قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٤/۱٢/٢

عاشقى شيفته، منزهى صبور و رنجيده

ابراهيم يزدی :توسط يكى از دوستان، خبر درگذشت يار و دوست قديمى ام مظفر پرتو ماه را شنيدم و بسيار متاثر شدم و بنابه توصيه  ايشان حال نكاتى را درباره او بازگو مى كنم.
۱- او هر چند كرد بود و سنى مذهب، اما به شدت عاشق على بود و در مدح حضرت على اشعار وافرى سروده است... وى از اولين موسسين و جزء هسته اصلى و فعال انجمن اسلامى دانشجويان آمريكا بود و به راستى به دليل سنى بودنش در ايجاد تفاهم ميان شيعيان و ديگر مذاهب عضو انجمن، نقش خاصى را ايفا مى كرد....
۲- زمانى كه انقلاب پيروز شد و ما تازه در ايران كنترل اوضاع را در دست گرفته بوديم، شاپور بختيار رفته و ما دو روز بود كه در مقر نخست وزيرى مستقر شده بوديم، كردستان شلوغ شد و مرحوم طالقانى هم به آنجا رفته بود. از آمريكا پرتو ماه با من تماس گرفت كه چه كمكى از او ساخته است. من هم فورا او را به تهران دعوت كردم و پس از ۲۴ ساعت خود را به ايران رسانيد... در يك يادداشتى، او را به مرحوم طالقانى معرفى كردم تا به سنندج برود. مرحوم طالقانى با هيات حل اختلاف در كردستان مشغول رفع و رجوع امور بود.
۳- در آنجا هيات تصميم گرفتند كه شوراى شهر را تعيين كنند و اختيار شهر را به شوراى شهر منتخب مردم واگذار كنند. هرچند احزاب سياسى كرد، كارشكنى مى كردند و مى خواستند خودشان اداره امور شهر را به عهده بگيرند، كه من مخالفت كردم و به مرحوم طالقانى و ديگر دوستان در آنجا گفتم كه اعضا را مشخص خواهد كرد و مرحوم پرتو ماه به عنوان ناظر بر شوراى شهر معرفى شد.
۴- در آنجا از ۲ نفر از گروه هاى چپ و ۲۰ نفر از گروه هاى اسلامى وابسته به مرحوم مفتى زاده دعوت شد تا حضور داشته باشند. در جريان انتخابات كه آقاى مفتى زاده از روند كار خبر نداشت، به طور مرتب شلوغ مى كرد، هرچند كه پرتو ماه لحظه به لحظه از جريان راى گيرى ما را مطلع مى كرد و ما از نتايج آن خبر داشتيم. به ناچار به گروه اسلامى وابسته به آقاى مفتى زاده اعلام كرديم كه شلوغ نكنيد و نتيجه انتخابات هرچه كه باشد مى پذيريم و در نتيجه ۱۱ نفر انتخاب شدند؛ ۸ نفر از اسلامى ها و ۳ نفر از چپ ها و اين اولين انتخابات آزاد در ايران و نخستين انتخابات شوراى شهر در كردستان پس از انقلاب بود و به راستى مرحوم پرتو ماه نقش كليدى و موثرى در برگزارى انتخابات داشت، هرچند كه آخرالامر مسائل جانبى و بعدى مانع حركت شورا شد و متاسفانه شوراى شهر موفق نشد.
۵- بعدها جريانات چپ، از دست مرحوم پرتوماه بسيار عصبانى بودند و به او انواع و اقسام تهمت ها را روا داشتند. وى در سفرى كه به اروميه داشت توسط خود كرد ها دستگير شد. زيرا در آن زمان دكتر حق گو استاندار آذربايجان بود كه از دوستان و همكاران من و پرتو ماه بود.و در آن سفر مرحوم پرتوماه بيشتر به دنبال كسب امكانات تدريس و موقعيتى علمى در دانشگاه بود كه به تدريس بپردازد و ديگر به آمريكا بازنگردد، اما متاسفانه توسط كرد ها در اروميه بازداشت شد.كه من هم به آقاى قاسملو تلگراف زدم كه علت بازداشت او چيست و لازم است كه او را بدون هيچ قيد و شرطى آزاد كنند و خوشبختانه ايشان خواسته من را اجرا كرد و پرتو ماه را آزاد كردند و بعد از آن جريان تلخ، او به كلى به تهران آمد و ديگر به كردستان بازنگشت.  
 
6- در تهران مدتى مشاور رئيس جمهور وقت شد، اما جو را تحمل نكرد. چون جو بعد از انقلاب اين بود كه هركس از آمريكا بيايد و فارغ التحصيل آنجا باشد، قطعا آمريكايى است و وابسته به CIA. و او بنا به روحيه حساسش نتوانست آن تهمت ها و اذيت ها را قبول كند، هرچند كه همسر اول او آمريكايى بود. البته مسلمان شده بود، ولى متاسفانه بعد ها سرطان گرفت و درگذشت و همسر دوم خود را از همشهريانش اختيار كرد و به آمريكا بازگشت.
۷- در همه اين چند سال، با هم مرتب در تماس بوديم و هر وقت او به ايران مى آمد، ديدار داشتيم و اگر من به آمريكا مى رفتم او را مى ديدم. بعدها با يك عده اى از كرد هاى مسلمان ايران و عراق، حزب اسلامى كردستان را تاسيس كردند كه من اسناد و مدارك منتشره آنها را دارم و مجله اى به نام «جودى» منتشر مى كردند و آقاى جمال برزجى با آنها بود كه براى من مرامنامه و اساسنامه شان را ارسال كردند كه من با حركت آنان مخالف بودم، زيرا اكثريت تفكر غالب بر آنها، خواهان تشكيل نوعى حكومت مستقل در كردستان بودند و اتفاقا در اين حين مكاتبات، جنگ و دعواى حزب آنان با دموكرات و ميهن پرستان در عراق شروع شد كه برايش نوشتم «چرا با كشتن مخالف نيستى؟ وقتى مى گويى عرب ها و فارس ها و... اگر كرد ها را بكشند، جنايت است، اما برادر كشى كرد ها جنايت نيست؟!» ... چون از آن وضعيت اسف انگيز، سودى عايد كسى نمى شد و سرانجام حركت آنان موفق نشد. بعد ها تا مدتى مكاتبات ما قطع شد، اما با هم همچنان در ارتباط بوديم.
۸- نكته آخر اينكه، او انسانى بسيار مسلمان، متدين، معتقد و نازنين و با دانش بود، اما تفكر سياسى اش غلط بود. ولى به هر حال انسانى شريف و قابل احترام و از دوستان من بود.يادش گرامى باد.


 

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :