قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٤/٤/۱۱

گفت و گو با امیر سنجابی نویسنده جوان کرمانشاهی

 فیض اله پیری:امیر سنجابی دانشجوی رشته روانشناسی از جوانان علاقه مند و فعال در حوزه ادبیات داستانی است. داستان می نویسد و داستان می خواند. زندگی تعدادی از داستان نویسان در رسانه ها را گزارش کرده  و گفت و گوهایی با هنرمندان و اهالی فرهنگ منتشر کرده است.  فعالیت های داستان نویسی و کارهای او به همراه تحلیلش از فضای داستان نویسی و داستان نویسان موضوع گفت و گویی با این نویسنده جوان شد که در پی می آید. 

*هویت شما در فضای هنری بیشتر به حوزه ادبیات برمی گردد. علاقه مندیم گزارشی از کارها و فعالیت های شما در ادبیات داشته باشیم؟

- داستان نویسی را از تابستان 89 شروع کردم و حالا یک مجوعه داستان آماده چاپ دارم.تابستان سال قبل این مجموعه را با عنوان «انارهای ترک خورده» برای اولین دوره جایزه ادبی کرمانشاه «نقد حال» فرستادم و در بخش داخلی جشنواره به مرحله نهایی داوری، سه نامزد نهایی دریافت جایزه، رسید. در کنار داستان نویسی  مدتی در حوزه فرهنگ و هنر کار رسانه ای می کردم و مصاحبه های زیادی با اشخاص مطرح هنر و ادبیات کُردی انجام دادم.در حال حاضر هم روی یک داستان بلند کار می کنم و تصمیم گرفته ام تابستان آینده تمامش کتم.


 

*فضای ادبیات را در سال گذشته در کرمانشاه چگونه دیدید و چه تحلیل و مقایسه ای نسبت به مدت قبل از آن می بینید؟

- فکر می کنم بیشتر در مورد ادبیات داستانی صحبت کنم بهتر باشد.چرا که تجربه و تخصص من بیشتر به این حوزه برمی گردد. با اینکه آدم خوش بینی هستم اما متاسفانه باید بگویم فضای ادبیات داستانی در کرمانشاه نه تنها سال گذشته، بلکه سال هاست که راکد است. یعنی فضایی بی انگیزه و کم تحرک است. به محض اینکه نویسنده می خواهد وارد حرفه ای گری اش بشود،  می بیند که نه حمایت اجتماعی دارد، نه انگیزه ی مالی و نه ناشر زیر بار چاپ کار اول می رود. از طرف دیگر کمی ضعف فنی و ضعف ارتباطی سالم با نویسنده های مرکز احساس می شود. طبیعی است که چنین فضایی روی نویسنده تاثیر بگذارد و او نیز بی انگیزه و کم تحرک شود.  این ها همگی با مشکلات و مصائب زندگی شخصی نویسنده گره می خورند و اگر او در چنین فضایی از خیر اندکِ هنرش بگذردو مثلا پُفک بفروشد، به نظر من کار عاقلانه ای کرده است!

اما در این فضا هستند کسانی که نگذاشته اند چراغ ادبیات داستانی این شهر خاموش شود. سال گذشته، از قدیمی ترها آقای یاقوتی و آقای زرعی دلسوزانه قلم زدند و آثاری از آن ها به چاپ رسید. از جوان ها محمود شاه محمدی، آرش محمودی و حسین فعله گری در این فضا مانده اند و کار می کنند. اما  به نظر من مهم ترین اتفاقی که سال گذشته در ادبیات داستانی کرمانشاه افتاد برگزاری اولین دوره جایزه ادبی کرمانشاه( نقد حال) بود و امیدوارم ادامه پیدا کند و امسال هم برگزار شود. چرا که وجود چنین جشنواره های معتبری در یک شهر به اهالی فرهنگ و ادبش هویت و انگیزه می دهد. اما خب ادبیات داستانی کرمانشاه به واسطه نام هایی چون علی محمد افغانی، علی اشرف درویشیان، منصور یاقوتی و اسماعیل زرعی بیشتر شناخته می شود. این نام ها همیشه برای من قابل احترام بوده اند و همین ها ریشه های ادبیات داستانی این شهر هستند و اگر داستان نویس جوان کرمانشاهی نسبت به فلان شهر که ریشه ای در ادبیات داستانی ندارد، احساس هویت می کند به خاطر همین نام ها است. نکته ای که هست توجه آقای افغانی، آقای درویشیان و آقای یاقوتی به ادبیات داستانی، بیشتر توجهی محتوایی بود اما امروزه داستان نویس علاوه بر محتوا، همزمان به ساختار و زبان داستانش هم توجه می کند.در هر صورت امیدوارم فضایی که وصفش رفت از این حالت هر چه زودتر در بیاید و باز هم این شهر، مثل گذشته، چهره های ادبی مطرحی در حوزه ادبیات داستانی به کشور معرفی کند. چرا که هم پتانسیل اش را دارد و هم استعدادهای خوبی در کرمانشاه به هنر داستان نویسی مشغول هستند.

*در سال های اخیر ادبیات کردی در کرمانشاه رشدی نسبتا خوب داشته است. دست کم در زمینه شعر این گونه است. موانع فرا روی شکوفایی ادبیات کردی در دیار شما از نگاه شما کدام ها هستند و چه پیشنهادی در این خصوص دارید؟

- راستش را بخواهید من در حوزه ی ادبیات کردی کار نکرده ام و نمی توانم تخصصی نظر بدهم. اما به عنوان کسی که ناظر این فضا است، نظر شخصی ام را می گویم. خوشبختانه همینطور است و من هم مثل شما این رشد را می بینم. هر سال شاهد چاپ کتاب های کردی بیشتری در حوزه های مختلف ادبیات هستم و یا عزیزانی که در این حوزه کار می کنند همایش ها و نشست های متعددی برگزار می کنند. اما این نوع نگاه به رشد تنها بُعد کمی را در نظر دارد. به نظر من رشد یک بعد کیفی هم دارد که همسو با بعد کمی آن باید رشد کند. من در حوزه ادبیات داستانی عرض می کنم و تخصصی در شعر ندارم. داستان های کوتاه کردی ای که می خوانم از نظر ساختاری خیلی ضعیف اند و کمتر عناصر یک داستان خوب و قابل قبول را دارا هستند. ای کاش دوستانی که در این حوزه کار می کنند به بعدکیفی رشد هم توجه داشته باشند. چرا که به هر حال ادبیات داستانی کردی در آینده باید رقابت کند و در رقابت بُعد کیفی داستان مد نظر است. البته من ادبیات داستانی کردی در کرمانشاه را می گویم وگرنه مانویسنده هایی بین المللی مثل بختیار علی داریم که مایه افتخار هستند.

اگر شکوفایی ادبیات داستانی کردی را مساوی با تعدد آثار کیفی و مطرح شدن در سطح بین المللی بدانیم به عقیده من کاری که داستان نویس کردی می تواند انجام دهد این است که وقت کافی بگذارد و عناصر داستان را به خوبی بشناسد و روی ساختار داستان هایش کار کند؛ نه فقط دغدغه ی این را داشته باشد که کارش صرفا به زبان کردی چاپ شود، حالا هر چه که باشد! چرا که ادبیات داستانی کردی تشنه آثار کیفی بیشتری است و زبان کردی پتانسیل این را دارد که شاهکارهایی همچون «آخرین انار دنیا»، «شهر موسیقی دان های سفید» و.. را به خود ببیند.

* گفت و گوهایی هم از شما با چهره های فرهنگی  در رسانه ها قابل دسترسی است. مطبوعات و رسانه ها در رشد ادبیات کردی در کرمانشاه چه نقشی داشته و چه جایگاهی دارند؟

- مطبوعات می توانند از طریق پوشش دادن اخبار مهم و به روز مرتبط با ادبیات کردی به رشد آن کمک کنند. یا می توانند از طریق آموزش ادبیات کردی، به عنوان مثال آموزش رسم الخط کردی، در رشد آن نقش ایفا کنند؛ چرا که خیلی ها به این دلیل به سمت ادبیات کردی نمی آیند که صرفا خواندن رسم الخط آن را بلد نیستند. مهم تر از همه، مطبوعات می توانند در این مورد تبلیغات کنند. تازه ترین کتابی که خوانده ام کتاب روانشناسی اجتماعی "الیوت ارونسون" است. این کتاب فصلی با عنوان تبلیغات و متقاعد سازی دارد. آن جا می خوانیم که چقدر تبلیغات می تواند ساختار روانی افراد را تحت تاثیر قرار دهد و آن ها را در مورد یک موضوع این چنینی متقاعد کند.اما در این راستا شیوه ی پوشش دادن اخبار، شیوه آموزش و شیوه ی تبلیغات نیز بسیار مهم است؛ چرا که مثلا یک تبلیغ صرفا به این دلیل که به شیوه ی غلطی ارئه شود می تواند تاثیر خود را از دست بدهد. پس مطبوعات از راه های مختلفی که صحبت آن رفت می توانند روی رشد مقوله ای مثل ادبیات کردی نقش داشته باشند و تاثیر بگذارند.

*یک سوال کلی را مطرح می کنم. اما قطعا پاسخ شما به عنوان کسی که از نزدیک به موضوع نزدیم هستید، مهم است. آینده ادبیات کردی را با توجه به وضع موجود چگونه می بینید؟

-سوال سختی است. من فقط می توانم بگویم به آینده ادبیات کردی و رشد کمی و کیفی آن خوش بین هستم.

*چرا ادبیات کردی در کرمانشاه عمدتا به حوزه شعر خلاصه شده و ادبیات داستانی و ترجمه ژانرهای دیگر ادبی کمتر رونق دارند؟

-شاید عمده ترین دلیلش این باشد که سایر ژانرهای ادبی در کرمانشاه مخاطب ندارند و در خلاء نوشتن هم کار عاقلانه ای نیست. چیزی که من در جامعه کرمانشاه و بین مردم مشاهده می کنم این است که مردم نیازی به داستان کردی احساس نمی کنند. و تا این نیاز به وجود نیاید نویسنده هم با انگیزه و دلگرمی دل به کار نمی دهد؛چرا که داستان هایش بازار ندارند و در قفسه کتابخانه ها خواهند ماند و این می تواند دردناک ترین قسمت نوشتن باشد. خود من به همین دلیل کردی نمی نویسم. اما همانطور که شما اشاره کردید شعر این گونه نیست و خوشبختانه بازار مخاطب اش را دارد و آن هم می تواند به دلیل نفوذی باشد که شعر از دیرباز بین مردم کرد دارد.

*از برنامه های خودت در آینده بگو. چه کارها و برنامه هایی در دست دارید؟

- من حالا دیگر زندگی ام دارد خلاصه می شود به ادبیات داستانی و روانشناسی. در حوزه ادبیات روی یک داستان بلند کار می کنم و امیدوارم تابستان آینده تمام شود و اگر از کار راضی باشم ،حتما آن را به ناشر می سپارم. از طرفی هم در حوزه روانشناسی با گروهی متشکل از دانشجویان روانشناسی دانشگاه رازی و دانشگاه آزاد کرمانشاه، ودکتر شهریار مرادی به عنوان سرپرست و استاد راهنما روی یک پروژه تحقیقاتی علمی با عنوان «ارتقا هوش هیجانی در کودکان و نوجوانان» کار می کنیم که امکاناتش را شهرداری کرمانشاه در اختیار ما گذاشته و قرار است خروجی اش یک کتاب باشد و در صورت توافق، به صورتی عملی، هم در مهد کودک ها و هم در مدارس ابتدایی و راهنمایی اجرا شود. صحبت دیگری ندارم. در آخر از شما و هفته نامه خوب سیروان صمیمانه تشکر می کنم که دلسوزانه در حوزه فرهنگ و ادبیات کرد زحمت می کشید. 

منبع:سیروان

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :