قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٥/٩/٥

                               Image hosted by allyoucanupload.com         

   هواپیمای احمدی نژاد و انتظار طولانی ما - عکس از محمد رضا باغبانی  

 هنگامي كه رييس جمهور صبح روز چهارشنبه 24 آبان با پروا ز تهران - سنندج بيستمين سفر استاني خود را به كردستان آغاز كرد، خبرنگاران زيادي در پاويون فرودگاه سنندج از ساعتها قبل در انتظار »احمدي نژاد« بودند تا كه تنها به يك سئوال آنها پاسخ دهد: هدف از سفر به سنندج...؟ معمولا طرح اين سئوال بر اساس عادت ،‌عرف يا قانون قبلي توسط خبرنگار محلي صدا و سيما مطرح مي شود و حضور ديگر خبرنگاران در اين مكان تنها جنبه تشريفاتي دارد.

تشريفات امنيتي هم طبق عرف چنين برنامه هايي اجرا و وسايل صوتي وتصويري از قبل تحویل شده و موبايل ها به هنگام ورود نيز هم .

البته برخي خبرنگاران از جمله خودم موفق شديم موبايل ها را با خود به محل گفتگوي رييس جمهور با خبرنگاران ببريم.

خبرنگاران به پشت خط مانع هدايت مي شوند. فيلمبرداران وعكاسان در پشت اين خط قرار مي گيرند و ديگر خبرنگاراني كه قصد ضبط صدا يانوشتن سخنان  رييس جمهور را دارند اندكي به عقب تر هدايت مي شوند؛ جايي كه حلقه اي از خبرنگاران اطراف يك باند صدا شكل مي گيرد .علي رغم توصيه تشريفات و همراهان امنيتي رييس جمهور براي حضور در محل پخش صداوترک جایگاه عکاسان (روبروی  احمدی نژاد) اما من در رديف آنان مي مانم و مي گويم دو نفر ديگر ازهمكاران ما آنجا هستندو صدا را ضبط می کنند. بدين ترتيب احمدي نژاد پشت تريبون _ جايي كه ميكروفون ها با چند لوگوي تلويزيون محلي و ملي نصب شده_قرار مي گيرد وبا لبخند با خبرنگاران خوش و بش مي كند. چهره اش در ميان فلاش هاي عكاسان گم مي شود ...و خبرنگارصدا و سيما از او اهداف سفر به كردستان را مي پرسد.

همراهان رييس جمهور از قبل به خبرنگاران گفته بودند كه تنها خبرنگار صدا و سيما اين سئوال را مي پرسد اما من معتقدم ويژگي و توانايي خبرنگار زيرك در اين گونه موارد ظاهر مي شود كه بايد فراتر از اين توصيه ها عمل كند.

موافقت نامه روابط عمومي دفتر رياست جمهوري زير دفتر يادداشتم هست و همينكه كلمات آخر پاسخ احمدي نژاد به خبرنگارصدا و سیما ادا مي شود و قبل از اينكه از مقابل دوربينها دور شود عرف را مي شكنم،توصیه های ایمنی!را نشنیده می گیرم و موافقت نامه روابط عمومی دفتراحمدی نژاد را به او نشان مي دهم. و مي گويم:

* آقاي رييس جمهور! موافقت كرده ايد كه با من مصاحبه كنيد...

رييس جمهور در مقابل دوربينها و خبرنگاران سئوالم را بي پاسخ نمي گذارد وبا لبخند مي گويد:

*در پايان سفر چشم.

ساكت نمي شوم ودوباره مي پرسم:

* گفتي خصوصي مصاحبه مي كنم،‌آقاي رييس جمهور. موافقت مكتوب كرديد..؟.

 رييس جمهور با لبخند مي گويد:

- چشم، حتما در پايان سفر ...

بدین ترتیب رييس جمهور با اين جملاتدر مقابل دوربین خبرنگاران  وفاي به عهد خود را براي مصاحبه با من تجديد.

دقايقي از بامداد روز جمعه 26 آبان ماه گذشته بود كه خبرنگاران در اتاق روابط عمومي استانداري كردستان كه براي كنفرانس مطبوعاتي تهيه شده بود در انتظار رييس جمهور بودند .هرازگاهي نمايندگان مجلس،‌وزرا و .... به اين اتاق سر مي كشيدند. »مصري« وزير كرمانشاهي رفاه و تامين اجتماعي ، »شعباني«‌نماينده سنندج، استاندار كردستان و... از آن جمله بودند. در شرايطي كه خواب آلودگي خبرنگاران سوژه عكس و فيلم ديگر همكاران شده بود، رييس جمهور به همراه نماينده ولي فقيه و استاندار كردستان به جمع خبرنگاران پيوست.

تنها سئوال اين جلسه مطبوعاتي را مثل هميشه بايد خبرنگار صدا و سيما بپرسد و رييس جمهور نيز در جواب او دستاوردهاي سفر هيات دولت به كردستان را تشريح مي كندودر واقع به همه سوالات مطرح نشده خبر نگاران پاسخ می دهد.همینکه کلمات آخر پاسخش را تمام می کندخبر نگاران به سوی او می روندوهریک با رییس جمهور گفتگوی  غیر خبری و غیر رسمی بکنند.اما من دنبال پاسخ چند سوال وروشن شدن تکلیف مصاحبه ام بودم.از جمله از رییس جمهور وضعیت راه آهن کردستان را جویا شدم که پاسخش در میان حلقه خبرنگاران گم شد.فقط این دو جمله را به یاد دارم که گفت "مشکلی ندارد بودجه متمم گذاشتیم سال آینده هم ..."دلم به حال خبر نگاران سوخت . برخی ازآنها چنان خود را گم کرده بودندکه انگار نه انگار خبر نگار هستند تا از این فرصت برای گرفتن پاسخ چند سوال استفاده کنند.یکی مشکل مسکن خبر نگاران را مطرح کرد _ که البته احمدی نژاد گفت"کمکتان می کنم"_دیگری به دنبال عکس گرفتن با رییس جمهور بود و خبر نگار نشریه بدر در قروه(اسمش را فراموش کردم) هم پار چه سبز رنگی با خود آورده بود که به رییس جمهور هدیه کند و البته آخر سر هم هدیه کرد و احمدی نژاد از آن به عنوان حسن ختام سفرش یاد کرد .راستش این دوست خبر نگار که انگار فقط برای این کار در کسوت خبر نگار ظاهر شده بود،اگر رد صلاحیت نمی شد رقیب احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بود !! یادم می آید در آن زمان در باره او نوشتم "کاندیدای ریاست جمهوری در سیروان "!

به هر روی دوباره موافقت نامه دفتر ریاست جمهوری را برای گفتگو با احمدی نژاد به او نشان دادم اما  احمدی نژاد گفت:

*مگر سوالت را نپرسیدی؟

گفتم:من سوالی نپرسیدم!

با لبخند گفت:پس این چه بود؟(منظور سوال در خصوص وضعیت راه آهن)

گفتم:این یک سوال بود؟!

گفت:خب ، یک سوال دیگه بپرس

گفتم:خود شما  کتبا موافقت کردید که خصوصی مصاحبه کنید!{یعنی با این شرایط در این شلوغی امکان ندارد}

مثل بقیه حرفهایش که با لبخند همراه بود ، گفت:خب سوالت بپرس

گفتم: آقای رییس جمهور...{دقیقا نمی دانم_اما مفهومش این بود که در این شرایط امکان مصاحبه خصوصی نیست}

گفت:مگه چقدر وقت می خواهی ؟

گفتم :حد اقل یک ربع {ساعت}

گفت :اوووو .....یه ربع!

گفتم : حتی تهران ....؟

باز هم با خنده گفت: من احمدی نژاد الان می رم تهران هزار و یک کار دارم...!

 این ماجرای  وعده رییس جمهور  برای گفتگو با یک خبر نگار بود که البته داستان آن ادامه خواهد داشت!!!

البته خلاصه گفتگوی احمدی نژاد با خبرنگاران وعده اجرای یکصد مصوبه دولت در کردستان بود.

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :