قصر فرهاد
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: فیض اله پیری - ۱۳٩٠/۱/٢٧

میزگرد سیروان برای بررسی مشکلات چاپ و نشر در استان کردستان

فیض اله پیری: مسئله فرهنگ و به ویژه حوزه کتاب درکردستان هواخواهان و طرفداران زیادی دارد و در عین حال با مشکلات فراوانی نیز دست و پنجه نرم می کند. در میزگردی در سیروان که با هدف بررسی مشکلات حوزه کتاب برگزار شد، بخش خصوصی و دولتی، صریح و بی پرده و در فضایی صمیمی، مشکلات، خواسته ها و برنامه های خود را مطرح کردند و افقی جدید فراروی این مسئله گشودند. میهمانان سیروان در این میزگرد برای بررسی وضعیت نشر و چاپ کتاب در کردستان عبارتند از:

»قباد میمنت آبادی« مدیر کل فرهنگ  وارشاد اسلامی استان کردستان،  »کامبیز کریمی« نویسنده و شاعر، »کیومرث کرباسی« رییس هیات مدیره انجمن صنفی ناشران استان کردستان و  »افشین بهاری زر« ناشر و موزع کتاب.


 

***

سیروان": با عرض خیرمقدم و تشکر از میهمانان گرامی که دعوت ما راپذیرفتند. حوزه کتاب از اخذ مجوز تا زمانی که به دست خواننده می رسد، مراحل متفاوت و طاقت فرسایی را طی می کند و طبیعتا مشکلات و گرفتاری های خاص خود را دارد؛ نمی توان منکر واقعیات شد. وضعیت حال و گذشته، چراغ راه آینده است و اهداف را برای ما روشن می کند. علاقه مندیم تصویری از شرایط موجود داشته باشیم؛ هم از نگاه بخش خصوصی و هم از نگاه دولت. آقای کریمی بحث را با شما آغاز می کنیم؛ شما چه ذهنیتی از شرایط موجود دارید؟

کامبیر کریمی: ذاتا حوزه کتاب را اگر به مثلث تشبیه کنیم و یک راس آن مولف باشد که کتاب می نویسد و چاپ می کند، یک راس آن هم ناشر باشد که تولیدات خلوت و تنهایی من را تبدیل به محصولی به نام کتاب می کند، راس دیگر آن اداره فرهنگ وارشاد اسلامی است که در تولید وتوزیع کتاب دخیل نیست؛ اما می تواند تاثیر فوق العاده ای بر روی کار ما دو نفر یا همان دو راس دیگر داشته باشد؛ این ساختار درست یا غلط و اساسا چرا این گونه است، جای بحث و کنکاش ما در این نشست نیست.

در حوزه چاپ، ضمن اینکه فعالیت ها و توانمندی هایی داشته اند، طبیعتا ایرادات و مشکلاتی هم وجود دارد. من دوست دارم گزارشی از آقای میمنت آبادی بشنویم که الان نسبت چاپ و نشر کتاب در استان کردستان چگونه است؟ ما هم دورنمایی از وضعیت عمومی کشور در دست داریم. مشکلات و تبعیض هایی در استان کردستان نسبت به کشور وجود دارد و جای بحث و بررسی هم هست.

قباد میمنت آبادی: ضمن تشکر از دوستان سیروان که زمینه برگزاری چنین میزگردی با موضوع چاپ و نشرکتاب را فراهم کرده اند.

از نقد استقبال می کنم، اما معتقدم که نباید با دید منفی نگاه کنیم و اینکه ارشاد شرایط را بسته و به نوعی با دید تعصبی به نشر کتاب در کردستان نگاه می کند. من فکر می کنم هیچ نظر عمدی در اداره کل و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود ندارد. اما طبیعی است که روند کار به سرعت پیش نمی رود؛ ما می توانیم دنبال راهکار و روشی باشیم که مسئله را تسریع بخشیم. شما هم در این حوزه به ما کمک کنید. در واقع یک فضای ملاطفت آمیز فراهم کنیم که بتوانیم مسئله را سرعت بخشیم. می خواهم اطمینان بدهم که وزارت و اداره کل ارشاد کردستان آمادگی داریم که تا حدودی که ضوابط و قوانین اجازه بدهد، مسئله را به صورت جدی پیش ببریم. برای نشر کتاب ضوابط و قواعدی وجود دارد. در واقع رویه بدین شکل است که خود مولف زمانی که کتابی برای انتشار آماده می کند، می تواند برای صدور مجوز چاپ به ارشاد تحویل دهد. در سراسر کشور رویه بر این است که هیات بررسی کننده، کتاب را بررسی می کنند؛ اگر با ضوابط مغایرتی نداشته باشد، شماره شابک و نهایتا مجوز چاپ صادر می شود.

حالت اول این است که مولف این کار را انجام می دهد. اگر کتاب به زبان کردی باشد، در استان کردستان برای آن تصمیم گیری می شود. ما در استان سه نفر بررسی کننده اولیه داریم. این گروه بررسی می کنند و مثلا نظر می دهند که امکان چاپ آن وجود دارد و مشکلی وجود ندارد. وزارت ارشاد هم نظر بررسی کنندگان استان را بدون هیچ شک و شبهه ای می پذیرد و به ناشر اجازه انتشار می دهد. اگر کتاب هم به زبان فارسی باشد، خود وزارت ارشاد بررسی می کند. پروسه ای است که مولف از طریق ناشر در اداره کل ارشاد اقدام می کند واداره کل هم به وزارتخانه اعلام می کنند و اگر مشکلی  نباشد،  انتشار کتاب بلامانع است.

تا امروز هیچ محدودیتی در ارتباط با این رویه و این پروسه برای صدور مجوز چاپ  کتاب در وزارت ارشاد ندیده ام. سال گذشته(88) مجموعه درخواست هایی که برای چاپ کتاب به اداره کل ارشاد رسید حدود 120 مورد بوده که 114 مورد مجوز گرفته و چند مورد هم برگشت خورده است.

کامبیز کریمی: ممکن است مجوزهای کردی و فارسی را تفکیک کنید.

میمنت آبادی: متاسفانه آمار نداریم چون به شکل کلی به دست ما می رسد. تا به امروز تمام درخواست هایی که به دست ما رسیده، به تهران منعکس شده و هیچ موردی -با شرایط- مغایرت نداشته است. تا اول اسفندماه -89- تعداد 122 مورد مجوز چاپ کتاب برای کردستان صادر شده است. بر اساس شاخص های وزارت ارشاد (براساس توانمندی ها و زمینه های چاپ در گذشته و...) سهمیه استان کردستان در سال 89 تعداد 103 مورد بوده که ما تا اول اسفندماه حدود 19 مورد از سهمیه جلو هستیم. باتوجه به اینکه تقاضا بیشتر از میزان سهمیه بوده، ما هماهنگ کرده ایم و با مشکلی هم مواجه نبوده ایم؛ وزارتخانه اعلام کرده که محدودیتی نداریم. باتوجه به اینکه اسفندماه زمان اوج  تقاضاست، تصور می کنم مجوزهای صادره برای کردستان به 140 مورد هم برسد.

سیروان: باتوجه به مرکزیت سنندج برای مناطق کردنشین، برخی از این مجوزها به استان های همجوار مربوط می شود. مثلا برای انتشار کتاب به زبان کردی در کرمانشاه یا آذربایجان غربی، تقاضاهایی از کانال کردستان داشته ایم؛ این گونه نیست؟

میمنت آبادی: به هر حال ملاک ما و تهران درخواست هایی است که از طریق استان کردستان صورت می گیرد. ناشر هرکجا باشد تفاوتی ندارد.

سیروان: مقایسه ما با استان های دیگر از نظر صدور مجوزها چگونه است؟

میمنت آبادی: متاسفانه فرصت نکردم استان های دیگر را بررسی کنم، اما مطمئن باشید ما از ظرفیت و سهمیه در نظر گرفته شده -چنانکه عرض کردم- جلوتر هستیم. سال گذشته(88)  سهمیه ای که به استان کردستان داده شد نسبت به سهم مشابه استان های دیگر بیشتر بود.

کریمی: سال گذشته 114 مورد مجوز داشته اید. خروجی و انتشار کتاب چه آماری را نشان می دهد؟

میمنت آبادی: بله، 114 مجوز صادر شده است.

کریمی: از این 114 مورد مجوز همه کتاب چاپ کرده اند؟

میمنت آبادی: خیر.

سیروان: بحثی وجود دارد که در ممیزی کتاب غیر از کنترل و بررسی در استان کردستان برای تطبیق با موازین ارشاد، باز هم در تهران ممیزی های دیگری  صورت می گیرد،  شما چه میزان می توانید تاثیرگذار باشید که دیدگاه ها و خواست استان کردستان را به تهران منتقل کنید تا در این زمینه مشکل ساز نباشند؟

میمنت آبادی: هیچ محدودیتی وجود ندارد. نهایت مسئله این است که آنها برای ما نظر اصلاحی می فرستند که اگر مولف، موارد مدنظر ارشاد را اصلاح کند، مجوز صادر می شود.

سیروان: شما  نماینده وزارت ارشاد در کردستان و با مسایل درگیر هستید و شناخت دارید. وزارت ارشاد هم موازین و قوانین خاص خودش را اعمال می کند. اما نکته اینجاست که تحلیل استان کردستان با تحلیلی که تهران دارد متفاوت است. تهران تا چه میزان دغدغه های کردستان را می شناسد؟ شما تا چه میزان می توانید فضای کردستان را به تهران منتقل کنید به گونه ای که روی تحلیل آنها موثر باشد؟

افشین بهاری زر: سئوال ما هم همین است. اما اجازه بدهید من نکته ای خدمت جناب آقای میمنت آبادی عرض کنم. اگر مسئله را یک چرخ دنده تصور کنیم، به نظرم اداره ارشاد کردستان مثل یک روغن عمل می کند که اجازه نمی دهد اصطکاک به وجود بیاید. من ادعا می کنم که مسئله »سانسور« است. شما می فرمایید که »اصلاح« است و دیگری هم می گوید »ممیزی«. هرکسی از زاویه دید خود مسئله را می بیند.

من اگر شهادت حضرت علی(ع) را از نظر تاریخی و زمان حکومت ایشان در اسلام اشتباه بنویسم، مسئله »اصلاحی« پیش می آید. اما در خصوص عقاید اهل سنت به نظرم در کردستان و مناطق اهل سنت مفهوم »سانسور« پیدا می کند. ما قوانین کشور را می دانیم و به آن احترام می گذاریم، اما به نظرم مسایل کردستان و اهل سنت را هم در جای خودش باید دید. یا می نویسند بر روی جلد کتاب »درج شود: براساس منابع اهل سنت«.  آبان ماه 1389 هم همین را نوشته اند.  تعامل دو طرفه داریم. قرار است اگر اشکالی وجود دارد، دوستانه با ارشاد در میان بنهیم که بشنوند و منعکس کنند و اجازه افزایش اصطکاک ندهند تا مبادا خدای نکرده مسئله حاد و پیچیده شود.

نکته دیگر که می خواهم اشاره کنم و چنانکه اشاره شد که یادگار دوران گذشته است، این است که زمان برخی مجوزها تا دو سال هم ادامه پیدا کرده است. اواخر سال 84  کتاب »شرفنامه« اثر »شرف خان بدلیسی« ترجمه ماموستا »هه ژار« که مورد تایید هم هست را برای مجوز فرستاده ام، تا امروز جواب نگرفته ام. اما انتشاراتی دیگر در تهران مجوز این کتاب را از کانالی دیگر گرفته است. این یک بام و دو هوا به نظر شما چه معنایی می تواند داشته باشد؟ من کتاب را که بیش از 700 صفحه است، تحویل کارشناس کتاب در ارشاد کردستان دادم و بعد از سه ماه وقتی مراجعه کردم، گفتند مفقود شده است! دوباره همین کار را تکرار کردیم و تا امروز نتیجه نگرفتیم. در حالی که خدمت شما عرض کردم یک انتشاراتی در تهران بعد از دو سال از قضیه ما، مجوز گرفت و کتاب را چاپ کرد. ما هم در عراق دوبار کتاب را چاپ کردیم و بار سوم در ایران چاپ شد. وقتی کتابی که مترجم، ویراستار، نمونه خوان و تایپیست آن ایرانی است، چرا در عراق باید چاپ شود؟ به نظرم بازتاب جالبی ندارد.  و خیلی از مسایل دیگر. قصد قیاس نیست؛ اما قاعدتا باید این گونه مسئله را بررسی کنیم. پیش از این زمان، ما کتاب »تاریخ اردلان« (میژووی ئه رده لان) را در 33 روز مجوز گرفتیم. »شرفنامه« هم موضوعش همین است.  البته وقتی خطاب به آقای میمنت آبادی این مسایل را بحث می کنم، در واقع سخن دل همکارانم را به نیابت از آنان بیان می کنم.   اگرنه من خودم انتشارات »آناس« دارم که در زمینه ادبیات کردی فعال است. انتشارات را به تهران برده ام که ارتباطم با وزارت ارشاد نزدیک باشد. از 62 کتاب که تقاضای مجوز داده ام، به نظرم 20 مورد مجوز گرفته و بیش از 40 مورد آن در وزارت ارشاد است. در بحث مجوز خیلی مشکل داریم.

میمنت آبادی: افرادی که در وزارت ارشاد تقاضاها را بررسی می کنند و در زمینه کتب مذهبی اصلاحاتی انجام می دهند، قطعا ضوابطی برای خودشان دارند. ما در مملکتی زندگی می کنیم که براساس اصول مترقی قانون اساسی استوار است و مردم این منطقه هم به آن رای داده و آن را پذیرفته اند. رویه و قاعده ای که در وزارت فرهنگ و ارشاد مدنظر قرار می گیرد؛ براساس کشور است. مثلا برای کتابی تقاضای مجوز می شود براساس مستندات و دیدگاه های مذهب اهل سنت ثبت و ضبط شده است. روی آن درج می کنند تا  فردی که مطالعه می کند، متوجه باشدکه این کتاب مربوط به اهل تسنن بوده و براساس این دیدگاه نوشته شده است. من البته نمی دانم چرا ماروی عبارت »براساس منابع اهل سنت« حساس باشیم؟

بهاری زر: بحث حساسیت نیست. در واقع بحث این است که نوعی دید وجود دارد که احساس می کنم موافق نیست که این کتاب در سراسر کشور منتشر شود. ما کتاب مجوز دار داشته ایم که به آسانی در تهران در معرض دید قرار نگرفته مثل کتاب جامعه گرایی حضرت »عمر«(رض). در حالی که مجوز این کتاب در وزارت ارشاد دولت نهم و دهم اخذ شده است.

میمنت آبادی: خواه ناخواه این دغدغه در مناطق کردستان وجود دارد. شاید به این جدیت این مطالبات پیگیری نشده است. ما می توانیم این مسایل را منتقل کنیم. در جلسه ای که در معاونت فرهنگی وزارت ارشاد برای بررسی برنامه های سال آینده داریم، یکی از مسایل موردنظر ما چاپ کتاب است که این مسایل هم جزو آن قرار می گیرد. قبلا آقای کرباسی و سایر دوستان مشکلات را یادآوری کرده اند. نظر ما هم همین است که  مسایل کردستان را بگوییم و طرح کنیم. من رابط و واسط بین شما و وزارتخانه خواهم بود تا این دغدغه ها هم حل و فصل شود؛  ما مجوز چاپ کتاب صادر نمی کنیم. البته جزو پیشنهادات ماست که صدور مجوز کتاب را استانی کنند.

کرباسی: البته این قضیه هم ممکن است نتایج خوبی نداشته باشد.

میمنت آبادی: می توان کارشناس وزارت ارشاد هم جزو این تیم در استانها و ماهی یکبار در جلسات حضور داشته باشد و تقاضاها را بررسی کنند. ما در ارتباط با نشر مشکل نداریم. درست است که می نویسند »ویژه اهل سنت« یا »براساس منابع اهل سنت«، اما حوزه نشر کتاب فقط یک

استان نیست. محدودیتی برای انتشار نداریم. وقتی کتابی در استان کردستان چاپ می شود و روی آن عبارت »براساس منابع اهل سنت« قید شده، انتشار آن محدود به مناطق کردنشین یا اهل سنت نیست. این کتاب در سراسر کشور منتشر می شود و همه هم مطالعه می کنند پس مخاطب اگر متوجه شود منابع و ماخذ این کتاب کجاست و براساس چه دیدگاهی نوشته و منتشر شده است؛ بهتر خواهد بود. اگر ضوابطی خاص بر نشر حاکم است، باید پذیرفت که این حوزه هم بسیار گسترده است و ساز و کار خود را می طلبد.

بهاری زر: قضیه مقداری سلیقه ای است.

میمنت آبادی: من نکته ای می خواستم عرض کنم. گاهی اوقات القاب، ویژگی و صفتی مربوط به یک شخص است. تصور خودم این است اگر در یک کتاب این صفت برای افراد مختلف به کار گرفته شود، ممکن است شائبه ایجاد شود که بار ارزشی آن کاسته شود.

سیروان: مسئله دیگر در زمینه کتاب که باید به آن پرداخته شود، مسئله زبان کردی است. رهبر انقلاب در سفر به کردستان اشاره کردند که زبان کردی یک سرمایه ملی است. در تمام دنیا هم مشخص است که با سرمایه ملی چه رفتاری می شود.

کریمی: من دومین بار است که خدمت آقای میمنت آبادی می رسم. به نسبت سایر مدیران که تعامل داشته ایم، متفاوت هستند. من هم از سعه صدر ایشان تشکر می کنم و هم اینکه به نظرم حس پاسخگویی و مسئولیت در خودشان ایجاد می کنند. اهل پاسخگویی هستند و اگر نقد و بررسی حوزه کاری ایشان هم بشود، صبورانه گوش می دهند و پاسخگو هستند. این نکته مثبت برای من است و امیدوارم موفق باشند.

واقعیت این است که وقتی وارد بحث کتاب می شویم، سه مسئله جهانی، ایرانی و کردستان وجود دارد. این نکته را عرض کنم که با توجه به دیجیتالی شدن عرصه مطالعه و کتاب، دورنمای بسیار رویایی و زیبا برای انتشار کتاب به شیوه سنتی دیده نمی شود.

یک فضایی در ایران وجود دارد که اگر بخشی از آن را هم تبلیغاتی بدانیم، و بخشی واقعیت، حقیقت این است که وضعیت مطلوب و خوشایندی نیست و به نظرم از روال منطقی و معقول برخوردار نیست.

این مسئله در کردستان بنابه دلایلی بیشتر  شده است. امیدوارم آقای میمنت آبادی و یا هفته نامه سیروان این مسئله را به گوش مسئولان مرتبط برسانند. اولا قانون را برای این نمی نویسند که آیا من قبول دارم یا نه. قانون وقتی نوشته شد، من مجبورم از آن تبعیت کنم؛ چه اینکه فلان ماده را قبول داشته باشم یا نه. اما یک مورد حساس وجود دارد، اینکه اگر ما مردم را به ممیزی و سانسور عادت دهیم و اگر در یک پروسه زمانی متوجه شوند که سانسور سلیقه ای روی آن اعمال می شود، به آنچه طرف مقابل هم منتشر می کند، بی اعتماد می شوند.

اگر مردم متوجه شوند، کتابی که من منتشر می کنم، بارها پالایش و ویرایش شده و از چندین کانال گذشته، به همان اندازه افکار و عقاید بررسی کننده  کتاب را تحلیل می کنند و آن را هم باور نمی کنند؛ این یک آسیب جدی است.

به نظرم ضرورت دارد مسئولین با یک دید کلان و گسترده به آن توجه کنند. بین مولف و خواننده باید این اعتماد وجود داشته باشد که اگر مطالبی از این کتاب حذف شده، براساس یک قانون و یک ضابطه است. ما اینجا آسیب می بینیم. آقای میمنت آبادی اشاره کردند که براساس یک ضابطه و یک قانون، مجوز کتاب صادر می شود؛ اتفاقا نکته اینجاست که براساس قانون و ضابطه صورت نمی گیرد. قانون عبارت است از چیزی که دو طرف به آن علم داشته باشیم. ما با عنوان مولف کردی متاسفانه نمی دانیم خطوط قرمز کجاست. نمی دانیم باید چه نگوییم و چه ننویسیم که کتاب ما مجوز بگیرد. من یک کتاب برای مجوز به ارشاد فرستادم. بعد از 9 ماه به من می گویند که شما دو کلمه از این کتاب را باید حذف کنید و این توضیحات را اضافه کنید. حجت من نویسنده کتاب و فعال ادبی از تمام کسانی که ممیزی کتاب را اعمال می کنند، مستندتر و قابل اطمینان تر و صحیح تر است؛ من در حوزه ادبیات برای هرواژه ای که به کار می گیرم، حجت ارایه می دهم و توضیح می دهم که این واژه چیست. در مقابل می گویند نه، چون ما می گوییم، باید حذف شود. گفتم شما 14 ماه کتاب من را در ارشاد نگه می دارید، صرفا به این خاطر که سلیقه شما با من نمی خواند.

ما نمی دانیم چه مسایلی خط قرمز است و نیست. فکر می کنم ضرورت دارد با مدیریت آقای میمنت آبادی این معضل بزرگ و این مسئله نظارت بیشتر و ساماندهی شود. ز آن طرف به نظرم عیب نیست که اگر دوستی در خصوص کتاب من ممیزی اعمال می کند؛ بشناسم و گاهی حتی با من وارد بحث و جدل شود. مثلا وقتی می گوید »بانه وسان« معنایش فلان است، بگویم نه دوست عزیز؛ به استناد این فرهنگ لغت، معنایی دیگر دارد و من صحیح تر می گویم.

بنابراین کسی که کتاب مرا بررسی می کند، احترامش را نگه می دارم و اساسا با ذهن تخریب گرایانه به او نگاه نمی کنم. کاش شما (خطاب به مدیرکل ارشاد) آماری ارایه می دادید که از 114 مجوزی که سال گذشته صادر کرده اید؛ چه تعداد آن به زبان کردی است و چه میزان ازاین کتاب چاپ و منتشر شده است. دوستان اشاره کردند که در سفر مقام معظم رهبری ، زبان کردی میراث و سرمایه ملی عنوان شده است. اولین تعریف از سرمایه ملی یعنی تخت جمشید، یعنی بیستون و 33 پل اصفهان. سالانه چه میزان هزینه صرف نگهداری و خدمات دهی این آثار باستانی می شود که سنگ و آجر است. اگر این زبان کردی سرمایه و میراث است -که چنین است و به نظر ما شاه بیت سخن در حوزه زبان کردی بود- مقداری هم برای این زبان هزینه کنید. شما باید برای این میراث ملی سرمایه گذاری کنید.

آنچه که من اطلاع دارم، از 114 مجوزی که سال گذشته صادر کرده اید، تعداد چاپ کتب کردی از تعداد انگشتان دست فراتر نرفته است. دوستان ناشر حتما سخن مرا تایید خواهند کرد. این مسئله زیبنده یک استان فرهنگی نیست که شما کتاب کردی برای انتشار نداشته باشید. چه اشکال دارد که شما با مسئولان وزارت ارشاد صحبت کنید که کتاب کردی را حمایت کنیم. ناشر کتب فارسی فراوان است، اما ناشر کتب کردی محدود و به اندازه تعداد انگشتان دست است. یارانه کاغذ در ارشاد حذف شده است. براساس مجوز سالانه که تاییدیه شما را گذرانده، حداقل هزینه ای برای این ناشرین در نظر بگیرید، نه مجوزی که من دوست دارم.

از ناشران بخواهید که به زبان کردی، این سرمایه ملی، کتاب منتشر کنند. من هم دیگر مجبور نمی شوم برای چاپ یک کتاب چهار میلیون تومان هزینه کنم؛ برای من نویسنده هم دلگرمی است. در خصوص مجوز کتاب هم من یک درخواست دارم. اگر درخواست من نامعقول است، حتما بگویید. آنچه که شما در شهرهای سراسر ایران فرض می کنید، برای کردستان هم در نظر بگیرید. اگر چنانچه کتابی به زبان فارسی خارج از کشور چاپ شده باشد، در سراسر ایران می تواند از طریق ارشاد برای کسب مجوز اقدام کرد و اگر مجوز گرفت، می تواند در ایران هم در شبکه توزیع قرار گیرد. ما نمی گوییم کتاب را در خارج از کشور چاپ می کنیم و بعد از شما مجوز می گیریم. اما شما یک فاز برای ما قایل باشید. اگر کتابی از شما مجوز گرفت و مسیر شما را طی کرد و به علت مشکلاتی نتوانست در ایران چاپ شود و در خارج از ایران چاپ شد، اجازه بدهید که آن را وارد چرخه توزیع کتاب بکنیم؛ این نکته ای مهم است.

کرباسی: در مورد مجوز به اندازه کافی صحبت شد. فقط من یک نکته به صحبت های آقای کریمی اضافه کنم. 114 مورد مجوز انتشار کتاب در سال گذشته در کردستان کاملا چاپ نشده است. می توانم دلیل  بیاورم خود من مجوزهای متعددی دارم که هنوز موفق به چاپ نشده ام.

دلیل اینکه اشاره کردم که ما نگران هستیم که مجوزها استانی شود، عرض می کنم. زمانی وزارت ارشاد زیاد سخت نمی گرفت. بعد از چاپ، کتاب را به واحد معرفی می کردیم و از صد تا 300 جلد از ما خرید داشتند. اصلا نمی پرسیدند از کجا آمده ای؟ اگر از طریق استان اقدام کنیم، خیلی از کتاب های ما رد می شود. آنچه که هم تایید می شود، 50 یا حداکثر صد جلد توسط ارشاد خریداری می شود که واقعا عددی نیست. ما صنف ناشران استان مسایل و مشکلات را می دانیم و شما هم می دانید. خواهش ما این است که این مسایل را به تهران منتقل کنید. ما بعد از مشکلات متعدد در بخش مجوز، در توزیع کتاب هم با مشکلات جدی مواجه می شویم. با نام یک شهرستانی تا [مسایل] شرکت در نمایشگاه بین المللی کتاب را پشت سر می گذاریم، با مشکلات متعدد مواجه می شویم.

سیروان: چه مشکلاتی؟         

کرباسی: هزینه ماندگاری و بعد مسافت و ... بماند. بحث دیگر نمایشگاه های استانی است که چندی پیش به آقای میمنت آبادی زحمت اساسی دادیم. آقای استاندار و آقای میمنت آبادی زحمت زیاد کشیدند تا موسسه فرهنگی نمایشگاه های ایران اجازه دادند که ناشران استان کردستان در نمایشگاه استانی در زاهدان شرکت کنند. هماهنگی برای حضور ناشران سخت است و نهایتا به دو ناشر اجازه دادند در نمایشگاه شرکت کنند.

این معضلی دیگر است که باز هم مانع توزیع کتاب می شوند.

مسئله دیگر، نمایشگاه های داخلی است. عده ای که فقط شغلشان دلالی در کتاب است و ضرر کتاب ندیده اند؛ حضور دارند. اینها هیچ وقت ضرر کتاب ندیده اند. کتاب های من علمی و دانشگاهی هستند و سالانه تقریبا دو وانت کتاب که تاریخ مصرفشان تمام شده است را کیلویی 15 تا 20 تومان می فروشم. من که این چنین از کتاب متضرر می شوم، حق دارم در استان خودم نمایشگاه کتاب داشته باشم. اما می بینم دلال کتاب از تهران به اینجا می آید و تمام تبلیغات هم پشت سر اوست. تبلیغات نمایشگاه های داخلی با حضور ناشران استانی، یک صدم تبلیغ برای دلالان کتاب نیست.

وقتی خارج از استان برای برگزاری نمایشگاه به کردستان می آیند، تمام کوچه پس کوچه های شهر تا برسد به خیابان ها مملو از تبلیغات است. در حالی که وقتی خودمان نمایشگاه برگزار می کنیم، به چند بیلبورد تبلیغاتی اکتفا می شود؛ بعد می رسیم به اینکه این ناشران چه کتاب هایی برای فروش به نمایش می گذارند؟ ما الان شاهد انتشار کتاب هایی توسط دلالان کتاب - یعنی شبیه یک کالا به آن می نگرند- هستیم؛ حدود 50 درصد هم تخفیف می دهند.کتاب چندان از نظر محتوایی هم ارزشمند نیست. وقتی در کردستان به نمایش گذاشته می شود، از آنجا که مردم طالب و تشنه کتاب هستند، کتاب را ناچار می خرند و در واقع، پول مردم زحمتکش و فرهنگ دوست درست هزینه نمی شود. من کتاب علمی و دانشگاهی منتشر می کنم و یک واحد علمی و آموزشی فقط مختص به کودکان دارم. پیش از آغاز دوران مدیریت آقای میمنت آبادی، تقاضای یک نمایشگاه صرفا علمی برای کودکان داشتم. روزی 500 هزار تومان بابت اجاره ساختمان نگارخانه ارشاد اسلامی از من پول می خواستند؛  این کار به نظرم غیرمنطقی و نابخشودنی است. مجموعه »فرهنگ و ارشاد اسلامی« حامل سه واژه کلیدی است؛ فرهنگ، ارشاد و اسلام. آیا به راستی این رفتار با این عناوین سزاوار است؟ این حرکت، فرهنگی است؟ من رفتم یکی از ادارات درخواست کارهایی کردم که صرفا باید هزینه می کردم و یک کار پژوهشی انجام می دادم که ببینم چند دانش آموز اهل قلم داریم.  گفته اند با این آقا همکاری نکنید! این کار چه ضرورتی دارد؟

نمایشگاه بخشی از شبکه توزیع است. خواهش من این است که از برگزاری نمایشگاه هایی که توسط دلالان در کردستان برگزار می شود، جلوگیری شود.

شما در هر زمینه ای از آثار علمی گرفته تا کتب کودک و نوجوان، شعر و ادبیات ما چندین ناشر داریم و می توانیم نمایشگاه برگزار کنیم.   

میمنت آبادی: مانعی برای برگزاری نمایشگاه نداریم. اما ناشر می گوید من نمایشگاه با 40 درصد تخفیف برگزار می کنم. اما اگر ناشر استانی با همین شرایط حاضر به برگزاری نمایشگاه باشد، طبیعی است که ما اولویت را به همکاران استانی می دهیم.

کرباسی: بحث دیگر تخصیص مقدار »بن« کتاب است که شما به نمایشگاه های کتاب اختصاص می دهید. واقعا ارقام آن بسیار ناچیز و کم است. شما سرانه مردم استان کردستان را به نسبت کل سال در نظر بگیرید، به ازای هر نفر کمتر از 25 تومان می رسد. خیلی کمتر از این هست. باید به ریال عنوان کنیم.

بهاری زر: در نمایشگاه بانه میانگین دو تومان و نیم (25ریال) بود!

کرباسی: بله، در حالی که وزارتخانه برای این کارها بودجه دارد و باید از نمایشگاه حمایت کند. نمایشگاه استان ها هم بعد از هفت سال یک بار در سنندج برگزار شد و سالها بود که مردم و دانش آموزان و جوانان ما از این »بن«ها محروم بودند.در نمایشگاهی در سقز شرکت کردیم که قرار بود ارشاد پنج درصد تخفیف منظور کند و ما 15 درصد. به ما گفتند شما 20 درصد را تخفیف بدهید، مابه التفاوت را به شما بر می گردانیم؛ این را هم به ما ندادند. یعنی من تخفیف دولت را هم پرداخت کردم و دست آخر هم گزارش کاری فرستادند که ما نمایشگاه کتاب برگزار کردیم! یک ریال هم متضرر نشدند. برای نمایشگاه باید میز کتاب اجاره می کردند، اما من از سنندج میزها را به نمایشگاه سقز بردم. در نهایت هم گزارش کار و آمار به نام ارشاد تمام می شود.

میمنت آبادی: ما در همه شهرستان ها وعده کمکی که داده بودیم را پرداخت کردیم و مطمئنا اگر ما  خارج از بودجه و ضوابط خود، آن کمک ها را نمی کردیم، قطعا نمایشگاه برگزار نمی شد. یعنی اداره کل سوبسید و کمک خود را در سنندج و کلیه شهرستان ها -علی رغم اینکه در این گونه موارد هیچ تعهدی ندارد- به نحو احسن برای حمایت از ناشرین عزیز استان در اختیار قرار داد و به نظرم قضاوت این چنینی منصفانه نیست.

بهاری زر: جدا از مسایلی که آقای کرباسی مطرح کردند، نکته ای که من یادداشت کرده بودم تا در این نشست مطرح کنم، ارتباط با مدیران فرهنگی است. مسئله نباید به این میزگرد ختم شود و بعد همدیگر را نبینیم. اگر این تعامل بین ما مداوم باشد، به نظرم با مشکلات کمتری مواجه خواهیم بود. دوست داریم فعالیت ها در پیشرفت استان موثر باشد؛ هم پیشرفت اقتصادی و هم پیشرفت فرهنگی.

ما در حال حاضر پتانسیل عظیم فرهنگی برای کمک به اقتصاد هم داریم. می توانیم برای کردستان عراق هم چاپ کنیم. اگر آماری بگیریم از کتاب هایی که با مجوز ایران چاپ شده و به کردستان عراق فرستادیم، به نظرم -با همه مشکلات- بالای 150 میلیون می رسد.

من دو انتشارات خودمان را گزارش می کنم. این جدا از فعالیت سایر دوستان ناشر است. کردستان عراق امکان چاپ آثاری مثل »گالیور« یا کتاب دو رنگ و کیفیت بهتر ندارند. از یک سری امکانات محروم هستند که بتوانند کتاب را آن گونه که ما چاپ می کنیم، چاپ کنند. اگر بتوانیم این امکانات و ظرفیت چاپ و ارسال کتاب کردستان عراق را تقویت کنیم، به نظرم می توانیم سالانه بیش از یک میلیارد تومان صادرات داشته باشیم؛ کم عددی نیست.

حداقل از چاپخانه و ناشر و راننده و ... می توانند از این شرایط استفاده اقتصادی بهینه ببرند. از نظر ارزآوری تعامل فرهنگی هم بسیار مهم است. در خصوص صدور مجوزها هم کاش مسئله روشن بشود که آیا سلیقه ای است یا قانونی؟ اگر سلیقه ای است که دردناک است، اگر هم قانونی است که بیشتر! در خصوص یارانه کتاب هم،  با این منطق که یکی رقم بیشتری می گیرد و دیگری کمتر، یارانه حذف شد. گفتند یارانه را مستقیم به مردم بدهیم. حذف سوبسید، قیمت کتاب را افزایش داد. در این شرایط هم خواننده متضرر شد هم فروشنده و هم ناشر. مادامی که چنین شد، ما انتظار داشتیم، یارانه هایی که از پرداخت آن جلوگیری شد، حداقل از طریق بن یا نمایشگاه ها یا کانالی دیگر به دست خریدار کتاب برسد. اما متاسفانه مسئله بسیار کمرنگ است. الان من کتاب شرفنامه بدلیسی را چاپ کرده ام که در قد و قواره »شاهنامه« فردوسی است. کدام کتابخانه در ایران کتاب شاهنامه فردوسی ندارند؟ لازم است که کتابخانه ها حداقل در مناطق کردنشین شرفنامه بدلیسی را هم داشته باشند. آیا دارند؟

میمنت آبادی: یعنی می فرمایید برای خرید، شما تقاضا داده اید و ارشاد تقاضای شما را رد کرده است؟

بهاری زر: بحث تقاضا نیست. وقتی یک کتاب ارزشمند چاپ می شود، شما این کتاب را برای کتابخانه های عمومی استان خریداری کنید. کتابی مثل شرفنامه جدای از اهمیت تاریخی آن، یک شاهکار ادبی است. خیلی دردآور و عیب می دانم که کتابی مثل شرفنامه در کتابخانه های عمومی استان نباشد.

میمنت آبادی: ما بخشی از کتاب های چاپ شده را خریداری می کنیم و می توانیم توزیع کنیم.

سیروان: شما وقتی کتابی چاپ می کنید، چه مکانیسمی برای معرفی به ارشاد دارید؟ خود شما مراجعه می کنید یا انتظار دارید، ارشاد از شما درخواست کند؟

میمنت آبادی: بله، طرف باید کتاب را معرفی کند.

بهاری زر: یک انتشارات وابسته به وزارت ارشاد هست. روزی به صورت اتفاقی گذرم به ارشاد کردستان افتاد. به جرات می توانم بگویم نیمی از کتاب هایی که دیدم مربوط به این انتشارات بود.

میمنت آبادی: کجا؟

بهاری زر: اداره خود شما، مجتمع فجر.

کرباسی: سالنی که در مجتمع فجر در اختیار مجموعه کارشناسی کتاب است - می توانید ببینید- معمولا این گونه است.

بهاری زر: اتفاقا روزی که من رفتم، مشغول برچسب زنی و شماره گذاری بودند. یارانه نمایشگاه های استانی هم که آقای کرباسی اشاره کردند، متاسفانه وضعیت خوبی ندارد. نمایشگاههای استانی هم مشخص است. آقای »سجادی« از همکاران ما را اجازه ندادند در نمایشگاه شرکت کند. یک کارگر، غرفه دار ایشان در نمایشگاه استانی زاهدان شد. اگر مسئله سلیقه ای است تا ما پیگیری کنیم که چرا این گونه است. اما اگر قانونی است، اعلام کنید. اما وقتی می گویند این کتاب را از نمایشگاه بردار، آن یکی را هم جمع کن، باید مشخص شود که آیا سلیقه ای است یا قانونی؟ الان کرد و اهل سنت در تمام نقاط ایران پراکنده است؛ کما اینکه مردمانی از سراسر ایران به مناطق اهل سنت و کردنشین مهاجرت کرده و زندگی می کنند. حالا کم یا زیاد آن فرق ندارد. هرکدام از این قشر ذائقه خاص خود را دارند و کتاب مختص به فکر و عقیده خود را می خواهند. وقتی می گویند این کتاب را جمع کن، مجبورم تعامل کنم؛ مبادا کار به تعطیلی غرفه بکشد. من یک سال زحمت می کشم و کتاب جمع آوری و منتشر می کنم، بعد یک نفر در نمایشگاه می گوید این کتابها نباید توزیع شود. این که منطقی نیست؛ نان ما آجر می شود. خوب، وزارت ارشاد چرا مجوز می دهد؟ چرا فیپا و شابک می دهد؟ چرا این همه زحمت به ما می دهد؟ چرا ما این همه هزینه کنیم؟

کریمی: بحث این است که هویت کردی در تعارض با هویت ایرانی نیست. بلکه در تعامل است و حتی می تواند به هویت ایرانی خدمت کند. حداقل روند صد سال گذشته این را اثبات کرده و آن این که هویت کردی در بارزترین جایی که خود را نمایان می کند، زبان کردی است و مهمترین و تنها مکان برای ابراز زبان کردی، جدای از رسانه جمعی، کتاب و کتابخانه های کردی است.

اگر ارشاد و دستگاه های مرتبط کمک کنند که زبان کردی در قالب کتاب کردی به میدان بیاید و خود را به صورت احسن نمایان کند و ماهیت وجودی خود را نشان دهد؛ مطمئنا نه تنها به زبان و فرهنگ فارسی خدمت می کند؛ بلکه این کار خدمت به همان چیزی است که امروز »وحدت ملی« یا عناوینی از این دست لقب گرفته است. متاسفانه به گمان ما آثاری که به زبان کردی تولید می کنیم، به حق یا ناحق  این است که برخوردهای سلیقه ای بعضی جریان  مانع کار است و در عین حال باور من این است که سیاست جمهوری اسلامی این نیست. به این دلیل که مسئولان مملکت خلاف این را بیان می کنند. اگر این سیاست از طریق عوامل پایین دست اجرایی می شود، نوعی برنامه ریزی کنید که جلوی این عوامل و نیروها را بگیرید. بابت این مسایل آنها را توجیه کنید؛ چون زبان و فرهنگ کردی چنانکه عرض کردم می تواند به فرهنگ و زبان فارسی کمک کند.  اگرچنین اقدامی صورت نگیرد، یقین داشته باشید که بازنده این معامله فقط ما نیستیم، بلکه هویتی بزرگ است که در فلات ایران قرار دارد، نه فقط در جغرافیایی به نام ایران. دوست دارم این نکته را تکرار کنم که من شرایط موجود را ناشی از سیاست نظام جمهوری اسلامی نمی دانم، بلکه سیاست سلیقه ای تعدادی نیرو می دانم که در دستگاه های اجرایی هستند. 

حضرت عالی در کسوت  مدیر کل و فردی که در اداره نشر و چاپ نشسته،  می توانید افرادی که سلیقه ای کار می کنند را توجیه کنید.  جلسه ای برگزار کنید که خود ما با آنها تعامل داشته و  مسایل را روشن کنیم. توضیح دهیم که زیبایی این زبان کجاست و چگونه می تواند به زبان فارسی خدمت کند. به ابتدای صحبت هایم بر می گردم و باتوجه به سعه صدری که از شما سراغ دارم، انشاءا... این مسایل هم حل می شود.

میمنت آبادی: در خصوص توجه به زبان کردی به مثابه سرمایه ملی و زمینه ساز وحدت ملی، لازم است که از طرف ما هم زمینه فراهم شود. یعنی در حقیقت زمانی که ما می گوییم که زبان کردی سرمایه ملی و نشانه هویت ملی است و به وحدت ملی کمک می کند، عملا نشان دهیم که چنین است. ممکن است گاهی ما هم کج سلیقگی به خرج دهیم، یعنی از زبان کردی به گونه ای استفاده کنیم که عامل وحدت ملی نباشد. مطمئن باشید که سیاست نظام تقویت وحدت ملی است. بیایید ما هم به عنوان یک خرده فرهنگ در جهت تقویت فرهنگ ملی کمک و کار کنیم. ثابت کنیم که زبان کردی می تواند هویت و وحدت ملی ما را تقویت کند. می تواند هویت ملی را بسط دهد.  ممکن است که ما هم کم کاری کرده باشیم. خود شما باید به نظرم کار کنید. ما با عنوان حلقه واسط با دغدغه ها آشنا هستیم و البته ممکن است تمام دغدغه ها هم منتقل نشود. دوست دارم همین مسایل را به تهران منتقل کنیم و اینکه اگر ممیزی ها با سلیقه خاص صورت می گیرد و در این زمینه دخل و تصرفی دارند، در یک فضای صمیمی روبروی هم بنشینیم و مشکلات را حل کنیم. ورود و خروج کتاب هم که دوستان اشاره کردند، تحت قواعدی امکان پذیر است. خروج کتاب که محدودیت ندارد. یعنی کتابی که در هر جایی و با هر شرایطی در ایران به شکل قانونی و با مجوز وزارت ارشاد چاپ شود، مانعی برای فروش در کشور دیگر وجود ندارد.

اگر شما کتابی چاپ کرده اید، محدودیتی برای خروج نداریم. فقط یک هماهنگی جزیی می خواهد. برای ورود شرایطی وجود دارد.  نمونه کتاب وکپی شناسنامه صاحب اثر و مدارک دیگری می خواهد که باید  بررسی شود. شرایطی وجود دارد که ما هم سعی می کنیم تسهیلی در کار ایجاد کنیم. مسئله تا امروز در اختیار وزارت ارشاد است.

امروز می خواهیم اندکی بیشتر ضابطه مند شود. اما به ما اجازه داده اند که براساس ضوابط وزارتخانه بررسی کنیم و اجازه ورود بدهیم. یعنی شرایط ورود کتاب هم فراهم شده است. اختیارات به ما واگذار شده است. اگر شما موردی دارید، می توانیم بررسی کنیم و اجازه ورود بگیریم اما برای خروج مشکلی نداریم.

سیروان: یک وقت کتاب از ایران مجوز گرفته و در عراق چاپ شده است.

میمنت آبادی: اگر مجوز داشته باشد، مشکلی ندارد. پروسه در هر صورت باید طی شود. اما اگر مجوز داشته باشد، مسئله راحت تر است.ببینید، شما درخواست کرده اید که مجوز فلان کتاب را برای شما صادر کنند. وزارت ارشاد هم به درخواست شما پاسخ مثبت داده است. زمانی که این کتاب در داخل ایران چاپ شود، نظارت می کند که این کتابی که چاپ شده، همان محتویات مجوز است یا نه. ممکن است به هنگام چاپ کتاب در آن سوی مرزها، محتوای مجوز رعایت نشود. اگر ما بررسی کنیم که محتوای مجوز در چاپ مدنظر قرار گرفته و تغییری نکرده، می توانیم مجوز ورود بدهیم. این مشکل تقریبا حل شده است.

بحث حضور در نمایشگاه هم، آقایان ناشر می دانند که ما به صورت جدی پیگیری کردیم که مشکل حل شود. خرید کتاب های شما هم دو پروسه ممکن است داشته باشد. یکی اینکه ما خرید و توزیع کنیم که شما گله مند بودید. من این گله مندی را در دوران مدیریت خودم نمی پذیرم. چون هر درخواستی برای خرید و توزیع به ما رسیده ، ما جواب مثبت داده ایم، غیر از یکی دو مورد که مشکل داشتند و به صاحبان اثر هم منتقل کرده ایم. دوم اینکه بعضی از کتاب هایی که به چرخه توزیع می رسد، از طریق تهران برای ما می فرستند. اینکه گفته اند در انبار توزیع ما از یک ناشر خاص تعدادی زیاد کتاب بوده، قابل بررسی است ولی در هر صورت، محصول اختیار و عملکرد ما نیست.

بهاری زر: این کتاب ها جزو سهمیه خرید استان هستند یا اهدایی محسوب می شوند؟

میمنت آبادی: اهدایی هستند هیچ ارتباطی با سهمیه خرید استان ندارد.

بهاری زر: سهمیه استان به چه شکل است؟

میمنت آبادی: سهمیه استان چیزی دیگر است. الان خدمت شما عرض می کنم. ببینید، وقتی ما به تهران می رویم که خرید کتاب داشته باشیم؛ می گویند بفرمایید دو کامیون یا کمتر یا بیشتر کتاب انتخاب کنید که اهدایی است و خودشان توزیع می کنند. اما در مورد خرید، دوستان ما می توانند متناسب با فرهنگ و زبان منطقه که کاربرد بیشتری دارد، انتخاب کنند. گاهی متاسفانه این اتفاق نمی افتد و این انتقاد را می پذیریم؛ اما این جدای از سهمی است که در اختیار ماست.

بهاری زر: سهم ما چقدر است؟

میمنت آبادی: سال 88 شش و نیم میلیون تومان بود. سال 89 به 11 میلیون تومان رسید؛ قطعا کم است.

کرباسی: بودجه وزارتخانه برای خرید کتاب 20 میلیارد تومان و این عدد برای کردستان خیلی کم است.

میمنت آبادی: شما یک بار دیگر مسئله را یادآوری کردید ما حتما پیگیر می شویم.

بهاری زر: 20 میلیارد تومان را اگر عادلانه محاسبه کنیم، سهم استان ما حدود 300 میلیون تومان است.

میمنت آبادی: باید چانه زنی ها را بیشتر کنیم. اما 11 میلییون تومانی که در اختیار ما قرار داده اند، تلاش ما این بوده که عدالت را رعایت کنیم. اگر انتقادی در این حوزه وجود دارد، یا به من منتقل نشده و یا آن را نمی پذیرم. یعنی اگر انتقادی دارید، به جرأت عرض می کنم که به من منتقل نشده است. اگر درخواستی مطرح شده، بررسی شده و جواب مثبت داده ایم. هیچ تقاضای خریدی نبوده که ما رد کنیم. در حد وسع و توان خود عمل کرده ایم. اگر شما هم موردی دارید که خرید نشده، معرفی کنید. ما تا جایی که توان مالی داشته باشیم دریغ نخواهیم کرد. ما می خواهیم جایی برای گله نباشد. من موظف هستم خواسته های شما را پیگیری کنم.

کرباسی: بحث خیلی طولانی شد. من دو نکته را مطرح می کنم و دیگرعرضی ندارم. قرار بود ارشاد برای معرفی ناشر نمونه، کتاب نمونه و مولف نمونه در استان داشته باشد. این خیلی مهم و حیاتی است. مطلب دوم اینکه قرار بود از طرف انجمن صنفی ناشرین،  برای برنامه ریزی فرهنگی مرتبط با کتاب جلسه ای با شما داشته باشیم....

میمنت آبادی: ببینید، شما الان صاحب تشکیلات صنفی شده اید که خود ما آن را تایید کرده ایم. خواهش ما این است که تعامل و ارتباط خودتان را با ما تقویت کنید. خود شما در مسایل دخل و تصرف و نظارت کنید. خواه نا خواه ما در بخش کتاب یک کارشناس داریم که مرجع تصمیم گیری است. برای من هم امکان ندارد که تک تک نظرات کارشناس ها را بررسی کنم. هر جلسه ای که در حوزه کتاب داشته باشیم، دوست داریم نماینده شما هم حضور داشته باشد.

کرباسی: دعوت نمی کنند.

میمنت آبادی: این اتفاق صددرصد خواهد افتاد.

کرباسی: ما تایید می کنیم که انصافا اگر شما نبودید، انجمن صنفی ما شکل نمی گرفت. چون در دوره پیشین ما تقاضا دادیم جلوی کار را گرفتند.

میمنت آبادی: من علاقه مند نیستم که در تمام امور دخالت کنم. قبلا هم خدمت شما به مزاح عرض کردم"؛ می خواهم جلوی انتقادات آینده شما را بگیرم! تا امروز. چون در برنامه های ما حضور نداشته اید، ممکن است به کار هم ایراد بگیرید؛ اما از امروز به بعد اگر انتقادی داشته باشید، می گوییم خود شما هم در کار دخالت داشته اید.

بهاری زر: اگر مدیریت مشارکتی باشد، ما همکاری سازنده خواهیم کرد و مشکلی نخواهیم داشت.

سیروان: خود شما می توانید برگزار کننده نمایشگاه باشید.

میمنت آبادی: ما در تمام حوزه ها انجمن داریم و سیاست ما این است که به سمت نظارتی پیش برویم. البته این رویه در حال حاضر به طور کامل اجرا نمی شود. برای مثال حوزه تئاتر هم همین طور است. افرادی که خاک صحنه خورده اند و دو پیراهن بیشتر پاره کرده اند، در زمان اجرای برنامه ها حضور ندارند. یعنی کارمند ارشاد کار را انجام داده است. ممکن است سلیقه اش هم با هدف مورد نظر هنرمندان همخوانی نداشته باشد. اگر خود انجمن به مسئله ورود پیدا کند، به جای اداره ارشاد، انجمن می تواند جشنواره تئاتر را برگزار کند. سال 90 من نمایشگاه کتاب را به صنف ناشران استان واگذار می کنیم. اعتبارات اجرایی و بن کتاب هم در اختیار شما قرار می دهیم. زحمات ما کمتر می شود و شماهم به خواسته هایتان می رسید. برای ارسال کتاب به کردستان عراق هم مشکلی نداریم. تفاهم نامه ای امضا شده و مراودات فرهنگی را گسترش می دهیم. اگر شما آمادگی دارید، ما هم اعلام آمادگی می کنیم.

کرباسی: معاون وزیر روشنبیری (فرهنگ) کردستان عراق سفری به استان ما داشتند. ما انتظار داشتیم انجمن صنفی ناشران در برنامه های این سفر حضور داشته باشد. متاسفانه دعوت نشدیم.  من خودم به کردستان عراق رفتم. پیشنهاداتی دادیم که استقبال کردند.

سیروان: شما همین پیشنهادات را به صورت مکتوب به آقای میمنت آبادی بدهید.

میمنت آبادی: اگر پیشنهادات را به صورت مکتوب به ما ارایه کنید، می توانید به استناد همان از ما جواب بخواهید. به نظرم می توانیم به نتیجه مشخصی برسیم. حقیقتا هیچ محدودیت و منعی برای این کار نمی بینم. مطمئن باشید در بخشی که در اختیار ماست، اجازه نمی دهیم که اعمال سلیقه شود؛ اگر بود شما منعکس کنید.

در حوزه وزارتخانه هم منتقل کننده و در واقع رابط بین شما و آنها هستم. ما عادت نامناسبی داریم و آن اینکه وقتی بر فرض مثال مدیری دستور اجرای کاری را می دهد و کارشناس آن را اجرا نمی کند، از طریق مدیر پیگیری مجدد نمی کنیم. دو ماه بعد تازه انتقاد می کنیم که آقای مدیر شما دستور دادید اما اجرا نشد؛ پیگیری ضرورت دارد. من شرایطی فراهم کرده ام که ارتباطم با اهل فرهنگ تقویت شود. هیچ ارباب رجوعی را اجازه نداده ام بیشتر از پنج دقیقه پشت در دفتر کار من منتظر بماند. در شان خودم و دستگاه فرهنگی نمی بینم. اگر با ما و مدیران فرهنگی تعامل و ارتباط را تقویت کنید و فاصله ها را کاهش دهید، به افق روشنی می رسیم. البته خواسته ها دوطرفه است و ما هم خواسته هایی از حوزه نشر و کتاب داریم.  اخیرا بخشنامه ای به ما ابلاغ شده و به ما اجازه داده اند که از نشریات و کتاب و برنامه های فاخر حمایت کنیم. حتی حمایت از خرید و چاپ کتاب مورد تاکید قرار گرفته است. اگر در این زمینه کتاب کردی هم باشد، استقبال می کنیم.

کریمی: فاخر یعنی چه؟ تشخیص افتخار را چه کسی می دهد؟

میمنت آبادی: وزارت ارشاد. اگر کتابی ارزشی ویژه باشد.

سیروان: امثال »شرفنامه« هم می تواند در این قالب قرار گیرد. یا مسایل ارزشی عرفانی و ادبیات ....

میمنت آبادی: بله،  کتاب هم می تواند به زبان فارسی یا کردی باشد. این اجازه را به ما داده اند. شما آثاری که فکر می کنید در این حوزه می تواند قرار بگیرد، به ما معرفی کنید. اگر کتاب فاخر و ارزشی تشخیص داده شود، می توانیم نظرمان را به خود وزارت ارشاد منتقل کنیم و به آنها بقبولانیم که از صفر تا صد کل هزینه ها را پرداخت کند.

سیروان: خیلی متشکریم از همه دوستان.

*************************************************

 

منبع: شمارهای ۶٢٩ و ۶٣٠ تواریخ ٢٢ و ٢٩ فروردین ١٣٩٠

فیض اله پیری
ایمیل: feizollahpiri@gmail.com فیس بوک: facebook.com/feizollahpiri
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :