قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٤/٤/۱۱

 

فیض اله پیری: سینما اندک اندک در زندگی هنرمندان و مردم کردستان تاثیرگذار شده و بی تعارف برای خود استاندارد و جایگاه تعریف می‌کند و زمان و زندگی بسیاری از ساکنان این سرزمین اعم از هنرمند و غیر هنرمند را به خود اختصاص داده و مسئولین را به داشتن نگاه جدی تر به خود ترغیب کرده است. توفیق امانی سینماگر جوان مریوانی هم در دسته همین افراد قرار می‌گرد که سینما در زندگی او و او بر سینما در کردستان تاثیر متقابل گذاشته اند. تا کنون هفت فیلم کوتاه با نامهای گولی پاراو، نوای شوم یک قاب، بستر داغ یک رویا، اینجا جاده‌ها پایان ندارد، هیما، هویت و آپارتمان مورچه‌ها ساخته و در بیش از سی فیلم کوتاه و بلند به عنوان تدوینگر فعالیت داشته است. او همچنین افتخارات بزرگی را در سطح ملی و جهانی برای سینمای کردستان کسب کرده و مصمم تر از گذشته به دنبال افق‌های جدید و کشف نشده در این هنر است. گفتگوی با این جوان سینما گر را از نظر خوانندگان می‌گذرد.. 


*ورود شما به دنیای فیلم چگونه رقم خورد و کار را از کجا آغاز کردید؟  احتمالا پرسش خوبی برای آغاز باشد.

- این واقعیت که برای جستجوی گرایش و تمایل به حرفه‌ای ‌خاص در یک شخص باید به دوران کودکی و نوجوانی او رجعت کرد. بی اساس نیست و فکر می‌کنم این حرف از پشتوانه‌ای ‌انکار ناپذیر برخوردار است. علاقه من نیز به سینما به همان دوران بر می‌گردد و در واقع داستان مفصلی است! اما ورود جدی من به عرصه سینما در واقع در دوران دبیرستان اتفاق افتاد که در آن زمان برای مجله "جوانان امروز" نقد فیلم می‌نوشتم. فیلمهایی که در سینما لاله مریوان اکران می‌شد را می‌دیدم، نقد می‌کردم و در این مجله که یک مجله سراسری بود چاپ می‌شد. پس از دبیرستان در سال 82 برای گذراندن دوره‌های آموزش فیلمسازی در انجمن سینمای جوانان ایران از مریوان عازم سنندج شدم و از آن زمان تا کنون به شیوه جدی در عرصه سینما مشغول به فعالیت هستم.

*علاقمندیم گزارشی از فعالیتهای شما داشته باشیم. ازکارنامه هنری تان برای سیروان بگویید.

- تا کنون هفت فیلم کوتاه با نامهای گولی پاراو، نوای شوم یک قاب، بستر داغ یک رویا، اینجا جاده‌ها پایان ندارد، هیما، هویت و آپارتمان مورچه‌ها ساخته ام و در بیش از سی فیلم کوتاه و بلند به عنوان تدوینگر فعالیت داشته ام.

* بیشتر نسل امروز فیلمسازان جوان در کردستان، معمولا در دوره‌های آموزشی سینما جوانآموزش دیده است؛ شما چطور؟

- البته در حال حاضر علاقه مندان زیادی به غیر از درگاه انجمن سینمای جوان هر ساله از طریق دانشگاه وارد و فارغ التحصیل سینما می‌شوند. واقعیت این است که خود من در مقطعی که تصمیم جدیم را برای ورود به عرصه سینما گرفتم، انجمن سینمای جوان را انتخاب کردم به دلیل این که فکر می‌کردم این یک راه کوتاه و سریعتری است و در حقیقت می‌خواستم یک نوع صرفه جویی در زمان داشته باشم! واقعیتش انجمن سینمای جوان خیلی چیزها به من داد و من بخشی از تداوم و عدم واماندگی ام را در این راه مدیون انجمن هستم و راستش تعلق خاطر خاصی هم نسبت به آن دارم. گر چه در حال حاضر وقتی هنرجویی یا علاقه مندی به سینما در این مورد با من صحبت و نظر خواهی می‌کند، خیلی صادقانه سعی می‌کنم که علاوه بر انجمن او را به تحصیلات آکادمیک دانشگاهی هم ترغیب کنم ؛چرا که مسلما امکاناتی که در دانشگاه وجود دارد ممکن است در انجمن که نهادی نیمه خود گردان است ،با بضاعتی که دارد موجود نباشد. منظورم از امکانات به مفهوم عام آن است. هرچند در حال حاضر و به خصوص در یکی دو سال اخیر انجمن نیز به نوعی خود را آپدیت نموده و به نسبت سالهای پیشتر از لحاظ اکادمیک و تا حدی هم تولید در وضعیت بهتری به سر می‌برد و توانسته است تا حدی به شیوه‌ای ‌عملی و سیستماتیک تر خود را با اهداف اصلیش که در راس آن آموزش هنرجوی سینماست وفق دهد.

 * ایده یک فیلم‌های چگونه شکل می‌گیرد و زادگاه شما کردستان چه جایگاهی در تم فیلمهای شما دارد؟

- در اینکه هر فیلمسازی در نگاه اول متاثر از جایگاه و جغرافیاییست که متولد می‌شود، بزرگ شده و زندگی می‌کند شکی نیست. نگاه به این جایگاه نیز متاثر از عوامل گوناگونی است که به طبع در اثر فیلمساز نمایان می‌شود. فیلمسازی که در ژاپن متولد می‌شود، دارای یک نگاه نظام یافته و حسابگر و موازی با جامعه‌ای ‌است که همه چیز آن متاثر از قوام و نظمی منحصر به فرد است که در مرحله اول خانواده و پس از آن جامعه به او بخشیده است. این فیلمساز هم از این دو نهاد یعنی خانواده و جامعه تاثیر می‌پذیرد و هم با تامل و تحلیل پیرامون صاحب نگاه منحصر به فرد خود می‌شود. اگر بتوان آن را جهان بینی خاص ژاپنی دانست جدا از نگرش شخصی فیلمساز، همه چیز از دریچه این جهان بینی دو وجهی که یک وجه آن کلی و در حقیقت اجتماعی است و دیگری شخصی و منحصر به فرد است، تعریف و در حقیقت تصویر می‌شود. به کردستان که می‌آییم همین قضیه در مورد یک فیلمساز صدق می‌کند و صد البته با در نظر گرفتن تمام تفاوتهای بنیادی، ساختاری و تماتیکی که بین دو جامعه مذکور وجود دارد. جالب است که شاید در مواردی شباهتهایی هم وجود داشته باشد. برای مثال ممکن است که هر دو اجتماع دارای معضلاتی حتی مشابه باشند اما آنچه مسلم است اگر قرار باشد در هر کدام فیلمسازی آن را به تصویر بکشد در تعریف و ادبیات انتقالی و الفبای آن تفاوتهای چشمگیر و قابل توجهی وجود خواهند داشت. منظورم این است که هر کدام به زبانی بر گرفته و متاثر از جغرافیای خود سخن خواهند گفت و این جدا از زبانهای فنی و ساختاری سینماست که در بیشتر موارد زبانی مشترک است. در واقع جامعه و مشاهدات فیلمساز و احساس نوعی قرابت با این مشاهدات است که به فیلمساز در یک محدوده خاص ایده می‌دهد. این مشاهده ممکن است یک اتفاق خاص، یک فرد خاص یک خبر و یا یک عکس و غیره باشد. مهم این است که آگاهی و دانش کافی پیرامون موضوعی که قرار است در قالب یک فیلم به تصویر کشیده شده و در مواردی به چالش کشیده شود وجود داشته باشد و این میسر نیست، مگر اینکه که فیلمساز خود از جنس آن جامعه باشد یا در غیر این صورت با پشتوانه‌ای ‌از تحقیق و پژوهش پا به میدان بگذارد. به یاد داریم که در گذشته بسیاری فیلمسازان غیر بومی خواسته یا ناخواسته بدون کوچکترین اطلاعی در مورد اجتماع کردستان آثاری را به سینماها بردند که در واقع سنگ بنای بسیاری از بی اعتمادیها و ناواقعیتها را گذاشت و چهره‌ای ‌غیر معمول و دهشتناک از کردستان در ذهن مخاطب غیر کرد حک کرد. خوب مسلما تلاش برای اعتماد سازی و زدودن چنین چهره‌ای ‌و بیان آنچه که واقعیت موجود در جامعه کردستان نام دارد، نیازمند این است که فیلمساز در کردستان با شناخت و تعهدی که دارد و یا با تحقیق و پژوهشی که به عنوان لازمه خلق اثرش به آن نیاز دارد و در نظر می‌گیرد، دست به خلق اثری بزند که در کمترین وجه آن منصفانه باشد. کردستان هم مثل همه جوامع دیگر دارای ابعاد مختلفی از خصوصیات و ویژگیها اعم از زیباییها یا معضلاتی در حوزه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است که نمایاندن آن نیازمند  نگاهی موشکافانه، تحلیلگرانه و از همه مهمتر واقعبینانه است. به شخصه معتقدم که بین دو نقطه خوش بینی و بدبینی نقطه‌ای ‌موجود است به نام واقع بینی و این دقیقا به معنای توازن و بالانسی است که تمام سعی ام را می‌کنم در آثارم و در تعریفم از کردستان نمود پیدا کند و سیاه و سفید را به مانند دو خط موازی با هم به پیش ببرم.

 *با توجه به اینکه از سوی ارشاد اسلامی کردستان سال 94 را سال سینما و حمایت از این هنرعنوان شده، از نظر شما امکانات  فیلمسازان جوان در استان کردستان  تا چه حد است و استعدادهای  جوان چگونه مورد حمایت قرار می‌گیرند؟ این نامگذاری به نظر شما چگونه عینیت پیدا می‌کند؟

- فارغ از هر گونه نامگذاری و عنوانبندی یک مسئله بسیار مسلم است و آن نیاز شدید سینما و سینماگر در کردستان به حمایتهای همه جانبه است. بدون تعارف می‌گویم فیلمساز و سینماگر کردستانی در سالهای اخیر و به خصوص در حال حاضر شاید بیش از هر جای دیگری بر سر سینما و حوزه فرهنگ و هنر ایران حق دارد. این به هیچ وجه اغراق نیست و برای اثبات آن کافیست سری به وبسایتهای سینمایی بزنیم و اخبار و اوضاع آن را دنبال کنیم. اگر ملاک جشنواره‌ها باشد کمتر جشنواره‌ای ‌را می‌توان یافت که در آن یک سینماگر کردستانی به عنوان نماینده ایران حضور نداشته باشد. اگر معیار نگاه کیفی باشد به جرات می‌توانم بگویم که دیده و شنیده ام که فیلمهای این فیلمسازان در محافل تحلیلی سینما و حتی ورک شاپهای آموزشی سینما در داخل و حتی گاها خارج مورد بهره و استفاده قرار گرفته اند. بودند بسیاری که قبلا موفقیت سینما در کردستان را ناشی از نگاهی به زعم آنها وامانده و القای تصوری جهان سومی و سیاهنمایانه می‌پنداشتند و به دور از مشاهدات تمام واقعیتهای همه جانبه موجود در کردستان یک طرفه به قاضی می‌رفتند. غافل از آن که فیلمساز به مثابه یک آینه صرفا در پی نمایاندن و کشف واقعیتهای تلخی است که او را می‌آزارد و به این ترتیب در پی راه حلهای برای زدودن آن است. راه حلهایی که ممکن است در حیطه وظایف هنری او نباشد. امروز دیگر سینماگران کردستان حتی از آن به اصطلاح برچسبها که نتیجه یک نوع جزم اندیشی و نا اگاهی بود مبرا گشته اند و در تصویر نمودن رویه مدرن و امروزی جامعه خود هم قدمهای بسیار بزرگی برداشته اند و هر روز در گوشه و کنار جهان صاحب افتخار تازه‌ای ‌برای این سرزمین می‌شوند. می‌توان گفت که به مراتب فیلمهایی ساخته می‌شود که خبری از آن قراردادهای کلیشه‌ای ‌و به اصطلاح نخ نما شده نیست. قراردادهایی که همیشه بر آن ایراد وارد می‌شد و این تفکر وجود داشت که اگر آنها را از جریان سینمایی کردستان بگیری این سینما حرفی برای گفتن نخواهد داشت. با این توصیفهایی که رفت شاید نامگذاریها صرفا بهانه‌ای ‌باشد برای تجلیل و کمک به ارتقای سینما در کردستان اما این واقعیت وجود دارد که این سینما هر سال و هر سال نیازمند عزمی جدی برای حمایت از آن است. به شخصه هنر جوهایی را در انجمن سینمای جوانان می‌بینم که بسیار با استعداد و خلاق هستند و مصرانه سینما را در زندگی خود وارد کرده اند اما همیشه یک پرسش و در حقیقت نگرانی در چشم آنها وجود دارد: با وضعیت موجود چگونه و با حمایت چه کسی فیلم اولم را بسازم؟ واقعیت این است که این پرسشی غم انگیز است چرا که او تا اثر اول و دومش را خلق نکند نمی تواند خود را محک زده و جلب اعتماد کند. قدم اولی که برایش بسیار سرنوشت ساز و در عین حال تعین کننده است. بسیاری از مشاغل موجود در سطح جامعه دارای چارچوبی منظم و متشاخص در قالب صنف و سندیکا هستند اما این اتفاق که بسیار هم ضروری و حیاتی می‌باشد هنوز در مورد سینما در کردستان نیفتاده است با وجود تلاش و پیگیریهایی که گاها از طرف سینماگران برای حصول این امر صورت گرفته است. هر ارگان یا موسسه‌ای ‌که مرتبط با سینماست مسلما باید مرتب خود را از لحاظ سخت افزاری بروز کند به خصوص در عصر حاضر که دنیای دیجیتال درحین ساعت و دقیقه آپدیت می‌شود و این نیاز و تاکید بر تلاش برای عدم عقب ماندگیست و نه سلیقه و مزاج. اگر قبول داشته باشیم که سینما در چارچوب خود وابسته و نیازمند ابزار و امکانات مرتبط با آن است پس باید قبول کنیم که این بخش جزئی لاینفک از سینماست و عدم توجه به آن عین اجحاف در حق سینما و سینماگران است. بخش خصوصی سینما به شدت می‌لنگد و نمی تواند خود را به شیوه‌ای ‌اکتیو و برنامه ریزی شده سر پا نگه دارد و نیازمند پشتیبانی است. به هر حال با توجه به سئوال شما هنوز زمان زیادی از سال جاری سپری نشده و امیدوارم که ارشاد اسلامی کردستان برای تمامی مسائلی که بیان کردم و خیلی مسائل دیگر برنامه داشته باشد و یا از سینماگران در جهت اجرای آن درخواست برنامه کند. برگزاری یک جشنواره آن هم تقبل صرفا بخشی از ملزومات آن را نمی توان به عنوان یک برنامه یکساله و نامگذاری شده برای سینما تعریف و تمام کرد. محدوده و دایره سینما در کردستان هر روز بزرگتر و جدیتر می‌شود و بی شک نیازمند عزمی استوار و جدیتر برای حمایت همه جانبه از آن است. به شخصه نمی خواهم زود قضاوت کنم و علاقه مندم که نسبت به این قضیه خوشبین باشم و همچنانکه گفتم نامگذاری شاید صرفا یک بهانه باشد اما همین هم مستلزم آن است که طرف متعهد درک کند که این قضیه سطح توقعات را بسیار بالاتر می‌برد و همه را امیدوار می‌کند که اتفاقات بسیار خوب و متفاوتی در زمینه حمایت از سینماگران کردستان رخ دهد.   

* از برنامه هایتان در آینده بگویید. مشخصا چه پروژه هایی در دست ساخت دارید؟

- مشغول رایزنی و برنامه ریزی برای ساخت یک فیلم کوتاه و شاید آخرین آن و همزمان نیز مشغول نوشتن اولین فیلمنامه بلند سینمایی هستم.

* برگزاری همایش سینما و هویت کردی را چگونه دیدی؟ به نظر شما این گونه برنامه‌ها چ کمکی  می‌تواند به ارتقای سینما در کردستان بکند؟

- بگذارید اول بخش دوم سئوالتان را پاسخ بدم. ببینید هر پدیده‌ای ‌که به دنیای ما وارد می‌شود یک سری از معانی و مفاهیم را با خود به همراه دارد. مفاهیمی که بخشی از آن ماهوی و شناسنامه ایست در حوزه خود پدیده و بخشی دیگر نقشی است که آن پدیده در زندگی ما ایفا می‌کند یا به تعبیری تاثیریست که ما از آن می‌گیریم. سینما را می‌توان یک پدیده نامید و این دقیقا همان مقوله ایست که هم خود دارای ماهیتی خاص است و هم نقشی تاثیرگذار در زندگی بشر دارد. اگر به نقش سینما در میان فرهنگهای مختلف نگاه کنیم می‌بینیم که در همه آنها یک رابطه تبادلی و بده بستانی میان سینما و فرهنگ آن جامعه وجود داشته و دارد. خوب سینما ساخته دست بشر است و هر آنچه که در آن نمود دارد نتیجه نقشی است که بشر در جهت پیشبرد اهداف خود در آن ایفا کرده است. این اهداف ممکن است خیلی مسائل را شامل شود.برای نمونه سینما می‌آید که سرگرم کند، سینما می‌آید که یاد بدهد، می‌آید که تغییر بدهد، می‌آید که جریان بسازد، می‌آید که زندگی را باز بنمایاند و خیلی چیزهای دیگر و در نهایت سینما دستاویزی می‌شود برای در معرض نمایش گذاشتن آنچه که ما در جهان آن را به مفهوم یک فرهنگ خاص در محدوده‌ای ‌خاص می‌شناسیم که آن هم دو وجه ظاهری و درونی یا زیرلایه‌ای ‌دارد. باز می‌رویم سراغ ژاپن. من می‌دانم که در ژاپن فرهنگی هست به نام سامورایی، مردمان آن بیشتر دوست دارند کف زمین بنشینند، با دو تکه چوب غذا می‌خورند، خانواده تقدس قابل توجهی میان آنها دارد، احترام متقابل در اجتماع آنها از والاترین ارزشهاست و لباس و زبان و حتی راه رفتن خاصی میان آنها رواج دارد. خوب ممکن است ژاپن هم نرفته باشم و مسلما آنچه که بیشتر از هر چیزی اینها را به من آموخته ،سینماست. سینمای ژاپن و این تنها یک نمونه است. خوب اجازه بدهید ببینیم آیا سینمای ژاپن و اصحاب این سینما صرفا و صرفا فیلم تولید کرده اند تا بتوانند به بازنمایی درست و تمام و کمالی از فرهنگ خود در فیلمهایشان بشوند یا نه هر زمان به هر بهانه‌ای ‌آثار و سینمای خود و در وجهی کلی تر سینمای ژاپن را زیر ذره بین گذاشته و آن را به چالش کشیده اند؟ شکی نیست که ژاپنیها سینمایشان با صدها و شاید هزاران کنگره و سمینار و همایش توانسته است هر بار روحی تازه در خود بدمد و بازنمایی صحیحتر و ملموستری از خود به دست بدهد. سینمایی که با تمام وجود در پی ارتباطی عقلانی با دیگر فرهنگهاست. اینکه آیا صرف غذا خوردن با دو تکه چوب نماد هویت ژاپنی است یا نه، زیرلایه‌های بسیار پیچیده تری هم در این تعریف جا می‌گیرد؟ این مقوله‌ای ‌است که به مراتب به شیوه‌ای ‌جدی بسیار جای بحث دارد و خوب جایگاه طرح این مسائل و تحلیل آن کجاست؟ تمام اینها را گفتم که به اهمیت موضوع پی ببریم و اینجاست که باید دانست بدیهیترین و شاید مهمترین درونمایه و دستاورد این گردهماییها چیست؟ به نظر من اولین آن دادن تصویری درست و واقعبینانه از وضعیت موجود است.سینما خود محصول یک تز و تئوریست که بخشی از آن وجه ماهوی و ساختاری را در بر می‌گیرد و بخش دیگر که مضمونی است و من دوست دارم آن را رنگ و بو بنامم. خوب واقعیت این است که وقتی سینمایی در یک محدوده مشخص جغرافیایی با هر قالبی از لحاظ ساختاری شکل بگیرد باید، یا حداقل سعی می‌شود که دارای مولفه ها، عوامل، عناصر، شاخصه‌ها یا به همان تعبیر رنگ و بوی آن محدوده را با خود داشته باشد. کردستان نیز با تمام جوانب فرهنگی اجتماعی خود از این قاعده مستثنی نیست و اتفاقا شاید بیش از هر فرهنگ دیگری نیازمند آن است که سینمایش خود را در آینه‌ای ‌تمام قد و بی آلایش ببیند تا بتواند به تعریف درستی از خود برسد. چرا که سینما در این سرزمین به شیوه جدی دارای پشتوانه زمانی و تاریخی چندانی نیست و به قولی می‌توان گفت که در حال گذار و برداشتن قدمهای ابتدایی خود است. من این همایشها را دقیقا به مثابه آن آینه می‌بینم که سینما هر چند وقت یک بار باید خود را در آن ورانداز کرده و سعی کند آنطور که شایسته اوست وارد اجتماع جهانی شود؛بخصوص اگر که قرار باشد این سینما عاملی باشد برای در معرض گذاشتن فرهنگ و هویتی خاص. اینجاست که پا را باید فراتر گذاشت و جدا از سینما و بازخورد آن، فرهنگ و هویت را هم به نوعی جلو آینه برده و به دنبال تعاریف اصیل و بنیادین آنها گشت و مبنا و معنای "خود" و "دیگری" و جایگاه آن را در فرآیند جهانی شدن به شیوه عمیقتر و علمیتری زیر ذره بین گذاشت. این همان نگاه و روحیه پرسشگرانه است که ما را به دور شدن از تعاریف بعضا کلاسیک و کلیشه‌ای ‌وا می‌دارد و پنجره‌های جدیدی را در بازیابی و رسیدن به افق هایی نو و به روز به روی ما باز می‌کند. همایشهایی از این دست اگر از سوی سینماگران جدی گرفته شود، قطعا و قطعا بازخوردهای مثبت آن را می‌توان در آثار فیلمسازان مشاهده کرد و من فکر می‌کنم بنا به کیفیت و سطح برگذاری این همایشها می‌تواند تاثیری بسیار مثبت و سازنده بر تعامل درست هویت و سینما و در نهایت توان تحلیل سینماگر در تعامل با این دو مقوله داشته باشد. به شخصه اتفاقی را که با نام هویت و سینمای کردی در سنندج افتاد را بسیار مثبت می‌دانم و معتقدم با توجه به اینکه دوره اول و خوب طبیعتا با مشکلاتی رو به رو بود، اما بسیار خوب توانست هویت در سینما را به مفهوم کلی آن مورد بررسی و واکاوی قرار دهد و با طرح نظریه هایی خاص در قالب کارگاههایی آموزشی توسط کسانی که در حوزه هنر و سینما و جامعه شناسی حرفهایی برای گفتن دارند، به جریان سینما و فیلمسازی در کردستان کمک شایانی بکند. گفتمان فرهنگی و سینما، کارگردانی و نظریه پسااستعماری و کاربرد نظریه در تحلیل فیلم سرفصل هایی بودند که در همایش تونستند ارتباط دو سویه سینما و مصادیق نهان و آشکار فرهنگی و هویتی را مورد بحث و بررسی قرار دهند. جالب اینکه این کارگاهها به هیچ وجه در قالب اموزش فنی فیلمسازی نبودند و تقریبا دارای ماهیتی نظری و کاوشگرانه با طرح نمونه هایی عینی بودند و بحث سینما و هویت را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند و اتفاقا حسن همایش هم در همین نکته نهفته بود و مبنا هم قرار بود که بر همین اصل باشد. شک ندارم که تاثیرات مثبت و سازنده همایش را در آینده‌ای ‌نزدیک در آثار سینماگرانی که حضور داشتند را خواهیم دید. تاثیراتی که ممکن است از آن به عنوان تعریفی علمی و کاربردی از هویت در سینما نام برد. به نوبه خودم از این طریق از همه کسانی که در برگزاری این رویداد نقش ایفا کردند قدردانی می‌کنم و و امیدوارم بنا بر آنچه که در جلسه نتیجه گیری عنوان شد دبیرخانه دایمی همایش در سالهای آتی نیز به راه خود و در مسیر درست خود ادامه دهد.  

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :