قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/۱٠/۱٦

كردستان چگونه كشف شد؟/متن کامل گفت وگوی سیروان با احسان هوشمند
6 دی 84
سیروان : انتشار دو شماره چشم انداز ویژه »كردستان« با واكنش های متفاوتی در مناطق كردنشین روبه رو شد .سیروان در گفت و گو با »احسان هوشمند« محقق محوری و سرپرست تیم تحریریه این ویژه نامه دغدغه های فعالان سیاسی - فرهنگی منطقه را كاویده است.متن کامل گفتگوی سیروان با آقای هوشمند را بدون هر گونه پیش داوری در پی بخوانید:



* آقای هوشمند شما یكی از دست اندركاران و طراحان اصلی مباحث نشریه »چشم انداز ایران - ویژه كردستان« هستید، انگیزه و ذهنیتی كه منجر به فكر تولید دو شماره چشم انداز ویژه كردستان شد چه بود و چگونه این ذهنیت عملیاتی شد؟
- .... شاید در عرصه مطبوعات تاكنون چنین كاری به صورت تخصصی درباره مسائل مختلف كه چشم انداز طرح كرده صورت نگرفته باشد. این كه چه ذهنیتی موجب طرح و انتشار چشم انداز ویژه كردستان شد، به نظر من مدیر نشریه جناب لطف الله میثمی اصل موضوع را باید طرح كند، اما به هر حال چشم انداز دارای سیاست و مشی مشخصی است و نه تنها در مورد كردستان، بلكه در مورد حادثه كوی دانشگاه، درگیری های مجاهدین خلق در سال 60 و ... مطالبی ویژه منتشر كرده است. از نظر من پرداختن به مسائل كردستان ریشه های قبلی دارد. سالها قبل از اینكه چشم انداز منتشر شود شاید در میانه های دهه هفتاد كه در مناطق كردنشین كمتر كرد اهل سنت بود كه مدیر یك دستگاه فرهنگی - هرچند كوچك - یا مسئول سیاسی، بخشدار و فرماندار باشد و حتی یك مدیرمسئول یك نشریه در سطح كشور كه كرد اهل سنت باشد وجود نداشت. من هم كه تجربه زندگی در گوشه و كنار كردستان را داشتم برای من این ابهام ایجاد شد كه چرا؟ بخصوص تجربه دوران پیش از این هم با زندگی ما قرین شده است. دیدن درگیری ها و كشته شدن جوان های هر دو طرف درگیری در سال های اوایل انقلاب قطعاً از خاطر ما نرفته بود و عوارض آن نیز گزینش های بسیار سخت در دانشگاه ها، استخدامی ها و مراكز مختلف بود. به عنوان كسی كه جامعه شناسی تحصیل كرده ام، سوالاتی زیادی در ذهنم شكل گرفت ضمن اینكه به این مختصر نباید اكتفا كرد. بعد از دوم خرداد در مطبوعات بایستی بسیاری از حریم ها شكسته می شد. شاید برای اولین بار اولین قلمی درباب قتل های زنجیره ای در مناطق كردنشین و اهل سنت بحث را به حوزه عمومی كشاند - قاعدتا اگر به تاریخ مطبوعات محلی و غیرمحلی مراجعه كنیم - مشخص است كه احسان هوشمند اگر در صدر نباشد یكی از كسانی بود كه برای نخستین بار این مباحث را به عرصه عمومی كشاند. پیگیری ماجرای مبهم و تاسف بار مرگ مرحوم ماموستا ملا محمد ربیعی در كرماشان از خاطر نرفته كه پیگیری هایی در این حوزه داشته ام.طبیعتا بحث گزینش، رد صلاحیت ها و غیره مباحثی بود كه پیگیری كرده ام. به علاوه همكاری و معرفی بسیاری از نخبگان كرد در سیروان نیز باید به موضوع افزوده شود. پس من در یك دوره ای اینگونه احساس می كردم كه به چالش كشیدن روش ها و سیاست های حاكمیت می تواند برای اصلاح امور در كردستان كمك كند. در این دوره خوشبختانه با همراهی بسیاری از نخبگان و اصلاح طلبان كرد مسیر پر فراز و نشیب اما موفقی را طی كردیم كما اینكه در كردستان امروز بسیاری از مدیران فرهنگی، سیاسی و اداری از نیروهای بومی منطقه هستند. در این استان قبلا كمتر مدیری از اهل سنت وجود داشت اما امروزه رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی، راه و ترابری، مدیران ستادی و معاونین استانداری، بخشداران، فرمانداران، روسای آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد و دیگر ادارات از میان نیروهای بومی و بخصوص كردهای اهل سنت انتخاب شده است، خوب این تحول قطعا تحول قابل قبولی است كه البته انتظارات بیش از آن است. طرح به كارگیری نیروهای كرد اهل سنت در ساختار رسمی كشور در حوزه هایی مثل معاون رئیس جمهور و پایین تر كه قانون اجازه داده یكی از خواسته های اصلی بود كه مطرح شد و به نظر من در مورد رئیس جمهور شدن كردها و اهل سنت روزی باید قانون اساسی اصلاح شود و همه به صورت برابر در این حوزه مشاركت داشته باشند.
بعدها كه به تهران آمدم این تجربیات منجر به این شد كه دغدغه هایم را در حوزه دیگری مطرح كنم. شاید اگر در تاریخ ایران برای اولین بار مبحثی در باب حقوق اقوام و اهل سنت به همت مرحوم دكتر عظیمی در ساختار برنامه ریزی كشور و در مقدمات برنامه چهارم هم مطرح شد یكی از دلایل طراحی این اندیشه، نتیجه پیگیری ها و گفتگوهای بنده با بسیاری از نخبگان كرد و اهل سنت بود كه به هر حال بایستی پیگیری می شد. اما به نظر می آمد باز هم این موضوع نارسا و ناقص بود. بعد از آن سوال هایی در ذهن بنده شكل گرفت كه چرا نگرانی ها، دل مشغولی ها و مقاومت هایی در این حوزه ها وجود دارد. به عنوان كسی كه درگیری پژوهشی با این قضیه و تحولات دارد به همراه دوستان كارهای مطالعاتی زیادی شروع كردیم. طبیعتا تحولات سال های اوایل انقلاب و همچنین دهه 20 نمی تواند از نظرها دور بماند از این منظر كار مطالعاتی ما را ملزم می كرد كه به سراغ اسناد و مدارك متعددی برویم كه متاسفانه بسیاری از آنها هم توسط نخبگان كرد و هم غیر كرد مورد بی توجهی قرار گرفته و برای بررسی آن تلاشی صورت نگرفته است. ضمن اینكه همزمان با این موضوع بعضی از اسناد و مدارك به دلایلی از نظر برخی از دوستان - چه حكومت و چه غیر حكومت - مصلحت طرح آن نبوده است. از این منظر كمتر كسی به صورت جدی به این مقولات پرداخته است. طبیعتا بایستی درگیر این موضوع می شدیم. وقتی هم پیگیری كردیم و مطالب آماده شد جایی برای انتشار آن نبود. اگر مشخصا بخواهم بپردازم به اینكه چرا چشم انداز ایران وارد این قضیه شد؟ بنده در چهار یا پنج سال قبل در دفتر آقای مهندس »لطف الله میثمی« و دوستانشان به جلسه ای هفتگی آنها برای گفتگو در باب مسایل كردستان وتحولات آن دعوت شدم. قبل از آن هم در بسیاری از محافل علمی و سیاسی مسایل كردستان را طرح كرده ام. بنده در خدمت دوستان بحث كردیم و خواستند كه مسایل را منتشر كنند كه من اجازه خواستم مطالب كامل تر شود. بعد از كامل شدن اسناد احساس كردم این كار نباید این گونه منتشر شود، بلكه خاطرات كسانی هم كه درگیر این موضوع بوده اند را به چند دلیل منتشر كنیم. اولا اگر تلاشی از طرف چشم انداز صورت نمی گرفت و این خاطرات جمع نمی شد، به هر حال بعد از سال ها برخی از كسانی كه خود بازیگر این تحولات بوده اند ممكن بود با توجه به بالا بودن سن آنها، فرصتی برای دریافت و انتشار خاطراتشان نباشد. پس به گردآوری خاطرات افراد، كه راه خطیری بود پرداختیم. اگر خاطرات این ها منتشر می شد و خاطرات گروه های اپوزیسیون و مخالفان امكان انتشار نمی یافت، ممكن بود در ذهن مخاطب اینگونه ارزیابی شود كه چشم انداز یك طرفه به قضاوت نشسته چون زمینه را برای انتشار دیدگاه های مخالف فراهم نكرده است. با این دیدگاه كه اگر در داخل ایران مجوزی برای انتشار دیدگاه های این افراد نباشد موضوع ناقص می ماند. به هر حال، همزمان با طرح این مباحث در چشم انداز ایران، طبیعتا گروه های مخالف مغایر با این دیدگاه ها حتما به بیان خاطرات خود خواهند پرداخت و به این طریق یك فرصتی برای افكار عمومی خواهد بود. بخصوص امثال بنده و دوستان دیگری كه مورد مصاحبه قرار گرفته اند نه در رادیو و نه در تلویزیون جمهوری اسلامی فرصتی برای بیان نظراتمان را نداریم اما آن آقایان كه لااقل در خارج از كشور هستند ماهواره، شبكه های رادیویی و نشریات متعددی این امكان را برای آنها فراهم كرده كه نظراتشان را بیان كنند و البته  محدودیتی هم نباشد. پس این نشریه فرصتی ایجاد می كرد طرفین قضیه نظرات و دیدگاه های خود را بیان كنند.
مطلب دوم این بود كه با بیان این خاطرات می توان دستاورد علمی برای فهم تحولات هم داشت. جامعه شناسانه و محققانه فهمید این تحولات را. چرا چالش های سیاسی بروز كرده، كاركردهای آن چه بوده، هزینه های آن چه بوده است؟ این هم نكته ای است كه متاسفانه در جامعه ما در میان نخبگان كرد و غیركرد مورد ارزیابی قرار نگرفت. ما چه هزینه هایی بابت این تحولات سیاسی و این درگیری های خونین و امثال آن پرداخت كرده ایم. قطعا تحولات بسیار سنگینی است و هزینه های بسیار سنگینی پرداخت شده است و باید و نباید این موارد از منظر انسانی یعنی بعد سوم قضیه مورد بازبینی قرار گیرد و درس بگیریم از این تحولات.
نكته بعدی كه بازهم كمك می كرد به این داستان، این بود كه اگر ما همتی نشان بدهیم و این ویژه
نامه منتشر بشود احتمالا مورد نقد و ارزیابی قرار خواهد گرفت و این نقد و ارزیابی ها وقتی منتشر بشوند  جامعه به صورت آزادتر و واقع بینانه تری می تواند به قضاوت بپردازد به این ترتیب اولین شماره چشم انداز ایران منتشر شد و با همه كاستی ها و محدودیت هایش مورد استقبال ویژه ای قرار گرفت. بیش از هزاران نسخه در مناطق كردنشین به فروش رفت. قابل انتظار نبود در این حد وسیع به فروش برسد. بسیار گسترده به نحوی كه دبیر كل حزب دمكرات ایران مجبور به پاسخگویی می شود كما اینكه 25 سال است این افراد با دولت جمهوری اسلامی درگیر هستند هیچگاه به این صورت در مقام پاسخگویی برنیامده اند. معلوم بود كه پیام این نشریه بسیار رسا و مورد اقبال قرار گرفته است كه حزب در خارج از كشور خودش را ملزم به پاسخگویی می داند.
* می توان گفت انتشار نشریه چشم انداز ویژه كردستان در دو مقطع زمانی خاص هدفی ویژه را دنبال كرده باشد. علی الاصول هدف از انتشار این ویژه نامه با این مطالب چه می تواند باشد؟
- من متوجه منظور شما از اینكه در دو زمان متفاوت با چه چیزهایی می خواهد ارتباط برقرار كند، نیستم. آیا منظور تحولات شمال عراق و امثالهم است. قطعا در ذهن من و در ذهن جناب مهندس میثمی این داستان نبود چون هر دو شماره متاسفانه یا خوشبختانه بر حسب تصادف منتشر شده است و چشم انداز اخیر قرار بود پیرار سال منتشر بشود. خوب مطلب آقای حسن زاده آمد. قرار شد آن هم منتشر شود. مطلب آقای حسن زاده آمد. قطعا بایستی بنده هم پاسخ می دادم و آقای  كیخسروی هم پاسخ می دادند. من پاسخ دادم و می باید خاطرات استانداران كردستان و آذربایجان غربی را می گرفتیم و به همین ترتیب آنجا صحبتی از آقای كرمانی شد، خوب تاایشان را پیدا می كردیم وقت می برد. ایشان پیدا شد، همین جور كار طول كشید تا به این اواخر كه البته اوایل مهر قرار بود كار منتشر بشود. من مطلبم را خدمت خانواده قاضی فرستادم. دختر قاضی و همچنین نوه قاضی كه متاسفانه چون جناب فتاح خان سیف قاضی تصادف كرده و فوت شدند یكی دو هفته معطل آن شدیم و بعد از آن اقدام به انتشار شد یعنی در هر دو زمان كاملا به صورت تصادفی منتشر شد. اما اگر قرار باشد اینگونه نگاه كنیم شما هر وقتی هر كاری را انجام بدهید می توانید آن را نسبت بدهید به یك تحولی در یك جایی از دنیا. اگرچه در پس ذهن من و آقای مثیمی ممكن است تحولات بین المللی و غیر آن بی تاثیر در پیگیری قضیه نباشد. قابل انكار نیست به هر حال ما در جغرافیایی زندگی می كنیم با تحولات مختلفی رو در روست. در سیری كه دهه هفتاد  ماجراهای كردستان در ذهن بنده گذاشت و به هر حال به عنوان یك دغدغه علمی، سیاسی و انسانی مطرح شد. می توان در ادامه این سیر به چشم انداز رسید.
 اما آیا چشم انداز 2 پایان این داستان بوده است؟ قطعا خیر. همان طور كه آقای میثمی هم در مقدمه این شماره گفته اند چشم انداز منتظر است نظرات دیگری را بشنود و نهایتا با جمع بندی نظرات مجددا اقدام به انتشار ویژه نامه 3 بكند. به نظر می آید كه این خود فرصتی باشد برای بسیاری از نخبگان كه دغدغه های خودشان را بتوانند بیان كنند. اما یك نكته را نباید از نظر دور داشت، آیا انتشار بیش از 60 درصد مطالب انتقادی در این شماره نشریه از سوی چشم انداز ایران امر سابقه داری است؟ آیا حتی نشریات محلی هم حاضر هستند 60 درصد از فضای یك شماره شان را اختصاص بدهند به منتقدین از مطلب آقای حسن زاده یا مطلب آقای توكلی، آقای خادم العلما و گروه های اپوزیسیون، گروه های مذهبی و حزب دمكرات و بعضی از نخبگان داخل كشور. اجازه این زمینه برایشان ایجاد شد تا بتوانند رسما نظریاتشان را بیان كنند و البته جامعه در میان نظرات مختلف خودش به جمعبندی و ارزیابی برسد. این نكته ای بود كه به نظر می آید به اندازه كافی به آن توجه نشده است. حكمت دیگری در پی خود داشت، خطوط قرمز طرح مباحث كردستان طی دو شماره اخیر چشم انداز ایران به طرز بی سابقه ای در كردستان و در سطح كشور عقب رانده شده است. بسیاری از مباحثی كه تا به امروز امكان طرح در هیچ نشریه ملی و محلی نداشت با ابتكار جناب مهندس میثمی و دوستانش در چشم انداز و مصاحبه شونده و مصاحبه كننده های چشم انداز آن را پذیرفته اند. این خطوط قرمز به طرز بی سابقه ای به عقب رانده شد. هم اكنون بسیاری در حوزه افكار عمومی درگیر موضوع شده اند. خود این فی نفسه كاركرد بسیار بسیار مطلوبی است و به نظر می آید در فضای دانشگاهی ما هم به همین ترتیب زمینه بحث مهیا شده است. این كاركردها قطعا نبایستی از نظر افكار عمومی مغفول بمانند. چیزی كه موجب می شود فرصت ایجاد شده از این كه ایجاد شده فراتر نرود. به هر حال بایستی به گذشته نگریست و آن درسی باشد برای آینده.
* پیداست برخوردهای متفاوتی در جامعه كردنشین با دو شماره مجله چشم انداز ویژه كردستان صورت گرفته است. عده ای معتقدند مطالب این نشریه كوشیده مبارزات كردها را صرفا وابسته به خارجی ها نشان دهد، عده ای دیگر بر این ایده اند كه گفتمان این نشریه تلاش دارد هویت قومی و مذهبی را به اضمحلال بكشاند و گروهی نیز اظهار كرده اند مطالب این نشریه نوعی مبارزه با جنبش های كردی است ... برای این آرا چه پاسخی دارید؟
- بدیهی است در جوامع توسعه نیافته هر گونه ساختار شكنی و مواجه با شخصیت های تاریخی اگر از منظر آن دیدگاهی كه رسمیت پیدا كرده و عده ای در ارتباط با آن حق و حقوقی برای خود قائلند مطلبی ارائه شود، قاعدتا واكنش هایی در جامعه به آن نشان داده می شود. شما نگاه كنید در كشور عراق فعلا هیچ گاه نمی شود در باب صدام سخن گفت چون خط قرمز است. اگر مقاله ای در باب صدام منتشر شود گروه های فشار علیه آن واكنش های خواهند داشت. به نظر می آید جامعه ایران هم از آن قاعده مستثنی نباشد.
در مورد بسیاری از تحولات و شخصیت های تاریخی هنوز نمی توان به بیان نظرات و عقاید - حتی با سند و مدرك - پرداخت. چرا؟‌ چون عده ای در حواشی شخصیت این افراد گرفتارند و عده ای در وهم اسطوره های تاریخی خود به سر می برند و اصلا انتشار تحولات و اسناد آن دوران ممكن است برخی از این اسطوره ها و شخصیت هایی كه برای آنها قداست قایل می شوند ابهامی در رویكردهایشان ایجاد شود. طبیعتا عده ای كه دنبال مریدپروری، نوكرپروری و چریك پروری هستند شاید خیلی برایشان خوشایند نباشد و علیه این موضوع، موضع بگیرند. اما از یاد نبریم كه این تحولات به قیمت بسیار سنگین انسانی تمام شده است. اگر ششصد و اندی نفر در سنندج از نظر بنیاد شهید، شهید محسوب می شوند، اگر احتمالا به همین تعداد از مردم سنندج یا كمتر از این رقم در میان نیروهای اپوزیسیون كرد كشته شده اند، آیا این خونی كه بر زمین ریخته شده - به قول مرحوم »فروهر« - خون انسان و جوانان سرزمین نیست و نبایستی در برابر آن پاسخگو بود؟
این ها نیاز به بازبینی دارد. اگر در لابه لای این بررسی های تاریخی به زعم برخی آقایان سوالاتی یا ابهاماتی در مورد برخی مفاهیم وجود دارد قاعدتا مطرح خواهد شد. اما آیا یك محقق به دلیل قداست موهوم برخی از افكار در اذهان برخی از كسانی كه به دلایلی رابطه نوستالوژیك، رومانتیك و احساسی با گذشته برقرار كرده اند، آیا طرح اینگونه سوالات و واقعیات بایستی بر اساس مصالح او صورت بگیرد یا بر اساس مصالحی فراتر از او؟ بر اساس فهم دقیق تاریخ آن گونه كه بوده و یا آنگونه كه ما می خواهیم باید باشد؟ طبیعتا در این حوزه این تابوها می تواند برخی از مفاهیم و آموزه های دیدگاه های منتقدانی كه شما بیان كرده اید را زیر سوال ببرد.
این نكته را نباید فراموش كرد كه در چشم انداز ایران اخیر »ویژه كردستان« وقتی 60 تا 70 درصد مطالب انتقادی منتشر شد آقایان هم می توانند از خودشان دفاع كنند. مخاطب ارزیابی و قضاوت می كند كه كدام یك از دیدگاه ها با سندیت و مطالعه و پژوهش توانسته جنبه های مختلف یك پدیده را به تصویر بكشاند. چه بسا مخاطبین ما بتوانند با مطالعه متنوعی از این دیدگاه ها به ارزیابی واقع بینانه تر از این تحولات برسند. شما فرض كنید در ارتباط با تحولات مربوط به ماجرای مهاباد و مرحوم قاضی محمد تا بحال اسنادی كه در ایران و غیر ایران منتشر شده نه مبتنی بر داده های مستند و قابل اعتماد بلكه مبتنی بر یك نوع شخصیت پردازی هایی بوده كه گاه یكی از این شخصیت های تاریخی را در جایگاه پیامبران و بدون عیب و نقص نشان داده است. در حالی كه همانگونه كه در مطالبم درج كرده ام در این گونه مطالب علمی نه قرار است با آن شان و شخصیت ها افزوده گردد و نه قرار است به مقابله با آن پرداخته شود. بیان تاریخ فی نفسه خود یك ارزش است ولو برخی با بیان این ارزش ها مخالف باشند.
اما اینكه توطئه ای در كار است؟  مطلب بسیار ساده است هر كار تازه ای كه ریسك داشته باشد، كسانی كه خود جرات درگیر شدن و مواجه با تاریخ را ندارند آزادند و مختارند كه بر آن هر برچسبی كه مایلند بنشانند. آیا با برچسب نشاندن بر هر ابتكار و هر ریسكی می توان جلو فهم تاریخ را گرفت؟ قطعا آقای مهندس میثمی چه در رژیم قبل و چه در رژیم حاضر دارای شناسنامه مشخص و روشنی است. بنده نوعی هم به همین ترتیب، از دهه هفتاد كه در سنندج مستقر بوده ام، محدودیت ها و تغییری كه در مورد حقوق فردی اینجانب مانند درس، گزینش و امثالهم صورت گرفته تا مواضعی كه به صورت رسمی در برابر برخی از رویكردهای غیرقابل قبول دستگاه حاكمیت مطرح كرده ام و واكنش هایی كه بنده در قالب اطلاعیه و مقالات مختلف منتشر كرده ام و نیز جلساتی كه حضور داشته ام، موجود است. شناسنامه ما با این سابقه معرف حضور خوانندگان مجله چشم انداز ایران و غیر آن می باشد. از این منظر نمی توان به سادگی برچسبی را به عنوان اینكه مثلا بخشی از حاكمیت در قالب طرحی می خواهد مسئله كردستان را حل كند، توطئه دانست.یادمان نرود كه به فرض اگر روزی حاكمیت به جایی برسد كه مباحث كردستان مطرح شود نشریات و تریبون خود را هم دارد و نیازی به استفاده از چشم انداز ایران با شناسنامه مهندس میثمی و امثال بنده نیست. اما به فرض اگر روزی حاكمیت هم به این نقطه برسد كه مسایل كردستان مطرح شود باید استقبال كرد، چه اشكالی دارد؟ حاكمیت، احزاب و نخبگان كرد و غیركرد متوجه شوند كه این یك ضرورت است كه گذشته بازبینی شود. نكته دیگری هم اضافه كنم  كه در قالب مجله چشم انداز ایران (ویژه كردستان) بسیاری از نخبگان كرد در ایران و خارج از كشور با این مبحث آشنا شده اند و خاطرات خود را مرور كرده اند كه این هم باز واجد ارزش است.
* به نظر شما مطالب چشم انداز ایران چه اندازه بی طرفانه، مستند و تاریخی است؟
- این را باید محققین مورد ارزیابی قرار دهند. نگاه كنید این مایه تاسف و نگرانی است كه كنشگران سیاسی به واكنش بپردازند. به نظر می آید قبل از كنشگران سیاسی می بایست محققان و بازیگران آن دوره واكنش نشان دهند و نظرات خود را بیان كنند. بسیاری از دوستانی كه رویكردی انتقادی نسبت به مجله داشتند حتی تابحال یك مقاله مستند و تحقیقی در این حوزه منتشر نكرده اند. به نظر نمی آید كه چند كتاب آن هم از نویسندگان قبلی خوانده باشند. فردی كه با حداقل اطلاعات به عنوان یك فعال سیاسی در منطقه شناخته شده است، می آید در باب این تحول سیاسی اظهار نظر می كند. نهایتا بایستی كسانی در این حوزه درگیر شوند كه صلاحیت آن را داشته باشند. بی دلیل نیست كه من در میان تمام مطالب انتقادی تنها به مطالب آقای حسن زاده [دبیر كل سابق حزب دمكرات] پاسخ داده ام. به هر حال ایشان خودشان یكی از بازیگران این داستان بوده اند. بسیاری از منتقدین، آن دوره را نه تجربه كرده و نه در باب آن كار علمی و تحقیقی شایسته و در خور منتشر كرده اند. بسیاری از كسانی كه سنگ آن جزئیات را به سینه می زنند حتی زحمت مطالعه سند آن احزاب را به خودشان هم نداده اند. پس به نظر نمی آید كه این افراد شایستگی بیان نظرات كارشناسانه داشته باشند. البته آنها هم آزادند كه نظرات خودشان را بیان كنند و چشم انداز ایران هم دیدگاه های آنان را بدون كم و كاست منتشر كرده است. كه به نظر می آید خود همین كار زمینه گفتگو و مفاهمه بیشتر را - ان شاء الله - مهیا كند. ما هم امیدواریم به جای گلوله های تفنگ، قلم، كتاب و مجله به بیان حقایق بپردازند. این را باز فراموش نكنید انتشار این گونه مباحث با هر انگیزه ای كه باشد بازیگران مختلف این دوره ها كه خود درگیر موضوع بوده اند، به خودشان بیایند، زحمت بكشند و بروند خاطرات و اسنادشان را منتشر كنند. شاید این چشم انداز موجب شود این كار صورت بگیرد و امیدواریم این روز بیاید كه تمام احزاب كرد و غیركرد و كسانی كه به هر نحو درگیر این موضوع بوده اند اسناد خودشان را منتشر كنند. من در این چشم انداز هم بیان كرده ام كه »نهضت آزادی« در سال قبل در یك اقدام بسیار در خور تحسین و شجاعانه تمامی اسناد مربوط به تحولات حزبی اش از دهه 40 تا به امروز در قالب یك سی دی منتشر كرد. ای كاش بقیه جریانات سیاسی داخلی و خارجی هم این زحمت را به خود بدهند كه اسنادشان را منتشر كنند به این ترتیب در قالب انتشار این اسناد زمینه برای فهم تاریخی تحولات منطقه برای همه مردم فراهم می شود.

*بخش دوم
* بعضی ها می گویند چشم انداز از یك زاویه خاص و با هدفی مشخص و نه از سر رویه ای تحقیقی - تاریخی تدوین شده است در این نگاه كوشیده شده نقاط قوت مسایل سیاسی- تاریخی منطقه نادیده گرفته شود و با دستاویز قرار دادن بعضی ضعف ها و شایعه ها، شائبه های موجود برجسته سازی و نوعا تاریخ تحریف شده است، پیداست این موضوع از شخصت جامعه شناسی محقق و پژوهشگری بی طرف بعید می نماید. ارزیابی جنابعالی چیست؟
- البته به نظر من اینگونه سخنان كلی نتواند ره به جایی ببرد. كجای تاریخ تحریف شده است؟ كجا شایعه  سند از فهم حقیقت قرار گرفته است؟ اگر كسی در این حوزه واقعا انتقادی دارد چه خوب است كه سندهایش را ارائه كند. تا از این راه برای فهم عمیق تر تاریخ مهیا شود. حداقل بنده در برابر دانسته هایم و در برابر جامعه ایران و جامعه كرد خودم را مسئول می دانم آنچه را كه دانسته ام و به آن دسترسی داشته ام، بیان كنم. آنچه در این چشم انداز گفته شده است عموما{براساس اسناد است }-البته ناگفته نماند درصد بسیار كمی از اسناد در اختیار بنده بود- ولی همین اسناد هم به روشنی معلوم است كه ساخته و پرداخته ذهن یا خیال بنده و امثال بنده نیست. بسیاری از این اسناد عین دست خط های مقامات سیاسی ایرانی و حتی كرد از جمله قاضی و دیگران در آن وجود دارد  اگر ما به این اسناد بخواهیم بی اعتنا باشیم باید به چه چیزی اعتنا داشته باشیم. شما نگاه كنید از كسانی كه در تاریخ كرد منبع اش شناخته شده است آقای »نیكیتین« است. مثلا در جوامع كردی الان كتاب نیكیتین به عنوان یكی از منابع كردشناسی در منطقه مطرح است.همه می دانند كه آقای نیكیتین در دوران انقلاب مشروطه در رشت چه رفتاری با آزادی خواهان ایرانی داشته و بعدها به عنوان كنسول روسیه در ارومیه چه رفتاری با مردم آنجا علی الخصوص با كردها داشت.  آقای نیكیتین در خاطراتش در جایی مردم كرد را به عنوان - جسارتا- انسان های احمق و نادان معرفی می كند، اما همین آدم كتاب كرد و كردستانش به عنوان یك منبع و سند خدشه ناپذیر مورد ارجاع بسیاری از محققین قرارمی گیرد در حالی كه مطالب آن هم قطعا بایستی مورد بازبینی و مورد ارزیابی قرار بگیرد.از آن طرف برخی از محققین مستقل از حكومت و مستقل از احزاب اگر در اقدامی شجاعانه و صرفا به خاطر منافع مردم منطقه، برای توسعه منطقه و برای اینكه هزینه تحولات سیاسی منطقه پایین بیاید برای اینكه جان جوانان منطقه و جوانان كشور بازیچه مطامع این و آن قرار نگیرد و واقع بینانه و منصفانه نظراتشان را بیان می كنند آن هم نظراتی كه برگرفته از اسناد واقعی ومتقن ووطنی است:طبیعی است كه در این شرایط برخی برایشان سخت بیاید چون آنها نه دنبال آدم های محقق قطعا به دنبال مقلدان و مریدانی می گردند كه جانشان را در طبق اخلاص برای آنها بگذارند،خود را بكشند یا دیگران را بكشند كه این آقایان را در این عرصه دو روزه دنیا بتواند به جایی برسند و به هر حال نان و نامی دركنند. امیدواریم كه البته این گونه افراد تعدادشان هر روز كمتر بشود و خوشبختانه به نظر می آید با اضافه شدن قابل توجه شمار دانشجویان و تحصیل كردگان منطقه روز به روز در گرایش به بحث علمی و محققانه تاریخی افزوده بشود و به این طریق ما از دست اوهام شك نكرده به یقین خارج شویم. اما در هر حال خواستم این را خدمتتان عرض بكنم كه اگر ما هیچ كاری انجام ندهیم و كسی هم درگیر این موضوع نشود به نظر می آید كه برای این عزیزان كه در اینجا از آنان یاد كردید قابل قبول تر باشد،تاریخی كه مباحثش مطرح بشود، خطوط قرمزش شكسته شود و برای دیگران هم امكان بیان نظریات مهیا شود . من فكر می كنم این رویكرد دوم در دل خودش نهایتا سعه صدر، سهم تاریخی، بیان واقعیت های تاریخی و نهایتا خیر و مصلحت مردم منطقه و كشور را به همراه خواهد داشت.
* چرا بیشتر افرادی كه مطالب را تحلیل كرده یا مورد مصاحبه قرار گرفته اند به طور مشخص از نهضت آزادی یا گروه موسوم به ملی مذهبی ها هستند؟
- اولا شما در نظر داشته باشید در سال 1357 به بعد اولین دولتی كه در جمهوری اسلامی به روی كار آمد دولت موقت بود كه نخست وزیر آن مرحوم مهندس بازرگان دبیر كل نهضت آزادی بود. و طبیعی است كه بسیاری از كسانی كه در آن زمان استاندار و وكیل و وزیر بودند از میان همین افراد بودند. آنهایی كه وجهه ای داشتند: مثلا آقای صباغیان وزیر كشور دولت بازرگان، آقای صدر حاج سید جوادی وزیر كشور دولت موقت .اینها كسانی بودند كه عضو نهضت آزادی هم هستند. خوب طبیعی است كه بایستی واقعا با آنان صحبت كرد اما خوب این قطعا عام نیست. ما از میان اعضای نهضت آزادی و دولت موقت مجموعا مهندس صباغیان، مهندس سحابی و آقای سید جوادی را داشتیم و حقگو استاندار وقت استان آذربایجان غربی.قطعا باید با آنان صحبت می شد كه یا جزو هیات  حسن نیت یا جزو استانداران منطقه بودند. اما از آن طرف شما مثلا آقایان خالد توكلی، مولودی، علی یار، حسن زاده و امثالهم كه نظریاتشان را منتشر شده را می بینید، آیا آنها عضو نهضت آزادی یا عضو دولت موقت یا گروه های ملی مذهبی بوده اند؟ حجم مطالبی كه آقای كیخسروی وامثالهم داشته اند بیش از مطالب آن آقایانی است كه نام می برید. یعنی به لحاظ ادبی هم اگر بخواهیم واقع بینانه قضاوت كنیم،حجم بسیار كمتری از چشم انداز به آنان اختصاص یافته است.
*  از دیدگاه شما انتشار تاریخ معاصر كردها به این طریق چه دستاوردهای دارد؟
- گذشته چراغ راه آینده است. باید از گذشته درس آموخت. شاید این مهمترین درسی است كه ما می توانیم از طریق مطالعه این گونه مباحث به آن برسیم. اما همزمان باآن، داده های تاریخی و دانش تاریخی ما هم قطعا رشد خواهد كرد. چون اگر یك نظری منتشر بشود ده ها نظر منتقد كه مطرح می شوند هر كدام می توانند ابعادی از این واقعیت ها را مطرح كنند. به این ترتیب داده های تاریخی و گزاره های تاریخی ما بیش از آن چیزی خواهد بود كه تا الان هست. اینها خودش فی نفسه نتیجه مثبتی دارد.
نكته سوم این است كه بسیاری از نخبگان ملی كه در مورد مسائل كردستان اطلاعاتی ندارند از طریق انتشار این گونه اسناد و انتشار اینگونه بحث ها و این گونه نظرات می توانند نظراتی متفاوت و مختلف را دریافت كنند. خود این هم فی نفسه باز هم ارزشی است به عبارت دیگر دغدغه های مسایل كردستان از سطح منطقه خارج دیده می شود. اگر الان در بسیاری از نشریات محلی به هر حال دوستان زحمت می كشند مطالبی را مطرح می كنند ممكن است مخاطب ملی پیدا نكند ولی این جا در سطح ملی بسیاری مخاطب شده اند و درگیر با موضوع شده اند. خود این به هر حال ارزش مهمی است.
از طرف دیگر ممكن است نخبگان جوانی دغدغه ای در آنها ایجاد شود و بیایند درگیر موضوعات بشوند و بر شمار محققان این حوزه هم افزوده خواهد شد. همه این ها به هر حال می تواند هم ضرورت باشد و هم كاركرد این قضیه باشد. اما فراموش نكنیم هم اكنون زمینه گفتگو میان بسیاری از نخبگان ایرانی بسته است. انتشار چشم انداز ایران شاید این كاركرد را داشت گروه های مختلف بتوانند نظرات شخصیت هایی همچون سحابی، كیخسروی، حسن زاده، كرمانی و امثال آن را دریافت كنندواین تنوع نظرات گفت وگویی كه میان آنها به صورت مكتوب و به صورت بیان خاطرات و امثالهم صورت می گیرد باز هم در ذات خود واجد ارزش فوق العاده ای است.
* شما ضرورت های تاریخی را مورد اشاره قرار دادید. نكته دیگر این است كه ذهنیت های انتقادی نسبت به چشم انداز ویژه كردستان چه تبعات و نتایجی می تواند به دنبال داشته باشد؟
- دقت باید داشته باشیم اگر فكر كنیم كه جامعه با چنین مباحثی مخالف است نبایستی چشم انداز با این تیراژ وسیع بتواند در مناطق كردنشین فروش داشته باشد، جامعه پذیراست. اما به هر حال به نظر می آید كه جامعه ما بایستی یگ گام پیش بگذارد و از داوری های سنتی گامی جلوتر رفته و خود را مقید به دقت بیشتر در فهم آن چه را كه در محیطش رخ داده ، ملزم به این فهم بكند كه ان شاء الله از دل آن زمینه ها برای توسعه همه جانبه مناطق كردنشین و كشور منجمله توسعه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مهیا بشود. و گرنه فراموش نكنیم  در دوره هایی از تاریخ { جدای از}برخی از نخبگان كرد نه همه مردم كرد، قطعا بیش از این70 تا80 درصد مردم منطقه درگیر مسایل نظامی و امثالهم نبوده اند. اما به نظر می آید همان گروهی كه به هر حال حتی نماینده اكثریت را هم نداشتند با تحولاتی كه در ارتباط با خواسته های آنها رخ داد و فضا به سمت امنیتی شدن و نهایتا درگیری های مسلحانه كشیده شد، نتیجه اش این شد كه كردستان به لحاظ توسعه سالها صدمه دید. امیدواریم كه هیچگاه این امكان مهیا نشود كه با تفنگ به بیان خواسته پرداخت و لو حاكمان هم نخواهند شنونده های خوبی باشند اما ارزش هایی كه در ذات بیان توام با انعطاف و سعه صدر می تواند در گفتار نخبگان و روشنفكران مطرح شود. دیر یا زود اثرات بسی عمیق تر ازهر گونه توسل به خشونت و اسلحه را در پی خواهد داشت. امیدواریم كه این امكان مهیا بشود كه جامعه ما با صبر، مدارا و سعه صدر بیشتر به بازبینی گذشته و انتخاب روش های منطقی و در عین حال روش هایی كه به مصلحت خودش است برای آینده همت بكند.
* با توجه به اینكه تاكنون هیچ نشریه ای با این ویژگی و گستردگی به موضوع كردستان نپرداخته و در واقع نتوانسته اسناد، دیدگاه ها و عكس هایی كه شما منتشر كردید را منتشر كنند ذهنیت هایی در افكار عمومی شكل گرفته مبنی بر اینكه یا از مراجع رسمی قدرت استعلام كردید و یا باهماهنگی آنها این حركت را صورت داده اید، این موضوع را چگونه ارزیابی می كنید؟
- من در چند هفته قبل با آقای مهندس ادب صحبت داشته ام. ایشان نكته جالبی به من می گفتند. گفتند:من  با ماهواره، مصاحبه می كردم.یكی می گفت :آقا چرا مثلا آقای گنجی در زندان است اما تو را نمی گیرند؟ پس آقای مهندس ادب شما احتمالا؛ به جایی وابسته هستید.
 به نظر نمی آید این رویكرد رویكرد منصفانه و به هر حال مبتنی بر واقعیاتی باشد. البته بنده در رابطه با چشم انداز خوب این مقدار كه می شناسم آقای مهندس لطف الله میثمی هنوز چندین پرونده در دادگاه دارند و به نظر می آید كه خیلی طرح این گونه مباحث كم هزینه نباشد.اما از سوی دیگر این را هم بیان كنم اولین باری كه ما بحث پیگیری قتل برخی نخبگان اهل سنت را در كردستان بیان كردیم خیلی ها می گفتند چون این جرات و جسارت در گفتار هوشمند است حتما به جایی وابسته است. اگر قرار باشد با این منطق به سراغ هر نوع ساختار شكنی رفت و یا هر نوع نوآوری رفت طبیعتا منبعدكسی جرات نمی كند ریسك كند یا به بیان نظریاتش بپردازد. ای كاش منصفانه دوستان ما از فرصت به وجود آمده استفاده كنند. این فرصت را نهادمند كنند. زمینه گفتگو، ان شاء الله گسترده تر و در ابعاد بیشتر هم در نشریات محلی و هم در نشریات ملی مهیا بشود. در دل او كردستان بتواند نهایت استفاده را برای بازسازی و توسعه خودش داشته باشد. ولی اگر قرار باشد با این نگرانی و ترس از اینگونه برچسب ها مهندس میثمی مطلبی را منتشر نكند، آقای حسن زاده خاطراتش را در جواب نگوید و آقای امینی هم جرات نكند حرفی بزند پس درباره تاریخ كردستان چه كسانی بایستی قضاوت كنندوتحلیل كنند و مطلب بنویسند. به نظر می آید كه این سلاح بسیار ناكارآمد و غیربرنده ای شده است. در رژیم قبل هم وقتی مرحوم شریعتی برای اولین بار سخنرانی هایش در دانشگاه مشهد شروع كرد بسیاری می گفتند این را رژیم شاه علم كرده است كه ماركسیسم را زیر سوال ببرد. آنجا كه بازنشستش كردند، آوردند حسینیه ارشاد. گفتند: بله آنجا به دردشان نخورد، آوردندش تهران. بعدها هم كه به زندان رفت و ناجوانمردانه از صحنه فعالیت های سیاسی و اجتماعی محروم شد و سال ها در زندان انفرادی و بعد از آن در جوانی در اوج شكوفایی به رحمت حق پیوست. باز هم عده ای می گفتند این كاركرد اش را از دست داده برای حكومت. كما اینكه در باب سعیدی سیرجانی هم در داخل كشور بعد از انقلاب از همین الفاظ دائما بر زبان ها جاری می شد. آیا با این منطق ما قدر كسانی را كه توانسته اند جامعه را یك گام به جلو ببرند شناختیم یا فرصت را برای بدخواهان و كینه توزان فراهم كردیم كه از آن به نفع خودشان و مطامع شان استفاده كنند؟ امیدوارم كه فارغ از پس انگیزه ها، فارغ از اینكه در نهانخانه دل افراد چه می گذرد كه قطعا آن را به جز خداوند كس دیگری بر آن آگاه نیست به نظر می آید به انگیخته ها  باید توجه كرد و بر مبنای انگیخته ها به قضاوت پرداخت. اگر جسارتی است باید آن را در انگیخته ها شناخت و اگر صداقتی هست قاعدتا ارزیابی آن وابسته به انگیخته هاست.


 

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :