قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳۸٦/٢/۸

جلال اهل روستایی به نام ملکشان از توابع سنندج است.هر روز حیات او ازعراق گرفته تا مجله سروه و دوستی اش با ماموستا هیمن شاعر نامی کرد و نیزدوستی اش با شیرکو بی کس شاعر نام آوازه کردستان عراق و احمد شاملو و ...داستانی دارد.گاهی به دفتر نشریه می آیدوبه قول خودش دردی از آلامش را بیان می کند.بچه های سیروان برای او احترامی خاص قائلند اما جلال از دست روز گار می نالد که چه می خواست و چه بر سرش آمده است .هنوز که هیچ کتابی منتشر نکرده و جوانی پر انرژی بود به عضویت کانون نویسندگان ایران در آمد.نقل است که شاملو گفته بود اگر کسی درآینده در شعر فارسی حرف برای گفتن داشته باشد این جوان است.جلال ازخدایگان ادبیات پارسی و ناخدای ادبیات کردی است.او تا کنون یک کتاب شعر کردی با نام ((زره ی زنجیری وشه دیله کان ))منتشر کرده است واز اینکه بدون اجازه او آنرا تجدید چاپ می کنند اعتراض دارد.سال گذشته سیروان با گفتگویی داشت وبه همراه  عکس او در صفحه او ل منتشر شد.سه شنبه این هفته از ملکشاه در دانشگاه بو علی همدان تجلیل می شود.تلاش می کنم اشعاری از او در این صفحه اینترنتی منتشر کنم .چند روز پیش به سیروان آمد با این شعر تازه که از درد گفته است .

گو بیاید مرگ من آماده ام

زیر شمشیر دموکلس زاده ام

من که سر بر آسمان می سودمی

زیر پای سفله گان افتاده ام

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :