قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/٩/۱٩

وقتی كه زرده شیمیایی شد/گزارش اختصاصی سیروان از روستای شیمیایی شده »زرده«
15 آذر 84
فیض اله پیری: در فاصله 10 كیلومتری مانده به شهر سرپل زهاب در استان كرماشان، آن هنگام كه »تاق« ساسانی نمایان می شود، جاده ای فرعی در سمت راست به طول هشت كیلومتر پدیدار می گردد كه به منطقه ی خوش آب و هوای »ریجاب« (ریژاو« ختم می گردد. ریژاو، مركز دهستانی به همین نام است كه مجموعه روستاهایی در فاصله چند كیلومتر در شهرستان دالاهو را در بر می گیرد.

 این منطقه در میان كوههای نزدیك به دالاهو و پای تاق محصور و در زیر درختان انبوه بلوط، انجیر، گردو و انگور نهان گشته است. جاده منتهی به این منطقه، افعی سیاهی می ماند كه در میان جنگل ها و پیچ كوهها در حركت است. روستای زرده در منتهای منطقه ریجاب و در دامنه آغازین ارتفاعات دالاهو قرار دارد و آرامگاه »داوود كه و سوار« و »بابا یادگار« از اماكن زیارتی پیروان آئین »اهل حق« نیز در همین روستا واقع است. مردم این روستا و چند روستای اطراف كه بر اساس برخی روایات تاریخی روزگاران دور برای حفظ آئین زردشتی خود از »اورامان« به این شبه پناهگاههای كوه دالاهو آمده اند، هنوز عادات فرهنگی خود را فراموش نكرده اند. جالب است كه آنان حتی به لهجه »اورامی« سخن می گویند. این دامنه های دالاهو اگرچه روزگاری مامن خوبی برای این مردمان به حساب می آمد اما آنان را گریزی از حملات عصر صنعت و مدرنیته نبود. 31 تیرماه سال 67 آن هنگام كه جنگ ایران و عراق می رفت كه آخرین حلقه های آتش بس خود را تكمیل كند، هواپیماهایی از آسمان این روستا، بمب های شیمیایی را بر روی مردمان این روستا فرو ریختند و آن گونه كه بی بی سی گزارش كرده 275 نفر از جمعیت 1700 نفر این روستا فوری در محل امامزاده جان خود را از دست دادند.
آنچه كه »فرانسیس هریسون« خبرنگار این بنگاه خبری از زرده به جهانیان مخابره كرده، تنها بخشی از زخمهای مردمانی است كه از آتش خشم رژیم بعث عراق در امان نمانده اند. گزارشهای رسمی با آنچه كه بی بی سی منتشر كرده، در تضاد است. بر اساس این گزارشها 60 نفر از زرده جان خود را از دست داد، 40 نفر نیز جانبازی آنها به ثبت رسیده و 850 نفر از جمعیت 1180 نفری این روستا آسیب دیده اند. زرده ای ها می گویند به هنگام فرود بمبهای شیمیایی كه از نوع خردل، اشك آور و تاول زا بود، حیوانات اهلی را مشاهده كرده اند كه در مقابل دیدگان آنها جان داده است.
هر گاه باران بر این روستا فرود می آید، جای این بمبهای شیمیایی بر روی كوههای بلند این روستا كه در اصطلاح محلی »كمر« خوانده می شود، نمایان می گردد. تعدادی از بمبها با فاصله اندك در انتهای روستا فرود آمدند و خوشبختانه وزش باد، دود آن را بر خلاف جهت ساكنان این روستا، حركت داد. اما با این حال تاثیر خود را بر روی قوه بینایی، شنوایی، تنفسی و پوست آنان بر جای گذاشت. یكی از این بمبها بر روی چشمه آب این روستا فرود آمد و مردم نیز بر اساس عادات روزانه از آب آن می نوشیدند، اما طولی نكشید كه آنانی كه از این آب نوشیده بودند كش آمدند و جنازه هایشان آنجا باقی ماند. مردم این بار نه آب چشمه، كه واقعیت مرگ را چشیدند. این جمعه سیاه برابر حضور نظامی نیروهای مجاهدین خلق (منافقین) در منطقه كرند غرب، اسلام آباد و تنگه مرصاد بود، از این رو انتقال مجروحان و آسیب دیدگان ناشی از بمباران شیمیایی به كرماشان، امكان پذیر نبود. همزمان با كفن و دفن جان باختگان، تعدادی نیز كه خود نقش كمكی داشتند، دودهای شیمیایی را تنفس و مرگ را مزه كردند و هنوز كه هنوز است به گفته باقی ماندگان این حادثه سالانه 10 نفر به علت سرطان مغزی جان خود را از دست می دهند. تاكنون هیچ خبرنگار ایرانی از این روستا بازدید نكرده است. خانم »‌هریسون« از بی بی سی نیز اولین خبرنگار خارجی است كه بمباران شیمیایی زرده را گزارش كرد.
ساكنان زرده از منعكس نشدن واقعی این رویداد ضد انسانی و بی درمان ماندن زخمایشان انتقاد دارند؛ تو گویی فغان و ناله ی آنها در كوهها می پیچد و انعكاس آن تنها به خودشان باز می گردد. روایت این حادثه از زبان آنان با آنچه كه بر سر زبان ها جاری است، متفاوت است. »سعد الله عظمی« كه آن زمان 12 سال داشت می گوید كه سرآغاز روز صدای هولناك هواپیماها به خاطر بمباران مردم را آشفته كرد اما ساكنان زرده نمی دانستند كه این بمبها كه فرود می آیند شیمیایی است. بعد از آنكه برگهای درختان سوختند، حیوانات به زمین افتادند و تعدادی از مردم جان خود را از دست دادند، مردم به كمك نزدیكانشان رفتند، اما خیلی دیر بود، چون آنان آب آلوده چشمه را نوشیده بودند. او كه اینك تاول های ناشی از این حادثه بر روی پوست بدنش نمایان است می گوید: احساس كردم بدنم دچار خارش و سوزش می شود. آن گاه سرگیجه و استفراغ ما را رها نمی كرد. بعد از دو ساعت ارتش ایران به كمك ما آمد. اما جریان عملیات »مرصاد« مانع انتقال آسیب دیدگان به بیمارستان شد. همین دلیلی بود كه ما نزدیكترین وابستگان خود را از دست دهیم. سعدالله می گوید: آنان هم كه زنده ماندند، با عوارض این مواد بر روی بدن خود روزگار را به سختی می گذرانند. آنان حتی دچار مشكلات عصبی شده اند و تاكنون نزدیك به 50 نفر خودسوزی كرده اند. پدر او نیز می گوید: از هر دو چشمم آب می آید. پاهایم درد می كند. 14 روز در بیمارستان بودم اما پرونده ام ثبت نشده است.
»هدیه«، دختری كه تصویر و گفته های او از سایت بی بی سی منتشر شد، مجبور است برای تنفس، كپسول پنج كیلویی اكسیژن را كه آن هم توسط مسئولان دبیرستان به او اهدا شده را با خود حمل كند او سال گذشته در دانشگاه در رشته پرستاری قبول شد اما اجبار در حمل كپسول اكسیژن مانع آن گشت در دانشگاه به ادامه تحصیل بپردازد. اما او ناامید نیست و خود می گوید: اگر كسی مرا حمایت كند، می توانم درسهایم را ادامه دهم. مادر هدیه، از تاریخ شكایت ها دارد كه درد این دختر یتیم را آن گونه كه هست، منعكس نكرد. او از مسئولان می خواهد آنان را درك كنند، چون هزینه های بیمارستان را كسی تقبل نمی كند.
»نوفل كرمخانی« دهیار روستا كه همسر اول و دو فرزند او در حادثه بمباران شیمیایی این روستا جان خود را از دست دادند،‌ما را به منزل یكی از روستائیان می برد كه زن و مردی جوان به علت عوارض شیمیایی صاحب فرزندی معلول شده اند. »گرده فتاحی« همسر او هنگامی كه كودك چهار ماهه اش را به سینه داشت، دعوت مرگ را پذیرفت، اما عجب آنكه كودكش هنوز زنده است. پزشكان گفته اند كه تنفس از راه سینه مادر باعث شده كه او زنده بماند.  اگر چه هم اكنون از آن عارضه مصون نمانده ناراحتی اعصاب دارد.
»نوشین« اما كودكی سه ساله است كه نه بمباران را دیده و نه می فهمد شیمیایی چیست؟ او به صورت مادرزادی معلول به دنیا آمده و صدای خروپف تنفس او نشان می دهد از نفس كشیدن هم رنج می برد. پدر و مادر او خود از عارضه شیمیایی رنج می برند، اما حدیث دردناك كودكی سه ساله آنان را رنج می دهد. مادرش می گوید كه در خانه آنها 12-10 نفر شیمیایی شده اما هیچكدام به ثبت نرسیده است. پدر نوشین كارگری ساده است و از اینكه حتی بهزیستی هیچ خدماتی به آنان ارایه نمی دهد انتقاد دارد.
»منوچهر علی پناه« و »روح اله منصوری« از اینكه عارضه شیمیایی آنها در هیچ مركزی ثبت نشده گله مند هستند. »اسفندیار نیازی« و »نامداری ایلی« نیز سخنانی مشابه دارند. اهالی زرده معتقدند كه بیش از هزار نفر از ساكنان این روستا كه دچار عارضه شیمیایی شده اند، ثبت نشده و دولت نیز به جانبازان زیر 25 درصد نیز خدماتی نمی دهد. دهیار روستا معتقد است كه برای اجرای عدالت باید بمباران شیمیایی زرده در دادگاه »صدام حسین« دیكتاتور سابق عراق مطرح شود. او سال گذشته این موضوع را به خبرنگار شبكه »العربیه« گفت. برخی خبرنگاران خارجی برای پوشش این همایش به كرماشان آمده بودند؛ همایشی كه توسط تشكل غیر دولتی »مرصاد«، فعال در زمینه آسیب دیدگان شیمیایی برگزار شد. سیروان تلاش خواهد كرد از دیگر مناطق شیمیایی و پیگیركنندگان این موضوع گزارش هایی منتشر كند.

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :