به خاطر اعتیاد اخراج کرده‌اند. کاحمه علی خروسی به نام »قه‌نی« دارد که در غیاب پسرش که در خارج از کشور بسر می‌برد، مونس کاحمه علی شده است. قه‌نی چون همیشه در باغچه جولان می‌زند و اشرف هم در باغچه مواد مخدر پنهان کرده، معتاد شده است. همین باعث معضلاتی شده تا کاحمه علی به اشرف ایراد زیاد بگیرد. در ادامه بایزی پسر کاحمه علی از خارج بازمی‌گردد و بعد از راه اندازی مطب، پدرش افرادی را با اصرار به او معرفی می‌کند و خودش منشی می‌شود و داستان‌های دیگر. . .

*ظاهرا در این سریال شخصیت‌هایی مثل »دایه مینا« و اعضای گروه »خه‌م ره‌وین« حضور ندارند.

- مثل سریال قبل، شخصیت‌های جدیدی در این سریال معرفی می‌کنیم. اعتقاد دارم که نباید فقط با یک اکیپ کار کنیم. اگر فردا کسانی دیگر آمدند، کمبود بازیگر نداشته باشیم. در این سریال فقط رضا پشابادی (کاحمه علی) را زحمت دادیم. »عدنان قوامی« را در این سریال داریم که نقش بایزی پسر کاحمه‌علی را دارد. »مظفر رحیمی« نقش »اشرف« را بازی می‌کند که همپای کاحمه علی چهره‌ای معروف می‌شود. بازیگر قابلی است. خانم »ثریا ابراهیمی« هم نقش »ملی خانم« همسر اشرف را بازی می‌کند. اولین کار جدی ایشان است و پتانسیل و استعداد بالقوه خود را دارد. البته قبلا چند کار انجام داده‌اند. آقای رحیمی تئاتری هستند. بازی آقای »قوامی« هم که با نقش »کائه‌وله« در رادیو شناخته شده هستند، قطعا مورد استقبال مردم خواهد بود.

*مشخصا چه کسی پیشنهاد دوباره کاحمه علی را با شما در میان نهاد؟

- پیشنهاد اولیه از سوی مخاطبان و مردم بود اما اساسا خود ما هم رغبت داشتیم چون این شخصیت ساخته و پرداخته و زاییده تخیل و ذهن نویسنده سریال روزهای خوش زندگی بود. رضا پشابادی را از کامیاران آوردیم که نشان دهیم استان فقط شهر سنندج نیست. قبل از این سریال ما با هم سابقه 10 ساله دوستی داشتیم. می‌دانید که بسیار هنرمندانه از عهده این کار برآمد. در سریال جدید پنج نقش اصلی داریم که اگر بیشتر بود، دوست داشتیم از دیگر شهرستان‌های استان بهره بگیریم. در شهرستانها استعدادهای هنری زیادی داریم که علاقه‌مند به حضور جدی در عرصه بازیگری هستند. به نظرم لازم است تلویزیون از این هنرمندان استفاده کند که مردم آنها را بشناسند.

*تهیه کننده کار هم در این سریال جدید خودتان هستید؟

- صدا و سیما سرمایه گذار و خود من تهیه کننده هستم.

*میزان سرمایه برای مردم قابل گزارش است؟

- هزینه چنان اندک است که  فکر می‌کنم ارزش صحبت کردن ندارد . این عرصه کسی را می‌خواهد که عاشق کار  باشد وگرنه صادقانه بگویم   هزینه ساخت این سریال به اندازه چند سکانس برخی  فیلم‌های درجه سوم شبکه اول نیست. تلویزیون هم  محدودیت خاص خود را دارد.  مخصوصا اعتبارات  شهرستانها بسیار اندک است. اما باید اعتراف کنم که از وقتی که آقای »علی نژاد« مدیریت صدا و سیمای کردستان را برعهده گرفته‌اند، این مرکز بهترین دوران مدیریتی و دوران طلایی خود را می‌گذراند. این را از زبان کسی می‌شنوید که  15 سال با تلویزیون کار کرده است. این را صادقانه می‌گویم که در این دوران و حضور آقای »علی مرادی« در جایگاه قائم مقام مرکز کردستان، فضای لازم برای افرادی که در خارج از این شبکه کاری کنند، فراهم شود که با این مرکز همکاری کنند.

*طرح اولیه شما که به صدا و سیما ارایه شد، چه میزان تغییر کرد؟

- تغییراتی طبیعی که در حوزه محدودیت‌های صدا و سیمای کشور است صورت گرفت، اما استخوان کار حفظ شده است.

*چه زمانی طول کشید تا شما پاسخ لازم را بگیرید؟

- -  طرح اولیه را خردادماه دادیم و بعد از یکی دو هفته تایید شد. از آن وقت تاکنون 25 قسمت فیلمنامه را نوشته‌ایم. وقتی 20 قسمت اولیه را برای تایید ارایه کردیم بعد از یک هفته قرائت شد و ایرادها را به ما اعلام کردند. ارایه پاسخ به سریالی 20 قسمتی در یک هفته به نظرم شاهکار است. ایرادها را ظرف یک هفته رفع کردیم و بعد از سه روز تایید نهایی دادند. خیلی زود شخص آقای مرادی پیگیر شدند و پاسخ دادند.

*کار ضبط سکانس‌ها را کی شروع کردید؟

- از دو هفته پیش کار ضبط شروع شده و حدود دو ماه طول خواهد کشید.

*غیر از این خانه قدیمی، لوکیشن‌ها را در کجا طراحی کرده‌اید؟

- - علاوه بر اینجا، یک ساختمان پزشکان داریم که در میدان آزادی (اقبال) قرار دارد و عمده زمینه‌های تصویر هم، مرکز زنده شهری و مردم هستند..

*فکر می‌کنید امکان ادامه کار با توجه به علاقه مردم و احتمال ازدحام جمعیت در مرکز برای شما آسان باشد؟

- ما در جایی هستیم که مردم کمتر رفت و آمد دارند. اما چون در فضایی مدرن و سنتی به خاطر شخصیت کاحمه علی و پسرش که تحصیلکرده اروپاست، سعی کردیم که این تضاد در فضای کار و طراحی لوکیشن‌ها هم رعایت شود.

*غیر از تفاوت موضوعی، چه تفاوتی دیگری در این سریال با سریال قبلی قابل ذکر است؟

- تصور می‌کنم که از نظر فیلمنامه چند درجه نسبت به کار قبلی قوی‌تر است. موضوع اعتیاد هم برای خود من و البته برای جامعه هم مهم است. در اطراف همین خانه‌ای که ما کار ضبط داریم، به کرات خرید و فروش مواد مخدر صورت می‌گیرد. هرچند که شما اینها را نمی‌نویسید.

*درجه طنز را در دیالوگ‌ها تا چه حد به کار گرفته‌اید؟

- قطعا نسبت به سریال قبل بیشتر است. از جمله کاحمه علی بروز شده و یکسری دیالوگ‌های جدید دارد. خروس قه‌نی هم یک کاراکتر جالب خواهد بود!

*دست آموز است؟

- نه، اما از خروس بازی می‌گیریم! (باخنده)

*زبان بازیگران هم کردی اردلانی است؟

- بله، البته گاهی بازیر لهجه‌های اطراف سنندج.

*امکان نداشت که شما کاراکتری با گویش کردی شهرهایی مثل سقز و بانه یامریوان هم داشته باشید؟

- در این سریال، نه. چون بازیگران ما به زبان کردی سورانی آشنا نیستند. اما در آینده پروژه‌ای خواهم داشت. سال 88 برای تلویزیون کاری داشتم با عنوان »به‌سه‌ر هاته‌کانی ئه‌ندازیار« که سریالی 20 قسمتی بود. جناب »محمد ناهید« نوازنده و موسیقیدان سقز را در قالب نقشی مقابل »عابدین رضایی« تعریف کرده بودم که تقابل لهجه‌های سورانی و اردلانی برای هر دو بازیگر پرسشگر می‌شد و جذابیت کا را دو چندان می‌کرد. حدود 80 تا 90 کلمه را در آن سریال تغییر کردیم و آموزش دادیم. دوست دارم کاری مشخص‌تر  در این حوزه انجام دهم اما متاسفانه تامین هزینه بازیگران شهرستان و هزینه اقامت و ایاب و ذهاب برای ما آسان نیست. بزرگترین معضل ما عدم همکاری نهادها و ادارات است. به عنوان مثال گاهی حتی برای یک ماشین یا خوابگاه مشکل داشته‌ایم. باور کنید آقای پشابادی شبانه توی همین خانه می‌خوابند. این را من خجالت می‌کشم بیان کنم. چندین اداره رفتیم همکاری نکردند. متاسفم که می‌گویم شورای شهر سنندج هیچگونه همکاری با ما ندارد. می‌گویند پنج میلیارد تومان برای فعالیت‌های فرهنگی تصویب  شده است. نمی‌دانم چرا پروژه‌ای بزرگ اینچنین مورد حمایت این شورا قرار نمی‌گیرد؟ به نظرم دیدگاه‌های فرهنگی باید در شورا به صورت جدی تغییر و از استعدادهای جوان حمایت کند. اگر هم وجود دارد باید به بدنه شهرداری منتقل شود که ضمانت اجرایی پیدا کند

*در سریال »خانه‌ای برای خوشبختی« روی مضامین طنز چه میزان کار شده و عناصر طنز و دیالوگ‌ها چه میزان مصداق پیدا می‌کند؟

- دیالوگ‌ها کاملا عامیانه است. چگونه عبارت »ئامان واحده‌کان« تکیه کلام مردم شد، در این سریال هم عبارت‌های این چنین خواهیم داشت. البته نمی‌خواهم اینجا دیالوگ‌ها را لو بدهم! مردم خودشان باید ببینند و قضاوت کنند. واکنش‌های اشرف هم به نظرم جالب خواهد بود.

*چون کار با مسئله مهم اعتیاد پیوند دارد، آیا شما در این زمینه با روان شناسان مشاوره داشته‌اید؟

- بله، به صورت جدی مشورت شده و به کمپینگ‌های ترک اعتیاد رفته‌ایم. چون نهایتا اشرف بهبود پیدا می‌کند و دخترش (آرزو) با پسر کاحمه‌علی (بایزی) ازدواج می‌کند. نهایتا این دو تا خانواده با هم فامیل می‌شوند. در همه این موضوعات تحقیق کرده‌ایم.  نکته‌ای که برای ما همیشه مهم است و در سریال قبل هم رعایت شد، احترام به بزرگان است. کاحمه علی انسانی سنتی است و همیشه برای »بایزی« مشکلاتی ایجاد می‌کند، اما پسر هیچ وقت به پدر بی‌احترامی نمی‌کند. هیچ وقت »امید« به »اشرف« بی‌احترامی ندارد. هرچند اشرف به پسرش مشکوک است که »از تعداد سیگارهای هم کم شده« و »بوی دود می‌دهی«. از آنجا که در کار طنز همیشه کودکان تقلید می‌کنند، به نظرم بسیار حائز اهمیت است. از پیام‌هایی که ما می‌خواهیم در قالب این سریال منتقل کنیم این است که فرد معتاد، بیمار است و خانواده باید اولین افرادی باشند که به کمک او بیایند، نه اینکه او را طرد کنند. پذیرش خانواده بیش از پذیرش اجتماعی اهمیت دارد. اگر کانون خانواده گرم باشد، از اعتیاد جلوگیری می‌شود و یا اگر هم وجود داشته باشد، قابل درمان است. متخصصان این را می‌گویند که خانواده نهاد اول مبارزه با اعتیاد است. فرد بیمار را نمی‌توان رها کرد. باید او را حمایت کرد و به دنبال درمان و مداوایش بود. خانواده باید حامی اول باشد

منبع ؛ هفته نامه سیروان:

http://sirwanweekly.com/Default.aspx?page=Complete&cp=5155

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :