قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٤/۱۱/٢٦

فیض اله پیریدر روزگاری که خود را مدرن می خواند و فصل سرد رابطه آدمیان را به چالش کشیده، نقاش تنهای شهر، انزوا پیشه کرده تا بلکه بتواند با مرور دوباره جهان ذهن خویش وخلق آثار ماندگار هنری به تنهایی اعتراض کند و از ضرورت عشق و خلاء آن در عصر مدرنیته بگوید. این شیرین کاری ها از خصوصیات فردین صادق ایوبی نقاش چیره دست و صاحب سبک کردستانی است که در چند سال اخیر تصمیم گرفته دست کم سالی یک بار در قالب نمایشگاه نقاشی به تنهایی و انزوا و ضرورت عشق در جامعه اعتراض کند و ضرورت زیست عاشقانه را به زبان هنر بیان کند؛ بیانی با نشانه های عاشقانه و روایت خاص خود از سمبولیسم هنری برای طرح دغدغه هایش.

کارنامه هنری صادق ایوبی از جمله قرار گرفتن در جمع برترین نقاشان جهان در دهلی نو، برگزیده دوسالانه های نقاشی ایران، برگزیده جشنواره تولیدات حوزه هنری، برگزاری بیش از 50 نمایشگاه انفرادی و گروهی، تربیت صدها شاگرد و آموزش به دانشجویان و ماندگاری آثارش در موزه های داخل و خارج از کشور نشانی های خوبی برای کیستی این هنرمند سنندجی است. همین نشانه ها کافیست که آرمان گرایی جوانانه را بعد از چند دهه فعالیت حرفه ای از هویت هنری او بزداییم و بهانه ی برپایی نمایشگاه را صرفا بروز کردن فعالیتها و درمیان گذاشتن دردها و دغدغه های تنهایی اش با مخاطبان بدانیم.

در تمام55 تابلویی که صادق ایوبی به نمایشگاه سینما بهمن سنندج آورده، نشانه ها و نمادها از عشق و انسان محتاج به آن به وفور دیده می شود و نقاش آن تابلوها ترجیح می دهد از واژه تذکر به جای تکرار این نمادها استفاده کند و عشق را به مثابه سرنوشت محتوم انسان یادآوری کند. انسان در آثار صادق ایوبی بازیگر محوری است و حضوری دائمی دارد و اوست آبادگر و مفهوم آفرین و تعیین کننده. نمادهایی چون سیب سرخ، ماهی سرخ و رنگهایی متمایل به سرخ و البته سرخاب های صورت و ذهن زنان هرکدام برای بیان موضوع و سخنی، محیط انسان در تابلوها را می سازند. کبوترانی در حال پرواز و بعضا با بالها و درواقع اندیشه های بسته ، گاهی در پیرامون نگاه و ذهن انسان مورد نظر صادق ایوبی ظاهر می شوند و معنای دیگری خلق می کنند. انسانی که در تابلوهای این هنرمند محسور است، انسانی رنجور و گاهی امیدوار، اما به شدت نیازمند عشق و بیزار از تنهایی است. گاهی در چند تابلو در کنار هم می توان رنج و عشق و حسرت و دریغ و امید و انتظار را با هم نظاره کرد، اما در متن نگاه شرم آلود انسان مورد نظر این نقاش و بویژه در سیمای خسته ی زن سرخاب زده، آن نیروی خارق العاده و مستتر عشق در اشکال گوناگون و بلکه نیاز به عشق و باهم زیستن- هرچند بواسطه نیازمندی به کشف چند مجهول در تابلوها- دوباره خود را می نمایاند و از خلاء آن ابراز هراس و شادی توام با نگرانی و انتظار به وفور دیده می شود. انسانی نالان و بریده از منبع عشق که صادق ایوبی در آثارش باز آفرینی می کند، انسان گریزان از نفرت و تنهایی و کینه و عشق گمشده جهان ذهنی اوست؛ عشقی که هنرمند این روزها فلسفه زیست مولانایی را برای توجیه آن می پسندد و به شدت متاثر از اندیشه های این عارف دردمند. چنین انسانی، جامعه ی آرمانی نقاش تنهای شهر و ذهن هستی شناسی او را می سازند؛ تنهایی برای خلق آثاری هنری با موضوع اعتراض به تنهایی و ضرورت عشق.

منتشر شده در مجله مستقل/ شماره 21

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :