قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٥/۳/۱۸

خول ممد!                                                            

فيض اله پيری :در ادبيات فولكلور كردي ضرب المثلي رايج است كه مي گويد: » حرف را يا از كودك بشنو   يا از ديوانه«. »خول ممد« (حه مه شيَت) شخصيت محوري و عنوان داستان زيبايي از »محمداسدي«‌نويسنده مهابادي است كه درسها و عبرت هاي او مصداق اين ضرب المثل است. نويسنده دراين داستان به روايت زندگي شخصيتي مي پردازد كه در كودكي پدر و مادر خود را از دست مي دهد،‌به چوپاني مشغول و نهايتا سوژه گفت و گوهاي روزانه اهالي روستا مي شود. اما شخصيت دروني »محمد« بر خلاف تصوير ظاهري اديبي بزرگ و قهرماني آزاده مي نمايد. از آنچه در كودكي آموخته به جرم اينكه مبادا او را به خاطر »ديوانه پنداشتن« باور نكنند، به نقل از استاد خود مطرح مي كند و ذكاوت و خوش ذوقي خويش را به رخ ديگران مي كشد، آن گونه كه در نهايت مردم باور مي كنند غزلهاي ناب او نه محصول انديشه استاد كه حاصل ذوق سرشار اديبانه و فضاي دروني خود اوست، اشعاري كه هر گاه با نواي ني همراه مي شد اطرافيان را به گريه مي انداخت و محتوايش از درد وآزادي وآزادگي حكايت دارد.
ترسيم فضاي فولكلوريك منطقه موكريان آن گونه كه در تصوير روي جلد داستان »خول ممد« آمده، زوايا و جزئيات زيبايي به رخ مخاطب و جامعه مي كشد كه از جمله آن مي توان به جمع شدن دختران ده پيرامون شخصيت قهرمان داستان اشاره كرد كه با او به مزاح و گپ و گو مي پردازند وهر از گاهي موضوع ازدواج او را به ميان مي آورند. تصوير »بيَري و بيَر ی وان« يا دختر شير دوش و چوپان گوسفند بگير، آدمي را در غني بودن ادبيات زنده و شفاهي و فرهنگ فولكلوريك كردي غرق مي كند.اگرچه در كتاب »محمد اسدي« اغلاط چاپي زيادي به چشم مي خورد و حتي به كار بردن كلماتي چون» با توجه« ،»به راستي «، »به هر صورت« و ... كه پائين بودن حوزه گستردگي و دامنه واژه ها داستان او را مي نماياند،‌تا حدودي اثرش را ضربه پذير نموده،‌اما كتاب او همچنان داستاني درخورد تامل و ماندگار و بزرگ در حوزه ادبيات كردي است، به ويژه اگر اشعار كردي متن داستان به زبان فارسي ترجمه مي شد و يا حتي داستان به زبان كردي نوشته مي شد، بي شك »خول ممد« شاهكاري بزرگ ادبيات كردي به شمار مي آمد؛ هر چند كه هنوز مي تواند باشد.

ادامه داستان و سوزهاي شاعرانه و توام با نواختن ني توسط »محمد«‌، راز عاشق پيشگي او را با يك دختر به نام »خزيم« برملا مي كند،‌اما سر خوردن پاي هستي چوپان ( خزيم) در رودخانه و غرق شدن او از طرفي افسوس خواننده و جذابيت و كنجكاوي او و از طرفي حسرت محمد را به دنبال دارد كه حتي در لحظاتي خواننده خود را در جاي چوپان قرار مي دهد. »خول ممد« اگر چه به »خزيم « قول داده است كه بعد از او ديگر معشوقه اي را براي زندگي اختيار نكند، اما شبي در خواب، »خزيم « ازاو مي خواهد براي آزاد شدن روحش زندگي جديد خود را دوباره آغاز كند. آواز »حيران« گفتن،‌تحليل اشعار خيام، صحبت از آزادي وآزادگي، مبارزه با ظلم و خان منطقه، و قناعت به چوپاني جملگي از درسهايي است كه »خول محمد« به مردم داستان و مخاطبان خود مي دهد. همين ويژگي هاست كه باعث مي شود يكي از بزرگان ده به او بگويد »رخت چوپاني برازنده تو نيست واين را نه تنها من، بلكه حتي كودكان آبادي نيز مي دانند. از قول استاد [!] بيا سر خط ما و با ما كنار بيا. »قاسم خان« آرزويش اين است كه فرزندي مثل تو داشته باشد آن روز از ته قلب به من گفت: اي كاش يك دست نداشتم و لي به جاي حمزه، حمه چوپان فرزند من بود. اين گونه است كه در لباس چوپاني نيز بزرگ جلوه مي كندواستادي را در پيشه چوپاني مي يابد. »محمد« با زورگويي خان منطقه مبارزه مي كند،‌خانه او را آتش مي زند و به روستايي ديگر مهاجرت مي كند. دعوت اهالي را لبيك مي گويد و در پس عشقي بزرگ، زندگي بزرگتري را با »گولان« يكي از دختران آغاز مي كند. »خول ممد« را نشر» رهرو« مهاباد به قيمت 850 تومان و در 182 صفحه به زينت طبع آراسته است.



قبلادر سيروان منتشر شده است

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :