قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/٩/٦

گزارشی کوتاه از دیدار استاد حسین علیزاده با فتانه ولیدی
فیض اله پیری:از ترافیک چاشت هنگام شهر که گذشتیم، آفتاب تابان شده و گرمای هوا، آزاردهنده و طاقت فرسا بود. نوازنده ماهر و موسیقی دان قاهر، به پیشنهادی، لبیک مشتاقانه گفته و آهنگ دیداری کرده بود؛ دیداری که انتظار رویدادی تاریخی از آن می رفت و چنین شد چنانکه باید..؛ دیدار - هنرمرد امروز تارنواز و بانوی دیروز هم آواز کامکارها- حسین علیزاده و فتانه ولیدی.
به ورودی روستاشهر حسن آباد که رسیدیم، اندک توقفی داشتیم. سعادت بزرگی بود که پشت فرمان و به بهانه انتظار رسیدن دسته گلی برای گل تنهای موسیقی کردستان، در کنار دست علیزاده صدای فتانه ولیدی و تایید استاد را می شنیدیم و بعضا با او همکلام می شدیم.
ندیدم که استاد از ماندن جلوی آفتاب و عبور از کوچه های پردست انداز و خاکی حسن آباد ، ذره ای اخم به ابرو بیاورد و آزرده خاطر شود. صدایش را می ستاید و می گوید: اگر صدایش از مرز 40 سالگی عبور می کرد به تکامل می رسید و برای خودش" »قمرالملوک«" بود.
دخترک 61 ساله تنهاست؛ درمیان اغیار و انظار عمومی ظاهر نمی شود و گوشه نشینی حزینی را پیشه کرده است. مرحوم حسن کامکار او را در موسیقی کشف کرد و با این گروه و دیگران آثار ماندگاری در موسیقی از خود برجای گذاشت. اینک پیر و افسرده گشته و از آن چهره شاداب ودوران طلایی هنری اش ، تنها صدایی در تاریخ و چهره ای در خاطره میانسالان و عکسهای خاطره انگیز و غبار گرفته بر دیوار خانه باقی مانده است و هر دیدار او را دوباره شکوفا می کند؛ گرچه نه برای همیشه!
مرد اخلاق و هنر با روحیه افتادگی اما بزرگمنشی او را یاد کرده و به دیدارش آمده است. بعد از خوش آمد گویی و ردوبدل شدن تعارفات مرسوم، از فتانه و دوران همکاری اش با کامکارها و دیگر گروهها می گوید. سپس عکسها را معرفی می کند: این یکی »هوشنگ کامکار« و سنندج است و آن یکی تهران و ... از فتانه می گوید که در سن هشت سالگی با برنامه کودک به همراه دیگر هنرمندان نامی چون...و ... و... همکاری داشته است. استاد علیزاده انگار در ذهن غبارگرفته اش چیزی به یادبیاورد، می گوید: بله،یادم آمد... خانم ولیدی را می شناسم! فتانه که اندک اندک خود را پیدا می کند، آواز پدر را می شنود که" »خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست..".«
استاد علیزاده دست مریزادی می گوید وسازی را که آورده اند، به دست می گیرد. قطعه‌ای در مایه شور می نوازد، بلکه صدایی از فتانه برخیزد که چین نیست. استاد در کمال افتادگی از بزرگی خانواده ولیدی می گوید و دیدار را سعادت و افتخار می داند.
صحنه ها با شصتی دوربینها ضبط و چند عکس نیز به یادگار گرفته می شود و البته همخوانی »فتانه ولیدی« و حاضران در قالب قطعه" »روژی ئه منیش یاران شادی میوانم بو« "(روزی من هم یاران شادی مهمانم بود..) نکته نغز دیدار است. وقت خداحافظی است و استادآهنگ رفتن می کند.
به تهران که رسید، به خبرگزارمهر گفت: در سفرهایی که برای اجراهای کنسرت به شهرهای مختلف دارم برای ادای احترام به دیدار هنرمندان کهنسال موسیقی آن منطقه می روم که در اجرای کردستان به دیدن فتانه ولیدی خواننده کرد زبان رفتم. این خانم از بهترین آوازخوان‌های موسیقی کردی است که با حسن کامکار کار کرده و در گذشته در برنامه کودک رادیو ایران همخوانی می‌کرده است.
فتانه شخصیتی شگفت انگیز و سرنوشتی تراژیک دارد ؛چنانکه استاد علیزاده در گفتگوی خود با مهر گفته است:" زندگی هنری این خواننده بسیار عجیب است و در این سفر متوجه شدم که بهمن قبادی داستان فیلم "نیوه مانگ" را براساس +زندگی فتانه ولیدی ساخته است. متاسفانه حال جسمی این خانم خواننده خوب نیست و احتیاج به مداوا دارد".

منتشر شده در سیروان

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :