قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/٩/۱۸

نامه فیض الله پیری به استاندار کرمانشاه در باره سعید عبادتیان و هنرمندان

نامه ای به استاندار کرمانشاه درباره سعید عبادتیان و ...
به نام خدای هنر
جناب آقای رضایی بابادی استاندارگرامی کرمانشاه
با سرود درود و احرام احترام به آن دیده ندیده
آرزو دارم این نامه را با صدای بلند بخوانید و آن هنگام مشاوران روشن اندیش شما آقایان «روح الله باقرآبادی» و «امیربابایی» نیز شنونده آن قرائت باشند. فردی را در این نوشتار برای توجه و عنایت عالی مثال زده ام که نمونه ی اهل فرهنگ است . از خبری که در مورد او شنیده ام، دردی جانگاه می آزاردم و آرزویم بود هرگز نمی شنیدم و ارادت خویش را به سبک و سیاق دیگری محضر آن والی وارسته تقدیم می داشتم. در این نامه برخلاف «گنج نامه پنج نامه» خطاب به همتای اسبق جنابعالی در کردستان که روزگاری پرچمدار «عدالت» بود و اینک از سردمداران «اعتدال» است، اعتراضی به آن سبک نیست و متن، تنها تمنایی از سر خضوع و افتادگی برای نیفتادنتان در دام تاریخ دارد. لابد باید بدانید و احتمالا نمی دانید که استاد «اسد چراغی» شاعر وطن دوست دردمند و بی ادعای سرپل زهابی چندماه گذشته در انزوای کامل و در تداوم غریبانگی بخشی از اهالی فرهنگ از میان ما رفت و احتمالا به ذهن شما هم نرسیده که پیگیری بزرگداشت و نصب تندیس او مهمتر از شام شبی است که اکنون در تدارک آن هستید. صدها و بلکه هزاران چون او در سرزمین گهواره تمدن، احوالی مشابه در شیوه مرگ و زندگی داشته و دارند و دریغا و شگفتا که شام و نهار هیچ مسئولی از تدارک و رونق نیفتاده است. احوال و آثار و خدمات مرحوم جناب چراغی، هدف خام نامه این خامه به دست نیست. نام او را از روی اتفاق در آغاز آوردم ، به این دلیل که روزی جمله ای از «شیرکو بیکس» شاعر شاهکار سرا و شیرین سخن کرد برایم نقل کرد که گفته بود:« ای پادشاهان جهان! سکوت! شاعری سخن می گوید»!
در باب اهمیت فرهنگ و پاکزادگی پاکان اهل شعر و هنر قصد تصدیع ندارم که نزد آن فرزانه گرامی، زیره به کرمان بردن است. اما به اطلاع عالی می رسانم که اخیرا سعادت مصاحبتی مطبوعاتی با «لوریس چکناواریان» موسیقیدان شهیر ایرانی و سازنده اپرای رستم و سهراب داشتم که به شیوه متفاوتی از اعجاز فرهنگ سخن می گفت. ما و شما - اگر جسارتی تلقی نمی شود- چه می دانیم که این دیوانه رمانتیک کیست! باری شما متن کامل آن گفت و گو را پیدا کنید و بخوانید و به همتایان خود نیز توصیه کنید. در پاسخ به سوالی چنین نقل می کرد که پادشاه مونیخ پیش از اتحاد آلمان به شکل امروزی، بودجه تمام یک سال را به ساخت سالن کنسرت و برنامه های موسیقایی «واگنر»- هنرمند سرشناس موسیقی- اختصاص داد. توجهی هم به اعتراضات مردمی نکرد، چرا که عقیده داشت، امثال واگنر، آلمان را می سازند. این گونه هم شد و اینک بسیاری از اهالی فرهنگ معتقدند که واگنر و «گوته» و »شیلر» سنگ بنیاد آلمان را ساختند. چنانکه در دیار ما نیز «مولانا» و«حافظ» و «سعدی» و «هیمن» و «هژار» از جمله سازندگان اند. چکناواریان بعد از زلزله شهر«گیومری» در ارمنستان، نوسازی فرهنگی را محور قرار داد و برای بازسازی فرهنگ 300 کیلومتر پیاده روی و شهر را براساس اپرا و کنسرتهای موسیقی بناکرد، در حالی که مردم به شام شب و نان و آب و برق سخت محتاج بودند!
اینک دوباره از سر ضرورت به اسد چراغی بر می گردم؛ شاعری بنام که شعری به نام « خوه یشکه خا سه گه م لباس کوردی پوش» دارد. شعر او ازحنجره داودی «حسین صفامنش» از سرمایه های فرهنگی کرمانشاه، لباس هنری دیگری پوشید و اینک ورد زبان بسیاری از کردها و بلکه نشانی برای هویت فرهنگی کرمانشاه در خارج از این استان است. چنانکه معاصرینی چون «پرتو» و «شامی» و «لاری کرمانشاهی» و «منصور یاقوتی» و «علی محمد افغانی» و «علی اشرف درویشیان» و«علی الفتی» و «رضا موزونی» و «جلیل آهنگرنژاد» و «رضا جمشیدی» و«سعید عبادتیان« و «پرویز بنفشی» و«فرشید یوسفی» و .... تار و پود و اصالت فرهنگی کرمانشاه را ساخته و می سازند. در حوزه موسیقی و مجسمه و نقاشی و تئاتر و سینما و ادبیات و... می توان صدها و حتی هزاران چهره دیگر را نام برد که پوششی فرهنگی برای هویت کرمانشاه ساخته اند. این هنرمندان برای ساختن،جامعه از شیره جان و هستی خویش روزهایی را تجربه کرده اند، که امثال من و شما حاضر نیستیم با هیچ قیمتی آن را تجربه کنیم و حتی داستانش را بشنویم.
این مقدمه ی طولانی را از آن رو بیان کردم که در کسب اطلاع از زندگی اهالی فرهنگ و هنر و بهبود زندگی آنان تجدید نظر فرمایید و توجه به حوزه فرهنگ را از روزمره گرایی و برگزاری چند جشنواره سالانه تکراری و بعضا بی هدف و فایده و همایش های هزینه بر تغییر دهید و خالقان هنر را متفاوت تر از گذشته شناسایی و تحلیل و تکریم کنید و احوالشان را بپرسید. مخصوصا شرایط زندگی اشان را رصد کنید. برای نمونه اخیرا خبری زندگی تراژیک یکی از شاعران گرانمایه گیلان غربی را شنیدم. سه سال مانده به زمان بازنشستگی، چاشت و شام او و خانواده اش بواسطه قطع شدن رابطه استخدامی اش به مخاطره افتاده است.
خدا بر باطن و درون آدمی و حتما مقصد نهایی این نوشته و البته بر آنچه که این لحظات بر نویسنده آن می گذرد، آگاه است. پس قطعا نیز آگاه است که دردم گرفته است، چنانکه گویی تیغ بر جگر کشی. مواظب تاریخ باش. بگذار دامن درست کاران در دولت راست گویان چون دولت راست گرایان بدین پرونده نیالاید، بلکه ورود شما به آن، از زاویه ی ترمیم زخم شاعر مبارک نویس و طبیعت گرایی روشن ضمیر چون عبادتیان ارجمند باشد. شعرهای او را از زبان خود و دیگرانی آن را همراه با موسیقی کردی اجرا کرده اند، بشنوید و خویش را آگاه کنید که چگونه عاشقان اشعار او را در داخل و خارج کشور ورد زبان کرده اند. تحلیل آنچه که او سروده وخدماتی که به ادبیات و فرهنگ داشته، خارج از حوزه این کتاب است. اما تصور کن که کسی سخن و شعر و اندیشه و فرهنگ پیشینیان کرمانشاه را برای شما به سوغات آورد یا به شما پیشنهاد فروش کند. قطعا هیچ قیمیتی برای آن تعیین نخواهند و نخواهید کرد. سوغات فرهنگی عبادتیان این گونه است. می دانم و بدان که مقام او در تاریخ بس رفیع و ارجمند است که عبور محتوم عابرانی چون و من و شما از کنار نام و شخصیت و آثار و عصر او، اگر هوشمندانه و از روی آگاهی نباشد، ممکن است هزینه های تاریخی برای ما به بار آورد. من با این نامه دین خودم را به تاریخ ادا کردم. آنچه باقیست، نوبت شماست. وقتی حتی مسئولیت شما را نسبت به این عبور تاریخی مجسم می کنم، اندامم می لرزد. از کنار نامه من اگر گذشتید، از کنار زندگی او نگذرید. او سعید عبادتیان است، «فیض الله پیری» نیست که جرات کنید به آسانی از کنار نامش بگذرید. او را و دیگر هنرمندان مشابه و فرهنگ را دریابید که در پیشگاه خدا و تاریخ مسئولیت دارید. تاکید می کنم که در نگاه به موضوع، خیلی مواظب باشید. تاریخ، موشکافانه و تمام وقت، رفتار شما را در این خصوص زیر ذره بین دارد. عبادتیان اگر اجازه داد و شما را به حضور پذیرفت، به دیدارش بروید و به احترام او کلاه را از سر بردارید. فردا دیر است! لیوان آب را اگر دست دارید، زمین بگذارید! این آب نخوردن و لیوان را کنار گذاشتن شما، حتما تاریخی و بخشی از تاریخ خواهد شد، اما باید دقت فرمایید که چگونه پیش ازعمومیت یافتن این خام نامه خام اندیش، می توانید این بزنگاه تاریخی و عبور از کنار آن را تاریخی تر کنید.
با احترام مجدد
بنده خدا ، فیض الله پیری
16 آذرماه شمسی 1393

http://www.balout.ir/naghd/1393_09/001717.php

http://welatem.blogfa.com/post/1419/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :