قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩۳/۱٢/٢۱

فیض اله پیریدر عصر اطلاعات"خبر،گرانترین کالاست"(محمد سلطانی فر). رسانه های به زندگی ما شکل و معنا می بخشند و بیشترانسان ها آن گونه[فکر و] زندگی می کنند که رسانه ها می خواهند. 

امروز تفکیکهای جغرافیایی رسانه در حوزه های محلی ، منطه ای ، سراسری و بین المللی در برخی پارامترها عملا از معنا و مفهوم افتاده است. این موضوع ریشه در در هم تنیدگی اجتماعی – عمدتا ناشی از رسانه- و تاثیرگذاری پدیدها و رفتار انسانی بر یکدیگر است. از این روست که گاهی گاهی یک فرا رسانه چنان به یک مسئله محلی، جان می بخشد که جهان را متاثر می کند و حال آنکه همین رسانه های محلی خود اساسا از آن بی خبر اند و خود مخاطب همان غولهای رسانه ای می شوند. 
یکی از ویژگیهای عصر اطلاعات که از دید مدیران رسانه پنهان مانده، تغییر مناسبات مخاطب و رسانه است. در عصر حاضر رسانه ها چنان تنوع و تعدد پیدا کرده اند که تمام ابعاد زندگی انسان را تحت تاثیر خود قرا داده و تصور کردن حتی یک روز زندگی بدون رسانه، در هیچ خیالی نمی گنجد. روزگاری نه چندان دور و در همین جامعه ما، اگر کسی رادیو یا "سنوق آوازه" و یا رسانه متاخر تر- تلویزیون- داشت، چندین خانوار آشنا و فامیل را دور خود جمع می کرد و آن مخاطب برای دیگران که ندیده بودند، با آب و تاب خاص تعریف می کرد که باری فردی به داخل جعبه رفته و چنین وچنان!! و یا بدون اینکه کسی را ببینی صدایش پخش می شود و الخ! به عبارتی یک رسانه می توانست، مخاطبان انبوهی را جذب و سازماندهی کند و به شدت افکار عمومی را آن گونه که می خواهد، در دست گیرد. این همان رابطه ای است که امروز که امروز شکل عکس گرفته، یعنی تعداد رسانه نسبت به مخاطب چنان افرایش پیدا کرده است که هر مخاطب بدون متحمل شدن زحمتی اندک، چندین رسانه را در اختیار دارد. به عنوان مثال یک مخاطب روزانه در معرض رسانه هایی چون انواع شبکه های اجتماعی، سایت ها، ویکی ها، رادیوها و تلویزیونهای متفاوت سنتی، اینترنتی و ماهواره ای، روزنامه های مکتوب و الکترونیک و انواعی از پیشرفته ترین گوشیهای تلفن همراه با اپلیکیشنهای بی شمار که دسترسی به هر رسانه و اطلاعاتی را فراهم کرده، قرار دارند. در چنین رقابتی نفس گیر و سخت، حفظ مخاطب- هرچند برای لحظاتی- هنرمندی خاص خود را می خواهد. این هنرمندی کار هرکس نیست و هر رسانه ای بخواهد با درشت گویی به جای درست گویی، بی توجهی ناشی از غرور و سکوت با مفهوم بی ارزش بودن سوال و نیاز عمومی و "ماست مالی کردن" مسئله، رفتاری جدا از واقعیت جامعه را در پس بگیرد، به آنجایی می رسد که ناگهان می بیند هیچ مخاطبی اطرافش نیست، مگر گردانندگان و تولیدکنندگان محصول رسانه ای و احتمالا خانواده هایشان؛ چنانکه اگر اگر اندکی واقع بین باشیم، محیط ما از این نوع رسانه ها کم ندارد. خارج شدن افکار عمومی داخلی از دست رسانه های بومی در اثر بی توجهی به نیاز آنها و گرایش به رسانه های دیگر برای ارضای خبری، تهدید آمیز ترین موضوعی است که نباید از آن غافل شد. هر خبرنگار داخلی که بتواند با یک تصویر و یا چند کلمه، مخاطب را برای لحظاتی چند حفظ کند، رفتاری هنرمندانه داشته و باید دست او را بوسید؛ نه اینکه چون احتمالا نقد را متوجه شخص خاص کرده، بر او غرید و درشتی کرد که باری منفعت عمومی را به مخاطره انداخته ای!
باید رسانه ها را با هنرمندی و توجه به نیاز مخاطب جذاب کرد تا بتوان از این رقابت نفس گیر پیروز شد. متاسفانه رسانه های ما زمینه موفق نبوده اند، برای همین است که بسیاری از شهروندان نیازهای خبری خود را خارج از رسانه های بومی ما تامین می کنند.
بخش عمده مخاطبان این یادداشت، تصمیم گیران رسانه ای هستند که هر یک به نوعی بخشی از گرایش های فکری جامعه را از خود رانده و حذف کرده اند. باید پذیرفت که در حال حاضر رسانه های ما روزمرگی را می گذرانند و به علت نبود انگیزه، در ایجاد جذابیت ناتوان اند و هنری از خود ندارند و عمدتا به دکانداری پول و جناح تبدیل شده اند. واقعیت آن است که رسانه های ما مرده اند و طبیعی است که حتی از مرده شویی عاجز باشند. به جای تصمیم احساسی، باید اندیشید. رسیدن به توسعه با تکیه بر رسانه در این شرایط بیشتر به لطیفه شبیه است، لطیفه ای جدی تر از آن است که در واکنش، تلخندی بر لبان آدمی نشانده شود!

منبع:هفته نامه سیروان شماره 822 تاریخ 22 اسفند 1393

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :