قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/۱۱/٩

بدرود سیروان!
7 بهمن 84
توفيق رفيعی ـ انگار همین دیروز بود كه درودی سر دادیم تا به جمع با صفای شما بیائیم. درودی از پس تلاشی سترگ از بهمن 76 تا فروردین 77. سیروان جوانه زد و از رهگذر طوفان آرای معنی دار و مواج مناطق كردنشین در انتخاب خاتمی، برای بازتاب اراده ملتی آمد كه به رفع تبعیض دلبسته بودند.آمدیم و كوشا كار كردیم. نمی دانیم خوب و بدش را . مردمان خود نیك قاضیانند كه به وجدان خود و در اوج راستی و حقیقت محك می زنند.

آنچه در این سالها در مصحف »سیروان« آمد ترجمان رنج های بی پایان جمعی از مردم این دیار محروم مانده بود، از ایلام تا شوط. تحفه درویش كه هر شنبه در آغاز نخستین روز هفته نوید امید می داد كه شاید پشتوانه ای برای تحقق حق شهروندی  برابر برای كردها باشد.
حكایت 8 سال انتشار سیروان، حدیث مفصل و بی پایانی است كه در این دفتر ناید، حكایتی كه گوشه ای ناچیز و كم مقدار از عظمتِ تاریخ، تمدن، مبارزه، فرهنگ و حق طلبی ملتی كه او را اصیل ترین ایرانیان خوانده و دیرینه ترین فرهنگ سرزمین باستانی را از آنش دانسته اند، بازتاب داده است.
سیروان آمد كه بگوید: ممكن است و می توان كار كرد. تنگناهای سختی بیهوده بر راهش و بر مشی گردانندگانش استوار كردند، اما سیروانیان با تكیه بر اراده سترگ كردها و فقط به جهت آنچه كه بدان اندیشه كرده بودند،‌ پایمردی كردند، ماندند، سوختند و ساختند و بارها تلاش هایمان را از نو آغازیدیم كه شاید ... . و ضعف هایمان را به پشتوانه اراده پایان ناپذیر شما قوی كردیم و در برابر هیچ ناحقی تسامح و كرنش نكردیم و همواره با سكوت و تداوم كار رفتار خود را بروز دادیم.
سیروان، به اعتبار خوانندگانش و با تكیه بر دانایی و شجاعت خبرنگاران ،‌نویسندگان و همكارانش پایاترین و ماناترین شمارگان و نشریه به نسبت حرفه ای تاریخ اخیر كردها را رقم زد. نشریه ای كه روزنامه نویسانش از وابستگی و قلم به مزدی برای هر كس و حزب و دولت و مقامی پرهیز كردند و بدور از هر جریانی و فقط برای دل خود كوشیدند روزنامه ای برای مردمانشان منتشر كنند. و در این وادی »اخلاق و اصول حرفه ای« را سرلوحه قرار دادند.
از پسِ جریان یافتنِ سیروان ، جریان مطبوعات در مناطق كردنشین جان گرفت. بر خود می بالیم و خدای »عدالت« را شاكریم كه جریان مانایی از روزنامه نگاری در منطقه پی افكنده شد كه شاید خشكاندن و یا انحراف سیروان از مشی اصیلش خدشه ای بر اطلاع رسانی در این دیار باشد اما اعتقاد راسخ داریم اصالت روزنامه نگاری در مناطق كردنشین همچنان پویا و پایا تداوم خواهد یافت.
اینك بایستی دست آنهایی كه، ادامه خدمت بنیان گذاران سیروان در این شرایط طاقت فرسا را روا نمی دارند، صمیمانه فشرد و به نوع خدمت گذاری و مهرورزیشان  سلام داد كه درود بر شما كه بنیان گذاران را از بنیان بركندید  و این گونه است كه من شهروند كرد این روزها به نیكی معنای بلند عدالت را در مهرورزی دولت خواندم.
اما دوباره می كنم آنچه در این سالها به نام سیروان منتشر شد انگیزه ای جز وظیفه ای از سر درد نداشته و هیچ منتی بر شهروندی ندارد ، كاری از برای دلِ خود كرده ایم و دلِ ریش دار شهروندانی كه در دنیای غدار امروز تمنایی جز برابری و عدالت و رفع تبعیض ندارند و اكنون نیز هر كس در این وادی گام نهد، هر نام و عنوان و تعلقاتی داشته باشد در دل ما جای دارد.
پیداست سیروان منتقدان و مخالفانی داشته كه در كنار همراهان، یاریگر مسیر پر سنگلاخ و سهمناك سیروان بوده اند و در پیچ و خمهای پر خطر سیروان كار خود كرده اند . منتقدانی كه بدون نقد آنها سیروانِ جاری، ایستا می ماند و از مواجی مسیر كاسته می شد. و مخالفانی كه یا عقده داشتند و یا جمعی كه از اول پی افكندن سیروان را از آغاز غلط پنداشته و ادامه مسیر را انحراف می انگاشتند و همواره با ارایه تندترین و عتاب آلوده ترین فرمایشات و بدون ارائه هر راهكار منطقی تنها سرزنش هایی از جنس ادبیات خود برون دادشان بود و حذف سیروان  رضایت دلشان.

اینك كه خامه بنفش رنگ فلان مدیر میانی فرمان گرفته از بالا در نامه ای اداری سامان یافته كه »مدیران و سیروانیان بروند« ، هنگامه و گاه بدرود است. بدرودی از پس درودی بلند به درازنای 8 سال. بدرودی كه صادقانه اذعان می كنیم به عرف و عادت زیستن این سالها در كرانه سیروان زیاد راحت نیست. ولی كرانه سیروان كردان بسیار به خود دیده و از آغاز تاریخ در كردستان جریان یافته و به امروز رسیده، امیدواریم این راز ماندگاری، سیروان را یاری دهد و این نشریه نیز برای مردمانش بماند. چرا كه كردان همواره روزگار با سیروان جاری بوده اند، سیروانی كه كرانه نشینانش از طراوت آن نشاط و سرسبزی و خرمی و به غرش آن غرور و افتخار كرده و سیروان را هموزن زایش و امید و نماد فردای بهتر دانسته اند. سیروانی كه مرز نشناخته پیشتافته و از بر آن، كردها بهره ها گرفته اند.
سیروانی كه ترجمان دست رنج صدها اندیشه ور، دانشجو، دانش آموخته و بسیاری شهروندان این دیار بود كه همگی »عدالت« خواهی را فریاد كردند و خواستار حق شهروندی برابر شدند و سیروانی كه ما كمترین كارش را صورت دادیم. اكنون گاه آن است كه رنج هایتان را بستاییم و دست مریزاد بگوییم و در برابر رنج هایتان سر كرنش فرود آوریم و سپاس گوییم همكاریتان را.
ما در طلوع »اصلاحات« در ایران زمین و برای »رفرم«خواهی و برای پیشرفت كردستان محروم، و برای كسب و حفظ عزت، كرامت و منزلت شهروندان این دیار در كشور آمدیم و در تغییرات پیشین نیز به تاكید این خواست را دوباره كردیم و ادامه دادیم و امروز نمی توانیم و نمی خواهیم و نباید كه بتوانیم دون شان مان، مزورانه نگاه و عقاید را تغییر دهیم و آنچه به عنوان حق فریاد كرده ایم در محاق سكوت و مصلحت واگذاریم، چون آنانی كه در آن جلسه رو چرخاندند و نمی دانم كدام روی خود را رو كردند كه تا دیروز فریاد »واصلاحا«ی آنان گوش فلك را آزار می داد و امروز با دیوان سالاران همنشینی می كنند و به گونه ای از مهروزی و عدالت سخن می رانند كه گویی خود نظریه پرداز این واژگانند.
وای بر ما اگر روزی چنین باشیم و حق را به میزان »نان« دولتی محك زنیم كه یقین داشته باشید دیروز چنین نكرده ایم و اكنون نیز بر حقانیت و اصالت اصلاح امور مناطق كردنشین تاكید داریم و با اعتماد و اطمینان از این روش بر آن تاكید می ورزیم حتی اگر دیگر آنی برای كار در روزنامه فرصت نداشته باشیم.
در پایان از همه شهروندانی كه ممكن است به نوعی از ناحیه كار ما در سیروان دچار تنگی و مضایقی شده اند عذرخواهی می كنم امید آن دارم كه عذر من را بپذیرید و حلال فرمائید. شادكامی و بهروزی تان را از خداوند عادل و مهرورز مسالت می كنم! 

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :