قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٧/٢٤

تصویر واقعی/گزارش تحلیلی سیروان از نمایشنامه خوانی»مردی كه چشاش سگ داشت«
11 تير 84

سیروان- فیض الله پیری: »عبید رستمی«‌كارگردان و سرپرست گروه تئاتر تجربه كه بیشتر مسایل اجتماعی را بر روی صحنه می برد،‌این بار نیز در »مردی كه چشاش سگ داشت« و در قالبی دیگر از سبك های تئاتر( نمایشنامه خوانی) همین موضوع را دنبال كرده است.
نمایشنامه خوانی این هنرمند سنندجی آن گونه كه از تجربه او بر می آید،‌این بار نیز مسایل و مشكلات اجتماعی و البته مخصوص زنان را دنبال می كند ؛ فاكتوری كه رستمی به آن تاكید می ورزد و این گونه است كه - اگر چه به طور كلی اعتیاد، اما - به صورت جزیی زنان خیابانی، نوعروس كم تجربه و بی سواد روستایی، زنی با بچه اش در كنار خیابان  و... درتجربه جدید او درمتون نمایشنامه خوانی اش برای مخاطب تصویر می شود.
نمایشنامه خوانی، تركیبی از متن خوانی واجراست كه در آن بازیگران تقریبا برخلاف بازی معمول در تئاتر و از طریق دیالوگ و میمیك (حركات چهره) اثر را اجرا می كنند و یك نفر به عنوان صحنه خوان تغییر صحنه و ایپوزوتها را به هم ارتباط می دهد.
سالن شماره دو سینما بهمن سنندج هفته گذشته به مدت چهار روز میزبان شهروندان سنندجی بود كه برای دیدن »مردی كه چشاش سگ داشت« به این سینما آمده بودند.
هم »بهار لطافتیان« نویسنده این اثر،‌موضوعات را آن گونه كه باید، شناسایی ودر كنار هم قرار داده و هم »عبید رستمی«‌كارگردان این اثر، موضوع را به خوبی به خواننده القا می كند.
»اقدس« زنی 50 ساله در اتاقی زندگی می كند كه در كنار دستشویی و با نظافت آن كسب درآمد می كند. تجربه اش فراوان و آنقدر مارگزیده كه برای خود هیولایی شده است. با هر نوع شخصیت زن خیابانی و در اتاقی كوچك دركنار دستشویی هم صحبت و همنشین می شود. سیگار و مواد مخدر از عرفیات این كلنی كوچك جمعیتی است كه خرده فرهنگی خاص و نسبتا امروزی را تشكیل می دهند. در آن جمع نوعروسی بی سواد و روستایی، شوهرش را جستجو می كند كه به علت ناآشنایی به مسایل اجتماعی و حقوق مدنی خود، هنوز اطلاع ندارد كه شوهر متروكه اش او را به جای عقد، صیغه كرده است؛ دختری  ساده دل كه بعدها تحت تاثیر آن جو و خرده فرهنگ، سیگاری می شود و نهایتا شغل اقدس را ادامه می دهد. درنمایشنامه خوانی مردی كه چشاش سگ داشت نویسنده و كارگردان به زیبایی و از زاویه ای نو به موضوعات می پردازند. زنی دیگر با بچه اش به اتاق اقدس راه پیدا می كند كه او هم مشكلات خاص خود را دارد. دختری جوان با لب خوانی آهنگی امروزین كه ذهن ها را به سوی بزرگ شدن او در فرهنگی»اینترنت و چت« سوق می دهد، باعینكی آفتابی و لباس مخصوص خود بخشی دیگر از تصاویر جامعه »شلم شوربای«‌امروزی را تصویر می كنند كه همزمان می توان این تصاویر رادر یك خیابان مشاهده كرد.  در مردی كه چشاش سگ داشت تنوع شخصیت های جامعه زنان به صورت واقعیت یك جا جای داده شده است. تركیب نسل میانه وامروزی و هر كدام با رفتاری خاص و به عبارتی تركیب رفتاری مردمان موج اول با موج دوم و یاسوم و نابهنجاریهای اجتماعی، فرهنگ و یا فضای خاصی را تصویر می كند كه نویسنده و كارگردان به زیبایی به آن پرداخته اند. در این نمایشنامه خوانی كه در واقع در نوع خود در جامعه كردی، به نظر می رسد نخستین تجربه باشد، دختری زیبا و نسل امروزی به خاطر مشكلات اقتصادی آدامس فروش و فالگیر و یا واكسی می شود كه مورد سو قصد »گرگهای اجتماعی« برای انتقال به آن سوی آب قرار می گیرد و كم تجربگی وعدم شناخت وی باعث خوش باوری او می شود. متن موضوع دراین بخش از كار به گونه ای  روشن است كه از »شیخ های آن ور آب« نام برده می شود؛ تصویری كه به نظر می رسد در جامعه كردی امروز كمتر می توان برای آن مشابه و جایگاهی پیدا كرد.
آن گونه كه مخاطبان این نمایشنامه به سیروان  می گویند، واقعیت های جامعه شناختی و چالشهای فرا روی زندگی زنان امروز در مردی كه چشاش سگ داشت به آسانی به تصویر كشیده شده است.
به هر روی خیابان فردوسی سنندج و سینما بهمن هفته گذشته چهار روز شلوغ را پشت سر گذاشت.

 

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :