قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٤/۳/٢٤

فیض اله پیری: مرگ بد جوری به نخبگان کرد لبخند زده و به شیوه مرموزی دهان گشوده است. دوسال اخیر را مرور کنید که چگونه چگونه گلهای خوشبو و چهره های دُرّمایه و دوراندیش را به کام می گیرد! "عباس کمندی" و "کابرات" و "عبدالله شریعتی" و "محی الدین حق شناس" و این اواخر "احمد قاضی" و نهایتا "احمد شریفی "که هریک از آنها در زندگی پربار خود برگی طلایی به تاریخ و فرهنگ کردها افزوده اند.

مرگ حق است و حقیقت غیر قابل انکار. در کلیت خود تکراری مبارک است و لازم. برای زندگی ضرورتی است که هر انسان باید طعم آن را بچشد. تعدد و تکرارش هم چنان است که رویدادی عادی تلقی می شود. چنانکه مرحوم دکتر شریعتی بر این باور بود که "اگر انسان به درجه ای از پیشرفت علمی برسد که حتی بتواند مانع مرگ شود، از بی مرگی احساس نیاز می کند". پس فلسفه تکرارش نیز روح بخش است و جان افزا. 
در شکلی دیگر مرگ برخی انسان ها لطفی است که خداوند در حق دیگر انسانها روا می دارد ؛ او را می برد و زحمت بازماندگان را کمتر می کند بلکه دمی بیاسایند. 
اما چهره هایی هستند که نه مرگ آنها را از میان می برد، بلکه مرگ آغاز زندگی آنهاست. اما خلاء زندگی دنیوی آنها، جامعه ای را دچار خسران می کند و از خدمات آنها بی بهره. مرحوم احمد شریفی از جمله آنهاست؛ شریف زاده ای که خدماتش به جامعه کرد همواره ماندگار خواهد بود. در بستری بیماری بودن، مرگ یا زندگی تفاوتی در ماندگاری نام و خدمات او در میان ما نخواهد داشت.
شریفی از مهاباد آمد و به کرمانشاه رفت و در رادیو با چهره های نامی آن سامان انس و الفت گرفت. با مردم سنندج اخوت و آمیختگی داشت و با ارومیه خراسان و تهران در ارتباط بود و کنجکاویهایش نسبت به تاریخ و فرهنگ سرزمینش مثال زدنی. درکتابخانه اش ناب ترین نسخه های ادبی را گرد کرده بود و هرگاه از آن سخن می گفت، انگار حساسیت دیدگانش را وصف می کرد. با حلاوت و شور فراوان از کتابخانه و آثاری که تازه به دست آورده گزارش می داد و تازه ترین پژوهشهایش را بادوستان در میان می نهاد. همین کتابخانه و سفرهایی که به نقاط مختلف مناطق کردنشین داشت، را به عنوان محور کردشناسی و پژوهش در تاریخ و ادب کردها جوهر کار کرده بود.
شریفی بواسطه عشق به کارش با کمترین توقع مالی ارزنده ترین واژکان در تاریخ این سرزمین جای داد. گاهی به سیروان می آمد و تازه ترین تحولات و کارهایش را با تحریره در میان نهاد. انسانی شریف و موصوف به اخلاق بود و هیچگاه تزویر و تخریب دیگران نزدش معنایی نداشت. گرچه از نسلی بود که تحقیق فرهنگی را به سبک خود انجام می داد، اما از نقد مخالفان نهراسید و راه خود را ادامه داد؛ راهی که از نو گرایان جدا بود و آمیخته به عشق.
مرگ او گرچه خسارتی بزرگ برای مهاباد و جامعه کردستان بود، اما نام او همواره در تاریخ منطقه باقی و خدماتش نزد وجدان عمومی گم نخواهد شد.

.............
سیروان، شنبه 23 خرداد 1394/ شماره 836

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :