قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/۸/۱٧

سراب کلهر از گیلان غرب جاری می شود
16 آبان 84
سیروان - فیض الله پیری: در امتداد جاده كلهر از اسلام آباد به گیلان غرب در استان كرماشان مردمانی حیات دارند كه هنوز واژه های بكر و ادبیاتی منحصر به فرد در قالب لهجه ی كلهری در میانشان دست نخورده باقی مانده است.

»دشت سیدایاز« ، »دار بادام«،‌گواور (سر مست)،  قاچ پنیرهای كوه استوار »قلاجه« و عشایر مسیر راه ادبیات فولكلوریك و ناب كردان كلهر را در خود نهفته دارند. آنگاه كوه »سریوان« ، عبادتگاه »سعید عبادتیان«؛ شاعری كردی گوی و فولكلور جوی كه توانایی اش در یافتن واژه های كهن این دیار در كرماشان كم نظیر است.
اندكی پایین تر از قلاجه برای فاصله ای كوتاه در مسیر خاك استان ایلام (ایوان غرب) خویش را می یابی و سپس گیلان غرب نمایان می شود.
زنی تبر به دست در وسط میدان شهر داستان حماسه های این شهر را روایت می كند. ماجرا به زنی كلهر مربوط می شود كه در جریان جنگ تحمیلی به سه نفر از عراقی ها مزه مرگ چشاند. عطر این قهرمانی در فضای شهر پیچیده است. گیلان غرب اگر چه حیات شهری را در شریان خود جاری می بیند، اما ادبیات و فرهنگ سنتی مردمان روستا و عشایر را در خود حفظ كرده است. سعید عبادتیان نیز از میان این مردم برخاسته است؛ شاعری عشایرزاده كه داستانهای شعری او گویی فولكلور نسل های گذشته است كه تا امروز باقی مانده است.
او »گیلان غرب« را از آن رو مركز كلهر می داند كه اصل واژه های كردی كلهری را در میان مردمانش باید جستجو كرد. »داوود خان كلهر« و پدرش نیز سالها پیش در این شهر و در كنار »قلعه گیلان« زیست كرده اند. در پس او »سردار خان« و »سلیمان خان« نیز در این مكان سكنی گزیدند و در این دیار، حیات را بدرود گفتند. ماوای »عباس خان سید مخصوص« و »علی آقا اعظمی« از بزرگان كلهر نیز گیلان غرب بوده است. به گفته ی شاعری كه امروز بر اساس آن فرهنگ و ادبیات تاریخی شعر می گوید، تمام خوانین منطقه در زمان قاجار با محوریت ایل كلهر و به فرماندهی داوود خان برای حمله به تهران راهی مركز می شوند اما در همدان شكست می خورند. قبل از داوود خان تیره »خمان« كه از گیلان غرب به طرف قصر شیرین سكونت دارند، حكومت كرده اند. سعید این مردمان و ادبیات و فرهنگشان را در عمق كاویده است. اشعار او حكایت ها از كلهر در متن خود دارد. آن هنگام كه شعر »دختر خان كلهر« را می خواند، فضا و تصویری ناب از این دیار به نمایش می گذارد. »شیری« خواننده جوان این شعر و تصویر را در آوازی در قالب آهنگ »از دست عشق« هنرمند »عزیز شاهرخ« تكمیل كرده است. دیری نخواهد پائید این شعر به گوش همگان خواهد رسید و فراگیر خواهد شد.
»دختر خان« را باید مبدا تاریخی دیگر در ادبیات بومی منطقه به حساب آورد. آن هنگام كه مردمان كرماشان به آغاز فصل سرد زبان كردی ایمان آورده بودند، سعید عبادتیان با قرائت این شعر در كنگره ادبیات كردی در كرماشان چنان در فضای آن شعر غرق شد كه در مقابل دیدگان كردی جویان بیهوش گشت و اندكی از دیده ها رفت.
در گفتگویش با سیروان تولد خود را به سال »قر‏ان« (1342) در میان عشایر كلهر نسبت می دهد، سالی كه به گفته او روزگار را قحطی شد و گوسپندان عشایر را مرگ و میر فراوانی فرا گرفت و »كركس«ها فریاد می زدند. این سال در میان عشایر و مردم منطقه به سال قران (مرگ و میر) شهرت دارد. پدر را در اشعارش به علت زحمات و دردهای فراوان زندگی اش به »كومه كیش دڵریش« (اهل رنج) می نامد و مادر را نیز پرورش یافته در فضای »كڕیوه یل سه خت زمسان« (سرمای خشك و سوزناك زمستان) توصیف كرده است.
سعید، نخستین بار با تشویق آموزگارش در سال 1353  كه شعری را بر اساس روایت »علی اشرف درویشیان« در كلاس قرائت كرد، نخستین جوششهای شاعرانه را در خود یافت. او اینك در پی سالهای دور هنوز آن شعر را فراموش نكرده است:
»نیازه لی نه یاشتی / كوت مدادی هامشتی / مداد نی یه خنجره / ئه رای زگ موفت خوه ره« / (نیاز علی فقیر و ندار / مدادی كوچك در دست دارد/ مداد نیست خنجر است / برای شكم مفت خور است)
این شعر را خیلی دوست داشتم و احساس كردم من هم می توانم شعر بگویم. تحت تاثیر همین فضا، بعدها این شعر را سرودم:
»شه وان خه و دیونم / خه و جی/ خه و راه هه تی / خه و نان / خه و ئازادی گشتمان«
(شب ها خواب می بینم/خواب مكان و رختخواب/خواب آسایش و راحتی / خواب نان/ خواب آزادی برای همه )
اینك سعید از این سروده ها فراتر رفته و پا به دریایی غنی و فولكلور در ادبیات كردی كلهر (كرماشانی) نهاده است كه به گفته او تا كسی »كلهر« و یا حداقل با این زبان آشنا نباشد، نمی داند چقدر قوی است: من تاسف می خورم كه چرا زودتر شعرا و كسانی كه توانسته اند كاری برای این زبان بكنند، نكرده اند. ادبیات كلهری به راستی قابلیت فراوانی دارد. در حال حاضر مشغول جمع آوری تك بیتی هایی از هوره هستم كه مبادا نابود شوند. شش ماه است به این كار مشغولم و تاكنون بیش از دو هزار بیت مكتوب كرده ام. این اشعار كمتر از سروده های حافظ و سعدی نیست.
از بخت خوش روزگار، این شاعر كارمند اداره امور عشایری شده است؛ در میان مردمان قبیله هایی كه قبله گاه عبادات مقبول عبادتیان است؛ مردمانی كه وارثان ادبیات كلهر هستند و به گفته
سعید هر آنچه دارند به صورت شفاهی در سینه ها مانده و هنوز مكتوب نگشته است. به اعتقاد او داشته های یك زبان وقتی مشخص می شوند كه به صورت كتاب و نوشته درآید: ما باید برای كودكان كتاب داشته باشیم. وقتی ادبیات و زبان ما جمع آوری شد، آن وقت می فهمیم كه چقدر زبان ما توانایی دارد.
سعید در میان این مردمان ادبیات كردی را پوئیده است، راهی كه به گفته ی او پایانی برای آن نیست. پدرش نیز آن گونه خود روایت می كند، به این زبان - به صورت شفاهی - بسیار مسلط بود و شاهنامه كردی را از سینه می خواند. نغمه های عاشقانه كلهر و از جمله هوره را با صدایی حزن انگیز در منزل و كوه و دشت طنین انداز می كرد. داستان »پاتوره و پری« از آن جمله است كه به گفته ی عبادتیان تاكنون در هیچ كتاب و مجلسی ندیده و نشنیده است. در این داستان پری - دختر خان - عاشق پاتوره - چوپان - می شود و خان به پاتوره می گوید كه اگر گوسفندان را به آن سوی كوه »قاف« ببرد، بچراند و سپس سالم آنها را برگرداند دختر را به او می دهد. پاتوره چون اجازه ندارد با دختر نجوایی عاشقانه سر دهد، لاجرم از راه نوای سوزناك نی دردهای خویش را به دختر خان كلهر منتقل می كند.
عبادتیان قصد دارد این حكایت را به صورت شعر یا داستان مكتوب كند.
گیلان غرب اما، اگر چه در جغرافیای كرماشان به حاشیه رفته اما در متن ادبیات كردی این استان واقع است. رابطه های دیرینه و قومی با اسلام آباد غرب دیگر شهر بزرگ كلهر نشین دارد و آن گونه كه شاعر مورد گفتگو، نقل می كند، از هر 24 تیره عشایر گیلان غرب، بخشی از آنها در اسلام آباد غرب سكونت دارند.
این شهر روزگاری نه چندان دور »امله« خوانده می شد و هنوز این نام را می توان در ادبیات فولكلوریك و اشعار »هوره« و »پای موری« مردم یافت.
* همان طور كه شما اشاره كردید، ادبیات كرد كلهری بیشتر شفاهی است، از دیدگاه شما چه لزومی دارد كه این فرهنگ و ادبیات شفاهی جمع آوری شود؟
- اهمیت فراوانی دارد. سخت است كه انسان آنچه را كه دارد از او بگیرند. ما نباید اجازه بدهیم این سرمایه از دست برود. در دهه های گذشته به ادبیات كردی كمتر توجه شده است. زبان كردی كلهری دارد هویت خود را از دست می دهد. خیلی اهمیت دارد كه جمع آوری شود. هر جامعه ای برای اینكه زنده بماند باید فرهنگ خود را حفظ كند. ما احساس می كنیم كه چیزی برای گفتن نداریم چون زبان ما هنوز مكتوب و نوشتاری نیست. البته خودمان هم مقصریم و از سویی دیگر فضایی نبوده كه كار كنیم. لازم است شاعران و ادیبان كه اصالت و ریشه خود را دوست دارند به زبان مادری خود خدمت كنند. انسان دوست دارد بداند از كجا آمده، چه قومی بوده و چه زبان و ادبیاتی داشته است. ما باید برای فرهنگ خویش اهمیت قائل شویم و از میزان توانمندیها و سرمایه های آن آگاه باشیم، همان طور كه تمام اقوام و ملل به زبان و اندیشه و اصالت خود اهمیت داده و پیشرفت كرده اند. فرهنگ سنتی نباید از بین برود. در كشور ژاپن با آن همه پیشرفت، مردم هنوز غذا خوردن با دو چوب سنتی را ترك نكرده اند.
* برای عملی شدن این الزام نویسندگان و شعرا چه رسالتی دارند؟ مصداقها از نگاه شما چگونه تعریف می شوند؟
- به نظر من تمام كسانی كه در حوزه ادبیات كردی كلهری فعالیت می كنند، ابتدا باید فرهنگ لغتی بزرگ جمع آوری كنند. متاسفانه الآن عده ای با فرزندانشان به جای كردی، به زبان فارسی صحبت می كنند. زبان كردی كلهری زبان شناسی می خواهد كه دستور زبان آن را تهیه كند. وقتی كه ما دستور زبان نداشته باشیم، نمی توانیم شاهد رشد زبان باشیم. داستان و شعر كودكانه از نیازهای اساسی است. لازم است كه آثار نویسندگان خارجی به كردی ترجمه و از تجربه دیگر زبانها استفاده شود.
* شما در این حوزه چه كارهایی انجام داده اید؟
- همان گونه كه خدمت شما عرض كردم در حال جمع آوری تك بیتی های نوای »هوره« هستم. یكی از كتابهایم به نام »ساڵه یل له كیس چی« (سالهای از دست رفته) آماده چاپ است كه هنوز مجوز انتشار نگرفته است. دو اثر دیگر را هم آماده چاپ دارم كه برای آنها نامی انتخاب نكرده ام. تك بیتی های هوره را هم در نظر دارم چاپ كنم.
* در حال حاضر ظاهرا اختلاف نظرهایی هم در مورد رسم الخط این زبان وجود دارد، در این خصوص چه صحبتی دارید؟
- اختلاف ها جزیی است. اختلاف هایی كه ما با لهجه ی سورانی داریم این است كه در كلهری حرف »ع« وجود ندارد. صدایی بین »و« و »ی« در این زبان وجود دارد كه به جای آن بر روی »و« دو نقطه قرار می گیرد. یك صدایی هم بین »ن« و »گ« وجود دارد.
مسئله اصلی همان »و« دو نقطه دار هست كه در حال حاضر با مشكل اجرای كامپیوتری برای مطبوعات مواجه است، اما اكثر كسانی كه كتاب چاپ كرده اند، روی این موضوع اتفاق نظر دارند. زبان كلهری هم مثل سورانی مشتاقانی پیدا كرده است. امیدواریم دوستان شاعری كه الآن شعر می گویند، در آینده آثارشان چاپ شود و كمكی به این زبان كرده اند، منتشر شود. اگر شعرا و ادیبان كمك كنند این زبان كه به لحاظ نوشتار تفاوت آنچنان با سورانی ندارد، توسعه پیدا كند و مخاطبان بیشتری برای این زبان جذب كنند، می شود روی همین چند حرف جزیی كه عرض كردم با سوران و دیگر لهجه ها در مورد زبان متحد كردی هم به توافق رسید.
به باور سعید عبادتیان انسان از بی هویتی خسته شده است: هویت جویی موجی جهانی است. من هم تا حالا احساس می كردم بی هویت هستم. گرایش به زبان و فرهنگ سنتی هویت ما را احیا كرده است. او البته از عده ای از شاعران كه به این زبان و در فضایی كه ادعای پست مدرن دارند، گله مند است و می گوید: متاسفانه عده ای از دوستان شاعر ادعای مدرن و پست مدرن دارند. این ضربه بزرگی به نهال نو پای این زبان می زند. ما هنوز تعداد محدودی كتاب به این زبان داریم. باید ابتدا سعی كنیم از خرمن زیاد فولكلور استفاده كنیم و به جمع آوری آن بپردازیم. متاسفانه برخی دوستان اشعاری می گویند كه هیچ كمكی به زبان كردی نمی كند. مشكلی كه الآن زبان فارسی در حوزه شعر دارد، سخت گویی شاعران است كه مخاطبان از آن چیزی نمی فهمند ما نباید این تجربه تلخ را تكرار كنیم . البته صاحبان این گونه سروده های كردی از فضای واقعی ادبیات كردی دور هستند و شناختی از زندگی مردم صاحبان این زبان ندارند، قبلا شعر فارسی گفته اند. كسانی كه ادعای توهم پست مدرن دارند، دچار این مشكل هستند. مخاطب نمی تواند با این اشعار ارتباط برقرار كند. اشعارشان احساس برانگیز نیست و در سینه ی كسی جای نمی گیرد.
نیایش های شاعرانه عبادتیان را باید ستایش كرد؛ به ویژه آن هنگام كه این سروده ها در متن تصاویر سرزمین كلهر و طبیعت بكر آن سامان جای گیرد. طرح در طرح نقاشی در نقاشی. قرار است »غلامحسین پروه« این هنر را با صدای سعید تركیب كند تا كلهر و فرهنگش به سرزمین های دیگر كردان كوچ كند. 
عبادتیان تاكنون پنج كاست سروده های خویش را آماده انتشار و قصد دارد آنها را در قالب لوح های فشرده تصویری منتشر كند. غروب های طبیعت دست نخورده، سراب ها، محیط زیست، زندگی عشایر و كوه های راست قامت به زودی در متن تصاویر شاعری از آن سوی »بازی دراز« قرار می گیرد.
* اشعار شما چه تصاویری را منعكس می كنند؟ در چه فضایی سروده های شما شكل می گیرد؟
من زاده عشایرم. بی شك صدای زنگوله های گردن گوسفندان نخستین احساس شعر را در من به وجود آورد؛ در فضای »سه روه چیت« آن هنگام كه فصل كوچ است و عشایر به جهت معتدل بودن هوا، آلاچیق ها را بدون چادر برای زندگی دیوار گونه گرد می كنند و آسمان پرستاره بدون حجاب را وقتی می نگری رویاهای شاعرانه در آدمی شكل می گیرد. رنج و درد مردمان در اشعار من جاری است. سعید فعالان عرصه ادبیات كردی و چهره هایی چون »كریم كریم پور«، »رضا موزونی«، »سید قاسم ارژنگ«، »جمیل آهنگر نژاد« و »قنبری« و دیگران را می ستاید و می گوید: از برخی دوستان كه كتاب كردی را با رسم الخط فارسی چاپ كرده اند انتقاد دارم. البته شاید قبلا فضا چنین اقتضا می كرد اما امروز نویسندگان و شاعرانی كه می خواهند كتاب به زبان كردی كرماشانی (كلهری) چاپ كنند، حداقل لازم است مشورتی با همدیگر داشته باشند. مشكل ما یكی دو حرف است. تفاوتی با لهجه ی سورانی به لحاظ نوشتار نداریم. به گمانم آقای كریم پور ایده كاملی ارایه كرده اند كه در صورت اجرا سوران و كلهر می توانند زبان همدیگر را بخوانند. شاید یكی از شاعرانی كه در كلهر حركت ایجاد كرده، همین اشعار »شیر كو بی كه س« بوده كه ایشان كلهر هم نیستند.
عبادتیان هم اكنون رئیس انجمن ادبی »بانان« (فردا) گیلان غرب است كه شاعرانی چون »یاری«، »خانی«، »جهانفرد«، »پور بسطام« و ... را در خود جای داده است. این انجمن تنها توانست دو شماره از یك ماهنامه را منتشر كند كه دیگر مسكوت ماند. سعید اما می گوید: نزدیك به 10 سال است كه این انجمن فعالیت می كند و 80 درصد فعالیت آن به زبان كردی است.


فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :