قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٥/٩/٢۳
                                                       حكایت مثلث شمس
                                                             فیض اله پیری
* وقتی كه صحبت از ناظری ها می شود، معمولاً مثلث شهرام ناظری، كیخسرو پورناظری و گروه تنبور شمس در ذهن متجسم می شود. شما بگویید كه این مثلث چگونه و بر چه اساسی شكل گرفت؟
- این مثلث با دو قطب شروع كرد و اصولاً گروهی به نام تنبور شمس وجود نداشت. پدر من و پدر شهرام ناظری پسرعموی هم هستند. سال 1351 ارتباط هنری من و او در سربازی شكل گرفت. من ساز می زدم و او آواز می خواند. دوستی هنری و عشق ما به موسیقی باعث شد كه ما چند ماه كنار هم باشیم. اما آنچه كه باعث تشكیل این مثلث شد. در واقع شكل گیری گروه شمس به سال 59 بر می گردد. قبل از این هم ما كنسرت هایی برگزار می كردیم كه شهرام ناظری هم یكی از خوانندگان ما بود و از ایشان استفاده می كردیم. منتهی در آن شرایط شهرام چندان مشهور نبود. بعد از اینكه ارتباط كاری ما با شكل گیری گروه شمس مستحكم شد،نخستین كاری كه ما با عنوان »صدای سخن عشق« منتشر كردیم، این مثلث رسماً شكل گرفت.
بعدها دو كاست دیگر به نام »مهتاب رو« و »حیرانی« منتشر كردیم. گروه شمس كه سال 59 تشكیل شد، فعالیت آن هنوز ادامه دارد. افراد ما در گروه عوض شدند. گروه ما با چهره هایی مثل مرحوم سید »خلیل عالی نژاد«،»علی اكبر مرادی«،» كیهان كلهر« و برادرش مرحوم »كامران كلهر« - كه دف می زد - »سیاوش نورپور« و چند نفر دیگر كار را شروع كرد كه اگر اشتباه نكنم سال 67 بود كه انشعابی در گروه شكل گرفت و هركدام دنبال كارهای دیگر رفتند.
* كیهان كلهر با استاد شجریان ادامه داد....
- كیهان كلهر نزد ما تنبور می زد اما ادامه نداد. كمانچه را دنبال گرفت. مرحوم عالی نژاد هم با بچه های »صحنه« جدا شد و مرادی هم بعدها رفت.
* مرادی هم گویا بعدها با بیژن كامكار اثری به نام »گلاریژان« منتشر كرد...؟
- حضور ذهن ندارم. به گمانم همینطور است. من بعدها با فرزندان و شاگردانم گروه شمس را احیا كردیم. كاست »افسانه تنبور« هم مربوط به همین زمان است كه بیژن كامكار آن را خواند.
* الان چه كسانی با شما در گروه همكاری می كنند؟
- فرزندانم هستند به همراه چند نفر از شاگردانم.
* گروه جدید چه برنامه هایی را محور كار خود قرار داده است؟
- گروه جدید شمس موسیقی كردی، موسیقی سنتی فارسی و هم تنبور را به عنوان سه بخش فعالیت های خود قرار داده است. قبل از نوروز هم كنسرتی بسیار بزرگ در پاریس داشتیم كه حمیدرضا نوربخش خواننده ما بود. بخشی هم موسیقی سنتی و تنبور بود. الان هم چند كار سنتی و تنبور در دست ضبط داریم. یكی از كارها در آستانه انتشار قرار دارد. مشغولیم خلاصه.
* خاستگاه فرهنگی و زادبوم شما و مثلث گروه شمس تقریباً به گذشته های دور در دالاهو و آئین های قدیمی در این منطقه بر می گردد. از طرفی ساز مورد استفاده شما ساز تنبور از سازهای مذهبی و كهن است. به نظر شما این هویت موسیقی و شخصی شما چه تأثیری بر تولیدات موسیقی گروه شمس داشته است؟
- ببینید، زیربنای موسیقی من، موسیقی سنتی است. من ابتدا ساز تار به دست گرفتم سالهای قبل از انقلاب هم گروهی در فرهنگ و هنر كرمانشاه داشتیم كه هم كار موسیقی كردی انجام می دادیم و هم سنتی. اما وقتی كه گروه تنبور راه اندازی كردیم، من از فرهنگ تنبور و حس و حال مقام های آن استفاده كردم و سه چهار كاستی هم كه منتشر كردم از همین حال و هوا و توانایی های این ساز آبشخور دارد.
من اهل كرمانشاه هستم و با موسیقی كردی بزرگ شده ام. از كودكی فولكلور كردی شنیده ام و در سینه دارم. در واقع خود به خود این تصاویر در ذهن هنری من شكل گرفته است. موسیقی سنتی را هم به صورت سیستماتیك و اصولی یاد گرفته ام. تنبور كه دیگر حكایت خاصی ندارد. من از متن این ساز و خاستگاه فرهنگی آن آمده ام و معمولاً با بچه های »اهل حق« دوست بودیم كه جملگی اهل این ساز هستند. چهره هایی مثل علی اكبر مرادی شاگرد من بودند. من در این فضا موسیقی آموختم و آثار ما هم از این فضا تأثیر پذیرفته است. البته باید بگویم من نخستین بار تنبور را در خانه انسان بزرگی چون مرحوم »خراباتی« دیدم. كرمانشاه در آن زمان یكی - دو تنبورزن مهم داشت. یكی از آنها »غلام زنده دل« نام داشت كه گاهی به خانه فرهنگ می آمد و من آنجا كار می كردم و از او چیزهایی آموختم. بعدها خودم هم دنبال این هنر رفتم و بیشتر شنیدم و بیشتر علاقه مند شدم تنبور برایم جذابیت داشت. اكنون هم وقت هنری خودم را بیشتر روی تنبور صرف می كنم.
* به غیر از ساز تنبور شما چه سازهای دیگری را دنبال كرده اید؟
- ابتدا با تار شروع كردم و سپس سه تار را دنبال كردم. اما وقتی كه تنبور را به
دست گرفتم دیگر سه تار نمی نوازم. اما تا حالا تار و تنبور را ادامه داده ام و هنوز در دست دارم.
* وقتی كه ما موسیقی ناظری ها را در حوزه سنتی و كردی بررسی می كنیم ردپای موسیقی مقامی نواحی كهنی كه خدمت شما عرض كردم، در آن محسوس و به آسانی قابل دسترسی است. این تأثیر گذاری را شما چگونه ارزیابی می كنید؟
- خب. من كارهایی دارم كه موسیقی سنتی خالص است. به عنوان یك كرد كرمانشاهی كه به موسیقی سنتی هم شناخت دارد، عرض می كنم كه می توانیم از بن مایه های بخشی از موسیقی و فرهنگ بومی این منطقه، وام و تأثیر بگیریم. من خودم همچنان كه می توانم از تجربه موسیقی سنتی در موسیقی كردی استفاده كنم، از بن مایه مقام های كردی كرمانشاه كه با آن آشنا هستم، بهره می برم.
* اصولاً اگر یك موسیقی مثل كردی را از موسیقی ملی جدا كنیم، به نظر شما چه تصویر و جایگاهی از آن باقی می ماند؟
- بالاخره، قبل از اینكه موسیقی سنتی تأثیر خود را از موسیقی كردی بپذیرد، این موسیقی وجود داشته است. وقتی كه دستگاههای ارتباط جمعی مثل رادیو وجود نداشته، موسیقی سنتی كار خود را كرده و به نظر من این موسیقی در موسیقی كردی تأثیرگذاری بیشتری داشته است. بعدها موسیقی كردی غنای خاصی پیدا كرده و گروه های مختلف، این موسیقی را ترویج داده و سازهایی چون تنبور رواج پیدا كرده اند كه بر موسیقی ملی تأثیرگذار بوده اند. به عبارتی رابطه ای دوسویه در این تأثیرگذاری باقی است.
در ردیف های آوازی هم اگر دقت كنیم، ردپای موسیقی كردی مشخص است. مثل كردبیات. یك بار یك فرد روستایی كه نمی دانم از كجا آمده بود، كاملاً كردبیات می خواند. این بنده خدا نه رنگ شهر دیده و نه كردبیات را شناخته است. كردبیات و »كردانیه« - كه به »گردانیه« تغییر كرده
است - در موسیقی ملی داریم. كردانیه از »كردانیا« گرفته شده است.
»نیا« یا »نوا« یا »نیاك« به معنای صدای موسیقی است. ما خود نیاگر داشته ایم كه این نیا به معنای نوای صدا و موسیقی است. وقتی كه می گوییم كردانیا، یعنی نوای كردی كه یك نوع ردیف است. یا حالتی مثل مقدمه »گریلی« داریم كه عده ای می گویند »كردیلی« بوده كه به »كریلی« و »گرایلی« و »گریلی« تغییر پیدا كرده است. این گونه موسیقی ملی از تمام منطقه تأثیر پذیرفته است. ما قطعاتی در موسیقی ملی به نام های خوارزمی، »گیلكی« یا »دشتی« داریم كه همه بنام های مناطقی از ایران است. هر نوای زیبایی كه در هر منطقه ای وجود داشته، گوش به گوش و صدا به صدا به مركز آمده و اساتید بزرگ آن را به موسیقی سنتی وارد كرده اند. موسیقی های همسایه از هم تأثیر می پذیرند. الان موسیقی كردی در كردستان عراق در مواردی رنگ و طعم عربی به خود گرفته است. كردستان تركیه هم مشابه این وضعیت است.
* شما به عنوان كسی كه سالهاست موسیقی را دنبال می كنید و آن را می شناسید، چه دغدغه ای در موسیقی دارید؟
- تمام دغدغه ما امروز این است كه متأسفانه دستگاههای ارتباطی مثل رادیو و تلویزیون اشاعه گر یك نوع موسیقی غیر بومی و غیر اصیل به نام موسیقی پاپ شده اند كه شما هم می دانید این موسیقی را این قدر تكرار كرده اند كه مردم تغییر ذائقه و سلیقه داده اند و دنبال این موسیقی ساده، بی تفكر و بی زحمت می روند. چون مردم هر صدایی كه بشنوند با آن خاطره می سازند و اگر بعد از چندی دوباره آن را بشنوند، خاطره آن برایشان تداعی می شود. این وضعیت نگران كننده است.
دغدغه كسانی مثل من كه موسیقی اصیل را دنبال می كنیم، این است كه سلیقه مردم عوض كردن بسیار خطرناك است و به آینده موسیقی محلی، نواحی، مقامی و ملی لطمه وارد می كند.
* شهرام ناظری همواره از تكراری بودن تولیدات موسیقی غیرپاپ انتقاد كرده كه آثار جدید كپی همان آثار قدیمی است. این موضوع به نظر شما چقدر واقعیت دارد؟ اگر با این موضوع موافق هستید به نظر شما ریشه در كجا دارد؟ چرا نوآوری نداریم؟
- حقیقتاً، واژه نوآوری كه ورد زبان همه شده، خیلی جای بحث دارد. نوآوری باید شناسنامه و عمق فرهنگی و هنری داشته باشد، نه اینكه چیزی خودساخته را به عنوان نوآوری معرفی كنیم. به نظر من اینك در عرصه موسیقی تولیدات جدیدی نداریم و این به ریشه فعالیت سازندگان آثار بر می گردد. نوازنده باید حداقل 20 سال تجربه داشته باشد كه به یك زبان و احساس هنری كامل برسد تا اثری خوب تولید و به بازار عرضه كند. متأسفانه بسیاری از هنرمندان امروز همین كه دوره آموزشی را به پایان می برند، به تولید آثار بازاری روی می آورند. با این شرایط كاری كه عرضه عمومی و به بازار ارایه می شود، بدون محتوا و بدون ریشه است.
آنهایی هم كه خلاقیتی دارند و صاحب تجربه هستند باید شرایط برای آنها فراهم شود كه به تولید اثر گرانبها روی بیاورند. عده ای از این گونه هنرمندان دغدغه مالی و زندگی دارند و انگیزه ای برای تولید اثر در آنها وجود ندارد كه بنشینند و اثری پرمحتوا، نو، زیبا و ماندگار بسازند.
*این گفتگو را برای سیروان انجام داده ام ودر شماره۴۱۳ منتشر شده است
فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :