قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/٩/٦

عکس ‏‎Feizollah Piri‎‏

عکس ‏‎Feizollah Piri‎‏

فیض اله پیریپنج شنبه روز کنسرت کامکارها در سنندج برای من روزی خسته کننده اما لذت بخش و خاطره انگیز بود. از ساعت اولیه تقریبا ظهر تا یک بامداد همراه چند عکاس و خبرنگار همراه کامکارها بودیم. کلی مصاحبه گرفتم برای یک پروژه. با کاک ارسلان غیر از مصاحبه خیلی صحبت کردم از عباس کمندی و موسیقی کردی و ...
مصاحبه با کاک ارسلان لذتبخش و جدی بود و سوالها تا ورودی رستوران ادامه داشت. قبل از نهارخوشبختانه مصاحبه متفاوتی هم از قشنگ خانم گرفته بودم. زیاد اهل مصاحبه نیست ولی استاد بیژن کامکار واسطه شد و به تایید او 25 دقیقه گفتگو کردیم. 
بعد از نهار به محل هتل و از آنجا به محل برگزاری کنسرت رفتم که گروه تست صدا داشت. مصاحبه صبا بعد از هماهنگی و اجازه استاد هوشنگ کامکار امکان پذیر شد. می گفت باید پدر اجازه بدهد. موضع مصاحبه نسل دوم کامکارهاست- البته به قول هانا نسل سوم!
مصاحبه خود هانا هم هفته پیش گرفتم؛ پیش از اینکه به همراه پدر و مادر گرامی اشان به دیدار فتانه ولید برویم. برای موضوع نسل جدید کامکارها مصاحبه با نیریز را فرصت نکردم ولی در پروژه هست. با استاد اردشیر کامکار هم گفتگویی داشتم ولی مزاحمان عکاس کوتاهش کردند! او را پدر رسانس کمانچه نام نهاده اند. دوست داشتم با استاد ارژنگ با موضع نقاشی و موسیقی هم گفتگو کنم که به فرصتی دیگر موکول شد. قول داد. ولی مصاحبه لذتبخش برایم با استاد سنتور، کوچک و دردانه نسل فعلی کامکارها و خالق ریزدانه های الماس و دریا استاد اردوان کامکار بود. از تاثیرپذیری اش از موسیقی شرقی تا ریزدانه ها و...گپ زدیم. از بیماری مهلکی گریخته بود و خندان و شادان بود خوشبختانه. مصاحبه و مصاحبه و مصاحبه... اگر سوژه همانی باشد که می خواهی، زندگی برای ما همین است. آخرش نوبت به استاد هوشنگ کامکار که رسید از فرط خستکی - و البته مقداری هم ناراحتی که همه درک می کردیم چرا...؟- نپذیرفت. به شوخی اما گفت شماها از عکس و مصاحبه خسته نشدین؟! آنان که روزنامه نگاران اند می دانند این تعداد مصاحبه در یک روز یعنی چه؟!
همدم شدن با کامکارها سعادتی بزرگ است و گفتگوی مطبوعاتی سعادتی والاتر.حضور از نزدیک و دیدن تمرین و تست صدا و صمیمت و روابط عاطفی این گروه با هم حس خاصی به آدمی می دهد. مخصوصا وقتی آنها شما را از خود بدانند و شما را قبل از آغاز اجرا به محیط خصوصی گروه می خوانند. مثل هانای گرامی و کاک ارسلان نازنین و صبای همیشه خندان و استاد بیژن خاکی و افتاده اما بزرگ و ...
قطعه های خاطره انگیز آن شب، تجدید ارتباط دوباره با خانواده و آهنگهای خانه پدری با مردمان سرزمنی مادری بود. مخصوصا قطعه های سنجانه و گلاوِیژه که به یاد عباس کمندی اجرا کردند. شب، شب کامکارگان و مردم خوشبختی که با این گروه نسبت خانوادگی، فامیلی و شهروندی و تاریخی و هویتی و همزبانی و هم دلی و هموندی دارند و احساس افتخار می کنند.
آنان بزرگ اند چون موسیقی سالم و علمی- نه مطربی و بزمی- تولید می کنند. آنان بزرگ اند چون نماد اتحاد و کار جمعی اند. آنان بزرگ اند چون ملودی های فراموش شده ما را احیا کردند. انان بزرگ اند چون موسیقی پاک را به بازار عرضه می کنند. آنان بزرگ اند چون دست کم بخشی از موسیقی کردی را به ایرانیان و جهانیان معرفیو در جمع یزرگان جهان ارایه داده اند. آنان بزرگ اند چون معرف فرهنگ ما و شمایند. آنان بزرگ اند چون مظهر تشخص و هویت اند. آنان بزرگ اند چون به جامعه امید تزریق کرده اند. آنان بزرگ اند چون افتاده و بی تکلف اند. آنان بزرگ اند چون نماد نظم و ریتم و تاریخ و هویت و فرهنگ اند. آنان بزرگ اند چون کامکارگان اند و دومی ندارند. آنان کامکار ان اند..فرزندان حسن کامگار، بی حاشیه و اهل تمییز .آنان سلاطین اند...
تنتان به ناز طبیبان نیازمند مباد!

عکسها: امید بهمنی ، ایرنا
http://www.irna.ir/fa/Photo/2737887/
عکس دوم (تشویق مخاطبان) : بیار رشید

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :